شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۵ - ۲۱ محرم ۱۴۲۸
Sat, Feb 10, 2007
ديپلماتيك
۳۵۶۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱(ياد صبح)
ويژه ۲(ياد صبح)
ويژه ۳(ياد صبح)
ويژه ۴(ياد صبح)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
گردشگرى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به تنشهاى چند جانبه بر سر استقلال كوزوو
نگاهى به تنشهاى چند جانبه بر سر استقلال كوزوو
خاكستر بالكان هنوز داغ است
276783.jpg
محمدرضا عرفانيان
مارتى آهتيسارى فرستاده ويژه سازمان ملل در امور كوزوو طرح پيشنهادى خود را درباره سامان بخشيدن به وضع سياسى اين استان خودمختار ارائه كرد.
اما طرح پيشنهادى آهتيسارى با واكنش هاى تند و البته متفاوتى از سوى پريشتينا مركز كوزوو و بلگراد پايتخت صربستان مواجه شد.
گرچه در طرح پيشنهادى فرستاده ويژه سازمان ملل صراحتاً به استقلال اين استان خودمختار اشاره نشده است ولى هر دو اردوگاه مخالف و موافق اين طرح، احساس مشتركى از آن داشته و هر دو طرف آن را به عنوان مقدمه اى براى استقلال كامل كوزوو مى دانند. به اين ترتيب پريشتينا از آن طرح استقبال كرد و بلگراد با آن به مخالفت برخاست و آن را رد كرد.
«فاتمير سيديو» رئيس جمهورى استان خودمختار كوزوو در نخستين واكنش خود پس از ديدار با آهتيسارى ضمن استقبال از طرح وى تأكيد كرد، كوزوو مانند هر كشور ديگرى حاكميت مطلق بر سرنوشت خود را بدست خواهد آورد. از سوى ديگر «آگيم چكو» نخست وزير كوزوو گفت: طرح پيشنهادى آهتيسارى درباره آينده كوزوو كاملاً روشن و صريح است.
در بلگراد نيز «بوريس تاديچ» رئيس جمهورى صربستان در واكنش به طرح پيشنهادى آهتيسارى آن را همواركننده راه براى استقلال كوزوو توصيف كرد.
وى صراحتاً گفت، صربستان هرگز استقلال كوزوو را نخواهد پذيرفت. تاديچ افزود: استقلال تحميلى كوزوو مخالف اصول حقوق بين الملل است و مى تواند منشأ حوادث سياسى خطرناكى باشد.
وسيلاو كوشتونيتا نخست وزير صربستان نيز ضمن رد طرح پيشنهادى آهتيسارى آن را غيرقانونى و مخالف بيانيه سازمان ملل دانست. وى گفت: اين طرح موجب تجزيه صربستان مى شود و مرزهاى شناخته شده بين المللى را به هم مى ريزد. چالش هاى پيش روى پريشتينا و بلگراد پيش از اين از سوى برخى كارشناسان امور بالكان پيش بينى شده بود. معادلات پيچيده حاكم بر شبه جزيره بالكان عموماً و كوزوو بخصوص برآيند متغيرهاى عمدتاً فرامنطقه اى است و قطعاً خارج از كنترل بلگراد و پريشتينا ارزيابى مى شود. حوادث دو دهه گذشته بالكان به گونه اى رقم خورده است كه امكان الحاق كامل كوزوو به صربستان ديگر متصور نيست. در اين ميان چون وضع كوزوو متأثر از متغيرهاى فرامنطقه اى است، كانون هاى تصميم گيرنده مسائل كوزوو هم چنان كه در حوادث قبلى اعتناى چندانى به مصوبات شوراى امنيت و سازمان ملل در امور بالكان نداشتند اين بار نيز طرح اخير خود براى خودمختارى كوزوو را فارغ از مطابقت و يا عدم مطابقت آن با مصوبات قبلى سازمان ملل ارائه كرده اند.
هرچند بلگراد پس از طرح اخير، اين گونه پيشنهادات را خلاف مصوبات قبلى سازمان ملل و حقوق بين المللى توصيف كرد ولى اين صدايى نيست كه در كانون هاى فرا آتلانتيك گوشى براى شنيدن آن وجود داشته باشد.
طرح سازمان ملل براى تولد كوزووى نوين
براساس طرح آهتيسارى، فردى به عنوان نماينده جامعه بين الملل، سازمان ملل و اتحاديه اروپا به طور موقت اداره امور كوزوو را در اختيار مى گيرد، تا اين كه ظرف ۱۲۰ روز قطعنامه جديد سازمان ملل درباره كوزوو صادر شود. در قطعنامه قبلى سازمان، كوزوو استان خودمختارى از يوگسلاوى سابق تعريف شده بود. اين در حالى است كه در طرح پيشنهادى آهتيسارى، نماينده جامعه بين الملل از اختيارات ويژه اى برخوردار است و مى تواند تا تصويب قانون اساسى جديد كوزوو، از اجراى قوانين فعلى چنانچه مغاير تصميم هاى جديد باشد جلوگيرى كند. وى همچنين مى تواند مقام ها و رهبران محلى را بركنار كند. نماينده سازمان ملل همچنين كنترل ۱۶۵۰۰ نيروى ناتو مستقر در كوزوو را نيز به دست مى گيرد تا تمامى نهادهاى جديد كوزوو ايجاد و مستقر شود.
براساس طرح آهتيسارى همچنين كوزوو مى تواند قراردادهاى بين المللى با ديگر كشورها امضا كند و به عضويت سازمان هاى بين المللى درآيد. منابع ديپلماتيك اين بند از طرح آهتيسارى را به معناى حق عضويت كوزوو در سازمان ملل، بانك جهانى و صندوق بين المللى پول توصيف كرده اند و به اين ترتيب همين بند از طرح را بطور تلويحى استقلال كامل كوزوو توصيف مى كنند.
اين طرح همچنين تصريح دارد كه كوزوو مى تواند پرچم، سرود ملى و نيروهاى نظامى خاص خود را داشته باشد و حفاظت از مرزهايش را برعهده بگيرد.
محافل سياسى و خبرى و بويژه پريشتينا و بلگراد پس از انتشار مفاد طرح آهتيسارى آن را به عنوان گام بلندى در جهت استقلال كوزوو و شناسايى آن از سوى كشورهاى ديگر توصيف كردند.
آهتيسارى به عنوان ارائه كننده اين طرح با توجه به شناخت كامل ساختارهاى بالكان قطعاً از واكنش هاى احتمالى و مخالفت صربستان با آن آگاهى داشته است. بنابراين وى با پيش بينى اين مخالفت ها طرح اخير را پى ريزى كرده است.
به نظر مى رسد اين طرح نيز مانند ديگر طرح هاى قبلى در بالكان با ابتكار عوامل فرامنطقه اى و با هدف هدايت منطقه به سوى مسير مشخص ارائه شده است. براساس اين ديدگاه مبتكران طرح اخير با وجود ادعاهاى مختلف، از واكنش هاى مخالف محلى چندان بيمناك نيستند، زيرا معتقدند زمينه هاى لازم براى مقابله و مخالفت هاى عملى با اين طرح وجود ندارد.
به نظر مى رسد آهتيسارى و طيف همفكران او معتقدند در صربستان امكانات سياسى و نظامى لازم براى درگيرى جدى در مسأله كوزوو وجود ندارد و فقط به اقدام هاى سياسى و صدور بيانيه بسنده خواهد شد. كشورهاى ديگر منطقه نيز تمايل چندانى براى كمك به محور بلگراد در اين مناقشه ندارند.
بنابراين طرح اخير آهتيسارى همانگونه كه پيش بينى مى شد فقط با دو مشكل روبرو است؛ بروز ناآرامى هاى محلى و نيز واكنش سياسى روسيه و احتمال وتوى هرگونه قطعنامه در سازمان ملل از سوى مسكو.
آنچه طراحان استقلال كوزوو را اميدوار كرد
با نگاه به تغيير ساختار جمعيتى كوزوو بويژه در يك دهه اخير و مهاجرت جمعى صرب ها از اين استان مى توان گفت؛ ناآرامى هاى غيرقابل كنترل در منطقه متصور نيست و آهتيسارى از همين منظر معتقد است با اعطاى برخى خودمختارى ها به ساكنان صرب منطقه، نيروهاى مستقر ناتو در كوزوو مى توانند از بروز هرگونه خشونت در اين ناحيه جلوگيرى كنند. از اين زاويه شايد جلب حمايت روسيه براى خويشتندارى در مقابل مسأله كوزوو نبايد چندان دشوار باشد.
روسيه به عنوان عضو دائم شوراى امنيت بارها تهديد كرده است كه چنانچه طرحى درباره كوزوو مورد قبول بلگراد نباشد براى مسكو هم قابل قبول نخواهد بود. محافل خبرى و سياسى در اين باره به دو نكته اشاره دارند: نخست اين كه اگر مسكو قصد داشت قطعنامه اى را درباره كوزوو وتو كند احتمالاً قطعنامه هاى پيشين را وتو مى كرد كه به ناتو اجازه داد ۷۸ روز يوگسلاوى پيشين را مورد حملات سنگين خود قرار دهد. مسكو در حملات ناتو به يوگسلاوى پيشين اقدام عملى جدى نشان نداد. از سوى ديگر محافل سياسى غرب معتقدند، مسكو در برابر دريافت امتيازاتى نظير حمايت آمريكا از عضويت روسيه در سازمان تجارت جهانى آماده خواهد بود در مسأله كوزوو خويشتندارى بيشترى از خود نشان دهد.
كارشناسان امور بالكان معتقدند نماينده سازمان ملل با توجه به اين پيش فرض ها اميدوار است طرح اخير با وجود مخالفت هاى بلگراد در چندين مرحله و بتدريج به اجرا درآيد. اگر روال امور برپايه محاسبات سازمان ملل پيش رود بايد در دومين مرحله پس از ارائه پيشنهاد اخير، مذاكرات جدى طرف هاى مختلف در اين باره ۱۳ فوريه در وين پيگيرى شود.
اما چنانچه مسكو قطعنامه هاى مربوط به كوزوو را وتو كند در آن صورت اين سناريو محقق مى شود كه طرح آهتيسارى و مذاكرات طرف ها پيگيرى مى شود ولى ارزش حقوقى خود را از دست خواهد داد. در اين وضع از صدور قطعنامه جديد براى كوزوو جلوگيرى مى شود، ولى مقام هاى صربستان باز به هدف خود براى الحاق مجدد كوزوو نمى رسند.
در هر صورت، كوزوو در سال ۲۰۰۷ در مسير تحولات جديد قرار دارد. قطعنامه ۱۲۴۴ شوراى امنيت سازمان ملل كه در سال ۱۹۹۹ به تصويب رسيد و اين استان را تحت قيموميت اين سازمان قرار داد، براساس قرارهاى ژوئن سال جارى اعتبار خود را از دست مى دهد و به پايان مى رسد.
در اين وضع كوزوو در شرايط بلاتكليفى قرار مى گيرد. زيرا از يك سو زير حاكميت بلگراد نخواهد بود و از سوى ديگر از قيموميت سازمان ملل خارج مى شود. در اين حالت امكان دارد مقام هاى پريشتينا تلاش كنند كوزو به وسيله كشورهاى مستقل به رسميت شناخته شود كه قطعاً اين تصميم به پيچيده شدن وضع سياسى در منطقه منجر خواهد شد. ولى نكته حائز اهميت اين است كه در هر شرايطى كوزوو به وضع گذشته بازنخواهد گشت.
ناآرامى هاى احتمالى
در برخورد با مسأله كوزوو، تنها رويداد نگران كننده بروز ناآرامى هاى نژادى در منطقه صرب نشين متيروتيسا در شمال كوزوو است.
براين اساس در مذاكرات وين كه ژانويه سال گذشته برگزار شد، طرح ايجاد يك منطقه مستقل شهرى با اختيارات كامل در متيروتيسا مطرح شد تا حقوق اقليت صرب كوزوو نيز از اين طريق تأمين شود.
برخى كارشناسان اين پيشنهاد را نخستين طرح رسمى براى تجزيه كوزوو ارزيابى كردند. با جود اين بايد اذعان كرد هيچيك از دو محور بلگراد و پريشتينا با تجزيه كوزوو موافق نيستند.
صرب ها، كوزوو را خاستگاه فرهنگى، سياسى و مذهبى خود مى دانند و بنابراين طايفه صرب تمامى آن را مى خواهند و مقام هاى پريشتينا براساس حس حفظ تماميت ارضى با هرگونه طرحى براى تجزيه كوزوو مخالفند. در اين ميان نماينده سازمان ملل تأكيد دارد نيروهاى ناتو چنانچه قطعنامه جديدى براى كوزوو از سوى شوراى امنيت تصويب شود مى توانند آرامش و امنيت آن را تأمين كنند.
مطالبات بر زمين مانده پريشتينا
رهبران آلبانى تبار كوزوو ضمن استقبال از طرح اخير سازمان ملل خواستار تغييراتى نيز در آن شدند. فاتمير سيديو رئيس جمهورى كوزوو گفت: حتى اگر از استقلال كوزوو سخنى به ميان نيايد بايد با واقع بينى مسائل را نگريست و تصميم گرفت.
وى گفت: «نيروهاى حافظ كوزوو» كه قرار است پس از تعيين وضع اين ناحيه منحل شوند بايد بدون هيچ اشكال تراشى به ارتش اين منطقه ملحق شوند.
هم اكنون نيروى مسلحى با عنوان نيروهاى حافظ كوزوو به وسيله دولت پريشتينا سازماندهى شده اند كه سازمان ملل خواستار انحلال آن پس از تحقق شرايط پيشنهادى خويش است اما مقام هاى پريشتينا تأكيد دارند بندهاى مربوط به انحلال اين نيروها در طرح آهتيسارى بايد مورد بازنگرى قرار گيرد.
مقام هاى پريشتينا تلاش مى كنند كوزوو هرچه زودتر به يك سرود ملى و پرچمى كه بيانگر هويت و وحدت ملى آن باشد دست يابند. از نقطه نظر پريشتينا دستيابى به اين مهم مى تواند روند پذيرش كوزوو در جامعه بين الملل و برقرارى روابط مستقل و مستقيم پريشتينا با كشورهاى ديگر را تسهيل كند.
همچنين نظارت بر دانشگاه صرب ها در شمال كوزوو از ديگر خواسته هاى پريشتينا است. جامعه اقليت صرب كوزوو در شمال اين استان خودمختار داراى دانشگاهى است كه هم اكنون بدون نظارت نهاد مركزى كوزوو به فعاليت مشغول است. سيديو رئيس جمهورى كوزوو معتقد است، اين دانشگاه بايد زير نظارت نهادهاى مركزى و وزارت آموزش كوزوو اداره شود.
بهار استقلال
مقام هاى پريشتينا تأكيد دارند هيچ گاه به كمتر از استقلال براى كوزوو راضى نخواهند شد.
از ديدگاه آنان بهار استقلال كوزوو بويژه از سال ۱۹۹۹ ميلادى آغاز شد و در بهار سال جارى ميلادى يعنى با پايان اعتبار قطعنامه ۱۲۴۴ شوراى امنيت اين روند كامل مى شود و كوزوو به هر ترتيب در هر شرايطى به استقلال دست خواهد يافت.
از همين روست كه «فاتمير سيديو» رئيس جمهورى كوزوو تصريح كرد پس از صدور قطعنامه جديد شوراى امنيت در بهار سال ۲۰۰۷ ميلادى روند استقلال كامل مى شود و زمينه براى شناسايى رسمى كوزوو از سوى جامعه بين الملل فراهم شود. البته نماينده سازمان ملل اين نكته را بر مواضع پريشتينا افزوده است كه بايد به دو طرف فرصت داده شود تا بار ديگر در اين خصوص به مذاكره و تصميم گيرى بپردازند.
به گفته آهتيسارى طرح «كوزوو نوين» نتيجه مذاكرات بسيار دشوار بين تمامى طرف ها در يك سال گذشته است. او مى افزايد: در يك سال گذشته ۱۵ دور مذاكرات سخت و دشوار صورت گرفته كه در آن علاوه بر طرف هاى مختلف، نمايندگان ناتو و اتحاديه اروپا نيز حضور داشته اند. كارشناسان امور بالكان نيز يادآور شده اند طرح اخير آهتيسارى با حضور تمامى كانون هاى تصميم گيرنده از جمله بروكسل، واشنگتن و ناتو تهيه و تدوين شده است. بويژه واشنگتن و بروكسل اين طرح را تنها راه براى حل مسأله كوزوو مى دانند با اين همه تاكنون نشانه اى از نرمش و عقب نشينى بلگراد در دست نيست لذا پرسش اصلى اين است كه آيا ساختارهاى سياسى نوين بالكان و كوزوو خارج از اراده بلگراد شكل خواهد گرفت.
جهان پس از ناكامى نظامى آمريكا
276792.jpg
نويسنده: ميخائيل گورباچف ترجمه: مهدى صفرى

ميخائيل گورباچف در سال هاى ۱۹۹۱ ـ ۱۹۸۵ رئيس جمهورى اتحاد جماهير شوروى بود. وى در سال ۱۹۹۰ برنده جايزه نوبل صلح شد. هم اكنون رئيس بنياد بين المللى مطالعات اجتماعى ـ اقتصادى و سياسى، موسوم به بنياد گورباچف است. گورباچف اين روزها بيشتر اوقات خويش را به تهيه مقاله هاى سياسى و تحليل هاى راهبردى براى رسانه هاى نامى جهان مى گذراند. در اين راستا او اخيراً قرارداد تهيه تحليل هاى هفتگى با نيويورك تايمز بست و اين نوشته نيز مقاله اى ديگر از طراح ديروز تئورى پراسترويكاى سرزمين شوراها است.
گروه بين الملل

آغاز سال جديد همواره زمانى است براى رسيدگى به مسائل گذشته و گشودن اميدهاى جديد، زمانى است براى فكر كردن با آرامش، درباره آنچه در جهان روى داده و برنامه ريزى براى آينده. طبيعى است كه به دنبال نشانه هايى مبنى بر بهبود اوضاع در داخل و خارج باشيم.
مسأله اى كه در روابط بين الملل اهميت فوق العاده اى داشت، چند ماه پيش به وقوع پيوست.
بدون شك سال گذشته شاهد پايان دوره كامل سلطه جهانى بوده است. عصر يكجانبه گرايى و فرصت هاى هدررفته بعد از جنگ سرد. زمانى كه جنگ سرد در اواخر دهه هشتاد، به پايان رسيد، راه هايى گشوده شدند كه به سوى جهانى بهتر امتداد مى يافتند. قدرت هاى بزرگ، بويژه ايالات متحده، اتحاد جماهير شوروى و چين، به شكلى سازنده در شوراى امنيت سازمان ملل متحد در مسائل زيادى همكارى كردند و به شمار فراوانى از مناقشه هاى بين المللى، از جمله مناقشه هاى آنگولا، السالوادور، نيكاراگوئه و كامبوج خاتمه دادند.
توافق هاى مهمى درباره كنترل تسليحات هسته اى و سلاح هاى متعارف امضا شد، از جمله معاهده INF كه به موجب آن آمريكا و اتحاد جماهير شوروى دو نوع از موشك هاى هسته اى خود را از بين بردند و ديگرى معاهده استارت ۱ كه براساس آن موشك هاى راهبردى و كلاهك هاى هسته اى دو كشور تقريباً به نصف كاهش يافت. همچنين تغييرات دموكراتيك در ده ها كشور در آسيا، آمريكاى لاتين و اروپاى مركزى و شرقى آغاز شد.
معاهده پاريس براى اروپاى جديد، كه به وسيله رهبران كشورهاى اروپايى، ايالات متحده آمريكا و كانادا در سال ۱۹۹۰ به امضا رسيد، مشخصه آغاز روندى بود كه به نظر مى رسيد ما را به سوى يك نظام جهانى جديد، صلح طلب و دموكراتيك و ايجاد اروپا و جهانى بدون خطوط جداكننده رهنمون خواهد شد. اين توافقى بود كه تأثير آن به آن سوى مرزهاى اروپا نيز رسيد.
اما اين جنبش بزودى سرعت خود را در جهت تعيين شده از دست داد. فروپاشى اتحاد جماهير شوروى تغييراتى را در نخبگان سياسى آمريكا و ديگر كشورها به دنبال داشت. معاهده پاريس ناديده گرفته شد و بعد از گذشت چند سال به كلى فراموش شد. به جاى اين كه به سوى ساختار امنيتى جديد حركت كنيم، تصميم گرفته شد راه حل مسائل را در شيوه هاى به ارث رسيده از جنگ سرد جست وجو كنيم. ايالات متحده و به طور كلى غرب، در برابر عقده پيروزى تسليم شد.
بعد از پايان جنگ سرد، اروپا به وسيله تراژدى هايى از جمله يوگسلاوى كه نتايج آن درسراسر قاره ـ و بويژه دراقتصاد و حمايت از مردم بالكان ـ مشهود بود و هنوز، پس از گذشت سال ها اين نتايج محسوس است به محض اين كه مبارزات براى تأثيرگذارى و دستيابى به منابع و بازار دوباره قوت گرفت، امواج بى ثباتى به كشورهاى زيادى از جمله يوگسلاوى سابق، خاور نزديك و آفريقا حمله ور شدند.
وعده سازمان پيمان آتلانتيك شمالى(ناتو) مبنى بر تعديل شدن به سازمانى اساساً سياسى اجرا نشد، بلكه عكس آن اتفاق افتاد، اين سازمان به سوى افزايش اعضا و گسترش حوزه عملياتى حركت كرد. يك مسابقه تسليحاتى جديد در جريان است. مشكلات مربوط به سلاح هاى هسته اى و گسترش اين سلاح ها بار ديگر به حالت فوق العاده رسيده است كه در اين قضيه تا حد زيادى اعضاى اوليه كلوپ هسته اى مقصرند.
اكنون خطرى واقعى مبنى بر انشقاق جديد در جهان، وجود دارد و احتمال يك جنگ سرد جديد به طور گسترده اى مورد بحث قرار گرفته است. آمريكا با ناديده گرفتن و حذف كامل شوراى امنيت سازمان ملل متحد يا ناديده گرفتن عقايد كشورهاى زيادى از جمله متحدانش، به عراق حمله كرد كه نتايج فاجعه بارى برايش به همراه داشته است و همه جهانيان از آن آگاهند.
غرور، قدرت نظامى، نقش و تأثير ايالات متحده را با بحران شديد و محبوبيت آن را با كاهش فراوان مواجه كرده است. ديگر پيامد سياست هاى يكجانبه و تلاش هاى آمريكا براى به دست آوردن رهبرى بلامنازع جهان، اين است كه بيشتر سازمان هاى بين المللى قادر نبوده اند با تضمين و اطمينان با مناقشه هاى جهانى قرن جديد مقابله كنند: بحران زيست محيطى، كه هر روز با سرعت بيشترى گسترش مى يابد و مسأله فقر، كه ميليون ها نفر را در جهان تهديد مى كند گسترش بى سابقه تروريسم بين المللى و افزايش چشمگير مناقشه هاى نژادى و مذهبى نشانه هايى نگران  كننده از مشكلاتى است كه در آينده گريبانگير جهان خواهند بود.
آمريكايى ها نيز تأثيرات سياست هاى خارجى غلط دولت خود را احساس كرده اند. در ماه نوامبر سال ۲۰۰۶ رأى دهندگان نظر خود را آشكار كردند: جمهوريخواهان در ميانه دوره رياست جمهورى بوش شكست خوردند.
بدين ترتيب، نتيجه انتخابات يادشده چالشى در برابر سياست آمريكا تصور مى شود، هم براى دموكرات ها و هم براى جمهوريخواهان. هم اكنون، ضرورت شديدى براى اصلاح مسير سياست هاى ابرقدرتها وجود دارد.
آيا دولت جورج دبليو بوش قادر خواهد بود چنين اصلاحى انجام دهد؟ در ايالات متحده مانند بقيه جهان، پاسخ غالب به اين سؤال منفى است. دلايل بسيارى وجود دارد كه دولت بوش قادر به انجام چنين اصلاحاتى نيست، زيرا به نظر مى رسد اين دولت بى تحركى و سكون گذشته را ترجيح مى دهد. به نظر مى رسد تنها چيزى كه دولت بوش مى خواهد، متقاعد كردن همه دنيا است بر اين كه دولتش هنوز بر اريكه قدرت سوار است. اظهارات اخير بوش و طرح هايى كه در دولت وى بحث مى شوند مانند تكه هاى پارچه كهنه هستند.
رهبرى جمهوريخواه كنونى به روشنى ترجيح مى دهد اين ميراث را براى رئيس جمهورى آينده به جا گذارد، زيرا به سياست هاى حاكم آينده متصل خواهد بود و هرگونه تصميم گيرى را براى تغيير مسير غيرممكن مى سازد. اگر اين گونه باشد، نه تنها يك اشتباه تاكتيكى است، بلكه فاجعه اى بسيار بزرگتر به شمار مى رود.
بدين ترتيب، فكر مى كنم هنوز فرصت براى اتخاذ سياستى متفاوت وجود دارد. دولت و كنگره آمريكا هنوز براى طرح ريزى چنين سياستى زمان در اختيار دارند. آنها بايد از خاور نزديك شروع كنند. نه فقط بايد از مرداب عراق خارج شوند، بلكه علاوه بر آن نيازمند اتخاذ سياستى سازنده براى اين منطقه هستند. علاوه بر اين آغاز دوباره روند صلح خاور نزديك، همراه با مذاكره جدى با همسايگان عراق يك ضرورت است.
اگر رهبران آمريكا دورانديشى و شهامت نگاه كردن به واقعيت هاى كنونى جهان را داشته باشند بيش از اين كه به زور متوسل شوند، به مذاكره و همكارى روى خواهند آورد. آنچه ضرورى است تشكيل شبكه اى جهانى براى حضور و مداخله نظامى نيست، بلكه نوعى ميانه روى و آمادگى براى حل مسائل از طريق سياسى است.
گذشته از اين، جهان شاهد تغييرات ريشه اى بوده است، حتى اگر با جهان سال هاى دهه نود مقايسه شود. روابط و وابستگى ها اكنون چند جانبه شده است. غول هاى جديد ـ چين، ژاپن و برزيل ـ در عرصه جهانى ظاهر شده اند و نمى توانيم ديگر آن ها را ناديده بگيريم. اروپا در حال متحد شدن است و نفوذ اقتصادى و سياسى اش روبه گسترش خواهد بود.
اگرچه واقعيت هاى جديد جهان در حال هزينه گرفتن از جهان اسلام است اما اين سير سازگارى و هماهنگى ادامه خواهد يافت و تمدن عظيم مسلمانان بر احترام متقابل و حفظ ارزش ها اصرار خواهد ورزيد. در نهايت، انتقال حكومت دموكراتيك در روسيه ـ همچنين در ديگر جمهورى هاى سابق شوروى ـ حتى با مشكلات قابل توجهى نشانگر حضور بازيگرانى جديد و قوى در عرصه بين المللى است.
در سال هاى نود، كه زمان دشوارى براى كشور من بود، پيشتر گفتم مشكلات روسيه از بين خواهد رفت و دوباره قدرت خواهد يافت و با گام هايى بلند پيش خواهد رفت و اين چيزى است كه اكنون در حال رخ دادن است. آشكار است كه ظهور دوباره روسيه، تأكيد بر حفاظت از منافع ملى و توان اين كشور براى پذيرفتن نقش واقعى خود در جهان، خوشايند همه كشورهاى جهان نيست. وقتى روسيه غرق در بحران بود، غرب آن را تشويق مى كرد؛ در مقابل، امروز روسيه را به نبود دموكراسى و جاه طلبى هاى امپرياليستى متهم مى كند.
با اين حال، علتى براى ترسيدن از روسيه وجود ندارد. كشور من با ناملايمات و مشكلات مقابله مى كند. از بسيارى چيزها مى توان انتقاد كرد و از آن ها انتقاد مى كنيم. آموختن شيوه هاى نوين و ساختن نهادهاى دموكراتيك، واقعاً كارى بسيار دشوار است. اما روسيه هرگز به گذشته توتاليتارى بازنخواهد گشت. بخش سخت تر راه اكنون طى شده است.
همواره تأكيد كرده ام كه در دوره اى كه ما در آن زندگى مى كنيم، نمى توانيم به خود اجازه دهيم كه بدبين باشيم. دلايل زيادى براى نگرانى و حتى احساس خطر، وجود دارد، اما تاريخ محتوم نيست. يك تقسيم بندى جديد در جهان، يك رويارويى، اجتناب ناپذير نيست. يك نظم جهانى جديد و دموكراتيك، تنها سخنورى صرف نيست، ساختن آن ممكن است.

منبع: روزنامه ال پريوديكو
چاپ اسپانيا


|   شناسنامه   |   آرشيو   |