چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۵ - ۱۷ صفر ۱۴۲۸
Wed, Mar 7, 2007
فرهنگ و انديشه
۳۵۸۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
رودررو
سلامت
نگاهى به كتاب «مجذوب زبان» اثر يوجين نايدا
كتاب انديشه
نگاهى به كتاب «مجذوب زبان» اثر يوجين نايدا
لذت ترجمه
280848.jpg
اعظم اروميه

يوجين نايدا (Eugene Nida) زبان شناس معاصر آمريكايى(متولد۱۹۱۴) تاكنون ۲۹ كتاب تأليف كرده كه همگى درباره زبان شناسى، زبان شناسى ترجمه،فرهنگ ونيز ترجمه انجيل بوده است.چنين فردى كه آثارش به تمام دنيا راه يافته، نه تنها مجذوب زبان است بلكه خود يكى از كارشناسان و مراجع صاحب نظر در اين وادى است. او به زبان هاى لاتين و يونانى اشراف كامل دارد ودرجوانى با آثار زبان شناسانى چون ادوارد ساپيرو لئونارد بلومفيلد آشنايى يافت و به تحصيل اين رشته متمايل شد . رساله دكتراى او با عنوان «خلاصه اى از نحو انگليسى» در زمان خود (سال ۱۹۴۳) تنها تحليل تمام عيار از يك زبان بين المللى بر اساس نظريه سازه هاى بلا فصل بود. نظريات نايدا در حوزه مطالعات ترجمه و ترجمه شناسى پيشتاز است.
نايدا ترجمه را به دوگونه كاملاً متضاد؛ «صورى» و «پويا» تقسيم مى كند. ترجمه صورى به صورت كلمه وفادار مى ماند .در اين ترجمه، كلمه هرگز از قالب صورى خود خارج نمى شودو طبيعى است كه در چنين ترجمه اى هيچ نوع تعديل زبانى يعنى افزايش يا كاهش متن اصلى صورت نمى گيرد. چنين ترجمه اى را مى توان از طريق ترجمه معكوس ( back translation) دوباره به صورت متن مبدأ درآورد. در اين ترجمه، اسم به اسم ،صفت به صفت و فعل به فعل ترجمه مى شودو در هيچ شرايطى دو جمله به يك جمله و حتى يك كلمه به دو كلمه و برعكس ترجمه نخواهد شد. ترجمه پويا قطب مقابل ترجمه صورى است . در اين ترجمه، حرف آخر را پيام متن مى زند و صورت صرفاً وسيله اى است در خدمت پيام و چنانچه لازم باشد مى توان صورت را كم، زياد، متفاوت يا حتى حذف كرد تا خواننده به پيام مطلوب دست يابد. مهم دريافت پيام است كه از طريق عاملى درجه دوم(صورت) منتقل مى شود.(صلحجو۱۳۷۷، :۶۳- ۶۴)
نايدا علاوه بر كسب مدرك دكتراى زبان شناسى ،درحوزه علم مسيحيت هم فعال بوده و ملقب به عنوان كشيش است. از آثار مهم او مى توان به كتاب هاى «به سوى علم ترجمه» (۱۹۶۴)، «از زبانى به زبان ديگر» (۱۹۸۶ )و «مجذوب زبان» (۲۰۰۳ ) اشاره كرد. مقاله حاضر نگاه مختصرى است به كتاب «مجذوب زبان» (Fascinated by Languages) او.

اين كتاب دربرگيرنده ۴ بخش است . در بخش اول، نايدا مرورى بر فعاليت هاى علمى و تخصصى خود دارد و به معرفى تجارب حرفه اى اش در ۹۰ كشور دنيا و مسائلى كه در هر فرهنگ براى ترجمه انجيل با آن روبه رو بوده است ، مى پردازد. اما به جز اشارات خاص به حوادث تاريخى مانند انقلاب فرهنگى در چين، هيچ گونه زمان بندى مشخصى براى كارش قائل نمى شود. درعوض، دشوارى هاى ترجمه را با توجه به پيشرفت هاى اجتماعى و سياسى، مسائل فرهنگى و ماجراهاى سفر خود توصيف و آن ها را بر حسب كشور و منطقه تقسيم بندى مى كند، او در ابتدا با مرورى بر طرح هاى ترجمه، خواننده را با كارهاى خود در آفريقا آشنا مى كند. وى مسائل ترجمه را بر اساس فرهنگ، زبان شناسى و موضوع هاى مذهبى بررسى مى كند. براى مثال، در سودان براى عبارت عفو و بخشش(forgiveness) اصطلاح تف انداختن روى زمين در جلوى پاى كسى(to spit on the ground in front of someone) ) وجود دارد كه نشانه اى سنتى براى داورى در نزاع هاى ميان افراد است. روشن است كه چنين انطباق هاى فرهنگى براى بسيارى از افراد دست اندركار ترجمه متون مذهبى مشكل آفرين است. در اين بخش، فصل هايى هم به قاره آسيا، آمريكاى شمالى ، آمريكاى لاتين ،اروپاى غربى و اروپاى شرقى اختصاص دارد و تجارب خويش را در آن مكان ها بيان مى كند.
در بخش دوم كتاب، به ترجمه،متون ادبى و تفسير برمى خوريم. نايدا متخصصان ترجمه اى را معرفى مى كند كه در سال هاى متمادى با آنان همكارى كرده است و خاطر نشان مى كند كه ممكن است بهترين مترجمان با زبان شناسى آشنايى نداشته باشند اما بايد فرهنگ انجيل عبرى و عهد جديد را بدانند. همچنين بايد قادر به ترجمه معنى دار متون براى نسل آينده باشند.
در واقع او نسبت به درستى متن بسيار حساس است. در فصلى كه به انجيل به عنوان يك متن ادبى پرداخته مى شود ، نايدا به اين مسأله اشاره مى كند كه متون از غناى ادبى بالايى برخوردار هستند اما مترجمان به ندرت نسبت به اين صورت هاى ادبى حساس اند. او در فصل مربوط به تفسيرمتن يكى از مسائل عمده پيش روى ترجمه را بيان مى كند ومعتقد است كه تفاوت هاى بافتى ممكن است به تفاسير متفاوت منجر شود.او پيشنهاد مى كند كه چنانچه مترجم قادر به يافتن معناى ظاهرى واژه زبان مبدأ در زبان مقصد نباشد يا به عبارتى آن واژه در آن زبان وجود نداشته باشد،مى تواند از واژه اى در زبان مقصد استفاده كند كه همان نقش ارتباطى را در آن بافت خاص ايفا مى كند. به همين دليل است كه در ترجمه برخى مترجمان مى بينيم كه سوپ مرغ به آش رشته ترجمه مى شود. زيرا هر دو واژه به لحاظ ويژگى هاى معنايى،ارتباطى و فرهنگى در زبان هاى خود يكسا ن اند.
نايدا در بخش سوم كتاب، به برخى جزئيات حرفه پرجاذبه خود مى پردازد. وى به عنوان يك زبان شناس و مردم شناس زندگى خود را وقف درك مسائل ترجمه كرده است. اين بخش به ترجمه انجيل اختصاص دارد و به مسائلى مانند اين كه ترجمه انجيل نوعى از ترجمه است كه به خودى خود به روش هاى خاصى نياز دارد و نيز اين كه چرا براى ترجمه انجيل تقاضاى زيادى وجود دارد، مى پردازد .سپس آينده اى از ترجمه انجيل به دست مى دهد و اين قسمت را با بحث مسائل مهم ترجمه كه مترجمان كتاب مقدس با آن مواجه اند، به پايان مى رساند و اين مسائل را از اصطلاحات تا زبان استعارى طبقه بندى مى كند.
در فصل آخر با عنوان «تجربه شخصى» نايدا به خودش و اين كه واقعاً كيست مى پردازد. او خود را كسى كه صرفاً در حال سفر،نوشتن و سخنرانى است ، نمى داند بلكه خود را كسى مى داند كه سعى در آميختن جنبه هاى متفاوت زندگى دارد و مى كوشد تا حد ممكن بينديشد و كار انجام دهد. وى خويش را فردى مى داند كه به دنبال گزينش بهترين ها در زبان است ودر واقع خود را يك منظور شناس (pragmatist) معرفى مى كند.
ارزيابى كتاب
به عنوان يك خواننده بدون هيچ گونه پيش زمينه در امر ترجمه اما با علاقه شخصى و حرفه اى به زبان و فرهنگ مى توان كتاب نايدا را نگاهى جذاب به دنياى ترجمه ، خصوصاً ترجمه كتاب مقدس معرفى كرد. آنچه در اين كتاب جالب توجه به نظر مى رسد اين مسأله است كه چنين ترجمه اى از يك سو ميان تاريخ اجتماعى و ادبيات و از سوى ديگر ميان فرهنگ مذهبى و روان شناختى مسيحيان پيوند برقرار مى كند.
ممكن است خواننده نسبت به درك شخصى نايدا از بسيارى از متون كتاب مقدس كه در باره آن ها بحث شده دچار تحير شود، هرچند كتاب چنين قصدى نداشته باشد.اين كتاب درباره مردم و سازمان هاى متعددى كه نايدا با آن ها در سال هاى متمادى سرو كار داشته است، يعنى متخصصان و مترجمان و نيز متوليان كليسا ها و عامه مردم ،بحث مى كند.كتاب نايدا به عنوان گزارشى نيمه علمى مى تواند براى خواننده برانگيزنده، روشنگر و سرگرم كننده باشد.
يكى از مواردى كه نايدا به آن بى توجه بوده است، انسجام پيوستگى و نظم مطالب است. اين امر را مى توان به طرق مختلف نشان داد . براى مثال، در موارد بسيارى خواننده از بحث مسائل ترجمه به سمت حكايات سفر كشيده مى شود و برعكس.در آغاز فصل اول، يك صفحه ونيم به قصه هاى سفر پرداخته مى شود اما اين مطالب در چارچوب اصلى برداشت هاى نايدا از كشورهاى گوناگون نمى گنجد. چنين تغييرات ناگهانى از مسائل ترجمه به حكايات سفر و مشاهدات ديگر، در كتاب او فراوان ديده مى شوند. به علاوه قسمت مربوط به مناطق جهان با كمال تعجب داراى كيفيتى نابرابر است براى مثال، به قاره آفريقا در يك قسمت جداگانه و يكپارچه پرداخته شده است درحالى كه براى مناطق ديگر اين گونه نيست. در قسمت مربوط به هندوستان بيشتر مطالب مربوط به رسومات عجيب و غريب مردم در اين كشور است، در حالى كه در قسمت مربوط به تايلند بيشتر به تفاوت هاى جالب ميان فرهنگ ها در درك متون غربى كتاب مقدس با توجه به آنچه بودايى ها از آن استنباط مى كنند، مى پردازد. همچنين به اين گونه تفاوت ها در مناطقى مانند ميانمار، برمه، چين، جزاير اقيانوس آرام و... اشاره مى شود اما درباره چگونگى حل اين مشكلات چيزى گفته نمى شود. نايدا مشكلات ترجمه معنادار را در دو نيمه كتاب شرح مى دهد. با اين حال ميان نيمه مربوط به مناطق يا كشورها و نيمه مربوط به ترجمه بى نظمى آزاردهنده اى به چشم مى خورد و نيز مسائل و مشكلات بخش دوم به جز مكان پروژه هاى ترجمه با ماجراهاى بخش اول ارتباط كمى دارند.
با وجود تمام موارد بالا، كتاب براى خواننده خصوصاً براى معلمانى كه به دانش آموزان كشورهاى ديگر زبان مى آموزند و افرادى كه در چند كشور بيگانه به سر برده اند ، بسيار جذاب است. به هر حال، بهتر است ارزيابى نقادانه از بحث هاى نايدا در باره جنبه هاى فنى ترجمه به عهده صاحب نظران گذاشته شود و هر كس كه به زبان و فرهنگ علاقه مند است نبايد از توصيف هاى نايدا از ترجمه انجيل محروم شود زيرا اين توصيف ها شاهدى براى كار استثنايى او هستند.
كتاب انديشه
سهروردى و مكتب اشراق
280851.jpg
مهدى امين رضوى
ترجمه دكتر مجدالدين كيوانى
نشر مركز

شهاب الدين يحيى بن حبش سهروردى، معروف به شيخ اشراق و شيخ مقتول، از فيلسوفان طراز اول جهان اسلام در سده ششم هجرى است. وى انديشمندى خلاق با ديدگاهى جهانشمول و عارفانه بود كه شيوه هاى استدلالى فلسفه را در حوزه عرفان به كار گرفت و براى دستيابى به دانش واقعى از همه سنت هاى فكرى بشرى كه تا آن زمان شناخته شده بود، بهره برد. حاصل تلاش هاى فكرى وى عرضه و تبيين نوعى از علم بود كه خود آن را، علم حضورى ناميد. به گفته شيخ، وى اين علم را در حالات روحى خاصى به دست آورده است و سپس براى آن مبنايى منطقى و عقلانى يافته است. كوشش سهروردى آشتى دادن فلسفه و عرفان بوده و ثمره اش ساخت و پرداخت نظامى از تفكر است كه در تاريخ فلسفه ايرانى ـ اسلامى به حكمت اشراق شهرت يافته است.
مهدى امين رضوى، مؤلف اثر، كه اكنون دانشيار بخش فلسفه و دين در كالج مرى واشينگتن ايالات متحده است، دراين كتاب بعد عرفانى سهروردى را بررسى مى كند. كتاب شامل شرح كوتاهى از زندگى شيخ اشراق و معرفى اجمالى آثار او، نقد و بررسى عناصر اصلى تفكرات اين فيلسوف و در نهايت تأثير وى بر انديشمندان بعد از او است. اين كتاب اگرچه براى اهل تخصص نوشته نشده است ـ و به نظر هم نمى رسد چنين ادعايى را داشته باشد ـ بى ترديد متخصصان هم مى توانند شيخ را دراين كتاب از منظر غربيان يا پروردگان فرهنگ غرب ببينند و نقاط قوت و ضعف آن را باز نمايند. با اين حال، كتاب چندان كه بعد عرفانى مكتب نسبتاً گسترده و متنوع فكرى سهروردى را شرح مى دهد، اعتبار يا درستى انديشه هاى خاص او را ارائه نمى كند. اين اثر در سال ۷۷ بسيار صريح و خوش خوان به فارسى برگردانده شد و امسال هم به چاپ سوم رسيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |