سيد كمال ميرطيبى، استاد منبت كار
متولد ۱۳۳۲ اراك
آشنايى با هنر منبت از كودكى
يادگيرى هنر منبت كارى نزد استاد ابوطالب
استخدام دركارگاه هنرهاى سنتى وزارت فرهنگ و هنر۱۳۵۲
داراى مدرك دكتراى افتخارى چوب
بيش از سى سال سابقه آموزش هنر منبت كارى
تدريس در دانشگاه هاى الزهرا(س)، سوره، كاشان وزاهدان
دريافت لوح تقدير از دانشگاه هاى سوره و الزهرا(س)
سرپرست كارگاه منبت سازمان ميراث فرهنگى از ۱۳۷۰
كسب مدال درجه يك هنرى۱۳۷۳
برگزارى نمايشگاه هاى متعدد هنرهاى سنتى در داخل كشور
برپايى نمايشگاه منتخب آثار در كشورهاى اسپانيا، ژاپن، آلمان، ايتاليا، كره جنوبى وپاكستان
و...
منبت به معناى كنده كارى روى چوب است. شايد بتوان آغاز تاريخ منبت كارى را زمانى دانست كه انسان، نخستين بار با ابزارى برنده، چوبى را تراشيده است. منبت كارى در دو نوع ريز و درشت برروى چوب و عاج و استخوان انجام مى شود و شامل مجسمه سازى، نيم رخ و تمام رخ، گلبرگ هاى اسليمى، ختايى و غيره است.
در دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبى به عنوان بخشى از ساختمان به كار مى رفته است. در اين دوره چوب به عنوان يكى از فراوانترين مصالح طبيعى نقش مهمى در ساخت ابزار فنى و كشاورزى و حتى وسايل خانگى ايفا مى كرده است.
از دوره سلوكيان آثار چندانى در دست نيست و آثار چوبى دوره اشكانى نيز تا حد زيادى شباهت به دوره هخامنشى دارد. در دوره ساسانى استفاده از كلاف هاى چوبى در ساختمان منبت متداول مى شود. در اين دوره نوعى رويه كوبى مربعهاى چوبى انجام مى شده كه نقش هندسى و انتزاعى داشته است. نقوش عبارت بودند ازنقوش انتزاعى، گياه و حيوان و انسان.
مهم ترين وسايل چوبى كه ساخت آنها در قرن هاى نخستين اسلامى متداول بوده عبارتند از كلبه ها و ساختمانهاى چوبى، كلاف هاى ساختمانى، ستون چوبى، سقفهاى كاذب چوبى قابدار، اجزاى ساختمان مانند در و پنجره، وسايل كاربردى مانند منبر، ابزار صنعتى و كشاورزى.
در آثار چوبى دوره ميانى اسلامى كه مربوط به قرن هاى پنجم تا دهم هجرى است، اجزاى ساختمانهاى چوبى مانند ستون و سقف، وسايل متصل به ساختمان مانند در، پنجره، نرده به ميزان زيادى به چشم مى خورد ولى آثار كوچكتر مانند جعبه، قاب، رحل، وسايل خانگى، ابزار آلات، وسايل جنگى و شكار نيز كم و بيش وجود دارد.
بيشترين نقوشى كه در منبت اين دوران مى بينيم عبارت اند از : نقوش هندسى، شيارهاى موازى، كتيبه، اسامى ائمه (ع)، شكل محرابى، لچك، ترنج، گل و بوته، ختايى و اسليمى، شكوفه، برگ، نخل، شمسه، و انسان.
در بيشتر آثار چوبى صفوى مى توان تحولاتى از لحاظ نقش و شيوه هاى اجرايى ملاحظه كرد. صنايع دستى چوبى اين دوره كه مربوط به حدود قرن ۱۰ و ۱۲ است از لحاظ فنى بسيار ظريف و بادوام و داراى عملكردى مفيد و درست هستند و از لحاظ هنرى بر اساس نقوش فرهنگى ايرانى ساخته و از طرفى با دقت و نظم اجرا شده اند .
آثار اين دوره شامل ساختمانهاى چوبى و اجزاى وابسته به آن مانند ستون، سقف، در، پنجره و همچنين شامل وسايل كاربردى مانند رحل، جعبه، قاب، صندلى و ابزار صنعتى و كشاورزى و جنگى است. هنر معرق كه از دوران قبلى آغاز شده و به طور ساده انجام مى شد از اين زمان تكامل بيشترى مى يابد.
منبت كارى دوره ميانه اسلامى در حدى بسيار ظريف و باروسازى و ريزه كارى فراوان ديده مى شود و پرداخت آن نيز در حد اعلاى خود مشاهده مى شود. منبت اين دوره بر اساس طرحهاى هندسى، شيارهاى موازى، خط ثلث و نسخ، اسليمى و ختايى به سبك ايرانى، نقوش انتزاعى گياه و انسان و ترنج و محرابى مشاهده مى شود.
هنرهاى چوبى بعد از صفويه و بويژه دوران قاجار نه تنها تكامل فنى نداشت بلكه با افت كيفيت فنى نيز روبه رو بود. به طور كلى در آثار چوبى اين دوره دو سبك وجود دارد. بخشى كه در آن سعى شده از روش ها و نقوش دوران قبل پيروى شود و بخشى ديگر كه از اصول فنى و هنرى آثار چوبى اروپا الهام گرفته است (۱).
در دوران قاجار گرچه اين هنر با ركود جدى مواجه شد اما پس از آن با توجه جدى به هنرهاى سنتى، منبت نيز از انزواى گذشته بيرون آمد و هنرمندان و آثار درخشانى از آنان به منصه ظهور رسيد. جريانى كه تا امروز نيز امتداد يافته است . يكى از هنرمندان شاخص هنر منبت كارى امروز ايران، سيد كمال ميرطيبى است.هنرمندى كه افزون بر پرداخت قدمايى به هنر منبت كارى و حفظ اصالتها و ويژگيهاى كهن اين هنر، با تكيه بر دانش امروزى، عرصه تحقيق و پژوهش در اين هنر را نيز دنبال كرده و بويژه درحوزه شناخت چوب و كاركردهاى انواع آن در هنر خويش صاحب ديدگاه و نظر است.
سيد كمال ميرطيبى در سال ۱۳۳۲ در اراك به دنيا آمده است.منطقه اراك و فراهان از ديرباز مهدهنرهاى سنتى ايران بوده و بسيارى از بزرگان هنر اين سرزمين خاستگاه فراهانى داشته اند. بويژه در حوزه هنر رسمى ايرانى كه با ماهيت هنر ملى پيوند دارد، اين منطقه هنرمندانى همچون خاندان فراهانى در موسيقى و بسيارى ديگر را در دامان خويش پرورانده است.ميرطيبى در چنين محيطى از كودكى به هنر كنده كارى روى چوب علاقه مند شده و اين علاقه را در هنر ريشه دار و اصيل منبت كارى دنبال كرده است. سيد كمال نوجوان، ابتدا نزد استاد ابوطالب، با هنر منبت آشنا مى شود و با روحيه جست وجوگرى و كنجكاوى آثار ديگران را نيز مورد كنكاش و مداقه قرار مى دهد، تا آنجا كه در ۲۰ سالگى دست توانايى در منبت مى يابد و بر همين اساس است كه با تأييد استادان آن زمان در همين سن و سال به استخدام كارگاه هنرهاى سنتى وزارت فرهنگ و هنر وقت در مى آيد.
منبت كارى گرچه در دوران صفويه راه پيشرفت و ترقى را به سرعت پيمود و هنرمندان منبت كار آثار بسيار زيبايى در اين دوره از خود باقى گذاشتند؛ ولى در دوره قاجار به علت بى توجهى به هنرهاى قديم، اين هنر نيز به بوته فراموشى سپرده شد. در دوره بعد با تأسيس اداره صنايع مستظرفه، منبت كارى نيز همچون ساير رشته هاى هنرهاى سنتى مورد توجه قرارگرفت و موجبات احياى اين هنر فراهم شد.
با اين توضيح سابقه فعاليت كارگاه معرق ومنبت به سال ۱۳۰۹ مى رسد. در ابتدا سرپرستى كارگاه را استاد احمد امامى به عهده داشت. پس از او اساتيد ديگرى همچون على امامى، آقايان ويزايى، گودرزى و عطا الله حاج غلامعلى سرپرستى كارگاه را به عهده داشتند و در طول اين مدت آثار بر جسته و چشمگيرى در كارگاه ساخته شد كه در نمايشگاه هاى مختلف به نمايش درآمد.اين موج توجه به هنرهاى سنتى تا ۲۰ سالگى كمال ميرطيبى نيز ادامه داشت و اسباب استخدام او وديگر جوانان مستعد در ساير شاخه هاى هنرهاى سنتى ايران، براساس اين موج توجه، فراهم شد.در طول اين سال ها ميرطيبى علاوه بر خلق آثار فراوانى در هنر منبت كارى، به تدريس اين رشته هنرى نيز پرداخته و هنرجويان و هنرمندان فراوانى در اين حوزه تربيت كرده است.بر مبناى همين روحيه تدريس است كه او شايد بيش از بسيارى هنرمندان اين رشته به حوزه پرداخت نظرى و بحث كارشناسى درباره هنر خويش پرداخته باشد: « هنر كنده كارى نقوش به روى چوب را منبت گويند. منبت مى تواند به صورت يك تكه يا چند تكه انجام شود، هرگاه منبت كارى بر روى چوب بزرگ يك تكه انجام شود، منبت يك تكه و هرگاه منبت كارى بر روى تكه هاى كوچكى انجام شود، منبت چند تكه خواهد بود. منبت بر حسب نوع برجستگى كه در كار آن به وجود مى آيد، به پنج دسته تقسيم مى شود: منبت كم بر جسته، منبت نيم برجسته، منبت تمام برجسته، پيكره و قلم زنى بر روى چوب . هنر منبت كارى ابزار و وسايل گوناگون دارد.يكى مغاراست؛ وسيله اى براى تراشيدن چوب كه انواع آن به مغار كبريتى، مغار تخت يا صاف، مغار نيم باز، مغار گيلويى و مغار شتره تقسيم مى شود. بيشتر اين مغارها خميده يا كج هستند و در جاهايى كه امكان استفاده از مغار صاف نباشد، از مغار كج استفاده مى شود. »
ميرطيبى براساس تحقيقات وسيعى كه در انواع چوب براى ساخت آثار فاخرى در هنر منبت داشته، دكتراى افتخارى چوب دريافت كرده است: «در منبت كاربرد چوبهاى محكم و بدون گره بيشتر از ساير چوبها است. براى اين منظور چوبهاى آبنوس، بقم، شمشاد، فوفل، عناب، و گردو از همه مناسبتر هستند. شناخت راه چوب يكى از مهمترين اصول كار است. راه چوب همان مسير رشد عمومى درخت است و به آن در اصطلاح راه راست مى گويند.»
و اما مراحل ساخت يك اثر منبت را از زبان استاد مى توان اين گونه نوشت: «ابتدا طرح بر روى زمينه چوب منتقل مى شود و با بستن كار به گيره دستى هنرمند شروع به كار كرده و ابتدا خطوط محيطى طرح با مغار مشخص مى شود، سپس بابرداشتن زمينه كار به صورت يكنواخت و به وسيله مغارهاى مختلف منبت كارى روى چوب ادامه پيدا مى كند.»
پس از پايان كنده كارى، سطوح كار با سنباده بسيار نرم، صاف و صيقل داده مى شود. در اين مرحله به سطح كار روغن يا پلى استر زده مى شود تا چوب بر اثر مرور زمان ترك نخورد و در مقابل رطوبت مقاوم باشد. و اما انواع منبت به شرح ذيل است: «منبت كمى بر جسته كه نوعى از منبت است كه در آن هنرمند كنده كارى خود را به حدى برساند كه نقش برجسته اى كه به وجود آورده از سطح زمينه كار بيرون نيايد و هم سطح حاشيه اطراف كار باشد.
نوع ديگر منبت بر جسته است. شيوه كار اين گونه است كه مراحل منبت يك چوب را تا آنجا پيش مى بريم كه برجستگيهاى طرح از رويه كار كاملاً بيرون خواهد زد.
در پيكره نيز هنرمند طرح خود را بر روى حجمى از چوب به شيوه هاى چسباندن، كپى، يا به وسيله كاغذ كاربن يا طراحى مستقيم بر روى چوب انتقال مى دهد، آنگاه از برجسته ترين قسمت طرح، كار خود را آغاز مى كند و توسط مغارها و لوازم رايج در اين زمينه مشغول كنده كارى بر روى چوب مى شود. در تمام كار، طرح به صورت كاملاً بر جسته و داراى حجم چوب از داخل بيرون آمده و اطراف آن خالى از هر گونه چوب خواهد بود.»
سيد كمال ميرطيبى از سال ۱۳۷۰ به سرپرستى كارگاه منبت سازمان ميراث فرهنگى منصوب شد و در اين سال ها موقعيت كارگاه را در امتداد راه و مسير استادان گذشته با جديت پيگيرى كرد و خلق آثار با ارزشى در اين كارگاه را موجب شد.ميرطيبى در كنار تدريس و كار منبت، از حضور در مجامع و همايشها و مسابقات اين رشته از هنرهاى سنتى نيز غافل نمانده و در بسيارى از مسابقات هنرى اين رشته داور بوده است. در نخستين جشنواره هنرهاى سنتى جوانان او در كنار استادان ارجمند و آزموده و چند نفر ديگر، از داوران مسابقه بود.
ميرطيبى همچنين از اواخر دهه شصت به عنوان مدرس در مراكز آكادميك هنرهاى سنتى و صنايع دستى ايران مشغول به تدريس شده و در دانشگاه هاى الزهرا(س)، سوره و دانشگاه كاشان و زاهدان، درس داده است. از او، در اين سالها توسط نهادها و مراكز مختلفى نيز تجليل به عمل آمده و به عنوان هنرمند شاخص عرصه منبت كارى معرفى شده است.از آن جمله تقدير از او در دانشگاه الزهرا(س) و سوره. همچنين او در سال ۱۳۷۳ موفق به دريافت نشان درجه يك هنرى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى شده است.
درمراسم تجليل ازهنرمندان صنايع دستى استان مركزى نيز از ميرطيبى در كنار استادان بنامى چون فتحعلى واشقانى فراهانى، عزت الله ابراهيمى، محمد فراهانى، مهدى ملك زاده، سيد مصطفى هجرتى، عبد الحسين اخوان ملايرى، على بصيرت نژادو مصطفى اخوان به ترتيب در رشته هاى خوشنويسى، نقاشى بر روى فرش، نقاشى قهوه خانه، مشبك فلز، طراحى فرش، گليم گل برجسته، گچ برى سنتى ونگارگرى وتذهيب تجليل شد.ميرطيبى در اين سال ها علاوه بر همه فعاليت ها، در جهت معرفى و گسترش هنر منبت كارى نيز زحمت بسيار كشيده و بر اين بنا نمايشگاه هاى متعددى در ساير كشورها از جمله در اسپانيا، ژاپن، آلمان، ايتاليا، كره جنوبى و پاكستان برپا كرده و درباره هنر خويش نيز با مخاطبان ناآشنا به گفت و گو پرداخته است: «يكى از ظرايف صنايع دستى ايران كه چونان ديگر انواع اين صنعت پر پيشينه تلفيق بليغى از هنر و حوصله محسوب مى شود و دست اندركاران آن از مواد اوليه اى ارزان و فراوان، محصولاتى گران بها با ارزش هاى مصرفى و هنرى فوق العاده بالا به وجود مى آورند، صنعت منبت كارى است، كه از گذشته هايى دور در ايران رواج داشته و با وجود بى دوامى چوب در برابر عوامل جوى، در كاخ ها، صندوقچه روى مقابر، منابر مساجد و... آثارى از روزگاران قديم به جا مانده كه دليل خوبى بر گستردگى اين هنر و رونق و رواجش در ايران است.
منبت كارى هنرى است مشتمل بر حكاكى و كنده كارى بر روى چوب بر اساس نقشه اى دقيق. چوبهاى منبت كارى شده هر كدام نمونه خوبى از احساس، ادراك و انديشه پديد آورند گانش هستند. تاريخچه منبت كارى همانند بقيه هنرها و صنايعى كه بنيانگذار آن مردم عادى بوده اند و در دامان جوامع پراكنده بشرى متولد شده و رشد كرده، چندان روشن نيست و به درستى نمى توان گفت اين هنرصنعت از چه زمانى ابداع شده و رواج يافته. اما آنچه مسلم است چوب به عنوان فراوان ترين ماده اوليه موجود در طبيعت جزو نخستين موادى است كه توجه بشر را به خود جلب كرده و براى ساخت و پرداخت انواع وسايل مصرفى و هنرى مورد استفاده قرار گرفته است. بنا بر اسناد و مدارك موجود منبت كارى در ايران متكى به سابقه اى بيش از هزار و پانصد سال است و حتى عده اى از محققان به صراحت اظهار نظر كرده اند كه قبل از ظهور ساسانيان نيز منبت كارى در ايران رواج داشته است.»
سيد كمال ميرطيبى را بايد از نسل ميانى هنرمندان هنرهاى سنتى ايران به حساب آورد. نسلى كه اگر چه محدود و نادر شده اند اما با ويژگيهاى متفاوتى از نسل گذشته و تكيه بر پژوهش و تحقيق و ميل به گسترش هنر خويش، آن را اميدوارانه نگاه مى دارند.
پى نوشت: ۱- پژوهشكده هنرهاى ملى ميراث فرهنگى