فاطمه اميرى
پاساژى در يكى از خيابان هاى مركزى شهر تهران به مجازترين مركز خريد و فروش گوشى هاى تلفن همراه قاچاق تبديل شده است. اينجا فروشنده ها همان اول كار، خيال خريدارها را راحت مى كنند: «نصف بيشتر گوشى هاى آكبند قاچاقى اند» و اين به آن معناست كه تضمينى نيست. گارانتى نيست. كسى هم پاسخگو نيست. دو نفر دست به يقه مى شوند. كتك كارى مى كنند و بقيه آنها را جدا مى كنند. اختلاف بر سر يك گوشى تلفن همراه است. خريدار آن را خريده، فروشنده فاكتور كرده، خريدار پايش را از پاساژ بيرون گذاشته، گوشى كار نكرده است. فروشنده مسئوليتى قبول نمى كند: «من با تست آن را فروختم.»
با اين همه جلوى ويترين مغازه ها شلوغ است. سر فروشنده ها شلوغ است. راهروها و طبقات پاساژ شلوغ است. جلو آسانسور شلوغ است.جايى كه به اصلى ترين مركز خريد و فروش گوشى تلفن همراه تبديل شده است، مغازه هايى دارد پر از ويترين هاى تزئين شده و كف پوش هاى چرك و سياه.
«خانم قرارمان همين جا. ده دقيقه ديگر!» رفتن او را مى بينم. پسر جوانى با يك كيسه نايلونى نارنجى كه در دست دارد، توى جمعيتى كه همين طور وول مى خورند توى پاساژ، گم مى شود. ۱۰ دقيقه كه نه يك ربع بعد هم نمى آيد. شايد ترسيده، فكر كرده خريدار نيستم و مأمورم. وقتى از او پرسيدم چرا گوشى تلفن همراهى كه فروختى نه گارانتى دارد نه جعبه اى و نه فاكتورى، مى رود كه همه اينها را بياورد اما نمى آيد.
گوشى آكبند با گارانتى، گوشى آكبند بدون گارانتى، گوشى دست دوم با گارانتى و كارتن، گوشى دست دوم بدون كارتن و گارانتى، گوشى هاى سرقتى، براى همه جور فروشنده و همه جور خريدار.
آقا اين گوشى چند؟! ۳۵۰ هزارتومان، اين يكى چند؟! ۶۵۰ هزارتومان، آقاگوشى۹۰ N داريد؟ فعلاً موجود نيست، آقا اين گوشى را مغازه بغلى مى دهد ۴۳۰ هزارتومان، چرا شما قيمت زده ايد ۴۷۰ هزارتومان؟ براى ما گارانتى دارد. با گارانتى و اصل.
بازار ناايمن، قيمت هاى متفاوت و حرف هاى ضدونقيض. چه چيزى در انتظار كسى است كه بدون اطلاعات درباره گوشى هاى تلفن همراه به اينجا بيايد؟! نه كاتالوگى، نه بروشورى و نه اطمينان به آنچه ارائه مى شود. شايد به همين دليل است كه اينجا همه چند نفرى براى خريد مى آيند! اين كه اطلاعات اندك هر كدام از آن ها براى خريدن يك گوشى تلفن همراه كفايت كند، شايد هم نه؟! ممكن است آقاى فروشنده مثل فروشگاه هاى شيك بالاى شهر، مؤدب، تعليم ديده، خوش لباس و با لبخند جلو بيايد تا جواب پرسشى را بدهد. حتى اگر خريدار فقط وانمود كند كه قصد خريد دارد. يا فروشنده با ژستى از بى اعتنايى جواب سربالا هم بدهد. يكى از آنها همين طور چپ چپ به من نگاه مى كند. براى چندمين بار برگه هاى يادداشتم را طورى مى گيرم كه سربرگ روزنامه را ببيند. نگاهى به همكارش و نگاه متعجبى به سر تا پاى من مى اندازد و مى گويد: «سوژه جديد است ديگر!» خيلى زود به حرف هايش در ذهنش سروسامان مى دهد. آنچه بايد بگويد و آنچه درباره اش نبايد حرفى زده شود. بنابراين گله از كسادى بازار نخستين حرفى است كه مى زند و بعد طورى نگاهم مى كند كه انگار جواب سؤالى را كه هنوز به زبان نياورده ام، نيز دارد: «بيشتر اين جمعيتى كه اينجا مى بينيد تماشاچى اند. نگاهى مى كنند. قيمتى مى پرسند، سرى تكان مى دهند و مى روند. يك عده هم براى وقت گذرانى مى آيند. گاهى هم سه چهار نفرى مى آيند يك قاب گوشى ۵ تا ۶ هزارتومانى مى خرند.»
در هياهوى پاساژ به صدايش قوت بيشترى مى دهد و اينها را هم اضافه مى كند كه از وقتى تعرفه ۶۰ درصدى براى گوشى هاى وارداتى تعيين شد به حجم خريدوفروش گوشى هاى دست دوم اضافه شده است. اين هم موجب تخلف بيشترى شده، گوشى هاى با كيفيت پايين تر، بدون گارانتى توى بازار همه جا را گرفته است.»
با اين وجود وقتى با يك حساب ساده رقمى در حدود ۱۰تا۱۱ ميليون از سيم كارت هايى كه دست مردم است، به دست مى آيد، بديهى است كه بخشى از نياز بازار به گوشى تلفن همراه از همين مغازه هاى تنگ هم و زيرپله اى ها و دستفروش ها تأمين مى شود. گوشى هايى با قيمت خيلى پايين ۵۰تا۶۰ هزارتومانى، گوشى هاى با قيمت پايين ۷۰تا۸۰ هزارتومانى، گوشى هايى با قيمت متوسط ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزارتومانى، گوشى هايى با قيمت بالا ۱۷۰تا۲۲۰ هزارتومانى، گوشى هايى با قيمت خيلى بالا ۲۵۰تا۳۵۰ هزارتومانى و گوشى هاى گران قيمت ۷۰۰تا۸۰۰ هزارتومانى.
دلش قنج مى زد براى داشتن يك سيم كارت و تلفن همراه هزار تصوير از آن در ذهنش مى بافت. گناه كه نيست گيرم كه كارگر است و ماهى ۱۵۰ هزارتومان بيشتر نمى گيرد. اما اينها كه دليل نمى شود. براى خودش رؤيايى نداشته باشد. اين است كه همه پس اندازش را برداشته با خودش آورده اينجا. حاصل آن شده يك سيم كارت ۵۰ هزارتومانى تاليا و يك گوشى ۵۰۰تا۶۰۰ هزارتومانى!
عشق گوشى
گوشى بازها و عشق گوشى ها هم بخشى از خريداران را تشكيل مى دهند. روزبه آنها را بچه پولدارها و مايه دارها مى داند: «كسى كه مدام مى خواهد گوشى اش را نو به نو كند بايد پولش را هم داشته باشد.» اما گاهى قاعده برعكس هم مى شود. يكى از فروشنده ها به حسب تجربه مى گويد تعدادى از اين عشق گوشى ها هم هستند كه اتفاقاً درآمد بالايى ندارند ولى عوض كردن گوشى تلفن همراه و خريدن مدل هاى جديد برايشان عادت شده است. دخترى پشت شيشه مغازه اى گوشى ها را از نظر مى گذراند، وارد مغازه مى شود. بيرون كه مى آيد يك گوشى خريده با قاب سبزرنگ، آويز نارنجى كه سر آن عروسكى است.
آنهايى كه مدام گوشى تلفن همراه عوض مى كنند، توجيهاتى براى خود دارند. يكى از آنها ايستاده كنار مغازه اى كه گوشى هاى نو و آكبند را رديف كرده توى يك قفسه، سه قفسه ديگر را هم پر كرده با انواع گوشى هاى كار كرده. از آخرين گوشى تلفن همراهى كه محمود خريده فقط پنج ماه مى گذرد اما اين زمان به نظر خودش خيلى طولانى مى آيد. او از اين كار لذت مى برد. توجيهش هم اين است: «يكى عشق موتور دارد، يكى عشق ماشين. من هم عشق اين كار را دارم.»
نه فقط يك همراه ساده
گوشى بازهايى مثل او خيلى زود از يك مدل گوشى سير مى شوند و تا مدل گوشى شان را عوض نكنند آرام و قرار ندارند. اين حالت دلزدگى گاهى ممكن است تا جايى پيش برود كه از به دست گرفتن گوشى اى كه مدلش كمى قديمى شده خجالت بكشند و آن را از چشم بقيه پنهان هم بكنند.
البته در اين حالت تلفن همراه، ديگر يك همراه ساده نيست. همراهى است كه آدم را وادار مى كند براى نشان دادن شأن و موقعيت، درآمد و شغل مدام آن را عوض كند.
محمود با خنده و طورى كه انگار لذت بى حدى از اين كار نصيبش مى شود مى گويد در مدت چهار سال دست كم ۷۰تا۸۰ گوشى تلفن همراه عوض كرده است و البته بيشترين زمانى هم كه يك گوشى دستش بوده به ۵ يا ۶ ماه نمى رسد.
زيرزمين پاساژ دنياى خودش را دارد. يكى از فروشنده ها هنوز قدم به داخل مغازه اش نگذاشته ام مى گويد: «اينجا فقط عمده فروشى داريم.» خودش را سخت مشغول نوشتن فاكتورها مى كند و اين به آن معناست كه «مزاحم نشويد» بقيه مغازه ها بيشتر گوشى هاى دست دوم و كار كرده خريد وفروش مى كنند. وقتى نصف عمر مفيد گوشى هاى تلفن همراه از ۱۸ تا ۲۴ ماه باشد و خريد گوشى نو نيازمند پرداخت پول زياد، گوشى هاى كاركرده نقطه اميدى مى شوند براى آنهايى كه يا تازه سيم كارت گرفته اند يا به هر دليلى نياز به گوشى ديگرى دارند و البته كم درآمدند اما غير از نو يا دست دوم بودن گوشى ها اين پول توى جيب مشترى هاست كه كاركردهاى گوشى را تعيين مى كند و پول بيشتر مساوى مى شود با خريدن گوشى با كاركرد بهتر و بالاتر.
اين يكى زود رويش خش مى افتد. اين يكى كيفيت صدايش خوب نيست. رم اين يكى بالاست. آنتن دهى اين هم قوى است. اين يكى بعد از مدتى استفاده، هنگ مى كند. اين هم خدمات پس از فروش ندارد.
به دنبال گوشى ارزان
«بيشتر مشترى هايى كه اينجا مى آيند، دنبال گوشى ارزان قيمتند. حتى حاضرند گوشى بدون گارانتى بخرند. چون از گوشى با گارانتى، ارزان تر برايشان درمى آيد.» اينها را يك فروشنده خوش صحبت مى گويد كه حاضر مى شود براى بيشتر از نيم ساعت به همه سؤال هايم جواب بدهد و همه جور اطلاعاتى از كاسبى اش در اختيارم بگذارد. از ساعت اوج كارى، سودى كه بابت خريدوفروش هر گوشى تلفن همراه دست دوم مى گيرد، وضع بازار بعد از تعرفه هاى جديد، حتى سرقفلى مغازه اش، حتى جلو دوربين همكار عكاسم ژست هم بگيرد اما وقتى اسمش را مى پرسم، مى گويد: «شرمنده!»
از ۱۰ شركت واردكننده گوشى تلفن همراه در تمامى مغازه ها و طبقه هاى خريدوفروش گوشى آثار و نشانه هايى هست اما پيدا كردن گوشى اصل با گارانتى مشكل خيلى از خريداران اين بازار است. فروشنده اى خريدار كنجكاوى را اين طور راهنمايى مى كند: «شماره سريال هاى روى گوشى و جعبه و مادربرد بايد با هم هماهنگ باشند.» خريدو فروش گوشى هاى قاچاق بدون گارانتى حجم زيادى از مبادلات اين بازار را تشكيل مى دهد. بازارى كه هر خبرى به سرعت در تغيير قيمت هاى آن مؤثر است. بازارى كه چند ماهى هم هست منتظر گوشى هاى توليد داخل كشور است و شايد دارد خودش را براى تحولات ديگرى آماده مى كند.
وسيله اى براى مواقع اضطرارى، كمك گرفتن هنگام خطر و در شرايط سخت، سفر و گرفتارى هاى زندگى روزمره، حالا چنان بازار عظيمى را فراهم آورده كه وسايل جانبى و حواشى آن هم دنياى جداگانه اى از اين تجارت گسترده را به خود اختصاص داده است. حالا شايد خريدوفروش بند و آويز، شارژر، رم و كيف كمرى، هندزفرى و قاب اهميتى كمتر از خريدوفروش خود گوشى تلفن همراه نداشته باشد.
در هواى سرد زمستانى از عصرهاى كش دار خبرى نيست. غروب زود يله مى كند همه جا و اينجا هم تازه اوج گرفتن جمعيت شروع مى شود. وقتى گوشى هاى تلفن همراه از حد يك همراه ساده فراتر مى روند، آن وقت رنگ، طرح، شكل و مدل و مارك آن بر كاركرد اصلى اش غلبه مى كند و هر كسى با يك نوع گوشى از پاساژ بيرون مى آيد. يكى باگوشى ظريف و خوش دست، يكى با گوشى زرق و برق دار و يكى هم با گوشى سنگين، رنگين.