چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵ - ۱۸ محرم ۱۴۲۸
Wed, Feb 7, 2007
فرهنگ و انديشه
۳۵۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
مهرگان
ماجرا
سلامت
نقدى بر كتاب «فلسفه علم» اثر الكس روزنبرگ
ترجمه مهدى دشت بزرگى و فاضل اسدى امجد
فلسفه به زبان ساده
276384.jpg
ياسر خوشنويس

اگرچه سال هاى زيادى از مطرح شدن و پيگيرى مباحث فلسفه علم در ايران مى گذرد، اما خوانندگان هنوز با كمبود آثار دست اول و قابل توجه به زبان فارسى مواجه هستند. از سويى فلاسفه علم ايران سهم قابل توجهى در ارائه متون طراز اول در فلسفه علم جهانى ندارند و از اين رو نمى توان به آثار تأليفى ايران چندان دل بست؛ از سوى ديگر آثار شاخص و مؤثر بسيارى از فلاسفه علم ديگر كشورها نيز وجود دارند كه هنوز به فارسى ترجمه نشده و حتى در جامعه علمى ايران شناخته نشده اند. گذشته از اين، مشكل عامى نيز در زمينه فلسفه علم در سطح جهان وجود دارد و آن اينكه آثارى مقدماتى كه بتوانند حوزه گسترده و در حال چالش رويكردهاى موجود در فلسفه علم را در بر گيرند، بسيار نادر هستند.
درباره كتاب
كتاب «فلسفه علم» نوشته الكس روزنبرگ از مجموعه «مقدمه اى معاصر بر فلسفه» توسط انتشارات راتلج منتشر شده است. هدف اين مجموعه ارائه متونى مقدماتى براى خوانندگانى است كه فلسفه را به شكل غيرحرفه اى دنبال مى كنند. از اين مجموعه تاكنون كتاب هاى معرفت شناسى، اخلاق، فلسفه دين، فلسفه ذهن، فلسفه هنر، فلسفه علم، فلسفه زبان و متافيزيك منتشر شده است و نويسندگان آنها بيشتر از متخصصان برجسته و صاحب نام گرايش فلسفى خود هستند.
روزنبرگ در اين كتاب سعى دارد كه مسائل اصلى فلسفه علم معاصر را به طور خلاصه معرفى كرده و آراى متفاوت موجود درباره هريك را شرح دهد. علاوه بر اين همچنان كه خود وى در مقدمه كتاب اشاره مى كند، سعى داشته است كه رويكردهاى متأخر مانند فلسفه علم توصيفى و رويكردهاى نسبى گرا را نيز مورد بررسى قرار دهد. كتاب از ۷ فصل تشكيل شده است، فصل اول به چيستى فلسفه علم مى پردازد و ارتباط آن را با علم و فلسفه بيان مى كند، فصل هاى دوم و سوم به مسأله تبيين و قانون علمى، فصل چهارم به ساختار نظريه هاى علمى و مسأله هويات مشاهدتى ـ نظرى، فصل پنجم به معرفت شناسى و روش شناسى نظريه هاى علمى و مسأله تأييد و فصل هاى ششم و هفتم به رويكردهاى پساپوزيتيويستى و چالش كماكان زنده و داغ ميان رويكردهاى پوزيتيويستى و رويكردهاى پساپوزيتيويستى اختصاص يافته است. طبق سنت كتاب هاى مقدماتى فلسفه علم، روزنبرگ ابتدا تلقى استاندارد پوزيتيويستى را شرح داده و سپس به نقد آنها و نظريه هاى جايگزين متأخر مى پردازد. براى نمونه در مورد مسأله تبيين و قانون علمى، نويسنده ابتدا به تلقى استاندارد همپل مى پردازد، سپس با بررسى نمونه هاى نقض سَمون و ون فراسن، اصلاحات پيشنهادى سمون، فريدمن و كيچر را مطرح مى كند و سرانجام مدل پراگماتيكى ون فراسن را پيش مى نهد. رويكردى مشابه در فصل ششم نيز در مورد مسأله تأييد پى گرفته شده است؛ ابتدا مدل استقرائى پوزيتيويستهاى منطقى طرح شده و سپس انتقادات پوپر، نمونه هاى نقض گودمن، مدل تأييد بِيزى و سرانجام نظريه تعين ناقص نظريه ها توسط مشاهده مطرح شده است. از اين طريق خواننده هم سير تاريخى مباحث را در مى يابد و هم با نوع و نحوه فعاليت فلسفى بخصوص در فلسفه علم آشنا مى شود.
در عين حال بايد گفت كه روزنبرگ در توضيح برخى از آرا چندان موفق عمل نمى كند، سعى وى براى ارائه يك شرح خلاصه از هر يك از نظريه هاى قابل اعتنا كه با مقدماتى بودن كتاب متناسب باشد، در مواردى موجب شده است كه خواننده اى كه از پيش با نظريه ها آشنا نباشد، نتواند فقط با مطالعه اين كتاب نظريه ها را دريابد. اين اتفاق بخصوص در مورد نظريه تأييد بيز و تعبير احتمالى در تبيين هاى آمارى در فصل پنجم (باوجود اين كه صفحه هاى زيادى به آن اختصاص يافته است) و رويكرد ضد واقعگرايى در فصل چهارم رخ داده است. اشكال مذكور بخصوص هنگامى بيشتر به چشم مى آيد كه هدف روزنبرگ از نگارش كتاب را مد نظر قرار دهيم. نويسنده در مقدمه كتاب مى گويد: «اين كتاب با اين والاطلبى تكان دهنده آغاز شد كه جانشين شايسته اى براى كتاب فلسفه علوم طبيعى نوشته كارل همپل باشد، اثرى كه در سال ۱۹۶۶ نوشته شد و تاكنون كتابى بهتر از آن نوشته نشده است.» (اين كتاب به وسيله دكتر معصومى همدانى ترجمه شده و اكنون كمياب است.) آثار همپل، بخصوص آثارى كه مانند كتاب فلسفه علوم طبيعى براى حوزه وسيعترى از مخاطبان نوشته شده اند، اين ويژگى را دارند كه خواننده مى تواند با پيگيرى كتاب به مباحث پى ببرد و كمتر لازم است كه براى درك يك نظريه به آثار ديگر مراجعه كند. (از ميان ديگر آثار مقدماتى ترجمه شده در زمينه فلسفه علم كه چنين ويژگى ممتازى دارند، مى توان به كتاب «فلسفه علم» رودلف كارناپ اشاره كرد كه توسط يوسف عفيفى ترجمه شده و در دسترس است.) از اين رو مى توان گفت كه روزنبرگ چندان در هدفش موفق نبوده است، به عبارت ساده تر اثر وى براى خواننده غيرمتخصص كه از پيش با نظريات آشنا نباشد، كتاب خوشخوان و روانى نيست. هر چند بخشى از اين ضعف به ترجمه بازمى گردد كه در ادامه بدان اشاره خواهد شد.
ضعف ديگر كتاب نپرداختن به برخى از رويكردهاى مورد توجه و مؤثر در فلسفه علم است. براى نمونه، رويكرد ابطال گرايى پوپر به طور كامل ناديده گرفته شده و تنها در بخش تأييد و مدل استقرائى به آن اشاره گذرايى شده است. همچنين رويكرد واقعگرايى انتقادى كه امروزه اهميت قابل توجهى در نظريات فلسفه علم بخصوص در فلسفه علوم اجتماعى پيدا كرده است كه از آراى پوپر سرچشمه مى گيرد، مورد اشاره قرار نگرفته است.
درباره ترجمه
دكترمهدى دشت بزرگى و فاضل اسدى امجد كتاب را با فاصله كمى از انتشار نسخه اصلى ترجمه كرده اند. (كتاب در سال ۲۰۰۵ و ترجمه كتاب در پائيز ۱۳۸۴ازسوى انتشارات طه منتشر شده است.) از اين رو خواننده فرصت يافته است كه به ترجمه متنى روزآمد دست پيدا كند. اما بايد گفت كه ترجمه كتاب راضى كننده نيست. در مرتبه نخست ، جمله ها طولانى و ترجمه هاى تحت اللفظى كه با ساختار دستورى زبان فارسى مطابق نيست، خواننده را دچار زحمت مى كند. همچنين به نظر مى رسد كه در ارائه ترجمه قدرى عجله وجود داشته است؛ نمادهاى رياضى نادرست يا نايكنواخت نوشته شده اند. برخى شكل ها نامناسبند و ديگر اين كه برخى از نام ها و معادل هاى انگليسى در پاورقى و برخى در داخل پرانتز در ميان جملات نوشته شده اند.
اما يكى از مهم ترين مسائلى كه در مورد آثار آكادميك بايد بررسى شود، انتخاب معادل ها براى واژگان فنى است. برخى از معادل ها خوب انتخاب شده اند، براى نمونه مى توان به معادل «رابطه مدخليت» در برابر relevance relation اشاره نمود. اما در مقابل، برخى از معادل ها تا حد زيادى و حتى به طور كامل نامناسب هستند، بخصوص معادل «تعين ناپذيرى» در برابر underdetermination كه معناى نادرستى را القا مى كند و حتى به ايده اصلى نظريه «تعين ناقص (كه معادل بهترى براى واژه مذكور است) نظريه ها توسط مشاهده» لطمه مى زند. نمونه ديگرى از اين گونه معادل ها، «گرو» و «بلين» براى grue و bleen در مثال نقض گودمن هستند، براى انتقال مقصود گودمن به خواننده فارسى زبان بهتر است از معادل هاى «سابى» و «آبز» استفاده كرد كه پيش از اين هم مورد استفاده قرار گرفته اند. از ديگر معادل هاى واژگان فنى كه نامناسب به نظر مى رسند، مى توان به «گزافى» در برابر arbitrary، «لوازم» در برابر implications، «الگو» در برابر exemplar و «ناسازى» در برابر anomaly اشاره كرد كه به جاى آنها مى توان به ترتيب «دلبخواهى»، «تبعات»، «مثالواره» و «اعوجاج» را پيشنهاد كرد.
ترجمه داراى واژه نامه توصيفى اصطلاحات است كه مى تواند به خواننده كمك شايانى كند. همچنين اين نمايه اعلام نيز تهيه شده است، اما مطابق با سنت چاپ كتاب در ايران، كتاب از نمايه موضوعها برخوردار نيست.
در مجموع بايد ترجمه يك اثر به روز در زمينه فلسفه علم را كه بخش مهمى از ديدگاه هاى متأخر را در بر مى گيرد، به فال نيك گرفت و از اين بابت بايد از مترجمان تشكر كرد. اما اين نكته قابل توجه است كه دقت و صحت ترجمه نبايد تحت تأثير سرعت و تلاش براى ارائه متون قرار گيرد.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   قرآن   |   مهرگان   |   ماجرا   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |