چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۴ صفر ۱۴۲۸
Wed, Mar 14, 2007
ديپلماتيك
۳۵۹۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان ۱۳۸۵
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
رودررو
سلامت
بازخوانى نقش نوين جنبش هاى لبنان، فلسطين و مصر
۳نيروى تحول ساز خاورميانه
محمد نورى
حزب الله ،حماس ،  اخوان المسلمين و... نام هايى هستند كه هيچ روزى از كانون اخبار رسانه ها ومحافل سياسى خارج نمى شوند. ديپلمات هاى غربى، آنان را جانشينان واقعى وبلامنازع حكومت هايى مى شناسندكه درمركز ثروت هاى نفتى جهان به ضعف پيرى و بى اعتمادى مردم دچار شده اند. درسالى كه گذشت تلاش جورج بوش وبازوى ديپلماسى او كاندوليزا رايس، جهت يافتن يك رقيب جدى براى اين نيروهاى تازه نفس درلبنان ، مصر،فلسطين وديگر نقاط خاورميانه به جايى نرسيد.
رئيس جمهورى آمريكا امسال به طور چشمگيرى از ابزارواهرم هاى مالى براى تضعيف پايگاه اجتماعى اين گرو ه بهره جست. او در صحنه لبنان براى تقويت جبهه رقيب حزب الله، دولت سنيوره چكى ۷ ميلياردى به امضاى دوست اروپايى خود شيراك، اختصاص داد. درغزه تنها رقيب نيروهاى اسلام گرا يعنى تشكيلات خودگردان ابومازن، همه كمك هاى اروپا و آمريكا را از آن خود كرد. سومين متحد بوش ونقطه اميداعراب محافظه كار درمهم ترين نقطه خاورميانه، يعنى مصر(مبارك)، پاداش هاى ميلياردى از دولت آمريكاواتحاديه اروپا دريافت كرد.
281844.jpg
تاريخ سياسى خاورميانه جديد همچنان برپايه رؤيارويى جريان هاى اسلام گرا با سلسله متحدان منطقه اى آمريكارقم مى خورد. درفصل جديداين مواجهه، دوستان بوش تلاش زيادى براى كشاندن بازى به مسير خشونت كردند. آنهابه تقليد ازالگوى غائله الجزايروچچن، كوشيدنداين باراز نيروى ارتش وبازوى نظامى براى خارج كردن اين جنبش ها از صحنه استفاده كنند. امااين سناريو پيش از عملياتى شدن، لورفت ورهبران جنبش ها به ويژه درغزه وبيروت، تاكتيك هاى حريف رابا سياست مذاكره ومدارا خنثى كردند.
اكنون غبار نزاع درخيابان هاى غزه ونواحى لبنان فروكش كرده است، اگرچه مبارك در قاهره همچنان به بازداشت و سركوب گسترده فعالان اسلامى ادامه مى دهد اما به نظرمى آيد كه در پايان فصل ديگرى از اين مواجهه قرارگرفته ايم. نومحافظه كاران كاخ سفيد با رهبران محافظه كاران سنتى عرب، يك سال ديگرنيز بخت خود را براى حذف حريفان اسلام گرا آزموده اند .
پس ازاين چه اتفاقى خواهدافتاد؟آيا هنوزبوش ودوستانش برگ هايى استفاده نشده، دراين كارزار در اختيار دارند؟ آيا در سال جديد، اردوى رقيب جنبش هاى اسلامى، راه مدارا پيش مى  گيرد يا همچنان درشيپور نزاع خواهددميد؟
بازخوانى كارنامه جنبش هاى اسلامى بويژه درخطوط خاورميانه، هميشه جذاب بوده است زيرا مخاطب رابه ژرفاى حوادث بنيادين اين منطقه مى برد. البته جنبش هاى اسلامى درميدان مبارزه امروزبا جبهه آمريكاوغرب ياران، تازه اى در اقصى نقاط جهان يافته اند. اين حلقه ياران به آنها اميد ونيروى تازه اى درپيگيرى مرام مبارزاتى شان بخشيده است . شواهد اين ماجرا درسخنان وبيانيه هاى تازه اين جنبش هانهفته است، آنجا كه سيد حسن نصرالله يا خالد مشعل حركت آزاديخواهانه خود رابه جنبش هاى نوپديد درسرزمين عراق يا آمريكاى لاتين پيوند مى زنند.
بنابراين پيش از بازخوانى دفتر يكساله جنبش هاى اسلامى، ناگزير از طرح نكته اى ضرورى دربحث سنخ شناسى جنبش ها هستيم.
درقامت بازيگران روابط بين الملل
هزاره سوم عصر جنبش  هاى بزرگ نام گرفته است. جنبش هاى اجتماعى- سياسى درادبيات بين المللى پديده تازه اى نيست. آنها جزوآشناترين مفاهيم وپديده هاى جاافتاده جهانى هستند. سال هاست كه دستجات مختلفى از مردم براى نيل به آرمان ها وخواسته هاى سياسى يا صنفى خويش به پى ريزى حلقه هايى از حركت مبارزاتى مبادرت مى كنند؛ برهمين اساس جامعه شناسان، باب مفصلى ازمطالعات خويش را به موضوع جنبش ها اختصاص داده اند.
در نگاهى عمومى به جنبش ها، با فهرستى بلند از گروه بندى ها وحركت هاى اجتماعى روبه رو مى شويم . گويى جنبش ونهضت نامى زيبا، وسوسه انگيزومقدس براى همه نيروها ى اجتماعى بوده است تا رفتاروكنش هاى سياسى وصنفى خويش را در لواى آن پيش برند.از اين نظر شايد به تعداد معضلات ومسائل مهم جوامع بشرى مى توان جنبش سراغ داشت. ولى دراين نوشتارمجال بازخوانى شناسنامه وكارنامه جنبش ها نيست كه شايد به اندازه كارنامه حزب واحزاب هم قدمت وكثرت دارند، هم اين كه به شدت مناقشه انگيزاست.
محور بحث اين نوشتار، مرورى گذرابركارنامه گروه جديدى از جنبش هاست كه در جرگه بازيگران مهم روابط  بين الملل درآمده اند .آنها هرچند دريك سرزمين اقامت گزيده اند امابه لحاظ تباروطايفه فكرى در يك مكان ودريك زمان، خود رامحصور نمى بينند. قاطبه اين جنبش   ها هم خانواده وخويشاوند فكرى جنبش هايى در وراى سرزمين  شان دارند . داراى رهبرى مشخص وايدئولوژى مبارزاتى هستند از نقطه نظر«تعيين اهداف» آنها اغلب دگرگونى نظم سياسى كل جامعه رادرسردارند و تابلوحركت آنان تغيير وضع موجود ورسيدن به وضع مطلوب است. قاطبه اين نهضت ها، رسالتى تاريخى ا زنوع زدودن ظلم، استقرارعدالت وتحقق سعادت را تعقيب مى كنندويكى از شعارهاى بلندبشرى مثل رهايى، عدالت وآزادى درپرچم آنان ثبت است.
بنابراين عصرامروز اگربه نام عصرجنبش  ها، زينت گرفته است ازآن رو است كه نسل جديدى از جنبش هابا همان ويژگى هاى منحصر به فرد درجهان پس از پايان جنگ سرد بروز وظهور كرده اند. جنبش هايى كه مجموعه خصايص يك نيروى تحول خواه و آرمان گرا رادرخود جمع كرد ه ودرنگاه عموم متخصصان عرصه سياست،به پديده هاى دوران گذار، تبديل شده اند. هدف آنان درگام نخست دگرگونى محيط سياسى خويش است اما در افقى دورتر به تغيير پهنه سياست جهانى و برانداختن معادله ناعادلانه حاكم برجامعه جهانى مى انديشند، و درست به همين جهت ناظران روابط بين الملل آنهارابه عنوان حريفان ومدعيان جدى درپايه گذارى نظم نوين سياسى مى شناسند.
دست كم درعصر امروز سه گروه از نهضت  هارا مى توان درتيره وتباراين جنبش ها قرارداد: «نهضت هاى ضداشغال» كه براى رهايى خاك و سرزمين خويش از اشغال قدرت يا قدرت هاى خارجى مبارزه مى كنند، «جنبش هاى ضد وابستگى» و ضد استبداد كه خواهان استقرار نظامى مستقل و برآمده از اراده مردم بركشور هستند ومليت هاى استقلال طلب كه درسرزمين هاى آزادشده از بندكمونيسم براى كسب حقوق تاريخى وملى مبارزه مى  كنند و جهان اسلام تركيبى از هرسه حركت رادردل خود جاى داده است .
آنچه پيداست سرزمين هاى اسلامى خط مركزى اين جنبش هاست وپديده جنبش ونهضت درهيچ نقطه  اى به اندازه اين منطقه تبلور ندارد.
۳ ضلع جنبش هاى اسلامى
مناطق اسلامى به تناسب شرايط سياسى خويش، اكنون به يكى از اين گونه هاى سه گانه جنبش  ها روى   آورده است، به طورى كه قلمروسرزمينى اين نهضت ها ازاروپاى مركزى وبالكان تاشمال آفريقا واز جلگه هاى بين النهرين تا آسياى مركزى وقفقاز گسترده است.
از يك نظراين نهضت ها هركدام به سوى هدف هايى خاص درحركت هستند، بويژه ازمنظرحقوقى وسياسى آنها مطالبه    اى جداگانه دارند، درحالى كه درخطه جمهورى ها و اقمار شوروى سابق اين جنبش ها اغلب براى كسب هويت ياگرفتن حقوق پايمال شده و تاريخى اكثريت مسلمانان از اقليت هاى ديگر مبارزه مى كنند، درحوزه خاورميانه عربى اين جنبش  ها رسالت خويش رادفع نفوذ وسلطه آمريكا و متحد  آن يعنى اسرائيل اعلام كرده اند و سرانجام درشمال آفريقا اين جنبش ها براى تغيير نظام هاى وابسته سياسى مبارزه مى كنند.
با وجودهمه تفاوت ها وتنوع در تاكتيك ها ، پاره اى ويژگى مشترك ازشاخه ها وشعبه هاى پراكنده اين جنبش ها، موجوديتى واحد ساخته است. مهم ترين حلقه وحدت آنان نيروى مذهب به عنوان قدرت مركزى اين نيروها است. همه گرو ه ها، اعم ازآنان كه درپى آزادسازى سرزمين ازيوغ اشغال هستند، يا آنان كه درانديشه استقرارحكومتى جايگزين براى نظام هاى محافظه كار هستند، برنيروى مذهب ورشته اعتقادات مسلمانان، تكيه كرده اند. ساكنان كشورهاى شمال وشاخ آفريقا به اسلام به عنوان عامل وحدت سرزمينى و منبعى براى رهايى كشورشان از آشفتگى وخشونت تكيه مى كنند. در عرصه فلسطين و لبنان، اسلام كانون تغذيه و انرژى مبارزه بااشغالگران است وجبهه مقاومت دراين دونقطه طلايى خاورميانه، مشروعيت ونيروى مبارزه خود را از اين سرچشمه مى گيرد.
اشتراك ديگر اين حركت ها از وجود دشمن واحد ناشى مى شود،بزرگترين بازيگر بين المللى مهم ترين حريف سياسى اين جنبش هاست، دست كم درسالى كه گذشت ايالات متحده آمريكا هنوزوهمچنان درنقش رقيب واحد ومشترك اين گروه ها ظاهر شد، تا به اين صورت چرخه منازعات كشورهاى مسلمان نشين برپايه دومحورودوقطب ديرين،اسلام وغرب استمرار پيدا كند. مواجهه آمريكا با جنبش هاى اسلامى كه از فرداى جنگ سرددرقالب سركوب گروه هاى اسلامى الجزايروشمال آفريقا شروع ودرفرداى ۱۱سپتامبر،باحمله به افغانستان وعراق شكلى جهانى يافت، امسال سيرى فزاينده و اشكالى پيچيده  تر پيدا كرد. تاجايى كه برخى ناظران ازاين مرحله به عنوان نقطه اوج رويارويى آمريكا با جهان اسلام يادكردند. اين مواجهه درنقاطى مانندعراق وافغانستان، صحنه هاى بى سابقه اى از خشونت وكشتار را آفريد. در مرزهاى فلسطين اشغالى يعنى بيروت،غزه،امان وقاهره كه نهضت  ها و گروه هاى اسلامى به دولت يا مجلس، راه يافتنداين تقابل اشكال دسيسه آميزى داشت . دراين جا سناريو تحريم وانزواى نيروهاى اسلامى يا به دست دولتى ليبرال وپيرو همانندحكومت مبارك، سنيوره يا ملك عبدالله اجراشدياآنكه به صورت زنجيره تحريم هاى اقتصادى وسياسى از طريق قطعنامه هاى سازمان ملل وشوراى امنيت پيگيرى شد.
روش معمول آمريكا و قطب هاى بين المللى درمقابله با نيروهاى اسلام گراى ساير نقاط، يا توسل به ليست سياه و مجازات حقوق بشرى بودكه به طور خودكارآنهارا از امتيازات وحقوق طبيعى شان محروم مى ساخت، يا ايجاد نيروهاى موازى بودكه ازهرابزارى ازجمله نيروى خشونت براى بازداشتن و تارومار كردن نيروهاى اسلامى بهره مى جست.
به هر روى جنبش هاى اسلامى درسالى كه گذشت شرايطى متفاوتى راتجربه كردندبرخى به گروه هاى كامياب درميدان مبارزه سخت با آمريكا و متحدان اسرائيل تبديل شدند همانندحماس وحزب الله. برخى ديگرعلاوه برفشارهاى بين المللى با شرايط طاقت فرساى سركوب ازسوى رژيم هاى توتاليترى مثل اردن ويا مصردست به گريبان بودند و سرانجام گروه سوم از جنبش هابراى كسب حقوق تاريخى خود در راهروهاى سازمان هاى بين  المللى معطل ماندند ويا حقوق آنان وجه المصالحه زدوبندهاى ديپلماسى كشورهاى منطقه قرارگرفت.
بهار جنبش نوپاى لبنان
براى گروه هاى اسلامى لبنان سالى كه گذشت، سالى پرثمروسرشار ازدستاوردهاى بزرگ بود. كسب يك پيروزى نظامى بزرگ درتابستان امسال، آن هم دربرابر قدرتى كه دست كم، چهار بارارتش هاى عربى را به شكست كشانده بود، موجب شد كه حزب الله وجبهه مقاومت ازيك بازيگر حاشيه اى درخاورميانه به وزنه اى نيرومند در معادلات اين منطقه تبديل شود. نتايج پيروزى خيره كننده درجنگ ۳۳روزه برابر اسرائيل، علاوه برخاورميانه به سرعت درصحنه داخل لبنان نيز نمايان شد و دولت حاكم كه ائتلافى از متحدان غرب واعراب محافظه كاربودبه شدت مشروعيت خود را ازدست داد . اشتباهات استراتژيك اين كابينه ائتلافى درايام جنگ ۳۳روزه موجب شد مردم لبنان تصويريك دولت خائن را از سنيوره ومتحدان اوپيدا كنند و به اين ترتيب جنبشى همه جانبه را براى تغييردر نظام سياسى كشور آغازكنند.
بيروت درآذرماه ۸۵ تولد يك جنبش سياسى جديد را به نظاره نشست كه همه ويژگى هاى شورانگيز نهضتى دموكراتيك ،مسالمت آميز ومردمى را دارا بود . اتفاق جالب تراين بود كه رهبرى جنبش، دردست همان كسانى قرارگرفت كه با اداره جنگ ۳۳ روزه، لبنان كوچك را برقله بزرگى از افتخار نشانده بودند.
سيد حسن نصرالله درجايگاه رهبرى نهضت اصلاح سياسى بيروت قرارگرفت. به طورى كه براى رهبرى حزب الله مديريت اين جنبش آن هم درجامعه پر تكثر ونزاع انگيز لبنان آزمونى خطيرتراز جنگ ۳۳ روزه بود. حريف جنبش اصلاحى لبنان نه دولت سنيوره يا ائتلاف موسوم به ۱۴مارس، كه همه جناح دولت هاى عربى وغربى بودندكه درزمستان امسال دراجلاس بزرگ پاريس،۳ گرد آمدند. علاوه براين جنبش يادشده با حريفانى درجبهه ۱۴ مارس روبه روبودكه حرفه اى ترين نزاع هاى قومى را در دهه ۸۰ و۹۰ فرماندهى كرده بودند از «سمير جعجع» تا «وليد جنبلاط» هركدام تجربه اى طولانى دربازى هاى خشونت آميزداشتند.
جنبش اصلاحى لبنانى ها براى تغيير دولت، بارها باخطر خشونت روبه روشد. متحدان دولت سنيوره درچند مرحله براى قطبى كردن نزاع وايجادخط نزاع شيعه وسنى يا مسيحى - مسلمان تلاش كردند اما جنبش نوپاى بيروت ازهمه اين موانع سخت وگردنه هاى نفس گير، با موفقيت عبوركرد.
برهمين اساس به باوراغلب ناظران، جنبش اصلاحى لبنان كامياب ترين جنبش خاورميانه است كه با وجود عمراندك آن درجه بالايى ازبلوغ واقتدار را به نمايش گذاشته است . برهمين اساس اكنون منبع اصلى نگرانى طرف  هاى غربى وآمريكا را تشكيل مى دهد.
كاميابى جنبش ضددولتى همانندكاميابى لبنانى ها دركارزار نزاع با اسرائيل، مرهون مديريت سيدحسن نصرالله است. اين واقعيتى است كه نه فقط ناظران آمريكايى كه صهيونيست هاى دوآتشه نيز امسال بارها به آن اقراركردند. اما تاكنون دبيركل حزب الله ازپذيرش اين عنوان پرهيزكرده ، اوترجيح داده است سخنگويى جنبش را به افرادى نظير نبيه برى - رهبرامل، ميشيل عون - نماينده مارونى ها واگذاركند. اين نكته، ظريف ترين بخش از هنر مديريت دبيركل حزب الله به حساب مى آيد كه او درمركز اتحاد چندين شاخه نيرومند طوايف واحزاب سياسى - قومى لبنان، واقع شده است به گونه اى كه درائتلاف امروز جنبش تحت رهبرى او علاوه برطايفه هاى شناخته شده تسنن وتشيع، اقوام مارونى، دروزى وچندين جناح قومى وناسيوناليستى مشاركت جسته اند.
جنبش مردمى لبنان زيرتابلوى ائتلاف ۸ مارس آخرين روزهاى سال ۸۵را با دريافت نشانه هاى تازه  از عقب نشينى جبهه حريف به پايان مى برد. رقيبان اين جبهه درحالى كه درخاكريز دولت پناه گرفته اند، پيش از اين هرگونه تلاشى را براى مذاكره وتفاهم ناكام گذاشته بودند اما به تازگى چراغ سبزى براى مصالحه به ميانجيگران ايرانى وسعودى نشان داده اند. اما درترازوى سياست خاورميانه آنچه معيارسنجش موفقيت جنبش نوپاى لبنان است، نه مواضع كابينه سنيوره يا كرنش متحدان او درائتلاف ۱۴ مارس كه همانا توان بسيج سياسى احزاب وطوايف لبنان است، يعنى آن چيزى كه امروز به عنوان اكسيرمديريت سياسى حسن نصرالله شناخته مى شود
راه دشوار شاگردان شيخ ياسين
براى شاگردان شيخ شهيد،احمد ياسين سال سختى سپرى شد. جنبش حماس كه سال جديد را سال تثبيت دولت ملى - اسلامى خود اعلام كرده بود، با گسترده ترين تهاجم سياسى وسنگين ترين فشارهاى اقتصادى ونظامى روبه روشد. شايد حماسى ها اكنون كه به كارنامه يك ساله خويش مى نگرند، حسى از اعتماد و غرور پيدا كنند، كه توانسته اند بار امانت سنگين دولت مردمى را از اين همه گردنه هاى بحران عبوردهند. اما اين كه چگونه دولت مولود يك جنبش انقلابى توانست دربرابراين امواج، جان سالم به در برد، موضوعى نيازمند تأمل درريشه هاى اجتماعى وپايگاه مردمى آن است.
فلسطينى ها درانتخابات ۲۰۰۶ نشان دادندكه بالاترين درجه اعتماد را نسبت به گروه حماس پيداكرده اند.علاوه براين چنان كه برخى تحليل گران عرب نوشته اند، نام حماس وجهاد اسلامى امروز معادل يك جنبشى است كه حس شكست ناپذيرى درذهن هر زن ومردفلسطينى پديد مى آورد. آحاد شهروندان فلسطينى از موقعيت اسطوره اى كه گروه هاى جهادى شان درنزددشمن ونزد افكارعمومى جهان پيداكرده اند باخبرند. آنهامى دانندكه جهاداسلامى ياحماس به مانندحزب الله اگرروزى نام جنبش محرومان فلسطينى يافته بود، اكنون الگوى بيشتر حركت هاى رهايى بخش شده است.
به باور ناظران، اگرهجوم زنجيره اى اروپا ،آمريكا واسرائيل نتوانست اردوى مجاهدان حماس را ازهم بپاشد به اين دليل روشن است كه اين گروه ازمرحله يك تشكل سياسى فراتررفته وتوانسته جايگاه يك نيروى اجتماعى راپيدا كند. هم اكنون جنبش حماس در ميان لايه هاى مختلف جامعه، بويژه دوگروه دانشجويان و نيز قشر محروم فلسطينى، نفوذ بى مانندى دارد. در بخش مدنى، جنبش حماس خدمات اجتماعى گسترده اى عرضه مى كند و شبكه اى از مؤسسه هاى خيريه مانند مدارس، درمانگاه ها و بيمارستان هاى مجانى براى مردم محروم داير كرده است.
حركت حماس با اين كه سابقه زيادى ندارد و پس از جنبش انتفاضه در سال ۱۹۸۷ پا گرفته است، امروزشاخه وشعبه هاى با نام وبى نام درجوامع اسلامى وعربى يافته است.
جناح دولت  هاى عربى نيزهمانند شهروندان فلسطينى نسبت به نفوذ اين سازمان آزاديبخش درمعادلات درون وبيرون سرزمين هاى اشغالى اشراف دارند وشايد همين عامل موجب شد كه آنها با وجود فشارهاى شديد آمريكا نتوانند ارتباط خويش با اين جنبش را قطع كنند.
به لحاظ ايدئولوژيك، حماس حق موجوديت اسرائيل را به رسميت نمى شناسد و خواهان عقب نشينى كامل اسرائيل از خاك فلسطين است. گروه وسيع حاميان حماس نيروهايى هستند كه از صلح با اسرائيل اميد بريده اند، ازاين نظرجنبش حماس با گرايش سازش ناپذيرش، رقيب اصلى سازمان آزاديبخش فلسطين به شمار مى رود.
جنبش حماس درمسير دستيابى به جايگاه رهبرى جامعه فلسطين و پيمودن اين مسير دشوار هزينه هاى بسيارپرداخته است . رهبران وفعالان اين جنبش همه سال هاى پيش از تشكيل كابينه را درتبعيد ،زندان وتعقيب گذرانده اندبه گونه اى كه دولت خودگردان فلسطين در سال ۱۹۹۹ بيش از هزار نفر از اعضاى حماس را دستگير كرد.مركز فعاليت هاى حماس قبلاً در اردن بود، اما در زمان ملك عبدالله دوم دفاترجنبش را در اردن تعطيل كرد و بيشتر سران شناخته شده جنبش به كشورهايى مانند قطر مهاجرت كردند.خالد مشعل چهره كليدى جنبش به دست صهيونيست ها ترورشد . دامنه محاصره اين جنبش تا آنجا رفت كه عده اى از به پايان رسيدن اين جنبش و حيات آن سخن گفتند.
با وجود اين حماس از ديپلماسى به نسبت توانمندى برخورداراست كه طراحى آن را اكنون خالدمشعل دردست دارد . درسايه  ديپلماسى اين جنبش با بيشتر كشورهاى عربى روابط دوستانه خودرا حفظ كرده است. حتى درموج تحريم هاى شكننده غربى ها توانست به جذب كمك ازجبهه هواداران آرمان فلسطين در اين كشورها ادامه دهد.
281805.jpg
حماس همانند همه جنبش هاى خاورميانه موفقيت خويش راتاحد زيادى مديون انسجام تشكيلاتى خود است. نظام تشكيلات اين جنبش از يك سلسله مراتب ويژه اى برخورداراست كه اين گروه رادربرابر آفت ريزش وانشقاق محافظت كرده است. اين نظام تشكيلاتى را شيخ احمد ياسين رهبرمحبوب حماس طراحى كرد. شيخ كه در ماه مارس ۲۰۰۴ به وسيله نيروهاى اسرائيلى به شهادت رسيد، پايه گذار و نظريه پرداز اصلى حماس به شمار مى رود. او در نخستين سال هاى زندگى، از سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۸ در خاك فلسطين فشار و اختناق نيروى اشغالگر را با گوشت و پوست خود احساس كرده بود. ليدرحماسى ها از دانشگاه اسلامى الازهر قاهره فارغ التحصيل شده بودو در مصر با جناح فلسطينى اخوان المسلمين ارتباط فكرى پيداكرد وهمين دليل حماس نيز از عقايد اخوانى ها تأثير گرفت.
پس از شيخ ياسين نظام رهبرى حماس دردست عبدالعزيز رنتيسى قرارگرفت كه از آغاز تأسيس حماس شاخص ترين چهره آن به شمار مى رفت.حماس پس ازانتخابات ۲۰۰۶ به عنوان نخستين جنبش فلسطينى درقامت يك دولت ظاهرشد، رشته رياست كابينه حماس دردست اسماعيل هنيه قرارگرفت، اماهدايت تشكيلاتى آن راچهره پرنفوذ اين جنبش خالد مشعل دردست دارد.
درسالى كه گذشت تلاش زيادى براى ايجاد شكاف دردرون اين جنبش صورت گرفت. بسيارى از رقيبان اين جنبش درداخل وخارج فلسطين درپى ايجادشكاف در ميان فعالان و رهبران حماس دردوحوزه شيوه مبارزه با اسرائيل ونيزشيوه اداره دولت رفتند. مهم ترين چالش حماس دراين سال علاوه برمواجهه با تحريم هاى سهمگين آمريكاوغرب نزاع خانگى نيروهاى اين جنبش با رقيب سنتى آن ، فتح ، بود، تاحدى كه اين نزاع به مرحله به هم ريختن بساط امنيت غزه وايجاد چالش براى كابينه نوپاى هنيه پيش رفت . رهبران حماس براى عبورازاين چالش كه تاحدى ريشه دراختلاف رهبران فتح وشخص ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان برسر تقسيم قدرت داشت، به روش ديپلماسى ومصالحه روى آوردند. اين رويكرد، حماس رابه امضاى پيمان تفاهم جديد بافتح براى تشكيل دولت ائتلافى يا دولت وحدت ملى كشاند حماس كه استراتژى خود را برپايى يك دولت اسلامى در سراسر خاك فلسطين اعلام كرده و همه هم قطاران خودرابه هدف بزرگى به نام آزادى قدس فراخوانده است اكنون پس ازامضاى اين پيمان با رقيب سنتى خويش با آزمون تازه اى درمسير آن استراتژى مواجه شده است اكنون نگاه ها به اين نقطه متمركز است كه رهبران اين جنبش درانتخاب دشوار ديپلماسى خود تاچه ميزان قادر به حفظ اصول فكرى خويش هستند.
نيروى تسليم ناپذير
جنبش اسلامى مصر فاصله زيادى با موقعيت همتايان خوددرفلسطين ولبنان دارد، اما هم اكنون با وجود دراقليت بودن به عنوان يكى از محورهاى مهم تعيين كننده درمعادلات آينده خاورميانه به حساب مى آيد.
درميان جنبش هاى خاورميانه ، اخوان المسلمين موقعيتى تراژيك دارد زيرا با سرسخت ترين رژيم سياسى روبه روست و بى رحمانه ترين شيوه هاى سركوب برضد آن اعمال مى شود. البته رژيم مبارك درمقابله با اسلامگرايان مصرتنها نيست همان جبهه ائتلافى مقابل حماس به نحوى ديگر پشت سردولت شبه نظامى قاهره صف بسته اند. انديشه مشترك جناح محافظه كاران عرب ونومحافظه كاران آمريكا چنان كه بارها محافل غرب اعلام كرده اند، اين است كه قاهره ومصر انرژى بى پايانى از جنبش هاى انقلابى رادرساختارخود انباشته است ودراين ميان مبارك نقش بزرگترين سد بازدارنده را برابرموج نيروهاى انقلابى خاورميانه ايفا مى كند.
جنبش اخوان المسلمين با وجود تحمل فشار و سركوب، هنوزازعقايد خويش دست نكشيده است، آنها برپايه تفكرات مرجع خويش ، حسن البنا هدف خويش راتشكيل حكومت اسلامى اعلام كرده اند و رژيم كنونى مصر را مصداق نظام جور مى خوانند. محمدمهدى عاكف رهبركنونى اين گروه ودستيارانش هيچ ابايى از به چالش كشيدن مشروعيت حكومت ندارند.
اخوانى هاى مصر اكنون نفوذبالايى دردانشگاه ها ،كانون هاى وكلا،رسانه هاومحاكم مصردارند. با اين همه آنها از ورود درهمه پست هاى حكومتى وادارى محروم شده اند و اركان كليدى مصر دراختيار حزب حاكم مصر بارياست شخص مبارك است.
براى نخستين بار در سال ۲۰۰۵ اخوان المسلمين توانست از فرصت گشايش فضاى سياسى درمصر وانتخابات نيمه آزاداين كشوربهره بگيرد و با وجود ردصلاحيت شمارزيادى ازنامزدان اين گروه به وسيله دولت آنهابيش از ۸۰ كرسى پارلمان رادردست گيرد.اين پيروزى براى اخوان المسلمين آزمون وزن كشى درترازوى افكارعمومى بود. نتيجه اين آزمون اميد جنبش به ادامه حيات بود وموج وحشت براى رژيم مبارك.بااين انتخابات سياست حكومت مبارك به سمت سركوب بيش تر اين جنبش سوق يافت، به گونه اى كه ناظران ازيك تسويه سياسى گسترده درمسير انتخابات ماه مه اين كشورخبر مى دهند . درهفته هاى اخير دستگاه پليسى اين كشوربه بازداشت صدهاتن از اعضاى گروه اخوان المسلمين مصر در استان هاى مختلف اين كشور مبادرت كرد.
استان هاى قاهره، اسكندريه، الجيزه، الشرقيه، الغربيه، المنوفيه و الفيوم كانون هاى اصلى سركوب رهبران اخوان بودند.مبارك دراين مرحله بيش تر براى حذف عناصر شاخص اخوان تلاش مى كند تا توان سياسى اين جريان رادرمبارزه انتخاباتى آينده به صفررساند. چنان كه درليست جديد دستگير شدگان نام هاى شاخصى مانند جمال عبدالسلام دبيركل كميته كمك رسانى در اتحاديه پزشكان عرب و عمر عبدالله هماهنگ كننده مجمع مهندسان مصر و محمدحسن مدير دفتر عبدالمقصود المحمدى از نمايندگان مصر ديده مى شوند.
به نظرمى آيد نيروهاى مبارك دراين مرحله ازسركوب، چراغ سبز غرب رادريافت كرده اند. آنها درپاسخ اين سركوب ها يك پاسخ دارند : اين افراد به علت عضويت شان در سازمانى ممنوعه با عنوان گروه اخوان المسلمين دستگير شده اند و پليس مصر در اين دستگيرى ها به اسنادى محرمانه دست يافته است .
واقعيت وجودى اين مصالحه پنهانى زمانى آشكارمى شود كه دريابيم بسيارى از اين دستگيرى ها با هدف كاهش انتقادات از تغييرات پيشنهادى در قانون اساسى صورت گرفته است. تغييراتى كه قرار است مبارك درسكوت رضايت مندانه غرب براى تثبيت نظام ديكتاتورى خود اعمال كند. محمد مهدى عاكف دبيركل گروه اخوان المسلمين مصر در گفت و گو با روزنامه اماراتى البيان به روشنى اين مسأله را فاش مى كند : مسأله وراثتى بودن رياست جمهورى در مصر مطرح است، اين دستگيرى ها آخرين تلاش دولت براى ساكت كردن اخوان المسلمين است .
درهرحال همه چيز درباره آينده اين جنبش به انتخابات پيش روبستگى دارد. نظام مصر مى داند كه اخوانى ها حتى درشرايط تحريم در اين انتخابات شركت خواهند كرد. آن گونه كه ناظران گفته اند اگر اخوان المسلمين به ۲۵ كرسى در مجلس شورا دست يابد، مى تواند براى پست رياست جمهورى مصر نامزدى مستقل معرفى كند و اين چيزى نيست كه مبارك وشركاى او حاضر به پذيرش آن باشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |