بهمن عبداللهى
مجيد حميدزاده مديركل اداره كتاب و كتابخوانى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است. او از
۱۵ ماه پيش در اين مسئوليت قرار گرفته و در اين مدت تلاش كرده است تا جدا از آن كه اعداد و ارقام حوزه مديريت خود را بالاتر ببرد، كيفيت فعاليت هاى انجام شده را نيز از نظر دور نگاه ندارد.
البته وى در طول مصاحبه براين موضوع تأكيد مى كند.
حميدزاده ۴۶ سال دارد. متولد تهران است و تحصيلاتش را تا مقطع كارشناسى ارشد در دانشگاه تهران به پايان رسانده و در مقطع دكترا در دانشگاه آزاد اسلامى پى گرفته است. گرچه پس از مصاحبه به ما مى گويد كه هنوز فرصت نكرده تا پايان نامه اش را ارائه دهد.
مديركل كتاب و كتابخوانى كه مسئوليت توأمانى همچون رياست كميته خريد كتاب را نيز برعهده دارد، پيش از اين معاون فرهنگى انتشارات اميركبير، همچنين معاون فرهنگى انتشارات حكمت بوده، اما شغل اصلى خود را هنوز معلمى مى داند.
او ۲۰ سال در دانشگاه هاى مختلف در رشته فلسفه و معارف به تدريس مشغول بوده است.
گفت و گوى ما درباره موضوع هايى همچون خريد كتاب، صدور مجوز كتاب، يارانه كاغذ و... شكل گرفت.
آقاى حميدزاده، معمولاً هرمديرى وقتى مسئوليت مجموعه اى را برعهده مى گيرد، با انبوهى از ايده ها، برنامه ها و طرح هايى كارش را آغاز و تلاش مى كند در چارچوب شرايط و مقررات، اين برنامه ها را اجرايى كند، شما حدود ۱۵ ماه است در اين مسئوليت قرار داريد، لطفاً بفرماييد مهمترين و بزرگترين طرح و برنامه شما در اين مدت چه مورد يا مواردى بوده است؟
البته زمان يك سال ودو سه ماه فرصت زيادى نيست كه بتوان طرح ها و برنامه هاى اصلى را كاملاً اجرايى كرد. اما درباره طرح ها و ايده هايى كه داشتيم، بايد بگويم كه به دليل كثرت مراجعات مختلف در همه حوزه ها از صدور مجوز چاپ گرفته تا تمديد پروانه نشر و غيره، يكى از كارها اين بود كه گردش كار تسهيل و تسريع شود، يعنى اين چرخ ها به سختى نچرخد، ما مى خواهيم كه اين گردش چرخ ها به راحتى انجام شده و روان باشد. هرچند اين برنامه كه جزو اهداف ما است از برنامه هاى كلى دولت و در راستاى تكريم ارباب رجوع قرار دارد. از برنامه هاى ديگر ما مواردى است كه از سال آينده وارد نتيجه گيرى آن خواهيم شد. اما براى آن كه سؤال شما بى پاسخ نماند، بايد گفت: تحولى كه در حوزه خريد كتاب انجام شده تحول بسيارمهمى است، به دليل آن كه محدوديتى كه در حوزه انتخاب كتاب داشتيم برداشته شده است.
همانطور كه مى دانيد پيش از اين مقرر بود كه كتاب را فقط بايد از ناشران غيردولتى خريد و ناشران دولتى اگر هم كتاب خوبى داشتند اجازه خريد آن را نداشتيم. به اين ترتيب كتابخانه ها از داشتن آن محروم مى شدند.
به گمان ما اين موضوع خسارتى فرهنگى محسوب مى شد، در حالى كه ما در اينجا به دنبال كتاب خوب براى خوانندگان هستيم. بنابراين، اين مانع از پيش رو برداشته شد. دركنار اين از حيث كمى نيز در هيچ سالى تا امروز خريد كتاب انجام نشده است. درواقع ما از ابتداى سال تا هفته گذشته (هفته سوم دى ماه) بالغ بر ۵ ميليارد و ۳۰۰ ميليون تومان خريد داشته ايم و هنوز هم ۲ ماه تا پايان سال باقى است و اين رقم فراتر خواهدرفت.
معمولاً رقم خريد كتاب درچه حدود و ميزانى بوده است؟
ما در هيچ سالى بيش از ۳/۵ ميلياردتومان خريد نداشته ايم. اما تا همين امروز بيش از ۵ ميلياردتومان كتاب خريده ايم و شايد تا پايان سال ميزان خريدمان به ۸ ميلياردتومان هم برسد، اين ميزان به لحاظ كمى تحول بزرگى محسوب مى شود و به لحاظ كيفى هم توجهى كه در اين دوره صورت گرفته، شامل خريد كتاب هايى درحوزه ارزش هاى انقلاب و دفاع مقدس و ارزش هاى دينى بوده و به كتاب هاى حوزه ادبيات كودك و نوجوان نيز توجه ويژه اى شده است. درخصوص سال پيامبر اعظم (ص) نيز از تمام ناشرانى كه اثرى با حداقل استانداردهاى لازم داشته اند، كتاب خريده ايم.
اين افزايش رقم به دليل خريد كتاب هاى ناشران دولتى در كنار ناشران بخش خصوصى بوده يا بخاطر مضامين خاصى بود كه امسال به آنها توجه شده است؟
به دليل مضامين بوده است. ما در بحث خريد كتاب به اين موضوع كه ناشر دولتى است يا غيردولتى، كارى نداريم بلكه مسأله ما اين است كه كتاب خوب و مناسب براى مخاطبان خريدارى كنيم. اگر ما اين قيد را به خريد ناشر خصوصى تبديل بكنيم، ديگر نمى توانيم كتاب هاى خوب را از ناشران دولتى خريدارى كنيم. حال آن كه در برخى حوزه ها، بويژه حوزه كودك و نوجوان كتاب هاى خوبى منتشر مى شود. مثلاً كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان يكى از مهمترين مراكزى است كه در اين حوزه به صورت تخصصى كار مى كند و نمى توان از آثار مناسب و خوب اين نهاد براى خريد چشم پوشى كرد. درعين حال بايد گفت كه بيش از ۸۰ درصد خريد كتاب به ناشران خصوصى اختصاص دارد.
بدون آن كه منكر ارزش كار شما باشم، بايد بگويم «خوب بودن» يك صفت نسبى است، با اين وجود شما به ارزش هاى يك كتاب خوب براى خريد اشاره مى كنيد، لطفاً بفرماييد تعريف دقيق و كامل تر شما از كتاب هاى خوب چيست؟ احتمالاً تعريف متفاوتى از اين عبارت داريد.
درعين اين كه ما اجمالاً تفاوت را مى پذيريم، ولى اين گونه نيست كه هيچ ملاكى هم نداشته باشيم. شما باتوجه به مقطع سنى كه موردنظر است و همچنين موضوع، كتاب ها را رده بندى مى كنيد. ممكن است يك كتاب براى گروه كودك و نوجوان كتاب مناسبى باشد اما همين كتاب به درد گروه بزرگسال نمى خورد يا برعكس كتابى كه براى بزرگسالان مناسب است به كار گروه هاى سنى كودك و نوجوان نمى آيد. بنابراين در وهله اول ما به تناسب آن سطح و مقطعى كه كتاب برايش انتخاب مى شود و سپس به موضوع اهميت مى دهيم. مثلاً اگر موضوع تاريخى مدنظر است يك كار تحقيقى و تاريخى براى دانشجويان و استادان مناسب است و اگر براى گروه هاى كودك و نوجوان بخواهيد بايد در قالب داستان و خاطره و غيره انتخاب كرد. در هرجايى به تناسب خودش، كتاب خوب انتخاب مى شود و نمى توان گفت يك كتاب به صورت مطلق براى همه سنين و مقاطع خوب است، بلكه بايد بگوييم براى چه كسى، در چه مقطعى و به چه اندازه؟ حالا همين كتاب هم كه مى گوييم خوب است نمى توان انتظار داشت خواننده از صبح تا نيمه شب آن را به دست بگيرد و بخواند.
بنابراين كتاب ها باتوجه به مقطع سنى، ميزان تحصيلات مخاطب و شرايط او انتخاب مى شود. اين انتخاب ها توسط كارشناسان خبره اين فن انجام مى شود و اين گونه نيست كه تشخيص كتاب ها به عهده شخص بنده يا سليقه افراد باشد.
درواقع انتخاب كتاب براى خريد توسط شوراى كارشناسى منتخب از نهادهاى مختلف انجام مى شود.
اين شورا دقيقاً چند نفرند؟
يك شوراى كارشناسى منتخب از نهادهاى مختلف هستند كه تعدادشان به ۷ نفر مى رسد. نهادهايى همچون تشكل هاى نشر، انجمن هاى خاص كتاب هاى كودك و نوجوان و كارشناس هاى خاص اين بخش.
جلسات هرچند مدت برگزارمى شود؟
به طور هفتگى جلسات برگزارمى شود. يكى از دلايل رشد خريد كتاب هم پيوستگى جلسات بوده است. هر يك از اين ۷نفر مسئول گروه هاى كارشناسى ديگرى هستند كه از فعاليت و بررسى آنها استفاده مى كنند. اين بحث اصلاً سليقه اى نيست، بلكه نظرات كارشناسانه است و هرجا هم اعتراضى باشد به اين اعتراض رسيدگى مى شود. گاهى ممكن است كتابى ۲ يا ۳ بار به هيأت كارشناسى ارائه شود، كما اين كه درحوزه صدور مجوز هم همينطور است.
آقاى حميدزاده اگر ممكن است درباره ميزان و رقم خريد كتاب به طور مشخص تر توضيح بدهيد.
ما از ابتداى سال ۸۵ تا امروز در ۲۱ جلسه كميته خريد، ۳ هزار و ۵۷ عنوان كتاب براى خريد تصويب كرده ايم. قيمت اين كتاب ها كه خريدارى شده اند يا درحال خريد آن هستيم، ۵ ميليارد و ۲۹۲ ميليون و ۹۷۸ هزار و ۹۰۰ تومان بوده است. تعداد ناشرانى كه از آنها خريد شده ۴۴۵ ناشر بوده و از ميان آنها ۸۸/۵ درصد ناشران خصوصى و مابقى دولتى اند. هرچند برخى از اين ۱۱/۵ درصد ناشران دولتى، خيلى هم دولتى نيستند يعنى اساسنامه آنها تغييراتى كرده است.
سال گذشته اين آمار چه وضعى داشته است؟
خريد كتاب در كل سال گذشته ۳ ميليارد و ۳۰۰ميليون تومان بوده است.
آيا آمارى درباره ميزان خريد كتاب توسط مردم يا توجه آنها به كتابخوانى وجوددارد؟ از اين لحاظ اين سؤال را مطرح كردم كه بتوان مقايسه اى در خريد كتاب از سوى مردم و اداره شما داشت؟
نه، در اين باره ما كار علمى انجام نداده ايم و دقيقاً نمى دانيم چه تعداد از كتابهايى كه چاپ مى شود به فروش مى رسد، اما آمار گوياى نكاتى ديگر است. به اين شكل كه كتاب هايى كه درهر سال چاپ مى شود اگر فروش نداشته باشد در سال بعد براى چاپ ديگر كتاب ها از سوى ناشران اقدامى صورت نمى گيرد. به هرحال «نشر» جدا از آن كه يك فعاليت فرهنگى است، اما يك وجه اقتصادى نيز دارد و به لحاظ اقتصادى بايد براى ناشر مقرون به صرفه باشد تا بتواند فعاليتش را ادامه بدهد. بنابر آمار موجود در سال ۸۳ حدود ۴۰ هزار عنوان كتاب چاپ شده بود كه اين آمار در سال ۸۴ به حدود ۵۰ هزار عنوان رسيد.
امسال چه؟
تا ۱۵ دى ماه ۳۶ هزار و ۵۸۷ عنوان چاپ شده است. از اين رقم ۲۸ هزار و ۴۴۸ عنوان تأليف است و ۸ هزار و ۱۳۹ عنوان ترجمه. كتاب هاى چاپ اول بالغ بر ۱۶ هزار و ۶۸۹ عنوان بوده است. اين رقم در مقايسه با سال گذشته تفاوت محسوسى ندارد و بيشتر فعاليت ها به دوره سه ماهه قبل از برگزارى نمايشگاه برمى گردد.
بنابراين، ارقام گفته شده بالاتر مى رود اما تا همين جا حداقل به اندازه سال گذشته كتاب داشتيم و باتوجه به اين كه كتاب هاى چاپ شده در سال گذشته نسبت به سال ۸۳ ، ۲۰ درصد افزايش داشته، بنابراين مى توان استنباط كرد كه براى ناشر سود اقتصادى داشته كه كارش را ادامه داده است.
البته با نقشى كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در بخش خريد ايفا خواهدكرد احتمال تغييراتى در سال آينده وجودخواهدداشت. حتماً مى دانيد كه در سال بعد بحث يارانه كاغذ تغييرجهت پيدامى كند و اين يارانه بناست كه در بخش خريد كتاب و ساير بخش هاى حمايتى هزينه شود، اين تغيير رويه، به گمان ما تأثير بهترى را در مسأله كتاب خواهدداشت. اين اتفاق به دليل مسائلى نظير اطمينان نداشتن از چاپ همه كاغذهاى اختصاص داده شده به امر كتاب است. به تعبير بهتر، ما از محصول نهايى و مخاطب كتاب حمايت مى كنيم و اثر آن در سال آينده ظاهر خواهدشد.
من پاسخ سؤالم را به درستى دريافت نكردم، اگر ممكن است بفرماييد آيا آمار و يا پژوهشى وجوددارد كه ميزان خريد كتاب از سوى مخاطبان را به ما نشان بدهد؟
يكى از راه هاى پيداكردن اين رقم، كه خيلى راه روشن و مشخصى است، توجه به ميزان تجديد چاپ كتاب هايى است كه در يك سال اتفاق مى افتد. يعنى كتاب هايى كه خواننده نداشته باشد طبيعتاً به چاپ دوم، سوم و چهارم نمى رسند. وقتى كتابى در نيمه اول سال چاپ و در نيمه دوم تجديد چاپ مى شود، مشخص مى شود كه شمارگان قبلى كتاب به فروش رفته است. بنابراين فواصل زمانى تجديد چاپ حكايت از اقبال جامعه كتابخوان به آن كتاب دارد. ما در انتهاى هر سال اين آمار را تهيه مى كنيم، اما در اين باره فعلاً گزارشى نداريم و اگر هم گزارش خاصى وجود داشته باشد در تشكيلات خانه كتاب است.
اگر موافق باشيد، درباره صدور مجوزها صحبت كنيم. شما در سؤال هاى قبلى به چاپ مجدد كتاب ها اشاره كرديد، به نظر مى رسد اخيراً سياستى اتخاذ شده كه براساس آن چاپ بعدى كتاب ها به مجوز مجدد نياز دارد. آيا موضوع تجديد مجوز چاپ واقعيت دارد؟
در برخى از حوزه ها بله، چنين چيزى وجود دارد. ببينيد روش عمومى براى صدور مجوز چاپ كتاب به اين صورت است كه كتاب پس از تأليف، توسط ناشر مربوطه ارائه مى شود و پس ازتشكيل پرونده و انجام كارهاى كارشناسى، مجوز چاپ مى گيرد. گاهى ممكن است با اعتراض هايى مواجه شويم، امكان دارد كتابى مجوز چاپ بگيرد ولى بعدها در جامعه، گروه هايى و يا حتى خود ما به آن اعتراض كنيم كه بايد به آن رسيدگى شود. يعنى ممكن است ضوابط و مقرراتى كه در اينجا براى صدور مجوز چاپ كتاب هست، رعايت نشده باشد، بنابراين هر جا كه ما اين موضوع را چه در جهت مثبت و چه منفى متوجه شويم، وظيفه خودمان مى دانيم كه به آن رسيدگى و در صورت لزوم تجديدنظر كنيم. برعكس ممكن است كتابى هم مجوز نشر دريافت نكرده باشد، در اين صورت اگر ناشر اعتراض كند ما وظيفه خود مى دانيم كه مجدداً به درخواست آن ناشر رسيدگى كنيم و مشكلات احتمالى را اصلاح كنيم. به هر حال راه عقلايى اين است كه هر جا متوجه اشتباهى شديم، بايد جلوى اشتباهمان را بگيريم. اين موضوع در همه دوره ها وجود داشته و اين طور نيست كه ابداع ما باشد. ضمناً مسأله عجيب و غريبى هم نيست.
خب، اگر ممكن است درباره معيارها و ملاك هايتان براى صدور مجوز كتاب هم توضيحاتى بفرماييد. آيا اين معيارها بعد از حضور شما در اين مسئوليت تفاوت كرده يا نه؟
ما هيچ معيار جديدى در اين باره نداريم. ملاك كار ما مصوبه شوراى عالى انقلاب فرهنگى است كه در سال ۱۳۶۷ به تصويب رسيد و براى اجرا ابلاغ شده است. در همه سال هاى گذشته هم ملاك همين بوده است و ما همان ملاك ها را با دقت انجام مى دهيم. يعنى وظيفه خودمان مى دانيم كه به عنوان مجرى قانون به اين ضوابط، نه در جهت افراط و نه در جهت تفريط، هيچ عدولى نكنيم. ما به عنوان نماينده دولت موظف به اجراى قانون هستيم و ازخودمان نمى توانيم در اين زمينه اجتهاد كرده ملاك جديدى اضافه كنيم. هميشه هم همين بوده است. هرچند بايد بگويم احتمال خطا هميشه وجود دارد، اما مهم اين است كه راهى پيش بينى شود كه بتوان اين خطا را تشخيص داد و جبران كرد. به گمان ما اين شيوه در اينجا طراحى شده و در همه دوره ها هم جا براى رسيدگى بوده است، حالا اگر يك دسته مسائل در هر حوزه اى به ويژه فرهنگ با ارزش هاى جامعه سازگارى نداشته باشد، بايد به نحو مناسبى باآن برخورد شود يا نه؟ در حوزه كتاب هم همين طور است. در يك مرحله سعى مى شود جلوى نشر آثارى گرفته شود كه ضوابط لازم را ندارند و اگر هم كنترلى نبوده يا سهو و اشتباهى انجام گرفته بايد با آن برخورد قانونى شود كه ما اين كار را انجام مى دهيم. يعنى آن كتاب مجدداً بازبينى مى شود و اگر خلاف آن ضوابط تشخيص داده شد، توسط گروه هاى كارشناسى و هيأت نظارت مجوزش لغو مى شود. اين موضوع كاملاً منطقى و قانونى است.
شما معتقديد كه ملاك ها تغيير نكرده، اما از سوى ديگر برخى از ناشران ادعاى افزايش عدم صدور مجوز آثارشان را در محافل مختلف مطرح كرده اند، نظرتان را در اين باره بفرماييد.
ما با اين مسأله بيشتر در حوزه ادبيات داستانى مواجه هستيم و اين حوزه هم حقيقتاً ظرافت و پيچيدگى خاصى دارد. به همين خاطر بيشترين مطالبى كه مطرح مى شود در اين بخش است. ما اگر هيچ منعى نگذاريم و بگوييم همه كتاب ها با هر كيفيتى و هر شكلى مى تواند عرضه شود، فكر مى كنيد مخالفى نخواهيم داشت؟ برخى از كتاب ها مخالفت عمومى جامعه ما را به دنبال خودش دارد، اگر كتابى منتشر شود و به مقدسات اهانت كند، آيا جامعه ما در مقابل آن بى تفاوت مى ماند؟ يا مثلاً كتابى به امام راحل (ره) اهانت كند آيا كسى اين را مى پذيرد؟ يا به طور مثال كسى به هويت ملى و مذهبى مردم هجمه كند يا تماميت ارضى ما را موردمناقشه قرار دهد يا آثارى منتشر شود كه جنگ هاى قوميتى و فرقه اى را دامن بزند، چه اتفاقى در سطح جامعه مى افتد؟ عده اى هستندكه به صورت شخصى تمايل دارند به اين مسائل بپردازند و اگر ما اجازه بدهيم همه اين كتاب ها چاپ شوند، اين مسأله خودش منجر به بحران هاى اجتماعى مى شود. بنابراين معقول و منطقى نيست كه هر چيزى از هر كسى و در هر شرايطى چاپ شود. برخى از آثار در يك زمان و شرايطى مانعى ندارند. اما در شرايطى ديگر نمى توانند چاپ شوند. مثلاً تا زمانى كه حكم حضرت امام (ره) درباره سلمان رشدى صادر نشده بود، آثار او مشكلى براى چاپ نداشتند اما بعد از اين حكم وضع عوض مى شود.
مثال ديگرى مى زنم؛ اگر كسى كتابى بنويسد و اركان حكومت را زير سؤال ببرد و سياه نمايى كند، اين با نقد و بررسى تفاوت دارد و مى توان به نيت سوء و شيطنت او پى برد، خب اگر كار او علمى نباشد و قصد و غرض او سياه نمايى باشد آيا ما مى توانيم به او اجازه كار بدهيم؟
ممنون مى شوم اگر آمارى درباره مجوزهاى صادر شده براى چاپ كتاب در سال جارى ارائه بدهيد.
آمار چاپ را قبلاً گفتم، اما كتاب هايى كه از ابتداى سال تا امروز در استان تهران مجوز دريافت كرده اند، تقريباً ۸۰ درصد مجوز كل كشور را شامل مى شود. اين آمار بدين شرح است: تا هفته گذشته (۱۵ دى ماه) ۱۷ هزار و ۵۱۵ عنوان مجوز چاپ كتاب صادر شده است كه در مقايسه با سال گذشته تفاوت محسوسى وجود ندارد. در برخى از حوزه ها با افزايش چشمگيرى هم مواجه هستيم، مثلاً در حوزه هنر تا همين مدت ۴۵۳ عنوان كتاب، مجوز دريافت كرده اند كه سال گذشته ۴۰۹ عنوان بوده اند. در حوزه تاريخ سال گذشته ۶۰۰ عنوان بوده و امسال ۶۰۲ عنوان است. در حوزه كليات ۵۲۴ عنوان در سال گذشته بوده و در سال جارى ۷۸۵ عنوان. در حوزه دين سال گذشته ۱۶۰۱ عنوان بوده و امسال به ۱۷۳۱ عنوان رسيده است. هر چند در بعضى از حوزه ها مثل ادبيات داستانى مقدارى كاهش داشته ايم كه موضوعى طبيعى است. لزوماً در همه حوزه ها نمى توان انتظار افزايش داشته باشيم.
موضوع ديگرى كه مى توان به آن اشاره كرد توزيع كاغذ يارانه اى و دولتى است. در اين زمينه در صحبت هايتان گفتيد كه قرار است سال آينده يارانه آن قطع شود. لطفاً در اين باره بيشتر توضيح بدهيد.
قطع يارانه كاغذ جزو مصوبه شوراى اقتصاد است و ما ملزم به اجراى آن هستيم. البته در برنامه ۵ ساله و مصوبات قانون برنامه نيز پيش بينى شده كه بايد به اين سمت حركت مى كرديم، هر چند قرار بود اين برنامه در سال ۷۸ اجرايى شود اما وزارتخانه مكلف شده از ابتداى سال ۸۶ آن را اجرا كند.
ميزان كاغذى كه تا امروز بين ناشران توزيع شده ۱۲ هزار تن كاغذ ايرانى و حدود ۵۲ هزار و ۵۰۰ تن هم كاغذ خارجى بوده كه اين كار تا پايان سال هم ادامه خواهد داشت.
آقاى حميدزاده، به عنوان پرسش آخر، لطفاً درباره رابطه اين اداره كل با نهادهاى غيردولتى مانند اتحاديه ها و تعاونى ها هم قدرى صحبت كنيد.
ما به عنوان يك نهاد دولتى موظفيم در چارچوب مقررات و قوانين و ضوابط با همه تشكل هاى ديگر براين اساس تعامل داشته باشيم. اتحاديه ها و تعاونى ها هم از اين قاعده مستثنى نيستند و ما رابطه خوبى با آنها داريم و مشكلى در اين خصوص ديده نمى شود. هرچند اختلاف نظر امرى طبيعى است و شما هيچ دو نفرى را نمى توانيد پيدا كنيد كه اختلاف نظر نداشته باشند و تمام نظرات شان مو به مو با هم برابر باشد. امااگر اين اختلاف از حوزه مقررات و وظايف بخواهد خارج شود، ما به طور طبيعى مكلفيم در محدوده مقررات حركت كنيم. به فرض اين كه نظر اتحاديه اين باشد، كما اين كه يك بار هم اعلام كردند كه به كلى با مميزى موافق نيستيم و آن را غيرقانونى دانستند، خب اين امرى نيست كه آنها بخواهند معين كنند چون مرجع قانونى و تشخيص آن جاى ديگرى است.
ظاهراً بيشترين مورد اختلاف شما هم همين مسأله مميزى بوده است.
بله، به هر صورت ما به آنچه مكلف به اجرايش هستيم عمل مى كنيم. درباره مميزى هم همان طور كه گفته شد بيشترين مسأله به حوزه ادبيات داستانى بازمى گردد و با توجه به ظرافت هايى كه اين حوزه دارد به تدبير حكيمانه اى نياز دارد. بر همين اساس در حوزه ادبيات داستانى از كارشناسان برجسته و مختلفى استفاده مى كنيم و سعى داريم كه از همه ظرفيت هاى اين بخش براى اجراى ضوابط بهره بگيريم. به همين دليل است كه از جناب آقاى فردى دعوت شد كه در قسمت ادبيات داستانى با ما همكارى كنند. از دوستان ديگر هم دعوت خواهيم كرد و تلاش مى كنيم كه كمترين تنش را داشته باشيم. به اين نكته هم بايد توجه كرد كه ما مكلف به اجراى ضوابط هستيم و بايد همه اين امور در جهتى هدايت شود كه به نتيجه مطلوب بتوانيم برسيم. اين كار هم در همين راستا بوده، نه بيشتر. حالا اين كه برخى مطبوعات آن را بزرگنمايى كرده اند و گفته اند كه در كل اداره مميزى اين مسأله وجوددارد، بايد بگويم چنين نيست.
از شما سپاسگزارم.