پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۵ - ۲۶ محرم ۱۴۲۸
Thu, Feb 15, 2007
گزارش
۳۵۷۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
ايران گردى
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
هفته عكس (قاب عكس )
خانواده
نسخه اشتغال
براى پزشكان بيكار
277632.jpg
حميده احمديان راد

از ۲ سال پيش دولت براساس طرحى به نام طرح پزشك خانواده، حقوق پزشكانى كه خارج از شهرهاى بزرگ مشغول به كار مى شوند را تاحدودى بالا برده است.اين طرح با استقبال فارغ التحصيلان رشته پزشكى بويژه دانشجويان بومى هر منطقه مواجه شده است.به اين ترتيب روندى آغاز شده كه فارغ التحصيلان رشته پزشكى روانه شهرهاى كوچك تر و روستاها مى شوند.با اين وجود مشكلاتى وجوددارد كه موجب مى شود پزشكان بعد از چندسال دوباره به شهرهاى بزرگ بويژه تهران بازگردند.
به دنبال افزايش حقوق، پزشكان عمومى تازه فارغ التحصيل شده بيشتر به خروج از مراكز متمايل شده اند.زيرا هم اكنون مردم در شهرهاى بزرگ آنقدر براى مراجعه به پزشكان متخصص تمايل دارند كه ديگر براى بسيارى از پزشكان عمومى بويژه دانشجويان تازه فارغ التحصيل شده كارى باقى نمى ماند.
با اين وجود هنوز بسختى مى توان اين پزشكان را به سكونت و كار دائم در شهرهاى كوچك و روستاها وادار كرد.
امكانات شهرهاى كوچك و روستاها با خواسته هاى پزشكان تناسب ندارد
هرچند طرح دولت براى افزايش حقوق پزشكان در خارج از مراكز نتايج مثبتى به همراه داشته و تمايل پزشكان براى خروج از مراكز افزايش يافته است اما تجربه نشان داده موانعى وجوددارد كه موجب مى شود پزشكان بعد از چندسال دوباره به شهرهاى بزرگ بازگردند.صرفنظر از مراكز پزشكى حتى بيمارستان هاى مجهزى در شهرستان ها وجوددارند كه هنوز كادر پزشكى آنها تكميل نيست.
سيدحبيب الله دشتى دانشجوى دوره تخصص، بزرگ ترين علت را در يك جمله بيان مى كند: «قشر پزشك، فرهنگ مصرف خاص خودش را دارد.اين گروه پول را دركنار امكانات كيفى زندگى مى خواهد.بزرگترين مشكل براى پزشكانى كه روانه شهرهاى كوچك مى شوند اين است كه در نزديكى مراكز پزشكى مدرسه اى با كيفيت آموزش مناسب وجودندارد كه پزشكان فرزندانشان را به آنجا بفرستند.پزشكان حتى اگر از امكانات شهرهاى بزرگ مانند فضاهاى ورزشى و...بگذرند، نمى توانند نگرانى از بابت آموزش فرزندانشان را به راحتى كنار بگذارند. با اين وصف آيا حقوق پزشكان به قدرى افزايش يافته كه اين گونه فاصله ها را پركند؟ ممكن است حقوق ۸۰۰ هزارتومان يا يك ميليون تومان براى يك كارگر در منطقه عسلويه مناسب باشد، اما براى پزشك تنها حقوق بالا كافى نيست. پزشكانى كه به شهرهاى كوچك مى روند انتظار دارند براى فرزندانشان مدارس استثنايى وجودداشته باشد تا از آينده آنها مطمئن باشند، خانه اى  متناسب با شأنشان در اختيارشان قرارگيرد و مثلاً در يك منطقه گرمسير يك ماشين كولردار زيرپايشان باشد.وگرنه واقعيت اين است كه هنوز حتى در شهرستان هاى اطراف تهران نظير كرج هم مى توان پس از چندماه پروانه مطب گرفت و درمدتى متوسط كار خود را جاانداخت و در صورتى كه پزشك كارايى داشته باشد در شهرهاى اطراف تهران هم بيكار نمى ماند.»
به اين ترتيب در صورتى كه امكانات شهرستان ها با آرزوهاى پزشكان تناسبى نداشته باشد، آنها ترجيح مى دهند كه شهر محل كارشان را ترك كنند و بيشتر به خاطر فرزندانشان دوباره به مراكز برگردند.آنها با پولى كه در اين مدت جمع كرده اند براى خودشان در شهرهاى بزرگ مطبى دست و پامى كنند.آنها حتى اين امكان را دارند كه پولشان را در كارهاى ديگر به جريان بيندازند.در شهرهاى بزرگ بويژه تهران حتى اين امكان وجوددارد كه در حرفه اى خارج از حرفه خودشان به كار بپردازند.
به اين ترتيب روزبه روز بيشتر شاهد پزشكانى هستيم كه در حرفه هاى مختلف مشغول به كار شده اند.برخى از پزشكان به خاطر همين امكان اشتغال ترجيح مى دهند حتى چندسال هم از مراكز خارج نشوند.
مهسا شجاعى كه درحال گذراندن دوره انترنى است مى گويد: «طرح افزايش حقوق پزشكانى كه خارج از مركز مشغول به كار مى شوند بسيار خوب است.بويژه دانشجويان شهرستانى از اين بابت خوشحالند.آنها اغلب به شهر زادگاهشان برمى گردند چون با فرهنگ اين مناطق آشنايند. باوجود حقوق مناسب شايد برخى از آنها به خاطر انگيزه بالا ترجيح دهند در شهرشان بمانند و به كارشان ادامه دهند.اما بسيارى هم با وجود اين كه در شهرستان مشهور مى شوند به خاطر اين كه شهرهاى كوچك را براى آينده بچه ها و زندگى كردن مناسب نمى بينند ترجيح مى دهند شهرستان را ترك كنند.ازطرفى در شهرهاى بزرگ اين امكان را پيدا مى كنند كه پولشان را در جايى سرمايه گذارى كنند، سهام بيمارستانى را بخرند و يا ماشين مدل بالا سوار شوند.درحالى كه اين موضوع در شهرهاى كوچك خيلى به چشم مى آيد.در روستاها هم مشكل خيلى بيشتر است.همين ها انگيزه كار دائمى در شهرهاى كوچك را از بين مى برد.البته فارغ التحصيلان تهرانى بويژه آنهايى كه از طبقه مرفه اند باز هم ترجيح مى دهند از تهران خارج نشوند.اما اگر در نظر بگيريم كه به هرحال پزشكان همان چندسال هم انگيزه پيدا مى كنند در شهرهاى كوچك كار كنند مى بينيم كه افزايش حقوق مثبت است و شهرستان ها هم بدون پزشك نمى مانند.»
وى درباره تأسيس مطب در شهرستان ها مى گويد: «تأسيس مطب در برخى از شهرستان ها براى برخى از تخصص ها خوب است.درحالى كه براى برخى از تخصص ها به هيچ وجه مناسب نيست.يك متخصص پوست در يك شهر كوچك نمى تواند داروهاى گران قيمت بنويسد و اگر هم داروى گران ننويسد طبابتش نتيجه نمى دهد.به برخى از تخصص ها هم در شهرهاى كوچك اصلاً نياز نيست.اما به برخى از تخصص ها نياز زيادى وجوددارد.
به اين ترتيب در اين شهرها شمار زياد بيماران قيمت بالاى ويزيت در شهرهاى بزرگ را جبران مى كند.»
ايران را با كشورهاى ديگر مقايسه نكنيم
كارشناسان بر اين باورند كه ما به جاى مقايسه خود با كشورهاى ديگر بهتر است شرايط كشور خودمان را بررسى و بر اين اساس برنامه ريزى كنيم.يكى از اين بررسى ها بايد تناسب شمار فرصت هاى شغلى و شمار فارغ التحصيلان را هدف قرار دهد.
فارغ التحصيلان همه رشته ها انتظار دارند با گرفتن مدرك به شغلى دست پيدا كنند.اين در رشته هاى پزشكى بيشتر صادق است.دانشجويى كه ناچار است ۷ سال با سخت ترين متن هاى درسى دست و پنجه نرم كند، بعد از فارغ التحصيلى انتظار دارد شغلى داشته باشد و در صورت بيكارى، با انواع فشارهاى روحى روبرو مى شود.چنان كه آمارهاى چندسال پيش نشان مى دهد افسردگى ميان دانشجويان پزشكى نسبت به ديگر دانشجويان بيشتر بوده است.در حال حاضر بيش از ۱۵ هزار فارغ التحصيل رشته پزشكى بيكارند.
دكتر عباس گلدوست عارفى، پزشكى كه اينك معاون آموزشى جهاددانشگاهى دانشگاه تربيت معلم است و زبان انگليسى تدريس مى كند، مى گويد: «مشكل بزرگ ما اين است كه مدام خودمان را با ديگران مقايسه مى كنيم.در حالى كه بايد اين را درنظر داشته باشيم كه امكانات زيست محيطى در ايران بسيار متنوع و متفاوت است.امكان زيست محيطى در شهرى مثل تهران با بندرعباس و خراسان جنوبى به شدت متفاوت است.امكانات آموزش تحصيلى در تهران با شهرهاى ديگر قابل مقايسه نيست.
همين پراكندگى مانع از پراكندگى قشرى مانند پزشكان مى شود.
ازطرفى بايد اين را درنظر داشت كه نرخ مهاجرت ميان پزشكانى كه هوش بالاترى دارند معمولاً بيشتر است.در اين شرايط اگر حتى حقوق ۲ ميليون تومان هم به پزشكى داده شود او دوباره بعد از چندسال پولش را جمع مى كند و باز به شهرى بزرگ برمى گردد.
نتيجه اين كه ما بايد تناسب بين شمار پزشكان با بازاركار را براساس پراكندگى جغرافيايى و وسعت كشور خودمان حل كنيم.ايران را نمى توان با كشورهاى اروپايى كه شرايط جغرافيايى و آب و هوايى خوب و پراكندگى و وسعت كم دارند مقايسه كرد.
ما براساس آمارهاى كشورهاى پيشرفته مى گوييم بايد تقريباً نسبت به هر ۱۰۰۰ نفر يك پزشك وجودداشته باشد.درحالى كه با شرايط جغرافيايى و آب و هوايى كشور ايران نمى توان انتظار داشت اين نسبت در همه جا و بويژه شهرهاى دور و بد آب و هوا رعايت شود.
از طرفى درحالى كه رشد جمعيت در شهرى مانند تهران بالاست و ۲۰ درصد جمعيت كشور را درخود دارد، نمى توانيم از پزشكان بخواهيم از تهران دور شوند.براساس آمار كشورهاى پيشرفته ما نبايد مازاد پزشك داشته باشيم.اما همين اشكال ماست كه خودمان را با كشورهايى با ويژگى هاى متفاوت با خودمان مى سنجيم.مراكز جمعيت شناسى ما نياز سنجى را انجام نمى دهند و دانشگاه ها بويژه دانشگاه آزاد مى گويد من مسئول اشتغال نيستم و مدام فارغ التحصيل بيرون مى دهد و نتيجه آن ۱۵ هزار پزشك و ۳۲ هزار ماما و پرستار بيكار و مشكلات روحى براى فارغ التحصيلان است.در حالى كه مشكل كمبود پزشك در روستاها و شهرهاى خيلى كوچك را مى توانيم به اين ترتيب حل كنيم كه براساس طرحى كه زمانى در گذشته مطرح شده بود پزشك روستا تربيت كنيم تا در مدت دو سال كارهاى ابتدايى پزشكى را ياد بگيرند و در صورتى كه بيمار به آنها مراجعه كرد و به مداواى بيشتر نياز داشت كارهاى مقدماتى را انجام دهد و بيمار را به شهرهاى بزرگ بفرستد.نه اين كه پزشك با استعدادى كه مى تواند بيمارستانى را اداره كند مجبور شود در مركز پزشكى يك روستا كاركند.
گرفتن شمار زيادى دانشجو كيفيت كار پزشكان را پائين مى آورد
شمار زياد دانشجويان ضمن اين كه اشتغال پزشكان عمومى را به خطر مى اندازد كيفيت آموزش را هم پائين مى آورد و درنتيجه اعتمادمردم به پزشكان عمومى هم روز به روز كمتر مى شود.درنتيجه در يك دور باطل باز هم به بيكارى پزشكان عمومى دامن زده مى شود.
دكتر دشتى مى گويد: «شكل كار پزشكان بايد جورى باشد كه پزشكان متخصص بدون معرفى نامه پزشك عمومى مريض نپذيرند.منتها سطح كار پزشكى در كشور ما به حدى پائين آمده كه پزشكان عمومى تنها به درمان بيمارى هايى مانند سرماخوردگى بسنده مى كنند.حتى در شهرى مانند كرج هم مى توان نازل ترين طبابت ها را ديد.كيفيت پزشكى هم وابسته به پژوهش است.بها دادن به پژوهش هم كيفيت كار پزشكان را بالا مى برد و هم مى تواند زمينه اشتغال فارغ التحصيلان پزشكى در عرصه كارهاى پژوهشى را فراهم آورد.»
رقابتى تنگاتنگ براى قبولى در تخصص
هرسال پزشكان عمومى براى رهايى از مشكلاتشان وارد رقابت شديدى براى قبولى در آزمون تخصص مى شوند.خارج شدن از وضع كنونى به حدى تعيين كننده شده است كه چندسال پيش تقلب در آزمون دستيارى به تنش زيادى ميان پزشكان منجر شد.
دكتر شجاعى درباره رشته هاى موردعلاقه پزشكان در آزمون تخصصى مى گويد: «درحال حاضر ملاك براى تخصص پول است.مردان بيشتر ارتوپدى را انتخاب مى كنند و زنان پوست را ترجيح مى دهند.دوره تخصص پوست آسان تر است و كشيك هم ندارد.مردان علاوه بر ارتوپدى، اورولوژى را هم انتخاب مى كنند.اين دو رشته جراحى دارند.راديولوژى هم موردتوجه است چون درآمد خوب و دوره آموزشى آسان ترى دارد و با مريض هم سروكار ندارد.زنان به راديولوژى بيشتر متمايل اند.اما برخى هم تخصص زنان و زايمان را انتخاب مى كنند چون با آن كه دوره آموزش سختى دارد، اما درآمدش خوب است.
براى حل مشكل بيكارى پزشكان بايد گام هاى بلندترى برداشت
طرح پزشك خانواده كه موجب افزايش حقوق پزشكان در شهرهاى كوچك تر مى شود با استقبال دانشجويان بويژه دانشجويان شهرستانى همراه شده.اما براى اين كه پزشكان به كار در شهرستان به عنوان كار دائمى نگاه كنند به برداشتن گام هاى بلندترى نياز است. آنها امكاناتى مانند ايجاد امكانات آموزشى مناسب براى فرزندانشان را مى طلبند. البته اين طرح موجب مى شود كه با مهاجرت دوباره هر پزشكى از شهرستان به شهرهاى بزرگ فارغ التحصيل جديدى جاى او را بگيرد، ولى نمى توان انتظارداشت كه در اين صورت نسبت يك پزشك به هر هزار نفر تحقق پذيرد.بنابراين نيازسنجى دوباره جمعيتى نياز است تا مشخص شود در كشورى با شرايط جغرافيايى و امكانات زيست محيطى ايران چه تعداد پزشك نياز است.
در صورتى كه اين مشكلات حل شود مى توان همه چيز را به خود پزشكان واگذار كرد.آنها در صورتى كه ببينند شهرهاى بزرگ ازنظر پزشك اشباع شده و امكانات مناسبى در شهرستان ها براى آنها مهيا است به سمت آن شهرها روانه مى شوند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |