گروه سياسى - دكتر احمدى نژاد رئيس جمهور، شنبه شب در ديدار گروهى از «كشيش هاى مسيحى و فعالان مذهبى آمريكا»، به تبيين ديدگاه هاى جمهورى اسلامى ايران در ارتباط با برخى از مسائل بين المللى و منطقه اى پرداخت و به سؤال هاى آنها در ارتباط با اختلاف هاى ميان دولت آمريكا با جمهورى اسلامى ايران پاسخ گفت.
به گزارش خبرنگار «ايران» محورهايى از سخنان رئيس جمهور به شرح زير است:
* صلح و آرامش زمانى پايدار و سودمند خواهد بود كه براساس خداپرستى و عدالت باشد. صلح با آرامش و ترك مخاصمه فرق مى كند و آن هم زمانى محقق خواهد شد كه همه به حقوق واقعى خود برسند و عدالت را نيز فقط انسان هاى معنوى و خداپرست مى توانند پياده كنند. عدالت براى انسان هاى ملحد و مادى گرا، هيچ مفهومى ندارد.
* تلاش براى خودسازى، امر بسيار مهمى است زيرا انسان هايى كه خود را تطهير نكرده و متخلق به اخلاق الهى و انسانى نشده اند، قادر به تجربه زندگى سعادتمندانه نيستند. بشريت امروز بيش از هميشه نيازمند انسان هاى پاك و خودساخته است.
* چگونه مى توان پذيرفت افراد، دستگاه ها يا دولت هايى با ادعاى طرفدارى از حضرت مسيح(ع) و به نام مسيحيت، صدها هزار انسان را به كام مرگ بفرستند؟ براستى اگر حضرت مسيح(ع) امروز حضور مى داشت، چه موضعى در برابر جنايتكاران مى گرفت؟ آيا ظالمان را تحمل و در برابر آنها سكوت اختيار مى كرد؟ ظالمان و جنايتكاران مدعى پيروى از هر آئينى كه باشند، محكوم و مردودند.
* كسانى در دنيا وجود دارند كه با دوستى ميان انسان ها و مهرورزى آنها به يكديگر مخالفند و براى انسان ها، هيچ احترام و ارزشى قائل نيستند. بديهى است، سكوت خداپرستان و ايمان آورندگان به خداوند يكتا، ظالمان را كه معده و جيبى پرناشدنى دارند، جرى تر و گستاختر خواهد كرد.
* ملت ايران حتى يك گام در جهت دشمنى با ساير ملت ها برنداشته و بدخواه هيچ ملتى نبوده است، بنابراين ما هيچ دليلى براى جدايى ميان ملت ها نمى شناسيم و فكر مى كنيم دو ملت ايران و آمريكا مى توانند ارزش هاى مشتركى را دنبال كنند و در جهت استقرار صلح براى بشريت دست به تلاش مشترك بزنند.
* در شرايطى كه جمهورى اسلامى ايران، آمادگى خود را براى برقرارى پرواز مستقيم ميان تهران و نيويورك اعلام كرد، دولت آمريكا مصوبه مربوط به انگشت نگارى را رسميت بخشيد. اين اقدام هاى غيرمنطقى را نمى توان به حساب مردم آمريكا گذاشت.
* پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، حضرت امام خمينى(ره) بر اراده مصمم ملت ايران براى داشتن ارتباط با همه دنيا به جز اسرائيل، تأكيد كردند. اين موضع، درواقع يك گذشت بزرگوارانه انقلاب اسلامى براى فراموش كردن اقدام هاى آمريكا عليه ايران بود اما در مقابل، دولت آمريكا با حمايت از ترور و جنگ به حسن نيت ايران پاسخ داد.
* دولت آمريكا هر روز در عراق مرتكب يك اشتباه جديد مى شود. وجهه اين كشور در جهان به شدت تخريب شده است و متأسفانه همه اين اقدام ها نيز به نام ملت آمريكا انجام مى شود و ما از اين امر خشنود نيستيم. تلاش براى صلح، مستلزم ممانعت از تكرار اين گونه اشتباه ها است.
* ما مى دانيم مردم آمريكا در اقدام هاى دولت آمريكا هيچ نقشى ندارند، اما بحث بر سر اين است كه چگونه مى توان اين مسأله را به صدها ميليون نفر از ساكنان منطقه قبولاند.
* اشتباه آمريكا اين بوده است كه با چراغ راهنماى انگليس در منطقه حركت مى كند. بعضى ها مى گويند انگليس مى خواهد اقدام ۵۰ سال قبل آمريكا را در كنار زدن انگليسى ها، تلافى كند.
* دولت آمريكا بايد چشمان خود را بشويد و با نگاهى متفاوت، درباره مردم منطقه قضاوت كند.
* ما اميدواريم روزى برسد كه قلم و انديشه جايگزين سلاح شود. البته آن روز دير يا زود خواهد آمد، اما زمان آن بستگى به تلاش ما و شما دارد.
* سياست به مفهوم مديريت صحيح بر جامعه، نيازمند انسان هاى صالح است و چنين انسان هايى نيز تنها در ميان يكتاپرستان و دينداران يافت مى شوند. از نظر ما سياست و دين يكى است. پيامبران بزرگترين سياستمداران دوران خويش بوده اند و انسان ديندار نمى تواند نسبت به تحولات جامعه خويش بى تفاوت بماند.
* اگر پيامبران از دست ظالمان فراغت پيدا مى كردند، حتماً حكومت تشكيل مى دادند.
* بدون حاكميت صالحان، انسان روى سعادت را نخواهد ديد.
* در طول تاريخ از مفاهيم خوب و ارزشمند مانند دين، آزادى و دموكراسى سوءاستفاده شده است. امروز بيشترين جنايت ها به نام آزادى و دموكراسى انجام مى شود و با اين همه هيچكس نمى تواند اصالت مفاهيم خوب را زير سؤال ببرد.
* ملت عراق داراى هويت و فرهنگ ريشه دارى است و منشأ بسيارى از تمدن هاى بشرى بوده است. تصميم گيران دولت آمريكا قبل از هر چيز بايد حقوق اين مردم را به رسميت بشناسند. آنها انسان هستند و دوست دارند بر سرنوشت خويش حاكم باشند و در صلح، آرامش و امنيت زندگى كنند. اگر مسئولان آمريكايى نگاه خود را اصلاح كنند، مشكل حل خواهد شد، زيرا با دوستى بهتر مى توان با مردم منطقه زندگى كرد. دوستى را با محبت مى توان به دست آورد، اما با گلوله، بمب و خمپاره نمى توان هيچ ملتى را دوستدار خود كرد.
* آقاى بوش بسيار عصبانى است. به ايشان توصيه كنيد در حالت عصبانى، تصميم نگيرد، زيرا در چنين حالتى معمولاً تصميم هاى خوبى اتخاذ نمى شود. ايشان بايد دايره مشاوران خود را تغيير دهد. ما معتقديم اطلاعات خوبى در آمريكا منتشر نمى شود و البته به آقاى بوش توصيه كنيد كه مقدارى انسان ها را دوست داشته باشد.
* ايران به فناورى توليد سوخت هسته اى دست يافته است و حركت در جهت بهره بردارى از اين فناورى، تعطيل بردار نيست. اين يك قطار در حال حركت است و متوقف نيز نخواهد شد.
* ما هيچ گاه به دنبال سلاح اتمى نبوده ايم و براى اين كار نيز دو دليل داريم. يكى از آنها اعتقادى است، زيرا ما با جنگ، سلاح هاى كشتارجمعى، بمب هاى شيميايى، ميكروبى و اتمى مخالفيم و تأكيد مى كنيم سلاح ها را بايد به قلم و انديشه تبديل كرد. دليل ديگر نيز متكى بر خاتمه دوران كاربرد سلاح اتمى است و همان طور كه ديديم، سلاح اتمى نتوانست از فروپاشى شوروى سابق يا از شكست آمريكا در عراق جلوگيرى كند.
* امروز بمب اتمى براى هيچ كس مولد قدرت نيست و تنها انديشه و افكار ملت هاست كه مى تواند به منشأ توليد قدرت تبديل شود.
* دولت ها حق ندارند ثروت و سرمايه خود را صرف ساختن بمب اتم كنند. اين پول ها بايد براى رفاه ملت ها خرج شود.
* دولت آمريكا به روشنى مى داند ما به دنبال بمب اتم نيستيم. ما گزارش سازمان بين المللى انرژى اتمى را ديده ايم.
* مقابله آمريكا با ايران در بحث انرژى هسته اى صرفاً سياسى است و جنبه حقوقى ندارد. جنس اين مخالفت از همان جنس حمايت آمريكا از صدام در تحميل جنگ هشت ساله عليه ايران است.
* اين ما هستيم كه بايد نگران باشيم، زيرا دولت آمريكا داراى بمب اتم است و سابقه سوء در استفاده از آن را نيز دارد، اما ما نگران نيستيم، زيرا دوران كاربرد آن گذشته است.
* ما نگران وقوع يك جنگ ديگر نيستيم، زيرا از يك طرف فكر مى كنيم كه در آمريكا انسان هاى عاقل فراوانند و جلوى اين اقدام دولت آمريكا را خواهند گرفت و از طرف ديگر ما هميشه آماده ايم و ۲۸ سال است كه در برابر تهديد هاى دولت آمريكا به آماده بودن، عادت كرده ايم.
* اين سؤال براى افكار آزاد و مستقل باقى است كه چرا هر بار از صهيونيست ها سخن به ميان مى آيد، حسگرها به حركت در مى آيند و عده اى در آمريكا دچار مشكل مى شوند؟ اين چه نفوذى است كه حزب صهيونيست با ده هزار عضو در كشور بزرگى مانند آمريكا با ۳۰۰ ميليون نفر جمعيت دارد. ما انتظار داريم كه توضيح شفافى درباره رابطه آمريكا با صهيونيسم ارائه شود. آيا در آمريكا هيچ حسگرى وجود دارد كه درد كشتار و آوارگى ۵ ميليون فلسطينى را احساس كند؟
* چگونه مى توان اين همه نفوذ صهيونيست ها را در آمريكا باور كرد و پذيرفت كه آنها توانسته اند مشكل خود را به مشكل ملت و دولت آمريكا تبديل كنند.
* در ارتباط با مسأله فلسطين، پيشنهادهاى ما بسيار صلح طلبانه است. ما به يك راه حل انسانى فكر مى كنيم. ما مخالف جنگ و طرفدار انتخابات آزاد هستيم. مسأله فلسطين راه حل انسانى دارد نه نظامى.