|
مدرنيته وافسانه ارتقاى سطح بهداشت جهانى
|
|
|
احمد رهدار
مقاله امروز صفحه فرهنگ و انديشه، از آن دسته مقالاتى است كه خواندن آنها براى شهروندان دهكده جهانى و بويژه براى شهروندان شرقى آن كارى به غايت دشوار و غير قابل تحمل است. براى ما سخت است كه با مصائب واقعى خود روبه رو شويم. جهان معاصر ما قرار بوده كه جهان لذت باشد و نه ملال و رنج و روزنامه نيز به عنوان جزئى از چنين جهانى وظيفه دارد تا به اين لذات دامن بزند. حتى صفحات انديشه روزنامه ها هم وقتى مخاطب خود را مى يابند كه به جاى خانه كردن در همسايگى امرى خطير به احساس لذتى روشن فكر مآبانه دامن بزنند. صفحه انديشه ايران اما امروز كمى واقعى است. گروه انديشه
در كتاب هاى مربوط به توسعه، نارسايى بهداشتى يكى از عوامل توسعه نيافتگى و ارتقاى سطح بهداشت جهانى يكى از عوامل توسعه يافتگى و دستاوردهاى مثبت مدرنيته شمرده شده است. اين در حالى است كه بسيارى از محققان بر اين باورند كه باوجود توفيق نسبى جريان تجدد در مهار و كنترل برخى از امراض و بيمارى ها، متأسفانه از سوى ديگر، موجد بحران هايى بوده است كه در نتيجه آنها، نارسايى بهداشتى نه تنها كنترل نشده كه هم به لحاظ كمّى و هم به لحاظ كيفى شدت يافته و موجب بروز انواع بيمارها ـ اعم از بيمارى هاى رفتاريِ ناشى از نابهنجارى و نداشتن تعادل رفتارى و بيماريهاى ناشى از عوامل فيزيكى و فيزيولوژيكى ـ شده است. درد لاعلاج! كارشناسان امور اجتماعى، مهمترين چالش پيش روى توسعه را ايدز دانسته اند. اين بيمارى ـ با توجه به عمر كوتاهش ـ تا سال ۲۰۰۱ م، تعداد ۲۰ ميليون نفر قربانى گرفته و بيش از ۵۰ ميليون نفر (به تعداد قربانيان جنگ جهانى دوم) را در معرض مرگ قرار داده است. توسعه هندسى روزافزون اين بيمارى، بهداشت جهانى را سخت به چالش فراخوانده است، بويژه اين كه در بيش از ۸۰ كشور از يكصد كشورى كه در آنها شيوع تزريق مواد مخدر گزارش شده است، حاملان ويروس ايدز وجود دارند. مهم تر اين كه سود بالاى حاصل از تجارت ويروس ايدز، بسيارى از دلالان اقتصادى و حتى سازمان هاى ملى و فراملى را نيز براى استمرار اين كار به ميدان كشيده است. همين امر موجب شده تا سازمان هاى امنيتى و جاسوسى نيز از آن براى بهره بردارى توأم اقتصادى و سياسى استفاده كنند. به عنوان مثال بر اساس كتاب «جنگ ويروس ها» كه سازمان انتشارات فيليكس فرانسه منتشر كرده، وزارت دفاع و سازمان جاسوسى آمريكا (سيا) به عنوان دلالان اين ويروس معرفى شده اند. دكتر لئونارد هورويتر دانشمند سرشناس دانشگاه هاروارد آمريكا، در زمره نخستين كسانى بود كه از توطئه آمريكا براى شيوع ويروس ايدز در ضمن آزمايش هاى پزشكى خود، پرده برداشت و بيل كلينتون، رئيس جمهور وقت آمريكا را وادار كرد تا از خانواده هاى حدود ۴۰۰ قربانى آزمايش هاى پزشكى كه سرويس هاى دولتى در مدت ۴۰ سال بر روى سياهان انجام داده اند، عذرخواهى كند. بلاى خانمان سوز! آمار دريافتى از آلودگيهايى كه ناشى از سوء رفتارـ مانند اعتياد به مواد مخدر ـ است، همراه با درصد رشد آنها و ميزان آلودگى و متغيرهاى ديگرى كه در جامعه جهانى ايجاد كرده اند، خط بطلانى ديگر بر افسانه افزايش بهداشت در بستر مدرنيته و تجدد است. برخى از اين آمار و گزارش ها به شرح زير است: باوجود اين كه سالانه مبالغ هنگفتى از بودجه كشورها براى مبارزه با قاچاق مواد مخدر و درمان معتادان هزينه مى شود، بر اساس گزارش پليس بين الملل (اينترپل)، سالانه به ارزش ۵۰۰ ميليارد دلار مواد مخدر در جهان دادو ستد مى شود. متأسفانه سود حاصل از قاچاق مواد مخدر به قدرى زياد است كه حتى ميزان بالاى كشف آن به ندرت خللى در آن ايجاد ميكند. به خاطر سود بالاى اين قاچاق، صاحبان برخى كارتل هاى مواد مخدر به دولت كلمبيا پيشنهاد كردند كه همه قرض هاى اين دولت را (كه بالغ بر ۵/۱۲ ميليارد دلار بود) پرداخته و ثروت خود را (كه بالغ بر ۶۰ ميليارد دلار مى شد) به اين كشور انتقال دهند و در آينده از تجارت كوكائين هم صرفنظر كنند، به شرط آن كه از اين پس، از تعقيب مصون بمانند و بتوانند قانونى و علنى زندگى كنند! توليد خشخاش در جهان از سال ۱۹۸۵ تا كنون ۳ برابر شده و تا سال ،۱۹۹۶ تعداد ۲۸۰ هزار هكتار زمين به كشت آن اختصاص يافته است. تا جايى كه هماكنون، ۱۴۱ ميليون نفر از جمعيت جهان، حشيش، ۸ ميليون نفر هروئين، ۱۳ ميليون نفر كوكائين و ۴/۲۲۷ ميليون نفر هم داروهاى مسكن مصرف مى كنند. نتايج موفقيت آميز كشت كوكائين در مناطق جنگلى كوهستانى موجب شده تا يك ميليون هكتار از منابع جنگلى مناطق استوايى تخريب شده و در معرض كشت كوكائين قرار گيرد. حجم معاملات مواد مخدر سالانه به بيش از ۵۰۰ ميليارد دلار ميرسد كه در مقايسه با حجم معاملات نفت يكى از مهمترين امپراتوريهاى مالى جهان شمرده مى شود. غذاهاى مصنوعى آلودگيهاى ناشى از صنعت و نيز آلودگيهاى ناشى از مهندسى ژنتيكى، داروها و كودها و غذاهاى شيميايى و امثال آنها كه پس از جنگ جهانى دوم در الگوى تغذيه انسان وارد شده است، اسناد ديگرى را درباره كاهش بهداشت جهانى در عصر مدرنيته نمايان مى سازد. در تمدن صنعتى امروز، غذاى سالم طبيعى كم تر پيدا مى شود تا جايى كه در كشورهاى بزرگ و توانگر غربى كه همه چيز فراوان است و بويژه انواع مواد غذايى و خوراكيهاى آماده با شكلهاى پرجاذبه و آراسته در بسته بنديهاى زيبا، آسان در دسترس همگان است، بخش بزرگى از آن چه مردم مى خورند، آغشته به مواد سمى است كه از آنها يا براى رنگ زدن به اغذيه استفاده مى شود يا به منظور دوام بخشيدن به مواد خوراكى و مصون ساختن آنها در برابر فساد ناشى از هوا و حشرات به كار مى رود. بر اساس آمار، سالانه بيش از ۵ هزار نفر در آمريكا با مصرف انواع غذاهاى مقاوم در مقابل دارو و بويژه مرغ كه به وسيله هورمونهاى رشد پرورش داده ميشود، در مقابل بسيارى از داروهاى آنتى بيوتيك مقاوم مى شوند. دانشمندان معتقدند كه استفاده مكرر و روزمره از انواع آنتى بيوتيك ها در مزارع و تغذيه حيوانات بيمار با اين نوع داروهاى شيميايى، موجب رشد نوعى باكترى ضد دارو يا مقاوم در برابر دارو در آنان شده كه مى تواند پس از مصرف گوشت آنها به انسان منتقل شود. در مجموع، استفاده از غذاهاى غيرطبيعى و مصنوعى تا جايى افزايش يافته است كه جرمى ريفكين به طنز گفته بود: اگر گفته شود غذايى كه امروزه مى خوريم از نفت به عمل آمده است، نه از خاك، سخنى نادرست نگفته ايم. سالانه قريب ۲ ميليون كيلوگرم مواد رنگى و ۵۰۰ ميليون دلار از مواد شيميايى صنعتى به غذاهاى ما افزوده مى شود (۲۵۰۰ نوع ماده افزودنى!)، در عين حال، تكنولوژيست هاى غذايى مى گويند: «رقابت با خدا دشوار است، ولى ما در حال پيشرفتيم». افزايش داروهاى تجارتى افزايش روزافزون كمپانيهاى دارو، دليلى ديگر بر افزايش نيافتن بهداشت جهانى در كشورهاى توسعه يافته است. امروزه تجارت دارو به عنوان چهارمين عامل درآمد و ثروت در دنيا عمل مى كند و اين آمار به تنهايى مى تواند معرف وضع بهداشتى جهان امروز باشد. گره خوردن صنعت داروسازى با تجارت، موجب شده است تا صنايع دارويى بيش از آن چه به ارائه داروى مفيد و سلامت انسان بينديشند، به دنبال كسب سود باشند، اين امر موجب شده است تا تعداد داروهاى مضر عرضه شده در بازار بيش از داروهاى مفيد باشد. نتيجه اين امر، بروز انواع بيماريهاى روانى و جسمى ناشى از مصرف داروهاى مضر است. گزارش تنها يك نوع از اين تجارتها ـ تجارت خون ـ مى تواند تكان دهنده باشد: پلاسماى خام به طور عمده از ايالات متحده آمريكا به اروپا و ژاپن صادر مى شود و بخش عمده اين خون صادراتى به طور كلى از مكزيك وارد و پس از گذراندن مراحل لازم صادر مى شود. در سال ،۱۹۸۰ تعداد ۳۹۶ بنگاه مالى با اجازه رسمى در آمريكا، براى جمع آورى خون (پلاسما) و آماده سازى به منظور فروش و صدور وجود داشت كه در سال، ۵ ميليون ليتر پلاسما جمع آورى مى كردند. ۳۰ درصد شركتهايى كه به كار مرتبط با پلاسما و صدور آن اشتغال داشتند، اروپايى و ژاپنى بودند و هر ساله نزديك به ۵/۱ ميليون ليتر خون صادر مى شد. مكزيكى هاى فقير، هفته اى چند بار از مرز مى گذرند تا خونشان را به بانكهاى خون آمريكا بفروشند. در روزنامه هاى مرز شمالى مكزيك (مجاور مرز ايالات متحده) آگهى مى دهند كه فقراى مكزيك مى توانند بدون ايجاد اشكال در رفت وآمد از مرز، به آمريكا بيايند و خون خود را به بهاى ۴۰ دلار بفروشند و بازگردند. در حاشيه تگزاس ـ مكزيك، تنها ۱۷ كلينيك پلاسما از ۱۳۶ كلينيك پلاسما وجود دارد كه از خريد خون مردم فقير و فروش آن به شركتهاى دارويى بزرگتر مانند پارك ديوس و ليدرگوتر، سالانه ۳۰۰ ميليون دلار سود مى برند. بانك هاى خون در «ماتاموروس» نيم ليتر خون را از مردم فقير مكزيك به ۴۰۰ سپوس مى خرند و به شركتهاى دارويى، ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ سپوس مى فروشند. از جمله صادركنندگان خون، كشور هائيتى است كه از سال ۱۹۷۲ پلاسماى خون به آمريكا صادر مى كند؛ به ازاى هر ليتر پلاسما به هر فقير، ۳ دلار پرداخت مى شود. در هائيتى و در نقاط گوناگون برزيل، شيوه هاى تازه اى به منظور به دست آوردن خون ارزان براى صادرات به كار گرفته مى شود. بچه هاى يتيم و فرزندان كوچك خانواده هايى كه از نظر اقتصادى در مضيقه هستند، در سازمان هاى به اصطلاح خيريه، پذيرفته مى شوند اما در حقيقت اين سازمان ها، مزرعه خون هستند. بزرگترين بانك خون در نيكاراگوئه، شركت پلاسما فرسيس بود كه از سال ۱۹۷۳ تا ،۱۹۷۷ مقدار ۲۵۰ هزار ليتر پلاسما به آمريكا و اروپا صادر كرد. پس از موفقيت ساندينيستها، مردم نيكاراگوئه اين مركز را به آتش كشيدند. پس از اين تاريخ، جمع آورى پلاسما در برزيل و كلمبيا رونق گرفت. پى نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.
برداشت آخر
به نظر مى رسد زمان آرزوهاى بزرگ تكنولوژيك پايان يافته. تا ۳۰ سال قبل جامعه انسانى كره زمين از صعود به فضا و سفر به ماه هيجان زده بود و با چشمانى روشن اميد داشت تا ذيل الطاف تكنولوژيك دانش بشرى، كائنات را زير يوغ تسخير خود بگيرد.امروز و پس از گذشت ساليانى نه چندان دراز ما به جاى شادى از تحقق آرزوهايمان، خود را گرفتار مصائبى مى يابيم كه نتيجه مستقيم عمل ما براى رفتن به سوى آرزوى نهايى مان- بهشت زمينى - است. ايدز، مواد مخدر، انواع بيمارى هاى ناشى از محصولات شيميايى و يا اصلاح شده، گاز هاى گلخانه اى، خشونت وترور جايگزين مصائبى نظير طاعون، بى سوادى، استبداد و... شده اند. اين مصائب مدرن كه بر جاى مصائب سنتى نشسته اند از سويى مى تواند رحمتى سترگ به حساب آيد. همين مصائب است كه به ما نهيب مى زند تا در باب همه چيز، از جمله خودمان از نوبينديشيم.
|