سميه قاضى زاده
نوحه و مرثيه دو عنصر مهم در عزادارى امامان و معصومين بخصوص عزادارى دوران محرم، امام حسين (ع) و ياران اوست. دهخدا در لغت نامه نوحه و مرثيه را عبارت از «بيان مصيبت، گريه كردن با آواز، شيون و زارى، مويه گرى، زارى بر مرده، شعرى كه در ماتم و سوگوارى با صورت حزين و ناله زارى خوانند، اعم از سوگوارى براى كسى كه تازه مرده يا براى امامان شيعه» تعريف كرده است.
در احاديث روايت شده است كه نخستين مرثيه در حادثه كربلا از زبان سيد الشهدا (ع) براى شهادت حضرت ابوالفضل (ع) خوانده شده است. امام حسين(ع)فرمود:
لهفى على العباس لمان دنى
نهر الفرات بقبله الحرانى
اندوهگين شدم بر مرگ عباس چون كه نزديك شد به رود فرات، به قبله غم. . . حضرت زينب (س) و امام سجاد (ع) هم براى مراسم كربلا مرثيه سرايى كرده اند.
پيش از اسلام نيز در ايران مداحى و مرثيه سرايى معمول بوده است. قديمى ترين سند تاريخى در اين باره به مرگ سياوش باز مى گردد. نرشخى در كتاب تاريخ بخارا مرثيه و مداحى را از رسم هاى عزادارى بر مرگ سياوش مى داند كه به وسيله مردم، مطربان و قوالان اجرا مى شده است. نرشخى قدمت آنها را به سه هزار سال پيش نسبت مى دهد.
در بحار الانوار آمده است: «نوحه گرى بر مرده، رسم جاهليت بود و كارى مكروه. مگر اين كه براى معصومين عليه السلام كه نوحه و گريه بر آنان از شعائر مهم و از عوامل نشر فضيلت ها و احياى ياد اسوه هاى كمال است. خود امامان بر سيد الشهدا (ع) مى گريستند و امر به نوحه خوانى مى كردند...»
«الكساندر مونگيت» در كتاب «باستان شناسى در اتحاد شوروى» تصويرى از يك مجلس سوگوارى براى سياوش آورده كه آن را از نقش هاى ديوار شهر سغدى «پنج كند» واقع در دره زرافشان، ۶۸ كيلو مترى سمرقند به دست آورده كه ظاهراً متعلق به قرن سوم پيش از ميلاد است. در اين نقاشى مردان و زنان گريبان دريده اند و بر سر و سينه خود مى زنند. از دهان هاى باز و دست هاى آنها كه در كنار گوش هاى شان قرار دارد مشخص است كه مشغول نوحه خوانى هستند.
در قرن چهارم هجرى قمرى تعداد مرثيه سرايان رشد زيادى كرده بود. رفته رفته شعراى گمنامى از ميان مردم كوچه و بازار به مرثيه خوانى و مداحى پرداختند. البته افراد شناخته شده اى چون كسايى مروزى، سيف الدين فرغانى، بدر الدين قوامى زارى، اوحد الدين سبزوارى نيز به مرثيه سرايى مى پرداختند.
با افزايش مرثيه سرايى نوحه خوانى هم كم كم رواج بيشترى پيدا كرد و مردم در مراسم عاشورا به خواندن نوحه خوانى پرداختند.
پيدايش موسيقى در تعزيه
همه نشانه ها گواه بر اين است كه از ابتداى شكل گيرى هنر تعزيه در قالب نمايش موزيكال، چارچوب اصلى موسيقى آن، متكى به اصلى ترين الحان شناخته شده موسيقى رديفى ايران يا موسيقى به اصطلاح دستگاهى بوده است. اين كه چرا و چگونه اين نوع موسيقى يعنى موسيقى رسمى يكى از وجوه سه گانه ساختار موسيقايى اين هنر را تشكيل داده، در حال حاضر براى پژوهشگران و صاحب نظران موضوعى روشن و پذيرفته شده است. گردهمايى شاخص ترين هنرمندان و خوانندگان در پايتخت به منظور سامان بخشى و كلاسه نمودن موسيقى ايران و همزمانى اين مهم با رشد، تكامل و عموميت تعزيه، دليل موجهى در سود جستن هنرمندان تعزيه از اين نوع موسيقى است. اندك منابع در دسترس گواهى مى دهند، خوش آوازترين هنرمندان كشور، مجريان اوليه تعزيه بوده اند. بايد گفت اساساً پيش از آن كه تعزيه از ويژگى ها و شگردهاى نمايشى سود ببرد، مضامين آن به صورت شعر و آواز بيان مى شده است. نگاهى به آيين ها و مناسك شيعى، بخصوص آوازهاى مذهبى ايرانيان در مراسم و مكان هاى مختلف براين مسأله دلالت دارد. روضه خوان ها، نوحه خوان ها، مرثيه خوان ها، دراويش دوره گرد و مولودى خوان ها نخستين كسانى هستند كه بدون كمك و ابزار و ادوات موسيقى براى مردم كوچه و بازار آوازهايى را در مدح اوليا و انبيا مى خوانده اند. در همين رابطه بازبينى و مرور نسخه هاى قديمى تعزيه آشكار مى سازد كه در ابتداى رواج اين هنر، آوازخوانان برجسته در برابر هم قرار گرفته و تقريباً به گونه اى صامت، اشعار و ديالوگ هاى مربوط به تعزيه را به صورت آوازى ادا مى كرده اند. اين روش در آغاز ظهور تعزيه و قبل از يافتن فرم هاى پيچيده و دخالت حالات نمايشى امرى منطقى است. توجه ريشه اى در ساختمان نخستين نمونه هاى داستانى نسخ موجود تعزيه در برخى منابع قديمى تر مانند روضة الشهدا نشان دهنده اين نكته است كه اشعار سروده شده و سير داستانى آن ها قبل از اين كه اهدافى نمايشى را دنبال كند، بيشتر براى مكالمات شعرى و مشاعره آوازى مورد نظر بوده است. (۱)
دكتر عنايت الله شهيدى نيز بر ساختار مسلط آوازى ( و نه نمايشى) تعزيه ها در بدو پيدايش آن تأكيد ورزيده و مى نويسد: « اين پديده در جريان تكامل خود از شبيه خوانى محض به نمايشى مفصل و پيچيده، پيرايه هاى قابل ملاحظه اى به خود گرفت. از كيفيت اپراگونه آن كاسته و به جنبه هاى تئاترى و نمايشى آن افزوده شد.»
از اواسط دوره قاجار با حضور صاحبنام ترين آوازخوانان در پايتخت و جذب آنان براى اجراى تعزيه تأكيدى مجدد بر اين موضوع است كه در ابتدا، لحن خوش و آواز مقدم بر هنر نمايش بوده است. بايد گفت، تقريباً ما فاقد سندى هستيم كه بتواند به گونه اى شفاف و صريح، فرم اجرايى و آوازى ابتدايى ترين اشكال و نوع آوازهاى عزادارى شيعيان در دوره صفويه را روشن سازد. حتى سفرنامه نويسان اين دوره نيز به غير از اشارات مختصرى كه به طور كلى درباره دسته ها و گروه هاى عزادارى داشته اند، از نوع موسيقى آنها سخنى به ميان نياورده اند. اما جذب خوانندگان موسيقى سنتى و تشويق وترغيب آنان ازسوى دربار در جهت اجراى تعزيه ها علاوه بر تأثير ونفوذ قابل ملاحظه مجالس سوگ در اذهان عمومى به ساختار موسيقى تعزيه نيز تشخص آشكارى بخشيد. آگاهى اين هنرمندان زبده بر الحان موسيقى رديفى و استفاده مستمر از اين گونه نغمات در مجالس تعزيه، هويت و ساختار موسيقى تعزيه را پايه ريزى كرد.
استفاده موسيقى دستگاهى در تعزيه
در زمينه استفاده از موسيقى رديفى در هنر تعزيه بايد گفت نمونه هاى بى بديل مركب خوانى در ده مجلس آغازين روزهاى محرم و برخى مجالس ديگر، هنر و هوشمندى تعزيه گردان ها و تعزيه خوان ها را در تغيير دستگاه ها و مايگى نغمات به هنگام مكالمات و كاربرد صحيح و منطقى آنها نشان مى دهد. از مجموع يك صد و هفتاد و پنج مجلس تعزيه اى كه در سيزده منطقه از ايران به طور كامل شنيده و ثبت شده، اين نتيجه قابل توجه است كه تقريباً تمامى دستگاه ها، گوشه ها و آوازهاى موسيقى رديفى ايران در مجالس تعزيه مورد استفاده قرار مى گيرد. علاوه براين، سود بردن از قديمى ترين انواع تصانيف در قالب پيش آواز، نوحه و مرثيه نيز معمول بوده است.
در عين حال اين تأكيد خالى از فايده نيست كه حضور همه آوازهاى موسيقى سنتى در مجالس تعزيه اين نكته را يادآور مى شود كه تعزيه خوان ها براى انتقال و القاى دقيق احساسات خود هيچ گاه به دستگاه ها و يا گوشه هايى خاص اكتفا نكرده و همه آنها را به فراخور كشش و قابليت آنها مورد توجه قرار داده اند.
استفاده نغمات بومى در تعزيه و موسيقى مذهبى
به غير از اين بيشتر تعزيه گردان ها و تعزيه خوان هاى سالخورده نواحى از اجراهاى متعدد خود در ديگر استان ها و نواحى كشور سخن مى گويند و مردم مختلف شهرى و روستايى كشور نيز ديدن مجالس مختلف تعزيه از هنرمندان ديگر نواحى كشور را يادآور مى شوند. تقريباً همه اين گروه از هنرمندان در مجالس تعزيه به اجراى برخى از الحان و نغمات بومى پرداخته اند. نغماتى كه از موسيقى بومى زادگاه شان به عاريت گرفته شده بود. از همين طريق يعنى استفاده از نغمات و الحان بومى و محلى در تعزيه، علاقه مندان رفته رفته به سبك هاى ويژه اى مأنوس شدند. چنان كه در مناطق كرمان، يزد، فارس و اصفهان تعزيه هايى مورد توجه مردم قرار مى گيرد كه علاوه بر استفاده از موسيقى رديفى به ميدان گسترده اى از الحان بختيارى، بيدگانى، سركوهى، غربتى، دشتستانى و فائزخوانى و مجموعه اى از تصانيف و ترانه ها با مايگى شوشترى در آن ها استفاده شود. آن چنان كه مردم بوشهر و هرمزگان آن دسته از مجالسى را بيشتر پذيرايند كه انواع شروه ها، بيت ها، نوحه هاى بومى و نغمات مولودى بخشى از موسيقى آن ها را تشكيل داده باشد. در شمال كشور جا به جا مى توان نغمه هاى بومى همچون گيلكى، اميرى، ديلمانى و حقانى را در مجالس تعزيه ملاحظه كرد.
|
|
|
سازهاى مورد استفاده در موسيقى مذهبى
منابع تاريخى مربوط به قاجاريه بر استفاده از برخى سازهاى بادى بومى و ملى همچون كرنا و سرنا در تعزيه حكايت دارند. اگرچه شيپور نيز رفته رفته نقش شاخصى در تعزيه پيدا كرد. سازهاى كوبه اى متداول نيز عموماً دهل و طبل بوده اند. در عين حال نقاره هاى دوكاسه نيز در تعزيه برخى نقاط كشور مورد استفاده قرار مى گرفت. بايد توجه كرد كه اين گروه از سازها نه براى همراهى آواز در تعزيه، بلكه بيشتر براى فضاسازى كاربرد داشته اند. بايد افزود در برخى نقاط كشور نى چوپانى يا نى هفت بند نيز از سوى برخى تعزيه خوان ها مورد استفاده قرار مى گرفت. استفاده از نى تنها در برخى مجالس تعزيه و به طور نمونه مجلس دوطفلان مسلم و به هنگام چوپان خوانى ها كاربرد داشته است. البته برخى شواهد حاكى از استفاده سنج نيز بوده است كه اين آلت كوبه اى نيز مانند طبل و دهل و نقاره صرفاً براى فضاسازى مورد استفاده قرار مى گرفته است. بايد افزود در چند دهه اخير استفاده از برخى سازهاى موسيقى كلاسيك مانند فلوت كليددار، قره نى (كلارينت) و ساكسيفون نيز در شهرهاى بزرگ و بويژه پايتخت معمول شد.
موسيقى مذهبى امروز
اما اين روزها حرف درباره اين كه رنگ و بوى موسيقى مذهبى عوض شده است و حق مسلم موسيقى مذهبى ادا نمى شود، بسيار است و بسيارى از استادان موسيقى سنتى ايران و حتى برخى از خوانندگان پاپ نسبت به اين كه چرا موسيقى مذهبى ايران از راه اصلى خود منحرف شده به اظهار نظر پرداخته اند.
داريوش پيرنياكان، محقق موسيقى و استاد دانشگاه مى گويد: متأسفانه اكثر موسيقى هاى مذهبى ما در دهه هاى اخير به سمت بى هويتى و بى محتوايى رفته، طورى كه حتى قدرت تأثيرگذارى بر روى مخاطب را نيز از دست داده است. متأسفانه اكثر موسيقى هايى كه من به نام موسيقى مذهبى به تازگى از صدا و سيما و برخى مراسم عزادارى مى شنوم برگرفته از ملودى هاى مبتذل غربى و پاپ است و اين نوع موسيقى نه تنها قدرت تأثيرگذارى ندارد، بلكه تأثير عكس خواهد داشت.
او در پاسخ به اين سؤال كه موسيقى مذهبى از چه ملودى ها و سبكى بايد پيروى كند تا بتواند بر روى مخاطبان خود تأثير بگذارد ادامه مى دهد: اجرا كننده موسيقى مهم است. اگر كسى كه مجرى ساخت اين نوع موسيقى ها است آگاهى و اطلاع كافى نداشته باشد، ملودى را نشناسد و فواصل موجود در ساخت آهنگ ها را رعايت نكند و نداند چه گوشه هايى را مى تواند مورد استفاده قرار دهد مطمئناً نمى تواند موسيقى تأثيرگذارى بسازد. در دوره هاى گذشته معمولاً خواننده هاى تكيه ها، استادان آواز بودند و تمام زير و بم علم موسيقى را مى شناختند. علاوه بر اين موزيسين هاى مذهبى در مواجهه با صحنه تعزيه از يك روانشناسى خاص دوم بهره مند بودند چون مى دانستند در چه شرايطى چه قطعه اى را بخوانند و اجرا كنند تا بتوانند آن طور كه لازم است بر مخاطبان تأثير بگذارند.
پير نياكان خاطرنشان مى كند: البته نبايد فراموش كنيم كل موسيقى ما جدا از دين و مذهب ما نيست، بلكه دين و موسيقى ايرانى در ارتباط با هم بوده و در يك راستا حركت مى كنند.
محمد سرير، آهنگساز نيز درباره اين كه ريشه همه موسيقى هاى مذهبى و حتى تعذيه اى نشأت گرفته شده از موسيقى ملى و ايرانى است، گفت : قطعاً موسيقى هاى تعزيه بر گرفته از گوشه هاى دستگاههاى ايرانى است اما اين كه برخى ها موسيقى تعزيه را جدا از موسيقى ملى مى دانند، به دليل تغيير و تحولاتى كه در چند دهه اخير در موسيقى ملى روى داده و قالب آن را تاحدى دگرگون كرده است.
سرير موسيقى تعزيه را يك موسيقى دووجهى دانست و گفت : معمولاً درتعزيه دو وجه از موسيقى مدنظر است يك جنبه ريتميك و ديگرى جنبه ملوديك آن، در جنبه ملوديك بويژه در بخش هاى حزن آور كاملاً از موسيقى رديفى دستگاهى استفاده مى شود. اما در جنبه ريتميك مى توانيم بگوييم بيشتر از بخشهاى رژه تاكتيك كه بيشتر به كمك بيان شرايط مى آيد استفاده مى شود كه در تأثير كلام نيز بسيار مؤثر است.
سرير ادامه داد: اما نبايد فراموش كنيم كه تمامى موسيقى هاى مذهبى و بخصوص موسيقى هاى استفاده شده در تعزيه، نشأت گرفته شده از موسيقى هاى دستگاهى رديفى ملى ماست و در اين موضوع هيچ مشكلى نيست. (۲)
فردين خلعتبرى- آهنگساز گفت : وظيفه موسيقيدانان و آهنگسازها اين است كه جريان موسيقى مذهبى رابه سمت پويايى، سازندگى و استفاده مناسب سوق دهند. من نمى خواهم وضع موجود در موسيقى مذهبى را تأييد كنم، اما هر تغييرى با تقليد شروع مى شود. اين تغيير از جنبه كمى آغاز مى شود وبه جنبه كيفى مى رسد.
آهنگساز مجموعه تلويزيونى شب دهم افزود:جريان موجود در موسيقى مذهبى ما با تمام تعبيراتى كه پشت سر و پيش رو دارد، مانند يك سيلاب است كه اگر پشت سد بماند سر ريز مى شود و خرابى به وجود مى آورد. براى نقد و بررسى هر جريان دو نگاه كلى وجود دارد. اگر كسى از بيرون به اين جريان نگاه مى كند بايد اجازه بدهد، جريان روند خودش را ادامه بدهد.
خلعتبرى با اشاره به اين نكته كه هر تغيير و تحولى در عرصه فرهنگ هاى سنتى و آيينى در ابتدا با مقابله و مقاومت جريان اصلى روبرو مى شود گفت:ارائه آثار هنرى بايد مطابق با زمان و با پويايى خلق و توليد شود تا ارتباطى عميق تر با مخاطبان برقرار كند. ما جايى زندگى مى كنيم كه ازخرده فرهنگ ها و تفكر هاى قومى تأثير مى پذيريم و اين تأثير پذيرى به گونه اى شده كه حتى نگرش هاى مذهبى خالص را تحت تأثير خود قرار داده است، كه اگر نتوانيم آنها را متناسب با فرهنگ ملى خودمان به مردم معرفى كنيم، قافيه را خواهيم باخت. ما بايد به آينده اميدوار باشيم و سعى كنيم جريان هاى فرهنگى را هدفمند كنيم.
وى درباره ماندگارى و اجراى مراسم آئينى نظيرعاشورا، تصريح كرد: هر آئينى براى پويايى به تغيير احتياج دارد. در اين كه آئين بايد زنده بماند و اجرا شود شكى نيست. اما راز ماندگارى آئين ها كجاست. هنوز در تمام دنيا آثار شكسپير و درام نويسان يونان باستان اجرا مى شود چرا؟ چون تغيير و پويايى را پذيرفته اند. بايد ريشه تفكر هاى جديد و امروزى را در اجتماع بررسى كرد. بايد ديد اين تفكر فرهنگى از كجا ريشه مى گيرد و از كجا آسيب مى پذيرد. بايد به ماندگارى موسيقى مذهبى فكر كرد و آن را در بهترين وجه به نسل بعد انتقال داد.
محمدعلى مجاهدى كه عضو هيأت داوران بخش شعر نخستين همايش تجليل ازآثار برترعاشورايى درحوزه موسيقى بود، نيز مى گويد: انتقال پيام هاى كليدى فرهنگ عاشورا ازطريق موسيقى به مدد شعر متعهد آئينى، چنان دور از دسترس نخواهد بود. اگر داورى ها به درستى انجام پذيرد و مؤلفه هاى مطرح در ارزيابى آثار و نغمات عاشورايى با دقت اعمال شود، مسلماً به پيرايش تدريجى آثار خواهد انجاميد و بار ارزشى آنها را تا حد قابل قبولى بالا خواهد برد و رويكرد جدى شاعران وهنرمندان را به سمت و سوى آفرينش آثارى كه متأثر از فرهنگ ارزشى عاشورا باشد، سوق خواهد داد و اين همان هدف عمده اى است كه طبعاً متوليان امور فرهنگى، ادبى وهنرى كشور ازجمله مركز موسيقى صدا و سيما دنبال مى كنند. موسيقى ازهنرهاى تأثير گذار برروح آدمى است و اگر صبغه موسيقى ما در تعارض با آموزه هاى اسلامى نباشد و به تعريف جامع و مانعى ازموسيقى مذهبى درعرصه هنر دست يابيم، مسلماً انتقال پيام هاى كليدى فرهنگ عاشورا ازطريق موسيقى به مدد شعر متعهد آئينى چنان دور ازدسترس نخواهد بود. به نظر من موسيقى، هنر تركيب الحان و تلفيق آوايى و برقرارى هماهنگى ريتمى در ميان آنها است و اين تركيب مى تواند درارائه پيامهاى فرهنگى ارزشى و مذهبى بسيار تأثير گذار باشد.
بهروز وجدانى، پژوهشگر موسيقى معتقد است، نوحه خوانى از قديم الايام در تمام مناطق ايران رواج داشته است: «خواندن نوحه در هر كوى و برزن از ايران رايج بوده و نمى توان آن را مختص به ناحيه اى خاص دانست. نوحه ها پيش از اسلام در طول سال در سوك يا براى بزرگداشت مقام پهلوانان از دست رفته يا اشخاصى كه نزد مردم از اعتبار زيادى برخوردار بودند، اجرا مى شد. اين نوحه ها كه وزن و ريتم موسيقايى داشت در آشنا كردن مردم به الحان موسيقى بسيار مؤثر بود. از نظر تاريخى قدمت مناجات، روضه و نوحه خوانى از ديگر موسيقى هاى مذهبى بيشتر بوده است. اين نوع موسيقى كه در همه ادوار تاريخى مورد توجه مردم بوده است، موسيقى را از گزند حوادث در امان نگه داشته است. »
ايرج نعيمايى، كه چندين دوره عنوان دبيرى جشنواره ذكر و ذاكرين را به عهده داشته نيز در اين باره مى گويد: « موسيقى مذهبى بخشى از هويت موسيقى ملى ماست و اين تعامل به حدى است كه حتى اسامى فواصل و دستگاه هاى موسيقى ما كه در طول تاريخ داشته ايم، در قرائت قرآن نيز ما از همان اسامى و تعابير بهره مى جوييم. علاوه بر اين در نوحه ها و تعزيه ها نيز باز از همين عناوين استفاده شده است. بخشى از موسيقى ما در اين چارچوب حفظ شده است و معلوم نبود كه اگر اين نوحه ها و تعزيه نبود بر سر اين موسيقى چه مى آمد. نوحه هاى قديمى كه هنوز هم خوانده مى شوند نشان مى دهند در گذشته اين نوحه ها بر اساس رديف ها، گوشه ها و سبك هاى موسيقى سنتى ايران خوانده مى شده است.»
ايرج نعيمايى خاطرنشان مى كند: « متأسفانه در طول تاريخ معاصر اين قصه بر عكس شده است. موسيقى مذهبى مان كه حافظ بخشى از موسيقى ملى بوده، از موسيقى بى ريشه مصرفى تأثير گرفته است. اين تأثير پذيرى به حدى شده است كه در برخى موارد ما احساس مى كنيم حتى به مقدسات و هويت دينى مان هم توهين شده است. حتى برخى از نوحه هاى امروز پا را فراتر گذاشته به كلى از مسير اصلى خارج شده اند. اين خطايى بزرگ و نابخشودنى در حوزه موسيقى ملى و مذهبى به حساب مى آيد.»
«مجيد كيانى» كه هر سال در ايام ماه هاى محرم و صفر نشست هاى پژوهشى موسيقى مذهبى را برگزار مى كند، معتقد است اين نوحه ها به حفظ موسيقى كمك كرده است و ادامه مى دهد: «اين موسيقى در تمام دوران معمول و متداول بود و مردم با آن ارتباط مستقيم داشته اند. شايد برخى از گوشه هاى موسيقى به وسيله همين نوحه ها حفظ شده و تا امروز رسيده باشند چون اين نوع موسيقى هميشه مورد توجه مردم بوده و اجرا مى شده است.»
امروزه نوحه خوانى بيشتر همراه دسته هاى عزادارى كه در خيابان ها به عزادارى مشغولند اجرا مى شود. روح الله خالقى در جلد اول كتاب سر گذشت موسيقى ايران درباره اجراى نوحه آورده است: «رسم عزادارى ايران از لحاظ نوحه خوانى با موسيقى ارتباط دارد. در گذشته نوحه خوان هاى خوب پيدا مى شدند كه به نغمات موسيقى هم آشنايى داشتند و آهنگ هاى نوحه را به سينه زن ها و پامنبرى خوان ها مى آموختند ولى حالا نوحه ها بازارى شده و كمتر نغمه دلفريبى دارد. »
|
|
|
همچنين در همين زمينه، روح الله خالقى در كتاب سرگذشت موسيقى ايران درباره نوحه خوانى دوره قاجار آورده است: «از جمله كسانى كه معلم نوحه خوانى بودند ميرزا محمد مكتب دار اصفهانى است. در زمان او پا منبرى ها كه قبل از واعظ در پايين منبر نوحه مى خواندند و همچنين اشخاصى كه مى خواستند آهنگ هاى نوحه سينه زنى را خوب فرا گيرند، نزد او مى رفتند و طرز صحيح خواندن اشعار نوحه را فرا مى گرفتند. چنان كه ملاحظه مى شود به اين ترتيب، خواندن نوحه، فنى به شمار مى آمده است و بايد اين كار را از اشخاصى كه اهل اطلاع بودند ياد بگيرند و البته نوحه هايى كه با اين روش خوانده مى شد اثر مطلوب ترى داشت.»
از سويى ديگر خوانندگان موسيقى پاپ معتقدند اين سبك موسيقى نيز مى تواند در اجراى موسيقى مذهبى موفق عمل كند. على تفرشى، خواننده و آهنگساز پاپ مى گويد: مى توانيم از ملوديها و تنظيم هاى جديد براى ساخت آهنگ هاى مذهبى استفاده كنيم. موسيقى هاى مذهبى و مناسبتى تاكنون غالباً برگرفته از موسيقى هاى ايرانى رديف دستگاهى بوده اما كم كم موسيقى هاى مذهبى با سبك جديد هم وارد بازار شده است. از نظر من اين سبك جديد در موسيقى هاى مذهبى جاى تأمل دارد و بد نيست تا نظرى به اين نوع موسيقى هم بيندازيم.
تفرشى با اشاره به اين كه استفاده كردن از سبك پاپ هيچ صدمه اى به بدنه موسيقى مذهبى نمى زند افزود: به نظر من استفاده كردن از موسيقى پاپ نه تنها خدشه اى به موسيقى مذهبى نمى زند، بلكه موجب جلب مضامين زيادى هم خواهد شد. از نظر من چيزى كه صدمه به ريشه موسيقى مى زند، استفاده نابجا از سازها و تنظيم بى ارتباط آن است، نه صرف استفاده ازموسيقى پاپ چون موسيقى پاپ نيز نوعى از انواع موسيقى است. حال چرا گروهى آن را مبتذل يا بى هويت مى دانند دليلش را نمى يابم .
خشايار اعتمادى، يكى از پيشگامان موسيقى پاپ نيز مى گويد: براى تأثيرگذارى در شنونده هيچ تفاوتى بين موسيقى مذهبى سنتى و غير سنتى وجود ندارد.
چون باتوجه به نياز جامعه اسلامى و قشرهاى مختلف در اين جامعه هم مى توان با مديحه سرايى ونوحه خوانى سنتى به ذكر مصيبت پرداخت و هم با ساخت قطعات موسيقى مذهبى پاپ تأثيرگذار بود.
خواننده قطعه «مردى مى آيد ز خورشيد»، افزود: با توجه به اعتقادات تمام ايرانيان به مذهب و با به كارگرفتن شيوه هاى متفاوت جامعه سنتى و جوانان براى لحظات خاص دين مدارى هيچ تفاوتى درموسيقى مذهبى سنتى و غير سنتى (پاپ) به وجود نخواهد آمد و همه مى توانند با همين شيوه به عزادارى در ايام محرم بپردازند. خوانندگان و آهنگسازان جوان با توجه به حفظ موازين اسلامى مى توانند قطعاتى را اجرا و يا تنظيم كنند كه ملودى هاى به كار رفته در آن خدشه اى به ائمه معصومين وارد نكند و در غير اين صورت تهيه آن آلبوم يا تنظيم قطعه براى هيأت هاى مذهبى و يا نوحه خوانى خلاف احكام و شرايط موجود در جامعه است. اشكالى نداردكه برخى از جوانان آهنگساز ياخواننده در ايام محرم به انتشار آلبوم مى پردازند و يا در هيأت هاى مذهبى نوحه خوانى مى كنند چون مى خواهند با انجام اين كار ارادت قلبى خود را به اين بزرگوار نشان دهند.»
به هر حال اين تأثير متقابل و خجسته موسيقى و مذهب در قرون متمادى استمرار داشته است و حاصل آن تا به جايى بوده كه در نهايت به تعالى و تكامل هنر موسيقى و بالا بردن كيفيت نحوه ارائه موضوع و مضمون روايت ها و احاديث اسلامى منجر شده است اما به نظر مى رسد در دهه هاى اخيرمتأسفانه اين مهم دچار تحريف شده و به راه ناصوابى افتاده است.
در همين زمينه، اخيراً عضو كميسيون فرهنگى مجلس در مصاحبه اى گفته است كه «نبايد هر شخص كه ابياتى را از حفظ كرده در هيأت ها به نوحه خوانى بپردازد و بايد خطبا، علما و بزرگان ما به صورت جدى از مردم بخواهند و خودشان هم نظارت داشته و مداحان را هدايت كنند.»
اين نماينده در ادامه ازبررسى طرح ساماندهى مداحان و صدور كارت ويژه مداحى در مجلس خبر داده است كه مى تواند به عنوان نخستين قدم در براى اصلاح مداحى و به قاعده شدن استفاده از موسيقى وآواز در مراسم عزادارى محسوب و پاس داشته شود. (۳)
پانوشت ها:
۱- به نقل از وبلاگ كرشمه
۲- به نقل از مصاحبه با خبرگزارى ايسكا، شنبه ۱۵ بهمن ماه
۳- خبرگزارى مهر، گروه فرهنگ و هنر، سوم بهمن ۱۳۸۵