|
گفت وگو با داوود فتحعلى بيگى
تعزيه شاخص ترين آئين هاى نمايشى
|
|
|
حسن فرامرزى وقتى با داوود فتحعلى بيگى، كارگردان و پژوهشگر تئاتر و تعزيه شناس قرار گفت وگو مى گذارم، رفتار مناسبتى ما را با موضوع تعزيه زير ذره بين مى برد و من به خوبى مى دانم حق با اوست، زيرا ما فقط در روزهاى خاصى سراغ تعزيه مى رويم، غبار اينهمه سال را تكان كوتاه و مختصرى مى دهيم و همه چيز همين جا تمام مى شود تا تقويم هاى مجدد زير چاپ برود و ورق بخورد و باز... نتيجه هم همين است كه مى بينيم؛ حال نزار تعزيه. يكى از عناصر مهم تعزيه ديالوگ است آيا از اين زاويه مى توان به تئاتر نقبى زد؟ ما از شبيه سازى به ديالوگ و گفت وگو رسيده ايم. از طرفى اين گونه از اجراها را در مقاطعى در برخى از شهرها شاهد بوديم. نمونه بارزش هم در اراك اجرا مى شد، اما متأسفانه چند سالى است كه ديگر برگزار نمى شود. زمانى كه اين اجراها برقرار بود يك دسته عزادارى عظيم راه مى افتاد. در واقع دو محله بانى اين دسته ها بود كه يكى صبح حضور داشت و يكى بعد از ظهر. دسته ها از بازار رد شده، مردم نيز در كاروانسراها، چهار سوق ها و حجره ها جمع مى شدند، اما لابه لاى گروه هاى مختلف عزادارى كه سينه يا زنجير مى زدند قطعه هايى از مجلس تعزيه هم اجرا مى شد. به اين صورت كه فقط يك مجلس تعزيه را چند گروه تعزيه خوان اجرا مى كردند. براى نمونه اگر تعزيه شهادت حضرت مسلم (ع) بود، بخش اول را دو، سه تعزيه خوان اجرا مى كردند و به همين گونه اين بخش در حضور تماشاچى هاى مختلف كه در نقاط گوناگون بازار تجمع كرده بودند، اجرا مى شد و در انتهاى بازار هم پايان مى يافت. در ادامه، كه در واقع بخش دوم تعزيه بود گروه ديگرى آن را به همان صورت اجرا مى كردند. در واقع تماشاگر، ثابت بود و تعزيه خوان سيار. از طرف ديگر يك تعزيه ده يا دوازده بخش مجزا داشت، اين نوع تعزيه را به اصطلاح «تعزيه سيار» مى گفتند. البته لابه لاى اين بخش ها، يك جا نقاره مى زدند، جاى ديگر سينه مى زدند و ... موسيقى خاص اين نوع تعزيه هم حضور داشت؟ نه، موسيقى جداگانه بود و با تعزيه خوان همراهى نمى كرد. در اين جا نمايش قوام بيشترى نسبت به شبيه سازى هاى اوليه يافته بود. گويا در ادامه اين سير به تعزيه هاى ثابت مى رسيم. بله از اين جا تعزيه، بكل از دسته عزادارى جدا و مستقل مى شود. اين استقلال كامل شده، بويژه در صحنه خود را نشان مى دهد. برخلاف تعزيه سيار كه تكيه و تخته وسط نداريد اينجا همه قرار دادها كامل مى شود. در تعزيه سيار، آواز وجود داشت با اين حال موسيقى همراهى نمى كرد، اما در تعزيه ثابت، موسيقى حضور ملموس و عينى دارد. در تعزيه سيار چند واقعه محدود و معين كار و اجرا مى شد، اما در تعزيه ثابت، قصه هاى مختلف و مفصلى اجرا مى شود، ضمن اين كه در اين نوع تعزيه، نقش اشقيا بيشتر مى شود و همان طور كه اشاره شد موسيقى جامع تر عمل مى كند، بنابراين تعزيه ثابت خودش را از دسته هاى عزادارى جدا كرده، به عنوان يك نمايش آئينى اجرا مى شود. بدين ترتيب تعزيه اين مسير را در سير تكامل خود از حدود ده قرن پيش پيمود يعنى از نخستين تظاهرات مذهبى كه براى عزادارى امام حسين(ع) پديد آمد. حس «شبيه سازى» همواره در درون انسان حضور داشته و علت پيدايش هنر تئاتر و نمايش، وجود غريزه شبيه سازى در انسان است. فكر مى كنم تعزيه در صد سال اخير با ورود هنرهاى مدرن به ايران بويژه تئاتر غرب، كنار اين گونه از نمايش قرار گرفته، تعامل اين دو را چگونه مى بينيد و آيا مى توان به وجهى از تأثير گذارى و تأثير پذيرى اشاره كرد؟ بعد از ورود تئاتر اروپا به ايران ما با واژه اى به نام «تئاتر» آشنا شديم. وقتى شما به پيشينه فرهنگ نمايش غرب نگاه مى كنيد مى بينيد نمايش در آنجا هم جلوه هاى مختلفى داشته و تغيير و تحولات زيادى را شاهد بوده است، اما آنها به همه اين گونه ها، تئاتر مى گويند، در صورتى كه ما ميان اين گونه ها تميز و تفاوت قائل بوديم؛ تماشا، تقليد، شبيه خوانى و تعزيه. اين ها همه تحقيقاً اشكالى از نمايش بوده اند، همان طور كه در ژاپن مى گفتند «كابوكى» و در هند «كاتاكارى». هر كدام از اين جلوه هاى نمايش در كشورهاى مختلف، نامى براى خود داشته است. در كشور ما نيز بارزترين و جامع ترين نمايش آئينى، تعزيه يا شبيه خوانى بوده است، اما درباره اين پرسش كه نمايش هاى آئينى در قالب و قواره نمايش با تعريف غربى آن مى گنجند يا نه، پاسخ من اين است كه اين ها نمايش هاى آئينى هستند و واجد همه معيارهاى نمايش در تئاتر، اما به دليل نوع نگاه و جهان بينى، با ساختار ارسطويى تفاوت دارند. ما تعريف خاصى از شخصيت پردازى، ديالوگ نويسى و ... داريم، براى نمونه در تئاتر غرب جايى تشخيص بر اين بوده كه يك شخصيت خود را به طور كامل معرفى كند، اما در تعزيه، دو جمله به اختصار كافى است. خاطرنشان مى كنم كه تئاتر ما از تعزيه تأثير نگرفته و بر همه جاى تعزيه نيز تأثير نگذاشته است. البته بخشى از تئاتر روايتى را كه ملهم از شيوه تئاتر روايى تعزيه است در آثار بيضايى مى بينيم و به شكل بسيار محدود در آثار ديگران، اما درباره اين كه تعزيه چه تأثيراتى پذيرفته بايد گفت: تعزيه را نبايد به سمت تئاتر وارداتى سوق داد، زيرا اگر تعزيه به سمت تئاتر وارداتى برود از محتوا و احساسش خالى مى شود. تعزيه، معيارها و قراردادهاى خاص خودش را دارد و همه اين معيارها در جاى خود بسيار مهم و ارزشمند هستند. اگر ما بخواهيم تعزيه را در صحنه تئاتر اجرا كنيم، ديگر تأثير گذارى خود را نخواهد داشت. تعزيه بايد در طبيعى ترين شكل صحنه اتفاق بيفتد، جايى كه مردم دور تا دور آن حلقه زده اند. اين حلقه زدن مردم، ارتباط ويژه اى بين تماشاگر و تعزيه ايجاد مى كند. به ياد داشته باشيم كه تماشاگر تعزيه، براى عزادارى امام حسين(ع) و ياران او مى آيد و بالطبع همدلى و همراهى ملتى با تعزيه خوان دارد. در تعزيه حال و هوايى ايجاد مى شود كه در تئاتر اين حال و هوا غايب است. جالب اين جاست كه تعزيه خيلى وقت است فقط براى تهييج احساسات و عواطف نبوده و كاركردهاى جدى سياسى پيدا مى كند، براى نمونه مى بينيم كه در دوره رضاخان ممنوع مى شود... معتقدم كسانى كه اين آثار را به وجود آورده اند، هدفشان سياسى كارى به معناى مصطلح نبوده است، براى نمونه در تعزيه مسلم، شبيه مسلم مى گويد: «قصر عبيدالله را من سرنگون سازم» او انگيزه سياسى نداشته. به اين معنا كه با حكومت وقت به طور مستقيم وارد جدل شود. در اصل انگيزه در اين جا بزرگداشت قيام امام حسين(ع) و عزادارى براى ايشان است، اما چون ماهيت قيام امام حسين(ع)، انسانى، اسلامى و سياسى است، در اين آثار جلوه هايى از تئاتر مقاومت و سياسى نيز ديده مى شود. البته شايد برخى ها در تحليل هايشان معتقد به برخورد مستقيم تعزيه با حكومت هاى وقت باشند، آنچه اين تحليل ها را به وجود مى آورد، ماهيت قيام امام حسين(ع) است و بحث خير و شر و حق و باطل كه باز ماهيت سياسى پيدا مى كند. اين را هم بايد گفت كه قلمروى قصه هاى شبيه خوانى آنقدر فراخ و گسترده است كه ربطى به جنگ و گريز ندارد. ملاحظه مى شود كه تعزيه در بسيارى از موارد جنبه هاى عرفانى پيدا مى كند و البته پند و اندرز، تنبه ، عبرت آموزى و تبليغ و ترويج انديشه هاى والاى انسانى و اخلاقى. من جايى مى خواندم كه عنصر اصلى تعزيه، موسيقى بوده و بعدها جلوه ها و عناصر نمايشى به آن اضافه مى شود. تعزيه همچون موجود زنده اى است كه ارتباط ارگانيكى بين اعضا و جوارحش برقرار است. تعزيه متشكل از موسيقى، شعر، صحنه آرايى، شيوه بازيگرى و ... است، به عبارتى تعزيه بايد واجد همه اين ويژگى ها باشد تا بتوان نام تعزيه برآن نهاد. بحث نبود پژوهش هاى جدى در ايران، قصه دراز دامنى است. مى خواهم از زبان شما البته در مورد تعزيه به اين موضوع بپردازيم. پژوهش هاى ما در اين زمينه متأسفانه خيلى گسترده نيست و حق مطلب ادا نشده است. شايد بخش عمداه اين مسأله به بى توجهى مسئولان فرهنگى در رده هاى مختلف باز گردد. هنوز مجموعه نسخ خطى تعزيه هاى ما چاپ نشده است. بسيارى از اين مجموعه ها به مرور زمان از بين رفته و بيش ترشان در مجموعه هاى خصوصى نگهدارى مى شود. البته نسخ زيادى نيز در حال نابودى است. كتابخانه هايى نيز وجود دارد كه به نگهدارى اين مجموعه ها اقدام كرده اند، اما در دسترس نيستند. نكته ديگر اين كه ما براى تعزيه شناسى، پژوهشگر تربيت نكرده ايم. چند نفرى هم كه در اين زمينه كار كرده اند، از روى عشق و علاقه بوده است و آموزش ۰به معناى آكادميك و سيستماتيك آن) نديده اند. البته در متون درسى دانشگاه ۳- ۲ واحد آشنايى با تعزيه گنجانده اند، ولى كفايت نمى كند. از طرفى براى حفظ و نگهدارى تعزيه، به عنوان يكى از شاخص ترين آئين هاى نمايشى ما، بايد مركز حفظ و اشاعه تعزيه به وجود آيد، جايى كه وظيفه و مسئوليتش فقط گرد آورى، تحقيق و پژوهش درباره تعزيه و حمايت و هدايت تعزيه خوانان باشد. متأسفانه چنين مركزى در كشور وجود ندارد. ما به خيلى جاها مراجعه كرده ايم، اما نتيجه بخش نبوده است، حال آن كه درجايى به نام كتابخانه واتيكان شاهديم بيش از هزار جلد نسخه تعزيه نگهدارى مى شود، اما در ايران... ما به مناسبت هاى مختلف در ايران هزينه مى كنيم، اما درباره يكى از بهترين عناصر و پديده هاى فرهنگى اين آب و خاك بى اعتناييم، در صورتى كه با اعتبار صد ميليون تومانى مى توانستيم يك بار براى هميشه نسخ خطى تعزيه را چاپ كنيم و در اختيار علاقه مندان و پژوهشگران قرار دهيم. از طرفى اجرا نشدن بسيارى از مجالس تعزيه و به روز نشدن اجراها، زمينه پژوهشى را با افت مواجه مى كند. باز روى اين موضوع تأكيد مى شود كه افراد بسيار معدودى تعزيه را مى دانند مانند زنده ياد عنايت الله شهيدى، بيضايى، عناصرى، ملك پور، دكتر ناصر بخت، خانم تقيانى و بنده كه با علايق شخصى خودمان، تعزيه را دنبال كرده ايم. نكته اين جاست كه هيچ يكى از مسئولان فرهنگى، نمى پرسند چرا درباره تعزيه كار نمى كنيد، از طرفى تعزيه آنقدر گسترده و چندلايه است كه پژوهش هاى انفرادى پاسخگو نيست و همه پژوهشگرانى كه در زمينه تعزيه در كشور كار كرده اند در حد چند كتاب و چند مقاله بوده و سال ها زمان لازم است تا مفهوم تعزيه درك شود. با گذشت اين همه سال، هنوز لايه هاى پنهان زيادى دارد كه بايد به مرور شناخته و شكافته شود. بجاست اشاره اى به اجراهاى تعزيه داشته باشيد و اين كه نمايش هاى آئينى كه در ديگر كشورها با عنوان تعزيه اجرا مى شود تا چه حد با تعريف ها از تعزيه همخوانى دارد؟ تعزيه به عنوان يك نمايش آئينى، خاص ايران است. تعزيه يا شبيه خوانى به مفهومى كه ما مى شناسيم در كشورهاى اسلامى وجود ندارد. شايد در عراق نزد شيعيان اين كشور هم رواج داشته باشد، اما به آن معنا و مفهومى نيست كه ما مى شناسيم. درباره وضع اجراها نيز بايد گفت باوجود توجه مردم به تعزيه، كه بيش تر جنبه كمى دارد، تعزيه به لحاظ كيفى، آموزش هاى مستمر، علمى و اصولى ندارد. شاهديم كه پيشكسوت ها از دست مى روند و نيروى جوانى و جايگزينى برايشان وجود ندارد. در حال حاضر آسيب هاى زيادى به تعزيه وارد مى شود كه اگر به فكر چاره نباشيم، به دست فراموشى سپرده خواهد شد.
|