- نصرالله افجه اى
- متولد ۱۳۱۲ تهران
- چند دهه سابقه در هنرخطاطى
- تجربه تكنيك هاى مختلف و مصالح و مواد متنوع در خوشنويسى
- گرفتن ديپلم هنر
- دريافت نشان درجه ۱ هنرى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى
- ۷ نمايشگاه انفرادى از سال ۱۳۵۲ و چند نمايشگاه جمعى
شركت در نمايشگاه هاى زير:
- نمايشگاه بال سوئيس در دو نوبت
- نمايشگاه جهانى نقاشى هاى سنتى بولئونيا (ايتاليا)
- نمايشگاه نقاشى يونسكو كانيسومر (فرانسه)
- جشنواره هنر ايرانى دوسلدورف (آلمان)
- آخرين نمايشگاه همايش كشورهاى غيرمتعهد در جاكارتا (اندونزى)
- نمايشگاه خطاطى كويت (۱۹۹۸)
- نمايشگاه خطاطى دبى (۱۹۹۹)
- نمايشگاه خطاطى رياض (۲۰۰۰)
- نمايشگاه خطاطى جاكارتا (۲۰۰۱)
- نمايشگاه خطاطى آمريكا (۲۰۰۱)
و...
خوشنويسى، مانند ديگر هنرهاى ايرانى، هنرى است كاربردى كه براى انتقال مفاهيم معتبر و مهم و معرفت و دانش هاى روز به كار گرفته مى شده است. درعين حال، خوشنويسى پيوند عميقى با ادبيات دارد و به ترويج حكمت و معرفت انسانى در طول تاريخ كمك كرده است. همچنين خوشنويسى به عرصه هنرهاى تجسمى نيز راه پيدا كرده و در اين ميان عنصر تزيينى آن، تنها عنصرى نيست كه از آن استفاده مى شده است.
خوشنويسى با ورود اسلام و نوشتن قرآن كريم آغاز شد و نخستين خطى كه در اين هنر استفاده شد، خط كوفى بود كه بعد از مدتى تغييراتى در آن ايجاد گرديد. با گسترش اسلام اين خط رفته رفته پيچيده تر شد و به اين ترتيب، خط، نمايش زمان هر عصر است.
با ورود ابن مقله به عرصه خوشنويسى، خط، جلال و شكوه خاصى مى يابد و در تمامى دوره خلافت عباسيان نمونه هاى اين خط گسترش پيدا مى كند. در قرن هشتم هجرى قمرى، ميرعلى تبريزى خط نستعليق را ابداع مى كند و از اين زمان خطى به وجود مى آيد كه منحصراً متعلق به خطوط فارسى است و با رشد آن در قرن دهم استادان بزرگى در اين زمينه سربرمى آورند كه از معروف ترين آنها مى توان به ميرعماد قزوينى اشاره كرد.
هر هنرمندى كه بتواند درونيش را به درون هنر و خوشنويسى منتقل كند، آثار جاودانه اى را خلق خواهد كرد و از آنجا كه خوشنويسى بسيار دقيق، تنظيم شده و چارچوب هاى تعريف شده اى دارد بايد آن را با «من درونى» در هم آميخت تا اثرى شگفت انگيز خلق كرد. آخرين نوع خوشنويسى خط شكسته نستعليق است كه مى توان ادامه آن را در سياه مشق هاى امروزى ديد، اما از قرن سيزدهم هجرى قمرى، ايجاد يك متن قابل خواندن - كه مهم ترين هدف خوشنويسى كهن بوده است - در نمونه هايى مانند سياه مشق نويسى، اهميت چندانى ندارد بلكه در بسيارى از قطعات، سعى عمده در راستاى تركيب بندى و شيوايى و زيبايى صفحه به كار مى رود. با برهم خوردن كفه تعادل ميان متن و ساختار خوشنويسانه، ساختار عمده مى شود و در پى آن، آثارى انتزاعى به وجود مى آيد كه در آن تنها از مدلول ها و شكل الفباى سنتى مورد توافق استفاده مى شود. خط نقاشى معاصر كه از پشتوانه غنى آثار خوشنويسان معتبرى چون ملك محمد قزوينى و نقاشانى چون اسماعيل جلاير و سياه مشق نويسانى مانند ميرزا غلامرضا اصفهانى و ميرزا كلهر برخوردار بوده است، با چنين هدف و نيتى آغاز مى شود و گريزگاهى از سنت گذشته خود است كه همچون هر دوران هنرى ديگرى به مرحله اشباع خود رسيده بود.
تصور رايج مبنى بر اين كه خوشنويسى جز در صورت نقش بستن مركب با قلم نى بر روى كاغذ گونه ديگرى ندارد، پيكره سنت تناور و گسترده و ممتدى را بنا مى گذارد كه همان سنت رسمى خوشنويسى قديم ايرانى و اسلامى است. با وجود اين، جست وجوى هنرمندان خط نقاشى بى آن كه بخواهد اعتبار و جايگاه خوشنويسى سنتى را انكار كند، زمينه ها و امكانات بصرى تازه و متنوعى را پديد مى آورد كه در عين متصل ماندن به خاطره و تكيه گاهى مطمئن و نيرومند، موفق مى شود با زبانى گسترده و جهانى، با مخاطبانى از فرهنگ هاى متفاوت ارتباط برقرار كند و پلى ميان گذشته سنتى و جهان متحول امروز باشد.
هنرمندان خط نقاشى از خاستگاه هاى متفاوتى مى آيند، گروهى از آنان بشدت به خوشنويسى سنتى تعلق دارند و وفاداريشان به مفردات حروف و شكل ثابت كلمات به كمال اعمال مى شود و تنها در تركيب بندى ها و رنگ آميزى ها و حجم سازى هاست كه به طبع آزمايى و هنرنمايى مى پردازند. گروهى ديگر از خاستگاه و زمينه نقاشى معاصر ايران برخاسته اند. هنرمندان اين گروه به قواعد و اصول خوشنويسى دلبستگى چندانى ندارند و به آن تنها به شكل دستمايه اى نگاه مى كنند كه از راه شگردهاى خلاقه مى توان در آنها به تجربه هاى تازه اى دست يافت.
آثار به نمايش درآمده در نمايشگاه خط نقاشى معاصر، عاملى است تا مخاطب امروزى با ديدن آنها، ضمن احساس يك نقطه اتصال با گذشته تاريخى خود، پاسخى براى نيازهاى برخاسته از بستر مدرنيته را نيز دريابد.
با توجه به آنچه گفته شد، به نظر مى رسد بروز اين گرايش هاى نوين در آثار خوشنويسان جديد، بازخوردى از نياز جامعه است و تحول صورت پذيرفته، ناگريز بوده است. اما مهم تطبيق اين تحول است با آنچه آكادمى هنر مدرن بنيان هاى آن را پى افكنده است، زيرا اين گرايش ها داعيه اين را دارند كه نه تنها ريشه هاى سنت را در درون خود حفظ كرده اند، بلكه از هماهنگى كاملى با نياز هاى مدرنيته نيز برخوردارند. به همين دليل نيز بايد جوهر اصول آكادميك هنر مدرن در آنها موجود باشد. برخى از هنرمندان خوشنويسى درگرايش هاى نوين عبارت اند از: محمد احصائى، نصرالله افجه اى، فرامرز پيلارام، جليل رسولى و چند نفر ديگر...
ميهمان امروز صفحه مهرگان از ميان اين افراد انتخاب شده و از بزرگان خوشنويسى معاصر ايران است كه در خط و خلق به يك اندازه اصحاب نظر او را واجد شرايط استادى مى دانند و او را از استادان شاخص اين هنر ديرپاى ايرانى فرض مى كنند.
نصرالله افجه اى متولد ۱۳۱۲ تهران است. تحصيلات مقدماتى را در تهران گذرانده و موفق به گرفتن ديپلم هنرى شده است.
وى چندين دهه سابقه متمركز بر روى هنرخطاطى دارد و با تكنيك هاى مختلف و مصالح و مواد متنوع در خوشنويسى نيز كار كرده و آثار متنوعى را به وجود آورده است. نصرالله افجه اى در ميان خوشنويسان ايرانى از نسل اول اين گونه تجربه اندوزى ها و تركيب كردن و گسترش دادن امكانات خوشنويسى با مصالح نقاشى و ساير تكنيك هاى طراحى بوده است.
در زمانى كه سنت گرايان هنرى در حفظ همه ويژگى هاى هنر خوشنويسى پاسفت كرده بودند و هنر خوشنويسى متهم به تكيه بر كهنگى و حتى واپسگرايى مى شد، اندك هنرمندانى همچون افجه اى با نگاه به بيرون از مرزهاى هنر گذشته، راهى به جلو يافتند و آثار تازه اى را در اين راه خلق و ارائه كردند. افجه اى از سال ۱۳۵۲ تاكنون ۷ نمايشگاه انفرادى برپا كرده و درچندين نمايشگاه گروهى نيز آثارش را به نمايش گذاشته است.
از نمايشگاه هايى كه تاكنون افجه اى آثار خود را در آن به نمايش گذاشته است، مى توان به نمايشگاه بال سوئيس اشاره كرد كه وى در ۲ نوبت در آن شركت كرده است. او همچنين در نمايشگاه جهانى نقاشى هاى سنتى بولئونيا (ايتاليا) حضور داشته است. شركت در نمايشگاه نقاشى يونسكو كانيسومر فرانسه، جشنواره هنر ايرانى دوسلدورف آلمان، آخرين نمايشگاه همايش كشورهاى غيرمتعهد در جاكارتا اندونزى، نمايشگاه خطاطى كويت (۱۹۹۸)، نمايشگاه خطاطى دبى (۱۹۹۹)، نمايشگاه خطاطى رياض (۲۰۰۰)، نمايشگاه خطاطى جاكارتا (۲۰۰۱) و نمايشگاه خطاطى در آمريكا (۲۰۰۱) از ديگر فعاليت هاى هنرى افجه اى است. به علاوه، چندى پيش نمايشگاهى از آثار افجه اى در شهر منچستر (انگلستان) برپا شد. اين نمايشگاه با مشاركت مركز فرهنگى اسلامى ريجنتس پارك منچستر و مركز اسلامى لندن از سوى رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در انگلستان تدارك ديده شده بود.
هرچند آثار افجه اى پيشتر در كشورهايى چون فرانسه، انگلستان، اندونزى، آمريكا، عربستان سعودى، ايتاليا، دبى و سوئيس عرضه شده بود، اما به اين نمايشگاه توجه رسانه اى بيشترى شد.
اين استاد ۷۳ ساله وفادارى اش را به خوشنويسى حفظ كرده و اگر از مصالح نقاشى در خلق آثار تازه خود بهره برده، در حد استفاده از تك رنگى گرم و شكل سوخته آن بوده است. ريتم، ويژگى كارهاى اوست و وى از همان الگوى قديمى سياه مشق در كارهايش پيروى مى كند و به كلام نيز با حفظ معناى آن، ميدان مى دهد. كارهايش پرداختى محكم و اجرايى چشم نواز دارند. افجه اى مى خواهد با شكل ها و شيوه هاى گوناگون خوشنويسى و اقلام مختلف آن بازى كند، كه اين امر شمايى طلسم گونه به كارش مى دهد و بر زمينه تك رنگ - از دور - تركيب بندى آزادى را القا و تداعى مى كند.
نمايشگاه لندن با توجه به استقبال هنرشناسان غربى از آثار هنرى اصيل ايرانى و با هدف آشنايى بيشتر مراكز فرهنگى انگلستان با اين آثار با حضور نصرالله افجه اى، استاد برجسته هنر خوشنويسى، برپا شد. در اين نمايشگاه كه با مشاركت مركز فرهنگى اسلامى ريجنتس پارك منچستر و مركز اسلامى لندن برپا شده بود، افجه اى با ايجاد كارگاه هنرى و خطاطى بر روى ادبيات كلاسيك فارسى براى بازديدكنندگان گوشه اى از هنر دل انگيز ايرانى را به نمايش گذاشت.
او خوشنويسى اشعار خيام به زبان انگليسى را نيز بر عهده داشته است كه در اين نمايشگاه به مخاطبان نوشناس عرضه شد.
از افجه اى تاكنون در مناسبت هاى مختلف تقدير شده است. از جمله در آئين معرفى برگزيدگان جايزه نيايش در گستره هنر و پژوهش به مناسبت سال پيامبر اعظم (ص) كه در موزه ملى قرآن كريم تهران برگزار شد و از نصرالله افجه اى براى خوشنويسى مذهبى و نقاشى خط در كناركاظم چليپا براى «نقاشى» و چند نفر ديگر تقدير شد... نصرالله افجه اى همچنان كه حوزه هنرى خويش را دنبال مى كند، به مسائل حاشيه اى آن نيز بها مى دهد كه از آن جمله است وضع آموزش خوشنويسى و موقعيت نسل جوان اين رشته هنرى: «در كار هنرمندان جوانى كه عرصه نقاشى خط را برگزيده اند، جهش و پيشرفت خاصى ديده نمى شود به اين دليل كه آنها تحت تأثير تكنولوژى و كامپيوتر، به مسير كپى كارى افتاده اند و آثارى را توليد مى كنند كه اكثراً فاقد خلاقيت است.»
او مى افزايد: «گاهى در ميان هنرمندان جوان شهرستانى آثار بهترى ديده مى شود، اما آنها كمتر در جشنواره ها شركت مى كنند تا آثارشان به چشم بيايد. شايد به اين دليل كه فراخوان جشنواره ها به درستى انجام نمى شود و يا داورى هاى مناسبى صورت نمى گيرد كه آزردگى خاطر هنرمندان جوان را به همراه دارد.»
افجه اى درباره وضع آموزش خوشنويسى در دانشگاه ها معتقد است كه بايد تمام دانشگاه ها و دانشكده هاى هنرى، واحدى را به كاربرد خط در گرافيك اختصاص دهند. با اين حال، او مى گويد: براى تدريس اين دروس، گاهى از پيشكسوتان و مدرسان صاحبنام براى تدريس اين درس استفاده مى كنند، اما در اكثر دانشكده هاى هنر از استادان غيرتخصصى استفاده مى شود كه فقط مشق خط مى گويند. در رشته گرافيك فقط دو واحد را به خوشنويسى اختصاص داده اند كه به هيچ وجه كافى نيست. خوشنويسى يكى از پايه هاى گرافيك است و وقتى كه هنرمند جوانى آناتومى خط را نشناسد، چگونه مى تواند به طراحى جلد كتاب بپردازد؟
هيچ گونه محدوديت و ممنوعيتى براى جوانانى كه در حوزه خوشنويسى و نقاشى خط كار مى كنند، وجود ندارد. آنها مى توانند آثار خود را در گالرى ها و نمايشگاههاى متعددى به نمايش بگذارند، اما بايد خودشان قدمى به جلو بردارند و بعد هم روابط عمومى و تبليغات كارشان را به عهده بگيرند تا شناخته شوند.
علاوه بر نمايشگاه ها و گالرى ها، برپايى جشنواره ها نيز فضاى خوبى را فراهم مى آورد تا خوشنويسان جوان به ميدان بيايند و توانايى هاى خود را به نمايش بگذارند. اگرچه در اين عرصه، به پوشش خبرى وسيعترى از سوى رسانه ها و مطبوعات نياز است تا اين شور و علاقه جوانان هنرمند، به چشم بيايد و فراموش نشود.
نصرالله افجه اى، هنرمند ۷۳ ساله ايرانى، به دريافت نشان درجه ۱ هنرى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى نيز نايل شده است. با اين حال، او فارغ از همهمه بيرون، در خلوت درون به نقش تازه مركب مى انديشد.