شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۵ - ۲۱ محرم ۱۴۲۸
Sat, Feb 10, 2007
مهرگان
۳۵۶۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱(ياد صبح)
ويژه ۲(ياد صبح)
ويژه ۳(ياد صبح)
ويژه ۴(ياد صبح)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
گردشگرى
مهرگان
ماجرا
درباره سيد حميد مولانا
ا رتباطى نوين!
سيد حميد مولانا
ـ متولد ۶ اسفند۱۳۱۵تبريز
ـ آغاز تحصيل در تبريز
ـ عزيمت به تهران و ادامه تحصيلات در اين شهر
ـ ورود به دبيرستان مروى تهران
ـ آغاز فعاليت هاى مطبوعاتى در روزنامه «دانش آموزان»
ـ ورود به دانشگاه تهران و تحصيل در رشته اقتصاد
ـ سردبير نشريه «كيهان فرهنگى» در ۱۳۳۴
ـ مسئول صفحه اقتصادى روزنامه كيهان۱۳۳۵
ـ دريافت بورس تحصيلى از دانشگاه «نورت وسترن» شيكاگو در سال ۱۳۳۷
ـ دريافت مدرك ليسانس و فوق ليسانس در رشته روزنامه نگارى با گرايش هاى اقتصاد و سياست از دانشكده روزنامه نگارى نورت وسترن موسوم به مديل
ـ دريافت دكترا در رشته هاى علوم سياسى و بين المللى و اقتصاد و ارتباطات
ـ اخذ بالاترين مقام آكادميك(پروفسورى)از دانشگاه نورت وسترن
ـ بازگشت به ايران در آذرماه ۱۳۴۲
ـ دعوت به سردبيرى روزنامه كيهان
ـ استعفا از روزنامه در اعتراض به بازداشت و تبعيد امام خمينى(ره)
ـ بازگشت به آمريكا و آغاز تدريس در دانشگاه هاى علوم ارتباطات ايالات متحده
276756.jpg
ـ عضو هيأت علمى دانشگاه امريكن واشنگتن
ـ تدريس در سمت استادى دانشگاه هاى آمريكا به مدت ۴۰ سال
ـ حضور در بسيارى از دانشگاه هاى مهم دنيا به عنوان استاد ميهمان
ـ تأسيس رشته ارتباطات بين الملل و بخش مطالعات عالى ارتباطات جهانى در دانشگاه امريكن
ـ رئيس دانشكده روابط بين الملل
ـ رئيس كنگره بين المللى ارتباطات نوين آمريكا
ـ نگارش مقالات بسيار در حوزه ارتباطات نوين ،رسانه و مطبوعات در نشريات معتبر جهانى
ـ تأليف كتب بسيار مرجع در حوزه مطالعات عالى ارتباطات جهانى و ارتباطات نوين
ـ ترجمه چند اثر به فارسى از جمله:
«ارتباطات جهانى در حال گذر: پايان چند گونگى»، انتشارات سروش ۱۳۸۵ و  «الگوى مطبوعات و رسانه هاى اجتماعى»، انتشارات پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامى ۱۳۸۲
«ارتباطات الهى، انسانى، اجتماعى، ميان فرهنگى و ابزارى در طول تاريخ اسلام پايه اساسى توسعه و پيشرفت اين آيين مقدس و مكتب دينى و سياسى بوده است. امروز در جوامع اسلامى اختلاف بين سنت و نوسازى و نوگرايى به معنى حقيقى آن نيست بلكه اختلاف بين مردم سالارى بومى و اسلامى از يك طرف و دموكراسى غربى از طرف ديگر است. تمدن و فرهنگ اسلامى در تاريخ بشريت در ۳ محور پيشگام بود. نخست اسلام در ارتباطات و فرهنگ گفتارى يا شفاهى ميان افراد و گروهى بود كه در آن اطلاعات درهمه رديف در يك نسل و بين نسل ها جريان پيدا كرد. دوم، توليد و توزيع بى سابقه كتاب ها و جزوات بود كه عالى ترين درجه يك عصر طلايى از علم، ادبيات، هنر، عرفان، فلسفه و به طور كلى دانش عقلى و نقلى را به وجود آورد. سوم اين كه تمدن اسلامى نخستين تمدنى بود كه ارتباطات گفتارى و مكتوبى را در يك قالب واحد به بشريت ارائه كرد. قرآن كريم، حديث و سنت، نمونه هاى عالى اين تلفيق و توسعه ارتباطى و رسانه اى و نشانه هاى بزرگ ترين ارتباطات ميان فرهنگى در تاريخ هستند. در طول تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامى ۵ اصل مهم جريان اطلاعات و ارتباطات دنياى اسلام را هدايت و راهنمايى كرد و تا ۴۰۰ سال پيش، كم و بيش نظام هاى ارتباطى و فرهنگى كشورهاى اسلامى از طريق اين اصول پايه گذارى شده بود :
توحيد: به عنوان يك تئورى وحدت گراى اطلاعاتى و ارتباطى
امت: به عنوان مفهوم يك سيستم اخلاقى
امر به معروف و نهى از منكر: به صورت يك دكترين و منشور  مسئوليت فردى و اجتماعى
امانت: به عنوان يك اعتماد خدادادى در تشخيص مرزهاى حاكميت فردى و اجتماعى . . .»
اين جملات را پروفسور حميد مولانا مى گويد؛در جلسه گشايش كنفرانس بين المللى رسانه ها و اسلام و فرهنگ در دانشگاه « ادينبورگ» اسكاتلند بخوبى بخشى از دغدغه هايش در حوزه مفهوم و گستره مبانى ارتباطات را به نمايش مى گذارد. حميد مولانا با اين مجموعه از نگرش هاى بنيادگرايى، حوزه ارتباطات را به معرفت دينى پيوند داده و به واسطه همين تئورى و پيوند،در بسيارى از مراكز آكادميك و رسانه اى كشورهاى اسلامى نيز چهره  اى شناخته شده است. اما اين خصوصيت تنها بخشى از مؤلفه هايى است كه مولانا را به واسطه آنها مى شناسند. حميد مولانا در رشته ارتباطات تنها ايرانى با بالاترين درجه آكادميك اين رشته است وسال هاست دررسانه ها و اخبار حوزه ارتباطات ،او را با پيشوند و پسوند پروفسور معرفى مى كنند. حميد مولانا اين اعتبار آكادميك را در عمل نيز به دست آورده و نظر جمعى، تأييد قابليت ها و ديدگاه هاى نوين او در رشته ارتباطات بوده است. نمونه اين به رسميت شناسى و تأييد جمعى را از مجموعه بزرگداشت ها و مراسم  تقدير و پاسداشت او مى توان ديد و دريافت كرد. از آن جمله است بزرگداشت او در دانشگاه آمريكن. در كنفرانسى كه به مناسبت بزرگداشت علمى پروفسور حميد مولانا در دانشگاه آمريكن در واشنگتن تشكيل شد، آثار نيم قرن اين دانشمند ايرانى مورد نقد و بحث قرار گرفت و از خدمات فرهنگى و آكادميك وى در سطح جهانى تجليل به عمل آمد. شركت كنندگان اين كنفرانس از استادان علوم روابط بين الملل و ارتباطات و بسيارى از شاگردان سابق و دانشجويان پروفسور مولانا بودند كه اكنون در مراكز مهم علمى جهان از جمله دانشگاه ها ومراكز تحقيقاتى آمريكا تدريس و پژوهش مى كنند و مشاغل مهم ملى و بين المللى را در كشور خويش به دست آورده اند. مقاله ها و سخنرانى هاى ارائه شده در اين كنفرانس بر محور آثار و افكار و انديشه هاى حميدمولانا و درباره خدمات آموزشى و پژوهشى او در آمريكا و ديگر نقاط دنيا بود.
پروفسور «لويز گودمن»، رئيس دانشكده خدمات بين المللى دانشگاه آمريكن در معرفى حميد مولانا دراين كنفرانس سخن مى گفت از آن جمله اين كه: « فهرست آثار و انتشارات اين دانشمند ايرانى و دنياى اسلامى در واقع يك جلد كتاب مى شود و او يكى از پربارترين استادان دانشگاه هاى آمريكا ست. پروفسور «ژوزف پلتون»، رئيس انستيتوى مطالعات و تحقيقات عالى ارتباطات فضايى آمريكا و استاد دانشگاه هاى كالرادو و جرج واشنگتن و يكى از همكاران قديمى حميد مولانانيز در مقاله و سخنرانى كه به اين كنفرانس ارائه كرد، رهبرى علمى مولانا را در بسيج دانشمندان رشته هاى روابط بين الملل و ارتباطات مورد تحسين و قدردانى قرار داد و از تأثير آثار تئوريك و نظرى او در پيش بينى وضع كنونى ارتباطات جهانى و روابط بين الملل بويژه در حوزه فناورى ها و ماهواره ها سخن گفت.
پروفسور «كريستين چين» استاد روابط بين الملل در دانشگاه امريكن و يكى از دانشجويان سابق مولانا هم از تأثير ديدگاه فلسفى و اسلامى مولانا در معرفت شناختى رشته هاى سياسى و اقتصادى وارتباطات دنياى غرب صحبت كرد: «بيش از ۱۵۰دانشمند در رشته هاى روابط بين الملل و ارتباطات در دنيا دوره دكتراى خود را زير نظر و راهنمايى پروفسور مولانا تمام كرده و هزاران دانشجو از گوشه وكنار دنيا در مقطع كارشناسى و كارشناسى ارشد از دروس او بهره مند شده اند. پروفسور مولانا درتأسيس و توسعه برنامه هاى ارتباطات جهانى بسيارى از دانشگاه هاى جهان سهيم بوده و بسيارى از كشورها از جمله چين، استراليا، انگلستان، اسپانيا، هند، مصر و مالزى از الگويى كه او ۳۷ سال قبل در دانشگاه امريكن پايه گذارى كرد، اقتباس كرده اند. » يكى ديگر از شركت كنندگان در اين كنفرانس، پروفسور «گرترودرابينسون» از دانشگاه مك گيل كانادا و عضو سابق هيأت مديره انجمن بين المللى پژوهش در علوم ارتباطات و رسانه ها در مورد جايگاه علمى حميد مولانا گفت: «رياست پروفسور مولانا به مدت چهار سال در رأس انجمن بين المللى پژوهش در علوم ارتباطات و رسانه ها كه بيش از ۲ هزار عضو حقوقى و سازمانى در سراسر جهان دارد، اصلاحات و دگرگونى هاى اساسى را در اين رشته همراه داشت و در واقع يك جنبش جديد فكرى و پژوهشى و آموزشى به وجود آورد كه آثار آن امروز بخوبى درك مى شود. او از مولانا در رديف ديگر دانشمندان برجسته علوم اجتماعى و انسانى آمريكاى شمالى ياد كرد.
مولانا، استاد روابط بين الملل، يكى از بنيانگذاران و پيشكسوتان رشته هاى ارتباطات و روابط بين الملل در سطح جهانى است. او ۴۰ سال است كه در عنوان استادى در دانشگاه هاى آمريكا تدريس كرده و در بسيارى از دانشگاه هاى مهم دنيا به عنوان استاد ميهمان حضور داشته است. حميد مولانا ۳۷ سال پيش رشته ارتباطات بين الملل و بخش مطالعات عالى ارتباطات جهانى را - كه يكى از قديمى ترين برنامه درسى ارتباطات در دانشگاه امريكن است- در واشنگتن تأسيس كرده و در طول اين مدت، رياست آن را به عهده داشته است. و اما حميد مولانا اين راه طولانى دستيابى به چنين اجماعى را چگونه پيموده است؟
سيد حميد مولانا در ۶ اسفند۱۳۱۵ شمسى در خانواده اى روحانى در تبريز متولد شد. خاندان مولانا خاندانى معروف در فقاهت ومجاهدت شناخته شده اند وحميد مولانا نيز نگره دينى اش را وامدار خانواده است. وى مؤثرترين فرد در شكل گيرى اين نگره را نيز پدربزرگش مى داند: «اول و بالاتر از همه پدر بزرگ من آيت الله العظمى سيد محمد مولانا»؛ «من درس اوليه جامعه و دولت وشكاف ميان اين دو در ممالك اسلامى را از او آموختم».
او از دوران كودكى حمله متفقين را به عنوان يك خاطره فراموش نشدنى به خاطر دارد:«غم انگيزترين روزهاى من در تبريز حمله متفقين در جنگ جهانى دوم به ايران و اشغال تبريز از سوى قواى شوروى بود» پدر سيد حميد نيز در اين دوران به طور موقت بازداشت مى شود و با اين اتفاق خانواده تصميم به مهاجرت به تهران مى گيرد:«كلاس اول تا سوم ابتدايى را در دبستان سعدى در تبريز،كلاس چهارم را در دبيرستان رضوى تهران و پنجم ابتدايى تا هشتم متوسطه را در دبستان و دبيرستان تعليمات اسلامى جعفرى در تهران خواندم. با گرفتن مدرك سيكل رشته طبيعى آن زمان را انتخاب كردم و وارد دبيرستان مروى تهران شدم. » آغاز فعاليت هاى مطبوعاتى حميد مولانا كاردر نشريه «دانش آموزان» بوده است كه براى محصلان دبيرستان هاى آن زمان منتشر مى شد. مولانا پس از پايان تحصيلات متوسطه به دانشگاه تهران راه مى يابد و در رشته اقتصاد مشغول به تحصيل مى شود. در همين ايام است كه از كيهان پيشنهاد سردبيرى نشريه «كيهان فرهنگى» را كه در آن زمان تازه تأسيس شده بود به مولانا مى دهند و او يك سال نيز اين مسئوليت را بر عهده داشته است. بعد از آن به روزنامه  كيهان انتقال مى يابد و مسئول صفحه اقتصادى آن روزنامه مى شود. در اين دوران و به ناگهان حميد مولانا پدر و مادر خود را در يك حادثه رانندگى از دست مى دهد . مصادف با اين حادثه تلخ در سال ۱۳۳۷و ۶ ماه بعد از فوت والدين،سيد حميد توانست از دانشگاه «نورت وسترن» شيكاگو كه يكى از دانشگاه هاى برجسته آمريكاست، بورس تحصيلى دريافت كند: «من در ۲۰سالگى روانه آمريكا و اروپا شدم. انگيزه من ازسفر به آمريكا،كسب دانش به حداكثرواستفاده از منابع علمى و دانشگاهى و آشنايى بيش تر با اين قاره و جامعه آمريكا بود». حميد مولانا مدرك ليسانس و فوق ليسانس را در رشته روزنامه نگارى و با گرايش هاى اقتصاد و سياست از دانشكده مشهور روزنامه نگارى نورت وسترن موسوم به مديل دريافت كرد و با اين كه امكان تحصيل دكترا در«برنامه مطالعات
276837.jpg
خاورميانه»دانشگاه هاروارد برايش فراهم شد، به خواست استادانش در نورت وسترن با اعطاى بورس بهترى، دكتراى خود را در رشته هاى علوم سياسى و بين المللى و اقتصاد و ارتباطات از اين دانشگاه دريافت كرد: «اين يكى از بزرگ ترين تصميمات من و مؤثرترين عامل تدريس و تحقيق من در رشته «روابط بين المللى و ارتباطات جهانى» بود». مولانا پس از پايان تحصيلات و با اخذ بالاترين مقام آكادميك(پروفسورى)از دانشگاه نورت وسترن در آذرماه ۱۳۴۲ به ايران آمد : «من با آنكه از كودكى و به مقتضيات محيط و شرايط ملى و بين المللى روز، هميشه كنجكاو بودم كه هم غرب و هم شرق را درك كرده و بفهمم ولى نه هيچ وقت آرزوى اقامت دايمى در غرب و آمريكا را داشتم و نه مايل بودم در غرب شغلى پيدا كرده وحتى تدريس كنم». اين انگيزه بازگشت بود، اما جو حاكم در ايام آن زمان نيز به مزاج مولاناى جوان سازگار نمى آمد. او به محض بازگشت پيشنهاد سردبيرى روزنامه كيهان را پذيرفت، اما در مدت كوتاهى در اعتراض به بازداشت و تبعيد امام خمينى(ره)،از سردبيرى كيهان استعفا كرد و به آمريكا بازگشت: «چون اختناق در ايران در آن زمان به حد اعلاى خود رسيده بود و من در مدت چند هفته اى كه در ايران براى عنوان سردبيرى كيهان دعوت شده بودم چندين بار براى بازجويى به ساواك خوانده شده و تحت فشار دستگاه و نظام بودم،پس از سه ماه و نيم سكوت در ايران،به عنوان اعتراض براى بازداشت امام خمينى(ره) و خفقان موجود در مملكت استعفا داده و خاك ايران را براى هميشه ترك كردم و اين آغاز تدريس و استادى من در آمريكا بود». او براى هميشه به آمريكا سفر كرد و به كار تدريس و تحقيق مشغول شد. در اين دوران رشته ارتباطات بين الملل و بخش مطالعات عالى ارتباطات جهانى در دانشگاه امريكن را تأسيس كرد و خود رياست آن را بر عهده گرفت. او۴۰ سال است به عنوان استادى دانشگاه امريكن واشنگتن به كار تدريس و تحقيق مشغول است، ضمن آن كه رئيس دانشكده روابط بين الملل بوده ،مسئوليت هاى ديگرى از جمله رياست كنگره بين المللى ارتباطات نوين آمريكا را نيز بر عهده داشته است. مولانا اكنون نيز عضو هيأت علمى دانشگاه امريكن واشنگتن است. در اين سال ها البته اوارتباطات خود را با فضاى داخلى ايران قطع نكرده و بويژه بعد از انقلاب اسلامى،حضور پررنگ ترى در ايران داشته و در بسيارى از كنفرانس هاى داخلى مرتبط با حوزه كارى اش يعنى ارتباطات، حضور فعال داشته است. گرچه اودرباره واژه ارتباطات نيز ديدگاه جالبى دارد. او معتقد است ترجمه فارسى اين واژه به صورت «ارتباط» يا «ارتباطات» معنى اصلى و مفهوم كلى آن را در زبان مقصد در برندارد، زيرا مفهوم ريشه لاتينى اين واژه دربردارنده نقاط اشتراك دو نفر يا دو شىء است، حال آن كه مفهوم واژه «ارتباط» در فارسى حاوى اين بعد اشتراكى نيست. مولانا درباره نگاه پيوند خورده اش در علم ارتباطات با مبناى معرفت دينى داراى تئورى هاى بسيار تأمل برانگيز است. «در يك قرن اخير دانش ارتباطات و اطلاعات در غرب در چند مسير اصلى شكل گرفته است كه جريان و روند آنها را مى توان به اين ترتيب طبقه بندى و خلاصه كرد: روش رياضى و سايبرنتيك، روش سياسى و جامعه شناسى، روش مردم شناسى و زبان شناسى، روش  روانشناسى و فردى، روش اقتصاد سياسى، روش حقوقى، روش ادبيات و فرهنگ، روش فلسفه و پديده شناسى، روش بيولوژيك و ژنتيك و روش روزنامه  نگارى و. . . نمونه اين گونه روش ها را مى توان در آثار افرادى مانند كلاد شنون، وارن ديور، نوربرت وينر، هارولد لاسول، رابرت پارك، كارل هاولند، ادوارد هال، نوام چامسكى، هارولد اينس، مارشال مگ لوهان، ژان فرانسوا ليوتارد، ژاك الول، يورگان هابرماس، والتر ليپمن و ديگران مشاهده كرد. روش جامعه شناسى ارتباطات با نظريه هاى ماكس وبر، جامعه شناس آلمانى در مورد اخلاق و روحيات مسيحيت پروتستان و تأثير آن در توسعه نظام سرمايه دارى و تجددگرايى (مدرنيته) آغشته شد و نظريه هاى متداول امروزى ارتباطات و توسعه و غيره را به وجود آورد. بسيارى از روش هاى ارتباطات در تقويت ملى گرايى (ناسيوناليسم) و سوداگرايى و مصرف گرايى و دنياگرايى رواج پيدا كرد. آنچه مى تواند اين خطوط عمودى روش ها را به صورت موازى در آورد و به هم وصل كند و خطوط موازى ارتباطات را از طريق دواير مختلف ريشه بندى كرده و وحدت بخشد، مفهوم و عامل جهان بينى است. عامل جهان بينى در روش هاى متداول ارتباطات غرب نيمه پنهان است. دين به معناى راه زندگى، به معناى وحدت خالق و مخلوق و طبيعت، به معناى معنويات - ماديات همان جهان بينى است كه ما در اسلام داريم. در اسلام، علم و هنر دو طرف يك سكه هستند - سكه ارتباطات. ارتباطات از ديدگاه دين، هنر، شعر، معمارى، نقاشى، نويسندگى، عرفان و فلسفه كاملاً با ديدگاه امروزى ارتباطات و علم آن در غرب فرق مى كند. ديدگاه ارتباطات از جنبه قرآن كريم، مثنوى مولانا، آثار غزالى، ابن سينا، رازى، فارابى و . . . نظريه هاى متداول امروزى ارتباطات را در غرب در اقليت و انزوا قرار مى دهد، زيرا تمدن ادامه توسعه و تكامل ابزار  آلات و جوانب فيزيكى انسان است در حالى كه فرهنگ و ارتباطات با سؤالات معنوى و غيرمادى بشر سروكار دارد. پيش تر رشته ارتباطات به اهميت فرهنگ به عنوان يك مفهوم اجتماعى پى برد، اما پژوهشگران و محققان ارتباطات در حال حاضر اغلب از يك منظر معرفت شناسانه قوم مدار، به فرهنگ و دين مى نگرند. با اين وضع تفاهم بين فرهنگى حاصل نخواهد شد، مگر اين كه رويكردهاى نظرى به اين رشته، اهميت مكاتب فكرى ديگر را به رسميت بشناسد. بنابراين نياز به شناخت فرهنگ و دين، در سطوح موضوعى، ماهوى و همين طور معرفت شناختى وجود دارد».


|   شناسنامه   |   آرشيو   |