|
گفت وگو با دكتر عبدالكريم بهنيا پدر علم قنات ايران
ايران يك تمدن كاريزى است
|
|
|
روزبه زعفرانى «مقنى سالخورده در اتاق تاريك يك قنات خشك شده، كلنگ را فرود مى آورد و من كار عظيم كلنگ ها را مى نگريستم، جهاد در تاريكى، تلاش براى دست يافتن به آب، مبارزه با خاك، «فرود آمدن براى صعود»، سفر به اعماق زمين براى سيراب شدن، جست وجوى آب در زير زمين نه بر روى آسمان؛ آب چشمه؛ نه آب باران. ما در عمق صدوهفتاد مترى زمين به دنبال آب مى گشتيم... غرق در شكوه لحظه ها و بى تابى انتظار و اعجاز كلنگ ها و زيبايى كار و تلاش در تاريكى و شكوه سفر به قعر زمين و تقدس جست وجوى آب و كندوكاو در عمق ظلمت، دور از زمين و زندگى بودم كه ناگهان نوازش لطيف و خنكى را در لابه لاى انگشتان پاهاى برهنه ام احساس كردم. كم كم زمزمه هايى كه هر لحظه بالا مى گرفت و از هر سو برمى خاست و سر به هم مى داد و ناله مى شد و ناله ها از هر سو برمى خاست و سر به هم مى داد و خشمگين، طغيانى و مهاجم مى گشت: آب! آب اين روح مذاب اميد و زندگى، تازه نفس، جوان، زلال و نيرومند با گام هاى مصمم و اميدوار، پرشتاب خود را در بستر قنات افكند و شتابان مى رفت تا خود را به چشمان غبار گرفته صدها كشتزار سوخته و نگاه هاى پژمرده هزاران درخت تشنه برساند و در رگ هاى خشكيده جوى هاى مزرعه و كوچه باغ هاى مرده جارى گردد». قنات ها اگرچه حيات را براى اين سرزمين به ارمغان آوردند، اما هم اينك خود در معرض مرگ و نابودى قرار دارند. مرگى كه به دليل بى توجهى ما به ميراث و فناورى هاى بومى و فرهنگى مان رخ مى دهد، اما براستى چرا بايد از مرگ قنات ها جلوگيرى كرد؟ و چگونه مى توان آنها را نجات داد؟ به همين منظور با دكتر عبدالكريم بهنيا، عضو هيأت علمى دانشكده علوم آب دانشگاه شهيد چمران گفت وگو كرده ايم. بهنيا با نگارش كتاب «قنات سازى و قنات دارى»، عنوان بهترين كتاب سال علمى جمهورى اسلامى را نصيب خود كرد و نقشى بسزا در توجه دوباره به قنات ها ايفا كرد. شايد به همين دليل باشد كه همه او را به عنوان پدر علم قنات در ايران مى شناسند. اصولاً در عصر جديد كه پيشرفت هاى تكنولوژيك همه عرصه هاى زندگى و روش هاى توليد را دگرگون كرده است، چه نيازى به حفظ فناورى هاى قديمى وجود دارد؟ اگر ما خواهان توسعه هستيم، بايد تمام شيوه هاى سنتى و فنون قديمى را در شاخه هاى مختلف علوم پزشكى، فنى، كشاورزى و ... از فرهنگ و تمدن بومى استخراج كرده و بعد از پالايش و روزآمد كردن آن ها، به ترويج شان اقدام كنيم. نبايد فراموش كرد كه فناورى هايى مانند قنات اگرچه از زمان هاى قديم به دست ما رسيده اند، اما به هيچ وجه قديمى نيستند، بلكه بسيار هم كارا و مطابق با نيازهاى امروزماست. راه پيشرفت هر كشورى از مسير تكيه بر فرهنگ و تمدن بومى آن كشور طى مى شود و كشورهاى ديگر نيز به همين شكل عمل مى كنند. از آنجايى كه فناورى هاى بومى با شرايط طبيعى، اقليمى، اجتماعى و فرهنگى كشور ما همخوانى دارد. فكر نمى كنيد كه از اين جنبه نيز بايد بر حفظ آنها تأكيد كرد؟ اگر شما وارث خانه اى شويد كه هر چند دوست نداريد در آن زندگى كنيد، آيا اجازه مى دهيد كه اين خانه خراب شود؟ بى ترديد جواب شما منفى است، زيرا انسان عاقل يا اين خانه را اجاره مى دهد و يا آن را بازسازى و دوباره از آن استفاده مى كند. ما مخالف ورود شيوه هاى نوين آبيارى مانند، آبيارى قطره اى، بارانى يا زيرزمينى نيستيم و معتقديم بايد از اين فناورى متناسب با شرايط استفاده كرد. اما در عين حال نبايد اجازه بدهيم كه سيستم آبيارى قطره اى كه با شرايط محيطى و اجتماعى كشورمان تطابق دارد و بدون صرف هزينه به ما ارث رسيده است، نابودشود. طبق آمار رسمى، ۶۰ هزار قنات در ايران وجودداشته است كه براثر بى توجهى و تخريبى كه دراين آن ها صورت گرفته تعداد آن ها به ۳۲ هزار قنات كاهش يافته، يعنى ۲۸ هزار قنات از بين رفته است، از قنات هاى باقى مانده، چه استفاده اى مى توان كرد؟ ما بايد با بازسازى اين قنات ها، از آن ها در آبيارى مزارع استفاده كنيم و كشاورزى را در مناطق مختلف ايران رونق دهيم. سيستم قنات چه مزيت هايى بر روش هاى ديگر آبيارى دارد؟ آبى كه از قنات به دست مى آيد، هزينه بسياركمى دارد. زيرا براى استحصال آب از قنات، به موتور پمپ، برق، گازوئيل، كارگر و... نيازى نيست و استفاده از قنات فقط نيازمند صرف هزينه اى اندك براى لايروبى است. قنات ها رايگان به دست ما رسيده اند و بايد از آن ها استفاده بهينه كرد. اجداد ما با صرف هزينه و زمان بسيار با امكانات بسيار محدود، دل سنگ و خاك را شكافته و قنات ها را براى ما به ارث گذاشته اند، آيا عاقلانه است كه از اين سرمايه ها استفاده نشود؟ دكتر زرين كوب مى گويد يكى از دلايل افول تمدن ها در ايران بعد از حملاتى كه به كشور ما صورت مى گرفته از بين رفتن شبكه هاى آبيارى بويژه قنات ها بوده است. اين نظر را تا چه حد قبول داريد؟ كاملاً درست است. زيرا حيات در هر كشورى، در دوران قديم كاملاً و در عصر حاضر نيز تاحدودزيادى وابسته به ميزان توليدات كشاورزى آن سرزمين است و كشاورزى هم بدون وجود آب، امكان ندارد. كشور ما از نظر تأمين آب در مضيقه است. براى نمونه اگر ارتفاع متوسط كل بارشى كه كره زمين دريافت مى كند ۸۰۰ ميلى متر مى شود، يعنى متوسط كل بارش جهانى ۸۰۰ ميلى متر و سهم ايران از بارش جهانى ۲۵۰ ميلى متر يعنى يك سوم متوسط كل بارندگى جهان است. به همين دليل ايران به عنوان يك كشور خشك و نيمه خشك شناخته مى شود. در اين كشور خشك و نيمه خشك يكى از مواردى كه باعث ظهور و استمرار تمدن ها شده، وجود قنات هاست. شمارى از متخصصان بر اين عقيده هستند كه سيستم قنات، يك سيستم قديمى است و نمى تواند پاسخگوى نيازهاى فعلى باشد و شيوه هاى نوين، كارايى بالاترى دارند، آيا اين نظر درست است؟ اين نظر اصلاً درست نيست. از سوى ديگر اين متخصصان هم خيلى مقصر نيستند. زيرا ما در اين زمينه، تحقيقات كافى انجام نداده ايم. درحال حاضر در هيچكدام از رشته هايى مانند مهندسى آبيارى، مهندسى عمران آب، زمين شناسى گرايش آب، جغرافياى طبيعى و... كه به نحوى به علوم آب مرتبط هستند، حتى يك درس يك واحدى هم در مورد قنات تدريس نمى شود و اين واقعاً جاى تأسف است كه يك فارغ التحصيل رشته آبيارى، هيچ اطلاعى از قنات ندارد. بنابراين ضعف در تحقيقات و آشنا نبودن با كاربردهاى سيستم قنات و نحوه كاركرد و استفاده بهينه از آن باعث شده است كه متخصصان ما توجهى به حفظ قنات ها نداشته باشند. چرا آموزش هاى مربوط به قنات در دانشگاههاى كشور ما صورت نمى گيرد؟ به دليل اين كه كسانى كه برنامه ريزى كرده اند، براين باور بوده اند كه اين سيستم كهنه و قديمى شده است و نيازى به حفظ آن وجودندارد. ولى با تلاش هايى كه در سال هاى اخير صورت گرفته است دانشكده قنات در سال ۸۲ در استان يزد تأسيس شد و سپس مركز بين المللى قنات كه وابسته به يونسكو است افتتاح شد و درحال حاضر هم در رشته مهندسى آبيارى دانشكده علوم آب اهواز نيز يك درس سه واحدى درباره قنات تدريس مى شود. براى بهبود وضعيت قنات هاى كشور بايد فارغ التحصيلان رشته هاى مرتبط با علوم با ويژگى ها و مزاياى سيستم قنات آشنا باشند و تا زمانى كه اين اتفاق نيفتد بى توجهى به قنات ها و تخريب آنها ادامه خواهد داشت. گفته مى شود كه علم اندك خطرناك ترين چيزها است و تا زمانى كه متخصصان علوم آب درباره قنات اطلاعات كمى داشته باشند، مخالفت با آن نيز ادامه خواهد داشت. براى احيا، بازسازى و بهره بردارى دوباره از قنات ها بايد چه اقدام هايى انجام داد؟ واقعاً جاى تأسف است كه من براى پاسخ دادن به اين سؤال بايد تجربه چينى ها را در زمينه احيا و بهره بردارى از قنات ها بازگو كنم، زيرا سيستم قنات سازى و قنات دارى از ايران وارد چين شده است، ولى آن ها در حال حاضر به شيوه اى بسيار كارآمد، بهينه و علمى از قنات هاى خود استفاده مى كنند. من در سفر به چين، بيش از ۲۰قنات استان شين جيانگ را از نزديك مورد بررسى قرار دادم. دولت چين براى اداره هر قنات، يك تكنيسين فنى گمارده بود. در اين كشور تحقيقات زيادى در مورد قنات ها انجام داده اند و براى قنات ها مدل كامپيوترى طراحى كرده اند، دبى آن را به صورت مداوم اندازه گيرى مى كنند و براساس آمار گذشته، ميزان آب دهى قنات را در سال آينده پيش بينى مى كنند و مساحت زمينى را كه آب اين قنات ممكن است مورد آبيارى قرار دهد، مشخص مى كنند. ما بايد اين كارها را در ايران نيز انجام دهيم. مى گويند قنات يكى از شگفتى هاى دست ساز انسان است كه در ايران ابداع شده، چرا قنات ها را در رده شگفتى هاى انسان ساز قرار مى دهند؟ به اين دليل كه طول قنات هاى حفارى شده، چند برابر قطر زمين است. بعضى از قنات ها مانند قنات يزد بيش از شصت كيلومتر طول دارند و عمق بعضى چاه هاى قنات به ۳۰۰ متر مى رسد مانند قنات گناباد كه به تعبير دكتر باستانى پاريزى مى توان منار ايفل را دزديد و در آن پنهان كرد. از قنات ها علاوه بر تأمين آب، چه استفاده هاى ديگرى مى توان كرد؟ قنات ها در گذشته براى تأمين آب كشاورزى و آشاميدنى ساخته مى شدند. علاوه بر اين، سرعت آب بعضى از قنات ها به دليل شيب زياد به اندازه اى شديد بوده است كه آسياب هاى سنگى را به حركت درمى آورده. براى نمونه آسيابى كه از آب قنات دولت آباد به چرخش در مى آمد، روزى هزار من گندم را آرد مى كرد. در حال حاضر نيز آب قنات را براى آبيارى مى توان استفاده كرد و از قنات هاى خشك هم مى توان استفاده ها و بهره هاى بسيارى برد. براى نمونه بعضى از گياهان براى رشد خود به جاى مرطوب نياز دارند مانند قارچ، كه مى توان اين گياهان را در كانال هاى قنات هاى خشك، پرورش داد. كتاب قنات سازى و قنات دارى شما به عنوان كتاب سال انتخاب شد، نگارش اين كتاب چگونه صورت گرفت؟ تحقيق در مورد قنات ها، جمع آورى اطلاعات و داده ها درباره قنات، بازديدهاى ميدانى در ايران و خارج از كشور و مصاحبه با مقنى ها براى نگارش اين كتاب، هفت سال به طول انجاميد كه در نهايت اين كتاب تأليف شد. اگرچه براى تأليف آن زحماتى را متحمل شدم، اما خاطرات خوشى را برايم به همراه داشت. نخستين قنات هاى ايران در چه زمانى ساخته شدند و اين قنات ها داراى چه ويژگى هايى هستند؟ نخستين قنات ها در ايران بيش از ۳ هزار و ۵۰۰ سال پيش در ايران ساخته شدند. ما در هر ۳۰ استان كشور قنات داريم كه خراسان رضوى، خراسان شمالى و خراسان جنوبى، يزد و كرمان داراى بيشترين قنات ها در ايران هستند، زيرا اين مناطق، خشك ترين مناطق كشور محسوب مى شوند. بعضى از قنات هاى ايران كه هزار سال پيش ساخته شده اند هنوز داراى آب اند و از آن ها استفاده مى شود. از نظر مقدار آبدهى پر آب ترين قنات ايران، قنات جوپار در استان كرمان است.حفر بعضى از قنات ها بيش از ۶۰ سال يعنى بيش از دو نسل طول كشيده است. ولى فناورى در امر حفارى پيشرفت كرده است و مى توان حفر قنات را در زمان كنونى در كمتر از يك سال انجام داد. پژوهشگران از شاخه هاى مختلف علمى، قنات ها را مورد بررسى قرار داده اند، اما قنات ها از ديدگاه فنى كمتر مورد تحقيق و مطالعه قرار گرفته اند. فكر نمى كنيد كه در اين زمينه متخصصان آبيارى وعلوم فنى، كم كارى داشته اند؟ چون قنات در ايران به وجود آمده است چهار گروه بر روى قنات كار كرده اند؛ در گروه علوم انسانى تاريخ دانان، باستان شناسان، جامعه شناسان و جغرافيدانان. گروه دوم اقتصاددانان هستند كه از بعد اقتصادى قنات ها را بررسى كرده اند. گروه سوم فقها و حقوقدانان هستند كه احكام و حقوق آب را مشخص كرده اند. گروه چهارم كسانى هستند كه از بعد فنى قنات ها را مورد بررسى قرار داده اند، كه تعداد اين افراد تاهشت سال پيش زياد نبود، ولى بابرگزارى سمينارهاى ملى و بين المللى تعداد اين افراد افزايش يافته است. ما نبايد نسبت به سازه هاى قناتى نا آگاه باشيم، قنات ها از گذشتگان به ما ارث رسيده و بايد آن را به نسل هاى بعد اهدا كنيم.
|