|
گفت وگو با كارشناسان درباره بازتابهاى اعدام صدام در جهان عرب
قهرمان سازى از ديكتاتور
|
|
|
گروه بين الملل- احسان تقدسى: اعدام صدام، ديكتاتور ۶۹ ساله عراق، به عنوان آخرين رويداد مهم سال بر آخرين برگ تقويم ۲۰۰۶ ثبت شد. اما اين رويداد مهم و غيرمنتظره، اكنون در پيامدخويش رويدادى شگفت انگيزتر را در پى داشته است و آن چرخش بزرگ در ديپلماسى دولت هاى محافظه كار عرب است. امرا و پادشاهانى كه او را منشأ تيره بختى مردم عراق و عامل اصلى جنگ و ناامنى در منطقه خواندند اكنون در مرگ ديكتاتور زبان دلجويى و نگاه حسرت ابراز مى كنند. تغيير رفتار دولت هاى عربى در فرداى اعدام صدام يك معماى سياسى بزرگ است. براستى چه دلايلى موجب شده تا دولت هايى كه سال۲۰۰۳ سوار بر تانكهاى آمريكايى براى برچيدن ميراث حكومت وحشت ديكتاتور وارد بغداد شدند، اين بار در سال۲۰۰۷ از رفتن او نگرانى و حسرت سر مى دهند. ماهيت قصه تغيير رفتار محافل عرب در فرداى مرگ صدام هرچه هست، اكنون اين تغيير رفتار به صدور پيام هاى تسليت و همدردى با خانواده و خويشان صدام محدود نمانده است. چنان كه برخى پادشاهان و حكام منطقه به حركت هايى فراتر نظير؛ تشويق و حمايت بازماندگان نظام بعث و يا بسيج نيروهاى متعصب عرب براى مبارزه با دولت مركزى بغداد و نيز تشديد تضادهاى فرقه اى روى آورده اند. براى مشاهده واقعيت آن چيزى كه ما به عنوان تغيير مواضع محافل عربى مطرح كرديم كافى است كه در اخبار و تصاوير دو تريبون رسانه اى جهان عرب يعنى الجزيره و العربيه مكث كنيد. دو رسانه اى كه اكنون در ميدانى بى رقيب در صحنه خاورميانه از مرگ ديكتاتور، يك تراژدى و از چهره صدام تصوير يك قهرمان را ساخته اند. البته از ميان اين دو رسانه، شبكه الجزيره يك بار نيز در ماجراى جنگ ۲۰۰۱ آمريكا و طالبان از چهره بن لادن چنين تصويرى ارائه كرد. حركت امروز تريبون هاى خبرى جهان عرب همانند روزهاى جنگ طالبان و آمريكا، بار ديگر افكار عمومى خاورميانه را با پرسش ها و سؤال هاى جدى روبه رو كرده است و ما در اين گفت وگو كوشيده ايم از زبان كارشناسان حوزه رسانه و ديپلماسى برخى از اين ابهام ها را پاسخ دهيم. زنده و مرده ديكتاتور سابق عراق دو روى يك سكه بود سيدجلال فياضى مديرعامل خبرگزارى جمهورى اسلامى در تحليل بازتاب هاى اعدام صدام از يك سناريوى جنگ روانى سخن مى گويد كه سياستگذاران كاخ سفيد آن را طراحى كرده اند. او مى گويد: زنده و مرده ديكتاتور سابق عراق دو روى سكه اى است كه نومحافظه كاران آمريكا تلاش فراوانى انجام دادند تا بهترين استفاده را در راستاى منافع خود از آن ببرند. اين كارشناس رسانه اى با اشاره به شكست جمهوريخواهان در انتخابات آمريكا، ناچارى بوش بر تجديدنظر در سياست هاى آمريكا در عراق، مى گويد: «امروز آمريكايى ها تلاش مى كنند با استفاده از رسانه هاى همسو، موضوع جنگ داخلى را به بهانه اعدام صدام در دستور كار قرار دهند». فياضى در عين حال تأكيد مى كند: «برخى از اين شبكه ها سابقه همسويى با آمريكايى ها را دارند». فياضى در ادامه عملكرد رسانه هايى كه اكنون به حمايت از صدام و بازماندگان رژيم منحله بعث پرداخته اند را با گذشته مقايسه كرده و مى گويد: «در برهه اى آنها به استفاده ابزارى از بن لادن، رهبر شبكه القاعده براى تأمين منافع واشنگتن دست زدند.» وى در اين باره به وقايع انتخابات دور گذشته رياست جمهورى ايالات متحده اشاره كرده و مى افزايد: «در آستانه دور دوم انتخابات كه نظرسنجى ها نشان مى داد اوضاع به نفع بوش نيست، ناگهان مصاحبه بن لادن (به وسيله يكى از رسانه هاى منطقه ) منتشر شد كه همين امر سبب شد، اوضاع به سود بوش تغيير كند.» مديرعامل خبرگزارى جمهورى اسلامى مسأله محورى در اعدام صدام را نه افكار او بلكه جناياتش عنوان كرده و تأكيد مى كند: «جنايات صدام نه تنها در حق شيعيان بود، بلكه اهل سنت هم ضربه هاى فراوانى را از جنايات وى متحمل شدند». اين كارشناس در ادامه هدف اصلى جريان تبليغاتى رسانه هاى منطقه در موضوع اعدام صدام را كمك به آمريكا در توجيه امر مهم ماندن در عراق برپايه جنگ مذهبى مى داند، نكته اى كه به اعتقاد مدير ايرنا، شايسته تأمل فراوان است. فياضى در اين راستا جنگ روانى برخى رسانه هاى منطقه را يادآورى مى كند و مى گويد: «اخبار و تصاوير گزينش شده صدام بخشى از حلقه هاى مفقوده تبليغات مربوط به توجيه جنگ را تشكيل مى دهند». مديرعامل ايرنا در بخش ديگر اظهارات خود صدام را چهره اى با تاريخ مصرف گذشته خوانده و تأكيد مى كند: «اكنون بايد اين سؤال را مطرح كرد كه آيا هنوز بن لادن براى آمريكايى ها تاريخ مصرف دارد يا خير. شايد به همين دليل است كه با وجود گذشت ۶ سال از آغاز جنگ افغانستان، بن لادن داراى سرنوشتى مبهم است و آمريكايى ها هر از چندگاهى براى پيشبرد اهداف خود تصوير و صداى او را بر صفحه رسانه هاى زير نفوذ خود استفاده ابزارى مى كنند». حكام عرب نگران موقعيت خويش هستند براستى چه اهداف و انگيزه اى عامل اين حركت رسانه هايى چون الجزيره و العربيه بوده است؟ حسين امير عبداللهيان كارشناس مسائل خاورميانه و عراق در اين باره معتقد است: «الجزيره و العربيه به عنوان انعكاس دهنده افكار سران برخى كشورهاى عربى چنين مواضعى را اتخاذ كرده اند». اميرعبداللهيان منشأ و نقطه آغاز اين رفتار شبكه هاى ياد شده را، در حوادث چند ماه گذشته مى داند. يعنى وقتى كه اين رسانه ها بر محور انديشه ناسيوناليسم عرب، به قطب بندى كردن تحولات داخلى عراق روى آوردند و به تضاد شيعه و سنى دامن زدند. اين كارشناس در ادامه مى گويد: «از نگاه برخى از سران كشورهاى عربى صدام به عنوان يكى از رهبران جهان عرب مطرح بود و آنها تلاش فراوانى را انجام دادند تا حتى مانع از دستگيرى صدام شوند چه رسد به اعدام وى». اميرعبداللهيان در تحليلى دلايل ديگر از اين تغيير نگاه اعراب موضوع: «هراس حاكمان منطقه از آينده» خويش را مطرح مى كند و مى گويد: «روندى كه منجر به محاكمه و اعدام صدام شد اين نگرانى را در ميان سران برخى كشورهاى عربى ايجاد كرد كه اعدام صدام حريم تعرض به حاكمان سياسى جهان عرب را شكست و از اين منظر امكان دارد به هر دليلى شاهد تكرار تعرض به حريم حكام عرب باشيم». واكنش هراس آلود برخى رهبران عرب در حالى است كه اعدام صدام در ميان قاطبه افكار عمومى كشورهاى عربى با شعف و شادى مردم همراه شد. امير عبداللهيان در اين باره گفت: «در پى اعدام صدام در بين افكار عمومى جهان عرب اين انديشه قوت مى گيرد كه مى توان يك رهبر عربى را مورد مؤاخذه، محاكمه و مجازات قرار داد؛ البته حضور نيروهاى آمريكايى در منطقه و تداوم سياست هاى استعمارى آنها نيز تشديدكننده اين ذهنيت در افكار عمومى منطقه است. اين كارشناس در ادامه، بازتاب هاى تناقض آلود اعدام صدام، در رسانه هاى عربى را در قالب ۴ انگيزه و هدف تحليل مى كند: «۱ـ حكام كشورهاى عربى اعدام صدام را نوعى حرمت شكنى در ميان سران كشورهاى عربى مى دانند. ۲ـ اين رسانه ها تلاش مى كنند از اعدام صدام به عنوان عاملى براى شكاف اعراب و فارس ها استفاده كنند. ۳ ـ با پخش فيلم ها و تصاوير و ارائه گزارش هايى مبنى بر اجراى حكم توسط شيعيان تلاش دارند درگيرى شيعه ـ سنى را در عراق، لبنان و منطقه تشديد كنند. ۴ـ نيروهاى خارجى حاضر در عراق و در رأس آنها ايالات متحده تلاش دارند از اين ماجرا در راستاى تداوم سياست «ايجاد تفرقه درجوامع مسلمين» بهره بردارى كنند. به راستى آيا شبكه هاى الجزيره و العربيه كه تاكنون ادعاى شناسنامه يك رسانه بومى را داشته اند خواسته يا ناخواسته در راستاى تحقق اهداف دولت هاى غربى و در رأس آنها آمريكا درحركتند؟ اميرعبداللهيان در اين باره تأكيد مى كند: «فضايى را كه در شبكه الجزيره و العربيه شاهد آن هستيم در شبكه منطقه اى آمريكا (الحره) و حتى اخبار BBC، Foxnews و CNN نيز شاهد آن هستيم و اين امر با گزارش اعدام صدام توسط شيعيان، امضاى حكم توسط نخست وزير شيعه عراق و در نهايت نتيجه گيرى در راستاى تشديد ادعاى درگيرى شيعه و سنى در عراق است». رسانه هاى غربى و عربى همصدا با يكديگر علاوه بر استفاده هاى تبليغاتى كه از «جنازه صدام» مى كنند، آن را دستمايه اى براى حمله به ايرانيان قرار داده اند. شاهد ادعاى آنان نيز سخنان منتسب به ديكتاتور عراق در لحظات پايانى عمر بود كه فارس ها را دشمن عراق ناميد. اميرعبداللهيان در اين باره معتقد است: «برخى رسانه هاى غربى و عربى تلاش دارند بحث فارس ها (ايرانيان) و جهان عرب را نوعى چالش اساسى ميان ايران به عنوان نماد اسلام شيعى و ديگر جوامع عربى به عنوان نماد جامعه سنى جلوه دهند و بدين ترتيب به درگيرى شيعه و سنى دامن بزنند». در برخى موارد به نظر مى رسد الجزيره و العربيه تبديل به تريبون رسمى القاعده و سلفى ها و شورشيان عراق شده اند. پخش مكرر سخنان بن لادن، الظواهرى و پوشش گسترده حملات گاه و بيگاه شورشيان مخالف دولت مركزى عراق شاهدى بر اين مدعا است. اميرعبداللهيان در اين باره مى گويد: «اين دو شبكه تلاش كرده اند به مقدار زيادى منطبق با ديدگاه سران كشورهاى عربى برنامه هاى خود را تنظيم كنند و خط كلى اين رسانه ها حمايت از گروه اقليت اهل سنت در عراق و تضعيف و مقابله با دولت داراى اكثريت شيعه در عراق است؛ البته شاهد هستيم كه اين رسانه ها ضمن پيگيرى چنين خط سيرى، گاهى به عنوان مثال همزمان سخنرانى شيخ حسن نصرالله را بصورت مستقيم پخش مى كنند. يعنى با حفظ سياست هاى خود در حمايت از خطوط كلى جهان عرب تلاش دارند با پخش برنامه هايى محدود، اينگونه القا كنند كه رسانه هايى بيطرف هستند». رسانه هاى عربى به دنبال قهرمان خيالى هستند دكتر حسن بهشتى پور استاد دانشگاه و مدير پيشين شبكه خبرى العالم از نگاه ديگرى نحوه بازتاب خبر اعدام صدام در شبكه الجزيره را تحليل مى كند و مى گويد: «تلويزيون الجزيره براساس سياستى كه دارد به دنبال يك نوع شخصيت سازى براى كشورهاى عربى است.» بهشتى پور تأكيد مى كند كه شبكه الجزيره از سبك خبررسانى ويژه اى بهره مى گيرد و براساس آن، اين رسانه با ملاحظه روابط حكام عرب با غربى ها براى جلب افكار عمومى ابتدا به نمايش چهره هاى ضدآمريكايى مى پردازد و سپس عنصر رابطه با آمريكا را توجيه و ترغيب مى كند. اين استاد رسانه در ادامه با اشاره به نحوه بازتاب اعدام صدام در محافل عربى، مى گويد: «آنها مى كوشند با ناديده گرفتن همكارى هاى طولانى صدام با آمريكا ۱۰سال آخر حكومت او را برجسته كنند.» بهشتى پور تلاش براى «قهرمان نشان دادن» ديكتاتور سابق عراق را هدف رسانه هاى عربى در روزهاى پس از صدام مى داند، مى گويد: «بدين ترتيب (علاوه بر اخبار و گزارشات) مجريان تلويزيونى لباس سياه مى پوشند و با لحن حزن و اندوه سخن مى گويند.» اين كارشناس رسانه در عين حال ميان عملكرد العربيه در نحوه بازتاب اخبار مربوطه به اعدام صدام با عملكرد الجزيره تفاوت قائل است. او مى گويد: در حالى كه الجزيره بر ضدآمريكايى بودن صدام تأكيد بيشترى دارد، العربيه به دنبال معرفى صدام به عنوان قهرمان ملى و عربى است. قهرمانى كه به گفته بهشتى پور كشورهاى عربى اين روزها به آن نياز فراوانى دارند و از خلأ وجود آن بسيار رنج مى برند. اين صاحبنظر، ميل به قهرمان يابى را انگيزه و علت اصلى پوشش گسترده اخبار افغانستان و القاعده به وسيله شبكه هاى عربى مى داند و مى افزايد: محور بودن فردى عرب (بن لادن) در اين ماجراها نيز، انگيزه اصلى اين رسانه ها بود. به گفته بهشتى پور، اگر رهبرى القاعده را فردى غيرعرب بر عهده داشت، اين شبكه ها هرگز اين گونه اقدام به پوشش خبرى نمى كردند. اين كارشناس در ادامه بحث خود عملكرد رسانه هاى غربى در اعدام صدام را قابل تأمل خوانده و مى گويد: BBC و CNN تلاش فراوانى مى كنند تا جنبه هاى حرفه اى موضوع را رعايت كنند، اما FOX NEWS كه به عنوان ارگان نظاميان بازنشسته فعاليت مى كند، به طور كامل در اين باره تفسيرهاى يكجانبه پخش مى كند. به گفته بهشتى پور برآيند پيچيدگى عملكرد BBC و CNN در نهايت به سود سياست هاى آمريكا و انگليس است.
|