شنبه ۵ اسفند ۱۳۸۵ - ۶ صفر ۱۴۲۸
Sat, Feb 24, 2007
فرهنگ و هنر
۳۵۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گفت وگو با امير توده روستا، سينماگر فيلم كوتاه
شمارش معكوس براى اسكار
278970.jpg
گروه فرهنگ و هنر ـ كارشناسان و ناظران جوايز سينمايى در هاليوود ۲ فيلم «خورشيد خانم كوچولو» و «مرحوم» را به عنوان طلايه داران جوايز اسكار امسال معرفى كرده اند با اين حال شانس موفقيت برخى فيلم ها در اين مراسم در روزهايى كه شمارش معكوس براى اين رويداد بزرگ سينمايى آغاز شده رد نشده است. به گزارش رويتر با اهداى مجموعه جوايز پيش از اسكار از يك ماه پيش تاكنون آرا و گمانه زنى هاى بيش تر كارشناسان و ناظران سينمايى در مورد برخى فيلم ها، بازيگران، كارگردانان و فيلمنامه نويسان وحدت بيش ترى يافته است و در اين ميانه ۲ فيلم «خورشيد خانم كوچولو» و «مرحوم» از مارتين اسكورسيزى در صف مقدم برندگان احتمالى اسكار هستند. ديويد پولاند كه وب سايت moviecitynews.com را راه اندازى و اداره مى كند، گفته است: «درصد شانس فيلم ها خيلى نزديك به هم است. هيچ فيلمى نداريم كه بيش از ۳ جايزه قبل از اسكار گرفته باشد و همه نامزدها با اختلاف كم در مراسم، حاضر خواهند بود». با اين حال فيلم مستقل «خورشيد خانم كوچولو» پس از آن كه از سوى اتحاديه تهيه كنندگان آمريكا بهترين فيلم شناخته شد و جايزه بهترين فيلمنامه اوريژينال را از سوى انجمن فيلمنامه نويسان و جايزه بهترين گروه بازيگران را از سوى اتحاديه بازيگران سينما و تلويزيون دريافت كرد و نيز فيلم «مرحوم» اسكورسيزى كه جايزه بهترين كارگردانى را از سوى اتحاديه كارگردانان آمريكا گرفت شانس بيش ترى براى پيروزى دارند. البته به گفته ناظران نبايد از ديگر نامزدها همچون فيلم «بابل» غافل شد. اين فيلم اگرچه در رقابت هاى پيش از اسكار چند بار مغلوب ۲ فيلم «خورشيد خانم كوچولو» و «مرحوم» شده است، اما تجربه و تاريخ نشان داده است كه رأى دهندگان همواره به انتخاب فيلم هايى با يك پيام اجتماعى گرايش بيش ترى داشته اند تا كمدى هايى همچون «خورشيد خانم كوچولو» و يا فيلم هاى خشونت محور مانند «مرحوم». تام اُنيل از سايت the envelope.com مى نويسد: «بابل از سوى اين اتحاديه ها جوايز بسيارى نگرفته و اين بدان معناست كه خيلى از حمايت هاى خود را از دست داده است، اما منتقدان انتظار بردن آن را دارند و همين توجه مرا به اين فيلم بيش از پيش جلب كرده است. ۲ نامزد اصلى ديگر «ملكه» درباره خانواده سلطنتى بريتانيا و «نامه هايى از ايووجيما» ساخته كلينت ايستوود نيز هواداران پروپاقرص خود را دارند، اما تعداد آنها آنقدر نيست كه خطرى براى ديگر رقبا محسوب شود كارشناسان سينمايى بر اين باورند كه فيلم ملكه چه به لحاظ داستان و چه به لحاظ ساختار خود فيلم خيلى كوچك است و بيش از حد بريتانيايى بودن آن مزيد بر علت است در حالى كه فيلم ايستوود اگرچه اثرى خوش ساخت است، اما اين كارگردان روزهاى خوش پيروزى خود را با فيلم هاى «نابخشوده» و «عزيز ميليون دلارى» پشت سر گذاشته و بزرگ ترين دوئل او با اسكورسيزى هم به سر آمده است. يكى از وبلاگ نويسان سينمايى در پاسخ به اين سؤال كه آيا امسال سال اسكورسيزى خواهد بود، گفته است: «بله، مى توانم اين را با اطمينان بگويم». او درباره هلن ميرن هم مى افزايد: «اگر او نبرد، شرط را باخته ام».


ملكه
بازيگران: هلن ميرن، مايكل شين، جيمز كرام ول، سيلويا سيمز و هلن مك كورى
كارگردان: استفان فيرز
تهيه كنندگان: فرانسوا ايورنال، كامرون مك كراكن، اسكات رودين
پخش كننده: كمپانى ميراماكس
مدت زمان فيلم: ۱ ساعت و ۴۳ دقيقه
خلاصه فيلم: پس از مرگ پرنسس دايانا در سال ۱۹۹۷ و در جريان يك سانحه رانندگى، اندوه مردم به خاطر از دست دادن يكى از چهره هاى محبوبشان، جاى خود را به سرخوردگى آن ها از خانواده سلطنتى بريتانيا، به خاطر بى تفاوتى به اين تراژدى مى دهد.
درحالى كه نخست وزير تازه منتخب «تونى بلر» ملكه را به همدردى بيش تر با احساسات و عواطف ملت فرامى خواند او خود را در آستانه رويارويى با چالش ها و تغيير و تحولات زندگى مدرن كشورش مى يابد.

بابل
بازيگران: برادپيت، كيت بلانچت، گائل گارسيابرنال، ايه فانينگ، كوجى ياكوشو
كارگردان: آلخاندرو گونزالس ايناريتو
تهيه كنندگان: استيو گولين، جان كيليك، آلخاندرو گونزالس ايناريتو
پخش كننده:كمپانى پارامونت وينتيج
مدت زمان فيلم: ۲ ساعت و ۲۲ دقيقه
خلاصه فيلم: چند روايت داستانى به موازات هم در ۴ كشور به تصوير كشيده مى شوند و تناقضات فرهنگى و مشكلات ناشى از ناتوانى در برقرارى ارتباط با يكديگر و درك زندگى پيچيده در اين دهكده كوچك جهانى را ترسيم مى كند. يك چوپان مراكشى، يك زوج جهانگرد آمريكايى، يك دختر ناشنواى ژاپنى و يك پرستار كودك مكزيكى و كودكى كه مسئوليت نگهدارى از آن ها را برعهده دارد مهره هاى اين شطرنج جغرافيايى هستند.

مرحوم
بازيگران: لئوناردو دى كاپريو، مت دمون، جك نيكولسون، مارك والبرگ، ورافارميگا
كارگردان: مارتين اسكورسيزى
تهيه كنندگان: روى لى، داگ داويسون، گيانى نونارى
پخش كننده:برادران وارنر
مدت زمان فيلم: ۲ ساعت و ۳۰ دقيقه
خلاصه فيلم: داستان فيلم در جنوب بوستون اتفاق مى افتد؛ جايى كه پليس ايالتى درصدد پرده بردارى از يك جنايت سازمان يافته است. پليس مخفى جوان و كم سن و سال بيلى كاستيگان مأمور رخنه به اين باند تبهكاران به سركردگى كاستيو مى شود. در همان حال كه بيلى موفق به جلب اعتماد كاستيو مى شود، يك تبهكار جوان ديگر به نام كولين سوليوان به عنوان جاسوسى براى اين باند تبهكاران به دپارتمان پليس ايالتى نفوذ پيدامى كند و در واحد ويژه تحقيقات، به پستى مهم دست پيدامى كند. هر۲ آنها غرق در زندگى دوگانه خود به اطلاعات ارزشمندى دست پيدامى كنند اما وقتى در آستانه لو رفتن قرار مى گيرند، براى نجات جان خود پرده از بسيارى از اسرار سازمان يافته برمى دارند.

نامه هايى از ايووجيما
بازيگران: كن واتانابى، كازونارى نينوميا، تسويوشى اى هارا، شيدوناكامورا
كارگردان: كلينت ايستوود
تهيه كنندگان: پل هاگيس، كلينت ايستوود، رابرت لارنز
پخش كننده: پارامونت پيكچرز، برادران وارنر
خلاصه فيلم: نبرد ايووجيما كه در جريان جنگ جهانى دوم ميان آمريكا و ژاپن درگرفت اين بار از نگاه ۲سرباز و دوست صميمى كه جزو نيروهاى ژاپن هستند و از اين جزيره در برابر ارتش دشمن دفاع مى كنند روايت مى شود.
مجموعه اى از نامه ها كه سال ها بعد از اين سربازان پيدا شد زندگى را از نگاه اين سربازان كه هرآن در انتظار مرگ خود هستند و آرزوى برگشت به خانه و كاشانه را دارند به مردم عادى نشان مى دهد.

خورشيد خانم كوچولو
بازيگران: استيو كارل، گرگ كى نر، تونى كوله ته، آدان آركين، پاول دانو
كارگردان: والرى فاريس، جاناتان دى تون
تهيه كنندگان: جب برادى، مايكل باگ، ديويد تى فرندلى
پخش كننده:فاكس سرچ لايت پيكچرز
مدت زمان فيلم: ۱ ساعت و ۴۱ دقيقه
خلاصه فيلم: كودك ۷ ساله اى به نام اليو خواب مى بيند كه در يك مسابقه زيبايى كودكان برنده شده است و خانواده اش را متقاعد مى كند تا براى شركت در مسابقه «خورشيد خانم كوچولو» از خانه شان در نيومكزيكو راهى سفرى جاده اى به كاليفرنيا شوند. همراهان او در اين سفر پدرش، پدربزرگ معتادش، برادر كم حرفش، عموى نااميدش و مادر بداخلاق و دمدمى مزاجش هستند.
گفت وگو با امير توده روستا، سينماگر فيلم كوتاه
مستقل بودن را دوست دارم
278964.jpg
رامتين شهبازى

امير توده روستا متولد سال ۱۳۶۱ و فارغ التحصيل كارشناسى رشته ادبيات نمايشى از دانشگاه سوره است. وى تاكنون حدود ۱۱ فيلم كوتاه را جلوى دوربين برده كه از آن ميان مى توان به فيلم هايى همچون: سلام آقاى ايول، دزد شكلاتى، تلألو، شيوا و سياه سفيد اشاره كرد.
اين فيلم ها در جشنواره هاى مختلف داخلى وخارجى مطرح و به نمايش درآمده است.
توده روستا خود ادعا مى كند كه جزو سينماگران مستقل فيلم كوتاه به شمار مى آيد و براى حفظ اين استقلال رنج هاى زيادى را متحمل شده است.
توده روستا نخستين فيلم خود را در سن ۱۹ سالگى جلوى دوربين برده كه سلام آقاى ايول نام دارد و با الهام از بازى هاى كامپيوترى ساخته شده. گفت وگو را هم از همين نقطه آغاز كرديم.

  اگر چه تئاتر و سينما چندان از هم دور نيستند، اما تجربه در آنها دوشاخه متفاوت است. چطور تئاتر خواندى و بعد فيلم ساختى؟
من در ابتدا كار هنرى ام را از سال ۷۵ با تئاتر شروع كردم. كنار كارتئاتر بود كه به كلاس هاى انجمن سينماى جوان رفتم و آنجا سينما را كم كم ياد گرفتم. چند تا فيلم براى به دست آوردن تجربه ساختم تارسيدم به سلام آقاى ايول. در كنار كار سينما، در رشته نمايش هم ادامه تحصيل دادم.
كارنامه همدوره هاى تو را كه مرور مى كنم، هر يك تلاش كرده اند در نخستين ساخته هايشان دنباله روى سينمايى باشند كه چندان به قصه پايبند نيست، ريتم كندى دارد و مشخصه فيلم هايى كه همه آنها را خوب مى شناسيم. اما تو در نخستين گام سراغ يك فيلم با ريتم تند رفته اى كه كاملاً متكى به قصه است. حتى زبان بازيگرانت راهم انگليسى انتخاب كرده اى كه فضاى متفاوتى را براى كليت اثر به همراه مى آورد. فارغ از اين كه سلام آقاى ايول ضعف هايى در اجرا دارد؛ اما جنس نگاه و حركت تو در فيلم كوتاه برايم جالب است.
سال ۷۹ قبل از سلام آقاى ايول، فيلمى ساختم كه در جشنواره فيلم كوتاه تهران پذيرفته نشد. آن سال تصميم گرفتم به خاطر اين كه فضاى كار درست دستم بيايد همه فيلم ها را ببينم. حتى يك فيلم را هم از دست ندادم. حس كردم كارها به نوعى شبيه به يكديگرند. پس با خودم گفتم بايد شروعى متفاوت را تجربه كنم.
اما جرقه اصلى خود فيلم روزى در ذهنم زده شد كه به يك فروشگاه بازى هاى كامپيوترى رفته بودم. آنجا بازى را ديدم كه از نظر سينمايى بسيار دكوپاژ شده بود. يك روز به شخصى پول دادم و از او خواستم اين بازى را تا انتها انجام دهد. با مراحلى كه شخصيت اين بازى پشت سر مى گذاشت، ايده يك فيلم انيميشن در ذهنم شكل گرفت. حتى ايرادى نمى ديدم كه ما از روى يك بازى كامپيوترى فيلمى را كپى كنيم. تنها قصد داشتم پايان بازى آن چيزى باشد كه من دوست داشتم. چند بار طرح را نوشتم. اما بعد ها با حضور دوستم طاهر چگونيان اين فيلمنامه چندين بار تغيير كرد.
چرا براى شخصيت ها زبان انگليسى را انتخاب كرديد؟
احساس مى كردم كه اين فيلم نبايد شبيه به تله تئاتر شود. از طرف ديگر همه ما، از دوران كودكى خودمان تأثير مى گيريم. ما بچه هايى هستيم كه سينما را به وسيله ويدئو و به زبان اصلى ديده ايم. به هر حال متأثر از اين فضا بود كه سلام آقاى ايول را به زبان انگليسى ساختم. بسيارى هم به من گفتند كه اين فيلم را تحت تأثير فيلم ماتريكس ساخته ام. بله، اعتراف مى كنم چنين بوده، من فيلمنامه را پيش از ماتريكس نوشته بودم اما با ديدن آن يك سكانس ديگر به فيلمنامه اضافه كردم.
من پاسخم را نگرفتم... استفاده از زبان انگليسى فضا سازى خود را طلب مى كند. به علت تغيير زبان، ريتم بازى ها، چينش ميزانسن ها و... همه متغير مى شوند. با اين قضيه چطور كنار آمدى؟
ما فيلمنامه را به زبان فارسى نوشتيم. بعد چگونيان چون زبان انگليسى مى خواند به همراه چند نفر از دوستانش فيلمنامه را به زبان انگليسى ترجمه كردند و با گويش خاص و لهجه انگليسى روى نوار ضبط كردند. من هم آن را در اختيار بازيگران قرار دادم. خيلى هم تمرين كرديم. اگر چه اعتقاد دارم به نتيجه مطلوب نرسيديم. البته بايد بگويم خيلى دوست داشتم فضاسازى بهترى انجام دهم. مطلوب من يك برج بود كه وقتى پنجره هايش را باز مى كنيم نمايى از شهر را ببينيم. اما امكان توليدى نداشتيم و من تمام فيلم را در زيرزمين خانه خودمان تصوير بردارى كردم.
هرچه فيلم هاى بعديت را مى ديدم، حس كردم گام به گام درونى تر شده اى. ديگر از آن شرو شور سلام آقاى ايول خبرى نيست و بيشتر به يك كار درونى فكر مى كنى.
به هر حال سن آدم كه بالاتر مى رود با واقعيت هاى ديگرى از اجتماع روبه رو مى شود كه بيشتر قابل تأمل هستند. اما بخش عمده اى از اين تغيير نگاه به سمت و سوى سينماى فيلم كوتاه در ايران باز مى گردد. سينماى فيلم كوتاه ايران فيلم هايى از جنس سلام آقاى ايول را چندان در خود قبول نمى كند. بنابراين مجبور شدم به خاطر اين كه حذف نشوم كمى با جريان عمومى همراه شوم. من تاكنون حدود ۲۰۰ طرح فيلم كوتاه نوشته ام؛ اما نتوانستم جز تعداد محدودى را جلوى دوربين ببرم. زمان ساخت دزد شكلاتى يادم مى آيد مى خواستم فيلمى بسازم با ۱۵۰  هزار تومان. فيلمنامه  اين فيلم را به گونه اى از ميان طرح هايم انتخاب كردم كه بتوانم با اين مبلغ آن  را بسازم. بنابراين نمى توانيم منكر شرايط عمومى توليد فيلم كوتاه باشيم.
من كار فيلمسازى را از سن كم شروع كردم. طبيعى است كه آن زمان جهان بينى من وابسته به ديگران بود. بيشتر كپى كارى از روى دست بزرگتر ها بود تا نگاه مستقل. اما امروز كه سنم بالاتر رفته كم كم به سمتى مى روم كه جهان بينى خودم را پيدا كنم و براساس آن فيلم بسازم.
جدا از فضاى درونى به فضاى ذهنى هم علاقه مند هستى. اين علاقه مندى را در فيلم هاى تلألو و سلام آقاى ايول به خوبى مى بينم.
همه از روى ناخود آگاه بوده است. هميشه دنبال يك گمشده مى گردم. من بسيار زياد خواب مى بينم. خواب مرگ. اين خواب مرگ بسيار زياد برايم تكرار مى شود. از سوى ديگر دلبستگى هاى مذهبى هم دارم كه دست به دست هم مى دهند تا به فضاهاى ماورايى نزديك شوم.
تو در دانشگاه نمايشنامه نويسى خوانده اى. اين رشته تا چه اندازه به نگاه تو در فيلمسازى تأثير گذار بوده است؟
من چندان در دوره دانشگاه نمايشنامه ننوشتم. بيشتر كارهايى كه نوشته ام به پيش از ورود رسمى من به دنياى سينما مربوط مى شود. اما رشته نمايشنامه نويسى در دوران فيلمسازى ام بى تأثير نبوده. من خودم فكر مى كنم سلام آقاى ايول بسيار متأثر از تئاتر است. من عاشق فضاهاى خارجى هستم. اما به هر حال هرگاه كه مى نويسم ناگهان شكل داخلى به خود مى گيرد و تمام درگيرى ها و قصه را درون يك محل بسته تصوير مى كنم.
ببين در سلام آقاى ايول دغدغه سينما و توجه به فرم هاى بصرى زياد است؛ اما زمانى كه به فيلم شيوا و سياه سفيد مى رسيم تأكيد روى نشانه هاى متنى و فيلمنامه نويسى بيشتر مى شود.
بسيار دوست داشتم مستقل باشم. اما مگر تا چه زمانى مى توان بدون تهيه كننده فيلم ساخت. بايد تهيه كننده پيدا مى كردم و اين يافتن تهيه كننده هم يعنى تن دادن به خواست عام.
پس با تحليل تو موافقم چون جريان عمومى سينماى فيلم كوتاه مرا به اين سمت و سو برد. اگر من واقعاً اين توانايى را داشتم كه هر چه را در ذهن دارم بسازم، شما بيشتر دغدغه سينما را در آن مى ديديد.
در فيلم سياه سفيد كه راستش را بخواهى بيشتر فيلم فيلمنامه است؛ حس مى كنم اطلاعات ناقصى را به بيننده ات مى دهى. اطلاعاتى كه مى توانسته كامل تر باشد. اين كمبود در شخصيت پردازى جاهايى موجب گسست ارتباط مخاطب با شخصيت ها مى شود. اگر چه بازى خوب ماهايا پطروسيان و كامبيز ديرباز تا حدودى اين ضعف را مى پوشاند. مى دانم اين سؤال بيشتر به فيلمنامه نويس مربوط مى شود. اما خود تو به عنوان كارگردان روى اين نكته مكثى نكردى؟
من در ابتدا جذب ايده فيلم سياه  سفيد شدم. وگرنه اين فيلمنامه چندان در اندازه كارهايى كه من انجام مى دادم نبود. اما در مورد ايرادت بايد بگويم كه من به عمد خاطره ۵ سالگى شخصيت زن فيلم را حذف كردم. فكر مى كردم اين رمز گونگى بايد در فيلم باقى بماند. مى خواستم مخاطب همه دلايل ترس دختر از تاريكى را پس از تماشاى فيلم در ذهنش مرور كند. يادم مى آيد با بازيگران هم بسيار سر صحنه بحث مى كرديم. نكته بعد اين كه درك ترس از تاريكى براى عموم قابل درك است. بنابراين مخاطب با مسأله عجيب و غريبى روبه رو نشده است.
اما شخصيت زن فيلم تو، يك شخصيت معمولى نيست. او كمى روان پريش است كه اين روان پريشى اش هم ريشه در ترس از تاريكى و خاطراتى كه به دوران ۵ سالگى و پدر و مادرش مربوط مى شود دارد، اينجاست كه ما به خاطر درك بيشتر او بايد اطلاعاتى از آن دوران را در اختيار داشته باشيم.
اين زن وسواسى است، بيش از حد به شوهرش علاقه مند است و يك بيمارى روانى ناشناخته دارد. حالا كه فكر مى كنم مى بينم مى شد يك بخش را هم روى دلايل روان پريشى او متمركز مى كرديم.
تلألو هم در كارنامه ات تجربه جالبى است. فكر مى كنم بيشتر صحنه هاى فيلم را از بالا و با فاصله زياد گرفته اى. درباره اين تجربه ات چه صحبتى دارى.
اين فيلم از يك ذهنيت شكل مى گرفت دوست داشتم تمام ذهنيتم را تصوير كنم كه تا اندازه زيادى هم به آنچه قصد داشتم نزديك شدم. در مباحث دينى ما هم مطرح مى شود كه روح پس از جدايى اش از بدن به صورت يك داناى كل رفتار مى كند. از همين رو من هم بر داناى كل بودن روح بچه اى كه در ابتداى فيلم مى ميرد تأكيد كردم. اين داناى كل ناخود آگاه يك نماى از بالا رو به پائين را در ذهنم تداعى كرد. بايد وسيله اى مرتفع پيدا مى كردم تا بتوانم تصوير بگيرم. باورتان نمى شود زمانى كه توليد اين فيلم به پايان رسيد به اندازه ۲ سال از نظر ذهنى سبك شدم. ابتدا ما سراغ يك جرثقيل رفتيم كه امكان حركت زيادى را به ما نمى داد. بعد به بنياد فارابى مراجعه كردم تا تاوركرين آنجا را بگيريم. اين تاوركرين متعلق به فيلم هاى بلند است و آن را به فيلمسازان فيلم كوتاه نمى دهند. اما اتفاقاً من نامه اى نوشتم و دوستان بنياد سينمايى فارابى هم حمايت كردند و با تخفيف آن را در اختيارم گذاشتند. مشكل ارتفاع حل شد. اما هنوز به سياليت تصويرى احتياج داشتم كه ديگر مربوط به تاوركرين نبود. با دوستان در اينترنت جست وجو كرديم و متوجه شديم وسيله اى در زمينه فيلمبردارى درست شده كه همانند فرمان اتومبيل است و دوربين در مركز آن واقع مى شود. اين وسيله هنوز در ايران نبود پس يك فرمان اتومبيل گرفتم. ميانه آن را سوراخ كردم و جاى دوربين را تعبيه كردم و به اين وسيله سياليت مورد نظرم را هم در آن فاصله زياد از زمين ايجاد كردم.
صحنه هاى زير آب را چطور گرفتى؟
اين تجربه را در فيلم شيوا انجام داده بودم.
دوربين را داخل يك آكواريوم گذاشتيم و به زير آب فرستاديم. اگر چه در فيلم تلألو آكواريوم مشكل پيدا كرد و كمى آب وارد دوربين شده و به كل كار ضرر زد. اما به لحاظ مضمونى اين فيلم در خود من تأثير زيادى گذاشت. من با مسئول گورستان هماهنگ كردم كه دوربين را داخل يك قبر بگذاريم، يك روز براى بازبينى به گورستان رفتم و يك قبر را انتخاب كردم. اما فردا صبح كه به همراه گروه رفتيم مجبور شديم ۳ قبر آن طرف تر برويم. از شب قبل تا صبح روز بعد سه نفر فوت كرده بودند. اين مسأله واقعاً مرا به فكر واداشت كه آدم هر لحظه بايد منتظر سفر باشد.
چقدر داستان كوتاه مى خوانى، سياه سفيد به نظر مى رسد بسيار متأثر از داستان هاى ريموند كارور است.
جالب است كه من در دوره تحصيل به عنوان يك واحد درسى روى كارور كار مى كردم. اما اصلاً او را دوست نداشتم. حس مى كردم بسيار سخت مى نويسد. تعليق چندانى ندارد و بنابراين نمى توانستم با آن ارتباط برقرار كنم.
امير توده روستا، چگونه خود را معرفى مى كند؟
دوست دارم فيلمسازى باشم كه مردم به كارهايم علاقه مند باشند. فيلم هايى بسازم كه مردم بيايند و آن را ببينند. از فيلم هايى كه ديده نمى شوند خوشم نمى آيد.
آيا وسوسه نشده اى فيلم بلند بسازى؟
چرا. شده ام. تازگى ها بسيار وسوسه شده ام.
پيش تر بسيار به فيلم كوتاه وفادار بودم. اما امروز مى بينم فيلمسازى كه سال هاست فيلم كوتاه مى سازد به راحتى كنار گذاشته مى شود و فيلمساز فيلم بلندى كه به سمت فيلم كوتاه مى آيد ناگهان مورد توجه قرار مى گيرد. پس باز هم تسليم شرايط هستم.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   شهرى   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   مهرگان   |   ماجرا   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |