چهارشنبه ۲۷ دى ۱۳۸۵ - ۲۷ ذيحجه ۱۴۲۷
Wed, Jan 17, 2007
قرآن
۳۵۵۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
قرآن
مهرگان
سلامت
تحريف قرآن كريم
هرگز نمى توانيد!
272415.jpg
عليرضا معاف

«به امت عربى به طور خاص و به جهان اسلام به طور عام... سلام بر شما و رحمت خداى قادر بر همه چيز... اشتياق به ايمان خالص، صلح درونى، آزادى روح حيات جاودان در ژرفاى نفس بشرى قرار دارد. ما به تكيه به خداى تنهاى يگانه اميد داريم كه خوانندگان و شنوندگان، راه رسيدن به آن اشتياق را از طريق «الفرقان الحق» بيابند...»
اين بخشى از مقدمه كتابى است كه خبر آن را از مدت ها پيش ازگوشه و كنار مى شنيديم و در سايت هاى خبرى مى خوانديم. اين خبر كه بوى شكل گيرى و طراحى توطئه اى جديد و خطرناك بر ضد اسلام و مسلمانان مى داد اين بود كه در لس آنجلس (آمريكا) كتابى در حال تدوين و شكل گيرى است كه تحت عنوان «قرآن قرن ۲۱» معرفى شده است.
متأسفانه اين خبر، شكل واقعى به خود گرفت و بالاخره كتاب مزبور، با چاپى نفيس و گرانقيمت به نام «الفرقان الحق» در ۳۳۶ صفحه و ۷۷ سوره(!) و به زبان هالى عربى و انگليسى، توسط دو شركت انتشاراتى آمريكايى چاپ و توزيع شد.
ماجرا از سال ۱۹۹۹ با انتشار سوره جعلى شبيه سوره هاى قرآن كريم در اينترنت آغاز و به اينجا ختم شد كه كتاب مزبور به تقليد از شيوه و اسلوب قرآن كريم و با استفاده از كلمات و آيات آن و حتى با رسم الخط قرآنى عرضه شود. به نظر مى رسد فراهم آورندگان اين كتاب هنوز در مرحله آزمايش هستند و شرايط فعلى را براى ورود گسترده و توزيع بى محاباى آن در كشورهاى اسلامى مناسب نمى بينند. اما در كتابخانه هاى بزرگ و مشهور دنياى عرب، باشگاه هاى تفريحى و ورزشى، مراكز آموزشى و فنى و در بعضى از كشورهاى عربى ـ از جمله كويت ـ و البته در سطح مدارس خارجى كه دانش آموزان مسلمان كشور ميزبان در آن تحصيل مى كنند، به شكل گسترده اى تبليغ و توزيع شده است.
انتخاب اسم «الفرقان الحق» خود بهترين دليل بر سوء نيت و پليدى طراحان و نويسندگان آن دارد؛ زيرا مى دانيم كه فرقان يكى از نام هاى قرآن است و اضافه كردن صفت «الحق» به فرقان و اطلاق آن به دست نوشته هاى ناپاك خويش بدان معنى است كه قرآن مسلمانان ـ معاذالله ـ فرقان باطل است و فرقان حق چيزى است كه اينان ارائه كرده اند.
چيزى كه توجه همگان را جلب مى كند كيفيت ذكر خدا و آغاز كردن با نام اوست كه براساس معارف مسيحى چنين آمده است: «بسم الاب الكلمه الروح الاله الواحد الوحد...» پوچى جملات اين به اصطلاح قرآن كه از ناحيه خدايان صهيونيست مؤلف مسيحى به وى وحى شده است، آن قدر واضح و گويا است كه به هيچ توضيحى نياز ندارد.هر خواننده اى حتى با سطح متوسط از معلومات، با ديدن آيات(!) آن پى مى برد كه چگونه تلاش كرده اند از زبان خداى متعال و در قالب وحى و به شيوه قرآن ـ البته به گمان عمل ناقص و زعم باطل خود ـ نه تنها فروع كه حتى اصول دين مبين اسلام را دچار تحريف و دگرگونى مى كنند.
نويسنده كتاب
در بعضى از اين نوشته ها، اين كتاب بى ارزش را تأليف دو نفر به نام هاى «الصفى» و «المهدى» دانسته اند. اما در مقدمه آن كه به امضاى اين دو نفر نوشته شده است، خود را به عنوان اعضاى هيأت امناى ناظر بر تدوين تهيه و انتشار، معرفى كرده اند. بعضى از محققان عرب به نقل از پايگاه اينترنتى...، كه به تبليغ و فروش اين كتاب پرداخته است، نويسنده آن را فردى به نام دكتر «انيس شاروش» معرفى مى كند. نويسندگان ديگر، دكتر انيس شاروش را همان المهدى مى شناسند كه كتاب را به انگليسى برگردان كرده است. اما از «الصفى» كه نخستين نام امضاكننده مقدمه است، چندان خبرى در دسترس نيست. جالب اين است كه «وليد رباح» رئيس تحريريه نشريه صوت العروبه كه در آمريكا منتشر مى شود، امضاى مقدمه كتاب را چنين مى نويسد: ... به الصفى وحى شده است ... المهدى آن را ترجمه كرده است.
بنابراين احتمال مى رود كه نسخه اى كه او ملاحظه كرده جزو نسخه هاى نخست كتاب مزبور باشد كه چنين امضا شده و بعدها در اصلاح يا تجديدنظر و يا به خاطر هراس جدى از واكنش مسلمانان وحتى غيرمسلمانان، به عنوان ناظران بر تدوين تهيه و انتشار امضا شده باشد. به نظر مى رسد كه «الصفى» به معناى برگزيده، نام يك شخصيت فرضى است كه تنها براى رد گم كردن و در عين حال جنبه قداست دادن به كتاب باشد، ديگر اين كه «المهدى» نيز شخصى واقعى و همان دكتر انيس شاروش باشد كه هم نويسنده متن عربى و هم مترجم آن به انگليسى باشد.
نكته اى كه دخالت دكتر انيس شاروش را تأييد مى كند و نشان مى دهد كه او همان «المهدى» است، مطلبى است كه در پايگاه اينترنتى usinfo به صراحت او را مترجم كتاب معرفى مى كند و به نقل نظرات او و اهداف اين كار مى پردازد.
سايت islam in focuse كه احتمالاً متعلق به خود اوست، نيز مى نويسد: وى سه سال قبل به همراه همسرش، كتاب الفرقان الحق را از عربى به انگليسى برگرداند. همان چيزى كه امروز به نام the true furqan شناخته مى شود.
حال، مدت هاست كه اين فرد در رسانه هاى گوناگون به تبليغ «الفرقان الحق» و برپايى كنفرانس هاى مختلف به ترويج آن مى پردازد و از مسلمانان مى خواهد كه بدان اعتماد كنند و آن را جايگزين قرآن كريم نمايند. دكتر انيس شاروش در فلسطين به دنيا آمد و پدرش توسط ارتش يهود كشته شد، او ابتدا در اردن و سپس در كشورهاى عربى به تحصيل و در عين حال، فعاليت تبشيرى پرداخت و براى تبليغ مسيحيت به ۷۶ كشور در سراسر دنيا سفر كرد. از سال ۱۹۹۵ در نيوزلند، انگليس و پرتغال به سر برد.
پيش از آن نيز در سرزمين هاى اشغالى در خدمت يهوديان بود و به آنان در كنشت اورشليم Jerusalem Baptist خدمت كرد. وى در دهه ۸۰ كتابى تحت عنوان: islam reveled a christlan arabics view of islam منتشر كرد و در آن، اسلام را داراى ايده هاى نادرست و روح خشونت دانست، از جمله اين كه از هر ۵ قتل كه در جهان اتفاق مى افتد، يك نفر به خاطر ديدگاه هاى اسلامى كشته مى شود.
دهمين كتاب وى در آگوست ۲۰۰۴ با عنوان «اسلام، خطر يا چالش» منتشر شد، او اسلام را دين رعب و خشونت خوانده كه به جنگ و خونريزى دعوت مى كند و اضافه كرده است كه منشأ همه اين ديدگاه ها اسلام است. به خاطر همين اعتقاد، به مسلمانان سفارش كرده است كه قرآن دروغينش را جايگزين قرآن رايج بين خويش كنند.
دكتر انيس شاروش ابتدا چهارده
سوره جعل و در پايگاه اينترنتى AMRICAONLINE.COM منتشر كرد سپس بعد از يكسال، كتابى كامل با نام «الفرقان الحق» شامل ۷۷ سوره جعلى تأليف و در دسترس همگان گذارد. او در كنفرانسى كه ۲ روز بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر در دانشگاه هوستن برگزار كرد به دولت آمريكا پيشنهاد كرد كه براى جلوگيرى از نفوذ تروريسم همه مسلمان را از آمريكا اخراج كند و اضافه كرد كه بايد همگى مسلمانان را به خاورميانه منتقل و سپس با بمب اتم همه منطقه را نابود كرد. اين سخنرانى موجب شد كه رئيس دانشگاه مزبور، در روزنامه وابسته به دانشگاه از سخنان او اظهار تأسف و معذرت خواهى كند.
ريشه يابى
پيش از آن كه به جزئيات بيشتر و تحليلى جامع تر از اين توطئه ناشيانه بپردازيم لازم است اين نكته بيان شود كه قرآن در جاى جاى خود، به افشاى انواع اين توطئه ها و شيوه ها پرداخته است. اما در اين ميان، عمده ترين و آخرين راه حل مخالفان را ابتدا كشتار، جنگ، ترور و سپس تحريف حقايق مى شمارد.
جالب است كه قرآن كريم اين ۲ شيوه، يعنى كشتار و تحريف را بيش از همه به بنى اسرائيل نسبت مى دهد. چنانكه گويى اينان حرفه اى ترين و كارآزموده ترين دشمنان در اين نوع ستيزه جويى ها بوده اند.
شيوه خطرناك ترى را كه قرآن بدان توجه مى دهد و پرده از آن برمى دارد، موضوع تحريف، واژگون كردن حقايق و آميختن حق و باطل است. شيوه اى كه دين خدا و حقايق ربانى چنان با باطل و اهواى شيطانى درهم آميخت كه ديگر جز پوسته اى از دين حقيقى باقى نمى ماند و در نتيجه، خداى متعال براى هدايت مردم، از نو رسولى جديد و آيينى جديد به سوى مردم روانه مى كرد.
ـ يا ايها الرسول لايحزنك الذين يسارعون فى الكفر من الذين قالوا آمنا بأفواهم و لم تؤمن قلوبهم و من الذين هادول سماعون للكذب سماعون لقوم آخرين لم يأتوك يحرفون الكلم من بعد مواضعه... (مائده۴۱‎/)
يعنى: اى پيامبر تو را غمگين نكند ـ رفتار ـ آنان كه به سوى كفر مى شتابند و گروهى كه به زبان گفتند ايمان آورديم ولى دل هايشان ايمان نياورده است و همين طور يهوديان كه سخن دروغ و سخن كسانى كه نزد تو نيامده اند (ايمان نياورده اند) را گوش مى دهند كه كلام خدا را پس از استقرار آن، تحريف و تبديل مى كنند...
روايات بسيارى وجود دارد كه در جهت مخدوش جلوه دادن دين اسلام و شخصيت پيامبر اكرم (ص) و اولياى راستين الهى، توسط يهوديان مغرض ساخته و پرداخته شده و در كتاب هاى اسلامى وارد شده است. اين مسأله آنقدر حائز اهميت است كه در حديث شناسى اسلامى، مبحث «اسرائيليات» براى شناخت اين قبيل روايات و راويان آنها جايگاه ويژه اى دارد.
بنابراين همان طور كه پيشتر نيز گفتم با توجه به سابقه ديرينه بنى اسرائيل در انواع فتنه هاى نظامى و فرهنگى در طول تاريخ اديان الهى، دست داشتن اينان در ماجراى «فرقان الحق» نيازى به توضيح و استدلال ندارد. با اين حال، غيرمنطقى نيست كه ردپاى اسرائيليان و لابى هاى صهيونيستى را در طراحى و تدوين اين كتاب جست وجو كنيم و دلايل آنها را كه بسيار روشن است، مرور كنيم. در آيات و سوره هاى اين كتاب چنين وانمود شده است كه آخرين كتاب آسمانى انجيل بوده و اينك اين كتاب آسمانى «فرقان الحق» است كه تداوم همان حركت انجيل و رسالت الهى حضرت عيسى مسيح عليه السلام است.
اينجا اين سؤال به ذهن مى رسد كه اگر چنين است، پس چرا ما اين حركت مسيحى را يك توطئه سياسى مى دانيم و آن را به صهيونيسم نسبت مى دهيم؟
پاسخ بسيار روشن است و دلايل آشكار زير، نشان دهنده آن است كه اين اقدام يك حركت دينى و مسيحى نيست و تنها با انديشه ها و اهداف سياسى، مسيحيت را به عنوان يك ابزار در اختيار و به كار گرفته است.
الف ـ هدف از اين كار تبليغ دينى خاص نبوده است كه بگويم چرا يهوديان، مسيحيت را مطرح كرده اند؟ اگر هدف تبليغ دين يهود بود و مثلاً تورات مطرح مى شد و آموزه هاى تلمودى محور كار قرار مى گرفت، به شكست حتمى منجر مى شد. زيرا اين كار به معناى انكار مسيحيت بود و موجب مى شد كه جهان مسيحتى نيز روبه روى آن قرار گيرد و با آن مقابله كند. اين در حالى است كه آنان فعلاً با مسيحيت مشكلى ندارند؛ زيرا بخش اعظمى از آن در اختيار خودشان است وبخش ديگر كه در اختيارشان نيست، سر در لاك خود برده است و با منافع صهيونيسم جهانى و در نهايت تشكيل امپراتورى جهانى يهود، تضاد و تقابلى ندارد.
ب ـ مسلمانا از نظر عاطفى نسبت به مسيحيان، احساس علاقه و صميميت بيشترى دارند تا صهيونيست ها و حتى از نظر اعتقادى نيز... البته اين ديدگاه مربوط به دوران فعلى نيست و تاريخ آن به صدر اسلام بازمى گردد و در قرآن كريم نيز به آن اشاره شده است.
بنابراين از نظر توطئه سازان، احتمال تأثير معارف مسيحى و كلمات آنان در مسلمانان يا حداقل سكوت آنان بيشتر است. درحالى كه اگر چنين حركتى با پشتوانه نام صهيونيست صورت مى گرفت، واكنش تندتر و فعال تر مسلمانان را در پى مى داشت.
دو نكته مهم؛
۱ـ نبايد فكر كنيم چاپ اين كتاب به معنى وقوع تحريف در قرآن عزيزمان است و اصل تحريف ناپذيرى قرآن زير سؤال رفته است. نه؛ وعده الهى هميشه راست و پابرجاست كه «انا نحمن نزلنا الذكر و انا له لحافظون» استدلالات محكم عقلى و نقلى عدم امكان تحريف قرآن، همچنان بر جاى خود باقى است. اولاً اين كه اين كتاب خودش هم ادعا ندارد تحريف شده قرآن است و همان قرآنى است كه خداى حكيم بر پيامبر ما نازل كرده است. بلكه مى گويد من يك كتاب آسمانى جديد هستم كه دنباله مسيحيتم و البته تازه يادم افتاده كه نازل شوم!!! تحريف قرآن يعنى چيزى را كه قرآن نيست به اسم قرآن عرضه كنند. دوم اين كه، اگر هم چنين ادعايى داشته باشد كه جايگزين قرآن است، در صورتى مى توانيم بگوييم قرآن مجيد تحريف شده كه ديگر امكان دسترسى به قرآن حقيقى نباشد و بتوان اين چرنديات را ـ نعوذ بالله ـ به عنوان قرآن قالب كرد! نه اين كه اگر يك نفر در يك گوشه اى كلمه اى از قرآن نزد خودش را جابه جا كرد اسمش را تحريف قرآن بگذاريم و منكر ضروريات دينمان شويم، گرچه اين كار بسيار زشت و خباثت آلود است. اما با توجه به گسترش و تواتر استثنايى قرآن عزيز كه هيچ نمونه ديگرى در دنيا ندارد حتى اگر يك حرف قرآن هم كم شود همه مى توانند به سرعت و به راحتى متوجه شوند چه رسد به اين كتاب سراسر اراجيف و اباطيل ساخته ذهن بيمار يك صهيونيست!
۲ـ اين اقدام صهيونيستى، نشان دهنده اوج استيصال غرب در برابر اسلام است. غرب متوجه شده كه امكان رويارويى مستقيم با اسلام غيرممكن است. ناچار است براى براندازى اسلام از خود اسلام كمك بگيرد و با نقاب اسلام و قرآن وارد شود. مى داند حرف خودش ديگر خريدارى ندارد. چاپ اين كتاب به شكل و شيوه قرآن و حتى نامگذارى و رسم الخط آن ـ كه البته به خيال باطل آنها شبيه قرآن كريم است، در حالى كه هر بچه مسلمانى با ديدن آن مى فهمد جز مقدارى سرهم بندى و حرف هاى بيهوده چيزى نيست ـ نشان دهنده همين ادعاى ماست. موج بيدارى اسلامى ملت هاى غرب را هم فراگرفته و سران سرمايه دار و صهيونيست دنيا به خوبى مى دانند در حال فرورفتن در چه گردابى هستند اما مستأصل و وامانده، به دست و پا زدن افتاده اند. جاده تاريخ در حال عبور از آخرين گردنه است. شاهراه هموار زندگى توحيدى نزديك است اما عبور از اين گردنه، هشيارى، استقامت، توكل، شجاعت و وحدت همه مسلمانان بلكه همه ملت هاى آزاده دنيا را مى طلبد و اين اتفاق دير يا زود خواهد افتاد. «الا ان نصرالله قريب»

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   آيينه   |   قرآن   |   مهرگان   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |