يكشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵ - ۲۹ محرم ۱۴۲۸
Sun, Feb 18, 2007
اقتصاد
۳۵۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
رسانه
نگاهى به نفوذ بيش از پيش بانك هاى خصوصى در اقتصاد ايران
بودجه ريزى عملياتى نياز توسعه
هادى اكبرى
نخستين كنفرانس بين المللى بودجه ريزى عملياتى در تاريخ ۲۲ و۲۳ فروردين ماه ۸۶ در تهران برگزارمى شود. در چندسال اخير اصطلاح بودجه ريزى عملياتى را هرازگاهى از رسانه ها شنيده ايم و ردپاى آن را نيز مى توان در مواد ۱۳۸-۱۴۴ قانون برنامه چهارم دنبال كرد. به گفته دكتر عادل آذر، عضو كميسيون برنامه و بودجه، در بودجه سال ۸۶ به عنوان نخستين سالهاى تجربه بودجه ريزى عملياتى شاهد ۱۰ درصد پيشرفت كار بوديم. تجربه استقرار نظام بودجه ريزى عملياتى در كشورهاى توسعه يافته و در حال توسعه حاكى از صرفه جويى هايى بين ۳ تا ۲۰ درصد، با اجراى اين نوع بودجه نويسى است. در گزارش زير به بررسى زواياى مختلف بودجه ريزى عملياتى پرداخته شده است.
بسيارى از كشورهاى درحال توسعه از نظام بودجه ريزى كشورهايى نظير انگليس و فرانسه و همچنين نظام بودجه ريزى كشورهاى آمريكاى لاتين (كه مخلوطى از نظام بودجه ريزى فرانسه و انگليس است) استفاده مى كنند.
اصلاحات روش هاى بودجه بندى در اوايل قرن نوزدهم ميلادى عمدتاً به منظور افزايش توان حسابدهى حكومتهاى پيرو دموكراسى اجتماعى و با اعمال كنترل بيشتر در رژيم هاى شبه پادشاهى اعمال مى شد. توجه قانون گذاران بتدريج از ماليات بندى به تخصيص هزينه هاى عمومى معطوف شد كوششهاى اوليه در كشور انگلستان انجام گرفت چندى بعد نيز وظايف حسابدارى و حسابرسى ضرورى تشخيص داده شد و دستگاه هاى خاصى دراين زمينه مشغول به كار شدند.
نظام بودجه ريزى فرانسوى با درج تمركز بيشترى توسعه يافت. واحد خزانه دارى داراى تمامى مسئوليت امور مربوط به نظارت، مميزى، بازرسى راهنمايى هاى مستقيم و غيرمستقيم و تهيه ضوابط و مقررات بود.
ركود اقتصادى سالهاى ۱۹۳۰ منجر به مجموعه مشكلات جديدى شد. براى مواجهه با مشكل برقرارى تراز بودجه، اصلاحاتى در جهت ايجاد نظام بودجه دوگانه به عمل آمد و هزينه هاى جارى و سرمايه اى تفكيك شد. ايجاد بودجه سرمايه اى تأثير بسزايى در ساختار بودجه براى ساليان متمادى داشت.
اصلاحات بودجه اى در دهه ۱۹۵۰ دو وجه متمايز داشت. در كشورهاى صنعتى، توجه بيشتر به سوى كاهش كنترلهاى قانونى معطوف شد. درحالى كه در كشورهاى درحال توسعه، بودجه به عنوان عاملى براى به حركت درآوردن برنامه هاى توسعه و به حداقل رساندن تفاوتهاى نهادى بين دستگاههاى مالى سنتى و دستگاههاى برنامه ريزى سازمان يافته، موردتأكيد قرارگرفت. كاهش كنترلهاى قانونى نهايتاً منجر به ايجاد نظام بودجه ريزى عملياتى شد. اين نظام بعد جديدى به ابعاد سنتى بودجه (صرفه جويى و كارايى) اضافه كرد. نظام بودجه بندى عملياتى بين كارايى و اثربخشى تمايز قائل مى شود.
كارايى با استفاده مفيد از منابع ارتباط دارد، در حالى كه اثربخشى با عملكرد مرتبط است. در بودجه بندى عملياتى، طبقه بندى عمليات به نحوى است كه شفاف تر بيان مى شود، ارزيابى بودجه سهل تر بوده و در روش هزينه بندى آن ارتباط بين نهاده و ستانده موردنظر قرار مى گيرد.
بودجه ريزى عملياتى روشى است كه براساس وظايف عمليات و پروژه هايى كه هر سازمان تصدى آن را به عهده دارد تنظيم مى شود.
استفاده از بودجه بندى عملياتى، نخستين بار به وسيله كميسيون اول هوور first Hoover در سال ۱۹۴۹ پيشنهاد شد.
در پاسخ به اين پيشنهاد كنگره آمريكا در اصلاحيه قانون امنيت ملى سال ۱۹۴۹ توصيه كرد، بودجه عملياتى در ارتش مورداستفاده قرارگيرد.
در دهه ۱۹۶۰ كميسيون «گلاسكو» در كانادا، نيز بحث بودجه عملياتى را مجدداً مطرح كرد. اما به كارگيرى جدى اين روش براى بودجه بندى از سالهاى ۱۹۹۰ در بسيارى از كشورهاى توسعه يافته و درحال توسعه گسترش يافته است.
در ايران نيز در برنامه چهارم توسعه ماده ۱۴۴قانون برنامه چهارم برايجاد سازوكارهايى در جهت عملياتى كردن بودجه و حسابدارى عملياتى تأكيد دارد تا بدين طريق قيمت تمام شده مبناى كار در تنظيم بودجه هاى ساليانه قرارگيرد.
همچنين ماده ۱۳۸ قانون برنامه چهارم نيز بر فراهم كردن سازوكارهاى بلندمدت براى اين منظور تأكيد كرده است. اجراى اين مواد از قانون برنامه چهارم توسعه مى تواند منشأ تحول در نظام بودجه ريزى باشد كه علاوه بر افزايش كارايى، نظام حسابدهى نيز مدنظر قرارگيرد.
هدف غايى بودجه ريزى عملياتى كمك به اتخاذ تصميمات عقلايى درباره تخصيص و تعهد منابع دولت براساس نتايج قابل سنجش است. مهمترين اهداف بودجه ريزى عملياتى به شرح زير است:
۱- ارائه مبناى صحيح براى اتخاذ تصميم درباره تخصيص منابع
۲- تمركز فرايند تصميم گيرى روى مهمترين مسائل و چالش هايى كه دستگاه با آن مواجه است
۳- ارائه بهترين ابزارهاى ممكن براساس نتايج (نه فقط براساس داده ها و ستانده ها)
۴- ارائه مشوق هايى براى مديريت و همچنين پاسخگويى بيشتر
در بودجه ريزى عملياتى - علاوه بر تفكيك اعتبارات به وظايف، برنامه ها، فعاليت ها و طرح ها حجم عمليات و هزينه هاى اجراى عمليات دولت و دستگاههاى دولتى براساس روشهاى علمى مانند حسابدارى قيمت تمام شده و روش اندازه گيرى كار، محاسبه و اندازه گيرى مى شوند. ارقام پيش بينى شده در بودجه عملياتى بايد مستند به تجزيه و تحليل تفصيلى برنامه ها، عمليات و نيز قيمت تمام شده آنها باشد.
در نظام فعلى بودجه ريزى كشور كه فرايندى از بالا به پايين است قدرت چانه زنى مسئولان و مديران اجرايى با برنامه ريزان سازمان مديريت و برنامه ريزى در گرفتن اعتبارات عمرانى بيشتر و گنجاندن آن در لايحه بودجه نقش پررنگ و بسيار مهمى دارد. همين مسأله موجب ايجاد شكاف در توسعه منطقه اى شده است.
ازسوى ديگر، بين ميزان هزينه صرف شده سال جارى در هر وزارتخانه اى و بودجه درخواستى براى سال بعد ارتباط مثبت وجوددارد. بنابراين خود به خود افزايش دادن هزينه ها موردتوجه قرارگرفته و صرفه جويى در هزينه ها ناديده گرفته مى شود.
بودجه ريزى عملياتى به دنبال ايجاد پيوند ميان شاخصهاى عملكرد و تخصيص منابع است.
اگرچه چنين پيوندهايى ضعيف است، ولى مى تواند سياستگذارى بودجه اى را تسهيل و نظارت قانون گذاران بر نتايج و دستاوردهاى مرتبط با مخارج عمومى را افزايش دهد.
تدوين يك بودجه عملياتى مركب از دو فرايند است كه يكى از بالا به پايين و ديگرى از پايين به بالا به طور همزمان به اجرا درمى آيند.
وظيفه برنامه ريزان ارشد و سياستگذاران (در سطوح بالا) تعيين اهداف و مقاصد برنامه هاست و مى توان گفت، وظيفه برنامه ريزان (در سطوح پايين) تنظيم طرحهاى پيشنهادى با اهداف معين است، يعنى همان اولويت بندى طرحهاى پيشنهادى.
بودجه ريزى عملياتى باوجود مزايايى كه دارد در مراحل مختلف مستلزم اقوام هاى پيچيده در ابعاد فنى و سياسى است. علاوه بر اين كه سيستم حسابدارى و نظام مديريت بايد هماهنگ با يك فرايند بودجه ريزى عملياتى دچار تحول شوند، توافق و هماهنگى در سطوح مختلف قوه مجريه با قوه مقننه از الزامات اصلى موفقيت بودجه ريزى عملياتى محسوب مى شود. در نظام بودجه ريزى عملياتى سطح اختيارات قانونى نمايندگان تعريف مى شود، اين كه آيا نماينده مى تواند تعداد كاركنان يك دستگاه را تعيين كند؟ محل اجراى پروژه را مشخص كند، يا اين كه به طور كلى بودجه اى در اختيار دولت قراردهد و انجام وظيفه اى معين را از دولت طلب كند. اين سطح تصويب بايد درجايى تعريف شود.
درمرحله اجراى بودجه نيز مهم ترين وظيفه دولت اصلاح نظام مالى از نظام مالى جارى به نظام مالى تعهدى است.
نگاهى به نفوذ بيش از پيش بانك هاى خصوصى در اقتصاد ايران
ربودن گوى رقابت
277950.jpg
در حالى كه بازارهاى مالى گسترش چندانى نيافته و هر روز با نوسانات سياسى، اجتماعى و حتى فرهنگى مواجه است و نسبت آزاد بودن اقتصاد كشور با كشورهاى توسعه يافته قابل مقايسه نيست، تنها نهادى كه مى تواند نقطه اميدى براى تأمين مالى طرح هاى اقتصادى باشد نظام بانكى است.
در حال حاضر شاهد رشد مناسب فعاليت بانك هاى خصوصى در كنار بانك هاى دولتى هستيم كه همين امر مى تواند در حل مشكلات اقتصادى كشور مؤثر باشد. هرچند هنوز حجم فعاليت هاى بانك هاى خصوصى با بانك هاى دولتى قابل مقايسه نيست اما آمار و ارقام از رشد مناسب فعاليت اين بانك ها حكايت مى كند.
وزارت امور اقتصاد و دارايى هر ساله با انتشار گزارش هايى به بررسى وضع نظام بانكى كشور مى پردازد. در آخرين گزارش منتشر شده از سوى وزارت امور اقتصادى و دارايى، وضع بانك هاى دولتى و خصوصى مورد بررسى قرار گرفته است.
در اين گزارش به نكات جالبى از جمله تمركز بيش از حد ارائه تسهيلات در تهران، جذب نيمى از سپرده در استان تهران و رقابت بانك هاى خصوصى و دولتى اشاره شده است. آنچه مى خوانيد نگاهى است به وضع كلى نظام بانكى كشور.
منابع و مصارف بانك ها
پيش از پرداختن به اين موضوع كه تسهيلات بانكى كشور چگونه توزيع مى شود، بهتر است نگاهى اجمالى به كل منابع و مصارف سيستم بانكى كشور از حيث سپرده ها و تسهيلات بيندازيم.
براساس گزارش وزارت امور اقتصاد و دارايى كل سپرده هاى بانكى كشور در پايان شهريورماه ۸۵ به بيش از ۹۸۲ هزار ميليارد ريال رسيد. در حالى كه عدد فوق در پايان اسفند ۸۴ برابر ۸۸۷ هزار و ۹۸۴ ميليارد ريال بوده كه نشانگر رشد ۱۱ درصدى است. سپرده هاى بانكى كشور از ۵ بخش، قرض الحسنه جارى، قرض الحسنه پس انداز، سرمايه گذارى كوتاه مدت و سرمايه گذارى بلندمدت و ساير سپرده ها تشكيل مى شود. از كل سپرده هاى بانكى كشور، حدود ۳۳ درصد سپرده هاى قرض الحسنه است. به عبارت ديگر، نظام بانكى كشور براى ۳۳ درصد از منابع خود هيچ هزينه اى نمى پردازد و رقم اين سپرده ها تقريباً معادل ۳۲۶ هزار ميليارد ريال است.
برپايه اين گزارش سپرده هاى سرمايه گذارى كوتاه مدت و بلندمدت نسبت به سال گذشته به ترتيب ۱۶ و ۱۱ درصد رشد داشته است و در پايان شهريور سال ۸۵ ساير سپرده هاى كل شبكه بانكى كشور افزايشى معادل ۶ درصد را نشان مى دهد. نكته قابل اشاره اين كه تمايل براى سپرده گذارى كوتاه مدت در سال ۸۵ رشد بيشترى نسبت به ساير سپرده ها در سال جارى داشته است. نكته ديگر كه لازم است در تحليل منابع سيستم بانكى به آن اشاره شود، حجم سپرده هاى بلندمدت است. سپرده هاى بلندمدت جزو آن دسته از متغيرهايى است كه با تحليل آن مى توان به ثبات يا عدم ثبات در اقتصاد پى برد، به طورى كه افزايش سپرده هاى بلندمدت مى تواند بازگوكننده ثبات اقتصادى باشد. آمار وزارت اقتصاد نشان مى دهد در پايان شهريور سال جارى، ۲۴‎/۵ درصد از كل سپرده ها به صورت سپرده بلندمدت بوده است كه اين ميزان در پايان اسفند ۸۴ برابر ۲۴‎/۴ درصد گزارش شده است.
بخش مهم ديگر در ارتباط با سيستم بانكى تسهيلات است. گزارش وزارت اقتصاد حاكى است كه جمع كل تسهيلات اعطايى در پايان شهريور ۸۵ معادل ۸۸۶ هزار و ۸۰۴ ميليارد ريال است، در حالى كه اين ميزان در پايان اسفند ۸۴ معادل ۸۰۵ هزار و ۲۵۵ ميليارد ريال بوده است كه نشان مى دهد اعطاى تسهيلات به وسيله سيستم بانكى از رشد
۱۰ درصدى برخوردار است. تسهيلات بانكى نيز به ۵ بخش صنعت و معدن، كشاورزى، مسكن و ساختمان، بازرگانى و خدمات و بخش صادرات تقسيم مى شود كه در تسهيلات اعطايى به بخش هاى توليدى در پايان شهريور ۸۵ رشدى معادل ۸ درصد را شاهد هستيم كه در جدول شماره ۱ ميزان كل تسهيلات شبكه بانكى كشور در مقايسه با پايان سال ۸۴ به تفكيك بانك هاى تجارى و تخصصى و بانك هاى خصوصى و ميزان رشد آنها نشان داده شده است.
توزيع جغرافيايى تسهيلات
همان طور كه پيش از اين اشاره شد كل تسهيلات بانكى در پايان شهريور ۸۵ به ۸۸۶ هزار و ۸۰۴ ميليارد ريال رسيد. نگاهى به توزيع جغرافيايى اين تسهيلات نشان مى دهد ۵ استان برخوردار كشور بيش از ۷۰ درصد تسهيلات را به خود اختصاص داده اند. اين استان ها به ترتيب دريافت تسهيلات بانكى عبارتند از: تهران، اصفهان، خراسان (شامل سه استان)، مازندران و فارس كه سهم هركدام از تسهيلات بانكى كشور به ترتيب ۴۷۱ ، ۴۵ ، ،۴۱ ۲۹ و ۲۸ هزار ميليارد ريال بوده است.
كهگيلويه و بويراحمد، ايلام، سيستان و بلوچستان، چهارمحال و بختيارى و كردستان نيز به ترتيب ۵ استان محروم كشور از سهم تسهيلات بانكى هستند. جالب است اشاره شود سهم اين ۵ استان از كل تسهيلات كشور حدود ۳ درصد است.
هرچند سهم ۵ استان برخوردار كشور از تسهيلات بانكى نزديك به ۷۰ درصد كل تسهيلات است اما بايد توجه داشت كه بيشترين سهم سپرده ها نيز به اين استان ها اختصاص دارد ولى بايد اشاره كرد حتى اگر معيار حجم سپرده ها را براى پرداخت تسهيلات در نظر بگيريم باز هم شاهد عدم تعادل آمار و ارقام مربوطه هستيم. براى مثال در حالى كه استان سمنان از نظر سپرده هاى بانكى در رده ۲۲ كشورى قرار دارد اما همين استان در جذب تسهيلات، رده ۱۴ كشور را به خود اختصاص داده و يا استان هرمزگان از نظر سپرده هاى بانكى در رده ۱۳ كشورى، ولى در جذب تسهيلات رده ۱۸ كشور را به خود اختصاص داده و نكته قابل توجه ديگر بالا رفتن جايگاه استان قم در بين رده هاى پائين جدول در سال جارى است. همين واقعيت ها نشان مى دهد اگر استان هاى كشور داراى برنامه ريزى صحيح اقتصادى، پتانسيل هاى خوب صنعتى و معدنى و مديريت مناسب منابع باشند، مى توانند سهم خود را از تسهيلات بانكى افزايش دهند.
سپرده هاى بانكى
جمع كل سپرده هاى بانك هاى دولتى در پايان شهريورماه سال جارى به رقم ۹۸۲ هزار و ۵۷ ميليارد ريال رسيد. همان طور كه در بخش تسهيلات بانكى شاهد توزيع نامناسب جغرافيايى هستيم، اين موضوع در بخش سپرده ها نيز صادق است. آمار وزارت اقتصاد نشان مى دهد ۴۹‎/۷ درصد از كل سپرده هاى بانك هاى دولتى در استان تهران متمركز بوده است. رقم مطلق سپرده ها در استان تهران در پايان شهريورماه امسال حدود ۴۸۷ هزار ميليارد ريال بوده است، در حالى كه استان اصفهان كه در رتبه دوم از نظر سپرده هاى بانكى است، اختلاف فاحشى با استان تهران دارد، به طورى كه جمع كل سپرده ها در استان اصفهان برابر ۶۴ هزار و ۸۱۱ هزار ميليارد ريال بوده كه تنها برابر ۶‎/۶ درصد از كل سپرده ها است. استان هاى خراسان، فارس، خوزستان و آذربايجان شرقى در رتبه هاى بعدى قرار دارند. نگاهى به استان هاى محروم كشور نشان مى دهد كه چهار استان كهگيلويه و بويراحمد، ايلام، كردستان و اردبيل تنها حدود ۳ درصد از سپرده هاى بانكى را به خود اختصاص داده اند و جالب است استان بوشهر كه در رتبه ۱۹ از بين ۲۹ استان مورد بررسى قرار گرفته، تنها يك درصد سپرده ها را به خود اختصاص داده و استان آذربايجان غربى كه در رتبه دهم قرار دارد تنها ۱‎/۵ درصد از سپرده هاى بانكى را تشكيل داده است. به اين ترتيب شاهد توزيع نامناسب تسهيلات و سپرده هاى بانكى كشور هستيم و اين موضوعى است كه مى تواند نشان دهنده شاخص توزيع امكانات اقتصادى در كشور باشد. وضع فوق در دهه ها فعاليت اقتصادى دولت هاى مختلف به وجود آمده كه لازم است، با اعمال سياست هاى مناسب اقتصادى در جهت تعديل وضعيت پيش آمده حركت كرد.
ساختار نيروى انسانى و شعب
استان تهران ۱۸ درصد كل شعب بانك هاى دولتى را به خود اختصاص داده است به طورى كه ۲۹۲۶ شعبه بانكى در اين استان قرار دارد. استان هاى خراسان، اصفهان و فارس به ترتيب در رتبه هاى بعد قرار گرفته اند. در حالى كه ۵ استان كهگيلويه و بويراحمد، ايلام، زنجان، قم و چهارمحال و بختيارى به ترتيب داراى كمترين شعبه بانكى در كشور هستند كه در مجموع ۷ درصد از كل شعب بانكى در اين استان ها قرار گرفته است.
با مقايسه جدول ميزان سپرده ها و تعداد شعب اين نكته قابل توجه است كه استان قم كه در تعداد شعب در رتبه ۲۵ كشور قرار دارد اما اين استان از نظر سپرده گذارى در رتبه ۲۱ قرار دارد، و اين مسأله نشان دهنده استقبال سرمايه گذاران براى سرمايه گذارى در بانك ها در اين استان است كه مسئولان ذيربط با نگاهى كوتاه به آمار و ارقام مى توانند در يكسان سازى خدمات دولتى از جمله افزايش تعداد شعب بانك ها و ارائه تسهيلات و خدمات بهتر، راه سپرده گذارى در بانك ها را هموارتر و اشتياق مردم را بيشتر كنند، آمار وزارت اقتصاد و دارايى در باره عملكرد بانك هاى دولتى تا پايان شهريورماه ۸۵ اين مسأله را نشان مى دهد كه از اسفندماه ۸۴ تا پايان مدت مذكور تنها ۱۱۳ شعبه به شعب بانك هاى دولتى اضافه شده كه رشد يك درصدى را نسبت به سال گذشته نشان مى دهد.
در بررسى تعداد دستگاه ATM بانك هاى دولتى بايد گفت استان تهران با بيش از ۱۷۹۵ دستگاه باز هم در رتبه اول قرار دارد. استان كهگيلويه و بويراحمد با كمتر از يك درصد در رتبه آخر قرار دارد و در ارتباط با تعداد پرسنل بانك هاى دولتى نيز توجه به اين آمار خالى از لطف نيست كه استان تهران با اختصاص دادن ۳۰‎/۸ درصد از پرسنل بانكى در رتبه اول قرار دارد كه مجموع ۵۳ هزار و ۳۴۹ نفر را شامل مى شود. ۴ استان كهگيلويه و بويراحمد، ايلام، زنجان و چهارمحال و بختيارى با مجموع ۴ درصد كمترين پرسنل بانك هاى دولتى را دارند، كه تلاش براى بهبود نيروى انسانى از لحاظ كمى و كيفى و گسترش خدمات الكترونيكى به طور يكسان در سراسر كشور بايد مورد توجه مسئولان امور بانكى باشد.
بانك هاى خصوصى
با بررسى اجمالى عملكرد بانك هاى خصوصى در پايان شهريور ۸۵ و مقايسه عملكرد اين بانك ها نسبت به اسفند ۸۴ اين گزارش را به پايان مى رسانيم. كل تسهيلات اعطايى بانك هاى خصوصى نسبت به اسفند ۸۴ ، ۳۴ درصد رشد داشته كه كل تسهيلات بانك هاى خصوصى ۱۰۲ هزار و ۲۶۶ هزار ميليارد ريال است.
در پايان شهريورماه ميزان كل سپرده ها در بانك هاى خصوصى رشدى معادل ۳۸ درصد داشته و به رقم ۱۳۷ هزار و ۵۱۴ ميليارد ريال رسيده است كه نشان دهنده موفقيت اين بانك ها در جذب سپرده هاى مردم است. بانك هاى خصوصى رشد ۵۰ درصدى در جذب سپرده هاى قرض الحسنه پس انداز داشته اند ولى هنوز سهم اين سپرده ها در كل شبكه بانكى ناچيز است. در پايان شهريورماه سال ۸۵ سپرده گذارى بلندمدت در بانك هاى خصوصى نسبت به پايان سال گذشته از رشد بالاترى نسبت به بانك هاى دولتى برخوردار است و رشدى معادل ۲۵ درصد را نشان مى دهد، در حالى كه اين رشد در بانك هاى دولتى ۱۱ درصد است. در بخش فناورى اطلاعات نيز قابل ذكر است كه در بخش كارت هاى ATM بانك هاى خصوصى ۶۳ درصد رشد داشته اند و نكته قابل توجه رشد ۱۳۴ درصدى دستگاه هاى ATM در اين بانك ها در سراسر كشور است. در بخش شعب مجهز به جارى فراگير، شبكه on line اين بانك ها ۵۷ درصد رشد داشته كه اين مسأله در ارتباط با بانك هاى دولتى ۱۴ درصدى را شامل مى شود. در پايان مى توان گفت بانك هاى خصوصى در رقابتى نزديك با شبكه گسترده بانك هاى دولتى در بيشتر زمينه ها رشدهاى بالاترى را به خود اختصاص داده اند، به طورى كه تعداد شعب بانك هاى خصوصى از ۱۹۵ شعبه در پايان اسفند ۸۴ به ۳۰۷ شعبه در شهريور ۸۵ رسيده كه معادل ۵۷ درصد رشد داشته اند كه در مقابل رشد يك درصدى بانك هاى دولتى قرار گرفته است.
كوتاه از اقتصاد
براساس نوع جديد قراردادهاى بيع متقابل
شركت هاى خارجى ۲۵ تا ۳۰ سال
در سود ميادين نفتى ايران شريك مى شوند

گروه اقتصادى - اكونوميست در گزارشى از ويژگى هاى قراردادهاى بيع متقابل جديد در ايران پيش بينى كرد اين قراردادها با استقبال نسبى شركت هاى خارجى مواجه شوند.
به گزارش اكونوميست، دولت ايران به تازگى تلاش هايى را براى جذب شركت هاى خارجى و انعقاد قراردادهاى كوچك و بزرگ با آن ها در بخش نفت و گاز آغاز كرده است.
يكى از تلاش هاى ايران در اين باره اصلاح قراردادهاى بيع متقابل است.در اوايل فوريه ۱۷ بلوك نفتى ايران براى توسعه و اكتشاف در وين معرفى و شكل جديد قرادادهاى بيع متقابل ارائه شد.
شركت هاى نفتى در نخستين واكنش خود به اين قرادادها آن را مطلوب تر از شكل گذشته قرادادهاى بيع متقابل دانسته اند. اما در عين حال ايده  آل شركت هاى مذكور چيزى به غير از قراردادهاى بيع متقابل است. آن ها خواهان برخوردارى از سهم مالكيت در ميادين نفت و گاز ايران هستند.
بر اساس قراردادهاى بيع متقابل پس از پايان طرح توسعه ميدان نفتى، آن ميدان در اختيار شركت ملى نفت ايران قرار مى گيرد و شركت خارجى كه در توسعه آن فعاليت داشته است هزينه هاى خود را دريافت و بخشى از سود حاصل از آن ميدان را در مدت مشخص دريافت مى كند.
كوتاه بودن اين مدت يكى از علل نارضايتى شركت هاى نفتى از قراردادهاى بيع متقابل بوده است.در شكل جديد اين قراردادها مدت مذكور به ۲۵ تا ۳۰ سال افزايش پيدا كرده است.در شكل قديمى اين مدت شش تا هفت سال بود.همچنين شركت هاى خارجى اين اجازه را دارند كه پس از پايان طرح همچنان در ميدان حضور يابند و بر عمليات توليد نظارت داشته باشند.
در شكل قديمى قراردادهاى بيع متقابل چنانچه شركت خارجى نمى توانست ميزان توليد تعيين شده در مورد ميدان تحت توسعه خود را متحقق كند بايد خسارت مى پرداخت.در شكل جديد از قراردادها نيز اين ماده گنجانده شده است، اما چنانچه شركت نفتى بتواند توليد ميدان را به رقمى بيشتر از سقف تعيين شده برساند از مزاياى بيشتر برخوردار خواهد شد.
همچنين بودجه سرمايه اى را مى توان در مراحل بعدى اجراى طرح تعيين كرد و بدين وسيله تخيمن دقيق ترى در مورد هزينه هاى طرح زده شود. بر اساس يكى ديگر از بندهاى قراردادهاى بيع متقابل جديد، شركت خارجى در هر مرحله اى از اجراى طرح مى تواند از آن خارج شود، اين بخش در پاسخ به نگرانى شركت هاى بين المللى از تحريم هاى احتمالى عليه ايران گنجانده شده است.

روزنامه نيويورك تايمز پيش بينى كرد
افزايش توليد نفت ايران
به ۴‎/۵ ميليون بشكه در روز تا سال ۲۰۱۰

گروه اقتصادى: روزنامه آمريكايى نيويورك تايمز نوشت، ميزان توليد نفت ايران تا سال ۲۰۱۰ ميلادى به ۴‎/۵ ميليون بشكه در روز خواهد رسيد.
اين روزنامه در ادامه افزود : گرچه ايران هم اكنون ۱۱ درصد ذخاير جهانى نفت را در اختيار دارد و از اين لحاظ دومين كشور بزرگ پس از عربستان به شمار مى رود ولى ميزان توليد نفت اين كشور هم اكنون روزانه ۳‎/۹ ميليون بشكه است كه ۲‎/۵ ميليون بشكه آن صادر مى شود.
ميزان توليد نفت ايران در دهه ۱۹۷۰ ميلادى بيش از ۶ ميليون بشكه در روز بوده است.
بر اساس اين گزارش، به علت كمبود سرمايه گذارى در صنايع نفت، توليد نفت ايران در سال هاى آينده ۸ تا ۱۰ درصد يعنى معادل ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشكه در روز كاهش خواهد يافت.
ميزان درآمدهاى نفتى ايران در سال ۲۰۰۶ به بيش از ۴۷ ميليارد دلار رسيد و اين در حالى است كه اين كشور بيش از ۴۰ درصد بنزين مورد نياز خود را از راه واردات تأمين مى كند.
ايران سالانه ۲۰ ميليارد دلار يعنى معادل
۱۵ درصد توليد ناخالص داخلى را صرف يارانه بنزين مى كند.تقاضاى بنزين در ايران از سال ۱۹۸۰ ميلادى تا كنون سه برابر افزايش يافته و به بيش از
۱‎/۵ ميليون بشكه در روز رسيده است.اگر روند كنونى مصرف انرژى در ايران ادامه يابد، صادرات نفت اين كشور تا ده سال آينده متوقف خواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |