چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۵ - ۱۷ صفر ۱۴۲۸
Wed, Mar 7, 2007
ديپلماتيك
۳۵۸۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
رودررو
سلامت
ارزيابى چالمرز جانسون از دور جديد رقابت آمريكا و چين
پرونده هسته اى ايران مبناى صف بندى جديد
280899.jpg
مسعود ابراهيمى
درباره پرونده هسته اى كشورمان، مباحث گوناگونى مطرح شده است ، اما اعتراف به اين موضوع كه پرونده يادشده مبناى صف بندى جديد در جهان شده، به اين احتمال قوت مى بخشد كه فضاى تك قطبى ناشى از فروپاشى اتحادشوروى، پايگاه مسلط خود را ازدست داده است.
ناظران سياسى معتقدند، آمريكا با نظريه نظم نوين جهانى، درصدد پركردن خلأ بلوك فروپاشيده شرق بود تا بتواند انتظارات عمومى را به سمت پذيرش نظام سلسله مراتبى اين نظريه سوق دهد. اما از همان ابتدا پيدا بود كه نظريه پردازان غرب بر اين باور بودند كه بلوك غرب براى پايدارى خود، بايد از شكل گيرى اتحاديه اسلامى جلوگيرى كند. براين مبنا، نظريه هاى «جنگ تمدن ها» و «پايان تاريخ» را دستاويز تحركات منطقه اى و نظامى خود قرارداد تا بلكه بتواند از رهيافت اين پارادايم هاى خود ساخته، جهان را به آينده اى مبهم راهنمايى كند و خويش را از ورطه سقوط و تباهى نجات دهد.
اما آنچه تاكنون رخ داده، مجموعه اى از بى تدبيرى هاى سياسى در عرصه سياست خارجى كشورهاى غربى و بويژه آمريكاست كه موقعيت ايران را با كمترين هزينه ها ارتقا بخشيده است. از ياد نبريم كه اگر سال ها تلاش مى كرديم، سيدحسن نصرالله و محمود احمدى نژاد را درجهان به عنوان مردان پيشرو و مبارز معرفى كنيم، هزينه هاى بسيارى از نظر پولى و زمانى لازم بود؛ تا اين كه در جريان هاى دو سال اخير و بويژه جنگ ۳۳ روزه رژيم اسرائيل عليه ملت لبنان، يك جنبش كوچك توانست قدرت الهى خود را در برابر جهان غرب نشان دهد. از سوى ديگر پرونده هسته اى نيز در همين راستا، بيانگر شجاعت دولتمردان و عرصه قدرت نمايى آنان به نمايندگى از جهان اسلام، در برابر كشورهاى غربى شده است.
به طور قطع مقام هاى كاخ سفيد و اروپايى ها مى دانند كه حمايت روسيه از ايران و لااقل عدم همراهى محض مسكو با واشنگتن درباره پرونده هسته اى، در راستاى جلوگيرى از نظام تك قطبى به رهبرى آمريكاست. در همين زمينه چندى پيش پوتين، رئيس جمهورى روسيه گفت: «ما با دادن سامانه هاى ضدموشكى به ايران بر آنيم كه به اين كشور نشان دهيم كه در انزوا نيست.» و به همين مقدار بايد بر اين مسأله دقت كرد كه پرونده هسته اى، ميزان شكنندگى غربى ها را بالا برده و اگر كشورهاى غربى نجنبند، شكست سنگين ديگرى را بزودى در كارنامه خود ثبت خواهندكرد.
اما تدبير غربى ها چيست؟ مدتى است عربستان به همراه چند كشور عربى به دنبال تشكيل يك ائتلاف منطقه اى با آمريكاست تا با استفاده از موضوع فلسطين، اين احساس در منطقه رخ ننمايد كه آمريكا درانزوا قرار گرفته است.
حتماً بر اين مسأله صحه خواهيد گذاشت كه با ورود ايران به حياط خلوت آمريكا يعنى آمريكاى لاتين، كاخ سفيد در چنبره دفاعى خود نيز روى آسايش را نخواهدديد و پيروزى هاى پى درپى چهره هاى ضدآمريكايى در كشورهاى آمريكاى لاتين اين فرصت را براى كشورمان فراهم آورده است كه ساختار نوينى را براى سياست خارجى خود ترسيم كند.
البته از دستگاه ديپلماسى جمهورى اسلامى ايران انتظار مى رود با رويكرد تهاجمى واقعى بتواند فضاهاى مثبت جديدى را فراروى دولتمردان ما بگشايد تا آنان نيز با دغدغه كمتر به گسترش ارتباطات بين المللى ايران بينديشند.
در اين ميان اروپايى ها از تشديد تنش ميان ايران و آمريكا واهمه دارند و برآنند با حفظ استقلال خود از آمريكا، از پيامدهاى پرونده هسته اى ايران دور بمانند. و به همين خاطر آمريكا احساس كرده است پيش از اين كه ايران را در انزوا قرار دهد، خودش را منزوى ساخته است، بويژه اين كه ميزان تنفر از آمريكا در ميان مردم كشورهاى منطقه نيز به طور بى سابقه اى افزايش يافته و اين موضوع ميزان ضربه پذيرى پادشاهان عربى را هم افزايش داده است. زيرا اغلب كشورهاى عربى از ساختار دموكراتيك برخوردار نيستند و مهم ترين تكيه گاه خود را كشورهاى قدرتمند بيگانه قرار داده اند نه مردم خود.
از اين رو در پرونده هسته اى كشورمان، اروپايى ها برپايه مذاكره اند، روسيه و با درصدى كمتر چين نيز در مواقع حساس از ايران حمايت مى كنند تا امتيازهاى موردنياز خود را از دو طرف (ايران و آمريكا) به دست آورند و در اين ميان آمريكا با متحد اصلى اش يعنى رژيم صهيونيستى، بايد به تنهايى در مقابل ايران اسلامى بايستد. زيرا از كشورهاى عربى هم در مورد پرونده هسته اى ايران كارى برنمى آيد. بنابراين كشورهاى يادشده اگر بتوانند با تشكيل ائتلاف جديد، آمريكا را از انزواى آينده خارج كنند، در دو موقعيت به واشنگتن كمك كرده اند: اول - فلسطين به طور مستقيم و دوم - پرونده هسته اى ايران به طور غيرمستقيم.
در اين ميان به يقين آمريكا نيز بيكار نخواهدنشست. تصويب يك قطعنامه جديد در سازمان ملل بر ضد كشورمان، تشديد محدوديت هاى اقتصادى و تدبير حمله هاى نظامى كوتاه، سريع و موضعى ازجمله برنامه هاى اين كشور است. اما اين در صورتى است كه ائتلاف عربى بتواند كاركرد مثبت خود را براى واشنگتن نشان دهد، وگرنه ايران نيز ابزارهاى مهمى براى مقابله با آمريكا دارد.
ضمن اين كه اگر مقام هاى كاخ سفيد به صبر ايرانيان پاسخ مثبت ندهند، منافع اقتصادى و تجارى آمريكا در سراسر جهان مى تواند با تهديدهاى جدى مواجه شود و به طور قطع آمريكايى ها تاكنون تجربه هاى بسيارى در ۲۷ سال گذشته در مقابله با مردم ايران به دست آورده اند و قصد ندارند وضع خود را بدتر از اين ببينند.
ارزيابى چالمرز جانسون از دور جديد رقابت آمريكا و چين
«پرل هاربر» فضايى
280905.jpg
برگردان: پوراندخت مجلسى

چالمرز جانسون (Chalmers Jhonson) مشاور سابق سيا، منتقد برجسته سياست خارجى ايالات متحده و استاد بازنشسته روابط بين الملل در دانشگاه كاليفرنيا در سان ديه گو است. آثار و تأليفات او درحوزه مسائل جهانى موردتوجه محافل دانشگاهى ورسانه اى بوده است. كتاب جديد او Nemesis: The last days of American Republic نام دارد.
ايمى گودمن بتازگى در يك مصاحبه راديويى با چالمرز جانسون مشاور سابق سيا ، ديدگاه  ها ونظرات جنجالى مطرح شده در كتاب «آخرين روز هاى امپراتورى آمريكا» وى را به بحث گذاشت. از مهم ترين وبحث انگيز ترين محورهاى اين گفت وگو، تحليل هاى جانسون درباره ظهور ابرقدرت شرق يا همان چين است . البته اين بخش از پيش بينى هاى اين متخصص امنيتى آمريكا پيش تر وقتى كتاب جانسون به بازار نشر راه يافت نگاه ها را به خود جلب كرده بود، بويژه محافل نومحافظه كار كاخ سفيد به آن واكنش نشان داده بودند . اظهارات جانسون دراين گفت وگو كه چكيده آن تقديم مى شود درواقع پاسخى به همين واكنش هاى انكار آميزمقام هاى كاخ سفيد درباره ظهور حريفان تازه بين المللى است . جانسون چنان كه دراين نشست رسانه اى هم تأكيد كرده است بيش از آن كه نگران تحركات وپيشرفت هاى تكنولوژيك حريفان آمريكا درحوزه خاور دور و پاسيفيك باشد ازنگاه و تحليل نادرست كارگزاران آمريكا نسبت به روند تحولات جهانى كلافه است. اوگفته است هاله اى از تعصب يا توهم شكست ناپذيرى امكان درك حقايق امور جهانى را از نومحافظه كاران گرفته است . باقى نظرات او را درمتن زير دنبال كنيد:
نومحافظه كاران وحريفان نوپديد آمريكا
پيدايش قدرت عظيم چين، طبقه حاكم آمريكا و بويژه نومحافظه كاران را به وحشت انداخته است. اين كشور پيشرفتى قابل توجه به سوى مدرنيسم داشته است. من در مورد چين خوشبين هستم و معتقدم كه مردم اين كشور، دولت خود را در اين راه مورد حمايت قرار داده اند زيرا كارى را انجام مى دهد كه آنها مى خواهند. البته چين ابتدا از راهى كه در پيش گرفته بود دچار هراس بود و از اين مى ترسيد كه در شرايطى قرار بگيرد كه روسيه در زمان يلتسين آن را تجربه كرد. ولى اكنون با استفاده از همه امكانات ناشناخته خود با بصيرت و قدرت به جلو حركت مى كند.
چيزهاى زيادى هست؛ از جمله همين پيشرفت هاى عظيم چين در رشته هاى مختلف كه ما آمريكايى ها آنها را دوست نداريم. ولى ما هيچ گزينه اى نداريم جز اين كه با پيشرفت هاى چين كنار بياييم و خود را با آن تطبيق دهيم . همان طور كه در قرن بيستم نسبت به ظهور نوعى قدرت در آلمان ، روسيه و در ژاپن بايد خود را تطبيق مى داديم. عدم رضايت قدرت هاى انگليسى، بويژه بريتانيا و ايالات متحده براى كنار آمدن با اين موضوع و وفق دادن خود با آن ، به جنگ هايى وحشيانه و بى ارزش انجاميد. با وجود اين ، در باره رشد چين هم، مقام هاى آمريكايى آه و ناله سر داده اند. در حالى كه برعكس، چين به طور شگفت انگيزى، كه همگان را تحت تأثير قرار مى دهد به سادگى و براحتى خود را با منافع كشور هايى نظير اندونزى يا ويتنام كه به هيچ وجه چين را دوست ندارند، تطبيق داده است.
آمريكا مدام ژاپن ، كشور همسايه چين را تحريك مى كند كه نسبت به اين كشور دشمنى بورزد، كشورى كه صحنه بزرگ ترين جنايت هاى جنگى در جنگ جهانى دوم بوده است، جناياتى كه نه آن طور كه شايسته است مسئوليت آن پذيرفته شده و نه غرامتى بابت آنها پرداخت شده است. من براستى در شگفتم كه مسئولان ما چرا به چنين تحريكاتى دست مى زنند. اين كار تنها يك حماقت است. جنگ با چين همان وضع جنگ با ويتنام را پيدا خواهد كرد. ما جنگ را به چين خواهيم باخت. ملى گرايى فزاينده اى كه امروز با شور و حرارت در اين كشور حفظ مى شود ، منبع حقانيت آن است.
البته ما اكنون مانند روز هاى نخست رياست جمهورى بوش با چشمانى عقاب وار مراقب چين نيستيم؛ يعنى در آن روزهايى كه پس از يك رويداد جاسوسى كه در آن چينى ها يكى از هواپيماى اكتشافى ما را كه با روشى بسيار تهاجمى به نواحى داخلى چين وارد شده بود، مجبور به فرود كردند. اگر يك هواپيماى چينى چنين عملى را در سواحل ما انجام مى داد ما به طور قطع آن را سرنگون مى كرديم ولى آنها آن هواپيماى متجاوز را تنها مجبور به فرود كردند. اين امر براى آنها منجر به از دست دادن يك هواپيما و يك خلبان شد. به خاطر مى آوريد كه جورج بوش در آن روز ها در تلويزيون اظهار داشت كه اگر چين جزيره تايوان را مورد تهديد قرار دهد، او ارتش آمريكا را با كمال قدرت برضد آن كشور به كار خواهد برد. اين كار ديوانگى است، ديوانگى محض. بر فرض كه به تعداد آمريكايى ها يعنى ۲۰۰ ميليون نفر از افراد چينى كشته شوند باز هم بيش از ۸۰۰ ميليون نفر باقى خواهند ماند و ما باز هم مجبوريم با آنها كنار بياييم نه اين كه با آنها دشمنى بورزيم. من باور دارم، شواهد فراوانى وجود دارد كه ما مى توانيم خود را با پيشرفت هاى عظيم چين وفق دهيم.
نمايش قدرت اژدهاى زرد يا پرل هاربرفضايى
در ژانويه گذشته چينى ها نخستين آزمايش ضد ماهواره اى خود را انجام دادند و من در كتاب اخيرم ، بخشى را به نظامى كردن فضا اختصاص داده ام و آن را «طرح آينده امپرياليسم در فضا» ناميده ام. اين فصل در باره اعمال نفوذ كنگره در مورد برنامه موشكى است كه به نظر من هدر دادن پول براى چيز هايى است كه مى دانيم نتيجه اى ندارند. ولى آنها به دنبال نتيجه نيستند. اين كار بخشى از اجراى طرح «كينس» (۲)Keynes براى حفظ اقتصاد ما از طريق هزينه هاى نظامى است. اين برنامه در بسيارى از حوزه هاى انتخاباتى، در مجموعه هاى صنعتى نظامى، ايجاد شغل مى كند.
ما با خود پسندى در مورد سلطه كامل بر فضا، تسلط بر مدار هاى نزديك به زمين و مدار هاى دور تر صحبت كرده ايم. همه ما امروزه به اين مدار ها براى پيشبرد كار خود، بسيار وابسته شده ايم. به طور مثال براى ارتباطات راه دور، پيش بينى هوا و انواع و اقسام چيزها ...
به خاطر ممانعت از نظامى شدن فضا و جلوگيرى از فاجعه رشد يابنده قرار گرفتن بقايا و پاره هاى بسيار مرگبار ماهواره ها در مدار زمين، چينى ها ، روس ها و اروپاييان به تكرار از ما خواسته اند، ضوابط بين المللى و قرارداد ها را محترم بشماريم. اين نخاله ها خطرهاى واقعى هستند؛ همان طور كه يكى از فضا نوردان، خانم سالى رايد فرمانده شاتل فضايى ما يك بار با اصابت يك تكه رنگ ، كه در مدار زمين حركت مى كرد مواجه شد، نخاله ها و چيزهايى كه در مدار هاى پايين حركت مى كنند ۱۷۰۰۰مايل در ساعت سرعت دارند و اين تكه رنگ با اين سرعت زياد به بادگير سفينه او بر خورد كرد و تو رفتگى عميقى در آن به وجود آورد. تصورش را بكنيد اگر يك تكه رنگ بتواند چنين تأثيرى بگذارد، يك سرپوش عدسى يا يك آچار قديمى ياچيزى نظير آن، كه در فضا بسيار است ، چه مصيبتى به بار خواهد آورد.
در مركز فضايى جانسون فهرستى از اين قطعات تهيه كرده اند كه به طور دائم به تعداد آن اضافه مى شود. برخى اوقات جنگ افزار و در بعضى موارد ابزار موشك هاى ماهواره ها و از اين قبيل. آنها يك خبر نامه جالب منتشر كرده اند كه مطلبى دارد در باره چگونگى برخورد يك تكه كپسول فضايى آمريكايى مربوط به ۲۰ سال پيش به دنباله يك موشك چينى. اين برخورد چه نخاله ها و خرده ريز هايى كه در فضا باقى گذاشت. اين يك فاجعه است. ولى ما فقط خود پسندى خود را ارضا مى كنيم با حمايت از نيروى هوايى خارج از كنترلى كه با ساختن چيز هايى كه خودشان هم مى دانند فايده اى ندارد، اما همچنان به خدمت به منافع مجتمع نظامى ادامه مى دهند.
اما در باره اين كه پرل هاربر فضايى چيست. اين اصطلاحى است كه ، به كار برده شده است براى كارى كه باور دارند چينى ها در ژانويه گذشته انجام داده اند. آنها يك سلاح ضد موشكى خود را با پرتاب به طرف يك ماهواره قديمى و بى فايده خود آزمايش كردند و به اين ترتيب آن ماهواره آتش گرفت. اين انفجار مقدار زيادى نخاله در فضا ايجاد كرده است. راهى براى تعمير اين گونه ماهواره ها وجود ندارد، بنا براين آنها را براحتى با يك راكت فرود مى آورند؛. اگر آن ها را در مدار هاى بالاترى قرار بدهيد، ممكن است ماهواره هاى مهمى را كه به طور مثال پخش بخشى از برنامه هاى تلويزيون به آنها بستگى دارد از بين ببرد. برخى از آنها ممكن است به اتمسفر زمين وارد شده، آتش بگيرند. نيروى هوايى ما اين گونه خطرات را به خاطر وابستگى زياد ما به ماهواره ها نديده مى گيرد.
همان طور كه پيش از اين هم گفتم بسيارى از كار هاى ما به اين ماهواره ها وابسته است از جمله موشك هاى هوشمند ما. اروپايى ها در حال ساختن سيستم صلح جويانه اى براى ارتباطات و ديگر نيازهاى ابزارى در فضا هستند كه آن را گاليله ناميده اند. آنها معتقدند كه ما بايد براى امن كردن و بى خطر كردن فضا، سلاح هاى ضد ماهواره اى را كنترل كنيم. اما ولى ما آمريكايى ها هيچ كوششى را براى چنين كنترلى نمى پذيريم.
۱ـ چالمرز جانسون Chalmers Jhonson مشاور سابق سازمان اطلاعات ملى آمريكا (CIA)
۲ـ كينس Jhon Maynard Keynes اقتصاد دان و نويسنده انگليسى (۱۹۴۶- ۱۹۸۳ )
منبع : اكنون دموكراسى
۳ رقيب شرقى
280902.jpg
۳ كشور چين، هند و روسيه كه ۴۰درصد كل جمعيت جهان را به خود اختصاص داده اند يك پنجم اقتصاد جهان وبيش از نيمى از كلاهك هاى هسته اى رانيزدر اختيار دارند. به نظر مى رسد كه آن ها در حال حاضر با هدف به چالش كشاندن نظم جهانى حاكم آمريكا كه از پايان جنگ سرد تاكنون پا بر جا است با يكديگر متحد شده اند.
وزراى خارجه اين سه كشور چندى پيش درباره راه هاى ايجاد جهانى چند قطبى و مردمى تر در نشستى در دهلى با يكديگر به بحث و تبادل نظر پرداختند.
اين نشست تنها ۴ روز بعد از زمانى كه پوتين با انتقاد از سياست خارجى آمريكا مقام هاى رسمى غربى را به شدت حيرت زده كرد، برگزار شد.
موخرجى، زى ژائو زينگ و سرگئى لاوروف وزراى خارجه اين ۳ كشور بر اين امر تأكيد كردند كه برگزارى اين نشست نشان دهنده اتحاد كشورهايشان عليه ايالات متحده نيست. بنا بر بيانيه رسمى مشترك و بر خلاف آنچه كه گفته شد، هدف اصلى اين نشست برقرارى نظم جهانى بود.
در اين نشست، براساس دستور جلسه، قرار بود به موضوعهايى چون مسأله ايران، عراق، افغانستان، خاورميانه، كره شمالى، امنيت انرژى، گسترش نيافتن سلاح هسته اى و تجارت پرداخته شود. به هر حال محتواى اصلى اين نشست به طور كامل مشخص بود: چگونگى استفاده از قدرت اقتصادى و سياسى رو به رشد اين كشورها، براى جلوگيرى از سلطه مطلق واشنگتن براين موضوعها.
ويناد سى خانا، عضو انجمن مطالعات چين، گفت: در بلند مدت اين كشور ها احساس خواهند كرد كه همه ساختارهاى مربوط به روابط بين الملل بايد در مديريت خود آن ها باشدو به نظر مى رسد كه آن ها به طور كاملاً مستقلى نسبت به وقايع اخير بين المللى عكس العملى مشابه نشان داده اند. وى افزود در اداره مسائل منطقه اى و جهانى مابا همكارى به جاى مقابله موافقيم.
به گفته ديپلمات  ها هنوزبراى گفت و گو درباره محورهاى استراتژيك ميان دو كشور بزرگ و پر جمعيت جهان زود است، زيرا اين كشور ها همچنان وجوه اشتراك بيشترى با كشورهاى غربى دارند تا با يكديگر.
دهلى نو در گذشته روابط نزديكى با اتحاد جماهير شوروى سابق داشت، اما در حال حاضر روابط
دوستانه ترى با واشنگتن دارد. روابط چين به واسطه جنگ هاى مرزى با هند در سال ۱۹۶۲ و اتحاد جماهير شوروى سابق در سال ۱۹۶۹ و فروش اسلحه به پاكستان تيره شده و به نظر مى رسد كه روسيه نسبت به دو كشور چين و هند با برترى آمريكا سرسختانه تر مخالفت مى كند. اما تلاش هر يك از اين كشور ها در عبور از يك اقتصاد فرمايشى و ورود به بازار هاى آزاد نشانه نزديكى علايق آن ها است. اين ۳ كشور از سال ۲۰۰۳ به نقاط مشترك زيادى در مخالفت با آمريكا درباره حمله به عراق رسيده اند.
بخش ديگرى از موافقت نامه اين ۳ كشور به مخالفت با مداخله خارجى در زمينه ستيزهاى جدايى طلبانه در چچن، شمال غربى هند و منطقه سينگ كيان واقع در شمال غربى چين مربوط مى شود. مورد بعدى مسأله انرژى است. هند و چين نسبت به قضيه گاز و نفت روسيه نااميد شده اند و مسكو نيز نگران وابستگى خود به بازارهاى غربى است اما وجه اشتراك اين سه كشور در زمينه مخالفت آن ها با مداخله نظامى آمريكا در ايران است. اين بيانيه مشترك هيچ اشاره اى به ايران نكرده، اما اين ۳ كشور درباره نياز خود، به راه حلى براى گفت وگو با آژانس بين المللى انرژى اتمى موضع يكسانى را اتخاذ نموده اند.
منبع:  تايمز لندن


|   شناسنامه   |   آرشيو   |