|
صاحبنظرى كه« درد دين» داشت
|
|
|
قاسم تبريزى آشنايى من با استاد مورخ و محقق حجت الاسلام و المسليمن على دوانى به اوايل دهه ۱۳۴۰ با مطالعه مقاله هاى تاريخى ايشان در مجله درس هايى از مكتب اسلام و سپس مطالعه آثارشان در اواسط همان دهه و آشنايى نزديك با ايشان از اواخر دهه ۴۰ باز مى گردد. سفر تبليغى آن مرحوم به دماوند، و ايراد منبر در مسجد جامع شهر در سال هاى ۵۳ تا ۵۷ خاطره انگيز بود. مضامين منابرشان، تاريخ اسلام، سيره پيامبر (ص) و ائمه هدى (ع)، شخصيتهاى صحابى و ياران خاندان رسالت و نبوت (ع) و ... بود كه از اين طريق هم تبليغ دين و هم ارائه معيارهاى اسلامى بود كه انسان براى خودسازى و جامعه سازى بدان ها نيازمند است. در آن دوران منبرهاى تند و انقلابى جايگاه ويژه اى داشت، بخصوص حضور بزرگانى چون شهيد مطهرى، شهيد هاشمى نژاد، شهيد محلاتى، شهيد دكتر باهنر، شهيد دكتر مفتح، و حضور علمى شخصيت هايى همچون علامه طباطبائى، آيت الله امامى كاشانى، آيت الله شهيد قدوسى به شهر رونق و فضاى معنوى- سياسى خاصى مى داد. اما حضور استاد دوانى از يك سو، و روش ارائه تاريخ اسلام و الگوهاى اسلامى، و از سوى ديگر تشويق و ترغيب نسل جوان به مطالعه و پژوهش و جمع حضرات آقايان، محيط را گرم و سالم نگه مى داشت. از همين زمان آشنايى من با ايشان شروع شد. در سال هاى ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۵ همكارى من با مؤسسه انتشارات بعثت و چاپ و نشر كتب اسلامى، موجب ارتباط بيشتر با استاد شد. نخستين اثر ايشان كه در آن مؤسسه به چاپ رسانديم «على (ع) چهره درخشان اسلام؛ ترجمه مقدمه شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد» بود با حق التأليف: ۱۰۰۰ تومان !! و تيراژ ۵۰۰۰ نسخه. آن روزها منزل ايشان در اميريه تهران قرار داشت، زيرا از قم رحل اقامت گزيده و ساكن مركز شده بودند. اما استاد كار را براى پول و حق التأليف نمى كرد. در حالى كه نياز شديدى هم داشت. آن چه براى ايشان اهميت داشت انتشار كتب مفيد براى جامعه، به خصوص نسل جوان بود. كتاب مزبور شايد ۵ تا ۶ بار تجديد چاپ شد، ولى حق الزحمه در هر چاپ همان مقدار بود! دومين اثر استاد، ترجمه «صحنه هاى تكان دهنده در تاريخ اسلام»، بود با حجم بيش از ۴۰۰ صفحه و قيمت ۱۰۰۰ تومان و حق التأليف ۵۰۰۰ تومان با اقساط! و هر سه قسط پس از چاپ! با آن كه كتاب به لحاظ سياسى- تاريخى از منابع مهم بود و اقتدار اسلام را تا دروازه هاى اروپا نشان مى داد، اما استقبال از آن كتاب در حداقل بود. شايد بيش از ۴ سال اين كتاب در چاپ اول ماند!! روزى در خدمتشان بوديم، مى گفتند: « روزى به ديدن مرحوم علامه شيخ آقابزرگ تهرانى رفتم. در گوشه اى از اتاق، چندين دفترچه بزرگ روى هم چيده بود. پرسيدم: نوشته ها چيست؟ گفتند: نوشته هايم درباره اسلام، تاريخ اسلام، علماى اسلام ... است. پرسيدم: چرا چاپ نمى كنيد؟ گفتند: پول ندارم. امكان چاپ برايم نيست. گفتم: پس چرا نوشته ايد وقتى چاپ نمى شود؟ و چرا مى نويسيد؟ گفتند: «وظيفه ما نوشتن است. وقتى مرحوم شيخ طوسى كتاب مى نوشت، براى چاپ نبود. براى انجام تكليف بود. من هم همان نظر و روش را دارم». و اين منطق دينى و تعهد اسلاميِ آن عالم و محقق بزرگ در من (استاد دوانى) تأثير زيادى نمود». در حقيقت استاد هم همين شيوه را داشتند، حتى راضى بودند كتابشان يك بار چاپ شود و يك اثر جديد در حوزه اسلام بيايد و حق تأليفى هم نگيرند. در دوران انقلاب كتاب مهم «نهضت روحانيون ايران» را به تنهايى در ۱۰ جلد نوشتند با متنى قوى. اما از برخى افراد در آن كتاب نام برده بود كه آنها را مى شناخت و فكر مى كرد با انقلاب اسلامى و تشكيل نظام اسلامى آنها تغييرى در روش برخوردهاى سياسى ايشان مى دهند. اما آنها به همان كژراهه و بيراهه خود ادامه دادند. اين كتاب قبلاً در سال ۱۳۴۱ با نام «نهضت دو ماهه روحانيون» چاپ و از سوى ساواك جمع آورى شده بود كه بعدها در اسنادشان ديدم كه چگونه ساواك به خاطر اين كتاب، ايشان را جزو روحانيان طرفدار امام، تندرو و ناراحت قلمداد كرده است. كتاب فوق تا پيروزى انقلاب تجديد چاپ نشد و در همان آغاز در اختيار خواص بود كه در سال هاى ۵۷ تا ۶۰ جزو منابع مهم تاريخى قلمداد مى شد. وقتى استاد دوانى كتاب ۱۰ جلدى را منتشر كرد كتاب مزبور جاى خود را به متن مهمترى داد كه از نهضت سربداران خراسان تا پيروزى انقلاب اسلامى و مدت هفت قرن مبارزه روحانيت شيعه را در بر مى گرفت. استاد، در تاريخ نگارى نه تنها داراى روش خاص تحقيق بود، بلكه به خواننده «بينش» و «نگرش» تاريخى مى داد تا بتواند از تاريخ به عنوان معلم و چراغ راه استفاده كند. در اشارات تاريخى شان به دوره معاصر، گاهى به رجال دربارى، سياسى و فراماسون اشاره مى كردند كه نشان مى داد ايشان نه تنها در شناخت رجال و تاريخ اسلام صاحب نظرند، كه در تاريخ سياسى معاصر غرب نيز مطالعاتى دارند. ولى ايشان اصل را بر تحقيق و تدوين كتب تاريخى اسلامى گذارده بودند. بى اغراق، استاد دوانى «درد دين» داشت. سه بار كتابخانه خود را به دليل مشكلات مادى فروخت كه برايش اهميت فراوان داشت، اما مناعت طبع به او اجازه نمى داد اين كاستى ها را عنوان كند. پس از پيروزى انقلاب كه امكان تدريس، فعاليت، نشر، حضور در همايش ها و كنفرانس ها برايشان فراهم آمد، ايشان براى «كنفرانس هاى تاريخى»، مقاله هاى تحقيقى تهيه مى كردند. حتى گاهى با كسالت و بيمارى كه داشتند، سند يا اسنادى انتخاب و براى شرح و توصيف آن، سخنرانى مى كرد. در «كنفرانس مشروطيت» (تير ۸۵) سندى ارائه دادند كه براى خيلى از آگاهان تاريخ مشروطه نيز تازگى داشت. به دنبال كتاب جديد و اسناد نو يافته بودند. در سال ۱۳۸۳ كه قرار بود «خاطرات» خود را به نام «نقد عمر» بنويسند، يك بار پرونده ساواك خود را در سه جلد مطالعه و چند سند را انتخاب كردند. كتاب به چاپ رسيد و پيشنهادها و درخواست هايى براى چاپ دوم مى شد. لذا بار ديگر به دنبال پرونده خود بودند كه مرور ديگرى داشته باشند. متأسفانه به دليل مشكلات ادارى، امكان مطالعه برايشان در آن زمان دست نداد و كتاب به چاپ دوم رسيد. اميد داريم براى سالگرد ايشان بتوانيم « استاد دوانى به روايت اسناد ساواك» را در مجموعه آثار خود به چاپ برسانيم تا خوانندگان از مراقبت هاى مداوم ساواك نسبت به فعاليت هاى ايشان در كشور و خارج از كشور بهتر اطلاع يابند. & از دوستان صميمى مرحوم علامه دوانى
|