سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۵ - ۱۷ محرم ۱۴۲۸
Tue, Feb 6, 2007
فرهنگ و پايدارى
۳۵۶۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
كودك (بادبادك )
گزارش حوادث روزهاى ۲۱ و ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
روز هاى آتش و خون
اسماعيل علوى
  شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۵۷
صداى آژير آمبولانس هايى كه با سرعت از ميدان فوزيه (امام حسين(ع)) و خيابان دماوند مى آيند، لحظه اى قطع نمى شود. كسانى كه به دروپيكر آمبولانس ها آويزان هستند با دست هاى خونين از دور فرياد مى زنند و مردم را پس مى رانند. در آمبولانس ها و اتومبيل هاى شخصى زخمى هايى كه روى هم ريخته اند ديده مى شوند. خيابان دماوند غرق در دود و آتش است. همه جا صحبت از حمله گاردى هاى شاه به همافران نيروى هوايى است. مردم به يكديگر مى گويند: «همه چيز از مركز آموزش نيروى هوايى آغاز شد». پس از پخش تصاوير امام از تلويزيون هنرجويان و همافران شروع به صلوات فرستادن مى كنند كه به ناگاه با يورش افراد گارد مواجه مى شوند.
276219.jpg
گاردى ها بى رحمانه به جان هنرجويان و همافران مى افتند و در همان دقايق اوليه شمارى از همافران به شهادت مى رسند. با صداى تير اندازى مردم ساكن اطراف پادگان نيروى هوايى به خيابان ها مى ريزند و شعار «الله اكبر» سر مى دهند. هنرجويان و همافران با شنيدن بانگ تكبير مردم روحيه گرفته خودشان را از حصار پادگان بيرون مى كشند و در خيابان ها و پشت بام خانه ها عليه دژخيمان شاه به نبرد مى پردازند. مردم به سرعت به كمك همافران مى شتابند و خيابان ها را سنگر بندى مى كنند. تعدادى از افراد نيروى هوايى هنوز درون پادگان با گاردى ها درگيرند. مردم تهران با شنيدن صداى تيراندازى هاى ممتد به سرعت خودشان را به محل حادثه نزديك مى كنند. فرياد «مردم بشتابيد بچه هاى نيروى هوايى را قتل عام كردند» در شهر مى پيچد. شهر يكپارچه انقلاب شده است. زن و مرد در تلاشند، يكى گونى تهيه مى كند ديگرى آن را پر مى كند، سومى سنگر مى سازد. زن ها با شتاب مى روند و با خالى كردن گونى هاى برنج گونى خالى به همراه پارچه و پنبه مى آورند. عده اى كوكتل مولوتف مى سازند. آن عده هم كه اسلحه به دست آورده اند در سنگرها و يا روى پشت بام ها با باقى مانده ارتش شاه مى جنگند. خانه هاى اطراف پادگان پر از مبارزان جان بركفى است كه آمده اند تا با نثار خون خود بر سلطه شوم ۵۷ ساله سلطنت پهلوى خاتمه دهند. از پنجره ها و پشت بام ها لوله تفنگ بيرون است.
افراد نيروى هوايى صورت هايشان را سياه كرده اند تا شناخته نشوند. زن ها با چاى و ميوه از مبارزان پذيرايى مى كنند، عده اى موتور سوار در حالى كه يك مسلح بر ترك خود نشانده اند از راه مى رسند. به سرعت همهمه مى پيچد كه در پادگان فرح آباد اسلحه توزيع مى شود و انبار اسلحه اين پادگان به دست مردم افتاده و مقاومت گاردى ها پايان يافته است. جوانان زيادى براى گرفتن اسلحه به طرف پادگان فرح آباد هجوم مى برند. به يكباره زوزه تانك ها بلند مى  شود. پيداست هنوز عده اى خيال مقاومت دارند. به دنبال زوزه تانك ها، رگبار مسلسل ها، ساختمان ها را به لرزه در مى آورد. در هاى خانه ها باز مى شود و بى پناه ماندگان در برابر رگبار مسلسل ها در خانه ها پناه مى گيرند. تانك ها هنوز مسافتى را طى نكرده اند كه هزاران كوكتل مولوتوف از دو سوى خيابان به سويشان پرتاب مى شود. با آتش گرفتن دو تانك بقيه از راهى كه آمده بودند باز مى گردند و فرار را برقرار ترجيح مى دهند. در حين فرار يك تانك ديگر به آتش كشيده مى شود. هنوز تانك ها كاملاً از نظرها محو نشده اند كه صداى هلى كوپتر در فضاى شرق تهران مى پيچد. لوله هاى تفنگ به طرف هلى كوپتر نشانه مى روند، سرنشينان هلى كوپتر دوملخه اقدام به تيراندازى مى كنند و مبارزينى كه در بام خانه ها و خيابان ها سنگر گرفته اند را هدف قرار مى دهند. چند دقيقه بعد دود غليظى از هلى كوپتر بلند مى شود و هلى كوپتر از نظر ها دور مى شود. غريو شادى مردم در فضاى شهر مى پيچد. در اين هنگام يك جيپ فرماندهى گارد به طرف مردم هجوم مى آورد، اما قبل از هر اقدامى افسر سرنشين آن توسط مردم به هلاكت مى رسد و جيپ به آتش كشيده مى شود. راننده جيپ كه يك سرباز است به مردم مى پيوندد و با تعويض لباس از معركه مى گريزد.
صداى اذان مساجد مردم را متوجه زمان مى كند، اغلب مردم حاضر در خيابان ها شب را تا صبح نخوابيده اند و تا حال كه روز به نيمه رسيده است مشغول نبرد با طرفداران شاه بوده اند.
در اين زمان خبر مى آورند كه پادگان نيروى هوايى كاملاً سقوط كرده است. اشك شوق بر گونه ها مى لغزد و همگى به يك باره فرياد بر مى آورند: «واى اگر خمينى حكم جهادم دهد، ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد» .
شمارى از فرماندهان نيروى هوايى به دست مردم اسير شده اند. دود غليظ ناشى از سوختن لاستيك ها فضا را اشغال كرده است. شرق تهران كاملاً در اختيار مردم قرار دارد. فرصتى به دست مى آيد تا انقلابيون سنگرها را تكميل كنند. تهران در التهاب است. اخبار فتح به سرعت در شهر منتشر مى شود. تقريباً تمام جمعيت تهران به خيابان ها ريخته اند. اكثر بيمارستان ها پر از مجروح و شهيد است. صف هاى طويلى از مردم كنار بيمارستان ها ايجاد شده است تا به مجروحان خون برسانند. بيمارستان ها، پتو، ملحفه و باند مى خواهند و جوانان موتورسوار به سرعت آنها را به بيمارستانها مى رسانند. فرماندارى تهران در آخرين تلاش هاى مذبوحانه اعلاميه شماره ۴۲ خود را منتشر مى كند و در آن سعى مى كند مردم را به خانه ها براند و مردم مسلمان و مبارز را عوامل آموزش يافته بيگانه مى نامد. اما ديگر دير شده است. بسيارى از مردم مسلح شده اند و پادگان نيروى هوايى آزاد شده و شرق تهران در دست مردم است.
فرماندارى تهران در يك اقدام غير منتظره ساعات حكومت نظامى را افزايش مى دهد و شروع آن را ۴‎/۵ بعد از ظهر اعلام مى كند. ساعتى نمى گذرد كه چند مينى بوس در سطح شهر، در حالى كه شمارى از روحانيون را سوار كرده است با بلند گو اعلام مى كند به فرموده امام خمينى ساعات منع عبور و مرور نبايد رعايت شود و اين كار توطئه اى بيش نيست.»
فرمان امام شور و تحركى تازه به جمعيت حاضر در خيابان ها مى بخشد. ساعت ده شب شبكه انقلاب اخبار درگيرى هاى پادگان فرح آباد را اعلام مى كند و تعداد كشته شدگان را ۶ تن و مجروحان را ۳۰۰ نفر گزارش مى دهد، همچنين خبر از حمله عده اى به كلانترى هاى نارمك و تهران نو مى دهد.
شركت واحد كه در رديف نخستين سازمانهاى به مردم پيوسته است اعلام مى كند آمادگى دارد تا اتوبوس هاى خود را در اختيار مردم بگذارد تا با قرار دادن آن ها در عرض خيابان، مانع تردد گاردى ها شوند تا اين زمان اعلاميه هاى امام خمينى مبنى بر لغو حكومت نظامى در سرتاسر شهر منتشر شده است.
مردم در خيابان ها حضور دارند و به طور پراكنده تظاهرات مى كنند و شعار مى دهند.
دسته اى از تظاهركنندگان درحالى كه شعار مى دهند «تا بختيار نميره، هيچكس خونه نميره» در خيابان هاى مركزى شهر به راه مى افتند. سنگربندى خيابان ها ادامه دارد و در كنار هر سنگر شيشه هاى كوكتل مولوتف به رديف چيده شده است. در اين فاصله علاوه بر كلانترى هاى نارمك و تهران نو ، پاسگاه ها و كلانترى هاى ۱۷ ، ۸ ، ۹ ، ۲۱ ، ۱۶ ، ۱۴ ، ۱۰ تسليحات ارتش، قرارگاه پليس در توپخانه و ... به دست مردم تسخير شده اند.
بدين ترتيب به جز نقاط حساس و مهم ، اكثر نقاط تهران در دست مردم قرار دارد.
يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
تهران غرق در دود و آتش است، جلوه هاى نبرد در همه جاى شهر آشكار است، تاكنون چندين موضع حساس به دست مردم افتاده است. رژيم عاجز و زبون جنگ تانك ها با مردم را در خيابان ها از سر مى گيرد. شايعه محاصره تهران توسط نيروهاى اعزامى از شهرستان ها قوت گرفته است.
مردم حاشيه تهران براى جلوگيرى از ورود نيروهاى نظامى به شهر موانع جدى در جاده ها ايجاد مى كنند، از شب گذشته تا به حال درگيرى شديد در همه مناطق تهران ادامه دارد. ستون هاى آتش و دود از برخى ساختمان هاى دولتى بلند است. آمبولانس ها آژيركشان در حال تردد هستند. سنگرهاى خيابانى مانع تردد خودرو ها شده اند.
سلاح هاى آتش بارى غنيمتى بر بام خانه ها و سنگرهاى خيابانى نصب شده است. مردم به سرعت ارتشى مردمى تشكيل داده اند و هر لحظه خبر سقوط يكى از كانون هاى فساد و پايه هاى رژيم به گوش مى رسد. اغلب سربازان به مردم پيوسته اند و در كنار مردم مى جنگند. تنها بيش از ۴ هزار رزمنده مسلح از منطقه نيروى هوايى حفاظت مى كنند فقط در ابتداى خيابان تهران نو چهار تانك نيم سوخته مشاهده مى شود. شايعه تيراندازى افرادى از خودرو هاى شخصى موجب مى شود اين گونه خودرو ها توسط نيروهاى مردمى كنترل و بازرسى شوند.
276180.jpg
اطراف فرودگاه مهرآباد و ساير مناطق فتح نشده به سرعت سنگربندى مى شود. گروه هاى پيشتاز مردم متوجه مراكز ساواك مى شوند؛ ولى گفته مى شود اطراف ديوارهاى ساواك را مين گذارى كرده اند. ارتش كه مقاومت را بى فايده مى بيند، اعلام بى طرفى مى كند و به دنبال آن در پادگان ها را به روى مردم مى گشايد. تا ظهر اين روز همه كلانترى ها و مسلسل سازى به دست مردم افتاده است.
افراد ساواك پس از مشاهده سقوط يكى بعد از ديگرى مناطق حساس رژيم با برافراشتن پرچم سفيد تسليم نيروهاى پيشتاز مى شوند.
سرلشگر رحيمى يكى از جلادان شاه توسط مردم درحالى كه در يكى از كمدهاى ساواك خود را در ميان پتويى پنهان كرده بود دستگير مى شود.
سالارجاف يكى از مهره هاى دست نشانده رژيم پهلوى در مجلس شوراى ملى دستگير مى شود و محل مجلس شوراى ملى به عنوان محل استقرار نيروهاى مردمى انتخاب مى شود. حدود ساعت سه بعدازظهر پادگان جمشيديه يكى از دژهاى محكم رژيم ديكتاتورى پهلوى سقوط مى كند و ارتشبد نصيرى جلاد خونريز ديگرى به دست مردم اسير مى شود. در اين فاصله در زندان هاى قصر، قزل حصار و اوين به دست مردم گشوده شده و زندانيان آزاد مى شوند. با فتح راديو و تلويزيون محكمترين دژ رژيم شاه كه بيشترين بها و توان صرف آن مى شود فتوحات مردم كامل مى شود و با پخش پيام امام (ره) پيروزى مردم بر نظام استبدادى ۲۵۰۰ ساله رژيم شاهنشاهى اعلام مى شود .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |