سه شنبه ۱۹ دى ۱۳۸۵ - ۱۹ ذيحجه ۱۴۲۷
Tue, Jan 9, 2007
اقتصاد
۳۵۴۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
گزارش خارجى
ماجرا
رودررو
كودك
نگاهى به عملكرد بورس كالاى كشاورزى
كوتاه از اقتصاد
رشد اقتصادى چين ۱۰‎/۵ درصد شد

مؤسسه آمار چين در تازه ترين گزارش خود اعلام كرد ، رشد اقتصادى اين كشور در سال ۲۰۰۶ ميلادى به بيش از ۱۰‎/۵ درصد رسيد . رشد بخش صنعت چين در اين مدت به بيش از ۱۳ درصد رسيده است و ميزان مبادلات تجارت خارجى اين كشور نيز در سال ۲۰۰۶ ميلادى بيش از ۲۴‎/۳ درصد رشد داشته است . ميزان مبادلات تجارت خارجى چين طى سال گذشته به بيش از ۱‎/۷۵ تريليون دلار رسيد . ميزان صادرات اين كشور در اين مدت با ۲۷ درصد رشد به ۹۶۳ ميليارد دلار و واردات نيز با ۲۰ درصد افزايش به بيش از ۷۹۵ ميليارد دلار رسيده است . آمريكا و اتحاديه اروپا بزرگ ترين شركاى تجارى چين در سال گذشته به شمار مى روند .

۴‎/۲۵ درصد؛ نرخ بهره بانكى اروپا

مؤسسه مالى «يو بى اس» اعلام كرد ، بانك مركزى اروپا در سال ۲۰۰۷ ميلادى نرخ بهره بانكى را سه بار افزايش خواهد داد و آن را به بيش از ۴‎/۲۵ درصد خواهد رساند .
به گزارش فارس، خبرگزارى بلومبرگ به نقل از «ادوارد تياتر» كارشناس ارشد اين مؤسسه افزود : بانك مركزى اروپا براى مبارزه با افزايش تورم مجبور به افزايش نرخ بهره بانكى در سال ۲۰۰۷ ميلادى خواهد بود .
نرخ بهره بانكى در ماه دسامبر ۲۰۰۶ ميلادى به بيش از ۳‎/۵ درصد رسيد . اين رقم در مدت مشابه سال ۲۰۰۵ ميلادى حدود ۲ درصد بوده است . ژان كلود تريكت رئيس بانك مركزى اروپا نيز تصريح كرد : بانك مركزى اروپا براى تثبيت قيمت ها اقدام به اجراى هر نوع سياست پولى و مالى خواهد كرد . بر اساس نظرسنجى بلومبرگ از ۱۶ بانك معتبر اروپايى ، نرخ بهره بانكى اروپا در سال ۲۰۰۷ ميلادى به بيش از ۴ درصد خواهد رسيد .

۴ ميليون بيكار آلمانى

آژانس فدرال كار آلمان اعلام كرد ، تعداد بيكاران آلمانى در ماه دسامبر ۲۰۰۶ ميلادى بار ديگر از مرز ۴ ميليون نفر فراتر رفته است . به گزارش فارس، بى بى سى نيز با اعلام اين خبر افزود : آلمان كه در ماه نوامبر براى نخستين بار در چهار سال اخير با كاهش نرخ بيكارى روبه رو شده بود ، بار ديگر در دسامبر با افزايش بيكارى مواجه شده است . تعداد بيكاران اين كشور در دسامبر با ۱۲ هزار نفر افزايش به بيش از ۴ ميليون نفر رسيده است . نرخ بيكارى در آلمان هم اكنون بيش از ۹‎/۶ درصد است . در ماه نوامبر گذشته تعداد بيكاران آلمانى به كمتر از ۴ ميليون نفر رسيد كه اين رقم از اكتبر ۲۰۰۲ ميلادى تا كنون بى سابقه بوده است . اين در حالى است كه شركت هواپيمايى لوفتهانزاى آلمان اعلام كرد ، در سال ۲۰۰۷ ميلادى بيش از ۳ هزار نيروى كار جديد استخدام خواهد كرد .

كاهش چشمگير سود شركت هاى نفتى

بى بى سى گزارش داد ، به دنبال كاهش شديد قيمت جهانى نفت ، ميزان سود خالص شركت هاى نفتى انگليس در سه ماه سوم ۲۰۰۶ ميلادى بيش از ۴۷‎/۶ درصد كاهش يافت . افزايش قيمت نفت در شش ماه نخست سال گذشته، موجب افزايش چشمگير سود خالص شركت هاى نفتى بين المللى از جمله شركت هاى انگليسى شده بود .
اين در حالى است كه ميزان سود خالص شركت هاى نفتى انگليس در سه ماه سوم ۲۰۰۶ ميلادى نسبت به سال ۲۰۰۵ ميلادى بيش از ۳۴‎/۱ درصد رشد داشته است . قيمت جهانى نفت كه از ابتداى سال ۲۰۰۶ ميلادى روند صعودى گرفته بود ، اواسط ماه جولاى به بيش از ۷۸‎/۴۰ دلار رسيد، ولى تا پايان سال ۲۰۰۶ به كمتر از ۶۱ دلار در هر بشكه رسيد .

رونق كارت اعتبارى در كره

درپى سياست هاى دولت كره در جايگزينى كارت هاى اعتبارى به جاى پول نقد در حال حاضر ۶۸ درصد مردم اين كشور به طور روزانه از اين روش درخريد استفاده مى كنند كه بالاترين درصد درجهان است. مؤسسه تحقيقاتى نيلسن اعلام كرد كه پس از كره جنوبى، استراليا قراردارد كه به طور متوسط ۶۱ درصد از مردم اين كشور از كارت هاى اعتبارى به جاى پول نقد استفاده مى كنند. ۵۹ درصد مردم نيوزيلند نيز اين شيوه را براى خريد به جاى حمل پول برگزيده اند. در منطقه شرق و جنوب شرق آسيا نيز دولت ها هرچه بيشتر در صدد تشويق مردم به استفاده از كارت هاى اعتبارى به جاى پول نقد هستند و نتيجه اين كه در هنگ كنگ و سنگاپور اين روش بسيار مرسوم شده است.
استفاده از كارت هاى اعتبارى در مالزى نيز بسيار رو به گسترش است به طورى كه تحقيقات نشان مى دهد تعداد زيادى از مالايى ها داراى سه كارت اعتبارى اند، ولى استفاده از كارت هاى اعتبارى در اين كشور بيشتر به كارمندان دولت اختصاص دارد. درچين هم باوجود تمايل دولت و رشد سريع استفاده كنندگان از اين شيوه، هنوز تعداد افرادى كه از كارت هاى اعتبارى براى خريد استفاده مى كنند از كل جمعيت چين از ۷ درصد فراتر نرفته كه البته نسبت به دو سال گذشته درصد قابل توجهى است.

افزايش كسرى بودجه

سازمان توسعه و همكارى هاى اقتصادى موسوم به OECD در تازه ترين گزارش خود به كشورهاى اروپايى درباره افزايش كسرى بودجه هشدار داد . بى بى سى ضمن اعلام اين خبر به نقل از اين سازمان افزود: كشورهاى اروپايى بايد براى ادامه روند رشد و توسعه اقتصادى، اصلاحاتى را در ساختارهاى اقتصادى خود ايجاد كنند
بر اساس اين گزارش ، در بين كشورهاى عضو اتحاديه اروپا فقط آلمان برنامه زمان بندى شده دقيقى براى كاهش كسرى بودجه دارد و ديگر كشورها تا كنون هيچ برنامه دقيقى را براى كاهش كسرى بودجه اعلام نكرده اند .
اتحاديه اروپا از همه اعضاى خود خواسته است تا ميزان كسرى بودجه را به كمتر از ۳ درصد توليد ناخالص داخلى كاهش دهند . آلمان ، ايتاليا و فرانسه مهم ترين كشورهاى اروپايى هستند كه با افزايش كسرى بودجه در سال هاى اخير روبه رو شده اند .
اقتصاد نرم
270960.jpg
سيدحسين امامى
گذار اقتصاد جهانى از سخت افزار به نرم افزار و وجود ارتباطات روبه رشد و رايانه ها و ... همه نشانه هاى ورود ما به اقتصاد جديدى است كه داراى ويژگى ها و مشخصات خاص خود است.
اين اقتصاد جديد سه ويژگى خاص دارد: جهانى و همه گير است، شامل چيزهاى نرم، غيرملموس و پيچيده نظير انديشه ها و آرا، اطلاعات و روابط است، به نحوى خاص مرتبط و به هم پيوسته است.
اين سه ويژگى نوع جديدى از بازار و جامعه را به وجود مى آورد، نوعى بازار و جامعه اى كه در شبكه هاى الكترونيكى جامع، همه گير و همه جانبه ريشه دارد. در مقاله اى كه مى خوانيد زواياى گوناگون اقتصاد نرم بررسى شده است.

شبكه ها، تقريباً در هر اقتصادى وجود داشته است. اما شبكه هاى امروزى كه در اثر پيشرفت فناورى، توسعه و تكثير يافته اند، آنچنان تأثير ژرفى در زندگى ما گذاشته اند كه واژه شبكه به محورى تبديل شده كه تفكر و اقتصاد ما حول آن سازمان مى يابد. قرن اتم گذشته است، نماد قرن بيست و يكم، شبكه گسترده جهانى (اينترنت) است.
كار اقتصاد جديد ارتباطات است، ارتباطاتى عميق و گسترده، كليه دگرگونى هاى حاضر و آينده به مسير بنيادين و شيوه خاص و اساسى اى كه ما ارتباطات را متحول و دگرگون مى سازيم بستگى دارد. ارتباطات، بنياد اجتماع ما، فرهنگ ما، انسانيت ما و هويت فردى ما و كليه نظام هاى اقتصادى است. به همين دليل است كه شبكه ها اينقدر اهميت دارند. ارتباطات آنقدر به فرهنگ و خود جامعه نزديك است كه تبعات تكنولوژيكى و آثار فناورى آن فراتر از چرخه بخش هاى صرفاً صنعتى است. ارتباطات و ابزار وابسته آن رايانه، در تاريخ اقتصادى موردى ويژه است.
نه به آن دليل كه بخش كارى و تجارى پيشتاز و مدرن زمان است، بلكه به آن خاطر كه تأثيرات فرهنگى، تكنولوژيكى و مفهومى آن، در عمق حيات ما رخنه كرده است.
اقتصاد جديد با موجوديت ها و نهادهاى فرار و سبك همچون اطلاعات، روابط و ارتباطات، حق طبع و نشر، سرگرمى، امنيت و نظاير آن سروكار خواهد داشت.
اقتصاد كشورهاى پيشرفته در حال كم كردن از حجم و وزن خود و تغيير جهت به سمت دنياى نرم افزار است. اغلب كالاهاى صادراتى ايالات متحده، تنها در شش سال يعنى از سال ۱۹۹۶ ـ ،۱۹۹۰ پنجاه درصد از وزن خود رابه ازاى هر دلار ارزش، از دست داده است. همچنين در اين مدت تعداد افرادى كه چيزهاى ملموس يعنى كالا وسخت افزار مى ساختند، يك درصد كاهش يافت. درحالى كه شمار اشخاصى كه به ارائه خدمات (غيرملموس ها) اشتغال داشتند، پانزده درصد رشد داشت.
جهان نرم افزار، رايانه ها، سرگرمى ها و ارتباطات راه دور، اكنون به صنعتى به مراتب عظيم تر از تمام زمينه ها و غول هاى قديم از قبيل ساختمان، فرآورده هاى غذايى يا اتومبيل سازى شده است. براى اثبات ادعاى فوق مى توان گفت: در چند دهه گذشته شركت جنرال موتورز ثروتمندترين شركت دنيا بود. اما سال هاست كه شركت مايكروسافت پرارزش ترين شركت جهان است.
مايكرو سافت سازنده نرم افزار و جنرال موتورز سازنده سخت افزار است. جانشينى مايكروسافت به جاى جنرال موتورز، نشان دهنده چرخشى در اقتصاد جهانى و حركت از دنياى سخت ها به دنياى نرم ها است. اين بخش جديد مبتنى بر دانش و اطلاعات بيش از پانزده درصد كل اقتصاد آمريكا را دربرگرفته است.
اقتصاد جديد با وجود تفاوت هايش با اقتصاد قديمى، تنها در يك جنبه هنوز اشتراك دارند. تهاتر كه يكى از بدوى ترين اشكال بازرگانى است، از ميان نرفته است. اقتصاد تهاترى، در تمام طول عمر كشاورزى و عمر صنعتى جارى بوده و امروزه هم رواج دارد. بيشتر آنچه روى شبكه گسترده جهانى واقع مى شود، در واقع، معاوضه  و تهاتر است. اقتصاد شبكه اى، فرصت ها را در مقياسى كه هرگز روى زمين ديده نشده، ايجاد و آزاد خواهد كرد. اقتصاد شبكه اى مرحله اى منحصر به فرد از توسعه اقتصادى است.
ضرورت اصلى و محورى اقتصاد عصر صنعتى، «بالابردن بهره ورى» بود. تمامى جنبه هاى يك مؤسسه صنعتى ـ از ماشين هاى آن گرفته تا ساختار سازمانى آن ـ چنان ساخته شده بود كه كارايى توليد اقتصادى را بالا ببرد. ولى امروزه، بهره ورى تقريباً يك محصول جانبى، فرعى و بى معنى اقتصاد شبكه اى است. ضرورت اصلى و محورى اقتصاد شبكه اى «تقويت ارتباطات» است.
شبكه، درواقع ساختارى براى توليد ارتباطات است. شبكه ها، ارتباط و همبستگى را با خود حمل مى  كنند. هر نوع ارتباط در شبكه موجد يك رابطه است. ارتباطات راه دور و جهانى شدن، حالت عادى ارتباطات را تشديد كرده و افزايش مى دهد و به يك حالت فراارتباطى در وراى مسافت هاى طولانى، در تمام اوقات، در هر مكان و به هر طريق، تبديل مى كند. ارتباطات و روابط جديد، نقش كاركنان و مشتريان را به وحدت و اشتراك نزديك مى  كند. با اين روابط جديد، شركت و مشترى يكى جلوه مى  كند.
اينترنت، به در هم شكستن ارتباطات و روابط قديمى بين توليدكنندگان كالاها و مصرف كنندگان خدمات ادامه مى دهد. امروزه، توليدكنندگان مصرف مى كنند و مصرف كنندگان توليد مى كنند.
قصد فناورى شبكه اى، هوشمندتركردن مشترى است و برنده واقعى در اقتصاد جديد كسى است كه هوشمندترين مشتريان را دارد.
ويژگى هاى اين فرهنگ اقتصادى جهانى، مالكيت غيرمتمركز و تساوى حقوق ناشى از منابع معرفت و دانايى، به جاى منابع پول و ثروت است. در اين فرهنگ، تأكيد بر جامعه باز و از همه مهمتر، اتكاى گسترده بر ارزش هاى اقتصادى، به عنوان مبانى تصميم گيرى در كليه طبقات و حرفه هاى اجتماعى است.
منابع پول و سرمايه كه در عصر صنعتى، در نزد چند بانك و نزد چند فرد سرمايه دار گرد آمده بود، اكنون به ميليون ها حساب بانكى، صندوق هاى تعاونى و سرمايه گذارى هاى خصوصى، در سراسر جامعه تجزيه و تقسيم شده است. برگزيده ها و بانك هاى متمركز، سرمايه ـ يعنى موتور سرمايه دارى را ـ در انحصار خود داشتند. بانكداران، دارايى هاى خود را وام مى  دادند و از اين وام ها صنعت بيرون مى آمد. ولى با افزايش دانش و ارتباطات، سرمايه گذاران دريافتند كه مشاركت ها ـ يا سرمايه گذارى هايى كه در آنها سرمايه گذار در ريسك سهيم است ـ در درازمدت، ثروت بسيار بيشترى را عايد مى كند. فناورى، گذر از وام دادن به سوى سرمايه گذارى را شتاب داده است.
شبكه ها، فرهنگ سهام و سهام دارى را تبليغ مى كنند وپيش مى برند. مالكيت سازمان ها به هزار نقطه و محل تجزيه و تقسيم شده است. هزينه هاى معاملاتى تملك سهام جزء و مشاركت در رؤياها و بلندپروازى هاى كسان ديگر، چنان رو به سقوط است، كه مالك شدن بخشى از سهام بسيارى از شركت ها، مستقيم يا غيرمستقيم، امرى ممكن و شدنى است.
زمانى كه در يك صندوق تعاونى سرمايه گذارى مى كنيد، درواقع در كار صدها هزارنفر از افراد ديگر، سرمايه گذارى كرده ايد. شما، ثروتى را كه خودتان ايجاد كرده، بذر توليد بهروزى ديگران مى كنيد. ممكن است شما تنها بخش ناچيزى از يك تشكيلات بزرگ اقتصادى را مالك باشيد، ولى مى توانيد به آسانى مالك بخشى از مؤسسات، در مالكيت ميليون ها نفر باشد. اين همان عدالت شبكه اى است.
چهره شبكه از درون همين مالكيت پراكنده ظاهر مى شود. ميليون ها رشته  سرمايه گذارى، سرتاسر اين چشم انداز را درمى نوردد. معدود افرادى، مالك سهام زيادى هستند، ولى اكثريت درآمد سهام به صورت حساب هاى بانكى كوچك پراكنده است. قسمت عمده سهام در ايالات متحده را، صندوق هاى بازنشستگى شهروندان عادى و در كل ميليون ها نفر را در اختيار دارند.
كارگران آمريكا به راستى به طور دسته جمعى، مالك ابزار توليد هستند. اين عدالت و انصاف شبكه اى، به وسيله فناورى شبكه اى مقدور شده است.
امروزه، ردگيرى، نگهدارى حساب ها و نقل و انتقال پول و ثروت و نسبت درصد مالكيت افراد، فقط از آن جهت قابليت وقوع يافته كه محاسبات رايانه اى و ارتباطات گسترده  راه دور، هزينه هاى معاملات را به سطحى ناچيز رسانده است.
در فرهنگ جديد و عادلانه سهام و سهامدارى، چندين گرايش وجود دارد كه هر يك از آنها با فناورى حاكم و فراگير شبكه اى بسط و توسعه مى يابد.
اول اين كه توسعه و گسترش مالكيت، درست همانند خود اقتصاد، جهانى مى شود. در چند سال گذشته، اروپا ناگهان سيلى از پول را به درون بازار سهام تزرق كرده است. اروپايى ها، فرهنگ سهام را كشف كرده و يكشبه، صدها ميليارد دلار از ثروت هاى بلااستفاده خود را در شبكه مالكيت سهام، سرمايه گذارى كرده اند. سرمايه گذاران هم به طور همزمان، ميلياردها دلار را به خزانه هاى بازارهاى نوظهور در آسيا و آمريكاى لاتين واريز مى كنند. امروزه، تقريباً هر سرمايه گذار، سهامدار صندوق تعاونى، در شركتى كه در خارج از كشور خود او فعاليت دارد، سهم يا سهامى دارد.
دوم اين كه، با آسانتر شدن معاملات و افت هزينه هاى معاملاتى، توزيع مالكيت سهام دقيق تر و وسيع تر از هميشه خواهد بود. امكان سرمايه گذارى هاى كوچكتر، در انواع بيشتر از فعاليت ها، بوجود خواهد آمد. هزينه پايين نگهدارى حساب تعداد زياد پرداخت هاى زودبازده و تند گردش بدين معناست كه فناورى شبكه اى مى تواند سرعت گردش پول را در يك چنين برنامه هاى غيرمتمركز مايكروفاينانس، شتاب بيشترى  دهد. تصور يك صندوق تعاونى پر عايدات مبتنى بر صدها هزار كارآفرين جهان سومى، موجود و يا در حال ظهور چندان دشوار نيست.
سوم اين كه، همان نوع تمركززدايى دقيق، در شركت هايى كه سهام آنها، به طور عمومى معامله مى شود، در شرف وقوع است. در دهه ،۱۹۹۰ قريب به چهار هزار شركت در ايالات متحده عام و عمومى شد. سرمايه همين شركت ها، اخيراً در اثر سرمايه گذارى بسيارى از سهامداران جزء تأمين گرديده است، به نحوى كه مجموعاً در حدود ۲۵۰ ميليارد دلار از سهام شركت هاى مذكور را خريدند. فناورى شبكه اى، بازار سهام را از ريشه تغيير مى دهد و سبب ارزيابى مجدد و فراگير نقش و ارزش دلالان سهام، معامله گران و خودبازار متمركز مى شود. عرضه سهام مى تواند بدون تشريفات پيچيده وال استريت، صورت گيرد. فناورى شبكه اى اين امكان را به وجود مى آورد كه شركت خود را از طريق يك رايانه، عام و عمومى و مستقيماً مشاركت و سرمايه گذارى هاى ميلياردها فرد و سازمان را از سراسر جهان، جذب كنند.
چهارم، الگوى پاداش دهى و حقوق شركت ها تغيير خواهد كرد. يكى از عناصر عمده فرهنگ سهام، بر اين باور استوار است هر شخصى كه براى شركتى كار مى كند؛ بايد امكان تصاحب جزئى از آن شركت را داشته باشد. در اكثر شركت هاى تك آمريكايى، داشتن اختيار خريد سهام توسط كاركنان الزامى است. شركت هايى كه حق خريد سهام را به كليه كاركنان خود اعطا مى كنند، ثروت بيشترى را به سهامداران خود مى رسانند، تا شركت هايى كه اين كار را نمى كنند.
در اقتصاد شبكه اى، مالكيت به ده ها هزار بخش تقسيم و تجزيه مى شود، به سرعت از طريق راه هاى الكترونيكى شتابانده مى شود و در بين كارگران، سرمايه گذاران مؤسس، سرمايه گذاران، اعضاى اتحاديه، افراد و سازمان هاى خارج از شركت ها و در مقادير كم حتى به رقبا، تقسيم و توزيع مى شود. شبكه ها، سرمايه گذارى انبوه را پرورش مى دهند.
اصول شبكه اى، خشكى (نداشتن انعطاف)، ساختار بسته، طرح هاى كلى، اقتدار و قدرت مركزى و معيارها و ارزش هاى ثابت را رد مى كند. شبكه در عوض، چندگانگى، تعدد، تمايز و تفاوت، ابهام، عدم كمال (نقص)، احتمال و كثرت را ارائه مى كند. اين شروط و خواص، براى به هم ريختگى و از هم گسيختگى، براى گسترش جنايات و جرايم شبكه اى سازمان يافته و براى ترويج ضدارزش هاى مشترك، مطلوب و ايده آل است. اما آيا ما راه چاره اى داريم؟!
مزيت هاى صنعت نرم افزار بر صنعت سخت افزار:
الف ـ فكرى بودن توليد نرم افزار: توليد نرم افزار كارى است كه بيشتر به انسان هاى مستعد و روش هاى مهندسى و طراحى نياز دارد، در حالى كه توليد محصولات ساير فناورى ها علاوه بر كار فكرى، به منابع انسانى، تجهيزات و منابع اوليه فراوانى احتياج دارند.
ب ـ بستر كارى ارزان و در دسترس: براى توليد نرم افزار زيرساخت هاى كمياب و گرانقيمت لازم نيست.
ج ـ عدم نياز به مرحله كارخانه سازى: صنعت نرم افزار ماهيت منحصربه فردى دارد، فاصله بين محصولات نرم افزارى با مرحله تحقيقات آن بسيار اندك است در نتيجه توليد نرم افزار به صرفه تر از ساير محصولات فناورى است. در نتيجه مهمترين قسمت طرح هاى نرم افزارى تحقيق و توسعه است. تحقيق و توسعه در صنعت و پژوهش هاى كاربردى دانشگاهى مكمل يكديگرند، لذا دانشگاه مى تواند در صنعت نرم افزار اثربخشى فوق العاده اى داشته باشد.
د ـ رونق شغلى: به دليل فراگيرى (جامعيت)، بازار كار نرم افزار چه در داخل و چه در سطح جهان، بسيار بيشتر از ساير رشته هاست.
ح ـ سرمايه گذارى اندك: توليد نرم افزار به سرمايه گذارى اندك نياز دارد.
و ـ نزديكى صنعت با دانشگاه شرط موفقيت: كارخانه ها به دليل نياز به مواد خام، لازم است نزديك معدن مربوطه ساخته شوند، در حالى كه مراكز توليد نرم افزار كه بيشتر كارى فكرى است، بايد در مجاورت دانشگاه ها كه مراكز توليد افراد خبره مى باشند ايجاد شوند، هرچند هر دو بايد از يك سو به بازار وصل باشند.
ه ـ امكان تكثير سريع و آسان
ى ـ حمل ونقل آسان و...
قواعد اساسى موفقيت ابدى و هميشگى است: ۱ـ با دقت و وسواس به مشتريان خود خدمت كنيد. ۲ـ كيفيت را بالا ببريد. ۳ـ از رقبا بهتر باشيد و آنها را پشت سر بگذاريد. طبيعت اقتصاد جديد هيچ يك از اين قواعد را تغيير نمى دهد.
قوانين جديد براى اقتصاد نوين:
۱ـ ازدحام را دربربگيريد. همان طور كه قدرت از مركز دور مى شود، تفوق و برترى رقابتى، از آن كسى خواهد بود كه بياموزد چگونه نقاط غيرمتمركز كنترل را دربرگيرد.
۲ـ عايدات فزاينده يا افزايش برگشت: با فزونى شمار ارتباطات بين افراد و اشيا، پيامدها و اثرات آن ارتباطات سريعتر از گذشته، افزايش مى يابد، به گونه اى كه موفقيت هاى اوليه نه خود محدودساز، بلكه خود خوراك دهنده مى شوند.
۳ـ فراوانى نه كمبود همان طور كه فنون ساخت، هنر كپى سازى فراوان را تكميل و تعالى مى بخشد، ارزش، از فراوانى نشأت خواهد گرفت، نه از كمبود و قلت، كه اين كار، خود موقعيت هاى سنتى كسب و كار و تجارت را وارونه كرده است.
۴ـ رايگان را دنبال كنيد. همانطور كه قلت و كمبود منابع جاى خود را به فراوانى مى دهد، سخاوت هم مولد ثروت مى شود. دنبال رايگان رفتن، بى ترديد منجر به سقوط گريزناپذير قيمت ها خواهد شد و از كمبود واقعى، يعنى توجه انسانى، منتفع مى شود.
۵ ـ ابتدا وب را تغذيه كنيد. همانطور كه شبكه ها تمام روابط دادوستدها را در خود مى گيرند، كانون اوليه تمركز مؤسسه، از بالا بردن ارزش مؤسسه، به بالا بردن ارزش شبكه تغيير مى يابد. مؤسسه باقى نمى ماند مگر اين كه شبكه باقى بماند.
۶ ـ آن بالاها را رها كنيد. با شتاب گرفتن نوآورى، دست كشيدن از آنچه بسيار موفق است (به منظور گريز ازمتروك شدن) به مشكل ترين و در عين حال ضرورى ترين وظيفه تبديل مى شود.
۷ ـ از مكان ها به فضاها. با جايگزينى قرابت و مجاورت (مكان) فيزيكى، بوسيله تعامل هاى چندگانه با هر چيز، هر زمان و هرجا (فضا)، امكانات و فرصت ها براى واسطه ها، ميانجى ها و جايگاه هاى متوسط، بسيار گسترده است.
۸ ـ توازن و هماهنگى خير، همه اش به هم ريختگى. همانطور كه تلاطم و بى ثباتى به قاعده و هنجارى براى كار و تجارت و صنعت تبديل مى شود، بهترين و قابل اجراترين حالت زندگى، به هم خوردگى و آشوب شديد ولى انتخابى است، كه آن را نوآورى مى خوانيم.
۹ ـ فناورى روابط. همان طور كه نرم، سخت را با قدرت، از ميان به در مى كند، قدرتمندترين فناورى ها آنهايى خواهند بود كه روابط نرم، ازهرگونه را، بيشتر، بزرگتر، وسيع تر و زيادتر مى كنند و ضمن تغيير آنها را بسط، توسعه و يا پرورش مى دهند.
۱۰ ـ فرصت ها مقدم بر كارايى. از آنجا كه ثروت ها، از طريق و در اثر توسعه فناورى ماشين ها ـ كه بهره ورى بيشترى نسبت به گذشته يافته اند ـ به دست آمده اند، لذا با رها كردن اين كشف ناكارآمد و آفريدن فرصت هاى جديد، ثروت به مراتب بيشترى را به دست خواهيم آورد.
منابع:
۱ ـ كوين كلى. معيارها و قواعد جديد در اقتصاد نوين. محمود طلوع مكانيك. مؤسسه خدمات فرهنگى رسا. چاپ اول. ۱۳۷۸.
۲ ـ سيدعلى اكرمى فر. عوامل اصلى شكست صادرات نرم افزار در كشور. پايگاه تخصصى نرم افزار ايران. منبع اينترنت.
نگاهى به عملكرد بورس كالاى كشاورزى
كاهش ريسك افزايش كارآيى
در دهه هاى اخير با فروپاشى نظام هاى اقتصادى دولتى در بلوك شرق و برخى كشورهاى ديگر، ايجاد بورس كالا با رويكردى معطوف به اصلاح نظام بازار، ساختار توزيع و ايجاد رقابت صورت گرفته است كه ضرورتى اجتناب ناپذير در اغلب كشورهاى در حال گذار، از اقتصاد دولتى به اقتصاد مبتنى بر بازار رقابت محسوب مى شود.
بازار محصولات كشاورزى در ايران همواره با محدوديت ها و دشوار ى هاى ساختارى روبرو بوده و بخش عمده اى از اين مشكلات، مربوط به توسعه نيافتگى اقتصاد كشاورزى ما و همچنين ساختار سنتى و ناكارايى بازار محصولات كشاورزى است، با توجه به همين مسائل تفكر ايجاد بورس كالاهاى كشاورزى به صورت قانون درآمده و راه اندازى شد.
نوسان بسيار شديد قيمت محصولات كشاورزى و ناپايدارى آن، يكى از عمده ترين مشكلات بخش كشاورزى در ايران است كه اين نوسان ها موجب نگرانى و عدم اطمينان كشاورزان نسبت به درآمدهاى مورد انتظارشان مى شود. در كنار نوسان شديد، نبود شفافيت و گردش نداشتن اطلاعات در بازارهاى محلى، حضور گسترده دلالان و واسطه ها، فقدان يك بازار رقابتى كارآمد و فراگير براى دادوستد، ضرورت ايجاد بورس كالاهاى كشاورزى را نمايان مى سازد كه با استفاده از يك بازار رقابتى شفاف و كارآمد است كه مى تواند تا حد قابل ملاحظه اى معضلات فوق را مرتفع سازد.
در حال حاضر در بورس كالاهاى كشاورزى ايران ۴ نوع قرارداد نقدى، نسيه، سلف و آتى در نظر گرفته شده است كه فعلاً در آن محصولات كشاورزى به صورت نقدى و آتى مورد دادوستد قرار مى گيرد.
به علاوه راه اندازى بورس كالاهاى كشاورزى در ايران از نظر پيوستن به سازمان تجارت جهانى نيز مهم است. چنانچه بورس كالا بتواند ساختار رقابت كالا را در فعاليت هاى بازاريابى به وجود آورد، به طور كلى كارايى بازاريابى داخلى و بين المللى محصولات كشاورزى نيز بهبود مى يابد.
از سوى ديگر، ايجاد بازار بورس كشاورزى انگيزه اى براى توسعه و سرمايه گذارى در بخش كشاورزى به وجود مى آورد. مسأله ديگر بيمه محصولات كشاورزى در سال هاى اخير است كه بيشتر شامل موارد كلى (مانند سيل، آتش سوزى، خشكسالى و غيره) است و ريسك قيمت را كه نوعى ريسك شرطى است دربرنمى گيرد. به اين ترتيب با ايجاد بورس كالاهاى كشاورزى، صنعت بيمه و بورس كالا مى توانند مكمل يكديگر عمل كنند. كشاورز نيز با بيمه كردن محصولات خود و اطمينان بيشتر در مورد قراردادهاى آتى و اختيار معامله متعدد، به فروش محصولات خود مى پردازد.
شركت هاى بيمه با دستيابى به اطلاعات موجود در بورس كالاهاى كشاورزى بهتر مى توانند تصميم گيرى كنند كه اين خود مقوله اى بسيار مهم بوده و چنانچه ابعاد اين بحث به طور كارشناسى مورد بررسى قرار گيرد، مى تواند تحول بسيار مثبتى در كشاورزى به وجود آورد، زيرا نااطمينانى از قيمت بين فاصله كشت تا برداشت عامل مهمى در تصميم گيرى توليدكنندگان و كشاورزان است.
مسأله مهم ديگر در عملكرد بورس به ضمانت اجرايى قراردادها برمى گردد، به طورى كه سازمان در مقابل خريدار كالا، فروشنده و در مقابل فروشنده كالا، خريدار باشد. بخصوص براى قراردادهاى آتى. در پايان براى عملكرد بهتر بورس كالاهاى كشاورزى موارد زير توصيه مى شود:
۱ـ اطلاع رسانى و آشناسازى گروه هاى مختلف به خصوص فعالان و مرتبطان بخش كشاورزى با بورس محصولات كشاورزى
۲ـ افزايش عرضه و تقاضا
۳ـ استانداردپذير كردن كالاها
۴ ـ عدم انحصار و كنترل از سوى دولت، در شرايط بحرانى دولت بايد به عنوان ناظر و تنظيم كننده بازار و به عنوان عرضه كننده يا تقاضاكننده كالا عمل كند
۵ ـ اعمال سياست هاى مالياتى مى تواند ابزارى تشويقى به شمار آيد، براى مثال تخفيف مالياتى و يا سياست هاى يارانه اى مى تواند وسيله اى براى ترغيب كشاورزان به فروش محصول در بورس كالا باشد
۶ ـ تسهيل قوانين بانك ها به نحوى كه با تأمين مالى افراد فعال در بورس و يا صنايع جانبى مانند انبار، حمل ونقل، بسته بندى و استاندارد، فعاليت هاى بورس به سهولت انجام گيرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |