شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۵ - ۲۱ محرم ۱۴۲۸
Sat, Feb 10, 2007
ويژه ۱(ياد صبح)
۳۵۶۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱(ياد صبح)
ويژه ۲(ياد صبح)
ويژه ۳(ياد صبح)
ويژه ۴(ياد صبح)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
گردشگرى
مهرگان
ماجرا
انقلاب اسلامى به روايت شهيد آوينى
رستاخيز جان
276825.jpg
سيد شهيدان اهل قلم و تفكر، شهيد آوينى، انقلاب اسلامى را در چارچوب مثلثى كه اضلاع آن را شخصيت امام خمينى (ره)، دفاع مقدس و وضع كنونى عالم و آخرالزمان تشكيل مى دهد، به تحليل حكمى و مبنايى انقلاب اسلامى ايران مى پردازد. انقلابى همچون انقلاب ما، انقلاب در ارزشهاست. اگرچه ارزش نيز از آن الفاظى است كه به تبع غربزدگى ما و از طريق ترجمه كتاب هاى فلسفى غرب به زبان ما راه يافته است. در چنين انقلابى كه با اتكا به نظام فكرى مستقلى وقوع يافته است، بايد متوقع بود آن فكر مستقل در صورت يك نظام ارزشى تازه ظهور يابد و جايگزين نظام ارزشى گذشته شود. بنابراين اصل نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى در واقع صورت تبلور يافته همان تفكرى است كه انقلاب ما بر آن متكى است.
مهمترين شناسنده انقلاب اسلامى براى آوينى، استقلال ارزشى و مبنايى اين انقلاب از تحولات عالم موجود است.
هيچ تفكرى جز اسلام ناب محمدى (ص) نمى تواند به معناى كامل كلمه مستقل و غير وابسته باشد، انقلاب هايى كه در دوره جديد وقوع يافته اند، اگرچه گاه از نوعى ناسيوناليسم رنگ پذيرفته از دين منشأ گرفته اند، اما اينچنين نيست كه بتوان آنها را به طور مطلق «انقلاب دينى» يا «انقلاب اسلامى» دانست.
براى فهم بيشتر اين استقلال ارزشى، شهيد آوينى به دو انقلاب بزرگ عصر جديد كه ظاهراً در مقابل نظم موجود برپا شدند، اشاره مى كند و مى نويسد؛ «تاريخ جهان در اين عصر جديد دو انقلاب بزرگ را در مقابل امپرياليسم تجربه كرده است. يكى در چين و ديگرى در شوروى، اما تأمل در سرنوشت اين انقلابها مى تواند عبرتى عظيم باشد. هيچيك از اين دو انقلاب نتوانست اصالت و استقلال خويش را در برابر آمريكا كه مظهر آن تفكر واحد جهانى و شيطان بزرگ است، حفظ كنند.
شهيد آوينى اين استقلال ارزشى را در سه حوزه مصداقى «نظام اقتصادى و توسعه»، «نظام سياسى و دموكراسى» و «نظام تكنولوژيك و ابزار» بررسى مى كند و بيشترين بخش آثار مكتوب خود را صرف بيان اين دغدغه و درد مى كند كه انقلاب اسلامى ماهيتى مستقل از نظام سياسى، اقتصادى و تكنولوژيك غرب مدرن دارد. انقلاب اسلامى، «رستاخيز تاريخى انسان» است، بعد از قرنها «هبوط». انقلاب اسلامى يك «توبه تاريخى» است و بنابراين غايات آن هرگز اقتصادى، اجتماعى و سياسى نيست. انقلاب اسلامى يك انقلاب فرهنگى است، در جهانى كه به صورت يك دهكده جهانى و يا يك فرهنگ واحد درآمده است. فرهنگ غرب يعنى فرهنگ غربت انسان از حقيقت. اساساً به خاطر داشتن همين ماهيت فرهنگى است كه شهيد آوينى با جديت، بحث استقلال و انفكاك ارزشى انقلاب اسلامى از عالم موجود را مطرح مى كند. با اين فرض به سراغ اضلاع تفكر انقلاب اسلامى در انديشه آوينى مى رويم:
الف - امام خمينى (ره):
آوينى، انقلاب اسلامى را نقطه عطف تاريخ باطنى حيات بشر مى داند و وجود امام خمينى (ره) را حقيقتى جداناپذير و بخش مهمى از اين تاريخ مى شمارد. انسان امروز اگر چه هنوز مبدأ شمارش روزها و سالها را بر هجرت اين رسول و تولد آن ديگرى نهاده است، اما ديگر قدر انبيا را نمى شناسد و تا اين جهل باقى است، قدر حضرت امام (ره) را نيز در نخواهد يافت، چرا كه او نيز از احياگران حيات باطنى انسان و بنيانگذاران خانه حقيقت است و انقلاب اسلامى ام القراى اين عصر است. حضرت امام (ره) بت هاى ظاهر و باطن را شكست و با انقلاب اسلامى، خانه حقيقتى را بنيان نهاد كه كعبه دل هاى ناس است، ام القراست، بيت عتيق است و اسوه قيام ناس كه نه شرقى و نه غربى.
آوينى ضمن پذيرش و الهام از نظريه ولايت كه آن را به شهود فطرى در مى يابد، بزرگترين آموزه امام (ره) را «انتظار در مبارزه» مى داند. «امام (ره) به ما آموخت انتظار در مبارزه است و اين بزرگترين پيام او بود و پس از او اگر باز هم اميدى ما را زنده مى دارد، همين است كه براى ظهور آخرين حجت حق مبارزه كنيم. امام (ره) به ما آموخت عرفان را با مبارزه جمع كنيم و خود، بهترين شاهد بود بر اين مدعا كه عرفان، عين مبارزه است.
ب- دفاع مقدس:
«جنگى با اين وسعت كه بر ما تحميل شد، هرگز اجازه نداد «يوتوپياى توسعه يافتگى» افق آرمانى حركت ما را بپوشاند و اگرچه جنگ تنها يك عامل بيرونى است و نمى تواند در عرض رهبرى حضرت امام (ره) قرار گيرد، اما به هر تقدير، نبايد ضرورت هاى تاريخى را از نظر دور داشت. آوينى دفاع مقدس و مسائل اطراف آن را عامل مهمى براى حفظ خودآگاهى ما نسبت به انقلاب اسلامى ايران مى داند كه جامعه ما را از غفلت و خوابيدن در بستر شيطانى بر حذر مى داشت.» بعد از ارتحال امام (ره) و تمام شدن جنگ، ما اكنون در وضع تاريخى خاصى قرار گرفته ايم كه كاملاً بى سابقه است. اين وضع تاريخى خاص همان برزخ و مرز بحرانى بين انقلاب اسلامى و گرداب شيطان است كه در نقطه تعارض كامل با اين انقلاب است و وارد شدن به آن، پذيرش ارزش ها و باورهاى رويين و زيرين عالم جديد است و به عبارت ديگر محو تمام چيزى است كه با عنوان انقلاب اسلامى از آن ياد مى كنيم.
ج- انقلاب دينى در عصر تاريكى:
شهيد آوينى ضمن تأكيد بر تقابل انقلاب اسلامى ايران با فرهنگ واحد جهانى كه نقطه تكامل تمدن غرب است، وجوه و مختصات اين تقابل را بررسى مى كند. عالم درگير حادثه عظيم تحولى است كه همه چيز را دگرگون خواهد كرد و اين تحول، خلاف اين دو قرن گذشته، نه از درون تكنولوژى كه از عمق روح مجرد انسان برخاسته است. استمرار اين تحول هرگز موكول به آن نيست كه تجربه تشكيل نظام حكومتى اسلام در ايران به توفيق كامل بينجامد. اين امرى است كه به مرزها محدود نمى ماند و اگر رنسانس توجه انسان را از آسمان به زمين بازگرداند، اين تحول بار ديگر بشر را متوجه آسمان خواهد كرد. اين راهى است كه انسان فردا خواهد پيمود و چه بخواهند و چه نخواهند، لاييسم و اومانيسم در تمام صورت هاى آن محكوم به شكست هستند.
شهيد آوينى افول عصر ظلمت غربيه در عالم مدرن و اشتعال نور شرقيه وجود در ايران را در امتداد هم مى بيند. به عبارتى اين انقلاب را در ظرفى به گنجايش همه عالم مى پندارد؛ انقلاب اسلامى ايران نظم بين المللى دهكده جهانى را در هم ريخته است و جهان فرهنگى ديگرى را به جهانيان عرضه داشته كه كاملاً رودرروى فرهنگ رسانه اى جهانى و نظام اخلاقى ملازم با آن ايستاده است. شهيدآوينى شناخت هر چه بهتر انقلاب اسلامى را منوط به شناخت دقيق وضع كنونى عالم مى داند، اوضاعى كه با نام و عبارت «دهكده جهانى» و «نظم نوين بين المللى» از آن ياد مى شود و مهمترين هدف آن درونى كردن و اجرايى كردن ساير ارزش هاى غربى از علم و نظام تكنولوژيك گرفته تا نظام سياسى و اجتماعى، در انفاس و قلوب همه ساكنان كره ارض است و ايستادگى در مقابل آن، مستلزم انقلابى است كه به جنگ مشهورات و باورهاى كاذب جامعه دست ساز امپرياليسم برود.
فرهنگ مشهورات، فرهنگ غرب است و مؤيد همان نظام بين المللى آمريكا مدار و بنابراين تفكرى كه مى تواند نجات بخش بشر باشد، تفكرى است لزوماً خلاف آمد عادات و مشهورات. آوينى رمز اين حقيقت كه انقلاب اسلامى در ايران نايل به اين مقام گشته كه پيام آور عصرى از جنس ديگر باشد را خودآگاهى و تحول انفسى ملت ايران در سايه سار ولايت باطنى و ظاهرى حضرت امام(ره) مى داند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |