همه اهالى موسيقى سنتى بر اين اعتقادند كه استاد فرامرز پايور بيشترين و اصلى ترين تأثير را بر بنيان سنتور نوازى معاصر گذاشته و مى توان او را معمار سنتور نوازى معاصر نام نهاد. شخصيتى كه بيش از ۵۰ سال در عرصه سنتور نوازى زحمت كشيد و حاصل آن ضبط و اجراى دهها اثر گروهى و تكنوازى، تأليف كتاب هاى بسيار ارزشمند در سنتور نوازى، پرورش شاگردان متعدد و نيز احياى دوباره ساز سنتور است.
فرامرز پايور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران متولد شد و تحصيلات عمومى خود را در مدرسه دارالفنون و دبيرستان دارايى به پايان رساند. پدرش على پايور هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه و دانشگاه هاى تهران بود و جدش مصورالدوله نقاش چيره دست و وزير پست و تلگراف، در زمان صدارت مستوفى الممالك بوده است و در عين حال با موسيقى آشنايى كامل داشته و ويولن، سنتور و سه تار را خوب مى نواخته و در اين زمينه از دوستان مرحوم ركن الدين خان مختارى بوده است.
خود استاد هم اشاره كرده اند كه در سنين كودكى و نوجوانى هر گاه كه در منزلشان ميهمانى بوده و پدرشان از موسيقيدانان زمان دعوت به عمل مى آورده است، همواره تا دير وقت پاى ساز اين بزرگان مى نشسته و به صداى ساز اين بزرگان گوش مى كرده است.
فرامرز پايور تحصيلات موسيقى خود را از سال ۱۳۲۸ شروع كرده و نزد ابوالحسن صبا، استاد موسيقى ايرانى به فرا گرفتن سنتور اشتغال ورزيده و پس از ۱۰ سال تحصيل مداوم يك دوره كامل از رديف موسيقى ايرانى را كه توسط صبا براى سنتور تنظيم شده بود فراگرفت و موفق به دريافت تقدير نامه اى از طرف استاد شد. مهارت او در اين ساز به جايى رسيد كه استاد صبا از او خواست كه به اتفاق قطعاتى نواخته و روى نوار ضبط كنند كه اكنون چند نمونه از آنها در آرشيو راديو موجود است. پايور فعاليت هنرى خود را از سال ۱۳۳۳ در وزارت فرهنگ و هنر كه در آن موقع اداره كل هنرهاى زيبا ناميده مى شد، شروع كرد و از همان زمان برنامه هايى از موسيقى اصيل ايرانى تهيه و در كنسرت ها و همچنين در راديو و تلويزيون اجرا مى كرد.
همچنين پايور علاوه بر دوره هايى كه نزد صبا آموخت، يك دوره از رديف قديم و همچنين تمامى تصانيف قديم را كه متعلق به شيدا، عارف، سماع حضور (پدر زنده ياد حبيب سماعى) و ظهيرالدوله و ساير استادان قديمى بودند، نزد عبدالله دوامى استاد آواز فرا گرفت و به خط نت درآورد. دوامى در تقديرنامه اى كه براى او نوشته، صحت و اصالت نوشته او را نيز تأييد كرد. علاوه بر آن پايور يك دوره رديف آقاميرزا عبدالله را كه به نام كتاب موسيقى ايران ناميده مى شود نزد استاد صبا فراگرفت. در ضمن او تمامى آثار ركن الدين مختارى و آثار درويش خان را جمع آورى و به خط نت درآورده است.
سال هاى ۱۳۵۸ - ۱۳۳۸ براى او سال هاى كار خستگى ناپذير روى صحنه بود. پايور نخستين سنتورنوازى بود كه روى سنتور نواسازى مى كرد و تنها در پى بديهه نوازى نبود. به بيان روشن تر، تنها آهنگسازى بود كه ساز تخصصى اش سنتور بود.
دهه هاى ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ عصر ويلن بود و تقريباً تمام نواسازان و قطعه نويسان و تنظيم كنندگان موسيقى ايرانى (به جز استاد جواد معروفى)، با ساز تخصصى ويلن شناخته مى شدند. جالب اين كه ساز دوم استاد پايور، سه تار بود. او مشق هاى اوليه آن را از صبا فراگرفته است ولى جز در خلوت خود، در جاى ديگر دست به سه تار نبرد و اين برخلاف رسم هميشگى نوازندگان است كه اگر ساز اولشان كششى باشد، ساز دومشان مضرابى است.
او در اين سال هاى پركار، هارمونى و كمپوزيسيون را در كلاس استاد بزرگ عصر، امانوئل مليك اصلانيان آموخت و ترجيح داد براى ادامه تحصيلات كلاسيك خود كه سال ها پيش، عشق موسيقى آن را كنار زده بود، به انگلستان برود.
در سال ۱۳۴۱ براى مدت ۳ سال به انگلستان رفت، در آنجا زبان انگليسى خود را تكميل كرد و موفق به دريافت ديپلم در رشته تخصصى زبان از دانشگاه كمبريج شد.
در ضمن در رشته موسيقى نيز از آكادمى موسيقى لندن مدارك قابل توجهى كسب كرد و در عين حال براى شناساندن موسيقى ايرانى از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه كمبريج از او دعوت شد كه كنفرانس هايى در اين زمينه و نيز اجراهايى همراه با ساز خود ترتيب دهد كه همگى آنها با موفقيت انجام و از طرف دانشگاه هاى مزبور به دريافت جوايزى نايل شد.
علاوه بر آن فرامرز پايور در دوران فعاليت هنرى اش، براى اجراى كنسرت و شناساندن موسيقى ملى ايران و تهيه صفحه به اغلب كشورهاى جهان مسافرت كرده است. به طور كلى در هر كجا كه فعاليتى در زمينه موسيقى ايرانى انجام مى گرفت، پايور هميشه پيش قدم بوده و وجود او براى نشان دادن موسيقى اصيل ايرانى براى مؤسسات پخش غير قابل اجتناب و انكار بوده است. وى در سال ۱۳۵۳ همكارى مداوم خود را با سازمان راديو تلويزيون شروع كرده و آثار خود و متقدمين را به معرض اجرا و پخش درآورد.
سعى و كوشش پايور هميشه بر اين استوار بوده كه آثار موسيقيدانان متقدم ايران را كه به دست فراموشى سپرده شده بود، به شنوندگان معرفى كند. وى با كمك استادان ديگر موسيقى سازى و آوازى و همچنين با گروه كوچكى كه از نوازندگان سازهاى ملى، آنچه قبلاً از استادان خود فراگرفته به اجرا گذارد.
ذوق سرشار و استعداد ذاتى او در تنظيم و ارائه موسيقى اصيل ايرانى و همچنين تكنيك و تبحر او در نواختن ساز سنتور موجب شده است كه روز به روز به علاقه مندان موسيقى اصيل ايرانى اضافه شود. با جرأت مى توان پايور را يكى از بزرگان موسيقى اصيل و ملى ايران دانست و به واسطه همين دانش و آگاهى و زحماتى كه او براى حفظ و اشاعه آن متحمل شده از طرف استاد صبا موفق به دريافت تقديرنامه شد.
از ويژگى هاى استاد پايور بايد به نظم و انضباط وى و نيز تأكيد بسيارش بر تمرين در اجراهاى گروهى اشاره كرد. در تمام اجراهاى استاد، ايشان هميشه رأس ساعت مقرر در جلسه حاضر مى شد و هيچ گاه زودتر يا ديرتر از زمان تعيين شده روى سن نمى رفت. درباره نظم و دقت در گروه استاد هم همانقدر بايد اشاره كرد كه در ميان اهالى موسيقى، گروه استاد پايور معروف به داشتن نظم و كوك بسيار دقيق سازهاست. خانم پروين صالح، همسر استاد هوشنگ ظريف و نيز از اعضاى گروه استاد پايور درباره اهميت تمرين در گروه مى گويد:
ايشان بيشتر از اجرا، روى تمرين تعصب داشتند. خاطرم هست در شيراز برنامه اى بود و ما بايد روزى چند ساعت تمرين مى كرديم. در شيراز جايى را كه براى ما در نظر گرفته بودند باغى داشت و
آقاى پايور بچه ها را در باغ، براى تمرين جمع مى كردند و هيچ كس در زمان تمرين گروه، جرأت عبور از حوالى را به خود راه نمى داد. آقاى پايور براى موسيقى ايرانى خيلى زحمت كشيده اند. ايشان خودشان در خدمت تمام استادان طلبگى كردند و گوهر نابى از دانش موسيقى هستند و در دوستى واقعاً بى نظير هستند. براى تمامى دوستانشان، دوستى دلسوز بودند؛ كمك هايى به دوستان و «حتى در خفا» مى كردند، كه بنده شخصاً ديده ام و مى دانم. خلاصه كلام اين كه ايشان يك رفيق بودند...
شايد بتوان فهرست فعاليت هاى بسيار استاد را به صورت زير خلاصه كرد:
بيش از هزار و ششصد ساعت اجراى گروهى و فردى روى صحنه هاى داخل و خارج از كشور (با همه مشكلات توانفرساى ويژه اين كار)، آهنگسازى و تنظيم قطعات متعدد، تدريس صدها شاگرد از چهار نسل متوالى، نت نويسى قطعات قدما، حضور در هنرستان و هنركده موسيقى ملى، اداره هنرهاى زيبا، نگارش كتاب هاى آموزشى، نظارت بر كار گروه هاى ديگر و تصحيح آنها و كار با خوانندگان بسيارى كه از عبدالوهاب شهيدى و شجريان، تا شهرام ناظرى و حميد رضا نوربخش و على رستميان (دوست صميمى او در سال هاى اخير) جزو اين فهرست هستند و كمتر كسى است كه نداند استاد پايور چه حس مسئوليت و دقتى روى جوانان خواننده داشته و براى رشد آنها از سرمايه هنرى و حيثيت خود هزينه كرده است و اين نيز از اخلاق استادش صباى بزرگ به يادگار است. هر خواننده اى كه با او و اركسترش كار كرد، به نوعى از آبروى هنرى رسيد. كار كردن با او و «گروه اساتيد»، اسباب كسب اعتبار و افتخار بوده است. با وجود تنوع معاشران هنرمند او از قدما تا نوازندگان امروز، او همنوازان دلخواه خود را هميشه از ميان نخبگان برگزيده است : جليل شهناز و هوشنگ ظريف (تار) رحمت الله بديعى و اصغر بهارى (كمانچه)، حسن ناهيد و محمد موسوى (نى)، حسين تهرانى و محمد اسماعيلى(تنبك). استاد به نواختن تنبك هم آشنا و تأثير گرفته از استاد حسين تهرانى است و گاه در لحظات خصوصى وخلوت كلاس درس، براى شاگردان چند ميزان نواخته و شعرى را به لحن خوش با آنها همراه كرده است.
نظام آموزشى او، بيشتر نوازنده دقيق و منظم «اركسترى» را تربيت مى كند، نه بداهه نواز شوريده و شاعر. بدون ترديد، راه رسيدن به هر شهودى در هنر، ابتدا از تربيت منظم و آگاهانه شروع مى شود. و بعد، اين مرحله را پشت سر مى گذارد تا به حد ظرفيت و استعدادش، به خلاقيت برسد. بسيارى از نوازندگانى كه بعدها به داشتن شيوه و روش ابتكارى خود شهرت پيدا كردند، با آموزشهاى پله به پله و سنجيده مكتب استاد فرامرز پايور ـ كه خود برجسته ترين نمونه اين مكتب و تكنيك درخشان آن است ـ آغاز كرده و سپس راه و روش دلخواه خود را يافته اند. همه آنها معترفند كه مكتب و دستور استاد پايور مطمئن ترين راه براى آغاز راه آموزش سنتور است.