|
|
|
شهرى براى زندگى
|
|
|
داوود پنهانى
بايد گفت و فرياد زد كه يادمان نرود اين شهر ، شهرى براى زندگى است . حصارى كه فرو بريزد نه شهر مى ماند و نه شهروند، نه من مى مانم و نه تو، نه خيابان و نه خانه. حصارى كه فرو بريزد تازه همان موقع، همان لحظه است كه به خاطر مى آوريم براى زندگى در اين شهر بايد به خيلى چيز ها توجه مى كرديم و نكرديم. نشد و تازه همان زمان است كه به ياد مى آوريم، نمى شود. اين تصوير خيالى، تصوير تازه اى نيست. با اين حال براى تلنگرى هم كه شده نيازمند بازگويى دوباره و چند باره تصاوير تلخى از اين گونه هستيم. چه آن كه به گفته شمارى از كارشناسان، شهر بزرگ در دود و ترافيك و ماشين مجال چندانى براى ادامه راه و حيات ندارد. اگر نجنبيم شهر ما قرار است تا ساعات پايانى روز هاى آخر حداكثر ۱۰ سال ديگر قفل شود. يعنى كه براى هميشه به سكوت و سكون برسد. سكوت و سكونى نه از روى آرامش و منطقى كه در بطن آن، چيزى به نام زندگى جارى مى شود و حيات راه خود را پيدا مى كند. در اين سكوت و سكون مرده وار جايى براى زيستن در اين شهر بزرگ باقى نمى ماند. همه ما نامى مى شويم در ميان نام ها. شهر اگر كه بميرد، خاطره هاى ريز و درشت زندگى مى ميرند. مجال تنفس اگر از ميان برود، ما نيز همچون پرندگان مهاجر چاره اى جز كوچ دسته جمعى نخواهيم داشت.
كارشناسان با رصد كردن اوضاع كنونى كلان شهر تهران در صحبت هاى گاه و بى گاه خويش گذارى به آينده مى زنند و با تأكيد بر لزوم توجه بيشتر به مشكلات شهرى پايتخت، نسبت به هرگونه بى توجهى در اين زمينه هشدار مى دهند. هشدار هايى از اين دست كه در صورت ادامه وضع كنونى تهران تا ۱۰ سال ديگر غير قابل سكونت خواهد بود. در پس اين هشداربدبينانه و تلخ چهره شهرى نهفته است كه روز به روز روانى حركت در خيابان هايش از ميان مى رود، بر آلودگى هوايش افزوده مى شود، درختان اش كمتر و آلودگى صوتى اش بيشتر اوج مى گيرد.
< آلودگى، ترافيك و تراكم هميشگى براى من و تو مشاهده آسمان آبى پايتخت رؤياى دل انگيزى است كه در تمامى روز هاى سال تنها چند روز فرصت استفاده و مشاهده آن به ما عطا مى شود. اين در حالى است كه به گفته مسئولان و دست اندركاران ۷۰ درصد آلودگى هوا در تهران ناشى از تردد بى اندازه خودرو هاى گوناگون در خيابان هاى آن است. موقعيت جغرافيايى پايتخت و وجود كوههاى البرز در شمال شهر چون سدى بزرگ در برابر حركت اين آلودگى، مانع از حركت آن شده تا شهر و شهرنشينان ناچار از استنشاق هوايى شوند كه با هر دم و بازدم انبوهى از آلودگى هاى مختلف را روانه جسم شان كند. دكتر «فتح الله امى» مشاور رئيس سازمان حفاظت محيط زيست و مدير طرح جامع كاهش آلودگى هواى تهران با تأكيد بر اين كه خودروهاى فرسوده فاقد استاندارد تا ۲۰ برابر خودروهاى نو، توليد آلودگى مى كند و اين در حالى است كه در تهران ۲ ميليون دستگاه خودرو فرسوده وجود دارد، بيشترين آثار تخريب آلودگى هوا را در سلامت، شرايط اقليمى و محيط زيست انسانى عنوان مى كند و مى گويد: «براساس آمار بانك جهانى خسارت آلودگى هوا در سال ۲۰۰۶ در اروپا برابر ۸۰ ميليارد دلار و در ايران ۸ ميليارد دلار بوده است. در سال هاى اخير نيز تعداد شهرهاى آلوده ايران از يك شهر به ۸ شهر افزايش يافته است و در حال حاضر شهرهاى تهران، اراك، مشهد، اصفهان، تبريز، شيراز، كرج و اهواز آلوده ترين شهرهاى كشور هستند.» وى درباره تأثير آلودگى هوا در رشد بيمارى هاى قلبى و تنفسى مى افزايد: «در سال ،۸۳ هزار و ۶۲۱ مراجعه كننده به لحاظ بيمارى هاى قلبى داشته ايم اما اين تعداد در سال ،۸۴ به ۲ هزار و ۴۰ مراجعه كننده رسيده است و اين امر در حال حاضر در حال افزايش است. تهران نيز حداكثر توان تردد يك ميليون خودرو و موتوسيكلت را دارد اما در حال حاضر (سال ۸۵)، بيش از ۴ ميليون انواع خودرو و موتوسيكلت در تهران تردد مى كنند.» مدير طرح جامع كاهش آلودگى هواى تهران به موارد ديگرى نيز اشاره كرده و مى گويد: «سرعت متوسط تردد خودرو ها در تهران از ۳۲ كيلومتر در سال ۸۴ به ۲۲ كيلومتر در سال جارى كاهش يافته است و اين امر موجب شده تا امروز انفجار ترافيك را شاهد باشيم. مصرف روزانه بنزين هر خودرو در ايران برابر ۱۰/۹ ليتر است اما اين آمار در فرانسه ۱/۹ و در آلمان كمتر از ۳ ليتر است و اين امر نشان مى دهد سرانه مصرف بنزين در ايران در حد بسيار بالايى قرار داد. مصرف روزانه ۱۴ ميليون ليتر بنزين و ميليون ها ليتر گازوئيل مانند هزاران تن بمب خاموش تهران را در معرض خطر قرار داده است. » وى، مأموريت هاى طرح جامع كاهش آلودگى هوا را، جايگزينى موتوسيكلت چهار زمانه با موتوسيكلت هاى دو زمانه، جايگزينى مينى بوس هاى نو گازسوز با مينى بوس هاى ديزلى كهنه، تعمير و بهسازى و رسوبزدايى خودرو ها و آموزش اطلاع رسانى و تحقيقات عنوان مى كند و مى افزايد: «آنچه مسلم است اجراى خروج خودروهاى فرسوده و جايگزينى موتوسيكلت چهار زمانه و همچنين جايگزينى مينى بوس هاى نو گازسوز با مينى بوس هاى ديزلى كهنه فقط نيم درصد از آلودگى شهر را كاهش خواهد داد.» با تمام اين گفته ها هر روز بر مناطق آلوده شهر چند مترى ديگر افزوده مى شود تا هشدار آلودگى در وضعيت قرمز چونان شمشير داموكلوس بر فراز سر ما باقى بماند. دكتر «يوسف رشيدى» مديرعامل شركت كنترل كيفيت هوا در اشاره به اين وضع، نوعى ديگر از آلودگى محيطى يعنى آلودگى صوتى را مثال مى آورد و با بيان اين كه منطقه ۶ با ميزان آلودگى صوتى بالاتر از حد استاندارد به عنوان آلوده ترين منطقه به لحاظ آلودگى صوتى در شهر تهران شناسايى شده است، مى گويد: «۱۰ منطقه نخست شهر تهران كه داراى بالاترين ميزان آلودگى صوتى است به ترتيب شامل ۶ ، ۱۰ ، ۱۱ ، ۱۲ ، ۷ ، ۱۳ ، ۳ ، ۱۹ ، ۱۸ و ۲مى شود. مناطق ۲۰ ، ۲۲ و ۵ تهران نيز به عنوان مناطق ساكت تر اعلام شده اند. » وى با اشاره به بررسى مناطق ۶ ، ۷ ، ۹ ، ۱۱ و ۱۲ و شناسايى نقاط خارج از حد استاندارد در اين مناطق، مى گويد: «در اين مناطق ۵۴۲ مركز آموزشى و درمانى در معرض آلودگى صوتى بالاتر از حد استاندارد قرار دارند كه شامل ۴۱۷ مركز آموزشى و ۱۲۵ مركز درمانى است. به عنوان مثال در منطقه ۶ شهر تهران بيمارستان هايى مثل بيمارستان مصطفى خمينى، بيمارستان سجاد و يا بيمارستان آريا، جزو نقاط بحرانى هستند كه ميزان خروج از استاندارد آن ها بالاتر از ۳۰ دسى بل است. » با اين وضع آيا مى توان به آينده زيست محيطى پايتخت اميدوار بود؟شهرى كه ترافيك و آلودگى هوا و آلودگى صوتى اش در كنار تراكم هر دم فزاينده آن قرار گرفته تا اميد به زندگى پاكيزه تر براى شهروندان آن را به حداقل كاهش دهد. شهروندانى كه خود نيز درباره نقش خويش در نجات شهر از اين وضع آشنايى نداشته يا اگر دارند نيز ترجيح مى دهند در مقام همرنگى با جماعت، به نقش خود بى اعتنايى نشان دهند. < آينده شهر شهرى با اين وضعيت، با اين مشكلات تا آينده نه چندان دور چه وضعيتى پيدا خواهد كرد؟ فرض بدبينانه اوليه از نظر تعدادى از كارشناسان اين بود كه با ادامه روند كنونى تهران تا ۱۰سال آينده جايى براى زيستن نخواهد بود. چه آنكه با در نظر گرفتن حجم آلودگى و مشكلات كنونى و فاصله زمانى ده ساله در نظر گرفته معلوم نيست كه تا زمان مورد نظر چه وضعى گريبان اين شهر را خواهد گرفت. به ترافيك هايى فكر كنيم كه هر روز بر ساعات گرفتار شدن در آن ها اضافه مى شود، چهره هايى را در نظر بياوريم كه ماسك به صورت زده و براى نجات خويش از آلودگى پايتخت تنها راه ممكن را به توصيه پزشكان استفاده از اين ماسك ها مى دانند. فرياد و سر و صدا، گسترش پايتخت به بيابان هاى اطراف، تا چشم كار مى كند ساختمان و آهن اشباع شده در كنار هم رديف شده اند. در كنار اين موضوع ها، افزايش سرانه مصرفى خدمات و مايحتاج عمومى را هم اضافه كنيد. مصرف آب و برق بالا مى رود. همه اين موارد در كنار هم يعنى سختى بيشتر براى زندگى، زندگى آن دسته از مردمى كه رؤياى پايتخت نشينى و استفاده از موقعيت هاى مناسب آن ها را روانه اين شهر كرده است. اين در حالى است كه مسئولان در تلاش اند تا با انجام برنامه هاى مناسب براى تهران راه چاره اى بجويند. راه چاره اى كه نقش مردم در استفاده از برنامه هاى آن بسيار زياد است. با اين حال علاوه بر مردم هماهنگى ميان سازمان هاى متولى در امور شهرى نيز يكى از اقدام هايى است كه به برنامه ريزى بهتر در رفع مشكلات شهر كمك مى كند. سازمان هايى كه تنها در حوزه آلودگى هوا به نوشته «ايرنا» تعداد آنها به بيش از۲۰ سازمان مى رسد. به عبارت بهتر در همين يك مورد ارگان هايى از قبيل مجمع تشخيص مصلحت نظام، نيروى انتظامى، شهردارى تهران، حوزه معاونت حمل و نقل وترافيك، ستاد معاينه فنى خودروهاى تهران، شركت كنترل كيفيت هوا، سازمان حمل و نقل و ترافيك، تاكسيرانى، شركت واحد اتوبوسرانى، پيك بادپا، وزارت نفت، سازمان هواشناسى، وزارت صنايع، خودروسازان داخلى، وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكى، سازمان محيط زيست، بهينه سازى مصرف سوخت و سازمان صداوسيما متولى كاهش آلودگى هوا در پايتخت هستند. اين در حالى است كه شواهد موجود نشان دهنده آن است كه ارگان هاى متولى باگذشت حدود هشت سال از قانونمند شدن آئين نامه اجرايى تبصره ۸۲ قانون برنامه پنجساله، هنوز نتوانسته اند گام مؤثرى در كنترل آلودگى هواى پايتخت بردارند. براى رسيدن به وضع مطلوب و پيشگيرى از رسيدن به آن وضع كابوس گونه اى كه پيش از اين به شكلى خيالى مطرح شد، ضرورت حل اين مشكلات و ناهماهنگى ها، امرى اساسى به شمار مى آيد.
|
|
|
|
|