اشاره:
آمريكاى لاتين، سرزمين غنوده درميان دو اقيانوس آرام و اطلس است كه حوادث سياسى آن نيز رنگى از موج هاى سهمگين اقيانوس را دارد. مردمانى كه به زبان اسپانيولى گويش مى كنند، به سبك انقلابيون و چپگرايان مى انديشند و چونان ملت هاى خاورميانه از ذخاير سرشار انرژى و منابع زيرزمينى ارتزاق مى كنند.
بنابراين، اين منطقه، قطعه اى كاملاً متفاوت از همه تصويرى است كه ما از آمريكا در ذهن داريم و اكنون موج نوين تحولات برخاسته از اين ناحيه، تفاوت هاى آمريكاى لاتين را به رخ جهانيان مى كشاند. از ۱۸۲۳ يعنى زمان اعلام دكترين مونروئه (رئيس جمهور وقت آمريكا) كه ايالات متحده پروژه «همسان سازى» سياست و فرهنگ دوسوى قاره آمريكاى شمالى و جنوبى را پى گرفت، يعنى نزديك دو قرن، سلسله دولتمردان واشنگتن براى پياده كردن وصيت سياسى مونروئه كوشيده اند. دراين مدت ايالات متحده همه بازوهاى قدرت خويش از ارتش و سازمان اطلاعات تا كمپانى ها و گروه هاى بازرگانى را براى تغيير چهره سياسى ـ فرهنگى آمريكاى لاتين به اين ناحيه گسيل داشته است، اما رهبران كاخ سفيد، هراندازه در وادى همسان سازى دو تيره سرخ پوستان جنوب نشين و شمال هاى سفيدپوست بيشتر كوشيدند كمتر نشانى از كاميابى يافتند . به اين ترتيب مردمان آمريكاى لاتين از پس چندين كودتا، جنگ، شورش و تهاجم، ميراث تمدنى خويش را حفظ كردند. و آنها نه تنها گويش كلامى و سنن زندگى خود را كنار نگذاشتند كه پيشتاز جدايى از پيكره ليبراليسم اقتصادى و سياسى شدند.
|
|
|
«ايران» در ادامه سلسله گزارش ها و گفت وگوهاى خود پيرامون موج نوين تحولات آمريكاى لاتين به گفت وگو با على اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور پرداخته است. جوانفكر بيش از ۸ سال به عنوان نماينده ايرنا در مادريد مسئوليت پوشش خبرى كشورهاى اسپانيولى زبان آمريكاى لاتين را برعهده داشته و از اين نظر، مشاهدات و يافته هاى او شايان توجه است.
گروه بين الملل< به نظر مى آيد كه تحليل جنبش هاى مردمى امروز آمريكاى لاتين نيازمند شناختى از تاريخچه سياسى اين سرزمين است. گذشته سياسى كشورهاى اسپانيولى زبان آمريكاى لاتين چگونه بود. شما چه دسته بندى از سرگذشت سياسى اين منطقه داريد و در مرور تحولات تاريخ اين سرزمين چه نكاتى گفتنى است؟
آمريكاى لاتين مركب از كشورهاى آمريكاى مركزى و جنوبى با جمعيتى بيش از ۴۰۰ ميليون نفر در نيمه دوم قرن گذشته، شرايط سخت و دشوارى را تجربه كرده است كه اين امر نيز عمدتاً متأثر از سياست هاى استعمارى آمريكاى شمالى است. سايه سنگين حكومت هاى ديكتاتور و وابسته به نظام سلطه در آمريكاى لاتين، در يكصد سال اخير حاصلى جز مرگ، نابودى و سركوب آزاديخواهان، عقب ماندگى، فقر، گرسنگى، آوارگى، فساد مالى، ادارى و اخلاقى، تبعيض و بى عدالتى براى مردم مظلوم اين منطقه نداشته است.
در جولاى ۱۹۵۴ آمريكا، دولت مردمى «جيكوب آربنز» را در گواتمالا سرنگون و در سال ،۱۹۵۹ آمريكا به پاناما تجاوز نظامى كرد. در اواخر سال ،۱۹۶۰ آمريكا با فرستادن ۲۰ هزار سرباز، قسمت هايى از جمهورى دومينيكن را اشغال كرد كه تا سال ۱۹۶۵ ادامه داشت. در سال ،۱۹۶۴ آمريكا با حمله مجدد به پاناما اين كشور را اشغال و در سال ،۱۹۷۱ آمريكا از كودتاى بوليوى حمايت و آن را رهبرى كرد. در ۱۱سپتامبر سال ۱۹۷۳ دولت منتخب و مردمى سالوادور آلنده در شيلى، با كودتاى نظامى كه سازمان سيا طراحى كرده بود، سرنگون شد. در اين كودتا دكتر آلنده كشته شد و بيش از ۳۰ هزار نفر در خشونت هاى بعدى كشته شدند. در سال ،۱۹۷۳ آمريكا با اجراى كودتاى نظامى در اروگوئه، دولت اين كشور را سرنگون كرد. در سال ،۱۹۸۱ «سى آى اى» به همراه ارتش آمريكا، در حمايت از دولت دست نشانده خود در السالوادور به مقابله با انقلابيون پرداختند. اين جنگ تا سال ۱۹۹۲ ادامه داشت. سازمان سيا از سال ۱۹۸۱ كمك هاى مالى و نظامى آمريكا را در اختيار گروه هاى مسلح و مخالف دولت ساندينيست نيكاراگوئه موسوم به كنتراها قرار داد تا مقدمات ساقط كردن دولت مردمى اين كشور را فراهم كنند كه اين حمايت ۹ سال به طول انجاميد.
در اكتبر۱۹۸۳ ارتش آمريكا، گرانادا را به دليل روى كار آمدن دولت چپ گرا در آن كشور، و البته به بهانه نجات چند دانشجوى آمريكايى اشغال كردند، در صورتى كه دانشجويان بعدها گفتند كه به كمكى احتياج نداشتند.
اينك در سال هاى آغازين هزاره سوم ميلادى، رهبران جنبش هاى آزاديخواه يكى پس از ديگرى با رويكردهاى عدالتخواهانه و مخالفت با تبعيض، فقر و فساد و ويژه خوارى به قدرت مى رسند و اساس كار خود را نيز بر مبارزه بى امان با سياست هاى نئو ليبراليستى متمركز مى كنند. تحولات اين منطقه با سرعت خيره كننده اى به زيان آمريكاى شمالى شكل مى گيرد به طورى كه در تازه ترين تحولات، اكوادور و نيكاراگوئه نيز به جمع كشورهاى پيشرو مانند كوبا، ونزوئلا، برزيل و بوليوى پيوسته اند. درواقع مى توان گفت كه الگوهاى نئوليبرالى در آمريكاى لاتين به پايان حيات خود رسيده است. دولت واشنگتن با اين واقعيت آشنا شده است كه آمريكاى لاتين مانند گذشته به صداى او گوش فرانمى دهد و گذشت زمان نيز نشان مى دهد كه اين بار، دولت آمريكاست كه بايد گوش كردن به صداى آمريكاى لاتين را تمرين كند.
<اطلاعات ما آسيايى ها از خلقيات سياسى مردمان آمريكاى لاتين چندان نيست. از روحيات سياسى اين ملت ها بگوييد و اين كه فرهنگ سياسى اين جوامع داراى چه عناصر و اجزايى است ؟
در واقع مى توان گفت كه در يك قرن اخير، آمريكاى لاتين نقش حيات خلوت آمريكا را ايفا كرده است، اما روند رويدادها در سال هاى اخير جهت حركت ملت هاى آمريكاى لاتين را تغيير داده و با جرأت مى توان گفت كه اين حيات خلوت اكنون براى آمريكايى ها بسيار شلوغ شده است و هر روز كه مى گذرد، عرصه بر دولت واشنگتن سخت تر و تنگ تر مى شود.
|
|
|
مهاجران خارجى، ايفاگر نقش مهمى در كشورهاى آمريكاى لاتين هستند. ميليون ها مهاجر از خاورميانه و شمال آفريقا و بويژه از لبنان و سوريه دراين منطقه رحل اقامت انداخته اند و البته در يك فرايند تدريجى در جامعه بومى اين كشورها نيز حل شده اند. آمريكاى لاتين به لحاظ سياسى و اجتماعى از رويكردهاى عمومى حاكم بر اروپا تأثير مى پذيرد و حتى گفته مى شود كه چپ گرايى و ماركسيسم نيز از طريق اروپا، وارد اين منطقه شده است. سياست هاى نئوليبراليسم در آمريكاى لاتين كاملاً شكست خورده است و مردم اين منطقه كه با زبان مشترك اسپانيولى با يكديگر ارتباط برقرار مى كنند، ثمرات اين شكست يعنى افزايش بدهى هاى خارجى، بحران هاى بزرگ مالى، عقب ماندگى، فقر و بيكارى را با همه وجود باور كرده اند. به همين دليل شاهد بروز و ظهور جنبش چپگرايى نوين در اين منطقه هستيم، اما روح حاكم بر انديشه هاى اين جنبش، هيچ سنخيتى با چپ گرايى از نوع تجربه شده آن در اروپا ندارد. آقاى هوگو چاوز از يك سو از سوسياليسم دم مى زند و در همان حال خود را از الطاف و دعاى خداوند بهره مند مى داند و آقاى كوره آ رئيس جمهور تازه برگزيده اكوادور نيز در گفت و گوى خود با دكتر احمدى نژاد تصريح مى كند كه او فردى با ايمان بوده ونيازمند دعاى خيررئيس جمهورى اسلامى ايران است. آنها با شجاعت وصراحت برمبارزه با بى عدالتى، تبعيض وفساد تأكيد مى كنند وسوسياليسم را نيز با رويكردهاى بومى مورد توجه قرار مى دهند.
<در سياست خارجى اين كشورها در ساليان گذشته چه اتفاقاتى رخ داده و تا پيش از روى كار آمدن دولت هاى انقلابى چه رويكرد و گرايشى بر روابط خارجى اين كشورها حاكم بوده است؟
در نتيجه حاكميت نظام هاى سرمايه دارى و نئو ليبرالى در كشورهاى مختلف آمريكاى لاتين، جوامع مختلف در اين منطقه ناگزير از اجراى سياست هاى ديكته شده پولى از سوى بانك جهانى و صندوق جهانى پول بوده اند و اين سياست ها وضع زندگى مردم را بهبود نبخشيده، بلكه مردم هر روز بيش از گذشته از آسيب هاى ناشى از اين سياست ها رنج برده اند. بديهى است در سايه حكومت هاى دست نشانده آمريكاى شمالى، شركت هاى بزرگ آمريكايى به ثمن بخس، اقدام به چپاول منابع و ذخاير عظيم اين كشورها كرده و اجازه نداده اند تا مردم به طور واقعى بر سرنوشت خويش تسلط يابند. سياست خارجى اغلب اين كشورها در گذشته تابعى از سياست هاى واشنگتن بوده و هرگز قادر به اتخاذ سياست مستقل براى تعامل و همكارى با كشورهاى مختلف نبوده اند و شايد بتوان گفت كه همين امر از جمله دلايل مربوط به محدوديت هاى اعمال شده در مراودات آنها با جمهورى اسلامى ايران بوده است .
< شما نقطه شروع انقطاع سياسى و آغاز رويگردانى ملت هاى آمريكاى لاتين از واشنگتن را كى و در كدام حادثه يا حوادث مى دانيد ؟
اصولاً سياستهاى آمريكا به دليل رويكردهاى استكبارى و استعمارى آن در برابر كشورهاى مختلف جهان، هيچ گاه پايدار و بادوام نمى ماند، زيرا ملت ها در ميان مدت و بلند مدت به مقابله با آن بر مى خيزند و از خود مقاومت و ايستادگى نشان مى دهند، بنابراين بسيار بديهى است كه نظام سلطه براى پيشبرد اهداف خود ناگزير از اعمال زور، تهديد، ارعاب و تحريم مى شود و اين رفتار را مى توان پيوسته در مراودات آمريكاى شمالى با كشورهاى آمريكاى لاتين رصد كرد. كودتا برضد دولت مردمى سالوادور آلنده در شيلى، كودتاى نظاميان در آرژانتين و حمايت آمريكا از دولت هاى فاسد در اين كشور و همچنين حمايت نظامى واشنگتن از مخالفان دولت هاى انقلابى در اين منطقه از جمله اقدامات ضد مردمى در آمريكاى لاتين محسوب مى شود كه هر كدام آنها تأثير قابل ملاحظه اى در افزايش انزجار همگانى نسبت به سردمداران كاخ سفيد در پى داشته است. احتمالاً نمى توان نسخه واحدى را براى علت رويگردانى ملت هاى آمريكاى لاتين از واشنگتن پيچيد زيرا سياست هاى آمريكا در هر كشور، داراى شدت و ضعف بوده است. البته هرجا فشارها و خشونت هاى اعمال شده برضد يك ملت از شدت بيش ترى برخوردار بوده، تحولات و تغيير رويكردها نيز با سرعت، گستردگى و عمق بيشترى به وقوع پيوسته است. البته اين را هم در نظر داشته باشيد كه تحولات شگرف در عرصه هاى مختلف جهانى نيز بر تغيير رويكردها در آمريكاى لاتين مؤثر بوده اند و جدى تر از آن نيز تحولاتى بوده كه در هر يك از كشورهاى اين منطقه به وقوع پيوسته و به نوبه خود بر كشورهاى همزبان ديگر نيز اثر گذاشته است.
< آيا شباهت هايى ميان حركت هاى مردمى امروز آمريكاى لاتين با جنبش مردمى سال ۱۳۵۷ ايران مى بينيد؟
آقاى دانيل اورتگا در سفر اخير دكتر احمدى نژاد به ماناگوئه تصريح كرد كه انقلاب ساندنيست ها و انقلاب اسلامى ايران هر دو در سال ۱۹۷۹ ميلادى به وقوع پيوستند و از اين رو دو انقلاب برادر دوقلوى يكديگر محسوب مى شوند. اين سخن نشان مى دهد كه انقلاب هاى مردمى و ريشه دار تا چه اندازه از يكديگر الگو مى گيرند يا بر يكديگر تأثير مى گذارند. من در مراسم تحليف آقاى رافائل كوره آ رئيس جمهور اكوادور در مجلس اين كشور حضور داشتم. او پس از تحليف به ايراد سخنرانى مبسوطى پرداخت. محتواى سخنان او شباهت زيادى با جهت گيرى هاى انقلاب اسلامى ايران را به دست مى داد. عدالتخواهى، مبارزه با مفاسد ادارى، مالى و اخلاقى و ضديت با فاصله طبقاتى به وجود آمده در نتيجه سوء استفاده عده اى معدود از شرايط خاص، از جهت گيرى هاى اصلى سخنان او بود. من فكر مى كنم كه ميان انقلاب ها شباهت هاى زيادى وجود دارد و بديهى است ميان انقلاب اسلامى با انقلاب گونه هايى كه در آمريكاى لاتين در حال شكل گيرى است نيز مشابهت هايى ديده مى شود. اصولاً حضور دكتر احمدى نژاد رئيس جمهور اسلامى ايران در جمع سران كشورهاى آمريكاى لاتين در مراسم تحليف آقاى كوره آ گوياى اشتراكات فراوانى است كه ميان ايران با اين كشورها وجود دارد.
< دلايل اين همه اقبال و علاقه دولت ها و مردم آمريكاى لاتين به دوستى و همكارى با ايران چيست ؟
|
|
|
امروزه دكتر احمدى نژاد به دليل ايستادگى اصولى و منطقى در برابر زياده خواهى هاى آمريكا و تأكيد و پافشارى حقوقى و قانونى بر موضع ايران براى بهره مند شدن از انرژى هسته اى، بشدت مورد توجه دولت ها و ملت هاى مختلف جهان قرار دارد و شوق و اشتياق زيادى در سطح جهان براى ديدار با وى و هم انديشى، تبادل نظر و همكارى با ايشان وجود دارد. بنابراين موقعيت باثبات، مستحكم و موضع برتر جمهورى اسلامى ايران در مسائل منطقه اى و جهانى، جاذبه خاصى را براى توسعه روابط خارجى ايران فراهم آورده است. اما گذشته از آن كشورهاى آمريكاى لاتين به اين باور رسيده اند كه ايران اسلامى يك شريك قابل اعتماد، قابل اتكا و مطمئن محسوب مى شود. شخصيت بارزى مانند هوگو چاوز كه متحد استراتژيك ايران است، اينك به عنوان هوادار واقعى ايران عمل و رهبران كشورهاى مختلف را به همكارى گسترده با ايران تشويق مى كند. او تراكتورهاى ايرانى را به بوليوى و نيكاراگوئه اهدا كرده است تا نشانه هاى سازنده حضور ايران در اين كشورها احساس شود. ظرفيت هاى فراوانى براى همكارى ايران با كشورهاى منطقه ايجاد شده است. هم اكنون شركت هاى فنى - مهندسى ايران نقش تعيين كننده اى را در گسترش مناسبات ايران و ونزوئلا برعهده گرفته اند و آقاى چاوز همقطاران خود را در آمريكاى لاتين در جريان اين پيشرفت ها قرار داده است. علاوه براين بايد گفت كه آمريكاى لاتين مخالف سرسخت يكجانبه گرايى آمريكاست، براى ايجاد يك بلوك منطقه اى و حتى پول واحد تلاش مى كند و از تفكرات نئوليبراليستى نيز سرخورده و خسته شده است و اين وضع به طور طبيعى جمهورى اسلامى ايران را با آنها همراه و همصدا مى كند.
< آقاى احمدى نژاد و همتايان او در اين مقطع، چه رشته اى از همكارى ها را بنيان نهادند و تصور مى كنيد توافقات آنها چه چشم اندازى را پيش روى ايران و آمريكاى لاتين بگشايد؟
سفر اخير رئيس جمهور به سه كشور آمريكاى لاتين، اهداف متفاوتى را دنبال مى كرد. در سفر به ونزوئلا، توسعه روابط تجارى و اقتصادى و تعريف ابعاد تازه اى از همكارى هاى نوين مورد توجه دو طرف بود كه انعقاد يازده قرارداد و يادداشت تفاهم را در پى داشت، اما سفر به نيكاراگوئه و اكوادور بيشتر از جنبه سياسى حائز اهميت بود زيرا جمهورى اسلامى ايران در ماناگوئه و كيتو نمايندگى سياسى ندارد و همكارى ها از طريق سفير اكرديته ايران در مكزيك و كلمبيا دنبال مى شود. ديدار دكتر احمدى نژاد با دانيل اورتگا يك روز پس از برگزارى مراسم تحليف وى، انجام شد و رئيس جمهور نيكاراگوئه استقبال گرم و صميمانه اى را از هيأت ايرانى به عمل آوردند كه اين امر در واقع بيانگر اراده و تصميم دو كشور به توسعه مناسبات و همكارى هاى دوجانبه بود و دو طرف نيز در همين ارتباط يادداشت تفاهمى را در ۲۵ بند به امضا رساندند.
|
|
|
در كيتو پايتخت اكوادور نيز همين هدف پى گرفته شد. يعنى دكتر احمدى نژاد با شركت در مراسم تحليف آقاى رافائل كوره آ رئيس جمهور مردمى و انقلابى اين كشور به او پيام داد كه جمهورى اسلامى ايران در كنار دولت اوست و آماده است تا با اين كشور همكارى هاى خود را توسعه دهد. به هرحال چشم انداز روابط ايران با آمريكاى لاتين بسيار روشن است و به نظر مى رسد كه توسعه روابط با اين منطقه، منوط به فعاليت دستگاه ديپلماسى ايران براى تعريف و ايجاد ظرفيت هاى جديد همكارى هاى دوجانبه و چند جانبه دارد و تشكيل صندوق مشترك پولى ميان ايران و ونزوئلا كه در اين سفر پايه گذارى شد و مبناى خوبى براى اين امر محسوب مى شود.