|
نگاهى به سياست هاى ابلاغى اصل ۴۴ قانون اساسى
تحول در اقتصاد ملى
|
|
|
م. قمرى وفا ابلاغ سياست هاى كلى اصل ۴۴ قانون اساسى از سوى رهبر معظم انقلاب كه بحق نويدبخش «انقلاب يا جهش اقتصادى» لقب گرفته است مى تواند تحولى عميق و گسترده در اقتصاد كشور ايجاد كند. بندهاى اوليه اين سياست ها كه اول خرداد ۱۳۸۴ و بند ج آن در چهارم تيرماه ۱۳۸۵ ابلاغ شد، همگرايى دستگاه هاى اجرايى كشور و از طرف ديگر، آگاهى آحاد مردم براى رسالتى كه بر عهده خواهند گرفت را مى طلبد، چرا كه استفاده از سرمايه عظيم و بى پايان اجتماعى محور اين حركت است. با اجرايى شدن اين سياست ها نقش دولت از اين پس تغيير كرده و از مالكيت و مديريت مستقيم بنگاه ها، به سياست گذارى هدايت و نظارت تبديل خواهد شد. به تبع آن اقتصاد ايران بتدريج از دولتى بودن خارج شده و بخش هاى غيردولتى اعم از عمومى، تعاونى و خصوصى عهده دار اداره بنگاه هاى كوچك و بزرگ اقتصادى خواهند شد. بنابراين بخش تعاون و واحدهاى تعاونى اعم از توليدى و خدماتى مى توانند با هدايت و نظارت دولت در پروژه هاى كوچك و بزرگ اقتصادى كشور سرمايه گذارى كرده و با تجميع سرمايه هاى كوچكى كه در اختيار دارند، به سرعت مالكيت و مديريت فعاليت هاى اقتصادى را كه تا ديروز به وسيله دولت انجام مى شد، به عهده گيرند. حضور ساختار يافته و گسترده مردم در عرصه هاى مختلف اقتصادى، به همراه استانداردهاى مديريتى، دانش و مهارت باعث مى شود از سرمايه هاى مادى و معنوى كشور حداكثر استفاده به عمل آمده و با تمركز سرمايه هاى اجتماعى بر روى مزيت هاى اقتصادى كشور، شتاب و رشد اقتصادى پديدار شود. بهره ورى پايين ويژگى خاص اقتصاد ايران است، اما اقتصادهاى «مردم محورى» كه در چارچوب قانون ساختارمند شده اند بهره ورى بالاتر، عدالت اجتماعى، فقرزدايى و اشتغال كامل را براى جوامع به ارمغان مى آورند. كارشناسان معتقدند با اجراى صحيح و كامل اين سياست ها مى توانيم شاهد شكوفايى اقتصاد ملى و ارتقاى قدرت رقابت در عرصه بازارهاى جهانى باشيم. همچنين با تحقق عدالت اجتماعى، از طريق گسترش مالكيت و تأمين رفاه از طريق رشد پس انداز خانواده ها همان طور كه در سند چشم انداز بيست ساله كشور نويد داده شده، آينده اى پراميد، با نشاط و مقتدر براى ملت عزيز، بزرگوار و انقلابى ايران پيش رو است. از كجا به اينجا رسيده ايم! تعداد شركت هاى دولتى در طول دهه هاى گذشته، حجيم و دامنه فعاليت هايشان در اغلب كشورهاى در حال توسعه به ميزان قابل توجهى افزايش يافته است. فعاليت اين گونه شركت ها از حوزه هاى مرسوم سنتى نظير كالاهاى عمومى (همچون آب و برق) و خدمات حمل و نقل عمومى به امور صنعتى، معدنى، بازرگانى و كشاورزى گسترش يافته است. در ايران نيز از ابتداى قرن حاضر، دولت با ايجاد شركت هاى دولتى درصدد دخالت بيشتر در فعاليت هاى توليدى و سرمايه گذارى در بخش هاى مختلف اقتصادى برآمد. بخش غيردولتى در سال هاى مزبور از توان مالى، اقتصادى و تجربه و دانش فنى امكان حضور در فعاليت هاى جديد را نداشته و دولت براى جبران كمبودهاى ناشى از نبود بخش خصوصى، اقدام به تأسيس شركت هاى دولتى كرده است. نخستين شركت دولتى در ايران در سال ۱۳۰۷ به نام بانك ملى ايران تأسيس شد و پس از آن شركت هاى دولتى ديگرى در حوزه هاى گوناگون تشكيل شدند. تأسيس شركت هاى دولتى با افزايش درآمدهاى نفتى از يك سو و ناتوانى و عدم تمايل بخش خصوصى به وارد شدن در عرصه هاى مختلف اقتصادى از سوى ديگر، روند سريع ترى يافت. پس از پيروزى انقلاب اسلامى براساس اصل ۴۴ قانون اساسى، چهره اقتصاد كشور تا حدود زيادى دگرگون شد و دخالت دولت در فعاليت هاى اقتصادى كشور بيش از پيش افزايش يافت، به طورى كه هم اكنون سهم شركت هاى دولتى در اقتصاد ملى چشمگير است. در چنين شرايطى كاهش تدريجى قدرت خريد، درآمدهاى نفتى و افزايش جمعيت كشور در كنار عملكرد نامطلوب اقتصادى و مالى شركت هاى دولتى و محدوديت هاى مالى دولت براى اداره و تصدى فعاليت ها، ضرورت تغيير در شيوه مديريت اقتصادى كشور را اجتناب ناپذير ساخته است. اما در سال هاى پس از پايان جنگ تحميلى ، سياست خصوصى سازى به عنوان يك سياست مهم و با هدف «ارتقاى سطح كارآيى فعاليت هاى دولت» در تدوين و تصويب برنامه هاى بازسازى اقتصادى و اجتماعى كشور در چارچوب برنامه هاى توسعه مورد توجه قرار گرفت. اقدام هاى دولت درباره واگذارى سهام شركت هاى دولتى و وابسته به دولت در عمل از سال ۱۳۷۰ شروع شد. دولت در اين سال با انتشار بيانيه اى رسمى، اهداف و جهت گيرى هاى خصوصى سازى، دامنه، اولويت ها و مراحل واگذارى و همچنين روش هاى مختلف آن را اعلام كرد. در اين بيانيه هدف دولت از واگذارى سهام شركت هاى دولتى مواردى همچون ارتقاى كارايى فعاليت هاى دولت، بهبود عملكرد شركت هاى دولتى و استفاده بهينه از منابع و امكانات كشور عنوان شده است و براين اساس، به غير از شركت هايى كه از لحاظ مبانى قانونى يا تحليل هاى اقتصادى امكان واگذارى و فعاليت در بخش غيردولتى را نداشتند، تمام شركت هاى دولتى مشمول سياست واگذارى شدند. همچنين در بيانيه ياد شده واگذارى ها در اشكال واگذارى مالكيت يا واگذارى برخى از فعاليت هاى شركت از طريق روش بورس (به عنوان اولويت اول) و ساير روش هاى واگذارى مانند مذاكره و مزايده پيش بينى شده بود. به علاوه واگذارى ۳۳ درصد سهام قابل واگذارى دولت به كاركنان با سازوكار اجرايى خاص نيز پيش بينى شد. اما در مرداد ماه ۷۳ قانون نحوه واگذارى سهام دولتى و متعلق به دولت به ايثارگران و كارگران، تصويب شد. اين قانون در يك چارچوب متفاوت با معيارهاى متداول در خصوصى سازى به تصويب مجلس شوراى اسلامى رسيد و در نهايت به دلايل مختلف اين قانون به بيراهه رفت و اجراى آن متوقف شد. تبصره ۴۱ قانون برنامه دوم توسعه نيز به عنوان مكمل قانون مزبور تصويب شد. از سال ۷۷ تا ۷۹ برنامه خصوصى سازى براساس مفاد تبصره ۳۵ قوانين بودجه سال هاى ۷۷ و ۷۸ بند ف تبصره قانون بودجه سال ۱۳۷۹ كل كشور، اجرا شد. در اجراى بند ه تبصره ۳۵ قانون بودجه سال ۱۳۷۸ كل كشور، آئين نامه اجرايى تبصره ياد شده به تصويب هيأت وزيران رسيد. براساس مفاد آئين نامه ياد شده و به لحاظ تجربه، سازمان مالى گسترش مالكيت واحدهاى توليدى در واگذارى سهام به كارگران، دبيرخانه كميته بند ج تبصره ۳۵ به سازمان مزبور محول شد و رئيس اين سازمان به عنوان دبير كميته موظف شد مقدمات اجراى تبصره ۳۵ را فراهم آورد و نسبت به تهيه دستورالعمل هاى اجرايى و كاربردى اقدام كند. پس از آن برنامه خصوصى سازى براساس مفاد برنامه سوم توسعه پيگيرى شد. در قانون مزبور در دو فصل دوم و سوم و در ۲۳ ماده، نحوه ساماندهى شركت هاى دولتى و واگذارى سهام متعلق به وزارتخانه ها، مؤسسه ها و شركت هاى دولتى مشخص شد كه از آن جمله به عنوان برنامه خصوصى سازى نيز ياد مى شد و منظور ساماندهى شركت هاى دولتى، عرضه و فروش سهام شركت هاى مزبور بود. در نهايت، اصول واگذارى در برنامه چهارم توسعه بنا نهاده شد به طورى كه مى توان در مورد فرآيند خصوصى سازى، برنامه چهارم را ادامه برنامه سوم توسعه دانست. در واقع اين برنامه با ۱۳ ماده مرتبط با خصوصى سازى كه دربرگيرنده تنفيذ ۱۶ ماده از فصل سوم قانون برنامه سوم توسعه است، به همراه ۵ آئين نامه و ۲ دستورالعمل و يك ضابطه اجرايى، مجموعه قوانين به نسبت كاملى را در زمينه خصوصى سازى فراهم آورد و مواردى مانند معرفى روش هاى متعدد براى خصوصى سازى به غير از واگذارى مالكيت سهام دولتى از طريق بورس و مزايده و ارائه برنامه زمان بندى براى مشخص كردن و تفكيك فعاليت هاى حاكميتى، انحصارى و ساير فعاليت هايى را كه بخش خصوصى تمايلى به سرمايه گذارى در آنها نداشت به برنامه سوم توسعه اضافه كرد. با وجود آن كه دوران اجراى برنامه سوم و چهارم توسعه را مى توان دوران بلوغ خصوصى سازى در كشور ناميد، اما به دلايل مختلف، خصوصى سازى مدنظر در كشور موفقيت آميز جلوه نكرد و بررسى ارقام مربوط به سرمايه گذارى شركت هاى دولتى از يك سو و حجم واگذارى سهام شركت هاى مزبور از سوى ديگر، حاكى از اين موضوع است، زيرا حجم واگذارى سهام شركت هاى دولتى و وابسته به دولت در دوره مزبور نسبت به سرمايه گذارى عظيمى كه شركت هاى دولتى براى نگهداشت سطح فعاليت خود و همچنين توسعه آن انجام داده اند، بسيار اندك و ناچيز است. بررسى نسبت سرمايه گذارى شركت هاى دولتى به حجم خصوصى سازى در سال هاى ۷۰ تا ۸۴ بيانگر آن است كه در اين دوره زمانى، حجم سرمايه گذارى شركت هاى دولتى به طور متوسط بيش از ۴۳ برابر واگذارى هاى صورت گرفته در اين دوره است. اين نسبت در سال ۷۶ به ۲۰۰۷۲ درصد (معادل ۲۰۰ برابر) و در سال ۸۴ به ۲۸۴۳۳ درصد (بيش از ۲۸۴ برابر) نيز رسيده است. از اين رو، مى توان اعلام كرد در سال هاى ۷۰ تا۸۴ با وجود تمام تلاش ها و تأكيدهايى كه مسئولان اجرايى و قانونگذار كشور بر واگذارى فعاليت هاى تصدى گرى دولت و كاهش حجم و اندازه آن داشته اند، سال به سال بر حجم و گستره فعاليت شركت هاى دولتى افزوده شده است. بدين ترتيب دولت به منظور سرعت بخشيدن به فرآيند واگذارى سهام شركت هاى دولتى، برنامه واگذارى سهام عدالت به دو دهك پايين جامعه را در دستور كار خود قرارداد. مقدمات اجراى طرح واگذاى سهام عدالت موضوع مصوبه بهمن ماه ۸۴ هيأت وزيران با عنوان آئين نامه اجرايى افزايش ثروت خانوارهاى ايرانى از طريق گسترش سهم بخش تعاون براساس توزيع سهام عدالت در سال ۱۳۸۴ فراهم شده است. البته هيأت وزيران در آبان ماه امسال به منظور رعايت نكاتى كه مقام معظم رهبرى درباره نحوه اجراى برنامه توزيع سهام عدالت در ابلاغيه اصل ۴۴ قانون اساسى اشاره كرده اند، مصوبه جديدى تصويب كرد. اجراى عمليات يك ابلاغيه مهم كارشناسان اقتصادى معتقدند واگذارى سهام عدالت به دهك هاى پايين درآمدى جامعه، مبين اجراى عملياتى بند ج اصل ۴۴ قانون اساسى در كشور است. گفتنى است با اجرايى شدن طرح واگذارى سهام عدالت، بايد ۱۰۰۰ تريليون ريال از سهام شركت هاى تحت مالكيت دولت در مدت ۱۰ سال آينده در اختيار مردم قرار گيرد. در همين باره كارشناسان مى گويند، عملياتى شدن بند ج اصل ۴۴ قانون اساسى از يك سو فعاليت دولت را تنظيم و تعريف مى كند و از سوى ديگر بستر هر چه بهتر فعاليت بخش غيردولتى شامل خصوصى و تعاونى را فراهم خواهد كرد، زيرا براى دستيابى به اهداف چشم انداز۲۰ ساله كشور، شيوه قبلى فعاليت شركت ها و بنگاه هاى اقتصادى زير پوشش دولت خود مانع بزرگى براى رونق اقتصادى بود و سبب بازدارندگى توسعه و سوددهى فعاليت اين شركت ها مى شد. براساس بررسى هاى آمارى انجام شده در بانك مركزى، در فاصله سال هاى ۸۵ ـ۱۳۷۰ به ميزان ۱۲۰۰ تريليون ريال براساس سرمايه گذارى شركت هاى دولتى بوده است و برخى از اين شركت ها نيز سوددهى نداشتند. براساس برنامه موجود با عملياتى شدن بند ج اصل ۴۴ قانون اساسى، به تعاونى ها و بخش خصوصى اجازه داده مى شود كه وارد صحنه شوند و در فعاليت هايى كه در انحصار دولت بود مانند خودروسازى، فولاد، صنايع پتروشيمى، پالايشگاه و ... مشاركت كنند. به باور كارشناسان، با اجراى بند ج اصل ۴۴ قانون اساسى، حجيم بودن دولت كه همواره مهم ترين سد راه توسعه ملى بود، بايد مرتفع شود. فوايد و تعاريف متفاوت همگان معتقدند ابلاغ بند ج سياست هاى كلى اصل ۴۴ قانون اساسى از سوى رهبر معظم انقلاب و موافقت ايشان با اختصاص درصدى از سهام صدر اصل ۴۴ به شركت هاى سرمايه گذارى استانى و دهك هاى پائين درآمدى جامعه، حركت جدى و اساسى در جهت تحقق عدالت اجتماعى و حمايت قاطع از حضور بخش خصوصى در اقتصاد كشور است. اما اجراى سياست جديد توسعه بخش غيردولتى در اقتصاد ايران را نبايد با نسخه هاى غربى مقايسه كرد، چرا كه بايد به دنبال خصوصى سازى ايرانى بود. بدون ترديد، حرف اول و آخر در راه خصوصى سازى را تعاملات سازنده و مثبت مى زند، حال آن كه خصوصى سازى در دوران حاضر، روان سازى، شفاف سازى و دورى از انحصار در اقتصاد ايران تعريف مى شود و براساس بند ج سياست هاى كلى نيز ضرورتى اجتناب ناپذير به حساب مى آيد. شواهد تجربى عملكرد كشورهاى موفق نشان داده است كه همواره امنيت قضايى، اقتصادى، ايجاد انگيزه هاى مناسب براى فعاليت بخش خصوصى در زمينه هاى توليدى و استقرار تأسيسات بازار مبتنى بر رقابت و مالكيت خصوصى از عوامل مهم پويايى و بالندگى اقتصادى است. نقش دولت نيز در امور اقتصادى بايد بيشتر معطوف به تحقق اين امور و ايجاد زيربناهاى حقوقى و قانونى و نظارت قوى و نهادسازى هاى مناسب براى فعاليت هاى بخش خصوصى و توسعه و ساماندهى و تنظيم بازارها باشد. در همين باره كارشناسان معتقدند بزرگ شدن بودجه دولت در عمل به نوعى توهم پولى را در سطح اقتصاد ملى دامن زده كه افزايش حجم نقدينگى و تورم قيمت ها، نتيجه و حاصل عملكرد آن بوده است. لذا بايد از طريق كوچكتر كردن و كاراتر كردن دولت از يك سو و استقرار تأسيسات مناسب براى عملكرد مؤثر بازار از سوى ديگر، زمينه هاى رفع موانع و رشد سرمايه گذارى، توسعه بخش خصوصى و اصلاح بسترهاى رسيدن به تعاملات مثبت با تجارت جهانى فراهم شود. اگرچه تاكنون سياست هاى اقتصادى كشور به گونه اى بوده كه بخش خصوصى قادر به فعاليت در زيرمجموعه اى نبود و انحصارات دولتى و عمومى بر آن حاكم بوده است، اما اين سياست در آينده نزديك و با اجرايى شدن بند ج سياست هاى كلى، به توسعه بخش غيردولتى و احتمالاً بخش بازرگانى خارجى تغيير رويه خواهد داد. موضوعى كه در قبال عضويت ايران در سازمان تجارت جهانى نيز تأثيرگذار خواهد بود. در سال ۱۹۹۶ ايران درخواست پيوستن به سازمان تجارت جهانى را ارائه كرد، اما به دليل اختلاف نظر و نبود اجماع درباره پيوستن ايران تا سال ۲۰۰۱ هر بار كه اين درخواست مطرح شد اين واشنگتن بود كه از حق وتوى خود بهره برد و ايران را از امتيازى بين المللى محروم كرد. بالاخره پس از ۹ سال تلاش و ۲۲ بار درخواست، تقاضاى ايران در روز پنجشنبه پنجم خردادماه ۱۳۸۴ براى بررسى عضويت ايران در سازمان تجارت جهانى مورد موافقت آن سازمان قرار گرفت و ايران از آن روز عضو ناظر سازمان جهانى تجارت شد. بررسى روند خصوصى سازى در چند سال گذشته نشان مى دهد، از سال ۶۸ و در خط مشى ها و سياست هاى برنامه اول توسعه كشور، زمينه واگذارى ۴۰۰ شركت دولتى و متعلق به دولت به منظور دستيابى به ارتقاى كارايى و كاهش حجم تصدى دولت در فعاليت هاى اقتصادى غيرضرورى فراهم آمد و پس از آن نيز در سال هاى ۷۰ و ۷۱ قانون نحوه واگذارى سهام دولتى و متعلق به دولت به ايثارگران و كارگران ابلاغ شد. آمارها نشان مى دهد ميزان واگذارى سهام دولتى و متعلق به دولت در فاصله سال هاى ۷۰ تا ۸۱ بالغ بر ۸۳۲۹ ميليارد ريال بوده است، هرچند در اين باره بده بستان هاى سياسى و اقتصادى و انواع رانت جويى ها و ويژه خوارى ها اجازه نداد تا خصوصى سازى واقعى به دست آيد. اگرچه از سال ۷۷ نيز روش مذاكره حذف شد، اما بسيارى از تحليلگران همچنان روش هاى موجود در خصوصى سازى را فقط نوعى تغيير مديريت دانسته و معتقدند واگذارى شركت هاى دولتى به برخى سازمان هاى بزرگ براى تسويه بدهى هاى دولت به دستيابى به اهداف خصوصى سازى منجر نمى شود. به طور كلى فعاليت خصوصى سازى به منظور كاهش نقش دولت در اقتصاد، محدوديت هاى بودجه اى تحول تكنولوژى و نظاير آن بوده است اما توفيق در خصوصى سازى مسأله اى است كه در صورت استمرار قوانين و مقررات، ثبات تصميمات اقتصادى شفافيت در قيمت گذارى و... امكان پذير است. از اين رو، تفكيك قدرت سياسى از قدرت اقتصادى به منظور جلوگيرى از ايجاد رانت، نبود پوشش تأمين اجتماعى گسترده، ناكارايى بازار سرمايه، وجود مقررات دست و پاگير و فقدان قوانين شفاف در حقوق مالكيت خصوصى، ناهماهنگى در قانون ماليات، فقدان امنيت براى مجريان فعال در خصوصى كردن واحدهاى دولتى، مخالفت برخى مديران دولتى با تشكيل شركت مادر تخصصى به علت كوچك شدن حوزه مديريت خود مهم ترين موانع ايجاد بخش خصوصى كارآمد در سال هاى گذشته بود. با توجه به اين موضوع، تأكيد بر شفاف بودن واگذارى ها و استفاده از راهكارهايى كه همه مردم بتوانند در شرايطى برابر به خريد سهام شركت هاى دولتى اقدام كنند، در كنار تأكيد مجدد رهبر معظم انقلاب اسلامى مبنى بر تشكيل ستادى قوى كه بتواند مسئوليت كامل اجراى اصل ۴۴ را برعهده بگيرد، باعث خواهد شد كندى بوجود آمده در خصوصى سازى و اجراى اصل ۴۴ مرتفع شود. افزون بر اين، با واگذارى ها و كاهش تصدى گرى دولت انگيزه براى افزايش سرمايه گذارى بخش خصوصى نيز بالاتر خواهد رفت.
|