يدالله كابلى
ـ متولد ۱۳۲۸ خوانسار
ـ يادگيرى خط نستعليق از كودكى
ـ بهره مندى از محضر استاد سيد حسن ميرخانى درخط نستعليق
ـ بررسى خطوط، روانى و رهايى خط شكسته از آغاز فراگيرى خط
ـ متأثر از آثار استاد درويش عبدالمجيد، ميرزا كوچك اصفهانى و سيد گلستانه
ـ آغاز فعاليت هاى رسمى خوشنويسى ازسال ۱۳۴۷
ـ تعليم خط شكسته در انجمن خوشنويسان ايران از سال ۵۴
ـ داراى گواهينامه درجه يك هنرى
ـ عضو شوراى ارزشيابى هنرى ميراث فرهنگى و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى
ـ بنيانگذار تعليم خط شكسته در انجمن خوشنويسان ايران
ـ چاپ كتاب هاى متعدد در زمينه خوشنويسى
ـ مؤلف كتاب «شكسته پيوسته»
ـ چهره ماندگار رشته خوشنويسى در همايش چهره هاى ماندگار
ـ برگزارى نمايشگاه هاى متعدد خوشنويسى در ايران وساير كشورها ازجمله :
(London, 1975) British Exhibition
(lslamabad-Karachi-Lahour, 1984) Pakistan exhibition
(Shirazi, France, Paris, 1991-۱۹۸۸) International commemoration of Hales
( ۱۹۹۲ New York)Iranology Exhibition at Colombia University.iranian
(Dubai-abo Dhab) .E.A.U Art Exhibition
(Paris, 1993) Exhibition in France
(۱۹۹۶) Italy Rome in the Iran House in FAQ
(۱۹۹۷) Exhibition in Turkmenistsn
(۱۹۹۷) Exhibition in USA
(۱۹۹۸) Exhibition Spain Madrid
(۲۰۰۱) Exhibition in USA
نمايشگاه آثار خوشنويسى يدالله كابلى خوانسارى، استاد برجسته و معاصر كشور، در جنب تالار شقايق هاى دانشگاه صنعتى شاهرود گشايش يافت. . . نمايشگاه آثار خوشنويسى شكسته يدالله كابلى، در فرهنگسراى شهيد صارمى اسلامشهر افتتاح شد... ۲۰ اثر خوشنويسى استاد يدالله كابلى خوانسارى، از هنرمندان برجسته انجمن خوشنويسان ايران، در محل گالرى مجتمع فرهنگى و هنرى شهرستان كازرون در معرض ديد همگان قرار گرفت...
اخبار حضور فعال و مستمر استاد يدالله كابلى خوانسارى را هر از گاهى مى توان از لابه لاى اخبار رسانه ها خواند يا شنيد. اين استاد كهنه كار خوشنويسى ايران را مى توان با همين حضور مداوم از ديگر استادان برجسته خوشنويسى در ايران متمايز ساخت، زيرا وى ضرورت اين حضور را در شهرستان ها بيش از ديگران دريافته و به همين ميزان، بيش از آنان در اشاعه و گسترش هنر خوشنويسى ايرانى مؤثر بوده است. كابلى به هر استانى كه مى رود، غير از برپايى نمايشگاه، كلاس خوشنويسى اش نيز برپاست و خيل علاقه مندان و هنرجويان شهرستانى انجمن خوشنويسان از امكان حضور او در اين مناطق بهره مى برند و بر دانسته هاى خويش مى افزايند. كابلى درباره ضرورت توجه به نواحى مختلف ايران كه سرلوحه فعاليت هنرى اش است، مى گويد: «هنر خوشنويسى به عنوان هنرى كلامى و معنايى و معنوى نقش بسيار ارزشمندى را در طول تاريخ براى ثبت و ضبط آثار ارزشمند تاريخى و فرهنگى ايفا كرده، در سير تحولش با ايجاد خطى مانند خط شكسته نقش بسيار عمده اى در بيان زيبايى هاى اصيل ايرانى داشته است. من به هرحال از حدود سال ۵۰ كه در انجمن خوشنويسان ايران فارغ التحصيل شدم، با همت و پيشنهاد مدير اجرايى انجمن براى احياى خط شكسته كه بعد از سيد گلستانه حدود ۸۰ سالى به فراموشى سپرده شده بود، همتى كردم و كوشيدم تا اين خط شريف و اصيل ايرانى را بار ديگر در ميان جوان ها و در فضاى فرهنگى - هنرى اين كشور زنده كنم. ساختار هندسى و طراحى و تركيب بندى خط شكسته مى تواند نمونه گسترده اى از زيبايى و تركيب بندى را به بينندگان عرضه كند. حاصل ۳۸ سال تلاش و كوشش من در خط شكسته بيشتر تربيت چهره هاى درخشانى در شهرستان هاست كه امروز خوشبختانه نمودار هنرشان در جشنواره ها و همايش ها قابل مشاهده است. چون نمايشگاه جدا از مسأله آموزش كه در ابعاد تخصصى مى تواند علاقه مندان و مشتاقان را به سمت و سوى خودش بكشاند، به دليل ارائه شيوه هاى شكسته نويسى داراى جاذبه هاى عمومى براى هنرمندان اين رشته نيز است. نخستين انگيزه من براى گردش به سمت خوشنويسى از مسابقاتى آغاز شد كه سال ۱۳۴۷ در شهر رامسر برگزار شده بود. هنوز هم جشنواره ها مى توانند ايجاد انگيزه كنند و رقابت هاى سازنده اى را در ميان جوانان هنرمند به وجود بياورند. اما اين فرآيند، مستلزم بها دادن به قابليت هاى نسل جوان است كه بايد از طريق تشويق و ترغيب هاى ريشه اى و اهداى جوايز ارزنده مادى و معنوى صورت بگيرد.»
استاد يدالله كابلى ۳۵ سال است كه خط شكسته را تدريس مى كند. او در سال ۱۳۲۸ در خوانسار به دنيا آمده و خيلى زود حوزه علاقه اش را در هنرهاى سنتى ايران يافته و مجذوب خوشنويسى شده است. كابلى خط فارسى را در محضر استاد سيدحسن ميرخانى آموخته و در خوشنويسى نستعليق از اين استاد يگانه بهره فراوان برده و خط شكسته را با آموزش از آثار بزرگان تاريخ خوشنويسى فراگرفته است.
وى خط نستعليق را به مدت ۳ سال نزد استاد سيد حسن ميرخانى آموخت. پس از آن، به خط شكسته نستعليق علاقه مند شد. خودش در اين باره مى گويد: «در آن زمان جز اندك نسخه هاى خط شكسته نستعليق كه هر از چند گاه در نشريات به چاپ مى رسيد، اثرى از اين نوع خط يافت نمى شد اما همان چند عكس بى رمق چنان مرا به خود مجذوب كرد كه پس از كسب اجازه از استادم به سوى احياى اين گونه از خوشنويسى ايرانى كشيده شدم. بعدها، آموزش اين هنر اصيل در دستور كار انجمن خوشنويسان هم قرار گرفت. »
كابلى با توجه به حضور مداوم در عرصه هاى اجتماعى، نگاه دقيقى نيز به تحقيق در هنرهاى سنتى دارد و هرجا كه فرصتى دست دهد بر ضرورت آن تأكيد مى كند: «از دو دهه پيش كه در دانشكده هنر به تدريس هنر خوشنويسى مشغول شدم، شاهد رويكرد بسيار ضرورى هنرجويان به تاريخ هنر خوشنويسى بوده ام. بنابراين، لازم مى دانم تا در جهت شناخت هويت گذشته اين ميراث گرانقدر تحقيق صورت گيرد و حتى به درخواست كتابخانه ملى ايران برنامه اى مدون در اين زمينه تهيه كرده ام تا براى توسعه و ترويج هنر خوشنويسى تلاشى انجام شده باشد و مشتاقان و علاقه مندان بتوانند در يك سير اجمالى با اين هنر آشنا شوند. متأسفانه، كتاب مرجعى كه بتوان با آن به ارائه تصويرى از تحولات و رويدادهاى مهم در عرصه هنر خوشنويسى پرداخت وجود ندارد و بنابراين بايد تنها به جزوه ها يا رساله هايى كه از بزرگان اين هنر به جا مانده است يا تذكره ها كه عموماً نارسا و غير علمى اند، بسنده كرد.»
يدالله كابلى همچنين مى گويد: «متأسفانه، براى مسأله تحقيق و پژوهش در عرصه هنر - به مانند ديگر امور - كمتر ارزش قائل شده اند و اينجاست كه متوليان دستگاه هاى فرهنگى و هنرى بايد نسبت به اين تلاش ها بى تفاوت نباشند. آنچه اكنون از اين دست مشاهده مى گردد، تنها همت و غيرت فردى و كوشش كسانى بوده است كه خود به اين مهم اقدام كرده اند.»
او با اشاره به مشكل چاپ كتاب هاى تحقيقى در گستره هنر خوشنويسى معتقد است : « اگر استادان يا هنرمندانى در گستره هنر خوشنويسى تحقيقى نيز انجام داده اند، متأسفانه به علت ضعف مالى، ناشر از انتشار آن باز مانده است. اين در حالى است كه در كشورهاى پيشرفته بيشترين بودجه و توجه در مورد كتاب هاى مرجع صورت مى گيرد چرا كه شناخت و كاويدن تاريخ و فرهنگ را در هر امرى مستنداتى معتبر مى دانند تا آيندگان بتوانند در راه دسترسى به منابع غنى در رويدادهاى مختلف به اعتلاى بينش و دانش خود بپردازند.»براساس همين ضرورت هاست كه كابلى خود دست به تاليف آثارى در زمينه هنر خويش زده تا منابع بيشترى در عرصه هنر خوشنويسى ايران فراهم آورده باشد كه از آن جمله است كتاب «شكسته پيوسته» كه دايرة المعارف آموزشى است كه مى تواند در جهت توسعه و تكميل خط شكسته امروزى هنرجو را راهنمايى كند و حاصل ۱۴ سال تلاش وى در اين زمينه است. در سال ۶۱ دو جلد كتاب مرجع درباره چگونه خواندن متن شكسته با نام «شكسته نويسى و شكسته خوانى» توسط انتشارات فرهنگسرا منتشر شد كه پاسخگوى بخش عمده اى از نياز مخاطبان در طول اين دو دهه بود، به طورى كه در اين مدت اين كتاب ۶ بار تجديد چاپ شد.
كابلى مى افزايد: «در مسافرت هايى كه به شهرهاى مختلف ايران داشتم دريافتم كه اين كتاب مخاطبان بسيارى دارد و در بيشتر شهرها ناياب شده است. بنابراين به تاليف كتاب « شكسته پيوسته» پرداختم كه به نوعى ادامه كتاب «شكسته نويسى و شكسته خوانى» است. »
درباره كابلى فيلم مستندى نيز با عنوان «شكسته پيوسته» توسط محمود يارمحمدلو ساخته شده كه به شرح زندگى و شخصيت هنرى اين استاد برجسته خط شكسته نستعليق ايران مى پردازد. يدالله كابلى با همه توجهى كه به حفظ سنت داشته از نوجويى هاى خلاقانه نيز غافل نبوده و آثار بكر و بديعى نير در عرصه كارى اش خلق كرده است كه از آن جمله است حضور او در نمايشگاهى از تنديس هاى اسب كه وى بر روى دو تنديس خطاطى كرده است. بيش از ۲۰ هنرمند سرشناس معاصر تنديس هاى اسب را به آتليه هاى خود بردند تا به جاى خلق آثارى روى بوم يا كاغذ، اين بار به خلق نقش هاى خود بر روى بدن اسب بپردازند. يدالله كابلى اسب را نماد نجابت، زيبايى و شكوه مى داند و به اشعار فردوسى اشاره مى كند و مى گويد: شما مى توانيد اين تأثيرها را در سروده هاى شاعران بزرگ فارسى از جمله حكيم طوس ببينيد.
او درباره حضورش در اين نمايشگاه مى گويد: «حضور من حضور غريبانه اى در اين جشنواره بود، چرا كه من چند دهه اى است به عنوان يك هنرمند سنتى، ابزار كارم قلم، كاغذ و مركب بوده است. ولى اين بار خواسته ام به دور از همه عادت ها و شگردهاى گذشته، براى بها دادن به تلاش آرمانى و كوششى كه دست اندركاران جشنواره در راه احياى فرهنگ ديرپاى دوستى با اسب و ارزش هاى هنرى و نمادين آن داشته اند، شركت كنم. نوشتن روى اين تنديس ها در نگاه اول هيچ قرابت و سنخيتى با كار من نداشت و هيچ گونه باورى را در من زنده نمى كرد، ولى از آنجا كه هميشه به دنبال كارهاى تازه در هنر بوده ام، اعتقاد بسيارى به توانايى هنرمند در كار بداهه دارم و همچنين با يارى جستن از ابيات مفهومى حكيم طوس، به همراه قلم مو و رنگ چند روزى پيكره تنديس ها، صفحه مشق و تلاش شورانگيزى شد كه با همه كارهايى كه در طول عمرم كرده بودم، متفاوت بود.»
|
|
|
كابلى با سابقه ۳۸ سال فعاليت در انجمن خوشنويسان ايران، داراى گواهينامه درجه يك هنرى و عضو شوراى ارزشيابى هنرى ميراث فرهنگى و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است. بنيانگذارى تعليم خط شكسته در دوران معاصر در انجمن خوشنويسان ايران، برگزارى ده ها نمايشگاه انفرادى در ايران و خارج از كشور، تأليف ۱۰ جلد كتاب آموزش و تعليم خط شكسته و مجموعه هاى هنرى و نمايشگاهى از خط شكسته معاصر از جمله فعاليت هاى هنرى اين هنرمند خوشنويس است. آخرين نمايشگاه كابلى اسفند سال گذشته در دو گالرى اوتاوا و تورنتو برگزار شد. در اين نمايشگاه ها، مجموعه اى از آثار برگزيده او در سال هاى اخير به نمايش در آمد...
حوزه تخصصى كابلى در خط، خط شكسته است. به عقيده اين خوشنويس، خط شكسته امروز در نگارش كتاب و اسناد كاربردى ندارد و بيشتر جنبه تزيينى پيدا كرده است:«به همين دليل، احساس كردم خط شكسته بايد متناسب با درخواست و سليقه مخاطب امروز تعريف و طراحى شود. » كابلى معتقد است خوشنويسى نقش عمده اى را در ايجاد تحولات درونى هنرمند ايفا مى كند و از اين رهگذر خوشنويس در هر دوره هنرى آثارى متناسب با بازيافت هاى درونى خود خلق مى كند.
كابلى درباره هنر خوشنويسى و جايگاه شكسته مى گويد: هنر خط به نوعى زيربناى تحولات اجتماعى و آينه دار كلام وحى در نگارش قرآن و به اندازه اى ارزشمند است كه از آن به عنوان هنرى قدسى ياد مى شود. بى ترديد، زبان هنر كه پررمز و رازترين زبان هاست، به نوعى در به تصوير كشيدن احساسات هنرمند نقش دارد. هنر مى تواند بى توجه به خط و مرزهاى جغرافيايى در به تصوير كشيدن آلام اجتماعى مؤثر باشد. خوشنويسى نيز در رديف هنرهايى است كه در معنا خلاصه شده است و پيشينه اى هزار ساله دارد. با وجود اين كه در روزگار مدرن و پرشتاب مسأله ارتباطات و بخصوص اينترنت دامنگير وادى هنر نيز شده، نمى توان ارزش هاى هنر خوشنويسى را از ياد برد؛ به اين معنى كه هنوز هنرمندانى در اين عرصه به فعاليت مى پردازند كه آثارشان آينه تمام نماى اين هنر سنتى است، به ويژه اين كه امروز برخى هنرمندان به نوآورى نيز دست يافته اند.
از هنر خوشنويسى كه نقش ارزشمندى در توسعه و تحكيم ميراث هاى فرهنگى اين مرز و بوم داشته است، در ميان هنرهاى تجسمى به عنوان هنر قدسى ياد مى شود. خط شكسته آخرين دستاورد هنرمندان خوش ذوق ايرانى است كه در نيمه دوم قرن يازدهم به وجود آمد ولى تكامل آن توسط نابغه بى بديلى به نام درويش عبدالمجيد طالقانى در نيمه دوم قرن دوازدهم صورت پذيرفت. از استادان شكسته نويس ديرين بايد استاد « درويش عبدالمجيد » خورشيد پرفروغ و بى غروب شكسته نويسى، را نام برد كه بعد از او ميرزا حسن اصفهانى، محمد رضا اصفهانى، ميرزا كوچك اصفهانى، محمد على شيرازى و سرانجام سيد گلستانه قرار دارند كه استاد اخير پل ارتباطى ميان نسل گذشته با دوران معاصر بود. كابلى از نادر هنرمندانى است كه نه تنها ذوق هنرى افراد در شيوه نگارش را نفى نمى كند، بلكه بدعت هاى خارج از اصول و قواعد رايكى از نقاط قوت خط مى داند و همين نگرش موجب شده كه سبك خود استاد شمايل شكسته نويسى را به سر حد اعلى برساند و همين موجب احياى دوباره خط و گرايش جوانان امروز به اين خط شده است.
كابلى مى گويد: «اعتقاد من بر اين است كه هنر بيانگر ژرف ترين گفت وگوى احساس آميخته با عشق است و بر اين گمانم كه بايد اميد داشت تا اين نگاه هاى تازه و چشم اندازهاى نو كه در جريان هنر معاصر در حال اتفاق افتادن است، تداوم داشته باشد. هنرمند بايد در هر اثرش از دستمايه هاى لايه هاى پنهان وجودش بهره ببرد و به وسيله آن سبب قوت گرفتن اثرش شود. او بايد براى بروز آنچه كه در دنياى بيرونش است، نگاهى به درونش داشته باشد.
زمانى كه دست و دل هنرمند در مسير يگانگى حركت كند، اصولاً به سمت هنر برتر كشيده مى شود. اين نمايشگاه به عنوان نمايشگاهى نمادين از اسب، رويدادى مهم در هنرهاى تجسمى ما است و اميدواريم متوليان فرهنگى كشور به اين حركت هاى نو بها دهند. اين اتفاق هاى هنرى در هر گوشه جهان مى تواند توجه علاقه مندان هنر را به خود جلب و برگزارى چنين جشنواره هايى مى تواند زيبايى معنايى و تصويرى كشور ما را به جهانيان معرفى كند. اعتقاد من بر اين است كه اين حروف و كلمات با نهايت امانتى كه به ما سپرده شده، مانند نتى كه به دست ما رسيده تا خودمان آهنگش را بسازيم، مى تواند بيانگر نيازهاى امروز باشد. چندان دور از دسترس نيست كه با هنر خوشنويسى غنى و كهنسالى كه داريم بتوانيم با قابليت ها و خاصيت هاى دنياى امروز همگام و همسو شويم. »
با اين همه، كابلى همچنان نگران نسل تازه است و دغدغه هايش را معطوف به جوانان و بخصوص هنرجويان شهرهاى دور از پايتخت كرده است: «هنرمندان جوان شهرستانى سرشار از توانايى، استعداد و خلاقيت هاى فكرى اند، اما از نظر توجه، تشويق و امكانات مالى به شدت در محروميت هستند. اكثر چهره هاى درخشان در جشنواره هاى تجسمى از ميان همين هنرمندان شهرستانى هستند و آنان مانند نگينى در آسمان هنر ايران مى درخشند، ولى كاستى هاى فراوان هنرمندان جوان را سرد و پژمرده مى كند. متأسفانه، تشنگى و عطش هنرمندان جوان شهرستانى درك نمى شود و آن همه شور و استعداد و توانمندى آنها راه به جايى نمى برد. نسل جوان به دليل وجود مشكلات اقتصادى در جامعه و كمبود فضاهاى دانشگاهى، به سوى هنر پناه مى برد، اما متأسفانه امكانات و تسهيلات لازم براى آنها فراهم نمى شود. به عنوان نمونه، مربى توانمندى كه براى گذران زندگى و معيشت با مشكلات بسيارى روبه رو است و از طرفى مى بيند كه كارهاى سطحى درآمدهاى كلان دارد، نمى تواند با دست خالى و بدون حمايت به تربيت نسل جوان بپردازد.»
بى هيچ ترديد، استاد يد الله كابلى خوانسارى يكى از تأثيرگذارترين هنرمندان معاصر است كه با پديد آوردن شيوه اى تلفيقى در خط شكسته توانسته است راه تازه اى در اين هنر ناب كهنه به وجود آورد.