گروه حوادث: شكارچى تاريكى كه در برابر مدارس پسرانه به شكار ۱۴ دانش آموز پرداخته و آنان را به خانه شيطانى خود كشانده بود، به اعدام محكوم شد.
اين مرد وقتى روبه روى ۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت، با وجود تأكيد طعمه هايش مبنى بر اين كه شكارچى تاريكى كسى جز مرد در زنجير نيست، خود را بى گناه معرفى كرد.
از شامگاه ۱۵ آذرماه سال ۸۴ وقتى پسر نوجوانى با تأخير دوساعته از مدرسه به خانه برگشت و گريه كنان پرده از يك حادثه مخوف برداشت، زنگ خطر به صدا درآمد تا اين كه مأموران اداره ۵ پليس آگاهى تهران پس از يك سال و درحالى كه با ۷ پرونده مشابه و تكاندهنده روبه رو بودند، شامگاه پنجشنبه ۲۵ آبان ماه سال جارى شكارچى خاموش را به دام انداختند.پليس كه پى برده بود مردى سوار بر موتوسيكلت قرمزرنگ در برابر مدارس پسرانه در محدوده جغرافيايى۳ كلانترى ۱۰۶ نامجو، ۱۰۷ فلسطين و ۱۲۷ نارمك پرسه مى زند، با دستور ويژه قضايى به گشتزنى تخصصى پرداخت و با راهنمايى هاى آخرين قربانى نقشه شيطانى توانست مرد جانى را حوالى دبيرستان پسرانه در ميدان تسليحات نزديك نارمك به دام اندازد.
|
|
|
مرد ۳۵ ساله كه قاسم نام دارد، وقتى بازداشت شد، با ادعاهاى عجيب خود را بى گناه معرفى كرد و اين درحالى بود كه بررسى رنگ لباس ها، كلاه پشمى و حتى كش هندل موتوسيكلت و خرابى جك آن با باك قرمزرنگ فرورفته نشان مى داد وى همان شكارچى تاريكى است.با توجه به نوع جرم كه در آن مرد جانى با معرفى خود به عنوان مأمور و بازرس آموزش و پرورش به فريب پسران دانش آموز در مسير مدرسه دست مى زد، بازپرس جنايى دستور چاپ تصوير وى را در روزنامه ها صادر كرد و اين ابتكار قضايى باعث شد ۷ پسر ديگر كه از قربانيان نقشه سياه مرد جانى بودند، وى را شناسايى كرده و به پليس آگاهى رفتند.پس از اين اقدام ، شكارچى تاريكى در برابر ادعاهاى ۱۴ دانش آموز پسر چاره اى جز اعتراف نديد.
< در دادگاه
پرونده جنايات سياه شكارچى تاريكى با توجه به نوع مجازات در صلاحيت دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت و قاضى عزيز محمدى - رئيس شعبه ۷۱ - به همراه ۴ قاضى مستشار - سالارى، رحيمى، عبداللهى و باقرى - مأموريت يافتند پس از انجام تحقيقات، مرد جانى را تحت محاكمه فوق العاده قرار دهند.بدين ترتيب، ساعت ۱۰ صبح ديروز،پس از اين كه به خاطر عدم هماهنگى بين مستشاران جلسه دادگاه با تأخير آغاز به كار كرد، ۹ تن از دانش آموزان در جايگاه ايستادند و با نشان دادن جانى در زنجير، جزئيات تكاندهنده سرگذشت سياه خود در خانه شيطان را بيان كردند.وقتى رئيس دادگاه، رسميت محاكمه را اعلام كرد، در ابتداى جلسه، پسر ۱۲ ساله اى كه نخستين قربانى شناخته شده متهم است، در جايگاه ايستاد و درحالى كه به مرد در زنجير اشاره مى كرد، گفت: «مطمئن هستم همين مرد بود كه من را ربود و به خانه اش برد.»وى افزود: «آذرماه سال گذشته وقتى از مدرسه درآمدم، مى خواستم به خانه مادربزرگم بروم كه اين مرد - اشاره به متهم - با موتوسيكلت ايستاد و صدايم كرد.وقتى از من كارت شناسايى دانش آموزى خواست، چون نزدم نبود، خواست همراهش به پايگاه رفته و تعهد بدهم. اجازه گرفتم تا به به پدر و مادرم اطلاع بدهم كه با آرنج به سرم زد، ترسيده بودم كه سوار موتوسيكلتش شدم.پس از چرخيدن در خيابان ها در برابر فروشگاهى ايستاد، خواست پاهايم را روى زمين بگذارم تا موتوسيكلت نيفتد، خودش نيز پياده شد و به داخل بقالى رفت، وقتى برگشت، باز در خيابان ها چرخيد تا اين كه در كوچه خلوتى موتوسيكلت را نگه داشت و گفت با زدن چسب زخم به چشمهايم من را به پايگاه مخفى بايد ببرد.به اندازه اى ترسيده بودم كه هيچ مقاومتى نكردم. وقتى چشهايم را بست، خواست سرم را روى شانه هايش بگذارم و دستانم را روى پاهايش قرار دهم تا اين كه در برابر ساختمانى ايستاد. در را خودش باز كرد، همه جا ساكت بود، سراشيبى پاركينگ را پشت سر گذاشت، بعد خواست نرده ها را گرفته و از پله ها بالا بروم، من نيز از ترس دستوراتش را انجام دادم تا اين كه در طبق دوم يا سوم داخل اتاقى شديم و...»
اين پسر نوجوان با بغض ادامه داد: «من ابتدا در گوشه اى ايستادم، اين مرد انگشتم را گرفت و با زدن به چيزى كه شبيه استامپ بود، آن را زير برگه اى زد و گفت تعهد را گرفته ام، بعد حرف هاى عجيبى زد. هرچه اصرار و التماس كردم، نپذيرفت. نمى دانستم چه كنم، چاره اى جز تسليم شدن به نيت شيطانى او نداشتم، وقتى از خانه اش خارج شديم، من را در نزديكى خانه مان رها كرد و خواست پشت به او ۱۰ قدم رفته و بعد چسب زخم ها را بردارم. وقتى اين كار را كردم و به سمت او برگشتم، ديدم از وى خبرى نيست.»
پس از اين كه اين پسر نوجوان به همراه ۷ دانش آموز ديگر حاضر در دادگاه ادعاهاى مشابهى را مطرح كردند كه همگى نشان مى داد شكارچى تاريكى با شگردهاى خاص خود به فريب آنان دست زده تا به نيت شيطانى خود برسد پسر ۱۷ ساله اى پشت تريبون ايستاد و گفت : «وقتى از خانه شيطان خارج شدم و طرح شكايت كردم تا روزى كه اين مرد بازداشت شد بارها مظنونان ديگرى را در اداره پليس ديدم اما هيچ كدام شباهتى به اين مرد نداشتند. » مردى كه خانه اش در همسايگى خانه شيطان است نيز شاهدى در جلسه دادگاه بود، او وقتى در برابر هيأت قضايى قرار گرفت، گفت: «خانه ام چسبيده به ساختمانى است كه «قاسم» آنجا را ساخته است، يعنى پنجره ام به پنجره او مشرف است. ساعت ۱۲ شب بود كه داد و فريادهايى شنيدم. صداى پسرى جوان بود كه مرتب كمك كمك مى گفت. با نگرانى از پنجره «قاسم» را صدا زدم كه جوابى نيامد. فريادهاى پسر جوان نيز قطع شد. وقتى جلوى ساختمان نيمه ساز اين مرد رفتم چند تن از همسايگان ديگر نيز بودند. پليس ۱۱۰ را خبر كرديم و دو مأمور از كلانترى ۱۰۶ نامجو آمدند. همه جا تاريك بود با چراغ قوه داخل خانه نور انداختند، خبرى نشد، وقتى مأموران رفتند من هنوز در كوچه بودم كه در باز شد و پسرى موطلايى از آنجا خارج شده، با سرعت گريخت.دقايقى بعد، قاسم را ديدم كه با موتوسيكلت بيرون آمد. وقتى پرسيدم چه شده است؟! او گفت دزد بود و فراركرد و بعدها فهميدم آن شب او در حال چه گناه نابخشوده اى بود.» شكارچى تاريكى هنوز پشت تريبون دفاع نايستاده بود كه پدران و مادران قربانيانش يك صدا خواستار اشد مجازات اعدام درملأعام شدند و با ناراحتى وى را يك شيطان خواندند.قاسم با درخواست قاضى عزيزمحمدى در جايگاه قرار گرفت: «من بى گناهم، ۳۵ سال عمر كرده ام، ۷ بار خواستگارى رفته ام و پس از اين كه به خاطر مهريه بالا نتوانستم ازدواج كنم خانه اى را با شراكت ديگر اعضاى خانواده ام ساختم و قرار بود به زودى ازدواج كنم كه در اين مصيبت گرفتار شده ام.» وى در حالى كه مى خواست اشك ريختن را به نمايش بگذارد، گفت: «خيلى از اين پسرها من را شناسايى نكرده اند و چون شنيده اند كسى با اين اتهام بازداشت شده است، به دروغ ادعا دارند آن مرد من بوده ام. من آبرومندانه زندگى كرده ام و نمى دانم به چه گناهى بايد مجازات شوم.»
شكارچى تاريكى كه با سوگندهاى واهى سعى داشت همه باور كنند جز او هيچ كس راست نمى گويد، گفت: «من هيچ كدام از اين پسرها را پيش از اين كه بازداشت شوم نديده ام و از حرف هايى كه مى گويند، بى اطلاعم.»بنا به گزارش خبرنگار ما؛ پس از دفاعيات و كلاى متهم كه اعترافات وى در مراحل ابتدايى تشكيل پرونده را فاقد وجاهت قانونى دانستند، پليس يك كلاه پشمى متعلق به شكارچى تاريكى را به هيأت قضايى ارائه داد كه همه دانش آموزان پسر با ديدن آن اعلام كردند پيش از دستگيرى متهم هم گفته بودند كه وى كلاه پشمى داشته است.
هيأت قضايى پس از شور قضايى، متهم را گناهكار شناخت و وى را به يك بار اعدام محكوم كرد.