گروه حوادث: راز هولناك يك مرد نقاش كه به زندگى پدر و دخترى رنگ خون پاشيده است در تجسس هاى پليس جنايى پايتخت فاش شد.
گروه تحقيق در صحنه جنايت با ديدن ديوارهاى تازه نقاشى شده خانه پدر و دختر به ردپايى از عاملان قتل دست يافتند.
بنا به اين گزارش، در ساعت ۱۱ و ۴۴ دقيقه روز پنجشنبه ۲۶ بهمن ماه سال جارى با فاش شدن قتل پدر و دخترى در طبقه دوم ساختمانى در خيابان ابراهيمى مرزداران، مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران به تحقيقات گسترده اى پرداختند.
|
|
|
وقتى برادر پير «عباس سعيدى» با نگرانى داخل خانه او شد و در اتاقى پيكر بى جان و خون آلود وى با دختر ۴۰ ساله اش به نام «ليديا» را ديد، پليس را در جريان قرار داد.كارآگاهان و بازپرس هنرمند از شعبه چهارم دادسراى امور جنايى تهران در اتاق خواب جسد پدر ۷۶ ساله خانواده را ديدند كه دهانش را با باند زخم بسته و با چاقو ضربه اى عميق به كتف وى وارد آورده بودند. در دو قدمى اين جسد، پيكر خون آلود «ليديا» افتاده بود كه دو ضربه چوب به سرش اصابت كرده بود و قاتلان با فرو كردن ملحفه اى در دهانش موفق شده بودند از داد و فريادهايش جلوگيرى كنند. وقتى همسايه ها ادعا كردند كه آخرين بار روز سه شنبه ۲۴ بهمن ماه صداى جر و بحث «ليديا» با پدرش را شنيده اند، كارآگاهان در بررسى قفل هاى درهاى ورودى پى بردند كه عاملان جنايت به راحتى وارد قتلگاه شده و حتماً با قربانيان خود، آشنا بوده اند.بدين ترتيب، آپارتمان ۷۰ مترى پدر و دختر تحت بازرسى قرار گرفت و مشخص شد ميهمانان جنايتكار پس از اجراى توطئه شوم خود در جست و جوى پول و اشياى قيمتى همه كمدها و اثاثيه را به هم ريخته اند و انگيزه شان چيزى جز سرقت نبوده است.كارآگاهان در بررسى اتاق قتل با توجه به اين كه «ليديا»لباس بيرون به تن داشت، دريافتند قاتلان ابتدا پدر خانواده را وقتى در خانه تنها بود به قتل رسانده اند و در كمين «ليديا» نشسته اند تا از بيرون برگردد، سپس وى را غافلگير كرده و از پاى درآورده اند.پليس در تحقيقات خود پى برد كه عباس از سال ۶۷ با مرگ همسرش چون بچه هايش در انگليس، فرانسه و آمريكا زندگى مى كردند تنها بود تا اين كه «ليديا» و همسرش بعد از سال ها زندگى در تركيه به ايران بازگشتند و با مرگ داماد خانواده، اين پدر و دختر با هم زندگى مى كردند.
< يك سرنخ
گروه تجسس در خانه قربانيان وقتى ديوارهاى تازه نقاشى شده را ديد، دريافت به تازگى در اين خانه كارگران نقاشى رفت و آمد داشته اند و احتمال دارد آنان با پى بردن به جزئيات زندگى پدر و دختر و تنهايى آنها نقشه جنايت را طراحى كرده اند.بدين ترتيب، عمليات روى شناسايى نقاشان ساختمانى متمركز شد كه از ۱۰ روز پيش با پايان يافتن نقاشى خانه قربانيان آنجا را ترك كرده بودند.در اين سرنخ، مشخص شد دو برادر به نام هاى «جليل» و «احمد» كه در شهريار زندگى مى كنند نقاش هاى ساختمان بوده اند و «جليل» عهده دار نقاشى بوده و برادرش آشنايى بيشترى با «عباس» داشته است.با دستگيرى نقاش اصلى ساختمان، وى هر گونه دخالت در قتل پدر و دختر را منكر شد و ادعا كرد برادرش به نام «احمد» رفت و آمد زيادى به آن خانه داشته است و او تنها در مدت كارش به آنجا مى رفت.با راهنمايى هاى اين برادر، خانه «احمد» در روستاى نصيرنژاد از توابع خادم آباد در حوالى شهريار شناسايى شد و كارآگاهان با پى بردن به اين كه مرد نقاش به طور ناگهانى ناپديد شده است، خود را در يك قدمى قاتل ديدند.
|
|
|
با اعزام گروه عملياتى به خانه روستايى، در بازرسى اتاق ها پيراهن خون آلود و باندرول دسته اسكناس هايى كه «ليديا» همان روز از بانك وصول كرده بود، كشف شد و پليس با اين مدارك «احمد» را قاتل پدر و دختر شناخت.
< دستگيرى طراح جنايت
روز يكم اسفندماه سال جارى، پس از اين كه كارآگاهان جنايى در اقدامهاى اطلاعاتى ردپاى احمد را در لاهيجان به دست آوردند با دستور بازپرس هنرمند در قالب گروهى تخصصى به شمال اعزام شدند تانقاش را دستگير كنند.وقتى مشخص شد«احمد» به اتهام مواد مخدر در زندان لنگرود است او در برابر پليس تهران ، حتى سعى نكرد دروغ پردازى كند و پذيرفت با همدستى يكى از هم پاتوقى هايش نقشه قتل پدر و دختر را كشيده و آن دو را از پاى درآورده اند.اين مرد نقاش گفت: «بارها به خانه عباس رفت و آمد كرده بودم، تصور كردم خيلى پولدار هستند، پس از پايان كار نقاشى ساختمان قربانيان، نزد دوست ۴۵ ساله ام به نام «سياوش» رفتم كه هم پاتوقى من در محافل استعمال مواد مخدر بود و او را در جريان نقشه قتل گذاشتم. وقتى پذيرفت، ساعت ۳ ظهر روز ۲۶ بهمن ماه به خانه «عباس» رفتيم، او تنها بود. بهانه آورديم براى كامل كردن نقاشى ديوارها به آنجا رفته ايم، وقتى پيرمرد ما را به داخل خانه دعوت كرد ابتدا «سياوش» از پشت سر ضربه چوبى به سر عباس زد سپس با چاقويى كه در دست داشت او را مورد حمله قرار داد.»وى افزود: «روى زخم هاى «عباس» باند زخم بستيم و روى تخت به حالت دراز كشيده گذاشتيم، مى دانستيم «ليديا» به خانه خواهد آمد به خاطر همين در همان جا كمين كرديم.»طراح جنايت درباره چگونگى قتل «ليديا» گفت: «دخترش يك ساعت بعد آمد، با ديدن ما وقتى شنيد پدرش بيمار است و در اتاق خوابيده سراغ «عباس» رفت. با ديدن جسد خواست با داد و فرياد اعتراض كند كه «سياوش» دو ضربه چوب به سرش زد، او زنده بود كه من ملحفه اى در دهانش فرو كردم تا اين كه خفه شد، همه خانه را جست وجو كرديم اما بى فايده بود. از داخل كيف «ليديا» ۲۰۰ هزار تومان و در كمد ۱۵۰ هزار تومان پيدا كرديم، باورمان نمى شد به خاطر اين پول ناچيز آدم كشته ايم، وقتى از آنجا فرار كرديم پشيمان بوديم.»كارآگاهان كه با ادعاهاى تكان دهنده «احمد» و مطابقت آن با صحنه جنايت، همدست وى را نيز شناسايى كرده بودند، وى را نيمه شب دوم اسفندماه در شهريار به دام انداختند.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، اين مرد نيز با تأييد ادعاهاى مرد نقاش پذيرفت كه در قتل پدر و دختر دخالت داشته است.