عنايت الله مجيدى متولد ۱۳۲۲ شمسى در كوشك الموت
يادگيرى قرآن كريم و اصول عقايد نزد آقاسيد باقر حسينى در كودكى
عزيمت به تهران در سال ۱۳۳۳
تحصيلات در نظام جديد، در مدرسه آموزش و پرورش شميران و نيز مدرسه همت تجريش ، ورود به دانشگاه و تحصيل در رشته منقول (حقوق اسلامى)
گذراندن چند دوره كتابداى تخصصى
-اشتغال در دانشكده علوم معقول و منقول به عنوان كتابدار از آذرماه ۱۳۳۸
-مخزن دار كتابخانه، فهرست نويس كتاب هاى چاپى، مسئول بخش گردش كتاب و ...
-رئيس كتابخانه دانشكده الهيات از فروردين ۱۳۵۸ تا بازنشستگى
-رئيس كتابخانه «بنياد مولوى» در يك دوره
-همكارى با مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى ـ به معرفى استاد محمد تقى دانش پژوه ـ از سال ۱۳۶۴
-عضويت در شوراى عالى علمى
-رئيس كتابخانه و مركز اسناد دايرة المعارف بزرگ اسلامى
سفرهايى براى گردآورى منابع اين كتابخانه و آشنايى با مراكز علمى و فرهنگى كشورهاى پاكستان، هند، تركيه، سوريه و ...
برخى تأليفات او عبارتند از: مجموعه مقالات و اشعار استاد فروزانفر جلد اول، تهران، دهخدا، چاپ دوم با عنوان مقاله هاى فروزانفر، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ـ يادداشت ها و انديشه ها، دكتر زرين كوب، تهران، طهورى
مباحثى از تاريخ ادبيات ايران، فروزانفر، تهران، دهخدا، چاپ دوم با عنوان تاريخ ادبيات ايران بعد از اسلام تا پايان تيموريان. تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مجموعه مقالات نقد ونظر درباره حافظ و چند مقاله ديگر، از دكتر هروى، تهران، اميركبير ـ مقالات حافظ، دكتر حسينعلى هروى، تهران، كتابسرا، ديوان فروزانفر. تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ـ مجمل رشوند، محمدعلى خان رشوند، تصحيح دكتر ستوده ـ مجيدى، تهران، نشر تاريخ ـ شرح غزل هاى حافظ، تأليف حسينعلى هروى، وارد كردن مطالب جديد و تجديد نظر شده ايشان بر نسخه قبلى تهران، نشر نو.
فهرست مقالات فلسفى فارسى، تأليف مجيدى، تنظيم موضوعى از عباس مافى، شامل مشخصات ۱۷۲۵ مقاله تا سال ،۱۳۵۴ (زير چاپ) ـ فهرست تفصيلى مجله و مقالات و بررسى ها، دفتر ۱ تا ،۵۴ (آماده چاپ)
مجموعه آثار عبدالله قراگوزلو، تهران، دفتر نشر ميراث مكتوب
از خاطر و خط استاد [درس ها و چند سخنرانى فروزانفر] با گفتارى از حسينعلى هروى، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى
فهرست آثار و تحقيقات دكتر منوچهر ستوده، در ستوده نامه، ج،۱ تهران، بنياد موقوفات افشار، زيرچاپ
ميمون دژ الموت، بررسى تاريخى و جغرافيايى، تهران، موقوفات دكتر محمود افشار
«درميان كتاب ها و اوراق به جا مانده و موجود در منزل نياوران استاد، به چند دفتر دست نوشته او برخوردم كه به موضوع تاريخ ادبيات اختصاص داشت. حقير اين دفترها را با مقدارى كتاب هاى چاپى ـ كه در آنجا عملاً بدون استفاده باقى مانده بود ـ و در معرض نابودى قرار داشت در اختيار گرفت. با به دست آمدن اين نسخه ها ، زمينه ارائه يك متن صحيح و كامل فراهم آمد. مشخصات اين دفترها چنين است:
تاريخ ادبيات ايران از ابتداى قرن اول هجرى تا سال ۵۱
تاريخ ادبيات ايران در عصر طاهريان تا غزنويان
تاريخ ادبيات از احوال بهمنيار تا ابوالفضل بيهقى
تاريخ ادبيات ايران از زكرياى رازى تا كمال خجندى
تاريخ ادبيات ايران، از حافظ تا هاتفى جامى
شعر و شاعرى به سبك سخن و سخنوران كه ناتمام به نظر مى رسد
نخستين كارى كه انجام دادم، استنساخ بخش هاى چاپ نشده تاريخ ادبيات بود كه البته با دشوارى بسيار همراه بود.بعد از آن به بركت همين دفترها، به تصحيح آن بخش از تاريخ ادبيات كه مؤسسه وعظ و خطابه به چاپ رسانده بود، پرداختم. اين قسمت گرچه از جانب آن مؤسسه در رديف مواد درسى به چاپ رسيده و از اين رو ظاهراً مى بايد تصحيح شده باشد، ولى متأسفانه مشحون از اغلاط فاحش چاپى بود. حروف ريز، روى كاغذ كاهى و كهنگى و فرسودگى نسخه، خواندن آن را دشوارتر مى كرد. بعد از آن و در ضمن غلط گيرى اين متن، احساس كردم برخى از موارد كه استاد به اشاره اى از آن ها گذشته، حاجت به توضيح دارد، بعضى از كتب كه بعد از چاپ مقاله ايشان به چاپ رسيده، يا چاپ هاى تازه از متون قديم هستند، بهتر است كه معرفى شوند، عليهذا اين موارد را خاطرنشان ساختم.
اينك خوشحالم كه اين متن تاريخ ادبيات ايران را از گوشه فراموشى بيرون كشيده باچهره اى شايسته به اهل نظر و علاقه مندان آثار آن استاد عرضه مى دارم.» اين يادداشت بخش هايى از مقدمه عنايت الله مجيدى بر كتاب تاريخ ادبيات ايران؛ مجموعه مقالات استاد يگانه ادبيات معاصر مرحوم بديع الزمان فروزانفر است. كتاب ارزشمند تاريخ ادبيات ايران در واقع مواد درس ادبيات استاد در دانشگاه تهران بوده است. تحرير اين يادداشتها به سال ۱۳۰۷هـ. ش باز مى گردد و بخشى از آن، در زمان حيات استاد، در سلسله انتشارات مؤسسه وعظ و خطابه، به چاپ رسيده است.
بخش عمده ديگر كتاب يعنى از عهد اسلامى تا روزگار صفاريان و نيز از دوره مغول تا پايان تيموريان پس از وفات او برپايه يادداشت هاى مقدماتى استاد تنظيم شده و نخستين بار به واسطه عنايت الله مجيدى منتشر شده است. عنايت الله مجيدى را بسيارى از مخاطبان عرصه ادبيات با تحاشى و مقدمه هايى كه بر آثار مانده از مرحوم فروزانفر نگاشته است، مى شناسند؛ آثارى كه اغلب به وسيله مجيدى احيا و گردآورى شده اند و از منابع مهم حوزه ادبيات پژوهش نيز محسوب مى شوند، اما مجيدى به اين آثار محدود نمى شود و آنانى كه در پهنه وسيع پژوهش ادبى در ايران دستانى نزديك تر بر آتش دارند، مجيدى را به عنوان يكى از كتابداران زبده و محققان تاريخ و جغرافيا و مصححان متون كهن اين دو حوزه مى شناسند و برايش احترام ويژه اى قائلند، اما كيست عنايت الله مجيدى و زندگى اش از آغاز تاكنون چگونه گذشته است.
«آذر ماه ۱۳۲۲ شمسى در قره كوشك بخش رودبار الموت به دنيا آمدم. چند سالى در همان جا، نزد آقا سيدباقر حسينى كه دايى من و مكتب دار ولايت بود، قرآن كريم و اصول عقايد را آموختم. در سال ۱۳۳۳ به تهران آمدم. تحصيلاتم در نظام جديد در مدرسه آموزش و پرورش شميران و نيز مدرسه همت تجريش بود. بعد از اين مراحل، در رشته منقول (فقه وحقوق اسلامى) تحصيل خود را دنبال كردم و به اخذ گواهينامه مربوط نايل آمدم. به اقتضاى شغل رسمى ام، كه كتابدارى است چند دوره كتابدارى را نيز گذرانده ام.» در سال ۱۳۳۸ عنايت الله مجيدى كه به واسطه روحيه جست وجوگر و كنجكاو و پيگيرش با بسيارى از بزرگان و استادان شاخص دانشگاه از نزديك آشنا شده بود و جوانى بود كه استادان رابه ياد جوانى هاى خودشان مى انداخت، با معرفى استاد بديع الزمان فروزانفر در دانشكده علوم معقول و منقول كه اكنون با نام دانشكده الهيات و معارف اسلامى شناخته مى شود، به عنوان كتابدار مشغول به كار شد. طى سال ها كار در كتابخانه، او با حوزه هاى مختلف كار يك كتابدار آشنا شد و در هر حوزه اى آنچنان استعداد و علاقه نشان داد كه توانست در مدت كوتاهى مسئوليت هايى همچون مخزن دارى كتابخانه، فهرست نويسى كتاب هاى چاپى، مسئوليت بخش گردش كتاب و مسئوليت گردآورى منابع تحقيق مورد نياز كتابخانه را بر عهده بگيرد.
مجيدى در روزهاى پرتب و تاب انقلاب نيز كار در كتابخانه را رها نكرد و بعد از انقلاب يعنى از فروردين ۱۳۵۸ به عنوان رئيس كتابخانه دانشكده الهيات مشغول به كار شد. مسئوليتى كه البته تا پايان بازنشستگى يعنى تا پايان ارديبهشت ماه ۱۳۷۰ ادامه داشت:« مدتى هم رئيس كتابخانه «بنياد مولوى» بودم.»
در خلال اين سال ها مجيدى با مراكزى چون بنياد دايرة المعارف نيز همكارى مستمر داشته است: «همكارى من با مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى، به معرفى استاد محمدتقى دانش پژوه ، از سال ۱۳۶۴ شروع شد و از همان تاريخ تا هم اكنون، علاوه بر عضويت در شوراى عالى علمى ، رياست كتابخانه و مركز اسناد دايرة المعارف بزرگ اسلامى را به عهده دارم.» مجيدى را در دايرة المعارف با صفت سختكوشى و دلسوزى مى شناسند. به يمن همين دلسوزى و پشتكار بود كه كتابخانه اين نهاد علمى به يكى از معتبرترين كتابخانه هاى كشور بدل شده است. از آثار مهم و با ارزش تأليف شده از سوى مجيدى بايد از كتاب «ميمون دژ» ياد كرد .
كتابى مهم در حوزه جغرافياى تاريخى كه قابليت استنادى و اسنادى بسيار دارد و به بازشناسى يكى از قلعه هاى باستانى ايران با تكيه بر مطالعات ميدانى پرداخته است. مجيدى در مقدمه اين كتاب نوشته است: «اهميت مطلب از يك سو و به دست آمدن مأخذ ارزشمند ديگرى متعلق به قرن هفتم و هشتم هـ .ق و ضرورت بازنگرى در متن هاى قبلى از سوى ديگر، نگارنده اين گفتار را بر آن داشت تا او هم به تحقيق ميدانى وسيعى در اين باره دست بزند. حاصل اين كوشش، كه از هفت سال پيش آغاز شد، تأليف اين كتاب است. مؤلف در اين كتاب كوشيده است همه موضوع هايى را كه به نحوى مى تواند دريافتن مكان واقعى «ميمون دژ» مؤثر و مفيد باشد، در محل تحقيق كند و نتيجه به دست آمده اين است كه هيچ يك از نظريه هايى كه تاكنون از سوى محققان داخلى و خارجى درباره محل دقيق« ميمون دژ» ارائه شده است با نشانه هايى كه عطاملك جوينى (۶۸۱-۶۲۳ق) و بعضى از مورخان قرون هفتم و هشتم. ق از اين قلعه داده اند، انطباق كامل ندارد. به عبارت ديگر، قلعه الموت، نويزرشاه، شير كوه، شهرك، غار شمس كلايه و... هيچ كدام «ميمون دژ» نيست.
شايد اين مدعا در نگاه نخست گزافه گويى به نظر برسد، اما به بركت مدارك به دست آمده ـ مداركى كه بسيارى از صاحب نظران به آنها دسترسى نداشته اند ـ و مطالعه دقيق تر متون تاريخى اسماعيليان در پرتوى آگاهى هاى جديد، درباره محل اين قلعه عظيم نظر ديگرى پيشنهادمى شود. استاد منوچهر ستوده نيز درباره اين كتاب نوشته است: «قلعه هاى پرت و دور افتاده نظير قلعه الموت و لنبه سر [بوده] كه قدمت آنها به دوران ساسانيان مى رسد و در دست خاندان قديمى فرمانروا بوده است، در دره رودبار طالقان كه از كوه هاى چشمه اسلك شروع مى شود و به شير كوه ختم مى گردد و رودبار الموت كه از ايباتر شروع مى شود و آن هم به شيره كوه ختم مى شود و رودبار قزوين كه از شير كوه شروع مى شود و سامان ديگر آن منجيل است.
|
|
|
نام پاره اى از آنها يكى دوبار در كتب تاريخى هم زمان اسماعيليان آمده است. از آنهاست قلعه (ميمون دژ) و قلعه (بلده الاقبال). بلده الاقبال را اين بنده در فرهنگ ايران زمين سال سوم سنه۱۳۳۴ ص۵ تا ۲۱ شرحى نوشته و ثابت كردم كه بلده الاقبال لقب قلعه الموت است و قلعه اى جداگانه نيست و ميمون دژ را هم لقب قلعه نويزر دانسته بودم. در صورتى كه عنايت الله مجيدى متوجه شده اند كه ميمون دژ قلعه اى است بالاى خشكه چال و در كوه شاتان و شرحى كه به نظر خوانندگان خواهد رسيد، نتيجه زحمات شبانه روزى ايشان است كه بيش از ده بار اين كوه صخره اى ناهموار را بالا رفته اند و از زواياى كتب تاريخى با دقت نظر و باريك بينى توجه به اين محل كرده اند و آن را محل ميمون دژ دانسته اند. از خدا مى خواهم كه توفيق و سعادت همراه و هم قدم ايشان باشد.»
«مجمل رشوند» نيز از ديگر آثارى است كه مجيدى به همراهى استاد منوچهر ستوده بر آن مقدمه نگاشته و بر آن حاشيه نوشته است. اين كتاب شرح وقايع و گزارش هاى تاريخى منطقه رودبار و الموت، نواحى اطراف آن و قزوين در سال هاى ۱۲۷۱ تا ۱۲۷۶هـ. ق. است كه محمدعلى خان رشوند فرزند محمدزمان خان نوشته است. نويسنده كتاب مجمل در دوران سه پادشاه قاجار: فتحعلى شاه، محمد شاه و ناصرالدين شاه رئيس ايل بزرگ رشوند ساكن رودبار الموت بوده است. مؤلف با مسائل سياسى، اجتماعى و ديوانى به خوبى آشنا بوده، از اين رو در بخشى از كتاب مجمل كه در واقع خاطرات زندگى ديوانى و خانوادگى اوست به وضع و شيوه زندگى ايل رشوند، چگونگى تربيت و تجهيز سپاهيان، تشريح جغرافياى محل، نوع محصولات ماليات و مصارف آن، رفتار حكام و شاهزادگان با رعايا، موضوع پيشكشى و تعارف هاى معمول دوران قاجار، نام بعضى بيمارى ها و راه درمان آنها، اعياد و مراسم مردمى و شركت سوار نظام ايالات قزوين در جنگ هرات مى پردازد.
مجيدى در اين سال ها علاوه بر تأليف اين آثار و كارهاى اجرايى و سمت هاى كتابخانه اى كه داشته، به نگارش مقالات متعددى از منظر يك كتابدار خبره نيز پرداخته است. برخى از اين مقاله ها كه بيشتر در حوزه كتابشناسى اهميت دارند، عبارتند از نامه هاى قزوينى به فروزانفر، فهرست بعضى از كتب كتابخانه سلطنتى ايران، سالشمار زندگى دكتر غلامحسين صديقى، طرح شناخت مأخذ و منابع، كتابشناسى، پژوهشى درباره جمله معروف إن الحيوة عقيدة و جهاد، سرنوشت آبادى هاى تيولى الموت، فهرست كتاب ها و مقاله هاى استاد محمد تقى دانش، فهرست آثار استاد فروزانفر، پاره اى از مشكلات و نارسايى ها در زندگى مردم رودبار الموت، فهرست پايان نامه هاى فارغ التحصيلان دانشكده الهيات، فرمان توليت امامزاده على اصغر زرآباد، كتابشناسى استاد بديع الزمان فروزانفر، داستان سعدالسلطان، كتابشناسى آثار دكتر شرف الدين خراسانى «شرف»، ملاحظاتى در باب كتاب عزيز و نگار، «مقدم الدين محمد» مبارز كوتوال قلعه الموت، سالشمار سلسله خداوند ان الموت ضمن كتاب ميمون دژ الموت، الموت (قلعه). تأليف صادق سجادى- عنايت الله مجيدى، دايرة المعارف بزرگ اسلامى، ميمون دژ الموت، رساله الزاجر للصغار عن معارضه الكبار و...
عنايت الله مجيدى در كنار همه اين ها زادگاه خود را نيز فراموش نكرده و بانى مدرسه شبانه روزى روستاى كوشك الموت نيز بوده است. مردى كه در كنار سخت كوشى و جديت در كار، نگاه پرمعنا و پرمهرى به پيرامونش نيز داشته است: «در مدت اين خدمتگزارى، افتخار مصاحبت و همكارى نزديك چندتن از استادان گرانقدر را در كتابخانه دانشكده الهيات را داشته ام؛ از آن ميان بايد از استادان دانشمند محمدتقى مدرس رضوى، حكمت آل آقا، استاد محمدتقى دانش پژوه، دكتر محمد باقر حجتى، دكتر حسينعلى هروى ياد كنم. در سراسر دوران فعاليت فرهنگى خويش جز به امر كتاب و كتابدارى، به هيچ كار رسمى ديگرى نپرداخته ام، يعنى دقيقاً ۴۵ سال كتابدار و در خدمت اهل دانش بوده ام.»