ـ لوريس چكناواريان
ـ متولد ۱۳۱۶ در بروجرد
ـ تحصيلات ابتدايى در هنرستان عالى موسيقى تهران
ـ سفر به وين براى ادامه تحصيل در رشته موسيقى
ـ فارغ التحصيل آكادمى موسيقى وين (موتسارتئوم زالسبورگ) در سال ۱۳۴۹
ـ فارغ التحصيل رهبرى اركستر از دانشگاه ميشيگان
ـ استاد هنرستان عالى موسيقى تهران۱۹۶۳-۱۹۶۱
ـ رئيس صداخانه ملى هنرهاى زيباى كشور
ـ آغاز نگارش اپراى رستم و سهراب با حمايت آهنگساز بزرگ كارل ارف
ـ انتشار آثار پيانويى و باله فانتاستيك به وسيله انتشاراتى دوبلينگر اتريش
ـ نخستين اجراى كنسرتو پيانو با اركستر سمفونيك تهران به رهبرى حشمت سنجرى و تك نوازى وينفريد وان درهوفن از
ـ نگارش۱۵۰ اثر پيانويى از ابتدايى تا استادى به سفارش كارل ارف براى متد ارف
ـ استاد كالج كنكورديا
ـ استاد و رئيس گروه اپرا و سازهاى اركسترى دانشگاه مينه سوتا۱۹۷۰-۱۹۶۶
ـ رهبر اركستر اپراى تهران
ـ فعاليت به عنوان رهبر اركستر فيلارمونيك ارمنستان از سال ۱۹۹۰
ـ شروع فعاليت آهنگسازى فيلم با ساخت موسيقى متن فيلم كوتاه «جلد مار» ۱۳۴۱
ـ شروع فعاليت سينمايى با فيلم «جدال در مهتاب» (انزو دل اكويلا وينچنسو) به عنوان سازنده موسيقى متن در سال ۱۳۴۲
ـ فعاليت در انگلستان به عنوان رهبر ويژه شركت آر.سى.اى
ـ رهبرى اركسترهاى مطرح دنيا مانند اركستر سمفونيك لندن، اركستر فيلارمونيك لندن، اركستر سلطنتى لندن، اركستر سمفونيك هاله، اركستر فيلار مونيك هلسينكى، اركستر سمفونيك ارمنستان، اركستر سمفونيك مكزيك، انسامبل سازهاى ضربى لندن، انسامبل سازهاى ضربى استراسبورگ،اركسترمجلسى انگلستان، اركستر سمفونيك ياميورى ژاپن و ...
ـ مدير هنرى و رهبر اركستر فيلارمونيك ارمنستان۲۰۰۰-۱۹۸۹
ـ برپايى فستيوال بزرگ موسيقى وين در تهران
ـ برپايى فستيوال يك ماهه موسيقى بين الملل در تهران، اجراى سوئيت رستم و سهراب و سمفونى ۲ با اركستر سمفونيك وين، اجراى اپراى رستم و سهراب در سالن فستيوال سنت پولت با هنرمندان اتريشى و اسلواك، اجراى خسرو و شيرين، ليلى و مجنون، اجراى موسيقى زنده بر فيلم صامت اتللو، موسيقى متن فيلم
- سريال « بشارت منجى»، اتمام نگارش اپراى رستم و اسفنديار۲۰۰۰-۱۹۸۹
ـ دريافت نشان درجه يك هنرى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى
ـ ساخت ۵ سمفونى ۵ كنسرتو و تعداد زيادى آثار مجلسى و...
ـ نخستين آهنگساز موسيقى فيلم در ايران و خالق تعداد زيادى موسيقى فيلم: من ايران را دوست دارم (به كارگردانى: خسروسينايى)، پرتو يك حماسه (به كارگردانى: منوچهر طياب)، تنگسير (امير نادرى) ، مناظر ايران (به كارگردانى: هوشنگ شفتى) و موسيقى سريال زندگى مسيح (به كارگردانى نادر طالب زاده) و...
ـ برخى از آثار او عبارت اند از: قطعه باگاتلهاى ارمنى ، كنسرتو ويولن، كنسرتو پيانو، باله فانتاستيك براى سه پيانو و سازهاى ضربى و آثار پيانويى ،اپراى پرديس و پريسا و باله سيمرغ، اپراى رستم و سهراب، باله اتللو، سمفونى ۱ و ،۲ ركويئم براى اركستر سوليست و گروه كر، اوراتوريو كتاب مكاشفه، كنسرتو ويولنسل، كنسرتو بى پا، كنسرتو و...
ـ آخرين اثر او سمفونى عشق و اميد به مناسبت سال پيامبر اعظم (ص) ساخته و اجرا شده است.
سالن تالار وحدت، مملو از جمعيت است.سيد مهدى شجاعى هم به روى صحنه آمده، وزير فرهنگ و ارشاد به همراه جمعى از مقام هاى كشورى در رديف نخست ايستاده و همراه جمعيت به تشويق هنرمندان روى صحنه مشغول اند.اركستر فيلارمونيك ارمنستان اثرى تازه را به اجرا در آورده است،اثرى به سفارش معاونت هنرى و با حمايت وزير در مدح و منقبت حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى (ص) كه لوريس چكناواريان ساخته و رهبرى كرده كه در جشنواره موسيقى فجر امسال، به روى صحنه رفت.
شايد هيچ آهنگسازى را نتوان يافت كه همچون لوريس چكناواريان در اندك زمانى، ارتباط درستى با مديران فرهنگى كشور برقرار كرده باشد تا هم موقعيت خويش را به عنوان آهنگساز و رهبراركستر تثبيت و هم امكانى براى اجراهاى تازه در ايران فراهم كرده باشد.اين ويژگى ارتباط سهل و ساده را البته در انتخاب رپرتوار اجرا و نيز نحوه ارتباط با مخاطب نيز مى توان در چكناواريان سراغ گرفت.خصوصيتى كه گر چه به مذاق بسيارى از موسيقيدانان جدى ايرانى خوش نمى آيد، اما توانسته است در اندك زمانى نام چكناواريان را در ميان مردمِ حتى ناآشنا با موسيقى كلاسيك،همطراز و در كنار چهره هاى موسيقى پاپ در ايران و يا پاپ-كلاسيك هاى محبوب عامه مردم در ايران همچون يانى و ديگران بنشاند.اين ويژگى را البته چكناواريان يكى از موفقيت هاى خود مى داند تا به عنوان يك آهنگساز و رهبر،علاوه بر خلق آثار تازه،راهى براى نفوذ و ارتباط سريع با لايه هاى مختلف دوستداران هنر در ايران نيز برقرار كند.
لوريس چكناواريان سال ۱۳۱۶ در بروجرد به دنيا آمد. تحصيلات موسيقى خود را از سال ۱۳۳۲ در هنرستان عالى موسيقى آغاز كرد.بعد از پايان تحصيلات متوسطه به وين رفت و تا سال ۱۳۴۰ در فرهنگستان موسيقى اين شهر به تحصيل آهنگسازى و رهبرى اركستر پرداخت. در سال ۱۹۶۱ ميلادى با رتبه اول از آكادمى موسيقى وين در رشته آهنگسازى فارغ التحصيل شد. از آثار اين دوران او مى توان به كنسرتو ويولن، كنسرتو پيانو، باله فانتاستيك براى سه پيانو و سازهاى ضربى و آثار پيانويى ديگر اشاره كرد.
در سال ۱۹۶۳ به ايران بازگشت و ضمن تدريس در هنرستان عالى موسيقى و ترتيب دادن نمايشگاهى از سازهاى ملى در انستيتو گوته تهران، تصدى صداخانه ملى هنرهاى زيباى كشور را عهده دار شد.چكناواريان در اواخر سال ۱۳۴۲ رهسپار اتريش شد و در سالزبورگ كار آهنگسازى را ادامه داد.دو سال بعد به آمريكا رفت و چند سال در دانشگاه ميشيگان به ادامه تحصيل در رشته هاى آهنگسازى و رهبرى اركستر پرداخت.در سال ۱۳۴۹ به ايران بازگشت و علاوه بر كنسرت هايى با اركستر سمفونيك تهران، اركستر مجلسى و تلويزيونى ملى ايران و...(به عنوان رهبر ميهمان)، آثار متعددى آفريد كه بيشتر آنها در تالار رودكى اجرا شد.او در اين دوران استاد هنرستان عالى موسيقى تهران بود، رئيس صداخانه ملى شد، نگارش اپراى رستم و سهراب را آغاز كرد، آثار پيانويى و باله فانتاستيك او را انتشاراتى دوبلينگر اتريش منتشر كرد و نخستين اجراى كنسرتو پيانوى او را اركستر سمفونيك تهران به رهبرى حشمت سنجرى و تك نوازى «وينفريدوان درهوفن» به روى صحنه برد. سال ۱۹۶۵ با حمايت آهنگساز بزرگ، كارل ارف، كار نگارش اپراى رستم و سهراب را ادامه داد، دوستى او با كارل ارف نتايجى نيز در زمينه تحقيق براى آموزش موسيقى به كودكان به دنبال داشت.نگارش ۱۵۰ اثر پيانويى از ابتدايى تا استادى به سفارش كارل ارف براى متد ارف كه قسمتى از آنها را انتشاراتى شُت منتشر كرد نيز از ديگر نتايج اين آشنايى بود.چكناواريان از۱۹۶۶ تا۱۹۷۰ استاد كالج كنكورديا، استاد و رئيس گروه اپرا و سازهاى اركسترى دانشگاه مينه سوتا بود.در خلال اين سال ها و همزمان با حضور پراكنده در ايران او فعاليت در انگلستان را به عنوان رهبر ويژه شركت آر.سى.اى.آغاز و تعداد زيادى از آثار مطرح دنيا را در آنجا ضبط كرد. آثارى كه تعدادى از آنها در سال هاى اخير جزو «اجراهاى تاريخى» قرار گرفته اند. اتمام نگارش اپراى رستم و سهراب، باله اتللو، سمفونى ۱ و ،۲ ركويئم براى اركستر سوليست و گروه كر، اوراتوريو كتاب مكاشفه ،حاصل اين دوران كارى لوريس چكناواريان است.او همچنين رهبرى اركسترهاى مطرح دنيا را مانند اركستر سمفونيك لندن، اركستر فيلارمونيك لندن، اركستر سلطنتى لندن، اركستر سمفونيك هاله، اركستر فيلارمونيك هلسينكى، اركستر سمفونيك ارمنستان، اركستر سمفونيك مكزيك، انسامبل سازهاى ضربى لندن، انسامبل سازهاى ضربى استراسبورگ،اركستر مجلسى انگلستان، اركستر سمفونيك ياميورى ژاپن و غيره... را بر عهده داشته است.
چكناواريان مدتى نيز در نيويورك مستقر بود.استقرار در نيويورك به نگارش سمفونى ۳ و ۴ و ،۵ كنسرتو ويولنسل، كنسرتو بى پا، كنسرتو گيتار منجر شد.نخستين اجراى كنسرتوگيتار چكناواريان را «په په رومرو» اجرا كرد. چكناواريان در سال ۱۳۵۱ به رهبرى اركستر اپراى تهران منصوب شد.مدتى بعد از او براى رهبرى اركستر سمفونيك ارمنستان دعوت شد تا به آن كشور برود. چكناواريان در ايروان به فعاليت هاى هنرى خود ادامه داد.چكناواريان تا سال۲۰۰۰ مدير هنرى و رهبر اركستر فيلارمونيك ارمنستان بود و با سفر به كشورهاى اروپايى، كانادا و ايالات متحده موفقيتهاى بزرگى را به دست آورد، از آن جمله است اهداى ساز و وسايل ضبط موسيقى به ارزش نيم ميليون دلار از سوى دولت ژاپن، ضبط آثار بزرگ براى شركت آ.آس.وى انگلستان، ضبط صفحات رسمى دويستمين سالمرگ موتزارت و صدمين سالمرگ اشتراوس به سفارش شبكه تلويزيونى اُ.ار.اف اتريش. اين شبكه فيلم مستندى نيز از زندگى و فعاليت هاى هنرى-اجتماعى چكناواريان توليد كرد.چكناواريان در دهه گذشته حضور بيشترى در ايران داشته و در خلال اين سال ها، نخستين اجراى اپراى رستم و سهراب را در تالار وحدت به روى صحنه برده است.برپايى فستيوال بزرگ موسيقى وين، در تهران، اجراى باله رومئو و ژوليت پروكفيف در اپراى وين برپايى فستيوال يك ماهه موسيقى بين الملل در تهران، اجرا سوئيت رستم و سهراب و سمفونى ۲ با اركستر سمفونيك وين، اجراى اپراى رستم و سهراب در سالن فستيوال سنت پولت با هنرمندان اتريشى و اسلواك، اجراى خسرو و شيرين، ليلى و مجنون، اجرا موسيقى زنده بر فيلم صامت اتللو، موسيقى متن فيلم - سريال « بشارت منجى»، اتمام نگارش اپراى رستم و اسفنديار و...نيز از ديگر فعاليت هاى او در سالهاى اخير است.
چكناواريان بيش از ۷۵ اثر مختلف دارد از جمله ۵ سمفونى، ۲ باله، ۵ كنسرتو و تعداد زيادى آثار مجلسى. همچنين آثار خود و بزرگان موسيقى را براى شركت هاى آر.سى.اى، فيليپس، اى.ام.آى، اى.اس.وى و يونيكورن ضبط كرده است.او همچنين از نخستين آهنگسازان موسيقى فيلم در ايران محسوب مى شود و خالق تعداد زيادى موسيقى متن است. چكناواريان نشان ها و مدال هاى فراوانى هم از شخصيت هاى مهم جهان دريافت كرده است از جمله دريافت نشان درجه يك هنرى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.
|
|
|
فهرست آثار او به عنوان آهنگسازى با بيش از ۷۵ اثر، نشان از استعداد خلاق او در زمينه آهنگسازى است و اما سمفونى عشق و اميد با بيانى تازه از زندگى حضرت محمد (ص)، امامان شيعه و حضرت مسيح (ع) در قالب سمفونى پيامبر اعظم(ع)،آخرين اثر لوريس چكناواريان است. در ششمين روز از برگزارى بيست و دومين جشنواره بين المللى موسيقى فجر، سوئيت سمفونى رسول عشق و اميد نوشته سيد مهدى شجاعى با رهبرى لوريس چكناواريان و اركستر ارمنستان به روى صحنه رفت. سمفونى رسول عشق و اميد، بيانى تازه از زندگى حضرت مسيح(ع) و به دنبال آن تولد و به پيامبرى مبعوث شدن حضرت محمد (ص)، اشاعه فرهنگ اسلام از طريق امام على(ع)، روايت واقعه عاشورا وشرح دلاورى هاى امام حسين(ع) و يارانش و در ادامه شرح زندگى ديگر امامان و معصومان(ع) است كه در نهايت به آخر زمان و ظهور منجى عالم بشريت حضرت مهدى(عج) و همچنين حضرت مسيح(ع) به عنوان يكى از ياران حضرت ختم مى شود.
چكناواريان معتقداست همه اديان و پيامبران، پيام خود را از راه نغمه هاى تأثير گذار اعلام كرده اند، زيرا كلام بدون آهنگ نمى تواند چندان تأثيرگذار باشد.
او در عين حال به انواع موسيقى مذهبى نيز از نگاه يك آهنگساز نظر انداخته است و مى گويد: «موسيقى تعزيه، مراسم محرم و سينه زنى، همچنين آواى قرائت قرآن كريم، همگى جلوه هايى از هنر مذهبى هستند، اما در زمينه موسيقى اركسترال و كرال كم كار شده است.آهنگسازان ايرانى مى توانند داستان هاى مذهبى يا تعزيه را به صورت اپرا يا سمفونى در بياورند، ولى اين كار مستلزم اين است كه وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى، دانشگاه ها يا فرهنگسراهاى مختلف، به آهنگسازان سفارش بدهند.چون نوشتن و اجراى چنين كارهاى بزرگى هزينه بسيارى را مى طلبد.» او ادامه مى دهد: «هميشه تعداد آدم هايى كه موسيقى را حمايت كرده اند، كم بوده است. موسيقى سخت ترين و پرهزينه ترين رشته هنر است.زمانى كه آهنگساز اثر خود را مى نويسد فقط يك كاغذ است، ولى رهبر اركستر بايد اثر را گوش دهد. بنابراين اجرا دنياى متفاوتى دارد.همچنين درآمد اپرا خيلى كم است.دليل اين مسأله به پرهزينه بودن اپرا برمى گردد و ديگر اين كه دولت حتى يك ريال هم كمك نمى كند.البته اين مسأله در دنيا صادق است و اين مردم هستند كه بايد به اركستر كمك كنند.در حال حاضر دولت آلمان ۳۰ اپرا دارد كه ۹۹ درصد آنها ضررده است، اما با وجود اين همه ضرر، چرا اين هنر را هنوز زنده نگه داشته اند؟ به اين دليل كه براى فرهنگ شان خيلى مهم است.از سوى ديگر اسپانسرها خيلى كم شده.در گذشته اسپانسرها افراد تحصيلكرده اى بودند و به دليل فرهنگ شان به طرف موسيقى كلاسيك جلب مى شدند، اما هم اكنون برعكس اين است و بازارياب هستند. اين مسأله تراژدى است .اين هنر مليت هاى مختلف را به هم نزديك مى كند.» با اين اوصاف و با اين كه چكناواريان در اين سال ها همواره بر اساس سفارش هاى متوليان دولتى دست به كار تنظيم قطعات و آهنگسازى و رهبرى اركستر شده است،اما اعتقاد قلبى او به حمايت مردمى از هنر موسيقى است.چكناواريان در همايش نسخ خطى از دست وزير ارشاد، رئيس مجلس و در حضور چند تن از اعضاى هيأت دولت لوح و تنديس دريافت كرد.
او در اين سال ها يك مركز آموزش موسيقى نيز با عنوان فرهنگستان موسيقى چكناواريان تأسيس كرده است. او درباره انگيزه اش مى گويد: «با اين كه درايران و در بروجرد متولد شده ام ، اما بيش از نصف عمرم را در خارج از كشور گذرانده ام؛ حالا بعد از سال ها دورى به وطنم بازگشتم، آمده ام تا همه تجربه هاى خود را در زمينه آموزش موسيقى در اختيار جوانان اين مرزوبوم بگذارم، جوانانى كه در دنيا بى نظيروفوق العاده اند . مى خواهم به فرهنگ و هنر كشورم تا آنجا كه در توان دارم خدمت كنم.»
اما يكى از جذاب ترين آثار چكناواريان همانا اپراى رستم و سهراب است كه براى نخستين بار در تالار وحدت چند سال پيش اجرا شد: «من در طول بيست و پنج سال، هشت ورژن مختلف از اين اپرا نوشتم و دليل طول كشيدن اين كار اين بوده كه علاقه زيادى داشتم ولى به علت جوانى، قدرت آن را نداشتم كه زياد روى آن مانور بدهم.همين طور بتدريج چيزهاى جديدى آموختم و به زورخانه ها و تعزيه خوانى هاى مختلفى رفتم و با استادان بسيارى مشورت كردم. خودم هم همراه با اين كار رشد كردم. مانند هارتليست ها كه از وزنه كمتر به وزنه سنگين تر روى مى آورند. آن قدر پيش رفتم تا به ايده ال خود برسم و به آن چه از ابتدا در ذهن خود به عنوان نتيجه مى پروراندم. البته مى دانستم كه روى صحنه بردن كار بسيار مشكلى است و ميليون ها دلار خرج خواهد داشت بخصوص آن كه اپرا را به فارسى نوشتم كه فهميدن آن حتى براى يك فارسى زبان مشكل است. بنابراين به روى صحنه رفتن آن برايم يك رؤيا بود.حالا وقتى در مملكت خودت ايران به اين موفقيت دست پيدا كنى... خودتان حدس بزنيد كه چه قدر به يك معجزه مى ماند.مى دانيد كه ما اين كار را در ارمنستان ضبط كرديم. در آنجا حتى براى خواندن اپراى آن بعضى خواننده ها، ماه ها نشسته اند و فارسى ياد گرفته اند.»
چكناواريان بخوبى قادر است احساسات درونى اش را بيان كند و مخاطبان گوناگون خويش را با اين احساسات پيوند بزند: «من عاشق آهنگهايى هستم كه از عشق سخن مى گويد، چرا كه من آهنگ هاى پر از احساس را دوست دارم. من عشق را به خدا ارتباط مى دهم و اگر كسى خدا را درك كند و بتواند ببيند، مى تواند عشق را نيز درك كند .»