چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۴ صفر ۱۴۲۸
Wed, Mar 14, 2007
فرهنگ و انديشه
۳۵۹۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان ۱۳۸۵
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
رودررو
سلامت
گزارشى از نشست نقد و بررسى كتاب «تكنوپولى» نيل پستمن
جهانى بدون سلطه تكنولوژى و رسانه
على محمد متوليان

هفته گذشته دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبايى شاهد برگزارى نشست نقد و بررسى «تكنوپولى» به عنوان معروف ترين اثر «نيل پستمن» جامعه شناس معاصر بود؛ نشستى كه اگرچه با تبيين انديشه هاى وى از سوى مترجم آثارش در ايران، يعنى دكتر صادق طباطبايى آغاز شد اما با مطرح كردن چندين پرسش بنيادين از سوى دكتر ابراهيم فياض نسبت به انديشه هاى پستمن همراه شده و در نهايت باز هم پرسشى كه همواره در ذهن مخاطبان آثار پستمن قرار دارد را بدون پاسخ باقى گذاشت: جهان مورد نظر پستمن كه در پى انتقاد از وضع جوامع كنونى حاصل خواهد شد، چگونه جامعه اى خواهد بود؟ آيا مى توان در عينيت نيز شاهد چنين جامعه اى بود يا آن كه تنها بايد چنين مدينه فاضله اى را در ذهن متبلور ساخت؟
281793.jpg
نيل پستمن (Neil Postman)، استاد دانشگاه نيويورك، جامعه شناس و پژوهشگر مسائل ارتباط جمعى، از زمره كارشناسانى است كه خطر كاربرد تكنولوژى بدون اخلاق را در كتاب ها، مقالات، سخنرانى ها و مصاحبه هاى فراوان گوشزد كرده است. وى در اين آثار با نگاهى پژوهشگرانه و متكى بر آمار و گزارش هاى مستند، آثار انهدام فرهنگى، روانى و اجتماعى را كه ناشى از لجام گسيختگى نظام صنعتى جديد است، عرضه مى دارد. كتاب تكنوپولى از زواياى مختلف به اين مسأله نگريسته و تصويرى از جامعه آمريكا به عنوان نخستين نظام تكنوپولى ارائه مى دارد؛ نظامى كه جامعه را به طور مطلق در انقياد تكنولوژى مدرن قرار داده و حق دخالت در سرنوشت را از آن ربوده است.
در اين ميان اگرچه «تكنوپولى» بهترين نمونه براى تبيين آثار اين انديشمند معاصر است اما ديگر كتاب هاى وى را نيز به نوعى مى توان تكميل كننده « تكنوپولى» دانست كه براى نمونه مى توان به آثارى همچون «نقش رسانه هاى تصويرى در زوال دوران كودكى»، «زندگى در عيش، مردن در خوشى» و «تلويزيون و آموزش انگليسى» اشاره كرد.
< پستمن چه مى گويد؟
پستمن را مى توان منتقد جدى جامعه سرمايه دارى كنونى جهان و بويژه آمريكا دانست. در اين راه وى اگرچه بسيارى از جامعه شناسان را همراه با خود دارد، اما توجه ويژه او به نقش رسانه ها در چنين جامعه اى، آثارش را در مقايسه با ديگران متمايز ساخته است.
پستمن در آثارش با ارائه مدارك متعدد ، به دنبال اثبات اين مسأله است كه تكنولوژى و توسعه آن در جامعه جديد، اگرچه در ظاهر منشأ خدمات بسيارى بوده است، اما در نهايت لطمه هاى جبران ناپذيرى را نيز به جامعه انسانى وارد كرده است كه از جمله آنها مى توان به از بين رفتن قدرت تفكر و تعقل به دليل گسترش رسانه هاى تصويرى و جايگزينى زبان احساس به جاى زبان تعقل اشاره كرد.
پستمن در بخش ديگرى از آثار خود به صراحت نسبت به اثرات تخريبى انقلاب بصرى كه به اعتقاد وى داراى مصاديقى همچون تصوير، كاريكاتور، پلاكارد و آگهى هاى بازرگانى است اشاره كرده و مى افزايد: «انقلاب الكترونى و انقلاب بصرى دست در دست هم، هر چند ناهماهنگ به تهديدى عظيم بر ضد زبان، ادب و فرهنگ پرداختند و جهان انديشه را به جهان نور و موج مبدل ساختند.»
وى در اين راه از انديشه هاى «مك لوهان» بهره جسته و با بيان جمله اى از مك لوهان مى گويد: «به اعتقاد مك لوهان زمانى كه بشر در يك محيط الكترونيكى زيست مى كند، خصلتى ديگر مى يابد و هويت فردى اش در تماميت جمعى استحاله گشته و در آن ذوب مى شود تا جايى كه «انسان جامع» به «انسان جماعت» مبدل مى شود.»
دكتر صادق طباطبايى مترجم آثار پستمن در ايران - در توضيح انديشه هاى وى مى گويد: «به عقيده پستمن، تكنيك يك دوست بوده و به همين دليل قابل اعتماد است. اما چنين دوستى بسيارى از چيزها را از انسان مى گيرد، تا جايى كه مساوى با انسان مى شود. از سوى ديگر در گام بعدى اين تكنيك داراى ايدئولوژى شده و به تكنولوژى تغيير مى يابد. در اين مرحله از انسان نيز فراتر رفته و طبيعى است كه هرچه را مانع خود مى بيند از سر راه برمى دارد.»
وى به حذف تمامى فيلترهاى موجود براى انسان به عنوان موانع تكنولوژى اشاره كرده و مى افزايد: «براين اساس تكنولوژى تمامى اين فيلم ها همچون خانواده، سنت، فرهنگ و حتى انديشه را از سر راه خود برمى دارد؛ تا جايى كه نبردى در اين راه آغاز مى شود.»
براين اساس نيل پستمن جامعه را مغلوب تكنولوژى دانسته و معتقد است كه تكنوپولى در چنين نظامى مطرح مى شود؛ نظامى كه با انقلاب تلگراف به عنوان نخستين انقلاب در اين زمينه آغاز مى شود.
وى همراهى تلگراف با انقلاب فوتوگرافيك را نقطه عطفى در تاريخ دانسته و از آن به عنوان عاملى مهم براى تهى شدن و يكدستى فرهنگ هاى مختلف ياد مى كند تا جايى كه پس از بيان مراحل پس از ظهور اين دو انقلاب، در فصل هاى پايانى كتاب خود به صراحت اعلام مى كند: «ديگر اميدى به اين جامعه نيست و اميد من تنها به كشورهايى است كه داراى فرهنگ هوشمند بوده و ورود تكنولوژى را با هوشمندى انجام مى دهند.»
< تقابل پستمن و تكنولوژى
اگرچه بسيارى بر اين اعتقادند كه پستمن با تكنولوژى مخالف بوده و سعى در رد آن دارد، اما دكتر صادق طباطبايى، خود نظر ديگرى دارد. او مى گويد: «ساده انگارى است، اگر بپذيريم پستمن مخالف تكنولوژى است. بلكه او مى گويد: به عنوان نمونه، كامپيوتر نياز است اما ضرورت ندارد تا يك كودك ۳ساله هم درگير آن شود. در واقع مى توان گفت كه پستمن مردم را نسبت به روى ديگر سكه تكنولوژى متوجه مى سازد.»
طباطبايى ادامه مى دهد: «پستمن در نظام اجتماعى، مفهوم «ايدز اجتماعى» را مطرح مى كند ؛ بدين معنا كه انسان قدرت خود را از دست داده و همه چيز را قبول مى كند. براى نمونه در مقياس اجتماعى دموكراسى را مى پذيرد؛ حال آن كه واژه دموكراسى، دروغى بزرگ است.»
281790.jpg
مترجم آثار پستمن در ايران معتقد است كه وى هدف تكنوپولى را سلطه بر جهان دانسته و در اين راه از ابزارهاى مختلفى همچون رسانه بهره مى جويد تا فرهنگ تعقل، جاى خود را به تجمل بدهد و در اين راه انسان ها براى نجات از وضع موجود، چاره اى به جز «زهدگيرى اجتماعى» نخواهند داشت؛ بدان معنا كه با به كارگيرى قدرت عقل، راه سلطه تكنوپولى و ابزار مستقيم آن همچون رسانه را بر انسان امروزى مسدود نمايند.
< مسير گم شده انسان شرقى
در اين ميان، دكتر ابراهيم فياض نگاه ديگرى به پستمن دارد. استاد ارتباطات دانشگاه تهران كه تأكيد بسيارى بر حفظ سنت ها دارد، به دو نگاه و تفكر رايج در فرهنگ ارتباطاتى اشاره كرده و مى گويد: «در حال حاضر بسيارى از نظريات تابع نظريات «انگلوساكسون» به محوريت انگلستان است و ديگر پارادايم و نظريه ها متوجه اروپاى متصل همچون انديشمندان آلمان و فرانسه است.»
فياض جهانى شدن را محصول ويژه آنگلوساكسون ها عنوان و تصريح كرد: «بسط نظرياتى اينچنينى در جهان كه به سمت «دهكده جهانى» حركت مى كنند موجب شده است تا در بسيارى از كشورهاى جهان سوم، بدون تفكر لازم، نگاه هايى اينچنينى و در رأس آنها نظريات «الوين تافلر» مورد توجه قرار بگيرد؛ تا جايى كه پس از انقلاب، اين نوع نگاه در جامعه ما نيز رايج شده است.»
فياض، پستمن را داراى تفكرى مطابق بر «مسيحيت عرفانى آسيايى» دانسته و در تحليل نگاه آنان مى گويد: «در واقع چنين نوع تفكرى خواستار بازگشت به قرون وسطى است؛ نگاهى كه در ايران نيز داراى طرفداران بسيارى است.»
جالب آن كه فياض خود نيز تا حد قابل توجهى متأثر از چنين نگاهى است. فياض در نهايت وضع سردرگمى را براى كشورهاى جهان سوم و بويژه روشنفكران ايرانى ترسيم كرده و مى گويد: «حال ما چه بايد بكنيم؟ تفكرات تافلر را پيگيرى كرده و به جهانى شدن اعتقاد پيدا كنيم يا آن كه پيرو نظريات جامعه شناسانى همچون پستمن باشيم. در اين راه ، مسير سومى نيز وجود خواهد داشت كه به سمت هيچ يك از اين تفكرات حركت نكنيم؟!»
وى نگاه خود را متوجه راه سوم در اين ارتباط دانسته و ضعف پستمن را مشخص نكردن مسيرى در اين رابطه براى كسانى مى داند كه به دنبال پيگيرى هيچ يك از دو تفكر رايج نيستند.
< پستمن ؛ نظريه پرداز متوسط
281775.jpg
واقعيت آن است كه پستمن را بايد نظريه پرداز متوسط دانست و از نظرات وى مى توان در سطوح ميانى براى نقد جامعه سرمايه دارى بهره جست. در واقع در جامعه فعلى سرمايه دارى كه تمامى مردم و البته انديشمندان به نوعى غرق در مظاهر تكنولوژى شده اند، انديشه هايى همچون نظريه پستمن مى تواند تلنگرى مناسب براى آنها جهت نجات جامعه انسانى از وضع موجود باشد؛ وضعى كه پستمن از آن با عنوان نظام سلطه تكنولوژى و رسانه بر انسان ياد مى كند. در اين ميان آنچه از سوى پستمن و همفكرانش مورد توجه قرار گرفته است، ترسيم واقعيتى از دنياى آينده خواهد بود.
نبود روشنگرى لازم از سوى پستمن در اين رابطه موجب شده است تا ابهامات بسيارى نسبت به جامعه عارى و خالى از تسلط رسانه و تكنولوژى در ذهن مخاطبان ايجاد شود؛ تا جايى كه بسيارى وجود چنين جامعه اى را به دليل تسلط غيرقابل نفوذ رسانه ها بر جهان امروز، امرى غيرقابل باور مى دانند.
در واقع پستمن به دليل ارائه نكردن تصويرى از جهان مورد نظر خود موجب سردرگمى بسيارى از مخاطبان خود شده است؛ مسأله اى كه بارها از سوى دكتر ابراهيم فياض در نشست نقد و برسى كتاب «تكنوپولى» مورد تأكيد قرار گرفت. آيا پستمن را مى توان ذهنى گرا دانسته و جهان مورد نظر وى را تنها جهانى ايده آل تصوير كرد يا آن كه او به عينيت هاى جهان مورد نظر خود نيز توجه داشته است؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |