چهارشنبه ۲۰ دى ۱۳۸۵ - ۲۰ ذيحجه ۱۴۲۷
Wed, Jan 10, 2007
گردشگرى
۳۵۴۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
قرآن
مهرگان
رودررو
نقش جهان
نقشى از جهان ايرانى
271197.jpg
يكى از آثار تاريخى ثبت شده در فهرست ميراث جهانى، ميدان نقش جهان اصفهان است كه اندكى بيش از ۴۰۰ سال عمر دارد (بقيه بيش از ۱۵۰۰ سال قدمت دارند) و با چهار اثر شاخص مسجدامام، مسجد شيخ لطف الله، كاخ عالى قاپو و بازار قيصريه شناخته مى شود. نقش جهان وقتى ساخته شد كه شاه عباس اول صفوى (۱۰۳۸-۹۹۶ ه.ق) پايتخت ايران را از قزوين به اصفهان منتقل كرد و با كمك مشاور بزرگ و برجسته خود يعنى شيخ بهايى طرح جسورانه اى را براى شهرسازى پايتخت جديد درافكند. طرحى كه پس از اجرا، عنوان «نصف جهان » را براى اصفهان به ارمغان آورد و آن را در مقام باشكوه ترين شهر قاره آسيا نشاند.
ساخت ميدانى با طول و عرض تقريبى ۵۰۷ در ۱۵۸ متر تا آن روز و حتى پس از آن در تاريخ چند هزار ساله معمارى و شهرسازى ايران بى سابقه بود.
«راجر سيورى» (Roger Savory) ايران شناس برجسته انگليسى كه مطالعات گسترده اى در تاريخ دوره صفويه دارد، با اتكاى به اسناد و شواهد تاريخى، ميدان نقش جهان را چنين وصف مى كند: «ميدان نقش جهان محل ملاقات شاه و شهروندان بود. گرداگرد كناره ميدان، نهرى به عرض ۳‎/۵ متر و عمق ۲ متر جريان داشت. در طول نهر، رديفى از درختان چنار بر رهگذران سايه مى افكند. ميدان در روزها اغلب پوشيده از چادر دستفروشان بود و در انبار بازرگانان در اطراف ميدان انواع مال التجاره ها و به طور عمده، ادويه انبار شده بود. روزانه افرادى از مليت هاى مختلف به اين محل مى آمدند. شب ها ميدان به محل تردد جمعيت زيادى از بازيگران، شعبده بازان، خيمه شب بازان، بندبازان، قصه گويان، درويشان و... بدل مى شد. شاه گه گاه و بويژه هنگام نوروز، در باغ هاى جنب ميدان به سلام عيد مى نشست... ميدان در ضمن، زمين چوگان هم بود (دروازه هاى مرمرينى كه شاه عباس اول برپا ساخت، هنوز در دو انتهاى ميدان باقى است) و براى ديگر انواع ورزش ها نيز به كار مى رفت، از جمله براى مسابقات تيراندازى به نام قبق اندازى كه در آن اسب سوارانى كه چهار نعل مى تاختند، بر جام زرين يا هدف كم ارزش ترى كه بر بالاى ديرك چوبى بلندى قرار داشت، تير مى انداختند».
اين تصوير را كمابيش همه گردشگرانى كه در سده هاى گذشته از اصفهان ديدن كرده اند ـ با اندك تفاوت هايى ـ به دست مى دهند و نقش جهان را چنان خيال انگيز و رؤيايى جلوه گر مى كنند كه ديدنش براى هر خواننده اى وسوسه انگيز باشد! خوشبختانه با وجود همه حوادث ناخوشايند، كالبد فيزيكى ميدان نقش جهان تاكنون دست نخورده باقى مانده است و هنوز شكوه گذشته را باز مى نماياند. اين شكوه نه فقط به دليل آرايش كلى ميدان، بلكه مديون وجودچهار اثرى است كه در شمال و جنوب و شرق و غرب آن جاى گرفته اند و هر يك به تنهايى از شاهكارهاى معمارى ايران تلقى مى شوند.
مسجد امام، نماد ايران
مسجد امام (مسجد جامع عباسى يا مسجد شاه سابق) بزرگ ترين اثر در ميدان نقش جهان است كه گنبد عظيم و فيروزه اى رنگش يكى از چند نماد تاريخى ايران و آشنا براى خارجيان به شمار مى رود. درست مانند برج ايفل كه نمادى از فرانسه است يا تاج محل كه همگان را به ياد هندوستان مى اندازد. ساخت اين مسجد بزرگ در سال ۱۰۲۰ هـ.ق يعنى ۷۵ سال پس از مرگ شاه عباس به پايان رسيد. مجموعه اى از بزرگ ترين معماران و هنرمندان عصر صفوى مانند استاد على اكبر اصفهانى (معمار) و عليرضا عباسى و محمدرضا امامى (خوشنويس) در آفرينش اين شاهكار بزرگ نقش آفريده اند، اما متأسفانه نام بسيارى ديگر از هنرمندان دخيل در اين كار همچون كاشى كارها، حجارها و... بر ما پوشيده مانده است.
گنبد دو پوشش مسجد امام با ۵۲ متر ارتفاع و سردر عظيم آن كه با مقرنس بندى هاى بى همتا و معرق كارى هاى نفيس زينت يافته، اين اثر را مورد توجه همه معماران و كارشناسان تاريخ هنر جهان قرار داده؛ به گونه اى كه تاكنون هزاران مقاله يا كتاب علمى ـ بيشتر به وسيله آمريكايى ها و اروپايى ها ـ درباره ويژگى هاى معمارى و هنرى مسجد امام به رشته تحرير درآمده است. مسجد امام در واقع حاصل تجربه هزاران ساله معماران ايرانى است كه همه ويژگى ها و ارزش هاى نهفته در مكتب معمارى ايران را در خود جلوه گر ساخته است.
مطابق كتيبه سردر مسجد امام كه به خط محمدرضا امامى است، شاه عباس اين مسجد را كه «مسجد جامع» خوانده از مال خالص خود بنا كرده و ثوابش را به روح جد اعظم خود
شاه تهماسب هديه كرده است.
مسجد شيخ لطف الله، نمازخانه خصوصى
مسجد شيخ لطف الله كه با گنبد بسيار زيبا و منحصربه فردش در جانب شرقى ميدان نقش جهان قرار گرفته، از ديگر آثار دوره شاه عباس است كه ساخت آن به سال ۱۰۱۱ هجرى قمرى آغاز شد و در سال ۱۰۲۸ به پايان رسيد. معمار مسجدى كه آرتورپوپ معمار بزرگ آمريكايى درباره اش مى گويد: «بسختى مى توان اين بنا را محصول دست بشر دانست». در ۲ لوحه كوچكى كه داخل محراب جاى گرفته اند، خود را چنين معرفى مى كند: «عمل فقير حقير محتاج به رحمت خدا محمدرضا بن استاد حسين بناء اصفهانى».
مسجد شيخ لطف الله برخلاف مسجد امام بسيار كوچك است و شامل يك سردر، راهروى ورودى، سرداب و شبستان (گنبدخانه) مى شود. علت هم آن است كه اين مسجد را شاه عباس براى شيخ لطف الله پدر يكى از زنان خود بنا كرد و در تمام دوره صفويه مورد استفاده خصوصى خانواده سلطنتى بود. شيخ لطف الله از علماى بزرگ شيعه و از اهالى جبل عامل لبنان بود كه به دعوت شاه عباس به ايران آمد و گاه در همين مسجد به تدريس علوم دينى مى پرداخت.
اهميت مسجد شيخ لطف الله بيش از همه به دليل طرح گنبد و كاشى كارى هاى معرق داخلى و خارجى آن است كه از زيباترين نمونه هاى تزئين در مساجد سراسر جهان تلقى مى شود. كتيبه هاى مسجد همه به خط عليرضا عباسى و يك خوشنويس گمنام به نام «باقربنا» است و معرق سردر مسجد بعد از سردر مسجد امام در زمره نفيس ترين نمونه هاى معرق درجهان قرار مى گيرد.
عالى قاپو، دولتخانه نقش جهان
درست چشم در چشم مسجد شيخ لطف الله، كاخ عالى قاپو قرار دارد كه در عهد صفويه «دولتخانه مباركه نقش جهان» يا «قصر دولتخانه» خوانده مى شد. اين بنا نيز از كارهاى دوره
شاه عباس است كه براى پذيرايى شاه از سفرا و ديگر ميهمانان دربار مورد استفاده قرار مى گرفته است. عالى قاپو در پنج طبقه ساخته شده و هر طبقه تزئينات مخصوص خود را دارد. مينياتورها كه در تمام تالارها و اتاق هاى كاخ ديده مى شوند از كارهاى رضا عباسى مينياتوريست بزرگ عصر صفوى هستند كه متأسفانه به مرور زمان آسيب فراوانى ديده اند. در واقع نه فقط اين مينياتورها، بلكه كاخ عالى قاپو نسبت به ديگر آثار ميدان آسيب بيشترى را متحمل شده و مدام در حال مرمت و بازسازى است.
شاهان صفوى و ميهمانانشان از داخل ايوان عالى قاپو به تماشاى بازى چوگان، چراغانى، آتش بازى و نمايش هاى ديگر در ميدان
نقش جهان مى نشسته اند و امروزه نيز گردشگران مى توانند از فراز همين ايوان بافت تاريخى شهر اصفهان را نظاره كنند.
قيصريه: بزرگداشت بازرگانى
بازار قيصريه و سردر معروف آن در ضلع شمالى نقش جهان قرار دارد. سردر قيصريه اگرچه در گذشته با تزئينات و نقاشى هاى دل انگيز جلال فوق العاده اى داشت، اما در مجموع آن را ساده و كم ارتفاع ساختند تا شكوه سردر مسجد امام، تحت الشعاع بازار قرار نگيرد.
قيصريه فقط يك بازار نيست، بلكه مجموعه اى از كاروانسراها، مدارس، حمام ها و اماكن ديگرى همچون عصارخانه و مسجد در آن به چشم مى آيد. اين بازار در دوره صفويه چنان عظمت و رونقى داشت كه بيشتر به يك مجتمع بزرگ تجارى شبيه بود تا يك بازار ساده و مركز خريد و فروش. «فرير» سياح اروپايى كه ۵۰ سال پس از شاه عباس از اصفهان ديدن كرد درباره قيصريه مى نويسد: «اين حيرت انگيزترين نمونه عظمت در بزرگداشت بازرگانى است كه تمامى جهان مى تواند به آن بنازد و بورس هاى ما در مقابل اين بازارهاى معروف، ساختمان هاى پراكنده اى بيش نيستند».
قيصريه در امتداد خود به بازارها و محلات بسيار قديمى اصفهان مى رسد كه برخى بيش از هزار سال قدمت دارند و هنوز نبض اقتصادى بزرگ ترين شهر فلات مركزى ايران به حساب مى آيند.
سمفونى نقش جهان
در مجموع ميدان نقش جهان، نقشى است از جهان ايرانى و حركتى است موسيقيايى در معمارى ايران، «محمدكريم پيرنيا» معمار بزرگ ايرانى، نقش جهان را يك سمفونى بزرگ مى دانست و مى گفت: «از سردر قيصريه كه وارد مى شويم، درآمد شور يكنواخت و آرام در طاق نماها تجلى مى يابد، بعد در عالى قاپو به شهناز مى رسيم و در مسجد امام به سلمك و پس از آن در مسجد شيخ لطف الله به زيرافكن كه روح زيبايى است و از آنجا نغمه، به فرود مى رسد و به درآمد بازمى گردد و ميدان نيز به سردر قيصريه!»
معماى  چغازنبيل
271194.jpg
چغازنبيل كه بخش باقى مانده از شهر عيلامى «دوراونتاش» است، در ۵۰ كيلومترى جنوب شهر انديشمك و در ۱۰۰ كيلومترى شمال اهواز قرار دارد. با وجود اين كه اين بناى عظيم افزون بر ۳ هزار و ۲۵۰ سال قدمت دارد و يكى از مهمترين آثار باستانى ايران و جهان به شمار مى رود، اما از معروفيت چندانى برخوردار نيست و اين شايد بدين دليل باشد كه تاريخ ايران از دوره پس از ورود  آريايى ها به اين سرزمين دنبال مى شود و پيش از شكل يابى تمدن آريايى، كمتر مورد توجه قرار مى گيرد. زيگورات چغازنبيل اثرى است كه به تمدن عيلام و نه تمدن آريايى تعلق دارد و البته در بخشى از فلات ايران شكل گرفته و به خود باليده است.
تمدن عيلام را بيشتر در ارتباط با تمدن هاى بين النهرين مورد مطالعه قرار مى دهند، اما شكى نيست كه اين تمدن در بخشى از سرزمين ايران استقرار يافته و تأثيرات عميقى را بر تمدن آريايى بر جاى گذاشته است. در عهد قديم، عيلام شامل خوزستان و لرستان و پشتكوه و كوه هاى بختيارى بود. از مغرب به دجله، از مشرق به قسمتى از فارس، از سمت شمال به راهى كه از بابل تا همدان امتداد داشت و از سمت جنوب به خليج فارس تا بوشهر محدود مى شد و البته تحقيقات جديد، دايره نفوذ اين تمدن را از اين هم گسترده تر نشان مى دهند. شهرهاى مهم عيلام يكى شوش بود كه از قديمى ترين شهرهاى جهان به شمار مى آيد و ديگرى «ماداكتو» كه در منطقه كرخه بود. «خايدالو» كه احتمالاً در جاى خرم آباد امروزى قرار داشت، از ديگر شهرهاى مهم عيلام بود و حتى گفته اند كه نام عيلام برگرفته از منطقه كوهستانى لرستان است؛ چه آن كه عيلام واژه اى است سامى به معناى كوهستان و سرزمين بلند. به هر روى، تمدن عيلام كه در هزاره سوم پيش از ميلاد شكل گرفت تا سال ۶۴۵ پيش از ميلاد - يعنى بيش از دو هزار سال - دوام آورد و سرانجام به دست آشورى ها برافتاد.
از سخن دور نيفتيم، زيگورات چغازنبيل در زمان پادشاهى «اونتاش - ناپيريشا» ساخته شد كه در سال ۱۲۷۵ پيش از ميلاد به تخت نشست. در زمان او هنر ومعمارى عيلام به اوج خود رسيد و زيگورات چغازنبيل تنها نمونه اى از دستاوردهاى هنرى عيلاميان در اين دوره بود. زيگورات گويا به تقليد از معابد بين النهرين به گونه هرم پله پله و در پنج طبقه بنا شد كه هر طبقه به سان يك مكعب بزرگ بر روى طبقه زيرين قرار گرفته بود. (و البته در واقع امر اين گونه نبود و فقط از نگاه بيرونى چنين به نظر مى رسيد) براى اين كار ميليون ها خشت و آجر ساخته شده و بر روى هم قرار گرفتند. خاك به اندازه كافى در محل موجود بود و آب نيز يك كيلومتر و نيم آن سوتر از رودخانه دز تأمين مى شد. مشكل اصلى پختن آجرهاى بزرگ بود كه كارى وقت گير و پرهزينه به شمار مى رفت. ناحيه هفت تپه كه زيگورات چغازنبيل در آن قرار گرفته، در گذشته نيز مانند امروز، كم درخت بود و از اين رو چوب لازم براى سوخت از كوهستان هاى لرستان بريده شد. اين چوب ها با الاغ و گاو كوهى تا سرچشمه دز حمل مى شدند و آنگاه از طريق رود به محل مورد نياز انتقال مى يافتند.
اونتاش ناپيريشا، سال ها مجبور شد لشكر كاملى از ده ها هزار كاشى ساز، آجرپز، بنا، عمله، كارگر و خرچران را به كار گيرد تا زيگورات ساخته شود. اما اين همه نيز كافى نبود؛ او به متخصصانى براى طرح هاى بديع زهكشى و آبيارى شهر دور اونتاش كه همزمان با زيگورات ساخته شد، نياز داشت و نيز به هنرمندانى براى طرح هاى تزئين ديوارها با موازئيك هايى به رنگ روشن و گروه كاملى از كاتبان نيز براى تراشيدن حروف روى هزاران آجر (به عنوان كتيبه) موردنياز بودند و گردآورى مجموعه اين افراد و از آن فراتر اداره و راهبرى شان، بيانگر قدرت سازماندهى عيلامى ها بود.
معبد عظيمى كه بدين ترتيب براى پرستش خداى «اينشوشيناك» خداى مقتدر عيلام ساخته شد، سال ها به عنوان عظيم ترين معبد اين تمدن باقى ماند و سرانجام با سقوط عيلام رو به ويرانى گذارد. بعدها بر لوحه گلينى كه در يكى از كاوش هاى باستان شناسى به دست آمد، نيايشى از اونتاش گال يا همان اونتاش ناپتيريشما ديده شد كه نه فقط احترام او به اينشوشيناك را نشان مى داد، بلكه مهلت ساخت معبد چغازنبيل را نيز روشن مى كرد. پادشاه عيلامى در نيايش خود مى گويد: «من اونتاش گال هوبانومينا، پادشاه انزان (خوزستان) و شوش، به شكرانه زندگى دراز، ثروت بى شمار و فرزندان بسيار، براى نيايش خداى اينشوشيناك، خداوند مكان مقدس، پرستشگاهى سترگ پى افكندم. من اين معبد را به او پيشكش كردم و به سوى آسمان برافراشتم. باشد كه هديه من و كوشش من به پيشگاه خداى اينشوشيناك پذيرفته آيد.» اكنون پس از گذشت ۳ هزار و ۲۵۰ سال، معبد سترگى كه پادشاه عيلامى پى افكند و ۵۰ متر ارتفاع داشت، هنوز پابرجاست، هرچند كه ديگر درآن خداى اينشوشيناك موردتقديس قرارنمى گيرد و با فروريختن دو طبقه از بنا ارتفاع آن به ۲۵ متر كاهش يافته است.
در هزاران سال زيگورات به زيرخاك رفت و در هيأت تپه اى ظاهر شد كه وجودش در دشت سوزيانا غيرطبيعى مى نمود.
در فاصله سال هاى ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۸ شمسى باستان شناسان گمانه زنى هايى را در محوطه زيگورات چغازنبيل صورت دادند كه به نتايج قابل توجهى نرسيد؛ اما در سال ۱۳۲۵ شمسى «رومان گيرشمن» باستان شناس بزرگ فرانسوى، عمليات خاكبردارى محوطه را آغاز كرد و موفق شد كه زيگورات را از زير خروارها خاك بيرون آورد.
محوطه زيگورات چغازنبيل با ديوارى به ابعاد ۱۲۰۰*۸۰۰ متر محصور شده است. درون اين ديوار، ديوار ديگرى قراردارد كه حياطى به ابعاد ۴۰۰*۴۰۰ متر را به وجودآورده است و درميانه آن ساختمان معبد به چشم مى آيد. اگرچه درنگاه نخست به نظرمى رسد كه هرطبقه بر روى طبقه زيرين ساخته شده، اما در واقع هرطبقه از سطح زمين بالا آمده و چون درون طبقه كوتاه ترى قرارگرفته، چنين مى نمايد كه برروى آن ساخته شده است. در طبقه دوم ساختمان، اتاق هايى براى مراسم نيايش وجوددارد و احتمالاً در طبقه پنجم - كه حالا ازميان رفته - معبد «اينشوشيناك» قرارداشته است. برروى آجرهاى همه ساختمان كتيبه هايى به خط ميخى به چشم مى خورد كه نام سازنده زيگورات يعنى اونتاش گال و نيز نام اينشوشيناك برآنها نوشته شده است.
در جلوى دروازه اصلى زيگورات نيز سكوهايى براى قربانى وجوددارد كه مراسم قربانى برروى آنها صورت مى گرفته است و البته بايد يادآور شد زيگورات داراى هفت دروازه است كه دروازه اصلى درضلع جنوب شرقى آن قراردارد.
در فاصله ميان زيگورات و ديوار پيرامون آن، ساختمان هاى ديگرى نيز ديده مى شوند. ازجمله اين ساختمان ها آرامگاه «تپتى آهار» از شاهان عيلام است كه جسد وى و احتمالاً همسر مورد علاقه اش را درخود جاى داده. در اين آرامگاه بقاياى استخوان هاى افراد بسيارى به دست آمده كه برخى به صورت منظم و برخى به شكل نامنظم دفن شده اند و اين امر دلالت بر موقعيت اجتماعى متفاوت آنها دارد.
احتمالاً به همراه شاه، عده اى از خدمتكاران او نيز براى خدمت به وى در دنياى ديگر دفن شده اند و شايد بعدها برخى از اعضاى خانواده شاه نيز دركنار او درخاك جاى گرفته اند.
در كنار آرامگاه تپتى آهار، آرامگاه دسته جمعى ديگرى وجوددارد كه بقاياى ۲۳ اسكلت از آن به دست آمده، اين آرامگاه ازنظر معمارى در مرتبه اى پائين تر از مقبره تپتى آهار قراردارد و بى شك به افرادى با موقعيت نازل تر اختصاص داشته است.
غير از اين ها در پيرامون معبد نيز گورهايى كشف شده كه اجساد درون آنها در تابوت هاى سفالى بيضى شكل قرارداده شده اند.
گويا اهميت مذهبى چغازنبيل موجب دفن مردگان بسيارى در اطراف آن بوده است. گورهاى ديگرى كه در اين محوطه به دست آمده اند يا مردگان را در خمره هاى سفالى ساده جاى داده اند يا بدون تابوت در دل خاك جاى گرفته اند. در برخى از اين گورها هديه هايى چون ظروف و خنجر مفرغى مشاهده شده است.
آرامگاه تپتى آهار كه از آن ياد كرديم، داراى معبد مستقلى است كه از بخش هايى چون تالار، ايوان، حياط، اتاق و قربانگاه تشكيل شده است. ميان اين معبد و ساختمان زيگورات نيز ساختمان بزرگ ديگرى به چشم مى آيد كه احتمالاً يكى از كاخ ها يا معابد مهم دور اونتاش بوده است.
در سال هاى اخير كاوش هاى باستان شناسى در محوطه چغازنبيل و مرمت بناى سترگ زيگورات با كمك سازمان جهانى يونسكو سرعت بيشترى پيداكرده است و اميد است كه در آينده زواياى ديگرى از تاريخ اين كهن ترين و ناشناخته ترين معبد بزرگ ايرانى به دست آيد.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   سياست   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   گردشگرى   |   قرآن   |   مهرگان   | 
|   رودررو   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |