|
ارزيابى چالمرز جانسون از دور جديد رقابت آمريكا و چين
«پرل هاربر» فضايى
|
|
|
برگردان: پوراندخت مجلسى
چالمرز جانسون (Chalmers Jhonson) مشاور سابق سيا، منتقد برجسته سياست خارجى ايالات متحده و استاد بازنشسته روابط بين الملل در دانشگاه كاليفرنيا در سان ديه گو است. آثار و تأليفات او درحوزه مسائل جهانى موردتوجه محافل دانشگاهى ورسانه اى بوده است. كتاب جديد او Nemesis: The last days of American Republic نام دارد. ايمى گودمن بتازگى در يك مصاحبه راديويى با چالمرز جانسون مشاور سابق سيا ، ديدگاه ها ونظرات جنجالى مطرح شده در كتاب «آخرين روز هاى امپراتورى آمريكا» وى را به بحث گذاشت. از مهم ترين وبحث انگيز ترين محورهاى اين گفت وگو، تحليل هاى جانسون درباره ظهور ابرقدرت شرق يا همان چين است . البته اين بخش از پيش بينى هاى اين متخصص امنيتى آمريكا پيش تر وقتى كتاب جانسون به بازار نشر راه يافت نگاه ها را به خود جلب كرده بود، بويژه محافل نومحافظه كار كاخ سفيد به آن واكنش نشان داده بودند . اظهارات جانسون دراين گفت وگو كه چكيده آن تقديم مى شود درواقع پاسخى به همين واكنش هاى انكار آميزمقام هاى كاخ سفيد درباره ظهور حريفان تازه بين المللى است . جانسون چنان كه دراين نشست رسانه اى هم تأكيد كرده است بيش از آن كه نگران تحركات وپيشرفت هاى تكنولوژيك حريفان آمريكا درحوزه خاور دور و پاسيفيك باشد ازنگاه و تحليل نادرست كارگزاران آمريكا نسبت به روند تحولات جهانى كلافه است. اوگفته است هاله اى از تعصب يا توهم شكست ناپذيرى امكان درك حقايق امور جهانى را از نومحافظه كاران گرفته است . باقى نظرات او را درمتن زير دنبال كنيد: نومحافظه كاران وحريفان نوپديد آمريكا پيدايش قدرت عظيم چين، طبقه حاكم آمريكا و بويژه نومحافظه كاران را به وحشت انداخته است. اين كشور پيشرفتى قابل توجه به سوى مدرنيسم داشته است. من در مورد چين خوشبين هستم و معتقدم كه مردم اين كشور، دولت خود را در اين راه مورد حمايت قرار داده اند زيرا كارى را انجام مى دهد كه آنها مى خواهند. البته چين ابتدا از راهى كه در پيش گرفته بود دچار هراس بود و از اين مى ترسيد كه در شرايطى قرار بگيرد كه روسيه در زمان يلتسين آن را تجربه كرد. ولى اكنون با استفاده از همه امكانات ناشناخته خود با بصيرت و قدرت به جلو حركت مى كند. چيزهاى زيادى هست؛ از جمله همين پيشرفت هاى عظيم چين در رشته هاى مختلف كه ما آمريكايى ها آنها را دوست نداريم. ولى ما هيچ گزينه اى نداريم جز اين كه با پيشرفت هاى چين كنار بياييم و خود را با آن تطبيق دهيم . همان طور كه در قرن بيستم نسبت به ظهور نوعى قدرت در آلمان ، روسيه و در ژاپن بايد خود را تطبيق مى داديم. عدم رضايت قدرت هاى انگليسى، بويژه بريتانيا و ايالات متحده براى كنار آمدن با اين موضوع و وفق دادن خود با آن ، به جنگ هايى وحشيانه و بى ارزش انجاميد. با وجود اين ، در باره رشد چين هم، مقام هاى آمريكايى آه و ناله سر داده اند. در حالى كه برعكس، چين به طور شگفت انگيزى، كه همگان را تحت تأثير قرار مى دهد به سادگى و براحتى خود را با منافع كشور هايى نظير اندونزى يا ويتنام كه به هيچ وجه چين را دوست ندارند، تطبيق داده است. آمريكا مدام ژاپن ، كشور همسايه چين را تحريك مى كند كه نسبت به اين كشور دشمنى بورزد، كشورى كه صحنه بزرگ ترين جنايت هاى جنگى در جنگ جهانى دوم بوده است، جناياتى كه نه آن طور كه شايسته است مسئوليت آن پذيرفته شده و نه غرامتى بابت آنها پرداخت شده است. من براستى در شگفتم كه مسئولان ما چرا به چنين تحريكاتى دست مى زنند. اين كار تنها يك حماقت است. جنگ با چين همان وضع جنگ با ويتنام را پيدا خواهد كرد. ما جنگ را به چين خواهيم باخت. ملى گرايى فزاينده اى كه امروز با شور و حرارت در اين كشور حفظ مى شود ، منبع حقانيت آن است. البته ما اكنون مانند روز هاى نخست رياست جمهورى بوش با چشمانى عقاب وار مراقب چين نيستيم؛ يعنى در آن روزهايى كه پس از يك رويداد جاسوسى كه در آن چينى ها يكى از هواپيماى اكتشافى ما را كه با روشى بسيار تهاجمى به نواحى داخلى چين وارد شده بود، مجبور به فرود كردند. اگر يك هواپيماى چينى چنين عملى را در سواحل ما انجام مى داد ما به طور قطع آن را سرنگون مى كرديم ولى آنها آن هواپيماى متجاوز را تنها مجبور به فرود كردند. اين امر براى آنها منجر به از دست دادن يك هواپيما و يك خلبان شد. به خاطر مى آوريد كه جورج بوش در آن روز ها در تلويزيون اظهار داشت كه اگر چين جزيره تايوان را مورد تهديد قرار دهد، او ارتش آمريكا را با كمال قدرت برضد آن كشور به كار خواهد برد. اين كار ديوانگى است، ديوانگى محض. بر فرض كه به تعداد آمريكايى ها يعنى ۲۰۰ ميليون نفر از افراد چينى كشته شوند باز هم بيش از ۸۰۰ ميليون نفر باقى خواهند ماند و ما باز هم مجبوريم با آنها كنار بياييم نه اين كه با آنها دشمنى بورزيم. من باور دارم، شواهد فراوانى وجود دارد كه ما مى توانيم خود را با پيشرفت هاى عظيم چين وفق دهيم. نمايش قدرت اژدهاى زرد يا پرل هاربرفضايى در ژانويه گذشته چينى ها نخستين آزمايش ضد ماهواره اى خود را انجام دادند و من در كتاب اخيرم ، بخشى را به نظامى كردن فضا اختصاص داده ام و آن را «طرح آينده امپرياليسم در فضا» ناميده ام. اين فصل در باره اعمال نفوذ كنگره در مورد برنامه موشكى است كه به نظر من هدر دادن پول براى چيز هايى است كه مى دانيم نتيجه اى ندارند. ولى آنها به دنبال نتيجه نيستند. اين كار بخشى از اجراى طرح «كينس» (۲)Keynes براى حفظ اقتصاد ما از طريق هزينه هاى نظامى است. اين برنامه در بسيارى از حوزه هاى انتخاباتى، در مجموعه هاى صنعتى نظامى، ايجاد شغل مى كند. ما با خود پسندى در مورد سلطه كامل بر فضا، تسلط بر مدار هاى نزديك به زمين و مدار هاى دور تر صحبت كرده ايم. همه ما امروزه به اين مدار ها براى پيشبرد كار خود، بسيار وابسته شده ايم. به طور مثال براى ارتباطات راه دور، پيش بينى هوا و انواع و اقسام چيزها ... به خاطر ممانعت از نظامى شدن فضا و جلوگيرى از فاجعه رشد يابنده قرار گرفتن بقايا و پاره هاى بسيار مرگبار ماهواره ها در مدار زمين، چينى ها ، روس ها و اروپاييان به تكرار از ما خواسته اند، ضوابط بين المللى و قرارداد ها را محترم بشماريم. اين نخاله ها خطرهاى واقعى هستند؛ همان طور كه يكى از فضا نوردان، خانم سالى رايد فرمانده شاتل فضايى ما يك بار با اصابت يك تكه رنگ ، كه در مدار زمين حركت مى كرد مواجه شد، نخاله ها و چيزهايى كه در مدار هاى پايين حركت مى كنند ۱۷۰۰۰مايل در ساعت سرعت دارند و اين تكه رنگ با اين سرعت زياد به بادگير سفينه او بر خورد كرد و تو رفتگى عميقى در آن به وجود آورد. تصورش را بكنيد اگر يك تكه رنگ بتواند چنين تأثيرى بگذارد، يك سرپوش عدسى يا يك آچار قديمى ياچيزى نظير آن، كه در فضا بسيار است ، چه مصيبتى به بار خواهد آورد. در مركز فضايى جانسون فهرستى از اين قطعات تهيه كرده اند كه به طور دائم به تعداد آن اضافه مى شود. برخى اوقات جنگ افزار و در بعضى موارد ابزار موشك هاى ماهواره ها و از اين قبيل. آنها يك خبر نامه جالب منتشر كرده اند كه مطلبى دارد در باره چگونگى برخورد يك تكه كپسول فضايى آمريكايى مربوط به ۲۰ سال پيش به دنباله يك موشك چينى. اين برخورد چه نخاله ها و خرده ريز هايى كه در فضا باقى گذاشت. اين يك فاجعه است. ولى ما فقط خود پسندى خود را ارضا مى كنيم با حمايت از نيروى هوايى خارج از كنترلى كه با ساختن چيز هايى كه خودشان هم مى دانند فايده اى ندارد، اما همچنان به خدمت به منافع مجتمع نظامى ادامه مى دهند. اما در باره اين كه پرل هاربر فضايى چيست. اين اصطلاحى است كه ، به كار برده شده است براى كارى كه باور دارند چينى ها در ژانويه گذشته انجام داده اند. آنها يك سلاح ضد موشكى خود را با پرتاب به طرف يك ماهواره قديمى و بى فايده خود آزمايش كردند و به اين ترتيب آن ماهواره آتش گرفت. اين انفجار مقدار زيادى نخاله در فضا ايجاد كرده است. راهى براى تعمير اين گونه ماهواره ها وجود ندارد، بنا براين آنها را براحتى با يك راكت فرود مى آورند؛. اگر آن ها را در مدار هاى بالاترى قرار بدهيد، ممكن است ماهواره هاى مهمى را كه به طور مثال پخش بخشى از برنامه هاى تلويزيون به آنها بستگى دارد از بين ببرد. برخى از آنها ممكن است به اتمسفر زمين وارد شده، آتش بگيرند. نيروى هوايى ما اين گونه خطرات را به خاطر وابستگى زياد ما به ماهواره ها نديده مى گيرد. همان طور كه پيش از اين هم گفتم بسيارى از كار هاى ما به اين ماهواره ها وابسته است از جمله موشك هاى هوشمند ما. اروپايى ها در حال ساختن سيستم صلح جويانه اى براى ارتباطات و ديگر نيازهاى ابزارى در فضا هستند كه آن را گاليله ناميده اند. آنها معتقدند كه ما بايد براى امن كردن و بى خطر كردن فضا، سلاح هاى ضد ماهواره اى را كنترل كنيم. اما ولى ما آمريكايى ها هيچ كوششى را براى چنين كنترلى نمى پذيريم. ۱ـ چالمرز جانسون Chalmers Jhonson مشاور سابق سازمان اطلاعات ملى آمريكا (CIA) ۲ـ كينس Jhon Maynard Keynes اقتصاد دان و نويسنده انگليسى (۱۹۴۶- ۱۹۸۳ ) منبع : اكنون دموكراسى
|