چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۵ - ۴ محرم ۱۴۲۸
Wed, Jan 24, 2007
رودررو
۳۵۵۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
قرآن
مهرگان
ماجرا
رودررو
سلامت
گفت وگو با عليرضا كمرى، پژوهشگر دفتر ادبيات و هنر مقاومت سوره مهر
خطر سفارش نويسى در ادبيات پايدارى
273954.jpg
حسن فرامرزى

عليرضا كمرى از پژوهشگران ادبيات پايدارى (دفتر ادبيات و هنر مقاومت سوره مهر) است كه آثار متعددى را در اين باره منتشر كرده است.
از كتاب هاى او مى توان به «يادمانا» (۵ مقاله درباره خاطره نويسى و خاطره نگاشته هاى جنگ و جبهه)، «با ياد خاطره» كه جلد نخست آن حوزه خاطره نويسى و خاطره نگاشته هاى پارسى در تاريخ ايران را پوشش مى دهد، «نامه هاى فهيمه» (نامه هاى فهيمه بابائيان پور به همسرش شهيد غلامرضا صادق زاده) و... اشاره كرد. با اين پژوهشگر درباره خاطره نويسى در ادبيات پايدارى و ... سخن گفته ايم. عليرضا كمرى در پاسخ به چند سؤال به مباحث كتاب «يادمانا» ارجاعم داد كه پاسخ ها از اين طريق فراهم آمده است.
براى آغاز بحث مى خواهم اين سؤال را طرح كنم كه اگر به ادبيات پايدارى به عنوان گونه و ژانرى از ادبيات نگاه كنيم، «خاطره نويسى» چه بخشى از اين ادبيات است، آيا كاركرد خاطره نويسى فقط فراهم سازى «مصالح» و «مواد اوليه» براى ادبيات پايدارى است يا نه، «خاطره نويسى» هويت مستقلى دارد و مى تواند به عنوان يك ژانر در ادبيات مطرح شود؟
ابتدا لازم است بگويم هنوز تلقى و تعريف روشن و يكدستى از «انواع» ادبيات در نوشته هاى پژوهشى مربوط به علم ادبيات و اظهارات كار برندگان اين اصطلاح ديده نمى شود و لابد مى دانيد شمار كتاب ها و مقالاتى كه در اين موضوع فراهم آمده، انگشت شمار است. به همين سبب گاهى نوعى درهم آميزى از كاربرد و معنى «نوع» اتفاق مى افتد كه آن را به فرم و قالب (شكل)، طرز و شيوه (سبك) نزديك مى كند، در حالى كه صورت و شيوه به طور منطقى به تبع «نوع» يا «گونه» ضرورت طرح پيدا مى كند. به هر حال معيارها در شناخت دقيق نوع ميان اهل نظر يكسان نيست و به همين دليل در برابر واژه ژانر (Ganre) كلمات نوع، گونه و جنس را به كار مى برند. در تقسيم بندى نوع شناسانه آثار ادبى نه فقط ويژگى هاى محتوايى بلكه خصوصيات ظاهرى مدنظر قرار مى گيرد. مهم اين است كه بدانيم در نوع شناسى، زمينه هاى تاريخى، اجتماعى و فرهنگى مؤثر در پيدايى، رواج و افول گونه هاى ادب حايز اهميت است. زيرا به واقع آثار ادبى ما به ازاى زمانى - مكانى وقايع هستند و از اين رو تبيين تاريخى، يكى از راه هاى شناخت انواع ادبى است. اين همان وجه توجه به تاريخ در ادبيات است كه از خوانش تاريخ ادبيات متوقع و منظور است؛ با اين نگاه كه فرايند و تأثير متقابل ادبيات و تاريخ شناخته شود. به طور مثال نوع قصيده در زمانه اى يكى از صورت هاى رايج شعرى بوده كه مدح ممدوح وصله ستانى شاعر از هنجارها و كنش هاى ادبى مقبول به شمار آمده است؛ اما اكنون سخن از قصيده سرايى بيشتر وجه يادكردن يا تلميح يا احساس اعزاز آركائيك به چيزى يا كسى دارد. در واقع، دوره قصيده گويى و قصيده خوانى سپرى شده است. بنابراين هر عصر و زمانه اى بسته به شرايط و اقتضائات تاريخى، سياسى اجتماعى و فرهنگى، گونه هاى ادبى خود را به وجود مى آورد و مى پرورد. نكته ديگر در پيدايى و گسترش نوع ادبى، مصالح و موادى است كه اثر به وسيله آن ساخته و پرداخته مى شود. اين مصالح تنها خوانده ها يا نوشته ها و دريافت هاى نويسنده نيستند، در موارد بسيار، مشاهدات و كنش هاى پديدآورنده مى تواند ماده و مصالح اثر را فراهم سازد. خاطره هاى مكتوب، يك ژانر (نوعى) ادبى نوظهور در ادبيات معاصر ايران به شمار مى روند كه به سبب خصلت روايى - نقلى شان قابليت بررسى و مقابله نوع شناسانه يا انواع ديگرى همچون مقامه، حكايت، داستان، تذكره ها و برخى زندگى نامه ها را دارند. خاطره هاى مكتوب يا خاطره  نگاشته ها نه تنها يك ژانر ادبى محسوب مى شوند، بلكه انواع ديگرى در زير و ضمن آن جاى مى گيرند، از قبيل بث الشكوى، حديث نفس، حسب الحال، دفاعيات، اعترافات، سفرنامه ها و ... از تلفيق انواع ادبى، انواع ديگرى به وجود مى آيند؛ نوع داستان - خاطره يا حكايت- خاطره را مى توان به عنوان نمونه در خاطرات جنگ شناسايى كرد. بتازگى شگرد و شيوه اى در نوع خاطره نوشته هاى مربوط به اين رويداد ديده مى شود كه متأثر از ريخت حكايت و داستان واره هاى كوتاه است و زمان و مكان در آنها مشخص نيست و از ساخت روايت هاى اسطوره اى متأثر است. در دسته بندى ارسطويى - افلاطونى، ادبيات پايدارى از آن نظر كه بر بنياد حماسه شكل مى گيرد، يك نوع ادبى است. گرچه نوع غنايى (ليريك) و غمگنانه (تراژدى) در بطن حماسه شكل مى گيرد و به وجود مى آيد، وجوه غنايى و غمگنانه نيز در ادب پايدارى وجود دارد. در واقع ادب و پايدارى به خودى خود گستره اى وسيع است كه انواع فرعى و بينابينى در آن امكان ظهور و بروز دارد.
اگر اشتباه نكنم، شما يكى از دلايل بى رونقى و بى رغبتى به خاطره نويسى در ادبيات پايدارى كشورمان را تفاوت فرهنگى غرب و شرق در نگاه به «خود» (Self) يا «من» دانسته ايد و عنوان كرده ايد كه «من» در فرهنگ شرقى از مظاهر خودپرستى تلقى مى شود. اين كه بسيارى از كسانى كه جنگ را لمس كرده اند، اما تمايلى به ورود به حوزه خاطره نويسى نداشته اند و ندارند، از اين دليل نشأت مى گيرد يا دلايل ديگرى به آن مترتب است؟
خاطره نويسى و خاطره گويى وقتى در يك جامعه يا دوره رواج و قبول مى يابد كه «من» فردى و جمعى در آن جامعه هويت يافته و به وجود آمده باشد و انسان ها به استقلال شخصيتى و نقش فردى خود وقوف يافته باشند. اين وضع در اروپا پس از رنسانس به وجود آمد و در نتيجه انقلاب ها يا خيزش هاى آزادى خواهانه و استقلال طلبانه تشديد گرديد. خاطره نويسى در معناى متعارف و امروزين آن در ايران - متأثر از تحولات اجتماعى در اروپا - از اواسط دوره قاجار شكل گرفت و انقلاب مشروطه به آن وسعت بخشيد و حتى در روش و نگرش تاريخ نگارى سنتى ايران، تأثيرى شگفت به وجود آورد. اين تأثير نه تنها هنجار معمول تاريخ نگارى را - كه در چارچوب خواست و مصالح و پسند فرمانروايان بود - برهم زد، بلكه در زبان نگارش (نثر) و ادبيات اين عصر و پس از آن، تأثيرى شگرف و پايدار برجاى گذاشت و به دوره متكلف نويسى و مطنطن گويى پايان داد. پس از استقرار نيم بند مشروطه در ايران اگرچه فضاى ذهن جامعه با فضاى دوره پيش از آن تفاوت بسيار يافت، به مرور با تمركز يافتن قدرت، حدود اختيار و آزادى به دوره استبدادى - البته به گونه اى جديد - بازگشت. در اواخر دوره پهلوى، ويژگى اى عمومى در ذهن و انديشه آحاد جامعه مانند نهال پنهانى كه پس از سال ها سر از خاك برآورد و جوانه بزند، بروز و ظهور يافت و آن همانا خودباورى فردى و جمعى ملت بود.
اين خودباورى از نظر جامعه شناس شهير و انقلابى اين عهد، مرحوم دكتر على شريعتى «رجعت به خويشتن خويش» خوانده شد كه تعبير ديگرى از همان خودباورى جمعى و فردى ملت است. اما يكى از دلايل ضعف تأليف در خاطره نگاشته هاى جنگ اين بوده كه ميدان ها و مناطق جنگى و... كمتر امكان آن را فراهم مى آورده كه رزمندگان به نگارش خاطرات خود... بپردازند. علاوه بر اين، بى اطلاعى از قواعد نگارشى و ناآشنايى با اقسام نثر فارسى و افزون بر آن، مقيد نبودن به چنين شيوه هايى و پيروى مطلق از زبان عاطفى و توان شخصى و انعكاس ساده و بى پيرايه وقايع به زبان متعارف، موجب شده است كه خاطره نوشته ها بيشتر با ملاك هاى شناخته شده نثرهاى ادبى، چندان همخوان و متناسب نباشد.
اين ناتوانى قلم و غربت آن در وقايع «يدرك» و «يوصف» از آن روست كه درك درست و دريافت واقعيت هاى جارى جبهه ها منوط به حضور در ميدان هاى جنگ بوده و جنبه حصولى و انتقالى آن از طريق كتابت، بسيار صعب و ناممكن مى نموده است.
چه ضرورتى براى نگاه نقادانه به خاطره نويسى جنگ وجود دارد؟
عنوان «ادبيات خاطره نويسى جنگ» تعبير عام، شامل و گسترده اى است. حال آن كه آنچه كه بيشترين حجم مورد نظر خاطرات منتشر شده را در بر گرفته و در اصل عنوان خاطره نويسى را از آن خود كرده است، خاطرات رزمندگان داوطلب حاضر در ميدان هاى جنگ بوده است و نه همه كسانى كه جنگ را درك كرده و به هر صورت در گير و دار آن نقشى داشته اند. حتى نظاميان موظف، مانند ارتشيان به خاطره نويسى آن چنان كه بايد نپرداخته اند. وضع موجود گرچه حيطه بررسى ما را در خاطرات از نظر كمبود دامنه، دقيق تر خواهد كرد، اما از شمول و گستره آن خواهد كاست و ما را در قبول عنوان پيشنهادى براى اين ميز گرد، دچار ترديد خواهد كرد. به نظر من همه آنانى كه به هر صورت با جنگ درگير بوده يا از آن مطلع شده يا نكته اى در ذهن و يادشان باقى مانده، اعم از تلخ و شيرين، زشت و زيبا، كم و زياد، مى توانند داشته هاى ذهنى خود را خاطرات جنگ تلقى كنند و ما بايد براى دستيابى به آنها كوشش كنيم. ماجراى بمباران شهرها و مصائب خانواده ها، بويژه آنچه بعدها در نتيجه جنگ پيش آمد و حوادث و خاطرات پس از جنگ را پديد آورد، اين ذخيره حجيم را غنى تر و متنوع تر مى كند.
اگر بخواهيم از زاويه اى كلى تر به موضوع «ادب مقاومت» نگاه كنيم، احتمال پيدا كردن چه گونه هايى در آن وجود دارد؟
- آثار ادب مقاومت به ۳ نوع جدا از يكديگر تقسيم مى شوند. آثارى كه در اصل موضوع و پرداخت و پيدايى به وجود شخص پديدآورنده، موجود و محقق مى گردند. خاطره نگاشته ها مصداق كامل اين نوع محسوب مى شوند. آنچه پديدآورندگان خاطرات جنگ نگاشته اند، نتيجه حضور و شهود و عمل خود آنان در جبهه و جنگ بوده است. از اين رو، اركان ايجادى خلق اثر ـ پديدآورنده، پديده، موضوع و ماده، مكان و محيط  ـ در خاطره نگاشته ها در هم تنيده و وحدت يافته اند. پديدآورندگان و نويسندگان خاطرات جنگ پيشتر از آن كه راوى و نويسنده باشند، رزمنده و پيكارگر عرصه هاى جهاد و دلاورى اند، بنابراين خاطره نگاشته ها در نتيجه حضور رزمندگان در جبهه و جنگ و بيشتر در اوقات فراغت از ذهن و ضمير آنان به روى كاغذ منتقل شده اند، بدين جهت خاطره نگاشته ها از اصيل ترين و طبيعى ترين جلوه هاى ادب و فرهنگ جبهه و جنگ هستند و هيچ دست و نظر «غير»ى در پيدايى و نگارش آنها دخالت نداشته است. نوع دوم آثار ادب مقاومت در نتيجه احساس و علاقه و اعتقاد اهل قلم و تأسى و الهام آنها از محيط جبهه و جنگ خلق مى شوند. با توجه به اين كه اين گونه آثار را بيشتر هنرمندان و نويسندگان خلق مى كنند، ارزش و مرتبه ادبى و هنرى آنها بسيار والاست، گرچه بر خلاف خاطرات، آن اصالت و پيوستگى همه جانبه و كامل با جبهه و جنگ را در ذات و جانمايه خود ندارند و بيشتر دانش حصولى پديدآورندگان و معرفت با واسطه آنها از فضاى جبهه و جنگ در خلق آنها مؤثر بوده است.
در شكل و نوع سوم ادب مقاومت به لحاظ نسبت پديدآورنده (نويسنده) و پديده (موضوع خلق شده) به گونه اى نادر و پرارج دست مى يابيم كه خالق اثر هم بر آرايه هاى كلامى و تفكر متعالى و ريزبينى هاى هنرمندانه وقوف و هم خود در جبهه هاى جنگ حضور داشته است. اين پديده هاى خاص و نادر را «آثار ادبى كمال يافته» در گستره جبهه و جنگ مى توان نام برد.(۳)
يكى از موضوعاتى كه بارها طرح شده اين است كه براى آفرينش آثار قابل اعتنا در حوزه ادبيات پايدارى بايد با آن فاصله بگيريم. آيا اين فاصله گذارى تنها يك فاصله گذارى زمانى است؟
تعبير «قابل اعتنا» براى من مفهوم نيست اما اثرى كه در زمان - همزمان - واقعه نوشته مى شود، دلالت خودش را دارد و بعد از زمان نيز، در خلق و پديدآورى حضور در زمان واقعه و نيز مكان واقعه بسيار مهم است و فاصله نه تنها مفيد نيست بلكه مضر است. شايد يكى از خسارت هاى گفته يا نگفته بر اهل قلم روزگار ما اين باشد كه بسيارى از آنها نتوانستند يا نخواستند كه اين رويداد را بى واسطه و بى درنگ تجربه كنند. نويسندگان جنگ در دنيا كسانى بوده اند كه آن را از نزديك تجربه و لمس كرده اند. بنابراين - به تعبير شما - آثار قابل اعتنا همان ها هستند كه در زمان و مكان رويداد از نگاه و دريافت نويسنده روايت مى شوند. تاريخ «هردوت» از جنگى هاى ايران و يونان و گزارش گزنفون - بازگشت ۱۰ هزار نفرى - و شرح نبرد «پلوپنزى توسيديد» با حضور همين مورخان گزارشگر در ميدان نوشته شده تا برسيم به نمونه هاى فراوان آثار نويسندگان جنگ اول و دوم جهانى. در ميان آثار ادبى جنگ و دفاع مقدس به نظر من كتاب هاى «قابل اعتنا» - بلكه شاخص - وجود دارند. گرچه در ميان انبوه توليدات نهادهاى مشغول، ممكن است نزد غير اهل نظر به خوبى شناخته نشده باشند. در شناخت و تحقيق البته فاصله خودآگاه و ارادى بيان «فاعل شناسا» و «موضوع شناسايى» ضرورى است. اين فاصله به طور حتم فاصله زمانى نيست؛ گرچه فاصله زمانى امكان شناخت و رسش و اظهار دريافت را براى محقق و پژوهنده آسان تر فراهم مى كند، با اين وصف زمانه ما با عنايت به حجم گسترده و متراكم و پياپى اطلاعات و مسائل، مقتضى فرصت سوزى و وقت كشى نيست. از نگاه و منظرى ديگر چيزى كه اثر پديد آمده را قابل اعتنا مى كند با ملاك فاصله يا نبود فاصله از واقعه، شناخته نمى شود. مهم اين است كه اثر تا چه اندازه در ميزان شناخت و افزايش معرفت تأثيرگذار و تعيين كننده باشد.
شكى در اين نيست كه در همه جاى دنيا، دولت ها از حماسه ها و روحيه ملى كشورشان حمايت مى كنند. اما آنچه بسيار حساس است نحوه ورود اين نهادها براى پشتيبانى از اين موضوع است. شايد اگر آن حساسيت ها رعايت نشود اين پشتيبانى نه تنها يك عامل پيش برنده نباشد بلكه خود به يك مانع براى ايجاد آثار جدى تبديل شود.
اعتلا و استعلاى ادبى و هنر و انديشه در استقلال و استغناى آن است. مراجع قدرت و ثروت هر چقدر از اوامر خود بكاهند و به آگاهى و خدمات خود بيفزايند به صلاح اهل قلم و آثار ايشان است. طلب و تمناى مبتنى بر معرفت، بى جواب نمى ماند و سبب شكوفايى و ثمر مى شود و سفارش دهى بازار مزدوران (سفارش نويسان) را گرم مى دارد. سلامت تنه و توان شجر فرهنگ و ادب پايدارى شايد نيازمند هرس شاخه هاى زائد اين تنه و هرزه هاى پيچيده به آن باشد.
۱- «ياد مانا» پنج مقاله درباره خاطره نويسى و خاطره نگاشته هاى جنگ و جبهه ‎/ دفاع مقدس - عليرضا كمرى - انتشارات سوره مهر - چاپ ۱۳۸۱ - صفحه ۳۶ ، ۷۶ و ۷۷
۲- همان - صفحه ۸۴ و ۸۵
۳- همان - صفحه ۲۷ و ۲۸

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   آيينه   |   قرآن   |   مهرگان   |   ماجرا   | 
|   رودررو   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |