سه شنبه ۱۹ دى ۱۳۸۵ - ۱۹ ذيحجه ۱۴۲۷
Tue, Jan 9, 2007
مهرگان
۳۵۴۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
گزارش خارجى
ماجرا
رودررو
كودك
درباره مهندس رضا مقتدر
معمار بدون مرز
درباره مهندس «رضا مقتدر»، معمار و شهرساز
متولد ۱۳۱۰ تهران
ديپلم معمارى پاريس و دريافت جايزه از وزارت آموزش عالى فرانسه
همكارى با گروه مشاوران فرانسوى در طرح هاى معمارى سازمان برنامه ايران ۱۹۵۹ ـ۱۹۵۷
تأسيس دفتر مهندسان مشاور «مقتدر ـ آندرف» ۱۹۶۰
تأسيس دفتر مهندسان مشاور «مدام» (مقتدر، آندرف + مندا) ۱۹۶۷
دريافت جايزه هاى متعدد معمارى
شركت در طراحى و اجراى طرح جامع تبريز و چندين دانشكده و مجتمع هاى دانشگاهى در شيراز، تبريز، اهواز و تهران
شركت در طرح جامع مركز تكنولوژى هسته اى در اصفهان
عضويت در جامعه معماران فرانسه ۱۹۸۱
فعاليت در طرح هاى معمارى در كويت، تركيه، فرانسه، آمريكا و ...
چاپ كتاب «باغ ايرانى» در واشنگتن (آمريكا)
سخنرانى و چاپ مقالات معمارى در كشورهاى مختلف و به زبان فارسى و فرانسه
برگزارى نمايشگاه هاى عكس معمارى
و ...
270987.jpg
محمد شمخانى ـ چند وقت پيش، درگذر از خيابان خردمند شمالى (يكى از خيابان هاى تهران)، به طور ناگهانى چشمم به يكى از نقش برجسته هاى «مسعود عربشاهى» افتاد كه در ورودى يك ساختمان نه چندان قديمى و بالاى پله و پاگرد كار گذاشته شده بود. با شناختى كه از عربشاهى و نقش برجسته هاى او داشتم، ديدن يكى از همان آثار سه بعدى در يك ساختمان، قبل از هر چيز ديگرى مى توانست دال بر دست داشتن يك معمار در طراحى آن سازه باشد. كنجكاوى در آن ساخته بتنى و آجرى و در اين نقش برجسته و آنگاه پرسش از عربشاهى، همان طور كه فكر مى كردم، مرا به يكى از نام هاى آشناى معمارى مدرن و معاصر ايران رساند. نامى كه حالا هست و نيست آن در اين سرزمين، معطوف به يك سرى آثار وآفرينه هاى مهم معمارى مى شود و در ادامه با حضور او در پايتخت پيشين هنر جهان (پاريس) پيوند مى خورد.
استفاده از نقش برجسته در اثر معمارى و در كارهاى مهندس «رضا مقتدر» فقط در همان ساختمانى كه گفتم، خلاصه نمى شود. كسانى كه دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران را نيز ديده و در اين ميان سرى هم به آمفى تئاتر آن زده باشند، به نقش برجسته اى از «محمد احصايى» مى رسند كه ديواره داخلى سالن را با يك سرى خطوط پوشانده است و متأثر از همان نقش برجسته اى مى نمايد كه عربشاهى چندين سال پيش از آن و به شكلى انتزاعى در سالن شير و خورشيد سابق پياده كرده است. اين همخونى دانشكده الهيات و ساختمان خيابان خردمند، صرفنظر از نقش برجسته هاى متفاوت آن ها، حكايت از بعضى مؤلفه هاى مشخص و مكرر در آثار پيش از انقلاب مقتدر (در ايران) دارد.
و اما مهندس مقتدر نيز مانند بسيارى از چهره هاى شاخص فرهنگى و معاصر دانش آموخته دبيرستان البرز تهران بوده و ديپلم متوسطه را در سال ۱۳۲۸ از اين مدرسه دريافت كرده است. عزيمت به فرانسه و تحصيل در رشته معمارى و دريافت ديپلم، كه زمانى در ايران معادل با دكتراى اين ميان رشته محسوب مى شد، رويداد مهم ديگرى است كه در زندگى اين شخصيت هنرى در سال ۱۹۵۶ به وقوع مى پيوندد. پايان تحصيل مقتدر در پاريس بلافاصله به همكارى با گروه مشاوران فرانسوى «جيكوف» (GICOF) در طرح هاى معمارى سازمان برنامه ايران قطع مى خورد و تا سال ۱۹۵۹ ادامه مى يابد. يعنى تا زمانى كه معمار معاصر ما اقدام به تأسيس دفتر مهندسان مشاور «مقتدر ـ آندرف» مى كند. اين دفتر تازه تأسيس، چند سال بعد و در سال ۱۹۶۷ گسترش مى يابد و به «مدام» تبديل مى شود كه تركيبى از «مقتدر ـ آندرف» و «مندا» به حساب مى آيد. جالب اين كه در همين فاصله زمانى بين ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۷ مقتدر موفق به دريافت جوايز گوناگونى مى شود كه نخستين آن ها مربوط به وزارت آموزش عالى فرانسه است. جايزه اى تحصيلى كه نصيب دانش آموختگان ممتاز معمارى مى شود. به اين جايزه و در ادامه مى توان به جايزه نخست غرفه نمايشگاه شركت ملى نفت ايران (۱۹۶۰)، جايزه نخست طرح شهرسازى مجموعه مسكونى بانك سپه در تهرانپارس (۱۹۶۲)، جايزه نخست و مدال طلاى عكاسى معمارى از «سنتو» (۱۹۶۶) و جايزه نخست «معمارى ايرانى» از وزارت آبادانى و مسكن (۱۹۶۷) را افزود، كه هر كدام در جاى خود از اهميت خاصى برخوردار بوده است. فعاليت هاى بنيادى مقتدر در عرصه معمارى و شهرسازى نيز از همين سال هاست كه آغاز مى شود. فعاليت هايى كه با همكاران دفاتر «مقتدر - آندرف» و يا «مدام» رقم مى خورد. طرح جامع شهر تبريز با همكارى مهندس «ميشل اكوشار»، كوى دانشجويان باغ ارم دانشگاه شيراز و تأسيسات مربوط به آن با ظرفيت هزار دانشجو، مجتمع دانشكده كشاورزى و دانشكده دامپزشكى دانشگاه شيراز در اراضى «باجگاه» و در ۱۵كيلومترى شيراز، كتابخانه دانشكده پزشكى دانشگاه شيراز، طرح جامع مجتمع «كامپوز» دانشگاه شيراز با همكارى مهندسان مشاور «مك ميلن»، طرح و اجراى ساختمان هاى كتابخانه مركزى، دانشكده هاى ادبيات وعلوم انسانى و خوابگاه چهار هزار دانشجويى دانشگاه شيراز، دانشكده كشاورزى و مركز ادارى و دانشجويان و مجموعه ورزشى دانشگاه تبريز، دانشكده كشاورزى و دانشكده علوم و مدرسه پرستارى دانشگاه اهواز و دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران فقط توضيحى گذرا از طرح ها و اجراهايى است كه مهندس مقتدر تا سال ۱۹۷۶ در آنها حضور مشخص و مسلمى مى يابد. به اين طرح هاى شاخص مى توان طرح هاى ديگرى را افزود كه حالا در چشم انداز گشوده وگسترده معمارى معاصر اين مملكت به چشم مى آيند.
در ميان اين آثار، هتل كاروانسراى آبادان، هتل انترناسيونال تبريز، ميهمانسراى شيراز، سينما آريانا شيراز و طرح جامع مركز تكنولوژى هسته اى در اصفهان با همكارى مهندسان مشاور Technique Atome , AT.A.A فرانسه شايد بيشتر از طرح هاى ديگر مركز توجه و محل تأمل باشند و به حساب بيايند.
مهندس مقتدر از سال،۱۳۶۰ فرانسه را براى اقامت دائمى برمى گزيند و به حلقه معماران معاصر ايران در پاريس مى پيوندد ؛ به كسانى كه در تكوين معمارى مدرن ايران سهم ويژه اى داشته اند و اين سهم همچنان براى آنها وبه نام آنها محفوظ و ماندنى است. اين معمار نسل دومى، كه به سن وسال جزو متولدين خلاق دهه نخست قرن حاضر ايران نيز به شمار مى رود، در فرانسه نيز همچنان به گسترش دانش معمارى و شهرسازى خود مى پردازد و در طرح هاى متنوعى شركت مى كند. همكارى با مهندس ميشل اكوشار در طرح توسعه موزه كويت (۱۹۸۲)، همكارى با مهندسان مشاور« AT.A.A » در طرح بازسازى باغ هاى تاريخى كاخ «بلويس» در شهر «بلوا»ى فرانسه و طرح مجموعه جهانگردى «ازمير» تركيه (۱۹۸۶-۱۹۸۴)، تأسيس دفتر معمارى ۲A-۲M با مهندس «اس.مونير» (S.MONNIER) و همكاران در پاريس (۱۹۸۸)، تهيه طرح «آپادانا» به سفارش مؤسسه IRCEF در «فلوريدا»ى آمريكا (۱۹۸۸)، تهيه طرح تيپ يك رشته هتل در آسياى مركزى براى گروه فرانسوى ACCOR (۱۹۹۰) و تهيه طرح و نظارت بر ساختمان استوديوهاى هنرى و مسكونى و بازسازى ساختمان هاى ادارى براى چند شركت فرانسوى در پاريس (۱۹۹۵-۱۹۹۰)، اهم فعاليت هاى مهندس مقتدر در عرصه معمارى و شهرسازى و در خارج از ايران و در سال هاى بين ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۴ محسوب مى شود.
270948.jpg
تكاپوى اين معمار معاصر و پركار ايرانى اما، فقط و فقط محدود به طراحى و اجراى طرح هاى معمارى نمى شود. او كه بعد از اقامت دائمى در فرانسه، بلافاصله به عضويت در جامعه معماران آن كشور درمى آيد، دامنه اى را هم به پژوهش در معمارى اختصاص مى دهد كه تهيه و چاپ گزارشى به سفارش سازمان ملى يونسكو و به مناسبت سال آب (۱۹۸۲)، سخنرانى در كنگره «پژوهشگران جهان اسلام» درباره سهم معمارى ايرانى در هنر اسلامى (فرانسه ۱۹۸۶)، شركت در كنگره «خانه سازى شهرى» دانشگاه هاروارد آمريكا و انستيتوى جهان عرب (تونس ۱۹۸۸)، سخنرانى در كنگره بين المللى «سرمايه تهران» درمركز تحقيقات فرانسه (۱۹۸۹)، تهيه و چاپ كتاب باغ ايرانى با همكارى مهدى خوانسارى و مينوش ياورى در واشنگتن (۱۹۹۸)، برگزارى نمايشگاه بزرگ باغ ايرانى و اثرات جهانى آن به سفارش شهردارى پاريس و در باغ باگاتل و باهمكارى موزه لوور و كتابخانه ملى فرانسه به مدت ۳ ماه (۲۰۰۲)، برگزارى نمايشگاه عكس از معمارى خاكى ايران در جامعه معماران فرانسه (۲۰۰۲) و بالاخره حضور و سخنرانى در برنامه «پارك ها و باغ هاى تاريخى مديترانه» يونسكو در مراكش (۲۰۰۳) از جمله فعاليت هاى پژوهشى او به حساب مى آيند. به اين سياهه كه متأسفانه مجالى بزرگتر از يك معرفى صرف و ساده را اشغال نمى كند، مى توان به برخى از سخنرانى هاى مهندس مقتدر نيز اشاره كرد كه بيشتر در زمينه شيوه باغ ايرانى و تاريخ باغ سازى در ايران بوده است. براى بازشنيدن برخى از اين سخنرانى ها بايد به جاهايى چون دانشگاه سوربن، انجمن سلطنتى جغرافيايى لندن، دانشگاه رم، فونداسيون محمد مصدق در ژنو، آكادمى معمارى فرانسه، موزه تاريخ ژنو و به سال هاى بعد از ۲۰۰۰ بازگشت. در ميان اين سخنرانى ها يكى هم به «بم» مربوط است كه بعد از زلزله ويرانگر اين شهر نمونه تاريخى در آكادمى معمارى فرانسه و با عنوان «بم: آخرين قلعه بزرگ كوير» ايراد شده است.
مهندس مقتدر حالا و همچنان در فرانسه اقامت دارد و مانند هميشه سرگرم جست وجوهاى خود در گوشه هاى گم فرهنگ ايرانى است. او همان طور كه گزارش ما نيز نشان مى دهد رفته رفته از كوشش هاى عملى و معماريابى خود در سال هاى اخير كاسته و بر حجم پژوهش هاى خود افزوده است. هنر معمارى و هنر باغ سازى اين روزها و اين سال ها از بنيادى ترين مشغله هاى فكرى اين معمار موفق محسوب مى شود كه او را هرازگاهى به انتشارمقاله هايى به زبان هاى فارسى و فرانسوى در نشريات آن سوى مرزها وامى دارد. پذيرش در جامعه معمارى فرانسه و فعاليت در ابعادى كه ياد شد، در اين بين اجازه مى دهد كه موازنه اى ميان كارهاى ايرانى و غيرايرانى برقرار كنيم و از همين رهگذر به مقايسه اى صورى بپردازيم. كارى كه مجال آن در اين متن پيش نيامد و فرصت ديگرى مى طلبيد.
ساختمانى آجرى با رگه هايى از بتن و نقش برجسته اى از عربشاهى ونگهبانى كه از اقامتگاه مناسب خود در آن ساختمان كاملاً راضى و خرسند به نظر مى رسد و هنوز گيج رابطه آن نقش برجسته انتزاعى و فلزى با اين فضاى ادارى و مسكونى است، حالا نزديك ترين تصويرى است كه در اين گزارش به ذهن نويسنده آن مى رسد، اما براى ديدن و دريافتن همه آثار و آفرينه هاى مهندس مقتدر، بايد مسير طولانى ترى را پيمود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |