سه شنبه ۱۹ دى ۱۳۸۵ - ۱۹ ذيحجه ۱۴۲۷
Tue, Jan 9, 2007
ديپلماتيك
۳۵۴۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
گزارش خارجى
ماجرا
رودررو
كودك
گفت وگو با كارشناسان درباره بازتابهاى اعدام صدام در جهان عرب
گفت وگو با كارشناسان درباره بازتابهاى اعدام صدام در جهان عرب
قهرمان سازى از ديكتاتور
270945.jpg
گروه بين الملل- احسان تقدسى: اعدام صدام، ديكتاتور ۶۹ ساله عراق، به عنوان آخرين رويداد مهم سال بر آخرين برگ تقويم ۲۰۰۶ ثبت شد.
اما اين رويداد مهم و غيرمنتظره، اكنون در پيامدخويش رويدادى شگفت انگيزتر را در پى داشته است و آن چرخش بزرگ در ديپلماسى دولت هاى محافظه كار عرب است. امرا و پادشاهانى كه او را منشأ تيره بختى مردم عراق و عامل اصلى جنگ و ناامنى در منطقه خواندند اكنون در مرگ ديكتاتور زبان دلجويى و نگاه حسرت ابراز مى كنند. تغيير رفتار دولت هاى عربى در فرداى اعدام صدام يك معماى سياسى بزرگ است. براستى چه دلايلى موجب شده تا دولت هايى كه سال۲۰۰۳ سوار بر تانكهاى آمريكايى براى برچيدن ميراث حكومت وحشت ديكتاتور وارد بغداد شدند، اين بار در سال۲۰۰۷ از رفتن او نگرانى و حسرت سر مى دهند.
ماهيت قصه تغيير رفتار محافل عرب در فرداى مرگ صدام هرچه هست، اكنون اين تغيير رفتار به صدور پيام هاى تسليت و همدردى با خانواده و خويشان صدام محدود نمانده است.
چنان كه برخى پادشاهان و حكام منطقه به حركت هايى فراتر نظير؛ تشويق و حمايت بازماندگان نظام بعث و يا بسيج نيروهاى متعصب عرب براى مبارزه با دولت مركزى بغداد و نيز تشديد تضادهاى فرقه اى روى آورده اند.
براى مشاهده واقعيت آن چيزى كه ما به عنوان تغيير مواضع محافل عربى مطرح كرديم كافى است كه در اخبار و تصاوير دو تريبون رسانه اى جهان عرب يعنى الجزيره و العربيه مكث كنيد.
دو رسانه اى كه اكنون در ميدانى بى رقيب در صحنه خاورميانه از مرگ ديكتاتور، يك تراژدى و از چهره صدام تصوير يك قهرمان را ساخته اند. البته از ميان اين دو رسانه، شبكه الجزيره يك بار نيز در ماجراى جنگ ۲۰۰۱ آمريكا و طالبان از چهره بن لادن چنين تصويرى ارائه كرد.
حركت امروز تريبون هاى خبرى جهان عرب همانند روزهاى جنگ طالبان و آمريكا، بار ديگر افكار عمومى خاورميانه  را با پرسش ها و سؤال هاى جدى روبه رو كرده است و ما در اين گفت وگو كوشيده ايم از زبان كارشناسان حوزه رسانه و ديپلماسى برخى از اين ابهام ها را پاسخ دهيم.
زنده و مرده ديكتاتور سابق عراق دو روى يك سكه بود
سيدجلال فياضى مديرعامل خبرگزارى جمهورى اسلامى در تحليل بازتاب هاى اعدام صدام از يك سناريوى جنگ روانى سخن مى گويد كه سياستگذاران كاخ سفيد آن را طراحى كرده اند. او مى گويد: زنده و مرده ديكتاتور سابق عراق دو روى سكه اى است كه نومحافظه كاران آمريكا تلاش فراوانى انجام دادند تا بهترين استفاده را در راستاى منافع خود از آن ببرند.
اين كارشناس رسانه اى با اشاره به شكست جمهوريخواهان در انتخابات آمريكا، ناچارى بوش بر تجديدنظر در سياست هاى آمريكا در عراق، مى گويد: «امروز آمريكايى ها تلاش مى كنند با استفاده از رسانه هاى همسو، موضوع جنگ داخلى را به بهانه اعدام صدام در دستور كار قرار دهند».
فياضى در عين حال تأكيد مى كند: «برخى از اين شبكه ها سابقه همسويى با آمريكايى ها را دارند».
فياضى در ادامه عملكرد رسانه هايى كه اكنون به حمايت از صدام و بازماندگان رژيم منحله بعث پرداخته اند را با گذشته مقايسه كرده و مى گويد: «در برهه اى آنها به استفاده ابزارى از بن لادن، رهبر شبكه القاعده براى تأمين منافع واشنگتن دست زدند.» وى در اين باره به وقايع انتخابات دور گذشته رياست جمهورى ايالات متحده اشاره كرده و مى افزايد: «در آستانه دور دوم انتخابات كه نظرسنجى ها نشان مى داد اوضاع به نفع بوش نيست، ناگهان مصاحبه بن لادن (به وسيله يكى از رسانه هاى منطقه ) منتشر شد كه همين امر سبب شد، اوضاع به سود بوش تغيير كند.»
مديرعامل خبرگزارى جمهورى اسلامى مسأله محورى در اعدام صدام را نه افكار او بلكه جناياتش عنوان كرده و تأكيد مى كند: «جنايات صدام نه تنها در حق شيعيان بود، بلكه اهل سنت هم ضربه هاى فراوانى را از جنايات وى متحمل شدند». اين كارشناس در ادامه هدف اصلى جريان تبليغاتى رسانه هاى منطقه در موضوع اعدام صدام را كمك به آمريكا در توجيه امر مهم ماندن در عراق برپايه جنگ مذهبى مى داند، نكته اى كه به اعتقاد مدير ايرنا، شايسته تأمل فراوان است.
فياضى در اين راستا جنگ روانى برخى رسانه هاى منطقه را يادآورى مى كند و مى گويد: «اخبار و تصاوير گزينش شده صدام بخشى از حلقه هاى مفقوده تبليغات مربوط به توجيه جنگ را تشكيل مى دهند».
مديرعامل ايرنا در بخش ديگر اظهارات خود صدام را چهره اى با تاريخ مصرف گذشته خوانده و تأكيد مى كند: «اكنون بايد اين سؤال را مطرح كرد كه آيا هنوز بن لادن براى آمريكايى ها تاريخ مصرف دارد يا خير. شايد به همين دليل است كه با وجود گذشت ۶ سال از آغاز جنگ افغانستان، بن لادن داراى سرنوشتى مبهم است و آمريكايى ها هر از چندگاهى براى پيشبرد اهداف خود تصوير و صداى او را بر صفحه رسانه هاى زير نفوذ خود استفاده ابزارى مى كنند».
حكام عرب نگران موقعيت خويش هستند
براستى چه اهداف و انگيزه اى عامل اين حركت رسانه هايى چون الجزيره و العربيه بوده است؟ حسين امير عبداللهيان كارشناس مسائل خاورميانه و عراق در اين باره معتقد است: «الجزيره و العربيه به عنوان انعكاس دهنده افكار سران برخى كشورهاى عربى چنين مواضعى را اتخاذ كرده اند». اميرعبداللهيان منشأ و نقطه آغاز اين رفتار شبكه هاى ياد شده را، در حوادث چند ماه گذشته مى داند. يعنى وقتى كه اين رسانه ها بر محور انديشه ناسيوناليسم عرب، به قطب بندى كردن تحولات داخلى عراق روى آوردند و به تضاد شيعه و سنى دامن زدند. اين كارشناس در ادامه مى گويد: «از نگاه برخى از سران كشورهاى عربى صدام به عنوان يكى از رهبران جهان عرب مطرح بود و آنها تلاش فراوانى را انجام دادند تا حتى مانع از دستگيرى صدام شوند چه رسد به اعدام وى».
اميرعبداللهيان در تحليلى دلايل ديگر از اين تغيير نگاه اعراب موضوع: «هراس حاكمان منطقه از آينده» خويش را مطرح مى كند و مى گويد: «روندى كه منجر به محاكمه و اعدام صدام شد اين نگرانى را در ميان سران برخى كشورهاى عربى ايجاد كرد كه اعدام صدام حريم تعرض به حاكمان سياسى جهان عرب را شكست و از اين منظر امكان دارد به هر دليلى شاهد تكرار تعرض به حريم حكام عرب باشيم».
واكنش هراس آلود برخى رهبران عرب در حالى است كه اعدام صدام در ميان قاطبه افكار عمومى كشورهاى عربى با شعف و شادى مردم همراه شد.
امير عبداللهيان در اين باره گفت: «در پى اعدام صدام در بين افكار عمومى جهان عرب اين انديشه قوت مى گيرد كه مى توان يك رهبر عربى را مورد مؤاخذه، محاكمه و مجازات قرار داد؛ البته حضور نيروهاى آمريكايى در منطقه و تداوم سياست هاى استعمارى آنها نيز تشديدكننده اين ذهنيت در افكار عمومى منطقه است.
اين كارشناس در ادامه، بازتاب هاى تناقض آلود اعدام صدام، در رسانه هاى عربى را در قالب ۴ انگيزه و هدف تحليل مى كند: «۱ـ حكام كشورهاى عربى اعدام صدام را نوعى حرمت شكنى در ميان سران كشورهاى عربى مى دانند. ۲ـ اين رسانه ها تلاش مى كنند از اعدام صدام به عنوان عاملى براى شكاف اعراب و فارس ها استفاده كنند. ۳ ـ با پخش فيلم ها و تصاوير و ارائه گزارش هايى مبنى بر اجراى حكم توسط شيعيان تلاش دارند درگيرى شيعه ـ سنى را در عراق، لبنان و منطقه تشديد كنند. ۴ـ نيروهاى خارجى حاضر در عراق و در رأس آنها ايالات متحده تلاش دارند از اين ماجرا در راستاى تداوم سياست «ايجاد تفرقه درجوامع مسلمين» بهره بردارى كنند.
به راستى آيا شبكه هاى الجزيره و العربيه كه تاكنون ادعاى شناسنامه يك رسانه بومى را داشته اند خواسته يا ناخواسته در راستاى تحقق اهداف دولت هاى غربى و در رأس آنها آمريكا درحركتند؟
اميرعبداللهيان در اين باره تأكيد مى كند: «فضايى را كه در شبكه الجزيره و العربيه شاهد آن هستيم در شبكه منطقه اى آمريكا (الحره) و حتى اخبار BBC، Foxnews و CNN نيز شاهد آن هستيم و اين امر با گزارش اعدام صدام توسط شيعيان، امضاى حكم توسط نخست وزير شيعه عراق و در نهايت نتيجه گيرى در راستاى تشديد ادعاى درگيرى شيعه و سنى در عراق است».
رسانه هاى غربى و عربى همصدا با يكديگر علاوه بر استفاده هاى تبليغاتى كه از «جنازه صدام» مى كنند، آن را دستمايه اى براى حمله به ايرانيان قرار داده اند. شاهد ادعاى آنان نيز سخنان منتسب به ديكتاتور عراق در لحظات پايانى عمر بود كه فارس ها را دشمن عراق ناميد.
اميرعبداللهيان در اين باره معتقد است: «برخى رسانه هاى غربى و عربى تلاش دارند بحث فارس ها (ايرانيان) و جهان عرب را نوعى چالش اساسى ميان ايران به عنوان نماد اسلام شيعى و ديگر جوامع عربى به عنوان نماد جامعه سنى جلوه دهند و بدين ترتيب به درگيرى شيعه و سنى دامن بزنند».
در برخى موارد به نظر مى رسد الجزيره و العربيه تبديل به تريبون رسمى القاعده و سلفى ها و شورشيان عراق شده اند. پخش مكرر سخنان بن لادن، الظواهرى و پوشش گسترده حملات گاه و بيگاه شورشيان مخالف دولت مركزى عراق شاهدى بر اين مدعا است.
اميرعبداللهيان در اين باره مى گويد: «اين دو شبكه تلاش كرده اند به مقدار زيادى منطبق با ديدگاه سران كشورهاى عربى برنامه هاى خود را تنظيم كنند و خط كلى اين رسانه ها حمايت از گروه اقليت اهل سنت در عراق و تضعيف و مقابله با دولت داراى اكثريت شيعه در عراق است؛ البته شاهد هستيم كه اين رسانه ها ضمن پيگيرى چنين خط سيرى، گاهى به عنوان مثال همزمان سخنرانى شيخ حسن نصرالله را بصورت مستقيم پخش مى كنند. يعنى با حفظ سياست هاى خود در حمايت از خطوط كلى جهان عرب تلاش دارند با پخش برنامه هايى محدود، اينگونه القا كنند كه رسانه هايى بيطرف هستند».
رسانه هاى عربى به دنبال قهرمان خيالى هستند
دكتر حسن بهشتى پور استاد دانشگاه و مدير پيشين شبكه خبرى العالم از نگاه ديگرى نحوه بازتاب خبر اعدام صدام در شبكه الجزيره را تحليل مى كند و مى گويد: «تلويزيون الجزيره براساس سياستى كه دارد به دنبال يك نوع شخصيت سازى براى كشورهاى عربى است.»
بهشتى پور تأكيد مى كند كه شبكه الجزيره از سبك خبررسانى ويژه اى بهره مى گيرد و براساس آن، اين رسانه با ملاحظه روابط حكام عرب با غربى ها براى جلب افكار عمومى ابتدا به نمايش چهره هاى ضدآمريكايى مى پردازد و سپس عنصر رابطه با آمريكا را توجيه و ترغيب مى كند. اين استاد رسانه در ادامه با اشاره به نحوه بازتاب اعدام صدام در محافل عربى، مى گويد: «آنها مى كوشند با ناديده گرفتن همكارى هاى طولانى صدام با آمريكا ۱۰سال آخر حكومت او را برجسته كنند.»
بهشتى پور تلاش براى «قهرمان نشان دادن» ديكتاتور سابق عراق را هدف رسانه هاى عربى در روزهاى پس از صدام مى داند، مى گويد: «بدين ترتيب (علاوه بر اخبار و گزارشات) مجريان تلويزيونى لباس سياه مى پوشند و با لحن حزن و اندوه سخن مى گويند.»
اين كارشناس رسانه در عين حال ميان عملكرد العربيه در نحوه بازتاب اخبار مربوطه به اعدام صدام با عملكرد الجزيره تفاوت قائل است. او مى گويد: در حالى كه الجزيره بر ضدآمريكايى بودن صدام تأكيد بيشترى دارد، العربيه به دنبال معرفى صدام به عنوان قهرمان ملى و عربى است. قهرمانى كه به گفته بهشتى پور كشورهاى عربى اين روزها به آن نياز فراوانى دارند و از خلأ وجود آن بسيار رنج مى برند.
اين صاحبنظر، ميل به قهرمان يابى را انگيزه و علت اصلى پوشش گسترده اخبار افغانستان و القاعده به وسيله شبكه هاى عربى مى داند و مى افزايد: محور بودن فردى عرب (بن لادن) در اين ماجراها نيز، انگيزه اصلى اين رسانه ها بود.
به گفته بهشتى پور، اگر رهبرى القاعده را فردى غيرعرب بر عهده داشت، اين شبكه ها هرگز اين گونه اقدام به پوشش خبرى نمى كردند.
اين كارشناس در ادامه بحث خود عملكرد رسانه هاى غربى در اعدام صدام را قابل تأمل خوانده و مى گويد: BBC و CNN تلاش فراوانى مى كنند تا جنبه هاى حرفه اى موضوع را رعايت كنند، اما FOX NEWS كه به عنوان ارگان نظاميان بازنشسته فعاليت مى كند، به طور كامل در اين باره تفسيرهاى يكجانبه پخش مى كند. به گفته بهشتى پور برآيند پيچيدگى عملكرد BBC و CNN در نهايت به سود سياست هاى آمريكا و انگليس است.
سال جنبش هاى انتخاباتى در آمريكاى لاتين
270993.jpg
گروه بين الملل ـ بنفشه غلامى : سال ۲۰۰۶ سال انتخابات و سال جنبش هاى انتخاباتى آمريكاى لاتين بود. سالى كه به دليل پيروزى پياپى رهبران و چهره هاى مخالف آمريكا، بهار انقلابيون نام گرفته است. ۱۰ كشور بزرگ منطقه اى كه روزگارى به عنوان حياط خلوت آمريكا معروف بودند، سرنوشت تازه اى را براى خود رقم زدند. در بين اين ۹ كشور مردم ۶ كشور چپ گرايان را برگزيدند. اما پرواضح است كه اين تصميم مردمى خوشايند ساكنان كاخ سفيد كه سال ها نگاهشان به منابع غنى و بى كران طبيعى آمريكاى لاتين خيره شده است، نيست. آمريكا ترجيح داده از آمريكاى لاتين همانند سال هاى متمادى پيش به عنوان يك پايگاه امن بهره گيرد.
حال با جنبش هاى سياسى جديدى كه بر پايه انتخاباتى آزاد ظهور كرده اند رؤياها و نقشه هاى ديرينه آمريكا به هم ريخته است.
نخستين كشورى كه در اين روند پيشگام شد، «بوليوى» بود. از ژانويه ۲۰۰۶ «اوو مورالس» رهبر جنبش سوسياليسم كه با كسب ۵۳ درصد آرا، از رقباى خود پيشى گرفته بود، به عنوان رئيس جمهور استقلال طلب بوليوى سوگند ياد كرد. «اوو مورالس» كه از دوستان نزديك چاوز به شمار مى آيد، سياست هايش را نيز مطابق الگوى چاوز پيش برد. او سياست لغو خصوصى سازى را مطرح و اعلام كرد تمام توليدكننده هاى صادرات مربوط به درخت كك بايد زيرنظر دولت قرار گيرند.
«اوو مورالس» كه طبق قوانين بوليوى براى ۵ سال پست رياست جمهورى اين كشور را در دست خواهد داشت، وعده داده است با اصلاحات اقتصادى خود، اين كشور را دوباره از نو بسازد از همين روست كه صنايع هيدروكربن بويژه گاز اين كشور ملى شد.
دومين كشورى كه در سال ۲۰۰۶ شاهد جنبشى انتخاباتى بود، شيلى است. در دور دوم اين انتخابات كه ۱۵ ژانويه ۲۰۰۶ صورت گرفت ميشله باشله كه از جمله شكنجه شدگان به دست حكومت ديكتاتورى پينوشه است و پدرش نيز در همين دوره كشته شده است، با ۵۳ درصد آرا بر رقيب خود «سباستين پينرا» يكى از ميلياردهاى شيلى پيروز شد.
انتخاب باشله براى شيليايى ها بسيار خاطره انگيز بود. «باشله» بعد از دوران زندان به «برلين» گريخت و سال ۱۹۷۹ به كشور بازگشت و در سال ۱۹۸۰ زمانى كه مردم ديگر حاضر نشدند زير بار حكومت پينوشه زندگى كنند، وزير بهداشت دولت «ريكاردو لائوس» شد. «ميشله باشله» از ديد ناظران يك سوسياليست ميانه است. «ميشله باشله» طبق وعده هاى خود بر آن است كه شيلى از فقر و تنگدستى خلاص شود و به سوى جامعه اى آزاد حركت كند. «باشله» در عين داشتن كرسى رياست جمهورى، عضو شاخص حزب سوسياليست است كه از سال ۱۹۹۰ تاكنون حزب حاكم شيلى بوده است.
نتيجه رويدادى كه در انتخابات كاستاريكا بوقوع پيوست برخلاف زنجيره حوادث آمريكاى لاتين بود. ۵ فوريه ۲۰۰۶ «اسكار آرياس»، برنده انتخابات رياست جمهورى كاستاريكا شد.
چهره اى ليبرال كه بزودى به حريفى براى كاسترو و چاوز تبديل شد.
او در سال ۱۹۸۷ بخاطر فعاليت هايش براى به امضا رساندن توافقنامه صلح ميان كشورهاى آمريكاى مركزى (گواتمالا، السالوادور، هندوراس و همچنين نيكاراگوئه) موفق شد جايزه صلح نوبل آن سال را از آن خود كند. «آرياس» در سال ۲۰۰۶ نيز كانديداى رياست جمهورى شد و موفق شد تنها با ۱۸‎/۱۶۹ رأى بيشتر رقيب خود «اتون سوليس» را كه گرايش چپ ميانه داشت، شكست دهد.
«آرياس» در انتخابات ۲۰۰۶ بيش از همه از حمايت رسانه هاى غرب برخوردار بود و همين يكى از دلايل پيروزى او قلمداد مى شود. اكنون او تنها تكيه گاه آمريكايى ها در مواجهه با رهبران جديد آمريكاى لاتين است.
مردم كلمبيا، ۲۸ ماه مى براى دومين بار پياپى به سياستمدارى رأى دادند كه اصلاحات اجتماعى در كلمبيا را به نام خود ثبت كرده است. اين نخستين بار در تاريخ كلمبيا است كه مردم دو بار پياپى به يك فرد رأى مى دهند. اين آرا در واقع دستمزد آلوارو اوريبه است كسى كه سال ۲۰۰۲ به عنوان چهل وسومين رئيس جمهور كلمبيا حكومت را در اختيار گرفت و در سال ۲۰۰۶ نيز دوباره انتخاب شد.
«اوريبه» فعاليت هاى سياسى خود را از ۱۹۷۶ در زمان رياست جمهورى «آلفونسو لوپز ميشلسن» شروع كرد. در سال ۱۹۸۳ پدر او به دست شورشيان «فارك» كشته شد. بيشترين فعاليت «اوريبه» بر مبارزه با مواد مخدر متمركز شده است و همين باعث شد تا در انتخابات امسال ۶۲ درصد آرا را از آن خود كند. اين درحالى است كه خط مشى وى به عنوان يك رجل سياسى همواره موضوع مورد مجادله مخالفان و موافقان خود بوده است.
كشور بعدى كه نسيم انتخابات در آن وزيدن گرفت پرو بود. در انتخابات ۳ ژوئن پرو دو نامزد حضور داشتند. «اولانتا هومالا» عضو حزب ناسيوناليست راديكال با گرايش هاى چپ گرايانه و «آلن گارسيا» كسى كه در فاصله سال هاى ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰ نيز بر مسند رياست جمهورى پرو نشسته بود. در نهايت شمارس آرا در پرو حاكى از پيروزى «آلن گارسيا» با مجموع ۵۳ درصد آرا بود.
«آلن گارسيا» افكارى راستى دارد و به همين لحاظ هم در دوره نخست رياست جمهورى خود و هم در اين دوره روابط نزديكى با واشنگتن بر قرار كرده است. او ديدگاهى منفى و رقابت جويانه نسبت به چاوز دارد و روابط خصمانه او با ونزوئلا طورى است كه چاوز خواستار عذر خواهى وى از ملت ونزوئلا شده است.
دوم جولاى نوبت مكزيك بود كه سرنوشت آينده سياسى خود را در هياهوى رقابت جناح هاى درگير مشخص كند. در انتخابات مكزيك ۵ كانديدا حضور داشتند كه سه نفر از آنها نام آور بودند: «روبرتو مادرازو»، «اوبرادو» و «فيليپه كالدرون». كه در نهايت «فيليپه كالدرون» موفق شد با ۳۶‎/۳۸ درصد آرا بر رقباى خود پيشى بگيرد.
گرايش سياسى «كالدرون» راست ميانه است و در سخنرانى هاى انتخاباتى خود وعده داده است در كنار اصلاحات اقتصادى، وضع اجتماعى مكزيك را نيز بهبود بخشد. او در عين حال عضو حزب ملى مكزيك با گرايش راست است كه وى ميان سال هاى ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ رياست آن را برعهده داشت.
انتخابات ۲۰۰۶ برزيل، از هيجان سياسى بالايى برخوردار شد.
كشورى كه در ۲۹ اكتبر، خود ديگر بار به چپگرايان آغوش گشود. «لولا داسيلوا» كه در دوره قبل نيز برنده انتخابات شده بود، براى بار دوم با كسب ۶۰ درصد آرا، موفق شد همچنان كرسى رياست جمهورى برزيل را در اختيار بگيرد. انتخابات برزيل در دو دور برگزار شد كه در دور دوم «لولا داسيلوا» از جناح چپ و «جرالدو  الكمين» عضو حزب سوسيال دموكرات كه مى توان او را نماينده طبقه صاحب ثروت برزيل دانست، حضور داشتند. «لولا» بزرگترين هدف دولت خود را جهانى شدن برزيل خوانده است. او سياست هاى خود را طورى تنظيم كرده كه درست مخالف آن چيزى است كه آمريكا براى برزيل ترسيم كرده بود.
درست به همين دليل بود كه آمريكا در انتخابات سال ۲۰۰۶ برزيل تمام توان خود را به كار گرفت تا «لولا» را از صحنه رقابت ها بيرون كند. اما لولا كه همچنان تلاش خود را صرف بهينه سازى وضع اقتصادى برزيل كرده، موفق شد با ۶۰‎/۸ درصد آرا از رقيب خود «الكمين» با ۳۹‎/۱۷ درصد آرا پيشى بگيرد.
بعد از برزيل نوبت نيكاراگوئه بود تا در ۵ نوامبر به بازگشت انقلابيون ساندنيست به صحنه سياست خوشامد گويد. در نيكاراگوئه مردم به سراغ كسى رفتند كه پيشتر يكبار او را در چنين پستى آزموده بودند. «دانيل اورتگا»، كسى كه در سال هاى ۱۹۸۵ و ۱۹۹۰ نيز حاكميت كشورش را در دست داشت و معروف ترين چهره كنونى ساندنيست ها، در نيكاراگوئه است. اورتگا در اين انتخابات بايد ۳ رقيب خود را كنار مى زد. اين سه رقيب «ادواردو مونته آلگره»، عضو حزب ليبرال ملى؛ «ادموند و جاركوين» و «خوزه ريزو» كه او نيز عضو حزب ليبرال است، بودند. نكته مهم در پيروزى اورتگا اين است كه وى از مخالفان تاريخى واشنگتن به حساب مى آيد و مردم او را به دليل افكار بشدت غير ليبرالش براى احراز پست رياست جمهورى برگزيدند. البته برخى ناظران پرهيز او در سخنرانى هاى انتخاباتى اش از موضعگيرى عليه آمريكا را نشانه گرايش هاى راست تلقى كردند. اما اين كه او در ۵ سال آينده چگونه عمل كند، هنوز مشخص نيست.
اكوادور با انتخابات ۲۹ نوامبر خود به حلقه اى قدرتمند از زنجيره كشورهاى مخالف كاخ سفيد آمريكاى لاتين تبديل شد. انتخابات اكوادور در دو مرحله برگزار شد. در دور نخست انتخابات كه ۱۵ اكتبر برگزار شد ۱۳ نفر كانديدا بودند كه از ميان آنها «آلوارو نوبا» تاجر موز و نماينده طبقه مرفه اكوادور در مكان نخست قرار گرفت و «رافائل كوره آ» باگرايش چپ مكان دوم انتخابات را احراز كرد. در دور دوم انتخابات يعنى ۲۶ نوامبر صف آرايى اين دو نامزد ديدنى بود. برخلاف آنچه انتظار مى رفت  «كوره آ» توانست با
۵۶‎/۶۷ درصد آرا از «نوبا» كه ۴۳‎/۳۳ درصد آرا را به دست آورده بود، جلوتر بايستد.
كوره آگفته است نظام سياسى اكوادور نياز به بازنگرى كلى دارد. وى همچنين وعده داد كه مقابله با كشورهاى سلطه طلب جهان را در سر لوحه كارش قرار خواهد داد و در اين راستا سياست نفتى اكوادور را دگرگون خواهد كرد.
آخرين كشورى كه در سال ۲۰۰۶ انتخابات شگفتى ساز را تجربه كرد، ونزوئلا بود. روز سوم دسامبر هوگو چاوز كه از سال ۱۹۹۹ همين پست را در اختيار داشت، براى بار سوم به عنوان رئيس جمهورى ونزوئلا انتخاب شد. رقيب چاوز در اين انتخابات «مانوئل روزاس» حاكم استان زوليتا و عضو حزب «عصر جديد» (UN Nueo Tiempo) بود.
انتخابات ونزوئلا چنان كه انتظار مى رفت پر از شور و هيجان بود در انتخابات سوم دسامبر ونزوئلا ۹۸‎/۲۹ درصد واجدين شرايط ونزوئلا در انتخابات شركت كردند كه از آن ميان «هوگو چاوز» موفق شد با ۶۲‎/۸۷درصد آرا انتخاب شود.
به اين ترتيب زنجيره جنبش هاى انتخاباتى آمريكاى لاتين با پيروزى دوباره ليدر چپگرايان در ونزوئلا تكميل شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |