يكشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۱ صفر ۱۴۲۸
Sun, Mar 11, 2007
فرهنگ و هنر
۳۵۹۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
رودررو
نگاهى به موسيقى و اتفاق هاى آن در سال ۸۵
بخش نخست
نگاهى به مجموعه زير تيغ كار محمدرضا هنرمند
نگاهى به موسيقى و اتفاق هاى آن در سال ۸۵
آدم ها ونواها
بخش نخست
281337.jpg
سميه قاضى زاده

سال ۸۵ شاهد اتفاق هاى زيادى براى موسيقى ايران بود، اما بيش از اين كه سال اتفاق هاى موسيقى باشد، سال چهره هاى موسيقى و فعاليت ها و اخبار جديد آنها بود؛ چهره هايى كه آمدند و چهره هايى كه رفتند. چهره هايى كه با آمدنشان خبر يك روزنامه ها شدند و چهره هايى كه با رفتنشان نخستين تيترها را ساختند. اگرچه نمى توان ازكنار اتفاق هاى مهمى كه در موسيقى امسال رخ داد، به راحتى گذشت.

< كنسرت ها:
بى شك مهم ترين كنسرت هاى موسيقى در سال ،۸۵ اجراى قطعه «نى نوا» ساخته «حسين عليزاده» به وسيله گروه زهى پارسيان و كنسرت گروه دستان بودند.
قطعه «نى نوا»ى حسين عليزاده كه يكى از شنيدنى ترين قطعات ساخته شده اوست، به همت بچه هاى اركستر پارسيان در آخرين روزهاى تابستان در كاخ نياوران اجرا شد؛ كنسرتى كه مخاطبان بسيارى را راضى كرد. گروه موسيقى دستان نيز كه سعى شان بر اين است هرسال در ايران برنامه اى را اجرا كنند، به اجراى قطعات جديد پرداختند. بارزترين ويژگى كنسرت هاى اين گروه را بايد در اجراى قطعات نو در هر كنسرت و اجتناب از تكرار دانست. نوازندگان و آهنگسازان اين گروه كه همگى از معتبرترين موسيقيدانان ايرانى هستند، سال هاست كه كنار هم ساز زده اند و لهجه هاى موسيقايى هم را قبول دارند. اين گروه امسال «سالار عقيلى» را به عنوان خواننده جديدش با خود همراه كرد.
گروه موسيقى كامكارها نيز كه لقب ماندگارترين گروه موسيقى ايران را از آن خود كرده است، در كنسرتى بزرگ در تالار وزارت كشور به اجراى كنسرتى به نام « شور كامكارها» پرداخت. در اين كنسرت همه گروه حاضر بودند و قطعات جديدى را در دو بخش ايرانى و كردى به صحنه بردند.
اما يكى ديگر از كنسرت هاى به يادماندنى امسال كنسرت موسيقى گروه «نفر» به سرپرستى «محسن نفر» و آواز «حسين عليشاپور» بود و سر و صداى زيادى به پا كرد و مخاطبان زيادى را جذب كرد.نفر كه سال ها از موسيقى صحنه اى دور بود، امسال با بهره گيرى از آواز عليشاپور، كنسرت خوبى را در خلال برنامه هاى جشنواره موسيقى فجر در تالار اصلى تئاتر شهر به صحنه برد. عليرضا قربانى خواننده جوان اركستر موسيقى ملى ايران نيز تصميم به همكارى با گروه موسيقى «ايرانى» گرفت و دانسته هايش در آواز ايرانى را در سه شب در تالار وحدت عرضه كرد.
در ميان كنسرت هاى موفق خارجى هم بايد به كنسرت استاد شجريان به همراه گروه جديدش در يونسكو اشاره كرد. او كه سال ها با تركيب اصلى حسين عليزاده، كيهان كلهر و پسرش همايون كار كرده بود، امسال تصميم به جدايى از آنها و پيوستن به گروهى جديدى با بهره گيرى از نوازندگانى چون «سعيد فرجپورى» كمانچه،«محمد فيروزى» عود و«همايون شجريان» تنبك وخواننده و مجيد درخشانى به عنوان نوازنده تار گرفت. اين گروه تصميم دارند تا در بهار ۸۶ كنسرتى بزرگ را در تهران ترتيب دهند كه قطعات آن از آهنگسازى هاى درخشانى،«شجريان»، «فرجپورى» است.
< اسكار موسيقى:
چندين و چندسال پيش استاد شجريان، كيهان كلهر و حسين عليزاده براى آلبوم «فرياد» كانديداى دريافت بزرگترين جايزه دنياى موسيقى يعنى جايزه گرمى شدند، اگرچه از دريافت آن بازماندند. پس از آن كيهان كلهر به همراه شجاعت حسين خان براى آلبوم هاى «غزل» كانديداى دريافت اين جايزه شد، اما امسال براى سومين بار ايرانى ها نماينده اى را در بخش موسيقى كلاسيك جهان داشتند ولى چنانكه پيش بينى مى شد، اين كار مشترك حسين عليزاده و ژيوان گاسپاريان نتوانست جايزه اول گرمى را در اين بخش به خود اختصاص دهد و ميدان را به رقيبى از آفريقاى جنوبى وانهاد. ۲۳ بهمن ماه، مراسم اختتاميه چهل و نهمين دوره جايزه گرمى برگزار شد و برندگان ۹۰ رشته شناخته شدند و در بخش موسيقى كلاسيك جهان، آلبوم «متبرك» از آفريقاى جنوبى بود كه برنده اين جايزه شد. اين آلبوم براى دهمين سال استقلال كشور آفريقاى جنوبى ساخته و از سوى گروه سووتو اجرا شده بود.
< محمدرضا لطفى:
محمد رضا لطفى، آهنگساز و نوازنده نامى تار و سه تار، پس از ۲۵ سال به ايران آمد و در آخرين روز فصل تابستان در نخستين برنامه عمومى خود در تالار رودكى ظاهر شد. لطفى در اين برنامه درباره كمانچه و كمانچه نوازى به سخنرانى، نواختن ساز و پرسش و پاسخ با حاضران پرداخت.
لطفى كه در سال هاى اول انقلاب يكى از فعال ترين و بهترين آهنگسازان و نوازندگان موسيقى بود، سال ها از ايران و موسيقى صحنه اى به دور ماند و با بازگشتش تا ماه ها همچنان تيتر يك اغلب مجلات و صفحات موسيقى روزنامه ها شد. لطفى كه در آن سال ها با گروه موسيقى شيدا اجراهاى موفقى را رقم زده بود، به صورت رسمى اعلام كرد كه تصميم دارد بار ديگر اين گروه موسيقى را احيا كند.
< كامبيز روشن روان:
كامبيز روش روان كه تا پيش از برگزارى جشنواره موسيقى فجر عنوان مديرعاملى خانه موسيقى را داشت، به دلايلى نامعلوم استعفا داد و به فاصله چند روز بعد از آن به عنوان دبير بيست و دومين جشنواره موسيقى فجر منصوب شد و حميدرضا نوربخش به عنوان مدير عامل خانه موسيقى انتخاب شد. روشن روان كه در طول اين سال ها به عنوان آهنگسازى فعال در زمينه ساخت موسيقى فيلم و همچنين موسيقى سمفونيك شناخته مى شود، همه تلاشش را كرد تا جشنواره اى متفاوت برگزار كند كه تا حدود زيادى هم موفق بود. او بار ديگر ثابت كرد كه هم در عرصه مديريت موسيقى و هم در عرصه آهنگسازى، مى تواند موفق عمل كند. او كه امسال در كنار همه مشغوليت هايش، از كار اصلى اش غافل نماند، موسيقى فيلم «بچه هاى ابدى» را به كارگردانى «پوران درخشنده» ساخت و موفق شد ديپلم افتخار بيست و پنجمين جشنواره بين المللى فيلم فجر را از آن خود كند. اگرچه بعدها در مصاحبه اى اعلام كرد كه امسال با اختصاص ندادن سيمرغ بلورين جشنواره به موسيقى فيلم، شأن موسيقى پائين آورده شد.
< بيست و دومين جشنواره موسيقى فجر:
برگزارى جشنواره موسيقى همواره براى اهالى موسيقى اتفاق مهمى بوده است، كه شايد مهم ترين دليل آن را بتوان در گردهم آمدن آنها در ۱۰ روز و ديدن اجراهاى مختلف و در پى آن به كار بستن ايده هاى جديد براى سال بعد دانست.امسال با توجه به تغيير مديريت مركز موسيقى، رفتن «محمد حسين همافر» و آمدن «محمدحسين احمدى» و در پى آن تغيير نام اين مركز به دفتر موسيقى، خيلى ها انتظار برگزارى جشنواره را در اين شكل و شمايل نداشتند، اما احمدى كه تنها يك فصل پيش از برگزارى جشنواره به اين عنوان منصوب شده بود، نشان داد كه به تعامل با موسيقيدانان راغب است و با انتخاب روشن روان به عنوان يكى از اهالى موسيقى به شايعات پايان داد. بيست و دومين جشنواره موسيقى فجر بخش هاى مختلفى را شامل مى شد كه از جمله آنها مى توان به بخش اركسترها، بخش بين الملل، بخش پژوهشى، بخش تكنوازى، سخنرانى و...اشاره كرد.
سال ۸۵ كه به نام سال پيامبر اعظم(ص) شناخته شد، در جشنواره موسيقى نيز شاهد اجراى قطعاتى به همين مناسبت بود. اجراى سوئيت سمفونى «رسول عشق و اميد» به رهبرى لوريس چكناواريان به وسيله اركستر ارمنستان يك از اين قطعات بود كه توسط ۶۱ نوازنده نواخته شد و در كنار آنها گروه كر نورى با ۳۶ عضو اركستر را همراهى كردند. اين سوئيت سمفونى كه به وسيله سيدمهدى شجاعى طراحى و نوشته شده بود، به مراحل مختلف تولد و مبعث پيامبر(ص)، فتح مكه، حجة الوداع، رحلت رسول اكرم (ص)، عاشورا، زمان ظهور عينى وموعود مى پرداخت. ژاله صادقيان و داريوش كاردان نيز روايت كننده «رسول عشق واميد»در بين اجراى قطعات اركستر بودند. سمفونى پيامبر (ص) نيز ديگر سمفونى بود كه به مناسبت اين سال توسط شاهين فرهت ساخته شد و اركستر سمفونيك تهران به رهبرى نادر مشايخى در آخرين روزهاى جشنواره بيست و دوم، براى نخستين بار آن را اجرا كرد. سمفونى پيامبر اعظم (ص) همانند ديگر سمفونى هاى فرهت چهار قسمتى بود، در بخش اول اين سمفونى كه باقدرت آغاز مى شود، شخصيت و زندگى حضرت رسول (ص) توصيف مى شود، دربخش دوم تفكرات ايشان و دعوت از مردم براى گرايش به دين اسلام مطرح شده و در قسمت هاى سوم و چهارم نيز كه همراه با شعر است به زندگى حماسى پيامبر (ص) و پيروزى هاى ايشان پرداخته مى شود. اجراى اين سمفونى در بخش سوم همراه با دكلمه و خوانندگى على تفرشى بود.
از ديگر بخش هاى جديد جشنواره امسال مى توان به بزرگداشت على تجويدى اشاره كرد كه با اجراى برنامه اى از سوى اركستر موسيقى ملى ايران به رهبرى فرهاد فخرالدينى و خوانندگى عليرضا قربانى همراه بود.
اجراهاى اركستر زهى پارسيان به سرپرستى«مازيار ظهيرالدينى» در ايام جشنواره را مى توان از درخشان ترين اجراها برشمرد. اين گروه كه جزو فعال ترين گروه هاى موسيقى كلاسيك در ايران به شمار مى رود وبه اعتقاد بسيارى از كارشناسان موسيقى، اين اجرا بسيار دقيق و تمرين شده بود. اجراى قطعات موسيقى مدرن ايران توسط اركستر موسيقى نو به رهبرى و آهنگسازى «عليرضا مشايخى» يكى ديگر از بخش هاى جذاب جشنواره امسال بود. او با اجراى آثارى همچون قطعه «داستان كوتاه» بار ديگر آواى موسيقى چند فرهنگى را در صحنه جشنواره به گوش علاقه مندان رساند.
كنسرت تلفيقى گروه شمس و اركستر فيلارمونيك اوكراين نيز يكى از برنامه هاى جالب جشنواره بيست و دوم بود. در اين كنسرت تلفيقى بيش از ۳ هزار نفر در تالار كشور حضور داشتند و اين برنامه را مى توان يكى از بهترين اجراهاى اين جشنواره بخصوص در بحث جذب مخاطب دانست، زيرا براى بسيارى از مخاطبان تلفيق سازهاى سنتى و كلاسيك جالب بود. اين برنامه در دو شب پياپى، با «موسيقى تنبور» ساخته «كيخسرو پورناظرى» آغاز شد وبا قطعه راز كه توسط «گنچارو آناتولى» تنظيم شده بود، ادامه پيدا كرد. در بخش بين الملل جشنواره نيز اجراى موفق و شاد گروه موسيقى «ناپال» و اجراى بى نظيرعاليم قاسم اف خواننده مقامى و صاحبنام جمهورى آذربايجان و راميز قلى اف بسيار مورد توجه قرار گرفت. از آنجا كه در جشنواره امسال بخشى به نام موسيقى نواحى و مقامى ايران نام گرفته بود، هر شب گروه هاى مختلف موسيقى براى اجرا در اين بخش از سراسر ايران حاضر مى شدند. از ميان استادان برجسته موسيقى نواحى هنرمندانى چون عاشيق ايمران حيدرى، طاهر يارويسى، روشن گل افروز، نور محمد در پور، ماشاالله بامرى و...در جشنواره حضور داشتند و در هر شب، چندين گروه متنوع به اجراى برنامه پرداختند. بخش نواحى جشنواره موسيقى فجر، به دليل گستردگى كار آن، به شكل جشنواره اى در داخل جشنواره موسيقى فجردرآمده بود. برنامه ريزى اين بخش از جشنواره را محمدرضا درويشى انجام مى داد.
شاهين فرهت، عليرضا مشايخى، حميدرضا اردلان، محسن نفر، آرمين فرهنگ، سودابه سالم، فاطمه هما سادات افسرى، محمدرضا آزاده فر و مليحه سعيدى سخنرانان بخش پژوهش جشنواره موسيقى فجر بودند كه اين بخش براى اهالى موسيقى جدى جالب بود. بخش تكنوازى نيز يكى از بخش هاى مهم جشنواره بود. مجيد كيانى مسؤوليت اين بخش را به عهده داشت و در آن استادان تكنوازى جلال ذوالفنون و محسن نفر به تكنوازى سه تار و تار، صالح عظيمى آواز، على اكبر شكارچى كمانچه و حسن منصورى به تكنوازى نى پرداختند.
< مرگ:
يكى ديگر از مهم ترين اتفاق هايى كه در سال ۸۵ به وفور براى موسيقى ايران رخ داد، مرگ موسيقيدانان يكى از پى ديگرى بود. در نخستين روزهاى امسال منوچهر همايون پور، دارفانى را وداع گفت و اين مرگ و مير تا آخرين روزهاى سال دست از سر موسيقى برنداشت. منوچهر همايون پور، صبح روز دوشنبه هفتم فروردين هشتاد و پنج، در اثر عارضه قلبى در بيمارستان مهراد، در تهران درگذشت.
اما پنجم آذر براى اهالى موسيقى و بخصوص آهنگسازان موسيقى فيلم، روز تلخى بود. بابك بيات سازنده موسيقى متن آثارى همچون ولايت عشق، سلطان و شبان وكشتى آنجليكا پس از يك دوره بيمارى در سن ۶۳ سالگى درگذشت.
بعد از فوت بيات، پس از روزها كه همه منتظر به هوش آمدن خواننده جنوبى موسيقى پاپ بودند، «ناصرعبدالهى» خواننده  معروف ترانه «ناصريا» در روز ۲۹ آذرماه درگذشت. ششم دى ماه نيز مصطفى كسروى، فاگوت نواز و آهنگساز خوش ذوق ايرانى و سازنده اورتور شوشترى، سرود درختكارى، گفت وگو كن، جست وجو كن، و ... در سن ۸۳ سالگى از ميان ما رفت. در پى او، ۱۳ بهمن ماه ويولن پرويز ياحقى، تكنواز و ترانه سراى ايرانى براى هميشه خاموش ماند.
ادامه دارد
نگاهى به مجموعه زير تيغ كار محمدرضا هنرمند
همه چيز در يك لحظه اتفاق مى افتد
سحر عصر آزاد

محمدرضا هنرمند كارگردانى است كه با تكيه بر پرونده كارى، او را به عنوان فيلمسازى طناز مى شناسيم. فيلم هاى «دزد عروسك ها»، «مرد عوضى»، «موميايى ۳»، «عزيزم من كوك نيستم» و مجموعه هاى «كاكتوس ۱ و ۲ و ۳» و حتى بازى در فيلم «روز فرشته» بهروز افخمى نشان دهنده قابليت هاى طنازى او حتى با مسائل اجتماعى و جدى به گونه هاى تلويحى و آشكار است. هر چند او چند فيلم جدى هم در كارنامه دارد كه رويكرد تلخ و گزنده او در مجموعه «زير تيغ» را بدون پشتوانه جلوه نمى دهد.
فيلمسازى كه قابليت شوخى با تم هاى تراژيك و فانتزى و ... را دارد و يكى از امتيازاتش حركت ماهرانه بر لبه تيغى است كه بنا به نياز قصه در هر فيلم طراحى مى كند. به عنوان مثال او در «عزيزم من كوك نيستم» اين حركت ماهرانه را بر لبه تيغى انجام مى دهد كه يك طرف آن تراژدى و طرف ديگر كمدى است و مى تواند از اين تركيب غريب، محصول نهايى قابل قبولى ارائه دهد.
281454.jpg
پايان فانتزى و پررنگ شدن اين وجه در بسيارى از سكانس ها كمك مى كند تا لحن تراژيك فيلم تعديل شود در حالى كه موضعگيرى تلخ فيلمساز آشكارا در سكانس هايى چون موقعيت پسربچه اى كه دلش به يك كامپيوتر خيالى مقوايى خوش است در تقابل با پسربچه اى كه پدر مجبور مى شود او را بدزدد تا كوچك ترين آرزوى پسرش را برآورده كند برجسته مى شود و يا سكانسى كه پدر مجبور مى شود به زن مأمور پليس از ناگزيرى و اجبار خود براى بچه دزدى بگويد و ... در اين سكانس ها جنس روايت، بازى ها و نوع پرداخت تصويرى هم براى برجسته كردن چنين فضايى است.
در «زير تيغ» هنرمند موضوعى را انتخاب كرده كه تأثيرگذارى خود را از نگاه يكسويه او به وجه تراژدى مى گيرد. يك بحران تراژيك كه از كوچك ترين نقطه ممكن با نسيمى آغاز و سرانجام تبديل به توفانى خانمان برانداز مى شود. همه چيز از يك لحظه آغاز مى شود، لحظه اى برآمده از جنون لحظه اى كه پيامدش در لحظه محدود نمى ماند...
به نظر مى آيد تم كلى مجموعه را مى توان در همين لحظات خاص خلاصه كرد: لحظه اى كه محمود (پرستويى) تاب تهمت هاى نارواى رفيقش جعفر (پسيانى) را نمى آورد و با او گلاويز شده و منجر به مرگ ناخواسته او مى شود. لحظه اى كه با تكيه بر بحران روحى و ناراحتى وجدان محمود برجسته شده و نياز دراماتيك شخصيت را از فرار و اثبات بى گناهى به اعتراف به گناه تغيير سطح مى دهد.
قصه مجموعه در چند قسمت پس از مرگ جعفر بر اين مسير حركت مى كند تا دايره پيرامون محمود را تنگ تر و تنگ تر كند. مخاطب هم شكى ندارد كه او در نهايت خود را تسليم پليس مى كند، اما آنچه طى كردن اين مسير را سريع تر مى كند، قرار گرفتن در موقعيت هاى دراماتيكى است كه كارگردان براى او طراحى كرده و گريزى از آن نيست چون در قصه و طى مسير قهرمان كاركرد پيدا مى كنند.
به همين دليل است كه حوادث پس از مرگ جعفر به گونه اى جزئى ساخته و پرداخته شده كه حتى از مطابقت با زمان واقعى، كندتر پيش مى رود. به همين دليل است كه همه جزئيات مرگ جعفر، خبر دادن به خانواده او، تشييع، خاكسپارى و ... كميت عمده اى پيدا مى كنند چون قرار است قهرمان قصه از قرار گرفتن در اين فضا با انتقال تجربه خاص خود به مخاطب، سير درك درونى را به گونه اى بيرونى و تصويرى بپيمايد و لايق جايگاه اعتراف شود. وقتى محمود زير تابوت رفيقش را مى گيرد يا هنگامى كه نمى تواند تاب فضاى مجلس ختمى را كه خود موجبش شده بياورد و غريبانه دم در مى ايستد و كوچه را آب مى دهد يا هنگامى كه ...، اين موقعيت بحرانى او است كه برجسته مى شود و نيازمند چنين فضاسازى و طراحى است. مكان و موقعيت بهترى براى اين سير قهرمان قصه سراغ داريد؟
اين نكات در مورد موقعيت هاى مقاطع بعدى مجموعه هم صدق مى كند. هر چند محمود شخصيت اصلى و به نوعى قهرمان قصه است از مقطع اعتراف او به بعد، پسر جعفر (رضا) كه داماد محمود هم هست از بقيه شخصيت ها برجسته تر مى شود و نياز دراماتيك و كنش و واكنش هاى او مورد تحليل قرار مى گيرند. شخصيتى كه با موقعيت دوگانه خود كنار نمى آيد و يكى از دو راه ممكن را برمى گزيند: گرفتن انتقام پدر و احياى خون او البته به انديشه خودش.
فراز و فرودهاى داستانى به گونه اى طراحى شده كه همواره شخصيت در بحران، حرف اول را در مجموعه بزند و تأثيرگذارى قصه هم از پتانسيل چنين طراحى است. به اين ترتيب كه در چند قسمت اول تا اعتراف محمود به قتل ناخواسته جعفر، همه چيز بر اين شخصيت و كشمكش هاى درونى و بيرونى او استوار است و وقتى او با اعتراف به آرامش و ثبات نسبى مى رسد، اين پتانسيل بر دوش رضا قرار مى گيرد. حالا او است كه بايد درس خود را از روزگار بگيرد و با انتخاب ها و نتيجه اى كه از كشمكش هاى درونى خود مى گيرد، به آرامش و ثبات يا سرگردانى تا ابد برسد.
اين نوع جايگزينى قهرمانان قصه از يك طراحى خاص ديگر هم مى آيد كه وقتى به قسمت هاى ابتدايى تا قبل از مرگ جعفر بيش تر دقت مى كنيم و حتى صحنه هايى را كه تا قبل از اعتراف محمود طراحى شده مرور مى كنيم، برجسته مى شود. بخش هاى ابتدايى براى ساختن يك رابطه آرمانى از دو خانواده پيش مى رود. رابطه در هم تنيده و نزديكى كه برخاسته از رفاقت عميق محمود و جعفر است. عقد بودن دختر و پسر آنها و رابطه نزديك زن ها و بچه هاى ديگر هم در اين راستا حركت مى كند.
مجموعه با سكانسى خوب و كاركردى آغاز مى شود كه دو خانواده قصد رفتن به يك گردش خارج شهر را دارند. بسيار موجز به برجستگى هاى شخصيتى هر كدام از آنها پرداخته مى شود حتى همين آتشين مزاج بودن لحظه اى محمود كه كار دستش مى دهد: او تاب چند لحظه دير كردن جعفر و خانواده اش را نمى آورد و به همسرش مى گويد با آنها تماس بگيرد و خودش در كوچه انتظار مى كشد. آنچه در ادامه اتفاق مى افتد براى تكميل اين تابلوى خانواده خوشبخت است. محمود و جعفر با موتور و بقيه خانواده با ماشين قديمى آنها به باغ نه چندان آراسته اى مى روند و هر كس به كارى مشغول مى شود.
اين تابلوى خوشبختى با مشغول شدن زن ها به تدارك ناهار و مشغول شدن مردان به درست كردن ديوار ريخته باغ تكميل مى شود و اينجاست كه تمهيدات روايى به كمك مى آيند تا ديوار نازك اين خوشبختى با پس لرزه فاجعه بعدى فرو بريزد. وقتى بازى كودكانه بچه ها منجر مى شود به، به دار آويخته شدن يكى و ... در يك لحظه بحران لحظه به خوشبختى آنها دهن كجى مى كند. همه چيز در يك لحظه اتفاق مى افتد...
281349.jpg
تأكيد بر رفاقت خاص محمود و جعفر از آن جا اهميت خود را در قصه پيدا مى كند كه در همان يك لحظه درگيرى با چند جمله تلخ و ناروا حريم ها شكسته مى شود و كار به درگيرى مى انجامد و در نهايت يك رفيق سابق را بدل به قاتلى فرارى مى كند كه نمى داند بار وجدانش را كجا سبك كند؟ بارى كه هر لحظه به دليل رابطه نزديك ۲ خانواده و نقش و جايگاهى كه محمود بين افراد خانواده جعفر دارد، سنگين تر مى شود و بى مورد نيست كه وقتى زير تابوت را گرفته آرزو كند، جاى او بود. همين تقارن و نزديكى است كه محمود را لايق اعتراف و اثبات ويژگى هايى مى كند كه از ابتدا در او طراحى و با اين حركت نهادينه مى شود.
اين كه انسان موجودى غيرقابل پيش بينى و بدون ضمانت اجرايى است، حقيقت تلخى است كه بايد زواياى مختلفش در طول روند يك ماجرا تحليل شود نه فقط در يك لحظه... لحظه اى كه مى تواند براى هر كسى اتفاق بيفتد.
رابطه ساخته شده بين محمود و رضا از نكات برجسته اى است كه با برگشتن ورق و اعتراف محمود به قتل ناخواسته، كاركرد خود را پيدا مى كند و اين بار با رها شدن محمود از زير بار بحران همان يك لحظه اى كه نتوانسته خود را آرام كند، رضا را در اين موقعيت قرار مى دهد و كنش و واكنش هاى او را مى سنجد. لحظه اى كه براى رضا فقط در قتل پدرش به دست پدرزن و حامى اش خلاصه مى شود ولى دامنه اش فراگير است.
قرار گرفتن رضا در اين جايگاه كه دوگانگى اش بحران ساز است، نياز به زمينه چينى و سيرى خاص دارد. اين سير به گونه اى چيده شده كه ابتدا همه افراد خانواده جعفر نسبت به محمود و خانواده او و حتى عروسشان موضع گيرى مى كنند. ولى وقتى واقعيت موجود طعم مرور گذشته را به خود مى گيرد، آن وقت است كه موضع مادر و خواهر رضا دستخوش تغيير و تعديل مى شود. اما پافشارى رضا بر نقطه نظراتى كه با گذشت زمان رنگ و بوى انتقام جويى و ... به خود مى گيرد نيازمند وجوه شخصيتى است كه او را در قطب مقابل همه كس و همه چيز حتى خانواده و عشقش قرار مى دهد. شخصيتى ناگزير كه به نظر مى آيد نمى تواند خود را از زير بار انتقام جويى خلاص كند و مرگ خود را از مادر طلب مى كند تا ناگفته از مرگ محمود هم جلوگيرى شود.
همان يك لحظه اى كه او نمى تواند به آن جور ديگرى نگاه كند... همان يك لحظه اى كه او نياز دارد تا وراى ذهن مسموم شده بتواند واقعيت را تجزيه و تحليل كند... همان يك لحظه اى كه او مى تواند با رضايت ندادن، محمود را بر دار ببيند... همان يك لحظه...
مجموعه «زير تيغ» با بهره بردن از بزرگنمايى لحظات كوتاه و گذرا، اما تأثيرگذار زندگى، تلخى و گزندگى تجربه هاى نكرده را با مخاطب قسمت مى كند؛ وقتى كه همه چيز به طرز عجيبى سرجاى خود قرار گرفته كه باورپذيرى اش بيش از هر چيز آزاردهنده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |