چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۵ - ۴ محرم ۱۴۲۸
Wed, Jan 24, 2007
ديپلماتيك
۳۵۵۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
قرآن
مهرگان
ماجرا
رودررو
سلامت
مشاهدات على اكبر جوانفكر مشاور رئيس جمهور از فضاى آمريكاى لاتين
مشاهدات على اكبر جوانفكر مشاور رئيس جمهور از فضاى آمريكاى لاتين
نبرد سياسى جنوبى ها
اشاره:
آمريكاى لاتين، سرزمين غنوده درميان دو اقيانوس آرام و اطلس است كه حوادث سياسى آن نيز رنگى از موج هاى سهمگين اقيانوس را دارد. مردمانى كه به زبان اسپانيولى گويش مى كنند، به سبك انقلابيون و چپگرايان مى انديشند و چونان ملت هاى خاورميانه از ذخاير سرشار انرژى و منابع زيرزمينى ارتزاق مى كنند.
بنابراين، اين منطقه، قطعه اى كاملاً متفاوت از همه تصويرى است كه ما از آمريكا در ذهن داريم و اكنون موج نوين تحولات برخاسته از اين ناحيه، تفاوت هاى آمريكاى لاتين را به رخ جهانيان مى كشاند. از ۱۸۲۳ يعنى زمان اعلام دكترين مونروئه (رئيس جمهور وقت آمريكا) كه ايالات متحده پروژه «همسان سازى» سياست و فرهنگ دوسوى قاره آمريكاى شمالى و جنوبى را پى گرفت، يعنى نزديك دو قرن، سلسله دولتمردان واشنگتن براى پياده كردن وصيت سياسى مونروئه كوشيده اند. دراين مدت ايالات متحده همه بازوهاى قدرت خويش از ارتش و سازمان اطلاعات تا كمپانى ها و گروه هاى بازرگانى را براى تغيير چهره سياسى ـ فرهنگى آمريكاى لاتين به اين ناحيه گسيل داشته است، اما رهبران كاخ سفيد، هراندازه در وادى همسان سازى دو تيره سرخ پوستان جنوب نشين و شمال هاى سفيدپوست بيشتر كوشيدند كمتر نشانى از كاميابى يافتند . به اين ترتيب مردمان آمريكاى لاتين از پس چندين كودتا، جنگ، شورش و تهاجم، ميراث تمدنى خويش را حفظ كردند. و آنها نه تنها گويش كلامى و سنن زندگى خود را كنار نگذاشتند كه پيشتاز جدايى از پيكره ليبراليسم اقتصادى و سياسى شدند.
273894.jpg
«ايران» در ادامه سلسله گزارش ها و گفت وگوهاى خود پيرامون موج نوين تحولات آمريكاى لاتين به گفت وگو با على اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور پرداخته است. جوانفكر بيش از ۸ سال به عنوان نماينده ايرنا در مادريد مسئوليت پوشش خبرى كشورهاى اسپانيولى زبان آمريكاى لاتين را برعهده داشته و از اين نظر، مشاهدات و يافته هاى او شايان توجه است.
گروه بين الملل

< به نظر مى آيد كه تحليل جنبش هاى مردمى امروز آمريكاى لاتين نيازمند شناختى از تاريخچه سياسى اين سرزمين است. گذشته سياسى كشورهاى اسپانيولى زبان آمريكاى لاتين چگونه بود. شما چه دسته بندى از سرگذشت سياسى اين منطقه داريد و در مرور تحولات تاريخ اين سرزمين چه نكاتى گفتنى است؟
آمريكاى لاتين مركب از كشورهاى آمريكاى مركزى و جنوبى با جمعيتى بيش از ۴۰۰ ميليون نفر در نيمه دوم قرن گذشته، شرايط سخت و دشوارى را تجربه كرده است كه اين امر نيز عمدتاً متأثر از سياست هاى استعمارى آمريكاى شمالى است. سايه سنگين حكومت هاى ديكتاتور و وابسته به نظام سلطه در آمريكاى لاتين، در يكصد سال اخير حاصلى جز مرگ، نابودى و سركوب آزاديخواهان، عقب ماندگى، فقر، گرسنگى، آوارگى، فساد مالى، ادارى و اخلاقى، تبعيض و بى عدالتى براى مردم مظلوم اين منطقه نداشته است.
در جولاى ۱۹۵۴ آمريكا، دولت مردمى «جيكوب آربنز» را در گواتمالا سرنگون و در سال ،۱۹۵۹ آمريكا به پاناما تجاوز نظامى كرد. در اواخر سال ،۱۹۶۰ آمريكا با فرستادن ۲۰ هزار سرباز، قسمت هايى از جمهورى دومينيكن را اشغال كرد كه تا سال ۱۹۶۵ ادامه داشت. در سال ،۱۹۶۴ آمريكا با حمله مجدد به پاناما اين كشور را اشغال و در سال ،۱۹۷۱ آمريكا از كودتاى بوليوى حمايت و آن را رهبرى كرد. در ۱۱سپتامبر سال ۱۹۷۳ دولت منتخب و مردمى سالوادور آلنده در شيلى، با كودتاى نظامى كه سازمان سيا طراحى كرده بود، سرنگون شد. در اين كودتا دكتر آلنده كشته شد و بيش از ۳۰ هزار نفر در خشونت هاى بعدى كشته شدند. در سال ،۱۹۷۳ آمريكا با اجراى كودتاى نظامى در اروگوئه، دولت اين كشور را سرنگون كرد. در سال ،۱۹۸۱ «سى آى اى» به همراه ارتش آمريكا، در حمايت از دولت دست نشانده خود در السالوادور به مقابله با انقلابيون پرداختند. اين جنگ تا سال ۱۹۹۲ ادامه داشت. سازمان سيا از سال ۱۹۸۱ كمك هاى مالى و نظامى آمريكا را در اختيار گروه هاى مسلح و مخالف دولت ساندينيست نيكاراگوئه موسوم به كنتراها قرار داد تا مقدمات ساقط كردن دولت مردمى اين كشور را فراهم كنند كه اين حمايت ۹ سال به طول انجاميد.
در اكتبر۱۹۸۳ ارتش آمريكا، گرانادا را به دليل روى كار آمدن دولت چپ گرا در آن كشور، و البته به بهانه نجات چند دانشجوى آمريكايى اشغال كردند، در صورتى كه دانشجويان بعدها گفتند كه به كمكى احتياج نداشتند.
اينك در سال هاى آغازين هزاره سوم ميلادى، رهبران جنبش هاى آزاديخواه يكى پس از ديگرى با رويكردهاى عدالتخواهانه و مخالفت با تبعيض، فقر و فساد و ويژه خوارى به قدرت مى رسند و اساس كار خود را نيز بر مبارزه بى امان با سياست هاى نئو ليبراليستى متمركز مى كنند. تحولات اين منطقه با سرعت خيره كننده اى به زيان آمريكاى شمالى شكل مى گيرد به طورى كه در تازه ترين تحولات، اكوادور و نيكاراگوئه نيز به جمع كشورهاى پيشرو مانند كوبا، ونزوئلا، برزيل و بوليوى پيوسته اند. درواقع مى توان گفت كه الگوهاى نئوليبرالى در آمريكاى لاتين به پايان حيات خود رسيده است. دولت واشنگتن با اين واقعيت آشنا شده است كه آمريكاى لاتين مانند گذشته به صداى او گوش فرانمى دهد و گذشت زمان نيز نشان مى دهد كه اين بار، دولت آمريكاست كه بايد گوش كردن به صداى آمريكاى لاتين را تمرين كند.
<اطلاعات ما آسيايى ها از خلقيات سياسى مردمان آمريكاى لاتين چندان نيست. از روحيات سياسى اين ملت ها بگوييد و اين كه فرهنگ سياسى اين جوامع داراى چه عناصر و اجزايى است ؟
در واقع مى توان گفت كه در يك قرن اخير، آمريكاى لاتين نقش حيات خلوت آمريكا را ايفا كرده است، اما روند رويدادها در سال هاى اخير جهت حركت ملت هاى آمريكاى لاتين را تغيير داده و با جرأت مى توان گفت كه اين حيات خلوت اكنون براى آمريكايى ها بسيار شلوغ شده است و هر روز كه مى گذرد، عرصه بر دولت واشنگتن سخت تر و تنگ تر مى شود.
273891.jpg
مهاجران خارجى، ايفاگر نقش مهمى در كشورهاى آمريكاى لاتين هستند. ميليون ها مهاجر از خاورميانه و شمال آفريقا و بويژه از لبنان و سوريه دراين منطقه رحل اقامت انداخته اند و البته در يك فرايند تدريجى در جامعه بومى اين كشورها نيز حل شده اند. آمريكاى لاتين به لحاظ سياسى و اجتماعى از رويكردهاى عمومى حاكم بر اروپا تأثير مى پذيرد و حتى گفته مى شود كه چپ گرايى و ماركسيسم نيز از طريق اروپا، وارد اين منطقه شده است. سياست هاى نئوليبراليسم در آمريكاى لاتين كاملاً شكست خورده است و مردم اين منطقه كه با زبان مشترك اسپانيولى با يكديگر ارتباط برقرار مى كنند، ثمرات اين شكست يعنى افزايش بدهى هاى خارجى، بحران هاى بزرگ مالى، عقب ماندگى، فقر و بيكارى را با همه وجود باور كرده اند. به همين دليل شاهد بروز و ظهور جنبش چپگرايى نوين در اين منطقه هستيم، اما روح حاكم بر انديشه هاى اين جنبش، هيچ سنخيتى با چپ گرايى از نوع تجربه شده آن در اروپا ندارد. آقاى هوگو چاوز از يك سو از سوسياليسم دم مى زند و در همان حال خود را از الطاف و دعاى خداوند بهره مند مى داند و آقاى كوره آ رئيس جمهور تازه برگزيده اكوادور نيز در گفت و گوى خود با دكتر احمدى نژاد تصريح مى كند كه او فردى با ايمان بوده ونيازمند دعاى خيررئيس جمهورى اسلامى ايران است. آنها با شجاعت وصراحت برمبارزه با بى عدالتى، تبعيض وفساد تأكيد مى كنند وسوسياليسم را نيز با رويكردهاى بومى مورد توجه قرار مى دهند.
<در سياست خارجى اين كشورها در ساليان گذشته چه اتفاقاتى رخ داده و تا پيش از روى كار آمدن دولت هاى انقلابى چه رويكرد و گرايشى بر روابط خارجى اين كشورها حاكم بوده است؟
در نتيجه حاكميت نظام هاى سرمايه دارى و نئو ليبرالى در كشورهاى مختلف آمريكاى لاتين، جوامع مختلف در اين منطقه ناگزير از اجراى سياست هاى ديكته شده پولى از سوى بانك جهانى و صندوق جهانى پول بوده اند و اين سياست ها وضع زندگى مردم را بهبود نبخشيده، بلكه مردم هر روز بيش از گذشته از آسيب هاى ناشى از اين سياست ها رنج برده اند. بديهى است در سايه حكومت هاى دست نشانده آمريكاى شمالى، شركت هاى بزرگ آمريكايى به ثمن بخس، اقدام به چپاول منابع و ذخاير عظيم اين كشورها كرده و اجازه نداده اند تا مردم به طور واقعى بر سرنوشت خويش تسلط يابند. سياست خارجى اغلب اين كشورها در گذشته تابعى از سياست هاى واشنگتن بوده و هرگز قادر به اتخاذ سياست مستقل براى تعامل و همكارى با كشورهاى مختلف نبوده اند و شايد بتوان گفت كه همين امر از جمله دلايل مربوط به محدوديت هاى اعمال شده در مراودات آنها با جمهورى اسلامى ايران بوده است .
< شما نقطه شروع انقطاع سياسى و آغاز رويگردانى ملت هاى آمريكاى لاتين از واشنگتن را كى و در كدام حادثه يا حوادث مى دانيد ؟
اصولاً سياستهاى آمريكا به دليل رويكردهاى استكبارى و استعمارى آن در برابر كشورهاى مختلف جهان، هيچ گاه پايدار و بادوام نمى ماند، زيرا ملت ها در ميان مدت و بلند مدت به مقابله با آن بر مى خيزند و از خود مقاومت و ايستادگى نشان مى دهند، بنابراين بسيار بديهى است كه نظام سلطه براى پيشبرد اهداف خود ناگزير از اعمال زور، تهديد، ارعاب و تحريم مى شود و اين رفتار را مى توان پيوسته در مراودات آمريكاى شمالى با كشورهاى آمريكاى لاتين رصد كرد. كودتا برضد دولت مردمى سالوادور آلنده در شيلى، كودتاى نظاميان در آرژانتين و حمايت آمريكا از دولت هاى فاسد در اين كشور و همچنين حمايت نظامى واشنگتن از مخالفان دولت هاى انقلابى در اين منطقه از جمله اقدامات ضد مردمى در آمريكاى لاتين محسوب مى شود كه هر كدام آنها تأثير قابل ملاحظه اى در افزايش انزجار همگانى نسبت به سردمداران كاخ سفيد در پى داشته است. احتمالاً نمى توان نسخه واحدى را براى علت رويگردانى ملت هاى آمريكاى لاتين از واشنگتن پيچيد زيرا سياست هاى آمريكا در هر كشور، داراى شدت و ضعف بوده است. البته هرجا فشارها و خشونت هاى اعمال شده برضد يك ملت از شدت بيش ترى برخوردار بوده، تحولات و تغيير رويكردها نيز با سرعت، گستردگى و عمق بيشترى به وقوع پيوسته است. البته اين را هم در نظر داشته باشيد كه تحولات شگرف در عرصه هاى مختلف جهانى نيز بر تغيير رويكردها در آمريكاى لاتين مؤثر بوده اند و جدى تر از آن نيز تحولاتى بوده كه در هر يك از كشورهاى اين منطقه به وقوع پيوسته و به نوبه خود بر كشورهاى همزبان ديگر نيز اثر گذاشته است.
< آيا شباهت هايى ميان حركت هاى مردمى امروز آمريكاى لاتين با جنبش مردمى سال ۱۳۵۷ ايران مى بينيد؟
آقاى دانيل اورتگا در سفر اخير دكتر احمدى نژاد به ماناگوئه تصريح كرد كه انقلاب ساندنيست ها و انقلاب اسلامى ايران هر دو در سال ۱۹۷۹ ميلادى به وقوع پيوستند و از اين رو دو انقلاب برادر دوقلوى يكديگر محسوب مى شوند. اين سخن نشان مى دهد كه انقلاب هاى مردمى و ريشه دار تا چه اندازه از يكديگر الگو مى گيرند يا بر يكديگر تأثير مى گذارند. من در مراسم تحليف آقاى رافائل كوره آ رئيس جمهور اكوادور در مجلس اين كشور حضور داشتم. او پس از تحليف به ايراد سخنرانى مبسوطى پرداخت. محتواى سخنان او شباهت زيادى با جهت گيرى هاى انقلاب اسلامى ايران را به دست مى داد. عدالتخواهى، مبارزه با مفاسد ادارى، مالى و اخلاقى و ضديت با فاصله طبقاتى به وجود آمده در نتيجه سوء استفاده عده اى معدود از شرايط خاص، از جهت گيرى هاى اصلى سخنان او بود. من فكر مى كنم كه ميان انقلاب ها شباهت هاى زيادى وجود دارد و بديهى است ميان انقلاب اسلامى با انقلاب گونه هايى كه در آمريكاى لاتين در حال شكل گيرى است نيز مشابهت هايى ديده مى شود. اصولاً حضور دكتر احمدى نژاد رئيس جمهور اسلامى ايران در جمع سران كشورهاى آمريكاى لاتين در مراسم تحليف آقاى كوره آ گوياى اشتراكات فراوانى است كه ميان ايران با اين كشورها وجود دارد.
< دلايل اين همه اقبال و علاقه دولت ها و مردم آمريكاى لاتين به دوستى و همكارى با ايران چيست ؟
273903.jpg
امروزه دكتر احمدى نژاد به دليل ايستادگى اصولى و منطقى در برابر زياده خواهى هاى آمريكا و تأكيد و پافشارى حقوقى و قانونى بر موضع ايران براى بهره مند شدن از انرژى هسته اى، بشدت مورد توجه دولت ها و ملت هاى مختلف جهان قرار دارد و شوق و اشتياق زيادى در سطح جهان براى ديدار با وى و هم انديشى، تبادل نظر و همكارى با ايشان وجود دارد. بنابراين موقعيت باثبات، مستحكم و موضع برتر جمهورى اسلامى ايران در مسائل منطقه اى و جهانى، جاذبه خاصى را براى توسعه روابط خارجى ايران فراهم آورده است. اما گذشته از آن كشورهاى آمريكاى لاتين به اين باور رسيده اند كه ايران اسلامى يك شريك قابل اعتماد، قابل اتكا و مطمئن محسوب مى شود. شخصيت بارزى مانند هوگو چاوز كه متحد استراتژيك ايران است، اينك به عنوان هوادار واقعى ايران عمل و رهبران كشورهاى مختلف را به همكارى گسترده با ايران تشويق مى كند. او تراكتورهاى ايرانى را به بوليوى و نيكاراگوئه اهدا كرده است تا نشانه هاى سازنده حضور ايران در اين كشورها احساس شود. ظرفيت هاى فراوانى براى همكارى ايران با كشورهاى منطقه ايجاد شده است. هم اكنون شركت هاى فنى - مهندسى ايران نقش تعيين كننده اى را در گسترش مناسبات ايران و ونزوئلا برعهده گرفته اند و آقاى چاوز همقطاران خود را در آمريكاى لاتين در جريان اين پيشرفت ها قرار داده است. علاوه براين بايد گفت كه آمريكاى لاتين مخالف سرسخت يكجانبه گرايى آمريكاست، براى ايجاد يك بلوك منطقه اى و حتى پول واحد تلاش مى كند و از تفكرات نئوليبراليستى نيز سرخورده و خسته شده است و اين وضع به طور طبيعى جمهورى اسلامى ايران را با آنها همراه و همصدا مى كند.
< آقاى احمدى نژاد و همتايان او در اين مقطع، چه رشته اى از همكارى ها را بنيان نهادند و تصور مى كنيد توافقات آنها چه چشم اندازى را پيش روى ايران و آمريكاى لاتين بگشايد؟
سفر اخير رئيس جمهور به سه كشور آمريكاى لاتين، اهداف متفاوتى را دنبال مى كرد. در سفر به ونزوئلا، توسعه روابط تجارى و اقتصادى و تعريف ابعاد تازه اى از همكارى هاى نوين مورد توجه دو طرف بود كه انعقاد يازده قرارداد و يادداشت تفاهم را در پى داشت، اما سفر به نيكاراگوئه و اكوادور بيشتر از جنبه سياسى حائز اهميت بود زيرا جمهورى اسلامى ايران در ماناگوئه و كيتو نمايندگى سياسى ندارد و همكارى ها از طريق سفير اكرديته ايران در مكزيك و كلمبيا دنبال مى شود. ديدار دكتر احمدى نژاد با دانيل اورتگا يك روز پس از برگزارى مراسم تحليف وى، انجام شد و رئيس جمهور نيكاراگوئه استقبال گرم و صميمانه اى را از هيأت ايرانى به عمل آوردند كه اين امر در واقع بيانگر اراده و تصميم دو كشور به توسعه مناسبات و همكارى هاى دوجانبه بود و دو طرف نيز در همين ارتباط يادداشت تفاهمى را در ۲۵ بند به امضا رساندند.
273900.jpg
در كيتو پايتخت اكوادور نيز همين هدف پى گرفته شد. يعنى دكتر احمدى نژاد با شركت در مراسم تحليف آقاى رافائل كوره آ رئيس جمهور مردمى و انقلابى اين كشور به او پيام داد كه جمهورى اسلامى ايران در كنار دولت اوست و آماده است تا با اين كشور همكارى هاى خود را توسعه دهد. به هرحال چشم انداز روابط ايران با آمريكاى لاتين بسيار روشن است و به نظر مى رسد كه توسعه روابط با اين منطقه، منوط به فعاليت دستگاه ديپلماسى ايران براى تعريف و ايجاد ظرفيت هاى جديد همكارى هاى دوجانبه و چند جانبه دارد و تشكيل صندوق مشترك پولى ميان ايران و ونزوئلا كه در اين سفر پايه گذارى شد و مبناى خوبى براى اين امر محسوب مى شود.
۱۲ماراتن انتخاباتى در آمريكاى لاتين
273897.jpg
مرتضى تفريشى ـ كارشناس آمريكاى لاتين

آمريكاى لاتين از نوامبر ۲۰۰۵ تا اواخر ۲۰۰۶ درمسيرانتخابات متعددى قرار گرفت كه آينده سياسى اين منطقه را رقم زد. حاصل آن انتخابات، تقويت موضع احزاب دست چپى يا مترقى در چارچوب چشم اندازدور شدن تدريجى اين كشورها ازالگوى ايالات متحده آمريكا بود.
در مدت نزديك يك سال در ۱۲ كشور آمريكاى لاتين انتخابات رياست جمهورى برگزارشد، مبارزات انتخاباتى در اين كشورها روندى طولانى وپرشور داشت. با نگاه به تقويم سياسى منطقه اوايل سال ۲۰۰۷ درخواهيم يافت كه دست كم در نيمى ازاين كشورها احزاب چپ يا احزاب با گرايش سوسياليستى به قدرت رسيده اند. البته به لحاظ سبك وسياق سياسى ومدل حكومتى ميان كشورهاى مزبور تاحدى تفاوت وجود دارد.به طورى كه در كشورهايى مانند آرژانتين، برزيل، شيلى، نيكاراگوئه، پرو و اروگوئه يك حكومت چپگراى ميانه رو وجود دارد در حالى  كه در كشورهايى نظير كوبا، ونزوئلا، بوليوى و اخيراً اكوادورشاهد حكومت هاى سوسياليستى سنتى و به بيان ديگر اصيل تر هستيم.
به هرحال دراين مدت شاهد يك ماراتن رقابت ميان دوجبهه ليبرال ها و چپگرايان درآمريكاى لاتين بوديم.اين ماراتن از نخستين انتخابات برگزار شده در آمريكاى لاتين يعنى ماه نوامبر ۲۰۰۵ در كشور هندوراس آغازشد، كه «حزب ليبرال» آن كشور به رهبرى مانوئل زلايا با گرايش ميانه رو به پيروزى رسيد.اما زمان چندانى طول نكشيد كه در انتخابات ۱۸ دسامبر ۲۰۰۵ در بوليوى،( كشورى كه داراى اكثريت جمعيت بوميان سرخپوست)، اوو مورالس رهبر حزب «بسوى سوسياليسم» به عنوان نماد و نماينده نژاد بوميان آن كشور به پيروزى قاطع دست يافت. وى پس از به قدرت رسيدن، تمايلات ملى گرايى خود را آشكار كرد. مورالس در اول ماه مه ۲۰۰۶ صنايع نفت و گاز كشورش را ملى اعلام كرد. اين اقدام او موجب وارد آمدن شوك بزرگ به شركت هاى نفتى خارجى از جمله شركت نفت اسپانيا و آرژانتين شد. ولى نهايتاً شركت هاى خارجى چاره اى جز پذيرش وضع موجود و امضاى قراردادهاى جديد با دولت بوليوى نيافتند كه خود منجر به افزايش درآمدهاى نفتى دولت نوپاى مورالس شد.
علاوه براين ،مورالس بى درنگ پس از به قدرت رسيدن، اقدام به تشكيل جبهه اى واحد با كشورهاى كوبا و ونزوئلا با نام آلبا (گزينه بوليوارى آمريكاى لاتين) كرد كه از ابتكارات هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا محسوب مى شود.
در دومين دور مبارزات انتخاباتى در شيلى، ائتلاف چپ ميانه به رهبرى خانم ميشل بچلت از حزب سوسياليست، به عنوان نخستين رئيس جمهور زن در شيلى به پيروزى دست يافت. هنوز ارزيابى دقيقى از كارنامه وى كه در ۱۱ مارس ۲۰۰۶ به قدرت رسيد، به دست نيامده است. ولى از مهم ترين رويدادهاى نخستين سال رياست جمهورى مرگ پينوشه ديكتاتور سابق شيلى ، و فردى كه بچلت زندانى اوبود، است.
در ماه فوريه ۲۰۰۶ و در انتخابات هائيتى، رنه پروال نخست وزير سابق و همكار اصلى ژان برتراند آريستيد رئيس جمهور پيشين و چهره ضدآمريكايى آن كشور به پيروزى رسيد. نتيجه انتخابات وپيروزى رنه پروال تا مدت ها از سوى دولت هائيتى مورد تأييد قرار نگرفت. نظاميان حاكم موردحمايت آمريكا از به قدرت رسيدن وى جلوگيرى مى كردند. ولى سرانجام ، تظاهرات خيابانى در حمايت از پروال و افزايش تشنج در هائيتى، مقام هاى سازمان ملل متحد را در ترغيب حاكمان هائيتى به شناسايى پيروزى رنه پروال، موفق كرد.
در ماه آوريل ،۲۰۰۶ اسكار آرياس به عنوان رئيس جمهور كاستاريكا، زمام امور را بدست گرفت.آرياس حلقه فكرى متفاوت وبلكه متضاد درزنجيره رهبران چپگراى آمريكاى لاتين است چون، او عقيده داردكه وقايع جارى آمريكاى لاتين بيش از آن كه نشانگر تمايل به جناح چپ باشد در حقيقت بازگشت به دموكراسى و ميانه روى و رعايت اعتدال در مقابل افراطى گرى ناشى از سياست هاى نئوليبرالى است. زمان چندانى ازپيروزى آرياس نگذشته بود كه در همان ماه آوريل ۲۰۰۶ در پرو، آلن گارسيا در دور دوم انتخابات بر نامزد ملى گرا و بومى تبار آن كشور به نام اولانتا هومالا كه مورد حمايت هوگو چاوز بود پيروز شد. رئيس جمهور جديد كه يك بار نيز در فاصله سال هاى ۱۹۸۵ و ۱۹۹۰ قدرت را در دست داشت پيش ازاين با اتهام فساد مالى وناتوانى درمقابله با تورم و ركود فوق العاده شديد اقتصادى، روبه رو شد . در پيروزى گارسيا عوامل متعددى همچون كمك پنهانى آمريكا و سرمايه داران بزرگ پرويى دخيل بود.
حمايت هاى مالى و نظامى آمريكادرانتخابات ديگرى نيز مؤثر افتاد، وقتى كه آلوارو اوريبه، يكى از محافظه كارترين رؤساى جمهور آمريكاى لاتين كه به دليل شدت عمل عليه نيروهاى انقلابى كلمبيا توانست با اصلاح قانون اساسى بار ديگر در ماه مه ۲۰۰۶ به رياست جمهورى كلمبيا برگزيده شود.
در انتخابات دوم ژوييه ۲۰۰۶ مكزيك حزب محافظه كار «اقدام ملى» با رهبرى فيليپه كالدرون مورد حمايت آمريكا بر آندرس مانوئل لوپز نامزد چپگرا، با اختلاف تنها نيم درصد غلبه كرد. چپگرايان از تقلب در انتخابات خبرداده وخواهان شمارش دوباره آرا شدند ولى فرياداعتراض آنها راه به جايى نبرد.
پس از مكزيك نوبت به اكوادور يكى از بى ثبات ترين كشورهاى آمريكاى لاتين از لحاظ سياسى و اقتصادى، رسيد. در دور دوم اين كارزار انتخاباتى بودكه اقتصاد دان چپگرا ، رافائل كوره آبر آلوارو نوبوآ سرمايه دار معروف و تاجرموزپيروزشد. در برزيل با وجود جنجال هاى جناح در حمايت غرب، ايناسيو لولا داسيلوا توانست در انتخابات رياست جمهورى مجدداً و حتى با آراى بيشتر از دوره پيش به پيروزى برسد. وى يكى از شناخته شده ترين رهبران منطقه بوده و خاستگاهش حزب كارگران برزيل است.
در تاريخ ۵ نوامبر ۲۰۰۶ دانيل اورتگا پس از سال ها مبارزه براى كسب دوباره قدرت، توانست در انتخابات رياست جمهورى نيكاراگوا به پيروزى برسد و به اين ترتيب فرصت ديگرى براى جبهه ملى آزاديبخش ساندنيست براى اجراى ايده هايش در برقرارى عدالت اجتماعى فراهم آيد. دانيل اورتگا در سال هاى ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ بر اين كشور كوچك آمريكاى مركزى حكومت كرد. اورتگا در اقدامى نمادين روز پس از به قدرت رسيدن با امضاى قرارداد همكار يهاى اقتصادى آمريكاى لاتين (آلبا)، رسماً به جرگه كشورهاى ونزوئلا، كوبا و بوليوى پيوست.
سرانجام درحساس ترين رقابت انتخاباتى اواخر سال گذشته در سوم دسامبر،هوگو چاوز كه مهم ترين مشوق همگرايى در منطقه آمريكاى لاتين و سرسخت ترين مخالف نظام نئوليبرالى مورد حمايت آمريكا است، بار ديگر به عنوان رئيس جمهور ونزوئلا برگزيده شد.
دگرگونى در نقشه سياسى آمريكاى لاتين كه همراه آن نقش دولت هاى چپگرا واستقلال طلب افزايش يافته است، رئيس جمهور آمريكا را واداشت تا در نوامبر سال گذشته پس از مدت ها مجوز آموزش و تربيت نظاميان ۱۱ كشور آمريكاى لاتين و منطقه كارائيب را در كالج هاى نظامى آن كشور صادر كند. خبرها و قرائن حاكى ازاين است كه كاخ سفيدهمچنان درانديشه و تلاش براى تغييرفضاى سياسى آمريكاى لاتين است. سران كاخ سفيد به شگردهاى آشكار و پنهان خود براى مقابله با دولت هاى چپگرا و مستقل ادامه مى دهند. حمايت وتقويت نخبگان غربگرا، ازجمله اين سياست ها است؛ شگرد ديرينه اى كه درآن همه دانش آموختگان مدارس نظامى آمريكا مناصب مهم نظامى را در كشورهاى آمريكاى لاتين كسب مى كنند. تعدادى از آنها نيز، مانند ژنرال نورى يگا در پاناما براى انجام كودتاهاى نظامى خيزبرمى دارند .اما ناظران منطقه درناكارآمدى اين دست حركت ها اتفاق نظردارند واين پرسش جدى محافل آمريكاى لاتين است: چگونه دولت بوش مى خواهد تمايلات استقلال طلبى وچپگرايى در كشورهاى مزبور را با پول ويااسلحه از ميان برداشته و آب رفته را به جوى بازگرداند؟

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   آيينه   |   قرآن   |   مهرگان   |   ماجرا   | 
|   رودررو   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |