دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۵ - ۱۵ صفر ۱۴۲۸
Mon, Mar 5, 2007
گزارش
۳۵۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
دانش
ماجرا
هفته عكس (قاب عكس )
تعارف هاى چرب و شيرين
280431.jpg
حميده احمديان راد

بى شك فرهنگ ايرانى ويژگى هاى خوب زيادى دارد، ولى بهتر است بعضى ويژگى هاى فرهنگى مان را نقد كنيم. مثلاً تعارف در فرهنگ ما نشانه محبت است و به خاطر اين ويژگى فرهنگى چه بسا احساس حمايت و امنيت مى كنيم. شايد غربى ها هم از آن طرف بام مى افتند كه اصلاً باهم تعارف ندارند. ولى گاهى پافشارى و افراط در يك كار مى تواند خيلى بيشتر از آن چه به نظر مى رسد، زيان آور باشد.
به اين داستان توجه كنيد:
شغل رانندگى در يك شركت خارجى را با شرايط و درآمد خوب به سختى به دست آورده بود. به زودى با مرد فرانسوى اى كه راننده اش شده بود، دوست شد، به طورى كه وقتى مادر و خواهر مرد فرانسوى به ايران آمدند، از او خواست براى گردش در چند شهر همراهى شان كند. مرد فرانسوى كه به آثار تاريخى ايران علاقه داشت از مدتها پيش برنامه ريزى كرده بود در مدت ۱۰ روز چند شهر مشهور را به خانواده اش نشان دهد. او مى خواست چهار شب ، اتاقى را در هتلى در اصفهان رزرو كند، ولى راننده اصرار مى كرد كه آنها در اصفهان بايد به جاى هتل به خانه مادرش بروند. با اين حال ، مرد فرانسوى براى شب اول اتاق را رزرو كرد. اما وقتى آن ها به اصفهان رسيدند، تعارف هاى راننده كارگر افتاد و او عاقبت فرانسوى ها را به خانه مادرش برد تا شب را آنجا بخوابند . با اين كار، هم مى خواست ارادت ومحبت خود رابه رئيسش نشان بدهد و هم به اصطلاح براى فاميلش كلاس بگذارد. اما قضيه به همين جا ختم نشد. راننده تا ۳ روز هر ظهر و هرشب، فرانسوى ها را به خانه يكى از افراد فاميلش مى برد و ميزبانان هم طبق عادت ايرانى سفره هاى رنگين مى چيدند و با اصرار از ميهمانان مى خواستند بيشتر و بيشتر بخورند. مادر و خواهر مرد فرانسوى از «ميهمان نوازى» ايرانى خوششان آمده بود، ولى مرد فرانسوى كه هدفش نشان دادن جاذبه هاى جهانگردى ايران به خانواده اش بود، حسابى كلافه شده بود. او عاقبت با به راه انداختن دعوايى با راننده اش خود را خلاص كرد. با آن كه در آن ۴ روز نتوانسته بود حتى يك اثر تاريخى را به خانواده اش نشان بدهد، اما چيزى كه بيشتر عصبانى اش كرد اين بود كه فهميد شبى كه در هتل اتاق رزرو كرده بود، راننده اش به جاى او در هتل خوابيده است!
وقتى در سطوح كلان تر با هم تعارف مى كنيم
ممكن است عجيب به نظر برسد، ولى افراط در تعارف توانسته در عرصه هاى سياسى و اقتصادى كلان و صنعت نيز تأثير بگذارد. سفارش و آشنابازى از ناگوارترين اتفاقاتى است كه در اقتصاد ما رخ مى دهد و دليل آن در بسيارى از مواقع «تعارف داشتن» است.
مهندس شرزه مريد، از مديران صنايع، به نمونه هايى از تعارف در صنعت واقتصاد اشاره مى كند و مى گويد: «ملموس ترين تعارف ها ميان رئيس و مرئوس است. آنها هر دو كجدار و مريز با هم كار مى كنند. به جاى اين كه مستقيم با هم صحبت كنند، كوتاه مى آيند. به عبارتى، رئيس و مرئوس هردو فقط مى خواهند يكديگر را نگه دارند. اين روش به ضرر همه تمام مى شود. از سوى ديگر، موضوع سفارش پيش مى آيد. بعضى از مديران از روى تعارف مجبورند براى كسى كارى درست كنند و فرد معرفى شده را سر آن كار بگذارند. از اين رو چه بسا فردى كه شايستگى لازم را ندارد از روى تعارف جايى قرار مى گيرد كه شايستگى اش را ندارد. اين آدم مى تواند محيطى را فاسد كند. به اين ترتيب، بسيارى از سازمان ها بى جهت بزرگ و فربه مى شوند. اين اتفاق در سازمان هاى اقتصادى بزرگ دولتى رخ مى دهد كه با پول نفت ايجاد شده اند و كسى دقت نمى كند كه ممكن است چه ضررهايى به جامعه برسد. اين روايت وجود دارد كه از ميان افرادى كه مى شناسيد، كسى را انتخاب كنيد. ولى خيلى وقت ها ما اين روايت را به اين شكل برمى گردانيم كه ميان فرد شايسته و فردى كه مى شناسيم، فردى را كه مى شناسيم انتخاب مى كنيم. در حالى كه حتماً منظور روايت اين بوده كه ميان دو آدمى كه در يك سطح شايستگى قرار دارند، آن را كه مى شناسيم بر ديگرى برترى دهيم. اهميت روابط موجب مى شود تا افراد براى مستحكم كردن روابطشان هديه هاى گران قيمت به ديگرى بدهند و ياكسى را به شام و ناهار دعوت كنند تا اصطلاحاً او را نمك گير كنند.»
نتيجه بديهى چنين روابطى گسترش فساد اقتصادى است. اما كشورهايى كه چنين روابطى در آنهاكمتر است، چه جايگزين هايى پيدا كرده اند؟
مهندس مريد مى گويد:«در كشورهاى پيشرفته در درجه اول مى كوشند ميان شهروندان اين تفكر را جا بيندازند كه هركسى بايد بتواند احساساتش را به درستى بيان كند. چه اين فرد رئيس باشد و چه مرئوس، بايد حرفش را رك بگويد. هركسى ممكن است براى خود دلايلى داشته باشد كه بايد بتواند اين دلايل را بيان كند. درحالى كه در فرهنگ ما اين چنين است كه هركسى سعى مى كند حرفش را توى لفافه بگويد و با استعاره حرف بزند. اما مشكل اصلى اين است كه ما ايرانى ها حفظ رابطه را به نتيجه ترجيح مى دهيم. دليلش هم اين است كه در كشورمان ضوابط اجتماعى قوى نداريم و ضوابط موجود را قوى اجرا نمى كنيم. بنابراين ، ترجيح مى دهيم رابطه مان را به هر وسيله نگه داريم و براى اين كار هم كوتاه مى آييم، حتى اگر به ضررمان تمام شود. در نتيجه نبودن ضوابط ، همه جا با هم تعارف داريم. به خاطر همين كه مى خواهيم ديگرى را براى خودمان نگه داريم تعارف مى كنيم و با اين تعارف ها رابطه را حفظ مى كنيم. اما گاهى به جايى مى رسيم كه مى بينيم زياد با طرف كنار آمده ايم و يك دفعه رابطه را كاملاً قطع مى كنيم و اين ماجرا نتيجه منفى دارد. در حالى كه در كشورهاى ديگر يك رابطه ممكن است براى مدتى خراب شود ولى از بين نمى رود و بعد از مدتى دوباره برقرار مى شود. البته در كشورهاى پيشرفته افراد اصلاً با هم تعارف ندارند و ممكن است رئيس رك مرئوسش را اخراج كند. آنها كه با هم تعارف ندارند ولى اتحاديه هاى قوى دارند. آنها ضابطه دارند و همه طبق ضابطه رفتار مى كنند. آنها ياد گرفته اندكه نبايد از فرمان رئيس سرپيچى كنند و رئيس هم طبق مقررات رفتار مى كند و مقررات را مو به مو اجرا مى كند. در حالى كه ما آموخته ايم رابطه قوى داشته باشيم، خوب رفيق شويم، رگ خواب طرف را به دست بياوريم، طرف را نمك گير كنيم و ... تامنافع مان را تأمين كنيم و يا مانع از اين شويم كه با ضابطه با ما برخورد شود. براى رسيدن به اين هدف ها هم به تعارف متوسل مى شويم. در صورتى كه اگر ضابطه قوى وجود داشت اين اتفاق رخ نمى داد.»
تعارف هاى چرب و شيرين
تعارف به تدريج در تهران كم و كم تر مى شود. ولى در بسيارى از شهرستان ها به قوت خود باقى است. همه ما نمونه هايى از اين موارد در ذهن داريم. يكى از شهروندان چنين تعريف مى كند :«به هيچ وجه نمى توانيم به قصد سياحت به شهرستان خود برويم چون آن قدر بايد از اين خانه به آن خانه برويم كه ديگر وقتى براى سياحت باقى نمى ماند. هتل هم نمى توانيم برويم. چون به فاميل بر مى خورد. سال گذشته فرصت كوتاهى براى مسافرت پيدا كرديم و تصميم گرفتيم در شهر خود و چندشهر ديگر چرخى بزنيم. به يكى از فاميل اطلاع داديم به خانه اش مى رويم. غروب به خانه شان رسيديم. براى شام مجبورمان كردند چند بشقاب دلمه چرب بخوريم. تا نيمه شب ، شب نشينى و گفتيم فردا پيش از ظهر از خانه شان مى رويم. حسابى از كوره در رفتند و بارانى از تعارف هاى رايج مثل «ما را لايق نمى دانيد» و ... به سرمان ريختند. صبح زود صداى ديگ و قابلمه از آشپزخانه شنيديم. گوشى دستمان آمد كه تدارك ناهار مى بينند. باز هم تكراركرديم فرصت زيادى نداريم و بايد برويم. عاقبت با حالت قهر گذاشتند برويم و شكايت مان را به همه فاميل بردند!
نكته ديگر اين است كه از نظر بسيارى از مردم ما، مهمترين نكته درميهمانى چيدن سفره رنگين و به زور غذاخوراندن به ميهمان است و به اين ترتيب ميهمان را كاملاً در موقعيت سختى قرار مى دهند. درحالى كه از حقوق ميهمان است كه اگر به خانه شما سر مى زند راحت باشد نه اين كه از جنبه ديگرى در مضيقه قرار گيرد.
برخى حتى از تعارف هاى بيجا دچار صدماتى شده اند . يك شهروند مى گويد: «من به كسى كه مسافر است يا در شهرى ديگر است زياد تعارف نمى كنم. چون ممكن است در جاده يا راه ها اتفاقى برايش رخ دهد و من در اين صورت اصلاً خودم را نمى بخشم.» او به ياد مى آورد كه اصرار و تعارف زياد به دو جوان موجب شد آنها خانه ميزبانشان را آخر شب ترك كنند و همان شب به سختى تصادف كردند و كشته شدند.
در تهران مردم به تدريج عادت تعارف را به دليل مشغله زياد و ترافيك و... ترك مى كنند.
به عنوان مثال يكى از شهروندان تعريف مى كند : «يكى از آشناهايم كه مى دانست به زودى اسباب كشى مى كنم مدام مى گفت اگر خواستيد اسباب كشى كنيد به كمك تان مى آيم. اما در مدت اسباب كشى اصلاً پيدايش نشد. بعد از چند روز زنگ زد دارم مى آيم كمك. وقتى وارد شد ديدم چنان لباس پوشيده كه انگار مى خواهد برود عروسى. در نتيجه به او گفتم كارهايى كه باقى مانده طورى است كه بايد خودم انجامشان دهم.»
درواقع اگر نمى توانيم يا حتى نمى خواهيم كارى براى كسى انجام دهيم لزومى ندارد مدام به او تعارف كنيم تا بعداً ناچار شويم به اصطلاح خودمان را جلويش آفتابى نكنيم يا خودمان را به كوچه على چپ بزنيم.
چرا تعارف مى كنيم؟
كارشناسان مى گويند بسيارى از مؤلفه هاى فرهنگى كه راه افراط و تفريط مى پيمايند، به خاطر شرايط تاريخى به اين مسير كشيده شده اند.
فرح فرخى جامعه شناس مى گويد: «يكى از دلايلى كه ما اين قدر با هم تعارف داريم اين است كه بيشتر ملت تاجرى بوده ايم تا توليد كننده و اصل در تجارت مردم دارى است و ما تعارف را يكى از روش هاى مردم دارى مى دانيم. در فرهنگ ما مريد و مراد و گنده لات و مرشد وجود دارد. براساس اين فرهنگ مامى گوييم كه شاگرد بايد مقابل استاد سر به زير باشد و شايد كلماتى نظير مخلصيم و چاكريم از اين ريشه گرفته باشد. برخى نيز مى گويند در گذشته هاى دور كه مردم گرسنه و فقير بوند، گرسنگان به بهانه احوالپرسى به خانه افراد متمول مراجعه مى كردند و در آن موقع رسم بود صاحب خانه به اين افراد غذايى مى داد يا اگر آشنا بودند آنها را به خانه دعوت و از آنها پذيرايى مى كرد. اما حال اين سنت به اين شكل درآمده كه ميزبان با اصرار، ميهمان را نگه مى داردو به اصرار به او غذا و نوشيدنى مى خوراند.»
از موردى مثل رانندگى كه بگذريم، ما ايرانى ها در برخورد، پذيرايى و همه چيز با هم تعارف داريم. اما بايد ياد بگيريم كه گاهى اوقات صريح و رك بودن بيشتر كارگشاست. ما مى توانيم فرهنگ مان را در حد اعتدال نگه داريم و در مواقع لازم هم رك باشيم. سود اين كار خيلى بيشتر از ضرر اصرار در نگه داشتن فرهنگى است كه از حالت طبيعى خارج شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |