وصال روحانى
كمتر كسى توانسته است در تاريخ فوتبال تأثيرگذارى و جذابيت - ولو منفى- ديه گو مارادونا را داشته باشد.
او از ۱۹۷۶ و در حالى كه ۱۶ سال بيشتر نداشت در فوتبال آرژانتين مطرح و بلافاصله يك پديده و اميد آينده فوتبال جهان توصيف شد. با اين حال در سال هاى بعد القاب ديگرى هم به او اطلاق شد كه بعضى خوشايند نبودند. او فوتباليست بزرگى بود و شايد بتوان او را بعد از «په له»ى برزيلى برترين بازيكن تاريخ خواند، اما قدر مسلم اين كه مشكلات اجتماعى و خصوصى او نيز بسيار بودند. اعتياد به مواد مخدر، ۸-۷ سال آخر عمر بازيگرى وى را سياه كرد و او دست كم دوبار تا مرز مرگ پيش رفت و قلبش ديگر جواب نمى داد و تصويرى كه از ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۴ از وى به جا ماند، تصويرى اسف بار بود. يك آدم بيش از حد چاق و غيرعادى و پرتوقع كه با موهاى رنگ شده اش هر چيزى را گواهى مى داد، جز يك ستاره سابق فوتبال را. اما كاپيتان و ستاره پيشين تيم ملى آرژانتين كه كشورش را يك تنه فاتح جام جهانى۱۹۸۶ كرد و در نايب قهرمانى سال۹۰ هم نقش عمده اى داشت، در
۱/۵سال اخير احيا شده و دوباره به شكلى مثبت در صدر اخبار نشسته است و فعاليت ها و اثر حضورش در صحنه هاى مختلف به جاى اين كه منفى باشد، چشم ها و خاطرها را به وجد مى آورد و تأثيرى سازنده و مفيد را بر جاى مى نهد.
۱۰سال پس از بازنشستگى
۱۰سال پيش بود كه مارادونا براى هميشه كفش ها را آويخت. او اين كار را به اجبار انجام داد، زيرا يك بار ديگر نتيجه يك آزمايش دوپينگ بر روى او مثبت از آب درآمده بود و وى مى دانست كه محروميتى همچون دوفقره محروميت ۱۵ ماهه كه پيش تر در سال هاى۱۹۹۱ و ۹۴ بر اثر خطاهايى مشابه و رويكرد او به موادمخدر دامان وى را گرفته بود، در انتظار اوست. گفته مى شود او براى خنثى كردن چنين مسأله اى با فيفا به يك توافق پنهانى دست يافت، مبنى بر اين كه اعلام بازنشستگى كند و نهاد حاكم بر فوتبال جهان هم از پيگيرى پرونده جديد او خوددارى و آن را مختومه اعلام كند. براى فيفا چه فايده اى داشت كه يك بازيكن بازنشسته را دوباره محكوم و محروم اعلام كند؟
ديه گو، پس از اتمام دومين محروميت اش كه برخاسته از رو شدن دستش در جام جهانى۱۹۹۴ بود، به بوكاجونيورز تيم محبوبش در آرژانتين بازگشته و دوباره پيراهن آن را به تن كرده بود، همان طور كه بعد از بلواى اول كه در سال۹۱ شكل گرفت و موجب فرار او از ناپولى و مافياى ايتاليا شد، سر از «سه ويا»ى اسپانيا درآورده بود. با اين حال همگان معترف اند كه دوره اوج او در همان ناپولى شكل گرفت. آنجا كه از ۸۴ تا ۹۱ توپ زد و يك تيم فراموش شده را دوباره فاتح «سرىA» و يك مرتبه قهرمان جام يوفا كرد و هنوز هم آن جا يك بت محسوب مى شود.
مهم نيست
براى مردم ناپل مهم نيست كه او معتاد بودو آن چه اهميت داشت، اين بود كه توانسته بود تيم محبوب شان را با برترى بخشيدن بر ديگر تيم برجسته زمان (ميلان) به اسكودتو برساند. مگر براى آرژانتينى ها مهم بود؟ همه مى دانستند گلى كه او در مرحله يك چهارم نهايى جام جهانى۱۹۸۶ در خاك مكزيك وارد دروازه انگليس كرد و با آن آرژانتين را به پيروزى ۱-۲ بر حريف مغرور بريتانيايى نائل كرد، با ضربه خطاى دست به ثمر رسيد. از يك سو او گل اول آن بازى را نه با خطا بلكه با يكى از حيرت انگيزترين حركات انفرادى تاريخ و به شكلى قانونى زده بود و ديگر اين كه پيشينه سياسى دوكشور و سابقه دست درازى و تجاوز ارتش انگليس به جزاير مالويناس آرژانتين مى طلبيد كه ديه گو سيلى محكمى را به متجاوزان بزند و او هم زد. اين چنين بود كه مارادونا بعدها آن گل و روش به ثمر رسيدنش را «دست خدا» ناميد و از هر سو نيز تحسين شد.
سفر به سرزمين مارادونا
مارادونا ۱۰سال پس از آويختن كفش هايش و
۱۶ ۱۷، سال بعد از آخرين درخشش هاى اعجاب آورش، از معدود چهره هاى ورزشى است كه از حد و مرز ورزش فراتر رفته و شهرتش از دروازه هاى اجتماعى هم گذشته و او را همپا با محمدعلى بوكسور و مايكل جوردن بسكتباليست كرده و وى را به يكى از شناخته شده ترين چهره هاى دنيا تبديل كرده است. سفرى به بوينوس آيرس در اوايل سال۲۰۰۷ اين واقعيت را بر شما آشكار مى كند. در اين شهر ۱۳ميليونى به هر جا كه قدم مى نهيد، اثرى از آثار مارادونا را مى يابيد و به سرعت به اين نتيجه مى رسيد كه او شايد معروف ترين آدم در تاريخ حيات آرژانتين بوده و با وجود همه مشكلات انكارناپذيرش در دل مردم جاى دارد.
در جشن هاى كريسمس امسال عروسك هايى كه مارادونا را در حال اهداى كادو به مردم نشان مى داد، از عروسك هاى بابانوئل محبوب تر بود. بازارهاى كوچك كه اجناس را به قيمتى كمتر از معمول در اختيار آرژانتينى ها قرار مى دهند و در جنوب بوينوس آيرس و در دل مناطق فقيرنشين قرار دارند، در اشاره به گل خطاى مارادونا در برابر انگليس «la mano de dios» نام گذارى كرده اند و شبكه ورزشى تلويزيون آرژانتين كه «Tye» نام دارد، يك برنامه ويژه يك ساعته را به راه انداخته كه ويژه گل هايى است كه ديه گو در سال هاى بازيگرى اش با ضربات آزاد به ثمر رساند.
با اين حال وضعيت فوتبال آرژانتين در حال حاضر به كلى متفاوت با دستاوردهاى ايام جلوه گرى مارادونا است. در سال ۲۰۰۶ اين كشور در مرحله يك چهارم نهايى جام جهانى به دست آلمان حذف شد و ۴ سال پيشتر در شرق آسيا اصلاً از گروهش بالا نيامده بود. در صحنه هاى داخلى نيز خشونت بر روى سكوها و بين مردم به اندازه هاى بسيار خطرآفرين و مرگ زا رسيده و تماشاگران آشكارا به روى هم سلاح گرم مى كشند!
همچنان بر تارك
با اين حال آرژانتينى ها طبق معمول دوست دارند به وجوه مثبت نگاه كنند و از رقابت داغ اخير بوكاجونيورز با استوديانت در ليگ كشورشان بگويند كه منجر به قهرمانى تيم سيمونه و ورون (استوديانت) شد و يا از اين نكته ياد كنند كه دو تن از جديدترين پديده هاى جوان فوتبال كشورشان (گاگو و هيگواين) بتازگى پيراهن رئال مادريد را بر تن كرده اند. براى آنها مهم نيست كه اين باشگاه اسپانيايى استاد در سوزاندن استعدادها و انباشتن آنها و نتيجه نگرفتن، با وجود جمع آورى ستاره ها است. هر چه باشد آرژانتينى ها پيشتر مسى، اگوئرو و قبل از آن ها ريكلمه، ايمار و ساويولا را هم رو كرده بودند و همگى قرار بوده است كه يك مارادوناى جديد باشند، ولى هر چيزى بوده اند جز او و مسى بارسلونيايى كه نزديك ترين و شبيه ترين فرد به اوست، نيز آن قدر مصدوم و ناپيداست كه وقت ندارد به اندازه هاى مارادونا برسد. به اين دليل است كه ديه گو همچنان بر تارك فوتبال آرژانتين مى درخشد زيرا او بيش از ۲۰ سال در صحنه حاضر بود و اغلب بسيار خوب كار مى كرده و در پى اين هم نبود كه جاى ستاره ديگرى را بگيرد زيرا خودش به لحاظ فنى ستاره ترين ستاره بود.
شمع براى «ال دى يز»
به او «ال دى يز» هم مى گويند و چنان پرطرفدار است كه وقتى در سال ۱۹۹۹ هنگام گذراندن تعطيلات در اروگوئه بر اثر «اووردز» مواد مخدر حالش وخيم شد، كل كشور آرژانتين در ماتم فرو رفت و وقتى آن قضيه در سال ۲۰۰۱تكرار شد و اين بار مرگ را بيش از هر زمانى به خود نزديك ديد، همه مردم كشورش شمع روشن كردند، به كليساها رفتند، براى او دعا خواندند و يا در مقابل بيمارستان محل بسترى بودن او اجتماع كردند و در انتظار رسيدن اخبارى خوب درباره او ماندند و وقتى اين گزارش ها رسيد و از زنده ماندن مارادونا مطمئن شدند جشن ملى گرفتند.
با اين حال آن چه از ۲۰۰۵ به بعد درباره مارادونا شكل گرفته، يك تغيير اساسى و شگرف بوده و او دوباره شكل و صورت موجهى يافته و همان طور كه پيش تر گفتيم، به شكلى مثبت خبرساز شده است. او ابتدا يك عمل جراحى انجام داد تا از حجم شكم خود كه به طور ترسناكى بزرگ شده بود، بكاهد و سپس از اعتياد خود به موادمخدر نيز كم كرد (و يا آن را به شكلى پنهان كرد كه برخلاف گذشته مدام توى چشم نخورد!) و اينجا و آن جا و در اين گردهمايى و آن همايش ظاهر شد و نقشى فعال را در رخدادهاى اجتماعى برعهده گرفت و به ويژه با اداره و اجراى يك «شو»ى تلويزيونى هفتگى در بوينوس آيرس كه در اشاره به شماره پيراهن او در سال هاى حضورش در ميدان «شب شماره ۱۰» نامگذارى شده مقابل ديدگاه ميليون ها بيننده قرارگرفت و به لطف حضور وى اين نمايش به يكى از پربيننده ترين برنامه هاى تلويزيونى بدل شد. او به علاوه در باشگاه محبوبش (بوكا جونيورز) هم دوباره پديدار شد و سمت مدير فنى را برعهده گرفت و در حول و حوش مسابقات اين تيم و بر روى سكوها ظاهر شد و از هر فرصتى براى حضور در محل برگزارى ديگر ديدارهاى مهم ورزشى آرژانتين هم سود جست و چندى پيش شال و كلاه كرد و به مسكو هم رفت تا بازى تيم هاى ملى تنيس آرژانتين و روسيه در چارچوب جام ديويس را هم از نزديك ببيند.
همچون گنج
اگر به بوم بونه را استاديوم اختصاصى بوكا جونيورز كه در جنوب شهر بوينوس آيرس و در منطقه اى فقيرنشين قرار دارد، برويد نخستين چيزى كه در محل موزه باشگاه مى يابيد، يك مجسمه برنزى ۵ مترى از مارادونا است كه در محل نصب شد و در آن وى را در حالى مى بينيم كه دستش را روى قلبش گذاشته است. اين پايان قصه نيست و اگر به ديگر مكان هاى باشگاه سر بزنيد، باز هم نشانه هاى ديه گو را مى بينيد. او در اوايل دهه ۱۹۸۰ و پيش از آن كه به اروپا برود و عضو بارسلونا شود، ۲۸ بار به نفع اين تيم گلزنى كرد و امروز در تالارهاى بوكا عكس ها و اسناد شمارى از اين گل ها همچون گنج نگهدارى مى شود و البته خاطرات او پس از بازگشت اش به بوكا به فاصله ۱۳ سال و عضويت مجدد وى در آن تيم در سال ۹۵ نيز به جاى خود محفوظ است. وقتى در بوم بونه را قدم مى زنيد، نخستين چيزى كه راهنما به شما نشان مى دهد، باكس و محوطه ويژه اى است كه به مارادونا اختصاص يافته و به اسم خود او نيز نامگذارى شده است. جالب تر اين كه يك محوطه كوچك نيز به نام مارادونا در وسط زمين بوم بونه را تعيين شده و اعلام و تصريح شده است كه اين فضاى چندمترى تا پايان عمر مارادونا متعلق به وى خواهد بود و اين فقط قسمت و گوشه اى از بوم بونه راست كه ولو به طور سمبليك به يك فرد واگذار شده است.
|
|
|
واقعيت اين است كه «مارادونا»ى ۴۶ ساله هنوز در بيشتر مسابقات خانگى بوكا در اين استاديوم حاضر مى شود و مشوق تيمش است و چنان بر روى سكوها شادى مى كند كه انگار همان آدم پرشور ،۴۰ ۳۵ سال پيش است كه با حضور در جمع تماشاگران براى بوكا فرياد مى كشيد و خواستار پيروزى اش مى شد.
مربى بعدى آرژانتين
مارادونا از دو سال پيش مدير فنى اين تيم نيز بوده، اما مشغوليت هاى زياد موجب شده نتواند به حد لازم به مسائل تيم رسيدگى كند. او حتى مخالف اين بود كه مربى محبوب و دستچين شده خودش الفيو باسيله، از بوكا جدا شود و دوباره رهبرى تيم ملى آرژانتين را در دست گيرد، اما موريسيو ماكرى رئيس بوكا مخالفتى با اين امر نكرد و ريكاردو لاوولپه و سپس روسو جاى باسيله را در بوكا گرفته اند و در عين حال خيلى ها معتقدند كه خود ديه گو دير يا زود مربى بوكا هم خواهد شد. شمار كسانى كه معتقد بودند پس از كنار رفتن خوزه پكرمن از مربيگرى تيم ملى آرژانتين در پايان جام جهانى ۲۰۰۶ مارادونا بايد جاى او را بگيرد نيز كم نبود و هنوز هم طيفى وسيع از آرژانتينى ها اين مهم را مى خواهند و درست يا غلط اين موضوع نشاندهنده آن است كه مارادونا برخلاف سال هاى اخير به جاده سلامتى نسبى بازگشته و دوباره مارادونا شده است.
سد و حائل
درخشش دوباره مارادونا، آن هم در ايام بازنشستگى سد و مانع ديگرى براى اوجگيرى نسل جوان و ستاره هاى جديد و دائماً در حال ظهور در فوتبال آرژانتين و كسانى است كه انگار شب و روز در فوتبال اين كشور متولد مى شوند. در بوينوس آيرس شايع شده است كه خوان رومن ريكلمه بزودى به بوكاجونيورز بازخواهد گشت، زيرا برخلاف گذشته از حضورش در ليگ اسپانيا ناراضى است و مارتين پالرمو ديگر بچه ديروز و امروز بوكا كه پس از چند سال اقامت ناموفق در اروپا مدتى است به بوم بونه بازگشته مى خواهد دوره آخر بازيگرى اش را در تيم دى.سى . يونايتد آمريكا بگذراند. فرقى نمى كند. كسى نمى پرسد هاينتزه در منچستر يونايتد، سورين در هامبورگ و حتى برديسو و كرسپو و كامبياسو و كروز در اينتر چه مى كنند. براى آن ها اين نيز مهم نيست كه «ايالاى مسن، ولى همچنان مؤثر» در صورت جدايى از والنسيا چه خواهد كرد. از هر سو پوسترها و بيلبوردهاى مارادونا به روى مردم لبخند مى زند و به مهم ترين نشانه هاى شناسايى آرژانتين براى توريست هاى خارجى هم بدل شده است.
او در قلب مردم كشورش جاى دارد و حتى ۷ سال اقامت در هاواناى كوبا درسال هاى ۹۸ تا ۲۰۰۵ به بهانه درمان اعتيادش و به مدد كمك بى دريغ دوست نزديكش فيدل كاسترو و سقوط اخلاقى بى قيد و شرط او در دهه ۱۹۹۰ و اوايل دهه جارى ديه گو را از خاطرها نبرده است. شهرت و اعتبار ـ ولو مخدوش ـ او جلوتر از توانايى هاى بيكران هر يك از هموطنان مستعدش حركت مى كند و مجال نفس كشيدن هم به آنها نمى دهد.
اين ها، حسن ها و زيان هاى داشتن ديه گو است، ولى موضوع مهم تر اين كه چشم هاى شاد او در دل عكس ها هم يادآور اين نكته و هشداردهنده اين موضوع است كه وى دوباره زنده و به شكل چشمگيرى احيا شده است.
منبع: sports
ILLUSTRATED