|
گزارشى از بخش مسكن در مالزى
بانك هاى مالزى ۹۵ درصد قيمت خانه را تسهيلات ۵ درصدى مى دهند
مردم مالزى براى خانه دار شدن از تسهيلات بانكى با نرخ سود پنج درصد استفاده مى كنند و تقريبا ً ۹۵درصد قيمت خانه را از طريق همين تسهيلات تأمين مى كنند. مردم مالزى و بيش از همه اقوام مسلمان اين كشور بر اين باورند كه هر خانه بايد حداقل سه اتاق خواب داشته باشد و نقشه اكثر خانه ها و ويلاهاى موجود نيز مطابق با اين سليقه است و حتى يافتن آپارتمانى با يك يا دو اتاق خواب تقريباً غير ممكن است. اين در شرايطى است كه قيمت مسكن در اين كشور نيز از تناسب كامل با درآمد ساكنان برخوردار است و درعين حال شرايط تملك خانه اعم از وام هاى متعلق به هر واحد مسكونى و نحوه واگذارى و پيش فروش نيز در نهايت انصاف و رضايت خريداران صورت مى پذيرد. شرايط رقابتى بانك ها در اعطاى تسهيلات موجب شده تا همواره مشتريان در جست وجوى يك بانك ديگر و شرايط جديد تر بهره كمترى را پرداخت كند. براى مثال بانك مالزى به طور معمول با نرخى معادل ۵ درصد تسهيلات خريد مسكن را تا سقف ۹۵ درصد قيمت خانه پرداخت مى كند. حال آن كه كارمندان همين بانك و برخى وزارتخانه هاى دولتى، همين مبلغ وام را مى توانند با نرخ هاى بهره يك يا ۲ درصد در اختيار بگيرند. اين درحالى است كه چنانچه واحد مسكونى در مراكز مورد توجه براى توسعه سريع، واقع شده باشد، وام هايى با كارمزدهايى پايين تر از نرمال، مردم را به سوى خود مى خواند. از اين رو در سوپرماركت ها و مراكز عمده خريد معمولاً مى توان ماكت ها و نقشه هايى را ديد كه اقدام به فروش واحد هاى مسكونى در نقاط مختلف مى كند و حتى در مواردى مردم بدون مراجعه به محل و بازديد در همان فروشگاه اقدام به خريد مسكن مى كنند. درعين سادگى و بى آلايشى بخش مسكن و وفور آپارتمان و واحدهاى مسكونى، بازهم دولتمردان اين كشور با آگاهى از رشد سريع جمعيت و نياز نسل آينده به خانه، دستورالعمل هاى ويژه اى را در برنامه نهم توسعه كشور براى اين بخش در نظر گرفته اند. توجه ويژه اين دولتمردان به مسكن قشرهاى كم درآمد متمركز شده است. به همين دليل در برنامه نهم مالزى تصريح شده كه همه گروه هاى درآمدى در اين كشور در پايان برنامه بايد امكان دستيابى به واحد مسكونى را داشته باشند. برآوردها به طور شفاف و مرتب به تفكيك هر ايالت انجام شده و نشان مى دهد كه هر ايالت به ساخت چند واحد مسكونى جديد و چند واحد جايگزين نياز دارد. براى مثال و بر همين اساس كوالالامپور تا سال ۲۰۱۰ به ۳۱ هزار و ۸۰۰ واحد مسكونى جديد و ۶۰۰ واحد مسكونى جايگزين نيازمند است. كل مالزى نيز بر مبناى همين برآوردها تا سال ۲۰۱۰ به ۷۰۹ هزارو ۴۰۰ واحد مسكونى نوساز و جايگزين نياز دارد. اما در واقع برآوردها و پيش بينى ها دقيق تر از ذكر چند عدد و رقم است به گونه اى كه در برنامه نهم مالزى گروه هاى متقاضى مسكن به چهار دسته پردرآمد، متوسط، متوسط پائين و كم درآمد تقسيم شده اند و تعداد ساخت واحد مسكونى براى هر دسته و يارانه پرداختى به مسكن كم درآمدها نيز مورد توجه قرار گرفته است. بر همين اساس و در سه سال آينده اين كشور به ۱۶۵ هزار و ۴۰۰ خانه ارزان قيمت، ۸۵ هزارو ۵۰۵ واحد مسكونى تقريباً ارزان قيمت، ۲۱۰ هزار و ۷۰۰ واحد مسكونى متوسط قيمت و ۲۲۷ هزار و ۷۹۵ خانه لوكس نياز دارد. اين ارقام كه از جمع نيازمندى ايالات و شهرهاى مختلف به دست آمده به خوبى نشان مى دهد كه در هر منطقه مشخصاً به چه تعداد خانه ارزان قيمت و يا چه تعداد مسكن تقريباً ارزان نياز است و شركتهاى ساختمانى نيز بنا به نياز ناحيه مورد نظر اقدام به ساخت و ساز مى كنند و در عين حال در اندك زمان نيز موفق به فروش واحد مسكونى خود مى شوند. ارائه يارانه به خانه هاى ارزان قيمت نيز نه از سوى دولت، بلكه از جانب خانوارهاى ثروتمند پرداخت مى شود به اين شكل كه شركت هاى ساختمانى تنها زمانى مجوز ساخت خانه هاى گرانقيمت را دارند كه پيش از آن عمليات ساخت واحد هاى مسكونى ارزان قيمت را به انجام رسانده باشند. يا به عبارت ديگر خانه هاى ارزان قيمت با قيمت هايى كمتر از بهاى تمام شده به مشتريان واگذار مى شود و در مقابل مابه التفاوت آن بر قيمت خانه هاى لوكس افزوده مى شود و از آن ناحيه پرداخت مى شود. اين توجه ويژه به مسكن ارزان قيمت در كل كشور به جاى تقسيم بندى به مسكن روستايى و شهرى و جدا نمودن دو قشر شهرى و روستايى از يكديگر موجب شده تا نگرش يكسانى به زندگى در شهر و روستا حاكم شود و هر خانواده با توجه به مقتضيات اقتصادى خود يكى از گزينه هاى زندگى در شهر و يا روستا را انتخاب كند. پرداخت يارانه از سوى ثروتمندان به قشرهاى كم درآمد نيز نه تنها به كاهش شكاف ميان غنى و فقير منجر مى شود بلكه احساسات طبقاتى و گروه بندى هاى كارگرى را به كلى خنثى مى سازد و همه گروه هاى درآمدى نوعى وابستگى اجتماعى و اقتصادى را به يكديگر احساس مى كنند. مطالعات درآمدى در مالزى نشان مى دهد كه ۸ درصد از مردم اين كشور در زير خط فقر مطلق قراردارند كه بايد به شدت از سوى مسئولان حمايت شوند. مالزيايى ها در سال هاى ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ به طور متوسط سالانه بيش از ۴ درصد افزايش درآمد داشته اند كه اين امر به افزايش تقاضاى مسكن در اين كشور منجر شده است و به نوعى تقاضاى مصرفى را تا حدى به سوى تقاضاى سرمايه گذارى سوق داده است. اكنون بسيارى از مالايى ها با توجه به اقساط بسيار پائين منازل مسكونى و ناچيز بودن مبلغ پيش پرداخت ترجيح مى دهند تا يك يا چند واحد مسكونى خريدارى كنند و به متقاضيان اجاره دهند و عملاً تمام مبلغ اجاره دريافتى را به بانك بابت اقساط منزل پرداخت كنند. اين امر كه با تشويق دولت و بانك ها هر روزه بر ابعاد آن افزوده مى شود موجب شده تا بخش مسكن در سال هاى اخير همواره از رونقى نسبى برخوردار باشد و شركت هاى ساختمانى عظيمى كه در اين كشور فعاليت مى كنند با فروش واحدهاى قبلى خود بتوانند به سرمايه گذارى هاى جديد روى بياورند. به نظر مى رسد موفقيت بخش مسكن در مالزى بيش از هرچيز مرهون رعايت اصول اوليه برنامه ريزى است. شفافيت اين بخش به مانند ديگر فعاليتهاى اقتصادى در اين كشور به همراه آمار واقعى و كارآمد و در دسترس باعث شده تا هم برنامه ريزان و هم دست اندركاران فعال در بخش مسكن همواره گزينه هاى مناسب و مطمئنى را براى اجرا پيش رو داشته باشند.
|