مجله اكونوميست / ۱۱ژانويه ۲۰۰۷ / ترجمه: سليمان دعويسرا
خيابان حيفا در نزديكى «منطقه سبز» ترسناك تر از هرمنطقه ديگر بغداد است. درگيرى هاى طولانى، ترس و وحشت عجيب در اطراف ساختمان هاى اين خيابان به وجود آورده است اغلب خشونت هاى گسترده شهر اينجا رخ داده است. اكنون اين خشونت ها در حال سرايت به دروازه هاى منطقه مستحكم موسوم به « منطقه سبز» است. اين منطقه شهرتى سياسى دارد، ازآن زمان كه صدام به عنوان يك جوان ماجراجو به اين منطقه پناه آورد او پس از آن، بيشتر طرفدارانش را در اين خيابان اسكان داد. هنگامى كه ديكتاتور بركنار شد، اين منطقه به عنوان دژ مستحكم ستيزه جويان سلفى درآمد.
آمريكايى ها اين منطقه را «قلب بولوار رهگيرى نظاميان» نام گذارى كرده اند؛ جايى كه در آن نظاميان انتظار دارند كه به دست ستيزه جويان كشته و يا مجروح شوند. پس از نخستين انتخابات آزاد ژانويه ۲۰۰۵ عراق، يك سرى از تهاجم ها در خيابان حيفا منجر به اين شد كه اين منطقه در كنترل ارتش نوين عراق درآيد.
در گذشته كودكان در اين خيابان بازى مى كردند و شعارهاى « زنده باد گارد ملى» سرمى دادند. اما اكنون ستيزه جويان ديوارهاى اين خيابان را با شعارها وپيام هايى عليه خارجى ها مى پوشانند. اين روزها اين بولوار بار ديگر به خونين ترين محل درگيرى نظامى بغداد تبديل شده است. اپوزيسيون مسلح دراين منطقه ضديت با نيروهاى ائتلاف رابه درگيرى فرقه اى به منظور نسل كشى گره زده اند. براى مثال، در ششم ژانويه، پليس ۲۷جسد، احتمالاً شيعه، كشف كرد كه گلويشان پاره و يا به سرشان گلوله شليك شده بود و در قبرستانى نزديك حيفاجنازه ها روى هم انباشته شده بودند. در هفته گذشته بيش از ۱۰۰۰سرباز آمريكا و عراق با حمايت هلى كوپتر و جنگنده در اين منطقه با عوامل مسلح وارد جنگ شدند.
در اثر اين همه خونريزى، تا كنون بيش از ۳۰۰۰سرباز آمريكايى كشته و بيش از ۳۰۰ميليارد دلار هزينه مالى در برداشته است. با ديدن اين صحنه ها است كه بيشتر نيروهاى آمريكا مستقر در عراق قطع اميد كرده و خواهان بازگشت به كشورشان هستند. اما جورج بوش كه اين صحنه ها را ازنزديك تجربه نكرده هنوزاميدوار است.
پس چندان جاى تعجب نيست كه بوش در سخنرانى تلويزيونى دهم ژانويه خود اعلام كرد كه بيش از ۲۰هزار سرباز ديگر به ظاهر براى كمك به نيروهاى عراقى در برقرارى امنيت ، به بغداد اعزام خواهد كرد. از اين تعداد ۴۰۰۰نيرو به استان آشوب زده انبار اعزام خواهند شد. ازديگر اهداف اعلام شده بوش اين است كه اين يگان ها در درون نيروهاى امنيتى عراق براى رهايى ساكنين محل از وجود گروه هاى مسلح قرار خواهند گرفت وسپس تلاش ارتش نوين عراق با اقدام هاى اقتصادى، سياسى و ديپلماتيك تقويت خواهد شد. به افسران و مقام هاى آمريكا براى هزينه كردن پول بيشتر اختيارات بيشترى داده شده است و از مالكى نخست وزير عراق نيز خواسته خواهد شد كه يك سرى اقدام هاى سياسى را تنظيم كند.
تصميم هاى بوش ابعاد عجيب تر ديگرنيز دارد:او پيشنهاد گروه بى طرف جيمز بيكر و هميلتون را كه خواستار نزديكى به ايران و سوريه براى حل بحران عراق شده بود رد كرد و به جاى آن، او اين كشورها را متهم به تشديد خشونت در عراق كرد. بوش همچنين دستور داد تا ناو هواپيمابر به همراه موشك هاى ضد هوايى پاتريوت به خاورميانه ارسال شود. در همين رابطه است كه در ۱۱ژانويه، نيروهاى آمريكا به دفتر كنسولگرى ايران در شمال عراق حمله كردند.
اما همين آقاى بوش در سخنان سال نو مسيحى خود گفت كه در باره عراق اشتباه كرده و پذيرفت كه آمريكايى هاى بيشترى در اين كشور خواهند مرد. او تأكيد كرد كه مردم نبايد انتظار «مراسم تسليم شدن درميدان جنگ» را داشته باشند. زيرا هنوز جنگ عراق بخشى از «مبارزه قاطع ايدئولوژيك دوران ماست» و شكست در اين جنگ فاجعه به بار مى آورد: سقوط دولت عراق، منجر به كشتار جمعى در اندازه هاى غيرقابل تصور، پيروزى تندروهادر سراسرخاورميانه و به خطرافتادن دولت هاى محافظه كار خواهد شد.
اما بوش درراهبرد خود براى اعزام نيروى جديد به عراق در حال حاضر تنهاست. ژنرال ابى زيد، فرمانده مركزى كه استراتژى آمريكا در عراق و افغانستان را زير نظر داشت، دو ماه پيش با سياست اعزام نيروى بيشتر به عراق مخالفت كرد. وى كه در سناى آمريكا سخن مى گفت اعلام كرد كه اعزام ۲۰ هزار نيروى ديگر به عراق تنها تأثير موقتى بر امنيت خواهد داشت. ضمن اين كه اين امر منجر به اين مى شود كه نيروهاى عراق ديرتر كنترل كشور را بدست بگيرند. اگر اين اقدام طولانى شود فشار بيشترى به نيروهاى زمينى آمريكا وارد خواهد شد.
بوش همواره دم از احترام گذاشتن به فرماندهانش مى زد، اما اين بار او به مشورت هاى آنها توجهى نكرد. به جاى آن، او ژنرال ابى زيد را بركنار كرد و شخصيت هاى كليدى گروه خود در عراق را تغيير داد. ژنرال جان كيسى، فرمانده ارتش درعراق، به فرماندهى ستاد ارتش ارتقاى مقام يافت و خليل زاد سفير آمريكا در عراق به عنوان سفير آمريكا در سازمان ملل متحد منصوب شد.
بوش نظرات كميسيون جيمز بيكر، وزير خارجه اسبق، كه خواستار عقب نشينى مديريت شده نيروهاى آمريكا از عراق شده بود را ناديده گرفت. به جاى آن به طرح دست پخت مؤسسه آمريكايى اينترپرايز - محفل تندرو نومحافظه كاران- تن داد، اين كار به شدت مورد حمايت جك كين، يك ژنرال بازنشسته چهارستاره و معاون سابق ستاد ارتش است. ژنرال كين همان كسى است كه در پشت صحنه از تدوين گزارش موسوم به« انتخاب پيروزى» درعراق حمايت مى كرد. عنوان اين گزارش طرحى براى موفقيت در عراق، نوشته فردريك گاگان، كارشناس نظامى بود، كه در پنج ژانويه منتشر شد. وى در اين گزارش خواستار اعزام نيروى بيشتر تا سقف ۳۵هزار نفر شده بود. گاگان در اين نوشته، امنيت را پيش زمينه راه حل سياسى خواند و نه برعكس. او معتقد است كه تنها با برقرارى امنيت معتبر مى توان، ميليشياها را از پا درآورد.
هدف اصلى
بغداد منطقه بحرانى است: بغداد پرجمعيت ترين شهر عراق، با شش ميليون جمعيت، با همه جا فرق مى كند. اين منطقه هم اهداف اصلى ميليشياها در حمله به نيروهاى ائتلاف است و هم منطقه جنگ فرقه اى است. جنگ فرقه اى اخير زمانى آغاز شد كه سلفى هاى تندرو حرم سامرا را در فوريه ۲۰۰۶منفجر كردند.
نيروهاى ائتلاف از مدت ها پيش، استراتژى لكه زدايى نفتى يعنى برقرارى ثبات در يك نقطه و سپس گسترش آن را دنبال كردند. اين سياست تنها در برخى مناطق بويژه مناطق روستايى نزديك شهرها پاسخ داد. يعنى جايى كه رؤساى قبايل نيز مى توانستند حوادث را پيش بينى كنند. اما در بغداد هر آرامشى موقتى است. در تابستان گذشته عمليات مشتركى ميان نيروهاى عراق و آمريكا با نام «با هم به جلو» در بغداد انجام گرفت. اما چيزى از پايان اين عمليات نگذشته بود كه سير بدترين كشتارها همه شهر را فرا گرفت.
حالا هم نوبت استراتژى نيروهاى موسوم به واكنش سريع رسيده است. ژنرال كين پيش بينى كرده است كه «اين سياست كاملاً با سياست گذشته متفاوت است». او مى گويد: در گذشته نيروهاى آمريكا و عراق سياست سه مرحله اى «پاكسازى، حفظ و ساختن» را دنبال مى كردند. آنها مى توانستند تروريست ها را از برخى مناطق بغداد بيرون برانند اما نيروهاى آمريكا كم بودند و عراقى ها نيز توان حفظ مناطق پاكسازى شده را نداشتند چه برسد به ساختن آن. وى افزود: قول هايى كه براى تأمين نيروى بيشتر داده شده، در صورت عملى شدن آن، پنج تيپ به چهارتيپ فعلى بغداد افزوده خواهد شد و گذشته از آن ۱۸تيپ كوچكترعراقى نيز وارد عمل مى شود. امااگر اين سياست در سال ۲۰۰۳اجرا مى شد، آمريكايى ها هم اكنون با مشكلات فعلى دست به گريبان نبودند. وى كماكان تأكيد دارد كه هنوز براى اجراى چنين سياستى دير نيست.
اكنون قراراست ژنرال ديويد پتروس به جاى ژنرال كيسى، فرمانده ارتش آمريكا در عراق، مجرى اين سياست جديد باشد. وى كه پيش از اين فرمانده يگان ۱۰۱هوابرد اعزامى به موصل بود مسئوليت ساختن ارتش عراق را نيز به عهده داشت. او سپس هدايت آموزشى پايگاه «ليونوورث» تگزاس را به عهده گرفت. در آنجا بود كه اين ژنرال استراتژى جديد مبارزه با مخالفان مسلح درعراق را نوشت.
اين دكترين از سربازان آمريكا مى خواهد كه به وظيفه خود يعنى « كار اجتماعى نيروهاى مسلح» عمل كنند. يعنى به جاى تلاش براى كشتن هرچه بيشتر تروريست ها، اولويت نخست را نفوذ درميان مردم و جمع آورى اطلاعات مربوط به دشمن قرار دهند. جالب اينجااست كه، چندين دهه پس از محو ايده «جنگ هاى محدودشهرى» از كتاب هاى درسى ارتش، افسران آمريكاهم اكنون بار ديگر درس هاى راه سخت جنگ ويتنام رادوباره مرور مى كنند.
هدف اصلى دكترين نوين، جذب مردم بى تفاوت جامعه عراق اعلام شده است. اما پس از اين همه كشتار و از ميان رفتن اميدها، به نظر نمى رسد افراد بى تفاوت زيادى در بغداد باقى مانده باشند. از اين رو است كه نظرسنجى ها نشان مى دهند، روند حمايت از كشتن آمريكايى ها رو به افزايش است. يكى از اين نظر سنجى ها در سپتامبر گذشته نشان مى دهد كه ۶۱درصد عراقى ها، از جمله اكثريت فرقه ها و طايفه هاى مهم اين كشور حمله به نيروهاى ائتلاف را مورد تأييد قرار مى دهند.
پس بايد نتيجه گرفت، اعزام نيروهاى بيشتر آمريكا به عراق به معنى امنيت بيشتر نيست. بلكه طعمه هاى بيشترى در دسترس مخالفان مسلح قرار مى گيرد و دشمنى بيشتر مردم با نيروهاى اشغالگر را بر خواهد انگيخت. يكى از ژنرال هاى با تجربه انگليس در عراق بر اين باور است كه، افزايش نيروهاى آمريكا هيچ مشكلى را حل نخواهد كرد» البته ممكن است هنگامى كه جيپ هاى حامل سربازان آمريكا در طول روز به گشت زنى مشغولند، اوضاع را آرام ببينند، اما ميليشياها در شب بازمى گردند وكشتار و ترس فضا را فرا خواهد گرفت»
دكترين نوين ژنرال پتروس تأييد مى كند كه تعداد نيروهايى كه بتوانند ثبات را به عراق بازگردانند بسيار كم است. در اين دستورالعمل استراتژى ۲۰تا ۲۵نيروى امنيتى براى هر هزار عراقى پيشنهاد شده است. اين درست شبيه سياست سال ۱۹۹۹ناتو در كوزوو است. با توجه به جمعيت كوزوو و مقايسه آن با عراق اين به معنى در اختيار داشتن ۵۳۵ هزار تا ۶۷۰ هزار سرباز و نيروى پليس در عراق است.
نيروهاى همپيمان، با رهبرى آمريكا با بيش از ۲۰۰هزار سرباز زن و مرد در سال ۲۰۰۳عراق را اشغال كردند. هم اكنون تنها ۱۵۰هزار سرباز خارجى در عراق حضور دارند. قطع نظر از ضعفهاى نيروهاى عراقى، حتى با احتساب نيروهاى امنيتى عراق، مجموع نيروهاى در اختيار فقط ۴۷۳هزار نفر است. تعداد زيادى از نيروهاى امنيتى عراق به طور مرتب ازصحنه غايب هستند و ارتش نيز تنها قادر است به پاره اى از وظايفش عمل كند. نيروهاى پليس نيز عموماً ناكارآمد و يا زير نفوذ ميليشياها است.
براين اساس نيروهايى كه قرار است به عراق اعزام شوند، براى تأثير گذارى قطعى جوابگونيستند. از سوى ديگر تأمين هزينه چنين نيرويى براى ارتش آمريكا نيز سنگين است. زمان گردش اعزام نيرو در عراق و افغانستان در حال حاضر مغاير با قانون پنتاگون است دستور العملى كه مى گويد: هر سرباز رسمى در قبال يك سال عمليات در خارج از كشور دو سال در آمريكا و سربازان ذخيره نيز هر سال عمليات در خارج ۶سال استراحت در مركز داشته باشند. سربازان ذخيره نيمى از توان نظامى آمريكا در عراق را تشكيل مى دهند. علاوه بر اين دراوضاع پرآشوب عراق تجهيزات نظامى گم مى شوند و يا زودتر از آن كه پيش بينى مى شد فرسوده شده اند.
اما اين، همه مشكلات آمريكايى ها در باتلاق عراق نيست. فرماندهان ارتش نگران نشانه هاى صدمه هاى اخلاقى جنگ و افزايش طلاق در ميان سربازان آمريكا هستند. نظرسنجى كه نشريه« ميليتارى تايمز» آمريكا در ماه دسامبر ارائه داد نشان ازآثار روانى شديد جنگ دارد. در اين نظرسنجى شماراندكى ازمردم با تصميم آمريكا براى اعزام نيرو به عراق موافق بودند و اين درحالى است كه در سال۲۰۰۵حدود ۵۶درصد حامى اين تصميم بودند. در ژوئن گذشته، ستوان يكم«اهرن وتادا» نخستين افسرى بود كه حاضر نشد در عراق خدمت كند او گفت: «جنگ در عراق نه تنها غيراخلاقى است بلكه به شدت با قوانين آمريكا مغايرت دارد». او براى محاكمه در فوريه آينده به دادگاه نظامى سپرده خواهد شد.
اما با وجود همه اين عوارض، بوش تصميم گرفته كه كار بيشترى از ارتش بكشد. پس نيروهاى ذخيره تازه نفسى براى اعزام ۲۰۰۸ به منطقه فراخوانده مى شوند.
ژنرال كين مى گويد : نيروهاى فوق العاده براى مدت دو سال در عراق باقى خواهند ماند.اما او بر اين نكته تأكيد كرد كه اين نيروها به آمريكا كمك مى كند تا مانع بى تفاوت شدن همه مردم عراق و حتى همه مردم بغداد شود. كين پيشنهاد كرده كه آمريكا بايد ابتدا امنيت مردم شيعه و سنى بغداد را تأمين كند و سپس امنيت شهرهاى اطراف بغداد را تأمين كند.
چالش با سياست
همه آنچه رئيس جمهورآمريكا درطرح خويش وعده داده است، بلند پروازانه و دور ازواقعيت است. بوش در برنامه خويش مدعى است كه براى عراق « فضاى تنفس» ايجاد مى كند، تانيروهاى امنيتى با استفاده از فرصت به دست آمده حرفه اى تر بشوند. لازمه موفق شدن ارتش در اين راه، توسعه هاى اقتصادى و سياسى است و مشكل اساسى براى اين كار نيز در سياست نهفته است.
تمام محورهاى برنامه بوش براى دولت عراق، از جمله تقسيم منصفانه درآمد نفت، هزينه كردن ۱۰ميليارد دلار براى بازسازى كشور، برگزارى انتخابات استانى، تجديد نظر در قانون اساسى فدرال و روند بعث زدايى، بلندپروازانه است. بيشتر اين حرف ها در گذشته نيز شنيده مى شد، اما متحدان بوش در اجرايى كردن آن ناكام بودند.
اهداف بى دفاع چه كسانى هستند؟
آمريكا ابزارهاى نفوذ را يكى پس از ديگرى از دست مى دهد. زيرا عراق دوران انتقال قدرت به حاكميت جديد را پشت سر گذاشته ودراين انتقال، انتخابات اختلاف هاى فرقه اى كشور را به سياست كشانده است.
اكنون همان تكيه گاه هاى ديروز آمريكا در دولت عراق، خواهان خروج نيروهاى آمريكا و به دست گرفتن سرنوشت عراق هستند. اين چيزى است كه جيمز بيكر در گزارش مطالعاتى خود پيش بينى كرده بود. اما بوش نمى تواند تن به اين پيشنهادها بدهد. آيا كنگره اى كه توسط دموكرات ها اداره مى شود، با محروم كردن دولت از بودجه نظامى، خواهد توانست بوش را وادار به اين كار بكند؟
كنگره آمريكا براى پيشبرد نقطه نظراتش، تنها در شرايط بسيار سخت از قدرت خود استفاده كرده است كه جنگ ويتنام نمونه بارز آن است. استفاده از چنين قدرتى خطرات سياسى بزرگى را متوجه كشور مى كند. مثلاً جمهوريخواهان دموكرات ها را متهم مى كنند كه از حدود قانونى خود فراتر رفته اند. با اين اتهام در صورت شكست آمريكا در جنگ عراق، آنها دموكراتهارا مسبب اصلى اين شكست قلمداد مى كنند. هم اكنون اعتراض هاى دموكرات ها تنها در قالب شفاهى به عنوان يك اقدام نمادين در اظهارات سناتور جوزف بايدن به جورج بوش خلاصه مى شود.
در حال حاضر بدنامى جنگ عراق، مبارزات انتخاباتى سال ۲۰۰۸ آمريكا را به شدت تحت تأثيرقرارداده است. بسيارى از جمهوريخواهان نسبت به اين جنگ ابراز ترديد مى كنند. جان مك كين تنها نامزد جمهوريخواهان براى رياست جمهورى آمريكا است كه تا كنون حمايت شفاهى خود را از اعزام نيروى بيشتر به عراق اعلام كرده است. وى كه از نامزدهاى انتخابات ۲۰۰۸است، ممكن است ازاين انديشه خوددرعراق صدمه ببيند. نامزدهاى ديگر بيشترشان يا خواستار هدايت شفاف جنگ هستند و يابه طورجدى باآن مخالف هستند. هيلارى كلينتون، نامزد پيشرو دموكرات ها براى انتخابات رياست جمهورى كه پيش از اين از جنگ عراق دفاع مى كرد، اعلام كرده است كه « بوش همواره ما را به راه غلط هدايت مى كند».
جان ادوارد كه در كنار جان كرى نامزد انتخابات رياست جمهورى ۲۰۰۴ بود، خواستار بازگرداندن هرچه سريعتر سربازان آمريكايى ازعراق شده است. اگر كرى در مراحل مقدماتى موفق شود، ممكن است ديگران را نيز وادار به اتخاذ موضع شديدتر عليه جنگ بكند. در هر صورت ضديت با جنگ در واشنگتن يك پيام قدرتمند به مخالفان مسلح در خيابان حيفاى بغداد مى فرستد و آن اين است «مهم نيست كه بوش بتواند چه تعداد نيرو به عراق بفرستد، واقعيت اين است كه آنها ممكن نيست مدت زيادى در آنجا بمانند.»