يكشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۵ - ۷ صفر ۱۴۲۸
Sun, Feb 25, 2007
ديپلماتيك
۳۵۸۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
رسانه
ماجرا
يوسف بن علوى، وزير خارجه عمان در گفت وگوى با «ايران»
روايت گزارشگران گرجى از جلوه هاى دين در سياست داخلى و خارجى ايران
يوسف بن علوى، وزير خارجه عمان در گفت وگوى با «ايران»
به پايان اشغال عراق
مى انديشيم
احسان تقدسى - مختار پرتو
تهران در روزهاى حساس خاورميانه، همچنان ميزبان شمار زيادى از بلندپايگان سياسى است. پاويون فرودگاه مهرآباد هر روز گروه جديدى از ديپلمات ها و فرستادگان سياسى را پذيرايى مى كند، ديپلمات هايى كه غالباً تهران را پل تماس و مركز مشاوره در دو بحران بزرگ عراق و افغانستان قرار داده اند. در حلقه ميهمانان سياسى ايران، وزير خارجه كهنه كار عمان، يك عضو متمايز بود. يوسف بن علوى چهره اى آشنا براى ايرانى هاست. او از زمان قدرت گرفتن سلطان قابوس تاكنون رياست ديپلماسى عمان را در دست دارد. در حالى كه رشته ديپلماسى اغلب كشورهاى عرب در دست چهره هاى جوان و تازه كار افتاده است، مسقط همچنان سكان سياست خارجى خود در بحران هاى منطقه را به دست نيروهاى كهنه كار داده است. از همين روست كه بن علوى در تهران به گرمى پذيرايى شد و مسئولان ايرانى در استقبال و بدرقه فرستاده سلطان قابوس، اين نگاه متمايز خود را آشكار ساختند. ديپلماسى مسقط از پس تجربه حوادث مهمى چون انقلاب اسلامى، جنگ تحميلى و دو جنگ منطقه اى آمريكا بر آن است تا برخلاف برخى پايتخت هاى عربى سياستى مبتنى بر اعتدال و دوستى در قبال ايران پيش ببرد. وزير خارجه عمان و دستيار ويژه سلطان قابوس هنگام ترك تهران در حالى كه نگاهى به حوادث آن سوى خليج فارس و عمليات آمريكايى ها دارد، باب گپ و گفت با روزنامه «ايران» را باز مى كند.
گروه بين الملل
279240.jpg
شما از قديمى ترين ديپلمات هاى منطقه هستيد و بسيارى از بحران ها را شاهد بوده ايد، در مورد بحران خاورميانه دو نظر وجود دارد: برخى معتقدند بحران هاى خاورميانه به نقطه بدون راه حل و غيرقابل بازگشت رسيده است و در سوى ديگر، برخى هنوز به يافتن راه حل سياسى براى بحران هايى مانند عراق، لبنان و فلسطين اميدوارند. شما در اين باره چگونه مى انديشيد؟
درست است، منطقه در بحران است. ولى تا زمانى كه بحران هست، راه حل هم هست. اين قاعده اساسى مقابله با اين چنين بحران هايى است. آنهايى كه مى گويند براى اين بحران راه حلى نيست، ممكن است اين بحران را با بحران هاى سابق مقايسه كرده باشند. آنها به اعتبار نتايج بحران هاى سابق كه يا تلاش براى حل آن ها صرف نشد يا توافق همه جانبه در آن ها حاصل نشد اين حرف را مى زنند؛ براى مثال، اگر ايران را بخشى از ديپلماسى حل بحران هاى منطقه بدانيم، شاهديم كه رهبران ايران تلاش فراوانى را انجام مى دهند تا راه حلى براى اين بحران ها پيدا كنند. مقام هاى سراسر جهان نيز مى كوشند راه حلى عادلانه براى بحران هاى منطقه پيدا شود. به همين دليل، شاهديم كه بحران هاى كنونى به نوعى با بحران هاى گذشته تفاوت دارد. در بحران هاى گذشته، شاهد بوديم كه يكى از طرف هاى بحران تمام پيشنهادهايى را كه براى حل آن ارائه مى شد، رد مى كرد. اما اكنون همه طرف ها خواستار يافتن راه حلى مسالمت آميز براى بحران هاى منطقه اند.
در بحران عراق كه در رأس معضلات منطقه است، برخى معتقدند كه نوعى تقابل ميان كشورهاى منطقه صورت گرفته و اين طور وانمود مى شود كه كشورهاى منطقه به دليل منافع خود در عراق، رو در روى يكديگر قرار گرفته اند، اين موضوع را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
فكر مى كنم در عراق مصالح و منافعى نيست و هر چه هست ضرر است. اين حرف را من براساس تجارب و واقعيت هايى كه از گذشته تاكنون شاهد بوده ام، مى گويم. براى همين، بايد به سوى يافتن راه حل مسالمت آميزى برويم كه همه بازيگران را راضى كند.
خبرهاى بسيارى منتشر شده كه حاكى از آن است كه برخى كشورها در بحران عراق نقش دارند، آيا اين فرضيه را قبول داريد و اساساً از ديد شما عوامل ناامنى هاى عراق در كجا قرار دارد؟
اين گفته يك تبليغ غيرواقعى و ساختگى است. عراقى ها قبل از جنگ عراق، مشكلات مذهبى، نژادى و ... نداشتند. آنها ملتى  منسجم بودند كه سال ها در كنار يكديگر به صورت مسالمت آميز زندگى كرده اند. مطمئن باشيد مشكل كنونى عراق منبع و سرچشمه اى غيراسلامى، غيرعراقى و غيرعربى و اصولاً خارج از اين منطقه دارد و بايد آن را در جاى ديگرى جست وجو كرد. نه فقط عراق بلكه همه كشورهاى منطقه در بحران عراق گرفتارند. در بحران هاى گذشته كه براى عراق رخ داد، مانند محاصره اقتصادى، ما ديديم اگرچه عراقى ها زندگى طاقت فرسايى داشتند، اما مشكلى از لحاظ همزيستى اجتماعى نداشتند. اين زندگى طاقت فرسا نه فقط اهل سنت بلكه شيعيان، كردها و تركمن ها را شامل مى شد. ولى همه شاهد اتحاد و روحيه همكارى و هميارى آن ها با يكديگر بوديم. اوضاعى كه اكنون شاهديم، بى سابقه است. در اين وضعيت، ما بايد تنها اشغالگران عراق را عامل تمام نابسامانى ها و فجايع عراق بدانيم. هنوز يادمان نرفته كه وقتى نيروهاى اشغالگر پا به بغداد گذاشتند، خون همه را اعم از شيعه و سنى مباح كردند. همزمان با ورود اشغالگران، گروه هاى خرابكار خارج از عراق هم وارد اين كشور شدند و اين وضع وخامت بار متأسفانه همواره در حال گسترش است و آينده روشنى هم براى آن ديده نمى شود. همه ديديم اشغالگران آمريكايى و انگليسى تمام بنيان هاى دولت عراق را نابود كردند.
شما چه تقسيم بندى  از نيروهاى مؤثر در خشونت داخل عراق داريد؟
هم اكنون در بحران عراق دو گروه نقش دارند: يكى گروه هاى تروريستى حاضر در عراق و ديگر نيروهاى اشغالگر حاكم بر
اين كشور . گروه هاى خرابكار نيز چنانكه گفتم در پى ورود اشغالگران از خارج به داخل عراق رخنه كردند. اما اگر بخواهيم وضعيت عراق را تحليل كنيم بايد بگوييم همه طوايف عراق قربانى اشغالگران شده اند.
گفته مى شود در بحران عراق نقش بى طرفانه اى از سوى عمان اتخاذ شده است. البته برخى از اين موضعگيرى به سكوت تعبير كرده اند. خط مشى ديپلماسى عمان در بحران هاى منطقه اى بويژه بحران عراق چيست؟
از اصول اساسى سياست عمان عدم دخالت در امور ديگران است. ما وقتى در قضيه و بحرانى پا به عرصه مى گذاريم كه از ايفاى نقش مثبت خود در آن مطمئن باشيم. براى همين شاهديد كه ما در رسانه هاى گروهى چندان ظاهر نمى شويم و اهل تبليغات نيستيم. منتظر فرصت مناسبى هستيم تا بتوانيم هر آنچه در توان مان هست، عرضه كنيم تا بتوان مشكلات را از راه همكارى حل كرد؛ بدون اين كه بخواهيم ميان طرف هاى درگير مناقشه اختلاف بيندازيم.
اخيراً شاهد افزايش حضور نظامى آمريكا در منطقه هستيم. اين موضوع از نگاه ديپلماسى عمان چطور ارزيابى مى شود؟
بدون شك، همه نگران بحران آفرينى در منطقه هستند و هيچ نيازى به سلب آرامش از سوى آنها نبود. كشورهاى غربى و ايالات متحده منافعى دارند كه از جمله آنها منافع نفتى است. در جهان امروز، همه چيز به هم ارتباط دارد. منافع مشروع، منافعى است كه ميان كشورها در مورد آنها اتفاق نظر وجود داشته باشد. اعتقاد دارم ما براى اين كه به منافع مورد نظر خويش دست يابيم، نبايد از راه هاى غيرمسالمت آميز و غيردوستانه وارد شويم. اعتقاد دارم وجود نيروها و ناوهاى نظامى نوعى نمايش تبليغاتى است تا شايد بتوانند نگرانى هاى خود را ابراز كنند. بنابراين اين كه كشورهاى غربى در منطقه داراى منافعى هستند، اين منافع بايد بر اساس اصول قانونى باشد اما متأسفانه اين طور نيست. غربى ها براى دست يافتن به منافع خود دست به كارهايى مى زنند كه چندان مورد قبول نيست. در مقابل آنها، كشورهاى منطقه، اعضاى شوراى همكارى خليج فارس و ايران براى ابراز نگرانى خود اقدام هاى متقابلى را انجام مى دهند. اين اقدام ها مانند افزايش قدرت دفاعى و برگزارى مانور است. البته اين نگرانى ها از سوى دو طرف همواره درحال نوسان است. هنگامى كه به دليل واقعى اين نگرانى ها پى برديم، بايد به جاى سكوت، بكوشيم از عوامل نگرانى خلاص شويم.
پس از گذشت ۶ سال از جنگ افغانستان و ۵ سال از جنگ عراق فكر مى كنيد خطاى بزرگ اشغالگران در اداره اين دو جنگ چه بود؟
در مورد افغانستان، آمريكا براى حمله عذر موجهى به نام طالبان و القاعده و بن لادن داشت. حمله به افغانستان يك عكس العمل عادى در مقابل حمله يازدهم سپتامبر تلقى مى شد. طبيعى است كه حمله به افغانستان مشكلات خاص خود را پديد آورد كه ملت افغانستان همچنان دست به گريبان آن است. تغيير و ساخت هويت ملت ها يك شبه و يك روزه اتفاق نمى افتد، بلكه فرآيندى است كه شايد قرن ها به طول بينجامد. غربى ها در ديدگاه خود به دنبال تغيير هويت سياسى ملت افغانستان بودند. ملت افغانستان مردمى مسلمان، داراى بافت قبيله اى با فرهنگ خاص خود هستند. ما هيچ زمان نمى توانيم فرهنگ ملت افغانستان را تغيير دهيم و نيز نمى توانيم آنها را مجبور به كارى كنيم كه با ساختار فرهنگ شان سازگار نيست. با زور نمى توان هويت يك ملت را تغيير داد. اين كار داراى هزينه اى بسيار سنگين است و به نظر نمى آيد چشم انداز روشنى هم براى آن قابل تصور باشد.
مديريت آمريكايى ها در جنگ عراق چه نقايصى داشت؟
در مورد عراق، فرضيه ها و تحليل هايى كه پايه تفهيم حمله به عراق قرار گرفت بسيار اشتباه بود و آمريكايى ها نيز خود به اين اشتباه اعتراف كرده اند ولى ما هم اكنون شاهديم كه ملت عراق و كشورهاى منطقه هزينه اين اشتباه ها را مى پردازند. الآن بايد ببينيم چطور مى توانيم اشتباه هاى آمريكايى ها را تصحيح كنيم. شايد دولت آمريكا با رهبران وقت عراق مشكل داشت و نه ملت عراق. به همين دليل، مى گويم آمريكا مى توانست راه هاى بهترى را براى برخورد با آن ها (حاكمان پيشين عراق) بيابد و كار به چنين جنگ طاقت فرسايى منجر نشود. ضرب المثلى هست كه مى گويد در هر ضررى، منفعتى است. اين مسائل همه در دست خداست و حتماً حكمتى در آن است. اميدواريم ديگر شاهد تكرار چنين مسائلى در نقطه اى ديگر نباشيم. هم اكنون تمام رهبران، انديشمندان و مردم عراق مى كوشند رهبرى كشورشان را دردست بگيرند تا نيروهاى اشغالگر از آن خارج شوند.
نگاه ديپلماسى عمان به مناقشاتى كه آمريكايى ها در حوزه مسائل ايران بويژه در زمينه هسته اى به وجود آورده اند، چيست؟
279105.jpg
فكر مى  كنم كسى را نمى توان يافت كه قبول نداشته باشد كه ايران به تمامى معاهدات و قوانين بين المللى پايبند بوده است و از حدود اين قوانين خارج نشده است. در برنامه هسته اى نيز ايران بارها اعلام كرده كه تنها به دنبال انرژى هسته اى صلح آميز است و اين موضوع (موضع هسته اى ايران) براى ما به اثبات رسيده است. البته طبيعى است كه همه كشورها در زمينه مسأله هسته اى ايران متفق القول نباشند. غربى ها به مسأله هسته اى ايران اطمينان ندارند و ايران نيز متقابلاً به غربى ها اطمينان ندارد. به هر حال، بحران كنونى، در درجه اول بحران اعتماد است و اين مشكل به نحوى از زمان انقلاب ايران تاكنون وجود داشته و همچنان ادامه دارد. همان طور كه مى دانيد، ايران از سال دوم پيروزى انقلاب به جنگ تحميلى كشيده شد و در پى آن تمام كشورهاى منطقه وارد وضعيتى جنگى شدند. در آن دوران، تلاش هاى مطلوبى براى خروج از سلسله مشكلاتى كه ميان ايران و غرب وجود داشت، صورت نگرفت. من هم اكنون تنها آنچه را كه احساس مى كنم و اطمينان دارم، مى گويم و آن، اين است كه دولت و رهبران ايران مصمم به حل بحران كنونى از طريق مسالمت آميزند. دليل اين سخنان هم تلاش ايران براى ادامه مذاكره با كشورهاى غربى است. اين روند مورد حمايت همه ماست. در نهايت، بايد به يك راه حل برسيم. اگر منطقه بار ديگر وارد جنگ شود، همه جا به آتش كشيده خواهد شد. فكر مى كنم آمريكايى ها نيز اين موضوع را كاملاً درك مى كنند.
اين سؤال مشترك از تمام ديپلمات  هايى است كه اين روزها به ايران مى آيند. آيا شما حامل پيشنهاد، راه حل يا پيامى براى حل مناقشه ايران و آمريكا هستيد؟
نه! من حامل هيچ پيام و نامه اى نبودم. به اعتقاد من، همه چيز روشن است و لا اقل در اين مرحله نيازى به رساندن پيام يا نامه نيست. فكر مى كنم گفت و گوى ميان ايران و آمريكا بايد به صورت مستقيم و بدون واسطه گرى طرف هاى ديگر باشد. براى مثال، هم اكنون گفت و گو ميان ايران و اروپا به صورت مستقيم صورت مى گيرد و به نظرم اين بهترين راه است و خود معيارى است كه بايد در حوزه مسائل ايران و آمريكا نيز دنبال شود. من هرچند حامل پيامى از آمريكا به ايران و يا برعكس نيستم، اما با توجه به اين كه روابط ايران و عمان بسيار خوب و دوستانه است، تمام تلاش خود را براى كاهش نگرانى ها ميان ايران و آمريكا انجام خواهم داد.
  اگر موافق باشيد نگاهى به مناسبات منطقه اى بيندازيم. به نظر مى آيد روند همكارى كشورهاى دو سوى خليج فارس آهنگى كند و ساكن دارد. ارزيابى شما از اين مرحله روابط تهران و مسقط و رابطه ايران و كشورهاى شيخ نشين خليج فارس چيست؟
روابط ما با ايران روابطى قوى و قديمى و براساس اعتماد دو جانبه است. كوشش مى كنيم نه تنها رابطه سياسى، بلكه در جوانب ديگر نيز روابط خود را گسترش دهيم. اكنون تلاش هاى فراوانى در اين زمينه در حال انجام است. اعتقاد من اين است كه روند روابط ايران و كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس نيز وضعيتى مشابه روابط ايران و عمان دارد. البته شايد در برخى موارد تفاوت هايى وجود داشته باشد كه اين موضوع بسيار طبيعى است. مسائلى وجود دارد كه بايد حل شود و خوشبختانه همه بر يافتن راه حلى دوستانه و مسالمت آميز براى حل و فصل اين مسائل تأكيد دارند. معتقدم كه پايه هاى همكارى و روابط ايران و كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس بسيار قوى است، اما اين روابط براى توسعه و گسترش به برخى ابزارها و ابتكارات نياز دارد تا علاوه بر دولت ها، مردم اين كشور ها نيز از نتايج اين روابط نيكو استفاده كنند.
  به نظر مى آيد كه سفر شما به تهران در اين شرايط حساس منطقه اهدافى فراتر پيگيرى مسائل دو جانبه داشته باشد ممكن است به طور روشن هدف هاى سفر تان را بيان كنيد و اين كه در مذاكرات با مسئولان تهران چه محورهايى را دنبال كرديد؟
هدف از اين سفر، استمرار ديدارهايى است كه ميان دو كشور انجام مى گيرد . اكنون من ميهمان شما هستم و چندى بعد نيز آقاى متكى وزير خارجه شما ميهمان ما خواهد بود. روابط دو جانبه و مسائل مشترك محور مذاكرات ما در ايران بود. همانطور كه مى دانيد ميان دو كشور كميسيون هاى همكارى مشترك در موضوعاتى مانند اقتصادى، امنيتى، نظامى و ... وجود دارد. با توجه به روابط خوب دو كشور، طبيعى است كه اين ديدارها مستمر باشد.
روايت گزارشگران گرجى از جلوه هاى دين در سياست داخلى و خارجى ايران
ديپلماسى زير لواى مذهب
279120.jpg
گروه بين الملل ـ روزنامه «جمهورى گرجستان» اخيراً در گزارشى از قلم خبرنگار خود فضاى سياسى ايران را به تصوير كشيده است. گزارشگر گرجى در نگاه خود تحت تأثير تعامل همزيستى مسيحيان و مسلمانان ايران قرار گرفته است. نكته جالب اين گزارش توجه نويسندگان آن به مقوله تأثير مذهب بر سياست خارجى ايران است. در همين راستا آنها سرفصل گزارش خود را به اعتقادات ديپلمات هاى ايران مبنى بر مغايرت توليد سلاح هسته اى با فتواى دينى بزرگان دينى نظام اختصاص داده اند. اين گزارش از نظر گراميتان مى گذرد:
نظم سياسى ـ اجتماعى ايران بر احكام دينى استوار است. قرآن [كريم] براى حضرت عيسى مسيح (ع) و حضرت مريم (س) احترام خاصى قائل است. اظهارات احمدى نژاد بيانگر آن است كه وى به عنوان يك مسلمان، ميراث غنى مذهبى ـ فرهنگى مذكور را به طور كامل شناخته است. اظهارات وى در سازمان ملل ۲۰ سپتامبر سال ۲۰۰۵ را به خاطر آوريم: ايران مخالف تلاش براى توليد سلاح هسته اى به خاطر اصول مذهبى خود است. پروفسور جمشيد گيوناشويلى يكى از ايرانشناسان كه رياست نمايندگى گرجستان در جمهورى اسلامى ايران را در سال هاى ۲۰۰۴ ـ ۱۹۹۲ به عهده داشت و در حال حاضر رئيس انجمن همكارى ايران و گرجستان است، در مصاحبه با روزنامه «جمهورى گرجستان» چاپ جمهورى گرجستان ضمن بيان اين اظهارات گفته است سياستمداران صلاحيتدار در بررسى مسائل سياست داخلى و خارجى ايران اسلامى عوامل مذهبى را در نظر مى گيرند. والرى ژيسكار دستن رئيس جمهور سابق فرانسه در پاسخ به خبرنگارى در پائيز سال ۱۹۹۸ اظهار داشت: «فكر نمى كنم ايران در مبارزه هسته اى از هند و پاكستان تقليد كند . ايران به قرارداد عدم گسترش سلاح هسته اى ملحق شد و همچنين انقلابى كه در آن كشور به وقوع پيوست با ديگران خيلى فرق مى كرد زيرا با عوامل مذهبى تغذيه شده است.»ايران در طول تاريخ چندين قرنى خود كشور كثيرالمله و كثيرالمذهب بوده است. آكادميسين گيورگى تسرتلى خاطرنشان كرده است «دستاوردهاى ملت هاى مختلف در امپراتورى هخامنشيان در بسترى فرهنگى ـ سياسى قرار گرفته و آن زمان، دوره اتحاد ملل شرقى بود كه مرحله اى مهم در توسعه تمدن جهان بوده است.» همچنين ساختارهاى اجتماعى و اقتصادى به وجود آمده در آن امپراتورى نقش مهمى در ساختار كشورهاى قفقاز جنوبى و آسياى مركزى ايفا كردند.
اين حقيقت تاريخى است. در دوره معاصر، ايران يكى از نخستين كشورهايى است كه گرجستان جديد را به رسميت شناخت. ايران روابط دوستانه اى با گرجستان دارد و از تماميت ارضى آن به طور كامل حمايت مى كند.
آنچه مربوط به وضع مسيحيان در جمهورى اسلامى ايران است، اين كه همه اتباع ايرانى، طبق قانون اساسى حقوق برابرى دارند. اقليت هاى مذهبى (يهودى، مسيحى، زرتشتى) رسماً وجود دارند. آنها داراى خودمختارى كامل فرهنگى از جمله كودكستان، مدرسه، كليسا، باشگاه، روزنامه و مجله و حتى كرسى در پارلمان هستند. نماينده جديد غيرمسلمان در پارلمان، به كتاب مقدس خود سوگند مى خورد. دولت جمهورى اسلامى و محافل مذهبى اهميت زيادى براى تعميق روابط خود با مسئولان كليساهاى مسيحى قائل هستند. نمايندگان كليساهاى مسيحى به دفعات از جمهورى اسلامى ديدار مى كنند.
سفر ايلياى دوم اسقف اعظم گرجستان به جمهورى اسلامى در ۳۱ ـ ۲۷ ماه مه سال ۲۰۰۱ يكى از مهم ترين اين موارد بود. اسقف اعظم با [حضرت] آيت الله سيد على خامنه اى رهبر مذهبى ـ سياسى، رئيس جمهورى وقت، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، رئيس مركزى آموزشى به نام (مدرسه عالى) آيت الله مطهرى و همچنين رئيس اداره كل فرهنگى وزارت خارجه و سازمان فرهنگى اسلامى ديدار و گفت وگو كرد. وى در ۲۹ مه سخنرانى اى با موضوع «ايران ـ گرجستان: گفت وگوى تمدن ها» در مركز تحقيقاتى وزارت خارجه ايراد كرد. اسقف اعظم گرجستان همچنين با مسئولان اقليت هاى مذهبى (ارتدوكس ها، ارمنى ها، كاتوليك ها، زرتشتيان و يهوديان) ملاقات و شمايل حضرت گيورگى را به كليساى روسى تقديم كرد. وى با دانشجويان گرجى ملاقات و از قبرستان گرجى ها و از آثار تاريخى و مذهبى تهران و اصفهان بازديد كرد. اسقف اعظم ملاقات گرمى با هموطنانش در فريدونشهر داشت. لازم به توضيح است كه به حفظ و تعمير آثار مذهبى و فرهنگى اديان مختلف در جمهورى اسلامى توجه خاصى مى شود. در اين راستا نقش سازمان ميراث فرهنگى جمهورى اسلامى ايران حائز اهميت است.
آثار مسيحى فراوانى از جمله عبادتگاه حضرت مريم (ارمنى) در خاك جمهورى اسلامى قرار دارد. تنها آثار معمارى مذهبى گرجى كه در خاك ايران وجود دارد آرامگاه مينادورا خوشتاريا همسر اكاكى خوشتاريا (۱۹۳۲ـ۱۸۷۷) تاجر خير گرجى در اوايل قرن ۲۰ در قبرستان ارتدوكس ـ روسى دولاب تهران است. زمانى اين آرامگاه فاقد حفظ و نگهدارى بود و تخريب شده بود. اما در سال هاى ۲۰۰۴ ـ ۲۰۰۳ اين مجموعه به همت دپارتمان ميراث فرهنگى استان تهران بازسازى و احيا شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |