چهارشنبه ۲۰ دى ۱۳۸۵ - ۲۰ ذيحجه ۱۴۲۷
Wed, Jan 10, 2007
مهرگان
۳۵۴۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
قرآن
مهرگان
رودررو
درباره امير نصرت منقح
معرفى كتاب
اراگون
كريستوفر پائولينى
ترجمه: محمد نوراللهى

نوشتن براى نوجوانان همواره تجربه فضاهاى جديد و مختلفى را مى طلبد كه خواننده و مخاطب نوجوان بتواند پا به پاى شخصيت هاى داستان به فضاى مهيج خلق شده توسط نويسنده پا بگذارد و همراه او تا انتهاى داستان برود.
شخصيت اصلى كتاب «اراگون» همچون «هرى پاتر» در شرايطى قرار مى گيرد كه در آن درمى يابد توانايى هاى خاصى دارد و همزمان با تقويت اين توانايى ها ماجراهايى رقم مى خورد كه موجب مى شود نويسنده اين كتاب با استفاده از نيروى تخيل خود مخاطبان را مسحور كند. «اراگون» در ۲۰۰۰ نسخه توسط انتشارات بهنام راهى بازار نشر شد.

روان شناسى زنان
سهم زنان در تجربه بشرى
جانت شيبلى هايد
ترجمه: اكرم خجسته

روانشناسى زنان، گرايشى تخصصى در چارچوب گرايش روانشناسى است كه از پژوهش و نظريه كافى برخوردار است. امروزه روانشناسى زنان بر پايه درخشانى از ۳ دهه پژوهش معاصر استوار است و آينده روشن و نويدبخشى را براساس اين بنيان، بنا نهاده است. يكى از جالب توجه ترين جنبه هاى روان شناسى زنان اين است كه بخشى از حيطه هاى ميان رشته اى مطالعات زنان است. بدين ترتيب در اين رشته فرصت ها و امكانات غنى وجود دارد كه از رشد و توسعه در ساير رشته ها يادگيرى حاصل كند و رشته هاى ديگر را نيز به نوبه خود بهره مند سازد.
در اين كتاب بر تجارب منحصر به فرد زن بودن تأكيد شده است. مترجم كتاب خانم اكرم خجسته اميدوار است كه ترجمه اين كتاب بتواند شناخت و درك عمومى را نسبت به زنان تغيير دهد و نيز درك و شناخت آنها را از خويشتن افزايش دهد.
كتاب حاضر در ۱۵ فصل ديدگاه هاى نظرى، كليشه هاى جنسيتى، زبان، توانايى ها، پيشرفت و انگيزش، زنان و اشتغال و... به رشته تحرير درآمده است.

«روان شناسى زنان» در ۱۶۵۰ نسخه توسط انتشارات آگه منتشر شده است
رفتارشناسى ادبى شعر مفهومى
رضا اسماعيلى

نويسنده كتاب حاضر با شعرى از سهراب سپهرى - خانه دوست كجاست - آغازگر سفرى علمى - ادبى شده است. واكاوى تحليلگرانه درباره نظريه هاى ادبى پيرامون زبان بخصوص ديدگاه هاى ادبى نيما يوشيج از عمده كارهايى است كه رضا اسماعيلى - مؤلف كتاب - انجام داده است. اين كتاب در ۲۲۰۰ نسخه و توسط انتشارات هزاره ققنوس منتشر شده است.

بايد سوت زد و راه رفت
بهاره بهيار

نشر كتاب خيال از شاعره جوانى سروده هايى را تحت اين نام در ۲۰۰۰ نسخه راهى بازار كتاب كرده است. بايد كه ترسيد، اندوه شبانه، تو مى دانى و... از اشعار اين كتابند.
درباره امير نصرت منقح
خلق خط
درفضا
امير نصرت منقح
- متولد ۱۳۰۲ تهران
- فارغ التحصيل فوق ليسانس معمارى دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران با درجه عالى ۱۳۲۵
- جزو معماران نسل نخست معمارى مدرن و معاصر ايران
- دريافت بورس پژوهشى معمارى از سازمان ملل متحد ۱۳۲۹
- تأسيس مؤسسه معمارى خصوصى ۱۳۳۰
- تأسيس مؤسسه معمارى مشترك با «يوسف شريعت زاده» ۱۳۳۷
- تأسيس مؤسسه معمارى «منقح - شريعت زاده و همكاران» ۱۳۴۴
- تأسيس دفتر مهندسان مشاور «بنيان» ۱۳۵۰
- نايب رئيس انجمن معماران ايران دهه پنجاه
- نايب رئيس جامعه مهندسان مشاور ايران دهه پنجاه
- شركت در طراحى و اجرا و مديريت بسيارى از آثار معمارى معاصر ايران مثل ساختمان وزارت كار و امور اجتماعى، ساختمان شماره۲ وزارت نفت، مجتمع دانشگاه شهيد باهنر كرمان، ساختمان چاپ اسكناس بانك مركزى، مجتمع هاى صنعتى ماشين سازى و تراكتورسازى تبريز، روزنامه اطلاعات (خيابان خيام)، تعدادى از بيمارستان ها و مراكز بهداشتى در نقاط مختلف كشور و... ۱۳۵۷ - ۱۳۳۰
- اقامت در واشنگتن (آمريكا) و خلق چند اثر معمارى ۱۳۷۳ - ۱۳۵۷
- اقامت در استكهلم (سوئد) و آغاز فعاليت هاى مجسمه سازى و گرافيك ۱۳۷۳ - ۱۳۸۵
دريافت تقديرنامه انجمن معماران ايران
271095.jpg
زينب حسينجانى ـ آنچه معمارى را در يك نگاه و نگره سراسرى از ساير هنرهاى تجسمى و بصرى متمايز مى كند، صرف نظر از مباحثى چون اقامت و حضور انسانى و...، انداموارگى آفرينه ها و دخل و تصرف آنها در فضاست. در اين رويكرد ارگانيك و انداموار هم تقريباً هيچ فرقى نمى كندكه اثر ابداعى در چه ابعاد و اندازه اى باشد و اينجا باز صرف نظر از تكاپوى معمارى آرمان گرا و آوانگارد غربى در ساخت آثارى تنديس وار، معمارى و مجسمه سازى را مى توان در اين رويه و رويكرد تا حدود زيادى هم سو و هم نهاد ديد و دانست و درست از همين منظر است كه مى شود معمارى و مجسمه سازى گرافيكى مهندس «امير نصرت منقح» را در ادامه و در رديف هم قرار داد و دومى (مجسمه سازى گرافيك) را پيوستارى منطقى بر پيشينه معمارى او برشمرد. پيوستارى كه درست بعد از گسست فيزيكى وى از وطن و وطن سازى (معمارى) تبديل به يكى از مشغله هاى مهم اين هنرمند سازنده در غربت مى شود. كار و كوشى نوستالژيك كه ابتدا شكلى پژوهشى و پديدارشناسانه درباره پيدايى خط در ايران و در تهران مكتوب داشته و بعدها به فضا گره مى خورد و به فصل تازه اى از «گرافيسم» و «كاليگرافيسم» مى رسد. فصلى كه خط زيباى ايرانى و اسلامى را با همان محتواى هميشگى از قيد كتاب و كتيبه و ديوار و... رها و در انعكاسى آينه وار در فضا منتشر مى كند و مى گستراند.
مهندس منقح اما، پيش از آن كه يك «خطاط - گرافيست» باشد و با اين عنوان شناخته شود، يك معمار معاصر ايرانى به شمار مى رودو به عبارتى جزو نسل اولى هاى اين حرفه اجتماعى و هنرى و تأثيرگذار است. او در سال ۱۳۰۲ در تهران به دنيا مى آيد و با يك زندگى پرفراز و نشيب تحصيلات ابتدايى و متوسطه خود را در شهرهاى شيراز و اصفهان و تهران مى گذراند و بلافاصله جذب دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران مى شود و در سال ۱۳۲۵ با مدرك فوق ليسانس معمارى اين دانشكده را ترك مى كند. ۵ سال بعد فرصت خاصى نصيب اين هنرمند مى شود و او با استفاده از بورسيه سازمان ملل متحد از مرزهاى ايران فراتر مى رود و دايره دانش معمارى خود را در كشورهاى پيشرفته اروپايى گسترش مى دهد. فرانسه، سوئد، نروژ و دانمارك كشورهايى هستند كه منقح با استفاده از بورسيه سازمان ملل در آن ها به پژوهش درباره ساختمان هاى بهداشتى، آموزشى و مسكونى مى پردازد و به ايران بازمى گردد. پس از بازگشت به ايران هم مدتى را در وزارت كار و سازمان بيمه هاى اجتماعى مى گذراند و سپس به تأسيس مؤسسه «امير نصرت منقح و همكاران» مبادرت مى ورزد، كه زمينه اى براى فعاليت او در مورد طراحى و نظارت بر طرح هاى ساختمانى ايجاد مى كند و سپس پس زمينه اى براى همكارى با زنده ياد «يوسف شريعت زاده» (از معماران فقيد معاصر ايران) مى شود. در اين همكارى كه در سال۱۳۳۷ زير عنوان «مؤسسه امير نصرت منقح و يوسف شريعت زاده» آغاز مى شود، يكى از زبده ترين تيم هاى فنى معمارى كشور در مدت زمانى كوتاه شكل مى گيرد. بيمارستان ژاندارمرى (نيروى انتظامى فعلى) در خيابان ولى عصر (عج)، ساختمان مركزى وزارت كار و تأمين اجتماعى در خيابان آزادى تهران، تعدادى از بيمارستان ها و مراكز بهداشتى سازمان بيمه هاى اجتماعى در نقاط مختلف كشور و از جمله بيمارستان ۳۰۰ تختخوابى اصفهان و بالاخره تعداد زيادى از واحدهاى مسكونى و منازل شاخص شخصى حاصل شكل گيرى اين همكارى در فاصله سال هاى ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۱ به حساب مى آيد. در يك گسست مقطعى مهندس شريعت زاده با دوتن از ياران و همكاران خود (مهندس ميرزا على تهرانى و مهندس محسن ميرحيدر) مؤسسه مستقلى را پايه گذارى مى كنند، كه در سال۱۳۴۴ و به خاطر گسترش پروژه هاى مهم ساختمانى و نياز مبرم به تيم هاى زبده طراحى، زمينه اى براى پيوست دوباره به مهندس منقح مى شود و تيم واحد و گسترده اى به نام «منقح، شريعت زاده و همكاران» به وجود مى آيد. بيمارستان ها و مراكز بهداشتى بيمه هاى اجتماعى كارگران و سازمان تأمين اجتماعى (كه آخرين آن ها بيمارستان شهيد لبافى نژاد تهران است)، مجتمع هاى صنعتى ماشين سازى و تراكتورسازى تبريز، ساختمان روزنامه اطلاعات در تهران و در خيابان خيام و چند ساختمان مهم و مركزى ديگر، كه از جمله آن ها مى توان به دفتر مركزى مهندسان مشاور بنيان (پيرراز) اشاره كرد، حاصل كار اين گروه جديد است كه در فاصله بين سالهاى۱۳۴۴ تا ۱۳۵۰ تحت سرپرستى و مديريت مهندس منقح صورت مى گيرد و چهره مى نماياند.
سال۱۳۵۰ دور تازه اى از فعاليت هاى اين تيم طراحى و معمارى تحت عنوان «دفتر مهندسان مشاور بنيان» آغاز مى شود كه حاصل آن براى جامعه معمارى ايرانى بسيار آشناست. در همين سال است كه منقح به دليل ضوابط ارزيابى و احراز صلاحيت مؤسسات فنى از سوى سازمان برنامه و بودجه، دفتر مهندسان مشاور «بنيان» را به اتفاق همكاران خود بنيان مى گذارد. مجتمع دانشگاه شهيد باهنر كرمان، يك سرى از ساختمان هاى آموزشى دانشگاه علم و صنعت، ساختمان صنايع غذايى در نيشابور و گلپايگان و گرمسار، ساختمان چاپ اسكناس بانك مركزى در تهران، ساختمان شماره ۲ وزارت نفت در تهران، مجتمع صنعتى واگن پارس در اراك، مجتمع آپارتمانى كارشناسان مراكز صنعتى تبريز، مجتمع مسكونى تنديس در بزرگراه آفريقا (تهران)، مطالعه و طراحى ۱۵ مركز حوزه عمران روستايى و آشيانه هواپيماهاى دولتى در فرودگاه مهرآباد تهران از جمله طرح هايى است كه دفتر بنيان در فاصله زمانى ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ طراحى و پياده مى كند.
چهار دهه حضور حساس و حاذق مهندس منقح در عرصه معمارى مدرن و معاصر ايران كه با عزيمت به آمريكا وارد دوره ديگرى مى شود، حضورى نيست كه بتوان آن را انكار كرد و ردپاهاى آن را ناديده گرفت. دعوت به همكارى بهترين مهندسان و معماران و ارائه طرح هاى اصيل و هماهنگ با محيط و به دور از تقليد ويژگى هاى بنيادى است كه حالا مى توان در چشم انداز گسترده و فراگير گذشته او سراغ گرفت و با همان ها به صورتبندى دستاوردهاى معمارى اش پرداخت. به اين موارد كه هر معمار اصيل و هر معمارى اصيلى براى «شدن» و «بودن» خود بدان ها نيازمند است، مى توان مواردى چون برنامه و نيازهاى عملكردى، شرايط و امكانات فنى و اجرايى و مسائل اقتصادى طرح ها را افزود، كه فارغ از مسائل زيبايى شناسيك، هميشه و همواره مورد توجه وى و همكاران منتخب اش بوده است.
عزيمت به آمريكا و اقامت در قلب تپنده معمارى امروز دنيا در سال ،۱۳۵۷ هنرمند پركار ما را نه منزوى و نه بازنشسته مى كند. وى كه در ايران عهده دار سمت هاى ديگرى چون نايب رئيس انجمن آرشيتكت هاى ايران و جامعه مهندسان مشاور نيز بود، در واشنگتن نيز مورد استقبال برخى از هنردوستان قرار مى گيرد و تا سال ۱۳۷۳ كه آمريكا را براى هميشه و به قصد اقامت دائمى در سوئد (استكهلم) ترك مى كند، چندين ساختمان ويلايى بزرگ را طراحى و اجرا مى نمايد و بدين ترتيب برگ ديگرى به تجربيات وطنى خود در غربت مى افزايد.
سكونت در سوئد درواقع تولد دوباره اى براى مهندس منقح به شمار مى آيد. اينجاست كه او از معمارى فاصله مى گيرد و ذوق و هنرش را در قالبى ديگر عرضه و آزمايش مى كند. آثار و آفرينه هاى گرافيكى و كاليگرافيكى او محصول همين دوره از زندگى شخصى وحرفه اى و هنرى اش است. آثارى كه ضمن رونمايى خط و گرافيك، بهره اى هم از معمارى دارند و آن هم يك معمارى ساده و سيال و صميمى، كه با محتوايى از همين دست صورت مى گيرند و سايه مى اندازند. در اين آفرينه ها كه با ابعاد مختلف و با ماتريال هاى متنوع خلق مى شوند، منقح هندسه اى را دنبال مى كند كه شايد خاستگاه اصلى آن همان معمارى سنتى ايران و خطوط تزئينى اين معمارى است. منتها اينجا او آن خطوط را در قالب واژه ها و گل واژه ها به صورت قرينه درآورده و رنگ آميزى كرده و بر يك محور عمودى استوار نموده است.به طورى كه مجسمه ها يا حجم هاى كاليگرافيك بدون نياز به پايه هاى اضافى از ايستايى كاملى برخوردارند.
خط نوشته هاى سه بعدى و فضايى اين معمار معاصر در يك نگاه جامع بيشتر كلماتى چون اسماءمتبركه اسلامى و مذهبى، اسامى بزرگانى چون حافظ و مولانا و واژگانى موسيقايى رادربرمى گيرد كه هركدام درجاى خود و با تركيب بندى ويژه و منحصر به فردشان از زيبايى و عظمت خاصى برخوردارند و قابل اجرا در هر هيأت و هيبتى هستند.
271119.jpg
چندى پيش «انجمن دوستداران هنر ايران» در سوئد نمايشگاهى از آثار پلاستيك (تجسمى) و استتيك اين معمار معاصر و موفق ايرانى برگزاركرد كه درنوع خود موردتوجه مراجع و مجامع هنرى و فرهنگى و مردمى خارج از كشورمان قرارگرفت.
اين رويداد نوعى كه بازتاب و بازخورد گسترده اى داشت موجب شد كه سفير ايران در سوئد با گسيل يك نامه از اداره كل هماهنگى هاى فرهنگى وزارت امورخارجه بخواهد كه براى عرضه و ارائه هنر تجسمى منقح در ايران تسهيلاتى را دراختيار وى قراربدهند.
اما تأثيرگذارى و فراروى اين نمايشگاه، به همين حدود ختم نشد و در ادامه تحسين برخى مجامع حرفه اى و ايرانى آن سوى آب ها را هم به همراه داشت. ازجمله اين مجامع كه علاقه و ارادت خود را نسبت به ارائه شدن نمونه هايى از آثار هنرمندانشان در نشريات تخصصى معمارى انعكاس داد، گروه مهندسان ايرانى مقيم فرانسه بود. در بخشى از نامه ستايش آميز اين گروه چنين مى خوانيم: «اين آرشيتكت كه جايگاهى خاص در فعاليت هاى معمارى ايران دارد و هشتمين دهه زندگى پر از تجربه و اندوخته هاى سازنده و اجرايى خود را مى گذراند، پس از رهايى از رياست يك شركت بزرگ معمارى كه ساختمان هاى بسيارى در ايران خلق كرد و از بزرگترين مهندسان مشاور زمان بود، با خوى خستگى ناپذير خود فعاليتش را روى خط ديگرى، كه مى توان آن را نوعى اكسپرسيونيسم جديد در مكتب خط دانست، ادامه داد...
اميرنصرت منقح در اين نمايشگاه ثابت كرد كه مى توان درعمل خط را به فضا كشاند و به خوشنويسان گفت كه خط فقط براى تحرير نيست...
تشريح اين ابتكار كه نشانه اى از يك فعاليت هنرى است، بحثى علمى و مفصل دارد و به زمانى ديگر موكول مى شود، ولى امير نصرت منقح كه صفات نادر اخلاقى او زبانزد يار و اغيار است، در اين راستا خصوصيات يك انسان حقيقى را ازياد نبرده و در آثارش نام هاى بزرگان، نام آوران و خادمان ايران و واژه هاى فارسى قديم را در قالب هاى تصويرى، كه بيان انديشه آن فرد را مشخص مى كند، به معرض ديد مى گذارد. هنرمندان معتقدند كه خط ميان انديشه و رنگ، بيان احساس است و منقح در آميختگى اين دو، انديشه اى ديگر را عرضه مى كند.»
و اما بالاخره كه معماران نسل نخست معمارى مدرن و معاصر ايران و درميان آن ها مهندس اميرنصرت منقح را از نسل هاى بعد و بعدتر مشخص و متمايز مى كند، صراحت و سرراستى و سادگى آفريده هاى آن هاست.
به عبارتى اين نسل در مواجهه با واقعيت هميشه و همچنان معمارى ايران بود كه به آفرينش پرداختند و نه چيزى كه يكسر محصول معمارى غربى و مؤلفه هاى آن باشد. به همين خاطر هم اگر معمارى ايران در جايى رنگ و روح و رايحه اى خودى مى يابد و سيمايى به خود مى گيرد، مى توان ردپايى از اين نسل ايران ديده و فرنگ رفته و مقايسه كرده، ديد و پيداكرد. اگرنه كه متأسفانه در نسل هاى بعدى شايد معدود افرادى را بتوان سراغ گرفت و يافت كه هنوز حرفى از حال و هواى ايرانى و اينجايى با خود داشته باشند.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   سياست   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   گردشگرى   |   قرآن   |   مهرگان   | 
|   رودررو   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |