منبع : مجله World Affairs
نويسنده : جندراسينگ
مترجم: على محمد سابقى
آسياى مركزى از نظر جغرافيايى منطقه حائلى ميان جنوب آسيا، چين وروسيه است.بافروپاشى اتحاد جماهير شوروى سابق، عصر رقابت هاى شديد ميان قدرت هاى بزرگ آغازشد. درحالى كه ايالات متحده آمريكا به صورت استراتژيك نيروهاى خودرا درسراسر جاده ابريشم مستقر مى كند، چين و روسيه سياست هاى خود را هماهنگ مى كنند، منطقه را از سلطه انگلو- آمريكا حفظ كنند.ازاين تحولات هند نيز متأثر شده است.
به دنبال تصميم دولت قرقيزستان مبنى بر اجازه دادن به نيروهاى آمريكايى براى استفاده ازپايگاه هوايى مناس، ايالات متحده به فاصله چند روز با يادداشت رسمى دولت ازبكستان به سفارت آمريكا درتاشكند مواجه شد كه در آن خواسته شده بود، آمريكا در ۱۸۰ روز نيروهاى خود را از پايگاه نظامى كارشى درخان آباد درجنوب ازبكستان خارج سازد.برگزارى مانور مشترك روسيه وچين درماه اوت۲۰۰۵ كه درادامه ارسال يادداشت رسمى سازمان همكارى هاى شانگهاى در پنجم ژوئيه به آمريكا براى اعلام برنامه وتاريخ دقيق خروج نيروهاى نظامى ازآسياى مركزى صورت گرفت، حركت استراتژيك ديگرى بود كه روسيه با همكارى ديگرجمهورى هاى شوروى سابق و با همدستى چين، روى صفحه شطرنج اورآسيا پياده كرد.اين حركت درمخالفت با توسعه غرب به رهبرى آمريكا درسرزمين هاى شرقى ومركزى اوراسيا به وقوع پيوست. در حال حاضر روسيه، سازمان قرارداد امنيت گروهى (CSTO) را ازكشورهاى استقلال يافته همسود(CIS) جدا و به گروهى تبديل كرده كه مى تواند بادرنظر گرفتن برنامه هاى پيشنهادى و پذيرش هند و ايران وپاكستان به عنوان عضو ناظردرآن دراجلاس ماه ژوئيه مسكو، به يك سازمان امنيتى گروهى تكامل يافته تغييرشكل دهد.
آمريكا، براى كنترل فضاهاى استراتژيك، منابع انرژى ومواد اوليه درقرن بيست ويكم، خط لوله انتقال روزانه يك ميليون بشكه نفت باكو- جيهان رابراى دورنگه داشتن روسيه وايران از مسيرخط انتقال انرژى به اروپا راه اندازى كرده است.استقرار نيرو درگرجستان وآذربايجان براى حفاظت ازاين خطوط، تهديدى استراتژيك براى منطقه بويژه براى ايران، همسايه جنوبى آذربايجان كه درليست دشمنان آمريكا قرار دارد، است.
مانور مشترك غيرقابل پيش بينى چين و روسيه
چين و روسيه از هجدهم تا بيست وپنجم ماه اوت،۲۰۰۵ مانور مشتركى را كه قابل پيش بينى نبود، به عنوان پيامى روشن به ايالات متحده وديگران برگزار كردند.اين مانور ازنزديكى شهر بندرى خاورى ولادى وستوك روسيه آغاز مى شد وتا استان ساحلى شندونگ چين دركناره هاى درياى زرد ادامه مى يافت.دراين مانور علاوه بر ۲۰۰۰ نيروى روسى، هواپيما هاى حمل ونقل
۷۶ -II روسى به همراه چتربازان، هواپيماهاى جنگى موشك انداز هوا به درياى ۹۵M - TU و جت هاى جنگنده سوخو ۲۷ پوشش نيروهاى زمينى را به صورت فرضى برعهده داشتند.
دراين تمرينات علاوه بر يورى بالويوسكى، فرمانده نيروهاى مشترك روسى وهمتاى چينى وى ليانگ گوانگ ليه، نمايندگان كشورهاى عضو SCO نيز حضورداشتند .
پايگاه هاى آمريكا درآسياى مركزى
رهبران قرقيزستان پس از ملاقات با دونالد رامسفلد وزيردفاع آمريكا در ۲۶ ژوئيه ۲۰۰۵ دربيشكك، متقاعد شدند، ازآنجا كه افغانستان همچنان بى ثبات است، ادامه كار پايگاه نظامى مناس براى پشتيبانى ازنيروهاى آمريكايى مستقر دراين كشور موردنيازاست.اسماعيل اسحاق اف وزيردفاع قرقيزستان درمصاحبه مطبوعاتى مشترك با رامسفلدگفت : تازمانى كه شرايط افغانستان ايجاب كند، اين پايگاه به كارخود ادامه خواهد داد.
اين دومين سفر رامسفلد درسال ۲۰۰۵ به قرقيزستان بود.ضمن آنكه گزارش شده آمريكا ازسال ۱۹۹۱ كه قرقيزستان استقلال يافته تاكنون، ۷۵۰ ميليون دلار به عنوان كمك دراختيار اين كشور قرارداده است.
باقى اف نيز كه پس از شورش عمومى ماه مارس بر ضد عسگرآقايف رئيس جمهورى بركنار شده، دهم ژوئيه ۲۰۰۵ به عنوان رئيس جمهور قرقيزستان برگزيده شد، يازدهم ژوئيه به خبرنگاران گفت : چون اوضاع افغانستان تغيير كرده، اين موضوع دراجلاس سازمان همكارى هاى شانگهاى مطرح شد.وضع اين كشور بزودى تثبيت خواهد شد.هم اكنون اين كشور رئيس جمهورى منتخب دارد و بزودى پارلمان منتخب آن هم كارخودرا آغاز مى كند. از همين رو ضرورت ادامه كار پايگاه هاى نيروهاى ائتلاف درقرقيزستان مطرح شده است.
آمريكا ادعا مى كند، پايگاه هاى او در قرقيزستان گذرگاه مهمى براى ارائه خدمات انسان دوستانه وتجهيزات نظامى ارسالى به افغانستان هستند، اما واقعيت آن است كه اين پايگاه ها به عنوان بخشى ازتغييرات دراستراتژى پنتاگون مبنى بر ايجاد پايگاه درنزديكى مناطق بحران خيز جهان است تا فورى دربحران ها مورد بهره بردارى قرار گيرند. رامسفلد درخلال سفر به بيشكك ودوشنبه، روشن ساخت كه آمريكا قصد ندارد درآينده نزديك پايگاه هاى خود را در آسياى مركزى ببندد و حتى يادآور شد، نيروهاى ايالات متحده براساس قراردادها ومنافع دوجانبه دراين پايگاه ها مستقرشده اند.
مشكل ازبكستان
اگرچه ايالات متحده انتظار چنين تصميمى را از سوى ازبك ها داشت، ولى نحوه ارائه ياداشت تخليه پايگاه K2 بدون ارائه هيچ گونه دليل، پنتاگون را كه در مقابل موضع درستى اتخاذ كرد، متعجب ساخت.
پس ازشورش انديجان، آمريكا و متحد هميشه آماده اش، انگليس ازشدت انتقادات خود نسبت به نحوه مقابله ازبكستان بااين درگيرى ها كه درآن شورشيان تعداد زيادى ازنيروهاى امنيتى را به قتل رسانده و ساختمان هاى دولتى را اشغال كرده بودند، كاستند . براساس گزارش سازمان حقوق بشر، درعمليات سركوب اين شورش، بيش از ۷۰۰ نفركشته شدند، البته تاشكند تعداد كشته شدگان را كمتر از ۱۸۰ نفراعلام كرد.
پايگاه K2 به عنوان مركزى براى انتقال تجهيزات براى شمال افغانستان بويژه مزارشريف، تنهاگذرگاه قابل عبور درزمستان، به شمار مى آيد.اين پايگاه با باندپروازى طويل خود، همچنين به عنوان محلى براى سوختگيرى هواپيما هاى نظامى است كه جايگزين ارزانى براى سوختگيرى هوايى گرانقيمت است.چندماه پيش برايان وايتمن، يكى از سخنگويان پنتاگون، اين پايگاه هوايى را
« پايگاهى كه به صورت غيرقابل انكار براى حمايت از نيروهاى درحال عمليات مهم است » توصيف و اعلام كرد، واشنگتن ازسال ۲۰۰۱ تاكنون براى آن ۱۵ ميليون دلار به ازبكستان پرداخته است. به هرجهت از زمان آغازشورش در انديجان درماه مه، بين ۲ دولت جنگ روانى به وجود آمده است.طورى كه اسلام كريم اف، رئيس جمهورى ازبكستان مانع پروازهاى شبانه و برخى پروازهاى بارى هواپيما هاى آمريكايى ازاين پايگاه شده و واشنگتن را وادار كرده است عمليات تجسسى وبرخى پروازهاى نقل وانتقال خودرا به پايگاه هوايى بگرام در افغانستان وپايگاه مناس درقرقيزستان منتقل كند.
برخى ازتحليلگران حادثه انديجان را آزمايشى مهم براى دولت بوش تلقى كردند كه آيا تلاش هاى ضدتروريستى براى آنان بيشتر اولويت دارد ياگسترش دموكراسى.يكى از مقام هاى عالى رتبه كه به خاطر حساسيت هاى سياسى نخواست نامش فاش شود، اعلام كرد :« اصولاً همه ما براين باوريم كه اگر بخواهيم از پايگاه ها استفاده كنيم، تنهاراه رسيدن به آن سكوت در مورد دموكراسى وچشم پوشى نسبت به موضوع رانده شدگان است.اگر مى خواستيم مى توانستيم پايگاه را حفظ كنيم .»
البته اين يك ادعاى دروغين است كه ممكن است تنها آمريكايى هاى مخالف با واقعيات آن را باوركنند. در واقع مقام هاى عالى رتبه ايالات متحده هركارى كه ازدستشان برمى آمد براى تغيير تصميم رژيم تاشكند براى ادامه حضورنيروهايشان درمنطقه انجام دادند و حتى تلاش كردند ازفعاليت هايى كه قصد داشت، قطعنامه اى ازسوى سازمان ملل صادر و به طور رسمى خواستار انجام تحقيقات بين المللى پيرامون قتل عام انديجان شوند، جلوگيرى كنند.
كرياج مورى، سفيرسا بق انگليس درتاشكند كه به خاطر مخالفت صريحش با نحوه برخورد آمريكا و انگليس با كريم اف ازكار بركنارشد، مى گويد : واشنگتن تنها تلاش مى كرد عقب نشينى خودرا درپس هاله اى ازگرد وغبار دير هنگام نقض حقوق بشر درازبكستان پنهان كند، ولى ناگهان باوحشت وهراس متوجه شد، يكى ازمهمترين متحدان مخلص آن ،تبديل به هراسى عظيم براى آمريكا شده است.
در نهايت اسلام كريم ا ف، درپايان سال گذشته، براى توسعه ميدان هاى وسيع گازى ازبكستان، به جاى شركت هاى آمريكايى، شركت گازپروم روسى را برگزيد.درنتيجه « حيات نقشه انتقال لوله هيدرو كربن آسياى مركزى ازطريق افغانستان به درياى عرب كه هدف مقدس ونهايى سياست آمريكا درآسياى مركزى پيش از جنگ افغانستان بود را زير سؤال برد» .
انقلاب هاى به اصطلاح آزاد سازى آمريكا درجمهورى هاى سابق شوروى، به كريم اف كمك كرد ، تصميم خودرا بگيرد.ادوارد شوارد نادزه عصبانى، پس ازبركنارى كريم اف ازرياست جمهورى گرجستان، باوى ملاقات كرد و درمورد جورج سوروس، سرمايه دارآمريكايى و NGO هاى حمايت شده از سوى غرب، هشدارداد.كريم اف هم بى درنگ فعاليت مؤسسه جامعه آزاد را متوقف وديگر NGO هارا زيرفشار ومنگنه قرارداد، و رودر روى دمكراسى پيشنهادى آمريكا ايستاد.همين امر موجب شد، را بطه وى با ولاديمير پوتين ترميم شود. ازنظر پوتين، كريم اف چهره نامطلوبى بود. وى پس از استقلال، ايده هاى ملى گرايى ضدروسى را درازبكستان تقويت مى كرد.درچنين شرايطى بود كه ۸۰ درصد جمعيت روس نژاد ساكن ازبكستان ( حدود ۲ ميليون نفر ) از اين كشور رفتند. به هرحال پوتين وكريم اف ايده ها ومنافع مشترك زيادى دارند.
ازبكستان نيمى از جمعيت آسياى مركزى وموقعيت
ژئو استراتژيك وبزرگترين ومجهزترين ارتش منطقه را دارد.ولى قزاقستان درشمال با رياست جمهورى نظربايف ازنظر اقتصادى خيلى بهتر از كريم اف عمل كرده است.او نه تنها به خاطر داشتن بزرگترين منابع انرژى، بلكه درروابطش بين روسيه وآمريكا تعادل ايجاد كرده وازنظر اقتصادى تا حدودى بازتر عمل كرده وسرمايه هاى غربى بيشترى را جذب كرده است.
ديگر پايگاه ها ى منطقه
براساس گفته شبكه اورآسيا، وقتى رهبران تاجيك وقرقيز ادامه همكارى هاى استراتژيك با آمريكا را ارزشمند مى دانند، مسائل ديگرى هم وجود دارد كه هر ۲ كشور روسيه شريك اصلى امنيتى خود بدانند.پس از اين كه رامسفلد بيشكك راترك كرد، خبرگزارى ايتارتاس در۲۶ ژوئيه مصاحبه اى را با « باقى اف» منتشر كرد كه در آن اظهار داشته بود:« مسكو هميشه درسياست خارجى قرقيزستان جايگاه ويژه اى داشته است.قرقيزستان درآينده نيز همكارى هاى استراتژيك خود با اين كشور را توسعه خوا هد داد. ما فكرمى كنيم حضور روسيه درآسياى مركزى تضمينى براى امنيت وثبات منطقه است.تروريسم بين الملل، بنياد گرايى اسلامى، تجارت غيرقانونى موادمخدر وسلاح، جرايم سازمان يا فته و انواع تخلفات ديگر همگى ضرورت همكارى هاى نزديكتر و عمليات مشترك مبتنى بر اعتماد كامل را مى طلبد.»
درهمين حال روابط استراتژيك واقتصادى تاجيكستان درچندسال گذشته باروسيه توسعه پيداكرده است.درخلال بازديد ماه اكتبرسال ۲۰۰۴ پوتين ازتاجيكستان، روسيه توا فق كرد ۳۵۰ ميليون دلار بدهى تاجيكستان درقبال كسب مجوز نصب رادار اكتشا فى روسيه درمنطقه نورك، بخشيده شود.شركت هاى روسى نيز قراردادهايى امضا كردند كه براساس آن صدها ميليون دلار درساختار طرح هاى صنعتى تاجيكستان سرمايه گذارى كنند.دوشنبه هم استقرار پايگاه نظاميان روسيه را پس از اين ملاقات دائمى كرد.
روسيه درباره بازديد رامسفلد از بيشكك ودوشنبه سكوت اختياركرد، ولى برخى مطبوعات روسيه ادعا كردند، آمريكا تعهد كرده درقبال ادامه استفاده از پايگاه هوايى مناس ۲۰۰ ميليون دلار كمك اقتصادى دراختيار قرقيزستان بگذارد كه البته اين موضوع ازسوى مسئولان قرقيزستان تكذيب شد.به هرحال ناظران سياسى عقيده دارند، مسكو براى زير سؤال بردن موقعيت آمريكا در آسياى مركزى به استفاده از سازمان هاى چند جانبه منطقه اى ازجمله سازمان همكارى هاى شانگهاى و CSTO ادامه خواهد داد.
ژنرال عبدالرحيم وردك، وزير دفاع افغانستان نيز درماه آوريل اظهارداشت كه گفت و گو براى استقراردائمى نيروهاى آمريكايى دراين كشورادامه دارد.اين گفت وگوها شامل ايجاد پايگاه هوايى دائمى واستقرار تسليحات نظامى كه بتواند درجريان بحران ها فورى مورد استفاده نيروها قرار گيرند نيز مى شود.وردك تلاش كرد به كشورهاى همسايه درمورد شرايط حضور بلند مدت نيروهاى آمريكايى بدين گونه تضمين دهدكه هرگونه قرارداد با واشنگتن بادرنظرگرفتن امنيت قدرت هاى منطقه امضا خواهدشد.
درخواست سازمان همكارى هاى شانگهاى
به احتمال زياد درخواست خروج آمريكا از پايگاه هاى نظامى آسياى مركزى، درخلال ملاقات پوتين و هوجين تائو دراجلاسى كه از۳۰ ژوئن تا سوم ژوئيه، پيش ازبرگزارى اجلاس سازمان همكارى هاى شانگهاى برگزار شد، اتخاذ گرديد. در بيانيه مشتركى كه دوم ژوئيه به وسيله چين و روسيه با عنوان « نظم جهانى درقرن بيست ويكم » منتشر شد، نسبت به يكجا نبه گرايى در روابط بين الملل هشدارداده شده و نقش بزرگترى براى سازمان ملل وثبات درجزيره كره درخواست شد.هوجين تائو
پس از مذاكره باپوتين به خبرنگاران گفت : ما برمواضع مشترك خودپيرامون مسائل كليدى همچون مسأله تايوان وچچن كه مربوط به مسائل حياتى ماست، تأكيد كرديم.
ممكن است روسيه نگران گسترش نفوذ و ورودچين به آسياى مركزى و چين هم به دنبال تضعيف كنترل روسيه بركشورهاى منطقه ازطريق تقويت ارتباطات اقتصادى خود با آنان باشد، ولى بادرنظر گرفتن آنچه آمريكادرمنطقه به دنبال آن است، آنها وادار به نزديك شدن به يكديگرشده اند.
يكى ازدستاورد هاى اجلاس سازمان همكارى هاى شانگهاى، پذيرش ايران، هند وپاكستان به عنوان عضو ناظر دراين سازمان است.هند با تروريسمى كه ازسوى پاكستان به اين كشورگسيل مى شود، رو به روست و مانند ديگر اعضا علاقه مند بود، به عضويت اين سازمان درآيد ولى اين تقاضا با مخالفت چين روبه رو شد.پكن درنظرداشت پاكستان هم به عضويت درآيد.
همكارى هاى چين و روسيه
پس از شكل گيرى « روابط استراتژيك » تبادل تجارى بين روسيه وچين درسال ۲۰۰۴ به ۲۱/۲ ميليارد دلار رسيد كه درسال ۲۰۰۵ ، ۲۰ درصد افزايش داشت و احتمال مى رود تاسال ۲۰۲۰ بالغ بر ۶۰ تا ۸۰ ميليارد دلار شود. درسال ۲۰۰۵ ميزان واردات نفت چين از روسيه ۵۰ درصد افزايش يافته و به ۷۰ ميليون بشكه رسيد. كمپانى هاى چينى به دنبال سرمايه گذارى هاى كلان در بخش انرژى روسيه هستند.شركت « رزنفت» روسى كه اصلى ترين شركت دولتى روسيه درزمينه صدورنفت به چين است، موفق شده بيش از ۶ ميليارد دلار ازچين وام دريافت كند.
به نظر مى رسد توجه اصلى چين به تأمين انرژى ازمنطقه سيبرى است كه نيمى ازتمام منابع نفتى مورد تأييد قرار گرفته اتحاد جماهير شوروى سابق و ۷۰ درصد منبع زغال سنگ را درخود جاى داده است.چين اصلى ترين مشترى ۱۴۰ شركت بزرگ از ۲۰۰ شركت فعال درصنايع تسليحاتى سيبرى است.
چين همچنين با ازبكستان در زمينه توسعه منابع گازى در دره فرغانه همكارى ودرتاجيكستان وقرقيزستان در طرح هاى هيدروالكتريك سرمايه گذارى كرده است.اين كشور بشدت به بازارهاى آسياى مركزى براى فروش توليدات خود علاقه مند است.آسياى مركزى بى ثبات، مجرايى براى ناآرامى سين كيانگ سركش خواهد شد. لذا پكن بيش از هر عضو ديگر براى توسعه قلمروى سازمان همكارى هاى شانگهاى منابع و انرژى سرمايه گذارى كرده است. حضور آمريكا درآسياى مركزى، چالش وخطرى براى انرژى، امنيت وثبات چين است كه درحال انعقاد قرارداد ا نرژى نه تنها با ايران، بلكه با آفريقا و آمريكاى لاتين كه حيات خلوت شركت هاى نفتى آمريكا به حساب مى آيد، است.اين كشور درسال ۲۰۰۱ حتى تلاش ناموفقى براى خريد غول نفتى آمريكا
« UNOCAL » براى انتقال انرژى ازآسياى مركزى به درياى عرب كرد.
سازمان قرارداد امنيت جمعى براى مقابله با تجاوز و دخالت
براساس اطلاعيه منتشره در روزنامه نووستى مسكو، سازمان « CSTO » متن پروتكلى را تهيه كرده كه طبق آن اين سازمان درمواقع اضطرارى به كشورهاى عضو كمك هاى تسليحاتى ونظامى كند.كشورهاى ارمنستان، روسيه سفيد، قزاقستان، قرقيزستان، روسيه وتاجيكستان عضو اين سازمان هستند.
نيكلاى بورديوجا، دبيركل CSTO توضيح دادكه اين پروتكل درمواقعى همچون آماده شدن براى تجاوز واقعى، توطئه براى حملات تروريستى بين المللى وتهديد امنيت و يكپارچگى و يا منازعات سرزمينى با يك يا چندعضو به مورد اجرا گذاشته خواهدشد.اين پروتكل همچنين در مواقع حساس ودرگيرى هاى داخلى بين اعضاى سازمان، وارد عمل مى شود.
پيش از نشست روسيه وچين در دوم ژوئيه ،۲۰۰۵ مسكو ميزبان اجلاسى متشكل از رؤساى( CSTO) (كه همگى عضو كشورهاى مستقل مشترك المنافع هستند ) بودكه در ارتباط با نشست وزراى خارجه، دفاع و رؤساى شوراى امنيت كشورهاى CSTO برگزار شد. در اين نشست چارچوبى درباره توسعه CSTO در
۲ مرحله تا سال ۲۰۱۰ تصويب كردند كه برنامه اى براى به روز كردن استقرار سريع دسته جمعى نيروها در آسياى مركزى و ايجاد كميسيون داخلى براى رسيدگى به نحوه خدمات رسانى و ارائه تجهيزات نظامى به قيمت هاى ترجيحى بود.
اجلاس به دنبال اجراى به اصطلاح آزاد سازى
« انقلاب لاله اى » در قرقيزستان و شورش شكست خورده در انديجان ازبكستان، تصميم گرفت سيستم دفاع هوايى CIS ( كه به صورت اسمى شامل ۱۰ كشورمى شود) ازسيستم دفاع دسته جمعىCSTO كه فقط شامل ۶ كشور مى شود را از هم جدا كند.در حالى كه سيستم دفاع دسته جمعى به نيروهاى هركشورى اجازه مى دهدكه با فرماندهى ملى و با تمرينات مشتركى كه ازسوى روسيه هماهنگ مى شود و فضاى هركشورى به صورت مجزا و مستقل باقى مى ما ند، عمل كند.درسيستم پيشنهادى جديد، همه نيروها با برنامه ريزى واحدى زير نظر فرماندهى روسيه قرار مى گيرند.اين سيستم همچنين فضاى همه كشورها را دراختيار مى گيرد. مسئولان روسى در اين مورد توضيح دادند كه برخى از كشورهاى عضو مشتاق پيوستن به ناتو هستند.
رهبران و مسئولان روسيه ازجمله پوتين، ائتلاف به رهبرى آمريكا در افغانستان را به خاطر ناكارآمدى درسركوب ( پايگاه هاى آموزشى تروريستى ازجمله آنهاست كه از سوى نيروهاى امنيتى كشورمشخصى حمايت مى شوند) و همچنين گسترش صدور مواد مخدر افغانى به روسيه و اروپا مورد نكوهش قرار دادند. گفته مى شود CSTO اعلام آمادگى كرده بود، با افغان ها براى تشكيل گروه عملياتى با فرماندهى واحد براى مبارزه با قاچاق مواد مخدر، همكارى كنند.
به هرحال ژنرال مختارآلتين بايف، وزير دفاع قزاقستان، با ابتكار روسيه درباره ايجاد يك نيروى آماده رسمى در چارچوب CSTO درآسياى مركزى مخالفت كرده و به خبرنگاران گفت : ايجاد يك نيروى پر زحمت وپر هزينه براى استقرار دائمى ضرورت ندارد. بنابراين تصميم گيرى پيرامون اين موضوع به اجلاس بعدى موكول شد. اختلافات پيرامون بودجه و هزينه هاى اداره CSTO ، فرماندهى وكنترل سيستم ها وچگونگى استقرار نيروهاى واكنش سريع؛ هنوز به صورت كامل برطرف نشده است.
كوچاريان، رئيس جمهورى ارمنستان نيز
( كه باروسيه بر ضد آذربايجان طرفدار آمريكا، متحدشده) به صراحت اعلام كرد: « درزمينه سازمان CSTO ما با هم اختلافى نداريم؛ ولى براى به دست آوردن نتايج با هم درستيزيم.» اين درحالى است كه الكساندر لوكاشنكف، رئيس جمهورى روسيه سفيد كه به موى دماغ جديد غرب درمنطقه معروف شده، از CSTO به عنوان موازنه قوا در مقابل «ديكتاتورى تك قطبى ابرقدرت واحد جهانى» ستايش كرد.ارتش روسيه هم اكنون براى نخستين بار درحال تدارك اجراى مانورمشترك درسطح فرماند هى ونيرو درمنطقه غرب وجنوب غرب كشورهاى عضو CSTO يعنى روسيه سفيد وارمنستان درسال ۲۰۰۶است. بتازگى پوتين هم رياست شوراى امنيت جمعى (بالاترين مسئوليت سياسى CSTO ) را ازنظربايف قزاقستان تحويل گرفت .
حوزه درياى خزر
اهداف مورد نظر آمريكا ازايجاد پايگاه درمنطقه اين بود كه مانع جريان مواد مخدر، مواد هسته اى و نقل وانتقال غير قانونى سلاح از مرزها شود. ولى حوزه درياى خزر ازنظر منابع انرژى هم غنى است.اين مسأله موجب شد آمريكا متهم شود كه در واقع به دنبال نفت منطقه است. اين كشور با يك تير ۲ نشان مى زند، مبارزه با تروريسم و در عين حال به دست آوردن انرژى.
درآذربايجان، الهام على اف پسر حيدرعلى اف
( پدرملت آذرى) كه عضو پوليت بورو و رئيس سابق KGB درمسكو بود، دريك انتخابات پر درد سر درسال ۲۰۰۳ اجازه يافت جانشين پدرش شود و چنانچه نتواند نقشه هاى آمريكا درمنطقه را براى تضمين امنيت ونقل و انتقال نفت و هماهنگى با اهداف كاخ سفيد براى حمله يا نا امن كردن ايران ازطريق آذربايجان را عملى كند، بركنارشود.
آسياى مركزى، تاسال آينده به صورت كامل و به طور مستقيم با بازار انرژى غرب مرتبط خواهد شد، چون عمليات انتقال هر ۲ خط لوله گاز ونفت درياى خزر به تركيه از اين منطقه آغاز به كار خواهد كرد. اين سرمايه هاى استراتژيك كليدى « كريدور انتقال انرژى شرق به غرب » ازمسير تركيه، آذربايجان وگرجستان عبور مى كند و نفت قزاقستان هم ازاين طريق منتقل خواهد شد .
آمريكا، استقرار نيروهاى نظامى خود در آذربايجان را انكار، ولى تصديق مى كند، براى حضور آينده آنان درمنطقه، اين كشور نقش حياتى دارد. سايت اينترنتى Stratfort درماه آوريل ۲۰۰۵ گزارش داد، درحال حاضر تعدادى هواپيماى جنگى و نيرو و تسليحات در اين كشورمستقرشده وبزودى نيرو وهواپيماى بيشترى به اين كشور منتقل خواهد شد. اين گزارش ادعاكرد منابع دولت آذربايجان هم تأييد كردند بين باكو و واشنگتن قراردادى پيرامون استقرار نيروهاى متحرك در ملاقات دونالد رامسفلد و آرتور رئيس زاده نخست وزير و صفر ابيف، وزيردفاع به نمايندگى از الهام على اف كه درآن تاريخ درخارج از كشوربه سر مى برد، درفرودگاه باكو به امضا رسيد.
جان كلستن، معاون دبير كل ناتو بتازگى درباره برنامه ريزى دفاعى و عملياتى، از باكو ديدار كرد وگزارش داد: «بزودى گزارش ويژه اى كه خطوط اصلى همكارى بين متحدان وآذربايجان را مشخص مى كند، ارائه خواهدشد» انتظار مى رود آذربايجان درسال ۲۰۰۶ براى عضويت درناتو آماده شود. به نظر مى رسد تنها موضوع اختلافى حساس موجود دراين زمينه، مسأله ناگورنوقره باغ آذربايجان باشد كه درحال حاضر دركنترل ارمنستان است .
گرجستان هم به عنوان پاداش ۶۴ ميليون دلار به عنوان بخشى از ۲ سال مأموريت آموزش و تجهيز دريافت كرد كه در آن نيروهاى ويژه آمريكا، ۲۰۰۰ هزار نفر از نيروهاى ضد تروريستى گرجى كه منطقه پانكى سى جرج، محل اختفاى شورشيان چچن و القاعده است را حفاظت مى كنند، آموزش دهند.به راحتى اين كمك ها ازميزان درآمد كارگران گرجى خارج ازكشور و گردشگرى آن بيشتراست.شركت سازنده پادگان ها و ديگر تأسيسات مورد نياز نيروهاى آموزش دهنده آمريكا درمنطقه، يك شركت وا بسته به صنايع هاليبورتون است كه متعلق به ديك چنى معاون رئيس جمهورى آمريكا است كه تأسيسات زيادى درمنطقه وعراق دردست ساخت دارد. برخى ازاين تأسيسات كاملاً پيشرفته هستند. از جمله تأسيساتى كه درآذربايجان، اوكراين، گرجستان و مولداوى كه همگى عضو سازمان گوام (Guam) كه درسال ۱۹۹۶ به وجود آمد و شبيه سازمان نيروهاى رسمى دراروپاست، درحال ساخت هستند.كشورهاى عضو گوام، براى هماهنگى سياست هاى دفاعى و منابع ديپلماتيك براى ايستادگى در برا بر روسيه تشكيل شده ا ند، ولى همه آنها غير از آذربايجان به نفت روسيه و يا لوله هاى نفتى كه ازخاك اين كشور عبور مى كنند وابسته هستند، كه به روسيه امكان مى دهد، در مواقع لزوم از تاكتيك توقف عرضه نفت يا تغيير مسير انتقال آن براى كنترل سياست هاى داخلى وخارجى اين كشورها استفاده
كند . دولت بوش درماه مارس ۲۰۰۳ موفق نشد تركيه متحد خود را متقاعد كند، اجازه دهد نيروهاى آمريكايى درجنوب شرقى اين كشور جبهه جديدى عليه عراق بگشايند .
به روز كردن آمادگى جهانى آمريكا
آمريكادرحال حاضر، به عنوان بخشى از سازماندهى مجدد پايگاه هاى نظامى خود در ما وراى اروپا وشرق دور، به دنبال اتحاد با كشورهايى ازجنوب شرق آسيا تا شاخ آفريقاست، كه بتواند دسترسى سريع اين كشور به دورافتاده ترين مناطق جهان را تسهيل كند. رابرت ورك، تحليلگر مركز استراتژيك و برآورد بود جه آمريكا مى گويد: ما مى خواهيم دراين جنگ جهانى عليه نيروهاى نامنظم، درمناطق مختلفى غير ازمحل هايى كه درگذشته با آنان درگير بوديم، بجنگيم و دراين مناطق متحدان قابل اعتماد دربلند مدت نداريم . تغيير ودگرگونى، بخشى از بازنگرى در وضع جهانى پنتاگون است، در اين بازنگرى، پايگاه هاى خارج به همان ميزان اهميت دارند كه پايگا ههاى داخلى ونزديك دارند. پنتاگون معتقد است شبكه پايگاه هاى داخلى وخارجى موجود، ميراث برجاى مانده ازدوران جنگ سرد است كه نيازبه سازماندهى مجدد دارد تا بتواند براى مواجهه بانيازهاى پيش بينى نشده، ا نعطاف داشته باشد .
ريان هنرى، معاون سياسى پنتاگون درسخنرانى سالانه خود گفت : ما دردوران جنگ سرد، نيروهاى مستقر پيشرو درجنگ، درنزديكى هاى پايگاه هاى خود داشتيم، امروزه نمى توا نيم پيش بينى كنيم كه نيروهاى ما دركجا ؟ چه وقت؟ و در چه شرايطى براى جنگيدن فرا خوانده خواهند شد.چارلزپنا تحليلگر دفاعى مؤسسه كاتو يكى از مؤسسات بنيادى محافظه كاران آمريكايى مى گويد : سازماندهى مجدد نوعى بازسازى دكور است. ورود نيروهاى آمريكايى به دروازه روسيه وچين پس از واقعه يازدهم سپتامبر، اين كشورها را با نگرانى هاى زيادى مواجه كرد، ولى هيچ كدام به صورت جدى بابرپايى پايگاه هاى آمريكايى در ازبكستان و قرقيزستان مخالفتى نكردند. ولى به محض اين كه مشخص شد، كاخ سفيد به منظور كنترل نفت عراق براى اشغال اين كشور برنامه ريزى كرده، ايجاد پايگاه درآسياى مركزى نيز بخشى از نقشه دولت جمهوريخواهان براى به دست آوردن نفت و ديگر منابع آسياى مركزى به حساب آمد.
هم اكنون به طور كامل روشن شده كه « مبارزه با تروريسم» كه از افغانستان آغازشده از سوى واشنگتن طراحى شد تا نيروهاى خودرا براى فتح مناطق استراتژيك آن گونه كه به عنوان طرح قرن جديد آمريكا (PNAC) مطرح شده، دراين منطقه مستقركند .
ايده كنترل منابع نفت وگاز و تروريسم آسياى مركزى، ابتدا دردهه ۱۹۷۰ به وسيله برژينسكى مطرح وتبليغ شد كه بعدها وى دركتاب خود با عنوان « صفحه بزرگ شطرنج» از اين ايده دفاع كرد. ولى پس از مشاهده مصيبت هاى اشغال عرا ق، سازجديدى را دراين باره كوك كرده است .