|
|
|
|
|
|
|
|
عميق تر شادى كنيد
منصوره قناديان شادى چيست؟ سؤال ساده اى است كه به نظر مى رسد همه ما پاسخ آن را مى دانيم، ولى برخلاف ظاهر ساده اى كه دارد، ابعاد آن وسيع، پيچيده و حتى مبهم است. شادى اغلب به معنى خوشبخت بودن، خوش اقبالى، راضى بودن و داشتن حس خوشايند به كار مى رود. مطالعات روانشناسى نشان مى دهد، شادى يك حالت روانى است كه پس از برآورده شدن اميال انسانى ايجاد مى شود و شامل سه جزء است: فراوانى و ميزان عاطفه مثبت، ميانگين رضايتمندى در يك دوره و فقدان احساسات منفى مانند افسردگى و اضطراب. در جامعه شناسى اوقات فراغت، مبحث جامعه شناسى شادى به بررسى تأثير روابط اجتماع بر شادى و ارتباط متقابل شادى در روابط اجتماعى طبقات و گروه هاى سنى مختلف مى پردازد. در گذشته شادى ها بيشتر طبقاتى بوده است. البته با تغييراتى كه در جوامع جديد صورت گرفته، افراد براساس جنسيت، طبقه، مكان جغرافيايى و مانند آن، شادى نمى كنند. از بعد سياستگذارى اجتماعى، نوع شادى مسأله بسيار مهمى است كه با وجود اين كه تاكنون مطالعات زيادى در خارج از كشور درباره اين مسأله صورت گرفته، در داخل كشور مورد توجه چندانى قرار نگرفته است. متخصصان معتقدند فردى از نظر روانى سالم است كه بتواند از وضع موقعيت اجتماعى خود استفاده كند، از عهده وظايف محوله به خوبى برآيد، از انجام آن احساس رضايت و خرسندى كند و به طور موفقيت آميز خود را با فشارهاى مكرر زندگى روزانه سازگارى دهد. انسان سالم، انسانى است شاد. اين مسأله به لحاظ اثرى كه برسلامت جسم دارد و هم به واسطه اثرات مستقل خود از اهميت زيادترى برخوردار است. انسان سالم، محور توسعه پايدار است و اين درحالى است كه يكى از عارضه هاى قرن حاضر را احساس اندوه و افسردگى در زنان و مردان مى دانند. شادى در افراد با كارآيى بيشتر، اميد، قدرت تفكر بيشتر، موفقيت تحصيلى و كيفيت زندگى همراه بوده است و برعكس افسردگى از قدرت استدلال و كارآيى مى كاهد. شاد بودن، موجب افزايش انرژى روانى، نيروى فيزيكى و انگيزه بيشتر مى شود و حكايت از گونه اى نظم و هماهنگى (هارمونى) در زندگى دارد. گرتهام در مطالعات خود در سال ۲۰۰۱ ارتباط بين شادى، سلامتى و عوامل اقتصادى اجتماعى را در ميان ۵ هزار بزرگسال سوئدى ۱۸ تا ۷۶ سال بررسى كرد. تحقيق وى حاكى از آن است كه شادى با درآمد، سلامتى و آموزش، افزايش مى يابد و با بيكارى، حاشيه نشينى در شهر، مجرد بودن و جنسيت مذكر كاهش مى يابد. همچنين در مطالعه ديگرى (۲۰۰۳) عوامل محيطى مجاور، رفتارها و عاداتى كه بر شادى شخصى تأثير مى گذارند، در گروهى از جوانان آمريكايى بررسى شد. نتايج نشان داد افراد تنها احساس شادى بسيار كمى داشتند و برعكس داشتن يك دوست با بيشترين ميزان شادى همراه بوده است. كلاس اجتماعى و سن افراد با درجات پايين شادى درارتباط بوده است ولى با جنسيت و نژاد در ارتباط نيست. >>> علاوه بر تحقيقاتى كه كارشناسان روانشناسى و جامعه شناسى روى مسأله نشاط مردم ايران انجام داده اند اين نكته حائز اهميت است كه امروزه نوع شادى كردن بين برخى از مردم بسيار سطحى و زودگذر شده است، به گونه اى كه آنها بعد از تمام شدن لحظه هاى شادى، در غم خود فرو مى روند! آنان لذت هايى چون رقص و پايكوبى و گوش دادن به موسيقى هاى غيرسنتى، خيابان گردى هاى بى هدف، رفتن به ميهمانى هاى پرزرق و برق و بيهوده، را شادى مى دانند. بسيارى از كارشناسان معتقدند شادى در سطوح زيرين خود لذتى ماندگار است كه اگر به درستى و با اعتقادى بيشتر انجام شود، شيرين تر مى شود. اسلام شادى و نشاط را براى پيروان، خود مى پسندد و به القاى آن توصيه مى كند و تا جايى كه از اعتدال خارج نشود، جايز مى شمارد و اين شادى از افراط و تفريط هم درامان است.
|
|
|
|
|
دشوارتر از مادر بودن
|
|
|
هدى هاشمى بيش از يك ميليون و ۲۰۰ هزار زن سرپرست خانوار در كشور وجود دارد كه فقط ۲۵ درصد آنان به نوعى از كمك هاى سازمان هاى حمايتى بهره مند مى شوند . اين درحالى است كه كارشناسان مسائل اجتماعى معتقدند بيش از ۸۰ درصد افراد آسيب پذير جامعه از خانواده هاى تك والد هستند. زندانى شدن و مرگ زودهنگام شوهران، متاركه، از كارافتادگى مردان و ترك خانه از سوى آنها از جمله عواملى است كه موجب ايجاد پديده زنان سرپرست خانوار در جامعه شده است. بيشتر زنان سرپرست خانوار زير خط فقراند ماده ۹۵ ، ۹۶و ۹۷ قانون برنامه چهارم توسعه در حالى در تمامى بندهاى خود بر ضرورت توانمندسازى و ايجاد چتر حمايتى براى زنان سرپرست خانوار تأكيد مى كند كه بيشتر اين زنان زير خط فقرند. به گفته «پرويز زارعى» مديركل دفتر امور زنان و خانواده سازمان بهزيستى از مجموع ۱۴۷ هزار زن سرپرست خانوار كه زير پوشش اين سازمان قرار دارند، ۳۶ درصد به علت فوت همسر، ۴۲ درصد به علت از كارافتادگى همسر ، ۷ درصد به علت طلاق يا اعتياد همسر، ۷ درصد به دليل مفقودالاثر بودن همسر و بقيه به دليل ساير عوامل از جمله سربازى، بيمارى موقت، صعب العلاجى همسر به نان آوران خانه تبديل شده اند. با اين همه بسيارى از كارشناسان توجه و حمايت از خانواده هاى زن سرپرست را بسيار ضرورى مى دانند. حال بايد پرسيد دستگاه هاى حمايتى چه برنامه هايى براى توانمندسازى و اشتغال مستمر زنان سرپرست خانوار دارند؟ و حمايت هاى لازم از اين زنان چگونه صورت مى گيرد؟ آمارهاى سازمان بهزيستى مى گويد: ۶۰ هزار خانواده زن سرپرست، در انتظار دريافت خدمات اين سازمان هستند. مسئولان سازمان هم وعده مى دهند در صورت تحقق بودجه در بخش حمايتى، تمام زنان سرپرست خانوار زير پوشش اين سازمان قرار مى گيرند. زارعى درباره زنان سرپرست خانوار مى گويد: معلوم نيست چه تعداد از زنان مطلقه يا زنان نيازمند كه به هر علت ناچار به تأمين معاش خانواده مى شوند در آن حد از نيازمندى باشند كه زير پوشش سازمان هاى حمايتى قرار بگيرند اما در هرحال زنان شاغل نمى توانند زير پوشش امور حمايتى سازمان قرار گيرند. او ميزان پرداخت مستمرى به زنان سرپرست خانوار را ماهانه ۵۰ هزار تومان مى داند و مى گويد: اجراى مفاد قانون تأمين اجتماعى زنان و كودكان بى سرپرست با رويكرد سلامت محورى، توانمندسازى زنان سرپرست خانوار، محروميت زدايى و ايجاد فرصت هاى برابر اجتماعى براى اعضاى خانواده زن سرپرست از مهم ترين اهداف اين سازمان است. به گفته مديركل دفتر امور زنان و خانواده سازمان بهزيستى توانمندسازى زنان سرپرست خانوار، فراهم آوردن زمينه هاى اشتغال و فعاليت هاى مولد و پايدار براى اين خانواده ها با حفظ كرامت انسانى، ايجاد و امنيت اجتماعى و شناسايى مسائل و نيازهاى تحصيلى و آموزشى اين افراد از جمله اقدامات سازمان بهزيستى در سال جارى بوده است. او به گروه هاى هميار زنان سرپرست خانوار اشاره كرده و مى گويد: به منظور اشتغال پايدار زنان سرپرست خانوار، گروه هاى هميار زنان تشكيل شده است كه در اين طرح زنان، سرپرست با استفاده از آموزش هاى كارشناسان مجرب نوعى حرفه را ياد مى گيرند و براساس آن حرفه، مؤسسه اى را ثبت مى كنند. زارعى خاطرنشان كرد: گروه هاى هميار علاوه بر تقويت حس اعتماد به نفس، يك نوع فعاليت اقتصادى را آغاز مى كنند كه براى آنان درآمدزايى دارد. به گفته او بيش از ۵۵۰ گروه هميار در كشور وجود دارد و در سال گذشته بيش از ۷ هزارنفر از اعضاى خانواده هاى زن سرپرست زير پوشش آموزش هاى حرفه اى اين طرح قرار گرفتند. زارعى به مشكلات زنان سرپرست خانوار اشاره مى كند و مى گويد: بيشترين مشكل زنان سرپرست خانوار مشكلات اقتصادى و مالى است. وظايف دشوار براى زنان سرپرست خانوار به گفته كارشناسان، زنان سرپرست خانواربه خاطر وظايف دشوار از قبيل رسيدگى به امور فرزندان، تأمين خوراك و پوشاك آنها، نگرانى از آينده، نداشتن درآمد كافى و ايفاى دو نقش به طور همزمان دچار صدماتى از لحاظ روحى و روانى شده و خيلى زود پير و فرسوده مى شوند. همچنين روانشناسان تأكيد مى كنند بيشتر زنان سرپرست خانوار از نظر سلامت روانى در وضعيت پايين ترى از ديگر زنان قرار دارند. دكتر محمد زاهدى اصل مددكار اجتماعى با اشاره به مشكلات زنان سرپرست خانوار مى گويد: بحث زنان سرپرست خانوار يكى از مباحث جدى در هر جامعه اى است و طبق اصل ۲۱ و ۲۹ قانون اساسى، دولت موظف است نظام مربوط به تأمين اجتماعى را در اختيار اين قشر از زنان قرار دهد. او با اشاره به حمايت هاى دولت درباره زنان سرپرست خانوار مى گويد: دولت از طريق مشاركت مردمى و منابع عمومى مى تواند حمايت هاى جدى و هدفمندى از زنان سرپرست خانوار داشته باشد. صرفاً پرداخت يارانه و مستمرى نقدى و بدون هدف سازمان هاى ذيربط نمى توانند براى زنان سرپرست خانوار مفيد باشد. زاهدى اصل به اشتغال زنان سرپرست خانوار اشاره مى كند و مى گويد: دولت بايد زمينه اشتغال زنان سرپرست خانوار را درحد مطلوب فراهم كند. مشكلات معيشتى زنان سرپرست خانوار يكى از جدى ترين مسائل اين قشر محسوب مى شود. در عين حال تلقى ها و نگرش افراد جامعه نسبت به زنان سرپرست خانوار بسيار منفى است و بايد باور عمومى درباره اين زنان تغيير كند. اگر باور عمومى درباره اين زنان تغيير كند اين خانواده ها راحت تر مى توانند در جامعه حضور پيدا كنند. وى تأكيد مى كند: طبق آمارها بخش قابل توجهى از آسيب هاى اجتماعى را كسانى انجام مى دهند كه سرپرست مناسبى نداشته اند لذا توجه و برنامه ريزى در اين بخش بايد از جمله اقدامات مهم دستگاه هاى اجرايى ذيربط باشد. اشتغال و مسكن دغدغه زنان سرپرست خانوار فاطمه آليا نماينده مردم تهران به مشكلات زنان سرپرست خانوار اشاره مى كند و مى گويد: اشتغال و مسكن مهم ترين دغدغه زنان سرپرست خانوار است. مجلس بحث رسيدگى به امور زنان سرپرست خانوار را به طور جدى دنبال مى كند و خواستاريم تا همه دستگاه هاى ذيربط در امور زنان نسبت به مشكلات زنان سرپرست خانوار تلاش جدى انجام دهند. وى اظهار مى كند: توانمندسازى و اشتغال زنان سرپرست خانوار تنها اشتغال آن ها در مراكز دولتى نيست بلكه مى توان با توانمندسازى اين زنان و اشتغال خانگى كرامت و حرمت زنان سرپرست خانوار را حفظ كرد. وى خاطرنشان مى كند: نهادها و سازمان اجرايى در امور زنان بايد تكيه گاهى همچون ايجاد يك صندوق رفاه براى مسائل معيشتى زنان سرپرست خانوار را در نظر گيرند تا آنها با پشتوانه مالى به زندگى ادامه دهند.
|
|
|
|
|