يكشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۱ صفر ۱۴۲۸
Sun, Mar 11, 2007
گزارش
۳۵۹۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
رودررو
ضربان نوروز
281325.jpg
مهرى حقانى

ماه پايانى سال و چكيده تمام اتفاق هايى كه در اين ماه در بطن يا كناره زندگى ايرانى در جريان است، از شخصى ترين درگيرى هاى زندگى روزانه، از زيبايى ها و دلخوشى ها تا دويدن و تلاش پى درپى تا چهره زندگى عمومى در خيابان هاى شهر، پشت وانت هاى قالى شويى ها، تا پشت بام ها و پشت پنجره هاى خانه هاى ايران، تا جدول نرخ طلا و ارز و اقتصاد و بازار ايرانى، تا ته مانده حساب شركت ها و تخمين هاى كشور تا تقويم و سررسيد جديدى كه بر تارك كتابفروشى ها، اين روزها صدرنشين است، همه و همه برآيند و گواه واقعيتى ملموس و انكارنشدنى در زندگى جامعه ايران است و آن اين كه عيدنوروز بزرگ ترين و زيباترين اتفاق زندگى ايرانى ها است. نوروز پردردسر است اما گويا شيرين ترين دردسر زندگى ايرانى است. اتفاقاتى كه رشته گسترده اى از اقتصاد، رسوم، فرهنگ و حتى سياست را در يك محور گره مى زند: سفره اى گسترده در برابر آينه اى كه انعكاس يك خواهش جمعى براى شادبودن است.
به زبانى ديگر نوروز از نوع تكامل يافته ترين جشن هاى ايرانى است، اما جشن، اين واژه سه حرفى كه دلخواه همه مردم كره زمين است از كجا آمد؟ به چه كار نياكانمان مى آمد كه هنوز تا به اين اندازه خوشايند بشرجديد است؟ آنقدر خوشايند كه سوژه گزارشى از موجود هنوز زنده اى به نام جشن در كالبد جامعه ايرانى باشد.
پيشينه جشن ها، بيشتر مراسمى در بزرگداشت خدا يا خدايان بوده است. جشن ها نوعى گردهمايى نيازها و وظايف اجتماعى هم بوده است. همزمان با اين كه امكان نوعى تفريح را هم فراهم مى كرده  است.


خاستگاه جشن ها
بهانه هاى اجتماعى، مذهبى و جغرافيايى آبشخور اصلى جشن ها هستند. از سويى نسل قبلى بدين وسيله دانش و داستان هاى خود را به نسل بعدى منتقل مى كرده. درست مانند اتفاق مشابهى كه بدون آن كه از جايى ابلاغ شود به شكلى كاملاً آرام در تصويرهاى متعدد زندگى اجتماعى ما وجوددارد.
با اين حال همه آنها در آغاز بهانه هاى اقتصادى داشته اند، مثل جشنى كه مصرى ها به نام «رودنيل» داشته اند و در آن به خاطر سرزمين اطراف نيل و محصول آن جشن برگزارمى كرده اند. در كوهستان هاى آلپ به مناسبت برگشتن گله اسبان از كوه به اصطبل جشنى به نام «آلماتريب» در اتريش برگزارمى شود. اما همه آنها دچار تنوع و گستردگى زندگى جديد شده است. حالا تنها جشن خوراك و محصول و نوشيدنى ها نيست كه محل تجمع انسان هاست، موضوع هاى جديد زندگى هم، موجب اختراع جشن هاى جديدى شده مثل جشنواره فيلم، تئاتر، كتاب و... حتى جشنى وجود دارد كه درآن داستان مى خوانند، جشن علمى، جشن رنسانس، جشن سياسى، جشن نسل جديد، جشن آتش و جشن طنز يا كمدى. گويا بشر تمايل بى پايانى به ابداع جشن ها دارد.
دكتر سعيد حنايى كاشانى، استاد دانشگاه شهيد بهشتى، بيشتر جشن ها را متعلق به دوران كشاورزى مى داند. چنان كه: «فصول مختلف سال، وقت كشت و درو پاسخگوى نيازهاى مختلف بشر بوده. زمان بهره بردارى از طبيعت به شادكامى زندگى آنها كمك مى كرده، در فصل درو مردم ثروتمندتر يا از طبيعت بيشتر برخوردار مى شوند. نوعى آيين اجتماعى براى همبستگى و گردهمايى هم به همين موازات پديد مى آمده و كم كم حالات زندگى معنادارتر مى شده. اين نوعى تأكيد بر اجتماعى بودن نيازهاى بشر هم بوده. دوره هايى مثل اوايل پاييز يا بهار امكانات بيشترى فراهم بوده، گشايش در كار بوده، طبيعت بر وفق مراد بوده براى همين بشر در هنگام توفان يا سيل جشن نمى گرفته. در فصلى جشن مى گرفته كه احساس آزادى و شادى بكند. فصلى كه دستاوردهايش او را بى نياز مى كرده و همين غنى بودن نوعى حس تكامل و همبستگى با انسان هاى ديگر را هم به او مى بخشيده.
ميان واژه جشن و عيد كه هردو مرسوم است نوعى تمايزگذارى هم هست. عيد، عموميت بيشترى دارد و بيشتر جنبه دينى يا ملى دارد، آنقدر عموميت دارد كه در فرهنگ ايرانى «عيد» بدون پسوند «نوروز» به تنهايى بيانگر عيدنوروز است. اين به خاطر عموميت آن است، اما جشن به معناى جشن تولد، جشن ازدواج، جشن آب و غيره جنبه هاى شخصى ترى دارد. يعنى اين جشن ها بيشتر جنبه سكولار و شخصى دارد.
دكتر حنايى كاشانى در بيان خاستگاه جشن ها و سير آنها تا به حال مى گويد: «خاستگاه آنها اگرچه قومى، ملى، روستايى بود، اما با مقتضيات زندگى جديد گره خورد. رسوم قديم همچنان زنده ماندند و امروزه با شبكه هاى ارتباطى و جامعه جديد گره خورد. بسيارى از آئين ها تقويت شد و وسايل ارتباط جمعى توانستند بر جذابيت آن بيفزايند و خصوصيات سرگرم كننده بيشترى به آن ببخشند، بنابراين جشن ها با اقتصاد و مصرف هم ربط پيدا كردند. پس قدرت جشن ها بيشتر شد. در حقيقت وجود كارناوال ها و جشن ها حاكى از قدرت اقتصادى و پويايى يك اجتماع است، به خودى خود نشان دهنده ثروت آن جامعه است و يا اين كه حداقل در سوداى جذب ثروت است.
در اين ميان تمايز ديگرى هم ميان جشن و آئين ها وجوددارد. آئين ها بيشتر نوعى مراسم سنتى هستند، قاعده خاصى دارد. شما مى توانيد هرروز مراسم ازدواج برگزاركنيد، اما عيد مذهبى ويژه روز خاصى است. جشنواره ها هم ممكن است با آئين هايى مرتبط باشند ولى تكامل پيداكرده اند، ممكن است هم برخى گروه ها يا فرقه ها تصميم بگيرند جشن اختراع كنند. به اين معنا جشن ها مى تواند شخصى تر و اختراع شدنى هم باشد. با اين حال نوروز يك جشن ملى است كه بيشتر براى آن كلمه عيد به كار مى رود كه به مراسم ملى و دينى قبل از اسلام برمى گردد و سپس در بطن تاريخ و نيازهاى موجود هم قرارگرفت.
درعين حالى كه نوع برگزارى اش هم شخصى است و هم نوعى احساس همبستگى در آن وجوددارد وقتى همه پاى سفره مى نشينند يا قرآن مى گشايند اين يك امر شخصى اما مشترك در تمام جامعه است. اما مانند آئين، اجبارى در آن نيست.
جشن نوروز، يك بسته آموزشى
گذرى به واقعيت هاى روز جامعه ايرانى، نيازهاى جديد و زندگى شهرى، نوروز را به عنوان واقعيت زنده اى نشان مى دهد كه متناسب با نيازهاى روز، كارايى خود را افزايش مى دهد.
با اين حال اصرار خانواده و شهروند ايرانى به جشنى مانند نوروز به تنهايى پاسخگو نيست. كارآيى نوروز به عنوان يك عنصر محرك و شادى بخش مى تواند همزمان با تغييرات اجتماعى افزايش يابد. حتى برخى جنبه هاى فراموش شده يا به دور مانده آن هم اكنون قابل بررسى است. جشن نوروز در حقيقت مانند يك بسته آموزشى و شادى بخش بوده است. از همين رو تنها در يك عنوان خلاصه نمى شود. از يك ماه پيش از مناسبت زمانى اصلى، جنبه هاى فرعى آن آغاز مى شود.
به عنوان نمونه رسمى مانند قاشق زنى تأكيد بر نوعى همبستگى اجتماعى، هديه دادن و حتى كمك كردن بوده است و يا چهارشنبه سورى نوعى تأكيد بر شادى با جنبه مشاركتى آن بوده است. اين كه بيرون از خانه ها و در ديدار با يكديگر در كنار عنصر طبيعى آتش و زيبايى آن نوعى رودررويى اجتماعى به وجود بيايد. احساس تعلق به گروه، در تمامى جنبه هاى فرعى جشن نوروز نمايان است.
با اين حال نوروز تنها به عنوان قابى كه هرسال آن را از صندوقچه درآورده، گردگيرى كنيم ولذت ببريم، نيست. اگر جشن ها نشانه پويايى و زنده بودن جامعه هستند، به نظر مى رسد آماده كردن و بهبود شرايط زندگى براى هرچه واقعى تر كردن رسوم به جامانده اى از گذشته چون نوروز لازم است.
رونق شادمانى
ازسويى نيازهاى موجود جامعه جوان ايرانى، نيازمند نوعى بازگشت يا بازآفرينى جشن هاست.
در جامعه اى كه شادمانى وجودندارد، رونق، ثروت و آفرينش هم نيست. يك حساب سرانگشتى كافى است تا نشان دهد جوامعى كه تنوع جشن و شادى در آنها بيشتر است پيشرفته تر و وضع آنها روبه بهبود است.
دكتر حنايى كاشانى در اين باره مى گويد: در قرون وسطى برروى عنصر ترس بسيار تأكيد مى شد، براى همين درهمان سال ها كتابى مانند كتاب كمدى ارسطو تا مدت ها مخفى مى شد. درحقيقت مسيحيت، شادى و لذت را از زندگى مردم گرفته بود. اين درحالى است كه شادى با گسترش و پيشرفت اجتماعى همراه است. با گسترش طبقه متوسط ، اوقات فراغت پديد مى آيد. پس افراد مى توانند به پرورش ديگر جنبه هاى وجودى خود بپردازند، اين لذت بردن از زندگى، خود زمينه اى براى كسب و كار و تلاش بيشتر است و يك نوع بازار دادوستد اقتصادى وسيع و ازسويى پويايى اجتماعى را به وجود مى آورد. درحقيقت يكى از دلايل ميل بشر به مهاجرت به سرزمين هاى مختلف، جست وجوى شادى است.
از سويى افكار عنصرى مانند جشن و يا شادى ممكن است به اين نتيجه بينجامد كه نياز نسل كنونى به رسوم كاملاً غريب گرايش پيداكند.
به راستى نوروز فرصتى مناسب براى چرخه اقتصاد خوراك و پوشاك و مسافرت تا تنوع برنامه زندگى خانوارها تا كسب هويت و تعلق گروهى نسل جديد تا بهبود بسيارى از آسيب هاى فروخفته است.
زمانى در تاريخ كليسا، خنده گناهى نابخشودنى بود. اين همه بى دليل نبود، چون شادى ذهن مردم را مى گشايد. فكر مجالى براى پرورش مى يابد اين همه كليسا را خوش نمى آمد. اينك سال ها گذشته ما نام بسيارى از جشن ها را مى شنويم. بسيارى از رنگ ها را مى بينيم، زنگ ها به صدا درمى آيد و آسمان هاى شب نورافشانى مى شود، از جشن سال نو گرفته تا جشن پنير و انگور تا اعياد مذهبى، اما در پس تمام اين جلوه هاى شادى بخش واقعيتى از گردش چرخ اقتصاد و تلاش جامعه براى هرچه بهتر زندگى كردن وجوددارد.
نوروز تنها بازمانده جشن هاى فصول ماست، از اين بازمانده و هم از احيا يا ايجاد ديگر بهانه هاى گردهمايى و شادمانى چه ملى و چه مذهبى مى توان بهترين بهره ورى را در پويايى جامعه جوان ايرانى سودجست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |