|
پرونده ترورهاى سياسى ۲۰۰۶
|
|
|
گروه بين الملل - بنفشه غلامى: سال ۲۰۰۶ برگ ديگرى بر ناكامى جامعه بين الملل در مبارزه با پديده تروريسم افزود. فضاى حاكم بر جهان همچنان امنيتى است و ما هنوز در همان اتمسفرى تنفس مى كنيم كه ۱۱ سپتامبر و دو جنگ دولت بوش در عراق و افغانستان را پديد آورد. در سالى كه گذشت نه تنها ماشين ترور متوقف نشد بلكه اين واقعيت كريه در زندگى ملت ها ابعادى پيچيده تر يافت. هرچند نام افراد و گروه هايى به عنوان عوامل ترور معرفى و مطرح شدند، اما به عملكرد قدرت هايى كه سياست شان زمينه ساز و مشوق تروريسم است توجه چندانى نشد. به هر حال پرونده ترورهاى سال ۲۰۰۶ را تورق مى كنيم:
طالبان با ترور بازگشتند متحد و دوست ديرينه كرزاى:
حكيم تينوال : ترور «حكيم تينوال»، از مقام هاى ارشد افغانستان، مهمترين قتل سياسى در افغانستان از سال ۲۰۰۵ تاكنون ارزيابى شده است. ترور تنيوال ۶۳ ساله مهم ارزيابى شد زيرا اين حادثه منشأ حوادث تازه اى در افغانستان شد كه مخالفان كرزاى طراحى كردند. از طرفى محافل منطقه از ارتباط و دوستى كرزاى و تنيوال باخبر بودند، مى دانستند او به دعوت شخصى خود رئيس جمهور به كابل پكتيا بازگشته است. تنيوال در استراليا زندگى مى كرد و كرسى تدريس علوم اجتماعى داشت. اما بعد از حكومت كرزاى براى به دست گرفتن مسئوليت دولتى وارد افغانستان شد. قتل او در پى تهديدات طالبان عليه مقام هاى اين كشور روى داد. پيش از او به دو مقام دولتى ديگر افغانستان و همچنين يك عضو پارلمان حمله شد اما آنها ازخطر مرگ نجات يافته بودند. قتل تنيوال در ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۶ زمانى رخ داد كه يك عامل انتحارى طالبان خود را به زير اتومبيلى كه حامل وى و دو همراهش بود، انداخت و منجر به مرگ آنان شد. تنيوال پيش از مرگش حكم اداره استان پكتيا را از كرزاى گرفته بود. در مراسم خاكسپارى «تنيوال» نيز يك عامل انتحارى انفجار تازه اى را به وجود آورد كه به مرگ تعدادى از مردم بى گناه شركت كننده در مراسم منجر شد. صفيه احمدجان: او چهره اى سرشناس در حوزه مسائل زنان افغانستان و از منتقدان سرسخت حكومت طالبان و قوانين سختگيرانه آن نسبت به زنان بود. در طول دوره حكومت طالبان در افغانستان ماند و به آموزش پنهانى زنان و دختران افغانى پرداخت. صفيه احمدجان ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۶ يعنى دو هفته پس از ترور «حكيم تنيوال» در جلوى خانه اش توسط دو موتورسوار به ضرب گلوله كشته شد. قاتلان او از اعضاى طالبان در جنوب افغانستان بودند. دلايلى كه احتمال مى رود موجب تصميم طالبان براى ترور او شد، فعاليت اين بانوى افغان در زمينه احقاق حقوق زنان و آموزش بيش از يك هزار زن و دختر در قندهار ياد شده است. مقام هاى سازمان ملل و رؤساى جمهور آمريكا و اروپا پس از ترور «صفيه احمدجان» از او تجليل كردند. هدف گيرى نخبگان در لاگوس (سنت ترور در مبارزه انتخاباتى) ترور مشاور عالى بانك جهانى و نامزد انتخابات آيودى جا دارامولا، دارامولا نامزد درجه يك انتخابات محلى نيجريه بود. او هنگام ترور ۵۳ ساله بود و يكى از مشاوران عالى بانك جهانى به شمار مى آمد. قتل او در ۱۴ آگوست، اندكى بعد از آن كه از يكى از جلسه هاى انتخاباتى به خانه اش بازگشت روى داد. علت قتل «دارامولا» را ناظران اين كشور به تصميم رقباى انتخاباتى او و محبوبيت «دارامولا» نسبت دادند. فونشو ويليامز: وى نامزد فرماندارى لاگوس، پايتخت نيجريه بود. او نيز مثل «دارامولا» در بين مردم چهره اى محبوب بود. او ديدى انتقادى نسبت به انحصار قدرت در دست پولداران نيجريه اى داشت. همين موجب مى شد رقيبان او از حضور وى در انتخابات ناخشنود باشند. او در زمان مرگ علاوه بر كانديداتورى لاگوس از اميدهاى انتخابات حزب دموكراتيك مردمى نيجريه براى رياست جمهورى بود. در ۲۷ مه ۲۰۰۶ جسد او را در خانه اش در حالى كه به شدت زخمى شده بود پيدا كردند. مدتى پس از ترور ويليامز، دو نفر را در ارتباط با قتل او دستگير كردند. يكى از آنها مدير تبليغاتى ويليامز بود و ديگرى رقيب انتخاباتى اش، «كينگزلى اوسى اوگون لئو» وزير كار سابق نيجريه كه پس از ويليامز احتمال برنده شدن او در انتخابات بيش از ديگران بود. لكن دستگيرشدگان در ارتباط با قتل ويليامز آزاد شدند و به اين ترتيب پرونده ترور جديد در اين سرزمين نفتى سر به مهر ماند. قتل هاى رازآلود در سرزمين اسلاوها آندرى كوزلوف: وى جانشين رئيس بانك مركزى روسيه بود. كوزلوف به دليل پيشنهادات شفاف سازى در امور بانكى و طرح هاى پولشويى اش شهرتى بسزا داشت. او همچنين از پيشنهاد دهندگان ايجاد اصلاحات در امور اقتصادى روسيه بود. كوزلوف درست پيش از قتلش در ۸ سپتامبر ۲۰۰۶ در كنفرانس بانكدارى كه در سوئيس برگزار شد، گفت: «كسانى كه مرتكب پولشويى مى شوند، بايد به طور مادام العمر از امور بانكدارى خلع شوند. چنين كسانى مايه رسوايى نظام بانكى هستند.» «كوزلوف» پس از ايراد اين سخنرانى به خانه اش بازگشت و براساس گزارش پليس در مسير بازگشت به خانه به دست ۲ مرد مسلح كه به سر و گردن وى شليك كردند، كشته شد. راننده «كوزلوف» نيز در اين ماجرا كشته شد. قاتلان وى هنوز شناسايى نشده اند. آنا پوليتكوفسكايا: وى از جمله خبرنگارانى بود كه به انتقاد از جنگ در چچن و سياست هاى كرملين در اين باره شهرت داشت. پوليتكوفسكايا كه در طول دوران حرفه اى كارش صاحب ۹جايزه بين المللى شده بود، يكى از سرشناس ترين روزنامه نگاران روسيه بود. پس از ترور اين خبرنگار ۴۸ ساله در ۷ اكتبر در خانه اش در مسكو، الكساندر ليتويننكو، جاسوس سابق كا.گ.ب كه خود نيز چند ماه بعد كشته شد، دولتمردان مسكو را متهم به صادر كردن دستور قتل «پوليتكوفسكايا» كرد. در مراسم تشييع جنازه و تدفين اين خبرنگار، بيش از هزاران نفر حضور داشتند كه اكثر آنها را همكاران او و چهره هاى مردمى تشكيل مى دادند. قتل «آنا پوليتكو فسكايا» با واكنش هاى جهانى روبه رو شد. الكساندر ليتويننكو: ليتويننكو جاسوس سابق كا.گ.ب بود كه به دليل مسموميت با پلونيوم ۲۱۰ كشته شد. اگر چه سعى مى شود نشان داده شود، ليتويننكو خودكشى كرده است اما شواهد نشان مى دهد وى كه ۲۳ نوامبر درگذشت، بر اثر مسموميت ناشى از غذايى بود كه در رستوران ژاپنى در لندن صرف كرده بود كه احتمالاً آلوده به پلونيوم ۲۱۰ بوده است. پرونده قتل ليتويننكو هنوز بى پاسخ است. اما گمانه زنى هاى بسيارى درباره آن وجود دارد. برخى روس ها را به قتل ليتويننكو متهم مى كنند. در اين حال شواهدى مطرح مى شودكه نشان مى دهد وى به خاطر فعاليت هاى خود درباره افشاى حقايقى از اسرائيل توسط رژيم صهيونيستى كشته شده است. وى پيش از مرگش در بيمارستان لندن در ايام احتضار گفته بود ترورش به دليل گفتن حقيقت بوده است. هدف هاى شكار ببرهاى تاميل پورامى كالاتونگا: وى معاون رئيس ستاد ارتش سريلانكا بود و از جمله مخالفان ببرهاى تاميل به شمار مى آمد. ۲۶ ژوئن يك عامل انتحارى ببرهاى تاميل سوار بر موتوسيكلت به اتومبيل «كالا تونگا» حمله كرد و آن را منفجر كرد. «كالا تونگا»ى ۵۴ ساله ديدگاه هاى تندى نسبت به ببرهاى تاميل داشت و به همين دليل نيز به دستور رهبران اين گروه كشته شد. شدت انفجار اتومبيل تونگا به حدى بود كه اتومبيل هاى اطراف نيز دچار حريق شده و خسارات فراوانى ديدند. يك بيمارستان دولتى سريلانكا پس از ترور «كالا تونگا» اعلام كرد فردى ناشناس يك ساعت پيش از انفجاردر اين باره به آنها هشدار داده و گفته بود: «امروز مجبور خواهند بود چند برابر هميشه كار كنند.» ترورهاى مشكوك بيروت پى ير جميل فرزند امين جميل از رؤساى جمهور پيشين لبنان بود كه ۲۲ نوامبر به ضرب گلوله كشته شد. پى ير جميل با وجود شهرت خاندانى اش، چندان سابقه درخور توجه نداشت. او در سال ۲۰۰۰ وارد عالم سياست شد و پس از عضويت در پارلمان وزير صنايع لبنان كابينه فواد سنيوره شد. ترور جميل به اندازه ديگر قتل هاى سياسى لبنان جدى گرفته نشد، زيرا اين عضو كابينه در اوج بحران داخلى دولت سنيوره به قتل رسيد لذا برخى اين حادثه را عامل نجات جناح حاكم لبنان (گروه ۱۴ مارس) از بحران خواندند. هرچند اعضاى اين گروه كوشيدند همچون ماجراى حريرى مخالفان دولت سنيوره بويژه سورى ها را عامل ترور بخوانند. سند ديگرى نيز وجود دارد كه حاكى از آن است كه در روز قتل«پى ير جميل» ۱۱ نفر با يك هواپيماى رژيم صهيونيستى وارد فرودگاه بيروت شدند و همان روز نيز بيروت را ترك كردند. براساس اين شواهد اسرائيل يكى از مظنونان جدى ترور «جميل» است. ليدر مخالفان قزاق التين بك سارسنبايف: پيش از آن كه به رهبر مخالفان دولت قزاقستان تبديل شود، در دستگاه هاى حكومتى اين كشور اشتغال داشت. اما سال ۲۰۰۳ از تمام مناصب دولتى خود كناره گيرى كرد و به مخالفان دولت پيوست. ترور او در ۱۳ فوريه روى داد. اندكى بعد از ترور «سارسنبايف» وزير كشور قزاقستان اعلام كرد: در رابطه با قتل «سارسنبايف» ۵ نفر كه در سرويس امنيتى كشور كار مى كردند، دستگير شدند. وى همچنين اعلام كرد: به اين ۵ نفر ۲۵ هزار دلار براى شراكت در قتل پرداخت شده بود. جرقه هاى مرگ در سرزمين هاى اشغالى قربانى نخست قانون ترور؛ عمير پرتز جمال ابوسمهدانه: وى ۴۵ ساله وفرمانده نيروهاى امنيتى وابسته به وزارت امور داخلى فلسطين بود. او ۸ ژوئن پس از آن كه اسرائيل كشتار فرماندهان جنبش هاى مقاومت فلسطينى را با تصويب لايحه اى قانونى ساخت توسط موشك هاى هدايت شونده رژيم صهيونيستى به شهادت رسيد. در اين حمله به جز سمهدانه، شش نفر ديگر از مبارزان فلسطينى نيز كشته شدند. منابع رژيم صهيونيستى نيز پس از ترور سمهدانه فاش ساختند كه پرتز وزير جنگ رژيم صهيونيستى نيز خود بر اجراى عمليات ترور سمهدانه نظارت كامل داشته است. فرمانده محبوب گروه الاقصى ابويوسف القوقا: فرمانده تيپ هاى صلاح الدين ۳۱ مارس در پى انفجار اتومبيلش كه توسط صهيونيست ها بمبگذارى شده بود، به شهادت رسيد. وى پس از ابوسمهدانه بنيانگذار اصلى كميته هاى مقاومت مردمى براى آزادى فلسطين به شمار مى آيد. گفته مى شود «ابويوسف القوقا» استعداد فراوانى در مسائل نظامى داشت و با توجه به لياقت هاى وى بود كه كميته هاى مقاومت مردمى پس از شكل گيرى، فرماندهى شاخه نظامى خود را به وى سپرد و پس از اين بود كه نام او در ليست جوخه ترور اشغالگران قرار گرفت. او كه در گذشته عضو جنبش فتح بود، در طول انتفاضه الاقصى به صورت گسترده اى به جنبش حماس تمايل پيدا كرد و به عنوان يكى از هم پيمانان اصلى حماس و گردان شهيد عزالدين قسام مطرح شد. او سه بار ترور شد اما هر بار نقشه ترور صهيونيست ها را ناكام گذاشت. كاتش لوگاناتان: وى معاون سازمان مسئول مذاكره و صلح در سريلانكا بود. او ۵۴ سال داشت و ۱۲ آگوست بيرون از خانه اش در كلمبو به ضرب گلوله مردى ناشناس كشته شد. او از جمله منتقدان پرآوازه ببرهاى تاميل بود و از رفتارها و تاكتيك هاى اين گروه كه در تضاد با حقوق بشر است، انتقاد مى كرد. شبح ترور در شبه قاره جناح وهابيون هنوز نقشه هاى تروريستى خود عليه شيعيان پاكستان را كنار نگذاشته اند، تشكيلات موسوم به سپاه صحابه و لشگر جهنگوى سال ۲۰۰۶ نيز چند رشته عمليات تروريستى سازمان دادند. نزاكت على عمرانى: وى رئيس بخش مديريت بازرگانى دانشگاه «گومل» و يكى از شخصيت هاى برجسته شيعيان در «ديره اسماعيل خان» ايالت سرحد پاكستان بود كه در همين مكان ترور شد. او ۲۴ دسامبر هنگام خروج از خانه مورد سوءقصد دو موتورسوار قرارگرفت و در دم جان باخت. البته وهابيون و سلفى هاى پاكستان حركت هاى تروريستى ديگر نيز در اين سال داشتند كه غالباً به شكل حمله به مساجد يا اجتماعات مذهبى شيعيان انجام گرفت.
|