|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
درگيرى مسلحانه با قاچاقچيان بين المللى
گروه حوادث، شيراز - خبرنگار «ايران»: يكى از مأموران مبارزه با مواد مخدر نيروى انتظامى شيراز در جريان درگيرى با قاچاقچيان بين المللى از ناحيه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت. فرمانده انتظامى استان فارس به هنگام عيادت از گروهبان يكم سعيد رحيمى در بيمارستان نمازى شيراز در تشريح اين حادثه گفت: چند روز قبل، مأموران تيم پليس كه در تعقيب قاچاقچيان بين المللى مواد مخدر بودند، پس از شناسايى يكى از عوامل اصلى شبكه قاچاق به تعقيب وى ادامه دادند كه قاچاقچيان در يكى از مناطق حاشيه نشين اطراف شيراز به سوى مأموران آتش گشودند. سردار احمد عليرضا بيگى افزود: در جريان اين درگيرى، قاچاقچيان با استفاده از اسلحه كلاشينكف، سرستوان يكم رحيمى را نشانه گرفتند و وى را مجروح كردند. وى خاطرنشان ساخت: قاچاقچى اصلى شبكه در حالى كه خودرواش مورد اصابت ۱۲ گلوله از سوى مأموران قرار گرفته و لاستيك هايش نيز پنچر شده بود، متوارى شد. فرمانده نيروى انتظامى فارس مبلغ ۳۰ ميليون ريال به عنوان پاداش خدمت به ستوان يكم سعيد رحيمى اهدا كرد. پزشك معالج، حال عمومى مأمور مجروح را رضايت بخش اعلام كرد.
|
|
|
|
|
نقشه سرقت خودرو هنگام بازديد آثار باستانى
گروه حوادث: مسافر قلابى هنگام بازديد از آثار باستانى اصفهان نقشه سرقت خودرو را اجرا كرد. به گزارش خبرنگار ما، چندى پيش مردى ۴۳ ساله در حالى كه بيهوش بود به اورژانس بيمارستان شريعتى اصفهان منتقل شد. اين مرد وقتى به هوش آمد و متوجه به سرقت رفتن خودرو خود شد، گفت: چند ساعت قبل جوان ۳۰ ساله اى به عنوان مسافر در خيابان كاوه از من خواست به صورت دربست او را براى ديدن مراكز و آثار باستانى ببرم. وى افزود: در بين راه آبميوه خريد و پس از خوردن آن احساس خواب آلودگى كردم و وقتى به خود آمدم كه در بيمارستان بودم. تحقيقات براى دستگيرى متهم با خودرو مسروقه ادامه دارد.
|
|
|
|
|
۳ سارق شب رو در محاصره تيراندازى پليس
گروه حوادث: سه سارق شب رو كه نقشه دستبرد از خانه ويلايى را طراحى كرده بودند، خود را در محاصره پليس ديدند. اين سه سارق حرفه اى با تيراندازى مأموران پليس چاره اى جز تسليم نديدند. ساعت ۵ و ۳۰ دقيقه بامداد ، ساكنان محله اى در فرمانيه تهران با پليس ۱۱۰تماس گرفتند و از پرسه زنى هاى مرموز سه مرد در خيابان خلوت خبر دادند. وقتى مأموران كلانترى ۱۲۳ نياوران به فرمانيه اعزام شدند اين سه مرد پا به فرار گذاشتند كه با تيراندازى پليس يكى از سارقان از ناحيه پا مجروح شد و هر سه سارق بازداشت شدند. تحقيقات نشان داده است سه سارق شب رو قصد دستبرد از خانه مرد ثروتمندى را داشتند.
|
|
|
|
|
غنچه نشكفته زندگى
|
|
|
هما مسافر سال آخر دانشگاه بودم كه تصميم گرفتم براى اين كه سربار خانواده ام نباشم شروع به كار كنم. مقدمات اين مسأله خيلى زود فراهم شد و من در حالى كه درس مى خواندم و در شركت تجارى هم فعاليت مى كردم و سرگرم بودم تا اين كه پس از مدت كوتاهى متوجه پسر جوانى شدم كه در همان شركت تجارى كار مى كرد. برخوردهاى او نسبت به من حكايت از محبت پنهان او داشت. پس از مدتى به اين خاطر كه ظاهرى خوب و اخلاق مهربانى داشت و از نظر كارى هم فرد فعالى بود، احساس كردم نسبت به او علاقه مند شده ام. وقتى او به خواستگارى ام آمد، چون از لحاظ وضعيت خانوادگى و اقتصادى با ما در يك سطح بود و تمام تحقيقاتى كه پدرم نسبت به او كرد حكايت از اين داشت كه هيچ گاه از نظر اخلاقى و اجتماعى خطايى از او سر نزده است، پدرم به اين وصلت رضايت داد. قرار شد پس از پايان تحصيلات دانشگاهى ازدواج كنيم. مراسم ازدواج ما در نهايت شادى و سادگى برگزار شد و من و او در حالى كه احساس مى كرديم به بهترين انتخاب زندگى مان دست زده ايم وارد زندگى مشترك شديم. او علاوه بر كار دوست داشت كه تحصيلات دانشگاهى اش را ادامه بدهد به همين دليل من تصميم گرفتم تا محيط خانه و كار را تا آنجا كه مى توانم برايش مساعد نگه دارم. براى همين به جاى اين كه او در محيط كار بيشتر بماند و اضافه كارى كند خودم تا ديروقت كار مى كردم و او به خانه مى رفت و درس مى خواند. وقتى صاحب فرزند شديم به هيچ وجه حاضر نشدم كوچك ترين بارى براى مسئوليت بچه و كمك در نگهدارى كودك مان روى دوش او بگذارم از همين رو بود كه شوهرم براحتى توانست در دوره فوق ليسانس پذيرفته شود. وقتى فوق ليسانس اش را گرفت، صاحب فرزند ديگرى شديم. با اين كه احساس خستگى زيادى مى كردم و همه وقتم به كار و تلاش مى گذشت با اين حال از اين كه او در دوره دكترا نيز پذيرفته شده بود، به خودم مى باليدم و احساس مى كردم پس از چند سال سخت ديگر زمان استراحت من فراخواهد رسيد. وقتى او شروع به تحصيل در دوره دكترا كرد، هر وقت كه مى خواستم با او حرف بزنم انگار از من فاصله مى گرفت. در حالى كه سعى مى كردم نسبت به او فكر بدبينانه اى نكنم، ولى در ميهمانى ها مى ديدم كه او برخلاف گذشته كه از زنان فاصله مى گرفت، تغيير رويه داده است و انگار ديگر هيچ علاقه و محبتى نسبت به من ندارد. اين مسأله در محيط كار هم به وجود آمده بود، او از من فرار مى كرد و پس از مدتى حتى محيط كارى اش را عوض كرد. هر وقت دير به خانه مى آمد در برابر اعتراض من مى گفت كه مشغوليت كارى زيادى دارد و ناچار است وقت بيشترى را در بيرون بگذراند، فكر مى كردم به دليل مسئوليت و گرفتارى كارى اش نبايد زياد نسبت به او حساس شوم ولى پس از مدتى وقتى ديدم كه در روزهاى تعطيل و ساعاتى كه در خانه است ساعت ها با تلفن صحبت مى كند، ديگر نمى توانستم تحمل كنم. چند ماهى با خودم كلنجار رفتم تا اين كه يك روز به او گفتم ديگر نمى توانم اين شرايط را تحمل كنم. ولى شوهرم به جاى حل اين مسأله يا توجه بيشتر به من و كم كردن تماس هاى بى موردى كه داشت، خيلى صريح به تحقير من پرداخت. از آن به بعد شرايط ما وخيم تر شد. شوهرم ديگر بى هيچ ملاحظه اى رفتار مى كند برايش به هيچ عنوان من و احساس شكستم و حتى بچه هايمان اهميت ندارد. او سرگرم خودش است و من مسئوليت بچه ها را در حالى تنهايى به دوش مى كشم كه احساس تنهايى شديدى مى كنم. روزهاى زيادى پشت پنجره مى نشينم و چشم به خيابان مى دوزم تا از راه برسد . علاقه زيادى كه نسبت به او در خودم احساس مى كنم موجب شده كه ديگر در برابر رفتارهاى نادرست او سكوت اختيار كنم. به گذشته فكر مى كنم و فكر مى كنم چرا او مرا در حد و شأن خود نمى داند؟ اين مسأله موجب شده كه اعتماد به نفسم را از دست بدهم. به خاطر بچه ها و آبرويم سكوت كرده ام. به زمانى فكر مى كنم كه زندگى ما زبانزد همه بود، به زمانى فكر مى كنم كه خانه مان پر از شادى بود و من و او با غرور در كنار هم تلاش مى كرديم، به زمانى فكر مى كنم كه.... حالا از نظر روحى آنقدر به هم ريخته ام و احساس افسردگى مى كنم كه ديگر ادامه زندگى با اين شرايط برايم سخت است. ديگر تمايلى براى رفتن به محل كار ندارم و فكر جدايى و طلاق ذهنم را پر كرده است.
پاسخ كارشناسى
ازدواج يكى از مهم ترين رويدادهايى است كه تقريباً تمام ابعاد و زندگى را براى حدود نيم قرن تحت تأثير قرار مى دهد. نظر به اين كه ازدواج يك پيوند عاطفى است، حل و فصل اختلاف ها در آن در مقايسه با گرفتارى هاى شغلى، دوستى ها و رابطه با خويشاوندان بسيار دشوار است. همچنين با توجه به تغيير و تحولات دهه هاى اخير، نگرش نسبت به خانواده و سازمان آن متحول شده و نياز به يادگيرى مهارت هاى تازه در اين زمينه به وجود آمده است. داشتن ارتباط سالم و در عين حال طولانى با ديگران (همسر) كار دشوارى است و نيازمند برقرارى تعادل و توازن ميان فردگرايى (من) و گروه گرايى (ما) است. زيرا كشش از هر سو بسيار نيرومند است. از يك سو مى خواهيم جدا و مستقل باشيم و از حقوق فردى خود به بهترين وجه بهره مند شويم و از سوى ديگر به برقرارى ارتباط و دوستى با ديگران شديداً نيازمنديم. ناگزير بايد به گروه و يا خانواده اى تعلق داشته باشيم. هنگامى كه زوج ها تعادل بين اين دو كشش را از دست بدهند، مشكلات زندگى شان آغاز خواهد شد. نداشتن مهارت هاى لازم و طرز تلقى هاى مناسب، روابط زن و شوهر را با مشكل روبرو مى سازد و اين در شرايطى است كه اگر قرار باشد زن و شوهر به هدف هاى علمى زندگى زناشويى (انجام وظايف روزمره، اداره خانواده، اداره امور مالى، تربيت فرزندان و...) و هدف هاى عاطفى خود جامه عمل بپوشند، به آن نياز مبرم دارند. تحقق اين اهداف مستلزم روحيه همكارى در برنامه ريزى، تصميم گيرى مشترك، تقسيم منطقى كار و اجراى مؤثر آن است. از طرفى ازدواج در مرتبه دوم اهميت است، پديده اوليه بايد با عشق باشد تا زوج ها بتوانند با هم باشند. با هم بودن يك دوستى و يك مسئوليت است. وقتى دو نفر علاقه مند يكديگر باشند، بايد از يكديگر مراقبت كنند. براى ايجاد چنين مسئوليتى و مراقبتى به هيچ قانون و قاعده اى نياز نيست. هيچ قانونى قادر به ايجاد آن نيست. در بالاترين حد قانون مى تواند ساختارهاى تشريفاتى بر شما تحميل كند كه عشق و دوستى شما را نابود خواهد كرد. به علاوه زن و شوهر با پيش فرض ها و تعصب هاى گوناگونى درباره موضوع هاى عاطفى و فعاليت هاى زندگى تن به ازدواج مى دهند. اين انتظارات اغلب در اوايل سال هاى زندگى و در دوران كودكى بوجود مى آيند كه توقعات ما را از همسرمان نشان مى دهند. افزون بر اين ارتباطات فعلى زوجين و فرزندان اثر تعيين كننده اى در سلامت ازدواج دارد. مطالعات نشان مى دهند كه ما بيشتر وقت خود را در محل كار صرف مى كنيم، به طورى كه گويى از منزل فرارى هستيم (بخصوص در مورد مردان) در شرايطى كه فرد از منزل فرارى است، ديده مى شود كه اغلب فضاى خانواده آشفته و به هم ريخته است. آمارهاى طلاق نشان مى دهد كه زوج ها در منزل در شرايط جنگ داخلى به سر مى برند. يك چهارم از ازدواج ها در ايران و ۵۰ درصد از ازدواج ها در كشورهاى اروپايى و آمريكايى با طلاق پايان مى پذيرد و بسيارى از زندگى ها نيز رضايت بخش نيست. امروزه اغلب زندگى ها كيفيت خود را از دست داده اند. براى انجام امور منزل، مشاجره رخ مى دهد و مذاكرات به دعوا ختم مى شود. همكارى و مشاركت در كارها نتيجه بخش است و راهكار اين است كه مشاركت ديگران را جلب كنيد و دورنمايى از نيازهاى اعضاى خانواده، از جمله همسر خود را در نظر داشته باشيد. گوش دادن به حرف هاى ديگران هميشه از ضروريات است. شما نمى توانيد به موفقيت دست يابيد يا مشكل ديگران را حل كنيد، مگر اين كه به دقت به صحبت هاى آنها گوش دهيد و نيازهاى آنها را درك كنيد. شايد يك يا چند مورد از شرايط زير شامل حال زوج هايى است كه در زندگى زناشويى خود دچار مشكل شده اند: ۱- مهارت هاى زندگى: علاقه و هيجان عشق با آن كه محرك قدرتمندى براى زن و شوهر است تا به زندگى ادامه دهند، اما تنها اينگونه احساسات براى ادامه زندگى كافى نيست. امروزه ما نياز به خصوصيات و مهارت هايى داريم كه بتوانيم زندگى مان را از ميان توفان هاى مهيب ، سلامت به مقصد برسانيم. مهارت هايى از نوع مهارت هاى ارتباطى، حل مسأله، تصميم گيرى، تفكر خلاق، تربيت فرزندان و... را شامل مى شود. ۲- نديدن نكات مثبت: وقتى بين زن و شوهرى سوءتفاهم هايى بوجود مى آيد، بايد به چگونگى كار ذهن به هنگام افسردگى و عصبانيت توجه كرد. در اغلب موارد وقتى مأيوس هستيم، دستگاه ذهن ما معناى رفتار ديگران را يا به درستى تفسير نمى كند و يا به صورت مبالغه آميز تصويرى منفى از آنها بوجود مى آورد، سپس همه چيز زندگى تيره و تار مى شود. هنگامى كه همه چيز زندگى مشترك خود را منفى ببينيم، قطعاً از نقاط مثبت زندگى غفلت مى كنيم. ۳- كم ديدن خود: گردن نهادن بى چون و چرا به دستورها و اوامر همسر به مفهوم ناديده انگاشتن شخصيت، هدف و نيازهاى خويش است. تن دادن به حمايت يك منبع قدرت، يعنى اعتراف به ضعف، ناتوانى و نيازمند بودن. از اين رو هيچ انسانى آنقدر وارسته نيست كه ناتوانى ديگرى را ببيند و از آن سوء استفاده نكند. با دلى زخم خورده و بى پناه به دنبال يافتن عشق مى گردم، اما بيش از آن كه عشق ببينم، عشق ورزيده ام. آنچه به من دادند، خيلى كم رنگ وساده بود، اما من شتاب زده و حريصانه بخشيدم. قلبم را، احساسم را، حتى وجودم را تا شايد پاسخى دو چندان بگيرم. ولى نشد. آنچه را كه مى خواستم نيافتم. در مورد زندگى شما نيز احساس مى شود كه چنين اتفاقى افتاده است و شما براى پيشرفت همسر و خانواده، از خود غفلت نموده ايد و رشد و انتظارات خود را بشدت ناديده گرفته ايد. در خواست ها و توقعات زن و شوهر بايد تا حدود زيادى تعادل داشته باشد. چنانچه شما به خاطر ملاحظاتى يا خودكم بينى اجازه مى دهيد مرتباً همسرتان از شما درخواست هايى داشته باشد به احتمال زياد در زندگى خود دچار مشكل خواهيد شد. قبول و انجام درخواست هاى همسر بايد دوطرفه باشد. ۴- مهارت هاى ارتباطى: زن و شوهر با تصميم گيرى كوچك و بزرگ بسيارى روبرو هستند. تقسيم وظايف، مسائل دخل و خرج خانواده، ارتباط با خويشان زن يا مرد، انتخاب محل زندگى، داشتن فرزند، تربيت فرزند و... وجود ارتباط مناسب اتخاذ اين قبيل تصميم ها را ساده تر مى كند. سبك گفت وگو يا آداب صحبت آموختنى است. با قدرى تمرين مى توان سبك گفت وگو را تغيير داد: زنان و مردان تفاوت زيادى در صحبت كردن دارند. به نظر مى رسد مردان و زنان نه تنها در زمان گوش دادن بلكه هيچ گاه در روابطشان درست عمل نمى كنند. ناتوانى در برقرارى ارتباط، يكى از دلايل شكست بسيارى از روابط و ازدواج ها است. شنونده خوب نبودن يكى از دلايل اصلى جدايى بين زن و مرد است. ۵- تفاوت هاى شخصيتى: بسيارى از برخوردهاى زن و شوهر ناشى از تفاوت هاى شخصيتى زن و شوهر است. يكى با عينك شفاف به حوادث مى نگرد و ديگرى با عينك تيره و سياه. شخصيت مستقل پيشنهاد و كمك را نشان تحقير مى داند و حال آن كه شخصيت وابسته آن را به حساب توجه و علاقه مى گذارد، انسان مستقل جدايى را مترادف آزادى مى داند و حال آن كه انسان وابسته جدايى را نشانه انزوا و تنها ماندن تلقى مى كند. ۶- منفى ديدن امور: يكى از موانع مهم بهبود در ازدواج هاى ناموفق تمايل زن و شوهر به اين است كه به شخصيت و رفتار يكديگر انواع و اقسام صفات منفى را نسبت مى دهند. (خودخواه، متكبر، ظالم و...) و از كنار رفتارهاى مثبت بى تفاوت مى گذرند. كما اين كه همسر شما نيز بسيارى از صفات مثبت را دارد و احتمالاً بروز مى دهد، اما در ميان پاره اى از رفتارهاى نامطلوب ناشايست او محو مى شود. ۷- نظام تفسيرى: وقتى انگارهاى فكرى ما در مورد مسائل تركيب مى شود تشكيل يك نظام تفسيرى يا قالب فكرى را مى دهند. از اين پس ما با همين نظام تفسيرى به دنيا نگاه مى كنيم. مردى كه از همسرش شكايت مى كند و او را بى احساس مى داند و يا زنى كه معترض است شوهرش سلطه جويى مى كند، هريك با نظام تفسيرى خود رفتارها را قضاوت مى كنند بدون اين كه انگاره هاى فكرى خود را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند، چه بسا ممكن است برداشت هريك از رفتار ديگرى اشتباه باشد. بنابراين زن و مرد با يك نظام تفسيرى از پيش تعيين شده وارد زندگى مى شوند و تا زمانى كه توسط خود و يا ديگرى مورد سؤال قرار نگيرند، آن نظام فكرى را حفظ مى كنند. پس شما نيز بايد نگرش و تفسير خود نسبت به همسرتان را مورد بررسى و تجديدنظر قرار دهيد، شايد اين نگاه شما به همسرتان ناشى از بى تفاوتى او نسبت به شما باشد كه بايد علت بى تفاوتى را مورد بازبينى ژرف قرار دهيد. گاه زن يا مرد با مورد توجه قرار دادن اشخاص ديگر، اعتراض و ناراحتى خود را به همسرشان نشان مى دهند و اين رفتار يك پيام را در خود نهفته دارد كه همانا نارضايتى زوجين از زندگى مشترك خود است. ۸. معيارهاى مطلق گرايانه: نمونه متداول معيارهاى مطلق گرايانه را در تعليم و تربيت كودكان مشاهده مى كنيم. در اينجا اغلب زن و شوهرها با اتكا به تجربيات گذشته خود هركدام روشى را توصيه و بر آن پافشارى مى كنند كه فقط اين روش درست است. در زمينه مسائل ديگر نيز چنين مى بينيم، مثل اين كه كودك چگونه تكاليفش را انجام دهد، پول توجيبى، اوقات فراغت، ارتباط با دوستان و غيره. معمولاً در اينگونه موارد نظرات متفاوتى وجود دارد. چنانچه زن و شوهر در اينگونه موارد به توافق نرسند بايد به مشاوره بپردازند. ۹. بروز ندادن احساسات: براى همسر خود وقت بگذاريد. يك ازدواج موفق وقتى محقق مى شود كه هركدام از زوجين براى يكديگر وقت بگذارند و حرف دلشان را بزنند. اگر مى خواهيم عشق بوجود آيد براى آن بايد وقت و نيرو بگذاريم. بايد برروى خود محورى ها خط بطلان كشيد به عبارتى تمام ابعاد (من) به (ما) تبديل مى شود، دريغ داشتن صميميت و بروز ندادن احساسات درونى ممكن است سالها ادامه يابد زيرا زن (يا مرد) پس از تلاش بسيار براى تشويق ديگرى به برون ريزى احساسات و همدلى ممكن است فكر كند همسرش اصولاً آدم ساكت يا تودار است ولى در اصل همسر او يكى از اولين اصل پيمان زناشويى خود را كه همان صميميت است را نقض مى كند. شما نيز در زندگى خود بايد دقت كنيد كه تا چه اندازه در بيان احساسات خود راحت بوده ايد و يا متقابلاً همسر شما آيا به راحتى احساسات و نظرات خود را بيان مى كند؟ و يا در صورت بيان نظرات و احساسات چه شرايطى در خانه و خانواده بوجود مى آيد. زن ها بايد توجه كنند كه ناتوانى در بيان احساسات واقعى و نظرات، آنها را به انفعال، دورى جستن از خانواده و يا مخفى كارى مى كشاند. كما اين كه احتمالاً همسر شما نيز احساسات و تمايلاتى دارد كه آن را به صورت غير مستقيم و برخى اوقات قبول نكردنى، ابراز مى كند، مثل ارتباط و يا تمايل به زنان و يا دختران ديگر. ۱۰- محققان امور زناشويى، معتقدند كه آميزش، صميمانه ترين شكل ارتباط بين زن و مرد است. بنابراين انتقادهاى مربوط به اين آميزش و يا نارضايتى از آن، خيلى زود به ساير جنبه هاى زندگى زناشويى گسترش مى يابد و گاه شخص را از حريم خانواده دور مى كند، اما برعكس آن هم صادق است. روابط جنسى مى تواند آينده تمام نماى روابط خانوادگى باشد. بنابراين، انتقادها و تضادهايى كه در ساير زمينه ها وجود دارد، ممكن است به شكل انتقاد از روابط خصوصى مطرح شود. امروزه با پيشرفت علم تكنولوژى، دانش روانشناسى و پاتولوژى ازدواج نيز پيشرفت فراوانى كرده است. زوج هاى مشكل دار با اطلاع از اين دانش توسط مراكز مشاوره مى توانند از مشكلات خود باخبر و در رفع آنها بكوشند و به بلاهايى كه نياكان ما با آن مواجه بودند (سوختن و ساختن) دچار نشوند. شما نيز بايد به وقايع زندگى خود به صورت واقع بينانه، دقت و توجه كنيد كه چه عواملى از موارد مطرح شده موجب دورى همسرتان از شما و فضاى خانواده شده است و به دنبال اين است كه نيازهاى خود را از راه ديگرى تأمين كند. پس از بررسى واقع بينانه بهترين شيوه براى رفع مشكلات و ذهنيت هاى به وجود آمده، گفت و گوى منطقى و اصولگرايانه در ميان زوجين است. محكوم كردن، تهمت زدن و يا تلافى كردن جزو مكانيزم هاى مخرب يك زندگى مشترك است كه بايد بشدت از آن پرهيز كنيم. انسان در تمام دوران زندگى خود نياز به رشد اجتماعى، اقتصادى، روانى و... دارد. متأسفانه بسيارى از زنان ايرانى به اين امر مهم، پس از ازدواج توجه نكرده و با افزايش اشتغالات خانوادگى به رشد فردى و اجتماعى خود از جمله ادامه تحصيل، اشتغال، فعاليت هاى اجتماعى و... اهميت نمى دهند. اين مسأله موجب كاهش انگيزه هاى فردى شخص شده و نگرش ديگران را نيز تغيير خواهد داد. مطمئناً همسرتان شما را به طور ناخودآگاه با افراد ديگر مقايسه مى كند و بى توجهى شما به خودشكوفايى و رشد فردى تان جنبه اى منفى است كه بر رفتارهاى همسرتان و جلب توجه او به ديگران تأثير مى گذارد. توجه كنيد كه شما در طول زندگى خود نياز به تغيير، تحول و رشد داريد و اين تغيير و تحول عامل استحكام شما و خانواده شما است، زيرا بالندگى شما موجب بالندگى خانواده شما خواهد شد.
|
|
|
|