|
|
|
حقه هاى ازدواج
|
|
|
|
|
|
|
دستگيرى سارقان مسلح طلافروشى در ميمند
|
|
|
گروه حوادث - شيراز - خبرنگار «ايران»: دو نفر از اعضاى شبكه سرقت مسلحانه طلافروشى در ميمند دستگير شدند. سردار احمد عليرضابيگى فرمانده انتظامى استان فارس - با اعلام اين خبر افزود: ساعت ۲۰:۱۹ روز دوم دى ماه امسال دو موتورسوار مسلح به كلاشينكف با سر و صورت پوشيده وارد يك مغازه طلافروشى در خيابان امام خمينى شهر ميمند شده و پس از شليك چهار تير هوايى و شكستن شيشه ويترين مغازه، طلاهاى موجود در ويترين به وزن ۱/۵ كيلوگرم را به سرقت برده و از محل متوارى مى شوند. وى ادامه داد: با توجه به اين كه با وجود گذشت چند روز از سرقت، سرنخ چندانى از ماجرا به دست نيامد. اداره عمليات ويژه آگاهى استان فارس به صورت نيابتى، رسيدگى به موضوع پرونده را بر عهده گرفت و پس از پيگيرى هاى عملياتى متعدد، چهار عضو شبكه شناسايى شده و در يك عمليات غافلگيرانه يكى از متهمان ۳۲ ساله اهل ميمند و ديگرى ۳۶ ساله اهل شيراز و ساكن ميمند دستگير شده و به دنبال ارائه مستندات از سوى پليس و مواجه شدن با دلايل و شواهد موجود به اتهام خود اعتراف كردند. به گفته سردار عليرضا بيگى در جريان اين عمليات، يك قبضه اسلحه كلاشينكف، موتوسيكلت مسروقه اى كه در جريان سرقت از طلافروشى از آن استفاده شده بود به همراه مقدارى از طلاهاى مسروقه كه به عنوان سهميه اين دو سارق تقسيم شده و در اختيار آنان قرار گرفته بود كشف شده است. وى ادامه داد: تلاش مأموران پليس براى دستگيرى دو همدست فرارى سارقان ادامه دارد.
|
|
|
|
|
حقه هاى ازدواج
راز نگفتنى
|
|
|
پشت شيشه پنجره نشسته بود. تا كى مى توانست اين شرايط را تحمل كند. او كه مهمترين اصلش در ازدواج اخلاق و نجابت و زيبايى همسرش بود، از اين كه در اين مخمصه افتاده بود، احساس خيلى بدى داشت. نمى توانست به روى هستى بياورد و از عمق احساس تاريك و مبهمى كه نسبت به او پيدا كرده بود، حرفى بزند. هروقت حامد از سركار به خانه مى آمد، متوجه رفتار مشكوك هستى مى شد. وقتى به خواستگارى هستى رفته بود، برخلاف دختران ديگر او را محجوب و قانع و سربه زير ديده بود. با خودش فكر كرده بود زندگى با زنى تا اين اندازه آرام و نجيب مى تواند باعث خوشبختى اش شود، به خصوص كه هستى از نظر ظاهرى و چهره به اندازه كافى زيبا بود. حامد پس از ازدواج با هستى آنقدر از زندگى مشترك و انتخابى كه كرده بود خوشحال بود كه حاضر نبود به هيچ عنوان حتى يك دقيقه دور از زنش باشد ولى وقتى زودتر به خانه مى آمد، از رفتار همسرش متعجب مى شد. - براى چه اين قدر زود به خانه آمدى؟ اين سؤال براى حامد ناراحت كننده بود. چرا هستى اشتياقى نسبت به او نداشت. - هستى تو به من علاقه اى ندارى؟ هستى به سرعت جواب داده بود. - چه حرفى است كه مى زنى. اگر نسبت به تو علاقه مند نبودم كه هرگز با تو ازدواج نمى كردم. من اگر مى گويم كه زود به خانه نيا به خاطر اين است كه بتوانى با تلاش و كوشش بيشتر زندگى مان را سروسامان بدهى. حامد از شنيدن اين حرف ها از اين كه همسرش تا اين اندازه به آينده فكر مى كرد، خوشحال بود و هر روز تا غروب مى ماند و كار مى كرد. پس از مدتى احساس كرد كه زنش رفتار عجيب و غريبى دارد. هستى به موهايش شانه نمى زد و هيچگاه به آرايشگاه نمى رفت. - خوب است كه براى سالگرد ازدواجمان به آرايشگاه بروى و تغييرى در موهايت بدهى. فكر كنم از اين مدل مو خودت هم خسته شده اى! هستى با عصبانيت: - تو چكار به موهاى من دارى؟ من مگر براى موها و اصلاح تو نظر مى دهم كه تو تا اين اندازه مته به خشخاش مى گذارى؟ ببين حامد بعضى از چيزها لازم است كه براى آدم بماند و مخصوص خود اوست و كسى نبايد به آن حريم وارد شود. هستى آنقدر بدخلقى كرده بود كه حامد كوتاه آمده بود. ولى حامد از آن روز بيشتر نسبت به اين مسأله كنجكاو شده بود. همين كنجكاوى باعث شد تا متوجه شود گاهى همسرش مدت زيادى در حمام مى ماند. فكر مى كرد هستى چيزى را از او پنهان مى كند. هر وقت كه مى خواست با زنش خودمانى حرف بزند، هستى بلافاصله كج خلق مى شد. هنوز بعد از ماه ها ازدواج با زنش، نتوانسته بود با او به راحتى بنشيند و حرف بزند. وقتى به خانه مى رفت جز يكى دو لامپ كم نور آباژور همسرش، لامپ ديگرى روشن نبود. - براى چه بيهوده در مصرف برق اسراف كنيم و با دادن هزينه زياد برق زندگى مان را خراب كنيم. حامد نمى دانست بايد چكار كند تا اين كه تصميم خطرناكى گرفت. آن شب يك قرص خواب آور را با هزار ترس در فنجان چاى هستى حل كرد. وقتى او به خواب رفت، آرام كليد چراغ را روشن كرد و به همسرش نزديك شد. با ديدن سر هستى از نزديك يكه خورد. تمام ملحفه بالشت سياه شده بود. چرا موهاى هستى اينطور بود؟ دستى به سر زنش كشيد. با تعجب انگشتان سياه شده اش را نگاه كرد و بى اختيار احساس دردى در ناحيه قلبش كرد. حامد تا صبح بالاى سر هستى نشسته بود. هستى وقتى چشم باز كرد و حامد را بالاى سرش ديد، دست و پاى خود را گم كرد. - دارى چكار مى كنى؟ - به سر تو نگاه مى كنم. هستى شروع به گريه كرده بود. - بچه كه بودم براثر يك بيمارى ناشناخته ناگهان موهايم يك باره ريخت و با وجود هزار و يك دارو و تجويزى كه پزشكان كردند، مداواى من ممكن نشد. قبول كردن اين مسأله برايم آنقدر سخت بود كه به فكر راه چاره اى افتادم تا اين كه پزشكى با معرفى يك تركيب زيبايى موى مصنوعى چند ساعته را برايم ساخت. مى دانستم اگر تو اين مسأله را متوجه شوى هرگز با من ازدواج نخواهى كرد به همين خاطر نتوانستم حقيقت را به تو بگويم و .... حامد از خانه بيرون رفت. دلش به حال همسرش مى سوخت، اما از اين كه هستى او را فريب داده بود، نمى توانست او را ببخشد.
|
|
|
|
|
مهريه را عندالمطالبه بخواهيد
|
|
|
يك حقوقدان نسبت به اين كه قانونگذار در همه قالب هاى بدهى با قاطعيت از شخص طلبكار دفاع مى كند، از اين موضوع انتقاد كرد كه هر از گاهى براى ايجاد محدوديت در دسترسى زن به مهريه اش تلاش هايى مى شود. نسرين ستوده درباره بخشنامه اخير رئيس سازمان ثبت مبنى بر الزام سردفتران به ثبت عندالاستطاعه بودن مهريه در صورت توافق زوجين در شروط ضمن عقد ابراز عقيده كرد: در هيچ كدام از انواع بدهى ها، مراجع قضايى و اجرايى كشور با بدهكار به اندازه مهريه با گذشت و اغماض برخورد نمى كنند، زيرا متأسفانه مسئولان قضايى و اجرايى، مهريه را به عنوان مالى نگاه مى كنند كه زن مستحق دريافت آن نيست؛ بنابراين هر از گاهى سعى در ايجاد محدوديت براى دسترسى زن به مهريه اش مى كنند. وى گفت: در همه قالب هاى بدهى - بدهى هايى كه مردان يا زنان جامعه صرف نظر از رابطه ازدواج و قالب قرارداد براى آنها ايجاد مى شود- قانونگذار با قاطعيت از شخص طلبكار دفاع مى كند و در بسيارى از موارد، بدهكار را زندانى مى كند، اما همواره سعى دارند راه هايى را انتخاب كنند كه دسترسى زنان به مهريه، روز به روز دشوارتر شود. ستوده افزود: بانوان با هوشيارى، همان قالب قديمى يعنى عندالمطالبه بودن مهريه را بخواهند و از دفتردار نيز بخواهند از به كار بردن لفظ عندالاستطاعه خوددارى كند. وى زنان را جزو قشرهاى آسيب پذير دانست و گفت: وقتى زندگى مشترك به جدايى مى انجامد، براى اين كه زن از زندگى سالمى برخوردار شود، مهريه راهى است كه مى تواند سلامت زندگى زن را تأمين كند؛ در حالى كه متأسفانه، قانونگذار، بسيارى از اموال مرد از جمله يك باب منزل مسكونى و يك وسيله نقليه و تمام لوازم منزل را كه براى ادامه زندگى لازم است از سوى زن در قبال مهريه اش قابل توقيف نمى داند؛ بنابراين جاى سؤال است كه چرا هر روز حلقه مربوط به تنها حق زنان در ازدواج، تنگ تر مى شود؟ وى از سياست جرم زدايى استقبال و ابراز عقيده كرد: در حالى كه منطق حكم مى كند كه بدهى به زنان، مورد حمايت بيش تر قرار گيرد، اما متأسفانه در مواردى قانونگذار و مسئولان اجرايى، بى توجهى شگفت انگيزى را نسبت به اين موضوع از خود نشان مى دهند. ستوده گفت: سياست جرم زدايى نبايد به ايجاد جرايم ديگر در جامعه كمك كند.
|
|
|
|